السلام عليك يا امين اللَّه فى ارضه وحجته على عباده اَلسلام عليك يا علي بن موسي الرضا المرتضي اشهد انك جاهدت فى اللَّه حق جهاده وعملت بكتابه و اتبعت سنن نبِيِه صلى اللَّه عليهِ وآله حتّى دعاك اللَّه اِلى جوارِه فقبضك اِليه باختيارِه والزم اعدائك الْحجة مع مالك من الْحججِ الْبالِغة على جميع خلْقه اللّهم فاجعل نفسى مطمئنة بقدرِك راضِية بقضائك مولعة بذكرِك ودعائك محبة لصفْوة اوليائك محبوبة فى ارضك و سمائك صابرة على نزول بلائك شاكرة لفواضل نعمائك ذاكرة لسوابغ آلائك مشتاقة الى فرحة لقائك متزودة التقوى ليوم جزائك مستنة بسنن اوليائك مفارقة لاخلاق اعدائك مشغولة عن الدنيا بحمدك و ثنائك

انتخاب هدف

بهشت رضا

گزارش تصويری 2

سخنرانی : سعادت و موفقیت 1 و 2

گزارش تصويری 1

جلسه توجيهي خواهران

برنامه هاي اجرايي سفر + سرويس ويژه !

به مشهد رسيديم

اعتكاف 82

سفر كربلا - دي ماه 82

سفر مشهد - نوروز 83

اعتكاف 83

نذر دستهاي او

سفر مشهد - شهريور 83

ماه مبارك رمضان 83
محرم 83
سفر مشهد - شهریور 84

           

 

   
 

انتخاب هدف

خلاصه ای از صحبتهای حجت الاسلام انجوی نژاد
 

قسمت سوم از بحث موفقيت و سعادت

 

انتخاب هدف

زمان جنگ بچه هایی که کارهای بررسی میادین مین و نقشه کشی رو بر عهده داشتند یه قطب نما بهشون می دادن و می گفتن هدفتون رسیدن به خط دشمن است.هدف اصلی شما رسیدن به انبار مهمات دشمن است ومثلا تا آنجا 5 کیلومتر راهه.و اگر قرار باشد منحرف نشوی و به جلو بروی باید شاخص مشخص کنی.مثلا درختی که در گرا 32 درجه هست رو ببینید و همین طور به جلو برین تا به درخت برسید و یک چیز دیگر رو نشانه بگیرید که غیر متحرک باشد.شاخص باید غیر متحرک باشد و آرام آرام کار رود و به جایی می رسد که تو را نزدیک می کند به هدف اصلیت و در انتخاب هدف,شاخص همان زیر هدف است و اگر شما ریزهدفها را نبینی به هدف اصلی نمی رسی.طرف می بینی فقط میگه اهدناالصراط المستقیم.اما جزییات رو نمی بینه در حالی که این قطب نما مدام نیم درجه نیم درجه چپ و راست شده و تو از مسیر تکامل خارج شدی الان که تو اول دبستانی نمی توانی بگویی که اینقدر من فکرم را کنکور مشغول کرده که دیگر آب و بابا را نمی توانم بنویسم!!!
در مسائل مادی و معنوی ,شاخص(ریزهدف ,هدفهای در مسیر,هدفهای کوچک)آنها را الگو بگیر تا برسی به آقا امیرالمومنین.تا به درجه مادی و معنویت برسی. کسی که الان میلیارده یه مسیری را طی کرده.کسی که از تو 100 هزار تومان بیشتر داره معلومه یک هنری  بیشتر از تو داشته.کسی که از لحاظ علمی از تو بالاتره بدان که بیشتر از تو کار کرده.حتی بنده با سن خودم هدفهای نزدیک خودم رو انتخاب می کنم.هیچوقت نمیگم که من باید مثل آیت الله بهجت نماز بخونم.
مقام معظم رهبری برو ببین وقتی 20-30-50 سالشون بوده اون موقع چه کار می کردند,اگر قرار باشد فقط جلوها رو ببینی از خودش انسان ناامید می شود.
چند سال پیش پای منبر بزرگواری نشستم و دیدم از همه چیز صحبت می کند و چقدر جامع الاطراف صحبت می کند و بعده ها فهمیدم که زیاد هم سخت نیست به شرطی که مسیر نزدیک خودم را انتخاب کنم.
زن و شوهری که مدام سر هم فریاد می زنند و دعوا می کنند به این دلیل است که به نقطه بالاتر از خودشان توجه دارند.
بحارالانوار جلد 75 در مورد موفقیت: انسان موفق و خوشبخت را امام صادق در زیرساختهای هدف اینگونه معرفی می کند عزیز من اگر می خواهی در زندگی موفق شوی
1-هدف درستی را انتخاب کن
2-هدفی که در آن توانایی رسیده داشته باشد(بر اساس سه فاکتور استعداد,علاقه پشتکار)
3-توفيق گام برداشتن در آن هدف را داشته باشی
4-به درستی از عهده رسیدن به هدف برآیی
و اگر این 4 شرط را داشت فوری قدم اول را بردار
آقا من به نظرم می رسه اگر بخواهم بروم و طلبه شوم موفق می شوم سریع برو شروع کن,بگو کدام حوزه باید بروم و... آقا من به نظرم می رسه دانشگاه می توانم قبول شوم خب همین امشب شروع کن تا خداوند بهت توفیق بده. به نظرم می رسه  که می تونم 14000  صلوات برای 14 معصوم بفرستم سریع تسبیح رو بردار و همین الان 3 تاشو بفرست بقیشو بگذار برای بعد از مجلس.
در غیر اینصورت افتادی در دام تسویف شیطان.
بنابراین هرگاه این 4 عنصر در زندگی تو بود بلافاصله قدم اول ولو کوچک را بردار. می دونید ,اغلب ماها هدفهای خوبی انتخاب می کنیم ولی متاسفانه زمانی بین آن می افتدکه شیطان بر ما غلبه می کنه و نمی گذاردبه جلو برویم(توفیق را هیچگاه از خودت سلب نکن)
صحبتهای امروز رهبر عظيم الشان  در حرم علی بن موسی الرضا چندین نکته بسیار جالب داشت:
1.بیانات امام طولانی بود.بنابراین معلومه که رهبر به ملت دل بسته و امید دارد
2.بحث اسلام کلمه رسول خدا یک کلمه مشترک است.در حالی که تمام جهان دارند سعی می کنند اختلاف بین ادیان رو ایجاد کنند.
3.تاکید بر خدمت و خدمتگزاری و تایید دولت
ما امید داریم ایشاالله تمام آرزوهای امام و امام زمان برآورده شود.ایشالله سال بهروزی و عزت امت اسلامی و نابودی دشمنان و ظهور امام زمان
هدف در لقاء خداوند چیست؟
خداوند را 2 نوع می شناسی
معرفت اجمالی: همه خدا را قبول داریم اینکه ما نمی توانیم احساسش کنیم. ولی می دانیم وجود دارد و ازل است و ابد.می دانیم که قادر است. اما اشکال ما در چیست؟ متاسفانه ما تفضیلی با خداوند ارتباط نداریم خداوند را ریز نکردیم.خداوند رو دقیق نمی شناسیم چرا در خداوند فکر نمی کنیم؟
چرا ما باید فقط به خداوند بگوییم که ما در مسیر توییم.آخر انسان می خواهد به کجا برسد؟خلیفة اللهی یعنی چی؟یعنی  اینکه تو قرار است که خیلی هارو عوض کنی
بحارالانوار جلد27
پیامبر اکرم(ص)
دو کار می کنیم و این دو کار, خدا را برای تو از یک موجود خیالی تبدیل می کند به یک موجود عملی
من عطائک و محبتک خوشبخت واقعی کسی است که حق موفقیت را به جا می آورد.کسی است که هر آنچه تو می گویی  بگوید و تو را دوست داشته باشد
بنابراین دو راه داری عطائک و محبتک
این در واقع یک راه میانبر است
اما به دین که می رسه به عقل خودش اعتماد می کنه. اینکه اگر اینگونه که خداوند  دوست می دارد او را اطاعت کنم به من معرفتی می دهد که او را بیشتر بشناسم و کسانی که خیلی به خداوند اعتماد دارند خداوند در دلشان نوری را قرار می دهد. اگر خداوند را می خواهی بشناسی نور لازم است.اینکه تو بگویی چشم و دوستش داشته باشی خود خداوند تو را,راه خواهد انداخت.
شیخ طبسی نقل می کند که شخصی در بیابان می خواست خاری را بکند.گفت یا الله و خارها را  بیرون آورد بدو گفت اگر کسی به تو بگوید که خداوند نیست چه کار می کنی؟پیرمرد گفت:هیچی,با این بیل می زنم تو سرش که مخش بیاد تو دهنش.آنگاه شیخ با خودش فکر کرد که تو حتی به اندازه اون پیرمرد اعتماد نداری .اینقدر نسبت به خداوند تعصب نداری!
اطاعت وقتی سریع جواب می دهد که تو یک چیزی از خدا و امام رضا بخواهی ندهد و تو باز هم بگویی چشم و دوستش هم داشته باشی.اینجاست که یکدفعه می بینی نور وحدانیت و توحید بر تو می تابد
جلد 3 اصول کافی: فرزند صالح برای انسان سعادت و موفقیت می آورد
الحمدالله شمایی که بالاخره بچه دار می شوید بدانید که تربیت فرزند بسیار مهم است.
پدر دارد در عرش می سوزد پسر می گوید بسم الله الرحمن الرحیم.اینجا خداوند می فرماید عذاب را از پدر بردارید.می پرسند چرا؟خداوند می فرماید:چون پسرش دارد به من شهادت می دهد
جلد 5 صفحه 285 کافی
همسر زیبا,متدین و سازگار انسان را موفق می کند چه در دنیا و چه در معنویات لذا خداوند می فرماید در انتخاب همسر بسیار دقت کنید
بحارالانوار  173 جلد 49
از عوامل موفقیت خانه وسیع است
باطنش را نگاه کن, یعنی شرح صدر
یعنی خیلی دیر برآشوبی.یعنی اینکه دریا باشی.یعنی اینکه باد و طوفان هم بیاید تو آرام باشی.استکان آبی نباشی که با یک جمله وجودت به هم بریزد.شرح صدر داشته باشی و به قول ماها دندتون پهن باشد
 
یه خاطره زیبا:
گفت رسیدیم خدمت آیت الله طباطبایی, و گفت آقا جون فلان عالم گفته که آیت الله طباطبایی نورانیت ندارد.اگر ماها باشیم می گوییم از حسادتشه از کینه هست و...!میگه علامه طباطبایی چکار کرد؟ مظاهری فرمود:طباطبایی کلی خنديد(از ته دل)و گفت:خیلی بامزه بود.
مومن اینطوریه خانه وسیع!اگر تو با حرف مردم زمین بخوری موفق نمی شوی.تشکیلات ما یک فرقهایی با هیئتهای فرهنگی دارد.قسمتهای مختلفی دارد. بعد همینها ممکنه در این مجموعه خوب مچ نشوند. هنر,کامپیوتر,و...زود مچ نمیشه.وصل کردن اینها با هم یک کار جدیدیه.سینه زن هنرمند کامپیوتری خیلی سخته
اگر می خواهی موفق باشی باید در مقابل تهاجمات دشمنان بایستی و اگر ملت ما مقاوم نبودند تا حالا انرژی هسته ای را تحویل داده بودند.ما همواره سعی می کنیم معارف اسلامی را از هر راهی که شده پخش کنیم.مخاطب باید از کانالهای مختلف جذب شود. شماها و کسانی که می خواهید در این سنگرها کار کنید بدانید رمز موفقیت شیعه چیه؟
ای که از کوه معشوقه ما می گذری
باخبر باش که سر می شکند دیوارش
البلاء للولاء
امام رضا(ع)قصاب روح ماست
نفسی که تو بر این نفس سوار باشی و راهسوار باشد.آقاچپ چشم,آقا راست چشم,آقا بمیر چشم.نرو چشم.نفس و بدن اسب ماست.
.درآمد حلال
.بحارالانوار صیغه 100 صفحه 76
همنشین صالح,از عوامل موفقیت شما هستند.
در انتخاب دوستان  وسواس به خرج بدهید.خودت را همواره به صلحاء بچسبون و تا یک چیزی شنیدی زود نبر.به زور هم که شده خودت رو بچسبون.اگر تنها بشوی در جامعه موجها تو را می برند.صالح در این جامعه کسی است که نقاط مثبت او بر نقاط منفیش بچربد
دانشگاه رفتی همون اول  برو در یک نهادی اسم بنویس.در دبیرستانت سریع برو خوبارو پیدا کن
بعضی ها حتی در بهترین محیط ها بدترین آدمارو پیدا می کنند.که مادر و پدرشون میگن  ما اینو فرستادیم که هدایت شود رفته 4 تا چیز بدتر هم یاد گرفته اومده منزل.
ب:در معنویات: غررالحکم صفحه 198:
1.چیزی که تو را موفق می کند عبادت مستمر و دائمی است.
یعنی عبادتهایی که 5 روز پرکوب بیایی و 4 ساعت زیرت کنی و بعد یکدفعه ول کنی.این فایده برای تو ندارد.عبادت باید وصل باشد باید مستمر باشد.کم بگو ولی مستمر بگو.خوب باش  کم خوب باش.تو مسیر باش اما آرام آرام حرکت کن.برنامه ریزی یعنی همین.مرحله به مرحله,قدم به قدم
2.اخلاص:
کار را برای خدا ولو کوچک انجام بده مثلا می بینی یک بنده خدایی دو تا کفشش از هم جدا افتاده تو اونارو بردار کنار هم بگذار.درسته که کار خیلی کوچکی است اما سریع نتیجه اش رو می بینی.بنابراین راه اخلاص در همین کارهای کوچکی است که کسی هم نمی بیند..طوری که تا شیطان بیاید و بفهمد که چی شده کار تمام شده رفته.
3.سرعت در خیر
کار خیر به ذهنت آمد سریع انجام بده والستبقوالخیرات
طرف می خواهد از خیابان رد شود پیرمردی است.دو تا دستش را بگیر ردش کن
 
4.اصول کافی جلد ششم
یاد و ذکر مرگ: چون مرگ آرزوهای واهی را از دلت خارج می کند و تو را ایده آل بار می آورد.حقیقت  را در ایده ها فنا می کند
چون مرگ اجازه گناه و ناشکری را به تو نمی دهد. و چون اجازه نمی دهد که ناشکر باشی تشکر می کنی  و خداوند زیاد می کند.و اینکه یاد مرگ اجازه الافی به تو نمی دهد
5.داشتن آرزوهای طولانی:
هارون الرشید لعنة الله علیه  آدمهایی بودن که تنها ظاهر اسلام را رعایت می کردند طوری که نماز می خواندند,جماعت داشتند و...زمانی هارون به وزراء و اطرافیانش گفت می توانید در مملکت من که اینهمه وسعت دارد بگردید و یک نفر را که خود رسول خدا را دیده بیاورید ؟گشتند تا پیرمرد 130 ساله ای را پیدا کردند.توی سبدی گذاشتند و آوردند.پیرمرده لوله بود از شدت فرسودگی و ناتوانی.هارون از پیرمرد پرسید آیا تو خود پیغمبر را دیده ای؟.گفت آری 5 سالم بود که ایشان را دیدم.گفت:از لب پیغمبر چیزی هم شنیدی؟گفت:شنیدم که آدمی پیر می شود و در حالی که همه اعضاء و جوارحش و تمام بدنش پیر می شود در حالی که دو صفت در او جوان می شود
1.طمع
2.آرزو
طرف می بینی در 90 سالگی آرزوهایی می کنه که مربوط می شود به 30 سال دیگر
هارون الرشید گفت:1000 دینار سرخ به او بدهید. و آنگاه او را برگردانید.پیرمرد به هارون گفت:اگر ما سال دیگه هم بیاییم و یک روایت دیگر بگوییم همین قدر به ما می دهی؟؟اینجا بود که هارون گفت:صدق رسول الله
نگاهی که بعضی پیران به سفره غذا می اندازند از جوانان بیشتر است
!
بحارالانوار جلد 78:
امام صادق(ع) فرمود:راحتی و آسایش برای مومن در دنیا وجود ندارد(محال است)
تو اصلا برای اینجا خلق نشدی و تو خیلی بزرگتر از آن هستی که بخواهی اینجا آسوده شوی. کسی مثل هیتلر,انسان بزرگی بود چون راضی نمی شد به آلمان و...
شهید مطهری:
در حدیث,خداوند موفقیت و سعادت انسان را در 2 چیز قرار داده و در 2 چیز هم قرار نداده است
1.یقین
2.رضا
اینکه یقین دارم که خدایی بالای سرم است که هیچی کم ندارد و جبران می کند
مثلا اگر امروز صبح ابوی بنده غذای خوبی نیاورد مطمئن باشم که فردا جبران می کند
یقین دارم  اگر امام  هم مرا بیرون کند چیزی برای من در نظر گرفته که می ارزد . و چون یقین دارم راضی هستم
اینکه اگر مقداری از آبرویم را کنار می زند حتما می خواهد بقیه آبرویم را حفظ کند.اگر دست و پایی از من می شکند یقین دارم که قرار بوده قلبی از من بشکند و این سخت تر است و اینکه اگر در فقر به سر می برم یقین دارم که روز خوبی هم برای من در نظر گرفته
و بعد اینکه ناراحتی و رنج را در 2 چیز قرار داده:
1.تردید
2.خشم
تو اگر خدا داری دیگه راحتی برو جلو.استخاره که ندارد.دنیا نه خوبیاش خیلی دهن سوزه و نه بدیاش خیلی جگر سوزه!
البته چیزهای دیگری هم هست که در مراتب بعدی هستند.فقر,مریضی,بی آبرویی
اصول برنامه ریزی:
1.غنیمت شمردن وقتها
کسی که خودش را با چیزهای غیر مهم مشغول کند چیزهای مهم و بااهمیت را زائل کرده و مهم این است که اگر سرت را بر روی بالش گذاشتی احساس کنی که یک درجه به انسانیت نزدیک شدی.اینکه از گناهانت کم شده باشد.حق الناس مرتکب نشده باشی و در مسیر انتظار قدمی برداشته باشی.دست کسی را گرفته باشی.دلی را به دست آورده باشی.اشک یتیمی را پاک کرده باشی
از صبح تا شب غصه می خوره که فلانی منو دوست داره یا نه!؟؟؟؟
مومن اوقات فراغت ندارد.هر وقت فارغ شدی به طاعت خدا بکوش و با اشتیاق برو به سمت خدای خودت. مومن اوقات بیکاری ندارد.کلی درگیری دارد.
امام کاظم(ع)
خداوند متعال نسبت به بنده پرخواب خشمگین است
فرمودند:اوقات فراغت 2 اثر بر روی انسان دارد
الف:تباهی در دنیا
حافظه ات بالاست اما فایده ای ندارد چون در دوران جوانیت اقدام نکردی و دیگر فایده ای بر تو نخواهد داشت.دنیایت تباه می شود
ب:افسوس و اندوه در دنیا:
والعصر ان الانسان لفی خسر.الا الذین آمنوا عملوالصالحات تواصواباالحق و تواصوابالصبر
در جامعه بگرد و اگر  دو تا کلمه بلدی آنهایی را که تشنه هستند و له له می زنند را بهشان بگو 5 دقیقه واسش وقت بگذار.م.من نباید بنشیند
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
زندگی حتی یک ثانیه اش هم برنمی گردد.مریض و علیل می شوی,سردرد می گیری
لذا کمتر حرف بزن,کمتر به مردم نگاه کن,کمتر دنبال بدی در جاععه بگرد و به خودت برس
اگر کسی بعد از 6 ماه تو را دید و بهت گفت فرق کردی احساس کنی بهت توهین شده.و بگویی چی فکر کردی؟آیا توقع داری توی این 6 ماهه فرق نکنم؟معلومه که فرق کردم.
طرف میگه یادته 2 سال پیش فلان حرف رو زدی؟آقا دلت خوش من هفته به هفته روز به به روز در حال تغییرم و تو حرف از 2 سال پیش می زنی؟بنابراین انسان همواره در حال تغییر و پیشرفت است                                                     **************
قسمت چهارم از بحث موفقيت و سعادت:
در اصول برنامه ریزی بودیم اصل دوم اگر کسی دو روزش مثل هم باشد ضرر کرده است و این ضرر هم به دنیایش ضرر می رساند و هم به آخرتش
اصل سوم:
واقع گرا و واقع نگر باش نه ایده آل گرا
آرزوهای ما بر موفقیت کامل بنا نهاده می شود و این  ایده آل است .اما واقعیت اینست که اگر قرار باشد به بهترین مقامهای مادی و معنوی برسیم تفاوت بین انسانها مشخص نمی شود
خوبان موفقیت را انجام وظیفه می دانند نه مقام و نتیجه و خوبان از اینکه برخی مقامهای دنیا بهشان نمی رسد خیلی خوشحالند چون برخی از مقامهای دنیا مسئولیت سنگینی را بر دوش انسان می گذارد.بنابراین کم سعادتی در این مسائل خود موفقیت است.
حرف زدن خیلی ساده تر از عمل کردن است.
اگر مثلا مسئولیت دو تا خانه را بهشان بدهیم می بینیم که انسانها عکس العملهای غیرقابل پیش بینی دارند و هر چه به آنها دستور بدهیم و قانون تعیین کنیم آخرش یک جورایی در میرن.مگر اینکه یک زمانی خود آقا ظهور کند تا قدرت این را داشته باشد که در نفوس انسانها ورود پیدا کند و اجازه خلاف به آنها ندهد. طرف می بینی دو تا دختر و پسر داره 10 بار به این و اون متوسل می شود که یک کاری کنید که اینها به حرف من گوش دهند.طرف زورش به دو تا بچه هاش نمی رسه اونوقت 10 تا قانون مملکتی هم توی ذهنشه
اصل چهارم
کار امروز را به فردا مینداز
یادت باشد امشب خواب نمونی.چه در اعمال مادی و چه در اعمال معنوی
اصل پنجم
دنیا و آخرت را با هم در نظر بگیر
امیرالمومنین  فرمود: طوری در دنیا زندگی کن که گویی قرار است هزار سال زندگی کنی و همزمان طوری زندگی کن که گویی قرار است 10 دقیقه دیگر بمیری
یعنی همیشه پروندت آماده باشه و هر قسمت از زندگیت که می گذرد درجه حساب و کتابش را داشته باش. از در داری  میری بیرون,سریع حساب و کتاب کن.
اینکه هیچ راهی برای فرار از مرگ نیست.لذا همیشه درجا,اعمالت را حساب و کتاب کن و بگذار در بایگانی تا خیالت راحت باشد.میگن آقا خیلی سخته!میگن نه آقا سخت نیست چون اگر انسان همزمان که دارد عمل می کند حساب و کتاب هم داشته باشد راحت کارهایش را پیش می برد.
آدم باید مقداری نسبت به اعمالش عرضه و حساسیت داشته باشد.از پرونده تو  اگر یک دانه اش برای قیامت بماند حساب و کتابش بسیار سخت خواهد شد  و چه بهتر که همین الان در دنیا حساب و کتابمان را درست کنیم.بگو خدایا ببخش. اصلا هم سخت نیست
طوری زندگی کن که گویی هم دنیا و هم آخرت برایت مهم است
صبح تا شب در خانه کعبه در حال نماز خواندن و قرآن خوندنه که چی؟؟؟قرآن هم که می خونه مدام داره تکون می خوره در حالی که قرآن مال جهاده.
ترکیب کردن عقل معاد و عقل معاش
یک عده دنیا را آنقدر جدی می گیرند که برای هر کاریشون حساب و کتاب می کنند
چقدر خوب است که ما در کنار حرم امام رضا عقل معاد و معاش ما, تواما ترقی یابد.چرا که اگر افراط و تفریط  کنیم قطعا ضربه می خوریم.
آنهایی  که معاش را رها می کنند برای معاد دعا می کنیم همینطوری بمیرن ولی معلوم نیست که همینطوری بمونن چون بالاخره می بُرن (خسرالدنیا والاخرة)
در حالی که در دعاهامون هم داریم ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرة الحسنه...عافیةالدنیا والاخرة... بنابراین اول دنیا بعد آخرت امام می فرمایند: در دنیای غروبها و فریبها تو به من روزی بده تا تجافی داشته باشم.
چه کسانی که در دنیا هستند و ادای اهل دنیا رو در میارن مثل آنها شهوت دارند مثل آنها ازدواج می کنند مثل آنها خانه دارن ,مقام دارند و...یعنی دقیقا مثل آنها زندگی می کنند.اما این بابا نیم خیزه.دل بستنش به دنیا یک دل بستن مجازی است.در حقیقت دل به دنیا نبسته بلکه جسم را به دنیا بسته.
در معراج السعادت ملا محسن فيض فرمود: میخ دنیا را بر گل زده ام نه بر دل
مومن توی دلش معلومه چه خبره.
اصل ششم: اصل کیفیت است اما از کمیت نیز غافل مشو. بهترین حالت  این است که وقتی در حرم امام رضا به زیارت می روی کیفیت داشته باشد.
بعضی وقتها کمیت برای انسان کیفیت می آورد. زمان جنگ بعضی جاها رسم بود که هر هفته را تقسیم بندی می کردند مثلا امشب شب رکوع,فردا شب قیام و...
خواهرا باید بیشتر به کیفیت فکر کنند تا کمیت. خواهرا ماشاالله کم نمیارن. دعای فلان,چله فلان,نماز شب و...راحت می شینه 3 ساعت عبادت می کنه.(چون فک ورزیده ای دارند)
کار نیکو کردن از پر کردن است اما برادارا هم سعی کنند توی این خطها باشند آقا اینقدر خداوند نمازهای مستحبی رو راحت کرده. و ما اینقدر بی کاریم.
هر جا هستی از مستحبات غافل مشو. تو اتوبوسی,توی ماشینی  ذکر بگو. دو خط قرآن بخون
بحثی نیست که اصل کیفیت است اما از کمیت نیز غافل مشو.
اصل اینه که زیارت جامعه کبیره رو از نظر معنا هم تسلط داشته باشی و اگر هم اینطور نبود بدان که خواندنش هم چیزی برای تو دارد
اصل هفتم کارهایت را برای خود اولویت بندی کن
امام صادق(ع) فرمود:
زندگیت را به 4 قسمت تقسیم کن
1.کار
2.خواب
3.عبادت
4.لذت بردن
مثلا می بینی فلان شخص از امشب تا صبح یک قسمتش  رو به کار اختصاص داده و قسمتی را هم به لذت بردن(خوردن,خوابیدن و...)اما الان خواب و عبادتش تلاقی پیدا کرده باحرم.اینجاست که شخص باید اهم فی الاهم کنه.
لذا امشب به خودت بگو من از حالا بیدارم تا صبح.بعد امتحان کن تا خوابت گرفت برو یک دوری بزن وضو بگیر بگو عمرا بذارم تو(خواب)منو ببری.5 دقیقه بعد می بینی که خوابت رفت
اگر شهوت سراغت اومد بگو برو سراغ دیگران.من زیر بار نمی رم.لذا 10 دقیقه مقاومت کن اونوقت می بینی که نفست ضعیف می شود
اصل هشتم برای وظیفه کار کن نه نتیجه
خداوند می فرماید: من زیاد هم به نتیجه کاری ندارم
آقا ما اصلا بیایم و منابر رو تعطیل کنیم چی میشه؟هیچی. گنجشکه می خواست از کوه بلند بشه گفت خودت رو بگیر که می خوام پا شم.کوهه گفت:تو اصلا کی نشستی؟؟
خداوند فرمود:رسول ما,اونایی رو که تو دوست داری هدایت کنی بعضی هاشون هدایت نمی شوند.
امام موسی یکی از پسراش هدایت نمیشه زیاد زور نزن.
بعضی اوقات چقدر زحمت کشیدی تا بعضی ها هدایت شوند.هر چی داشتی رو کردی اما نتیجه نداد
یکی از همسنگرهای شهید باکری تعریف می کرد
قبل از عملیات بود همه رزمنده ها جمع شده بودند  و همه مرخصی می خواستند. شهید باکری گفت:الان درستش می کنم.یک ساعت صحبت کرد از جهاد,از امام و...خلاصه یک سخنرانی قرایی کرد و گفت:امروز است که نشان می دهیم مرد کیست و نامرد کیست؟  بعد از سخنرانی رفت توی سنگر.گفت آقا چی شد؟؟به شهید باکری گفتند:هیچی. فایده ای نداشت باز همه میگن ما مرخصی می خواهیم.اینجا بود که شهید باکری سرشو انداخت پایین و گفت:جون مادرتون,یعنی ممکنه خدا به دلشون بندازه که بمونن؟چند دقیقه بعد گفتند می مونیم.به همین راحتی بنابراین دنیا به تو نمی رسد اگر که خداوند نخواهد.لذا همواره برای وظیفه ات کار کن
اصل نهم جایگاه لذت
علی(ع)فرمود: پرداختن به لذت و وقوع حلال در زندگی,زمینه موفقیت در امور مادی و معنویت را فراهم می کند
میگه چرا بچه ها بعد از مجلس جک میگن خب بگه عزیز من.2 ساعت روضه خوندیم حالا یک کمی بخنده. تا دین آمد فکر می کنند دور هر چی دنیاست را باید خط کشید.آقا میاد هر چی حلاله رو برای پدر و مادرش حرام می کند.
هر موقع دیدی که بعد از روضه و زیارت منزوی شدی و روحیه درس خواندن و کار نداری بدان که جلسه ات اشتباه بوده بعد از اشک برای خداوند باید بهجت به دلت بنشیند.
می فرمایند: زمینه موفقیت مادی و معنوی اینست که حرام خداوند را حلال نکنیم دایره دین را آنقدر محدود نکن آنقدر کوچک نکن که فقط خودت و چند نفر دورو برت جا شوند.طوری که یکی دیگه فکر کند که بی دین است آقا امیرالمومنین در نهج البلاغه فرمود: بعضی وقتها قلب شما بچه شیعه ها بهتان پشت می کند.
برو یک سریالی,یک برره ای ببین تا شوق در تو بوجود آید.اتفاقا لذتهای دنیا مال توست.بقیه دارند حرام می خورند. نعمتها مال توست تویی که حمد خداوند را کردی و باید از نعمتهایش استفاده کنی.خنده مال توست چرا باید بقیه بیشتر از تو بخندند؟بگذار خداوندی که اشک تو را می بیند بشاشیت تو را هم ببیند.امام رضا بابای ماست بگذار ببینه و کیف کنه
بعضی وقتها جلوی باباش آدم باید فیلم بازی کند.بابارو ناراحت نکنی ها 4 تا شرط هم داره که بر می گرده به میزان بهره وری تو 1.حلال باشد قرار نیست که حتما آدم چلوکباب برگ بخوره تا لذت ببره.اگر بعضی وقتها انسان نون خالی هم بخورد لذت می برد
2.جوانمردی از بین نرود خواهر من مرد باش,ایام خریده.جوانمردی از بین نرود.طوری استفاده نکنی که گیر بغل دستیت نیاید.مرد باش و کمتر استفاده کن یا اینکه حداقل دعا کن که به آنها هم برسد تویی که هیچ شبی  را گرسنه سر به بالین نگذاشته ای یک شب هم به یاد  فقراءباش.ماهایی که هر موقع عشقمون کشید اومدیم مشهد.یک کمی هم یاد مردم باشیم
سید بحرالعلوم وقتی نامه نوشت برای شاگردش,که همسایه بغلی دیشب گرسنه خوابیده.دوید سریع رفت خودش غذا فرستاد.وقتی گفت:آقا به خدا خبر نداشتم.آقا گفتند:اگر خبر داشتی که دست تر به تو نمی زدم چون نجس بودی!!!
اونوقت میاد مشهد میگه رفتم خدمت  امام رضا ولی تحویلم نگرفت.چقدر واسه بقیه خرج می کنی؟در زندگیت کمی مرد باش بخدا در شیراز خودمون,بعضی ها هنوز تلویزیون در خانه شان ندارند
3.اسراف نباشد
4.بهره مندی از این نعمتها,ما را در انجام تکالیفمون یاری دهد
اصل دهم  فکر کن و ببر
الف:در خوبیها
چقدر برای ما سود داشته ب:در بدیها
چقدر مکه و مدینه و کربلا و مشهد و...برای 5 دقیقه لذت بردن فانی پرونده های مارو خالی کرده. یک کمی فکر کن که با این لذتها به چه قربی رسیدی؟ ج:مرگ
د:پیشینیان
ح:به نعمت ها فکر کن
 
و اما ضلع سوم
می خواهیم بدانیم که چرا اراده من و تو ضعیفه!؟
1.آگاهی راجع به چیزی آگاهی پیدا می کنیم و بعد شروع می کنیم به عمل کردن.و کسی می تواند این کار را انجام دهد که آگاهیش کامل بوده باشد
و بعد اینکه وقتی آگاهی پیدا می کنی انسان میلش برانگیخته می شود.روی این میل وقتی بیشتر فکر می کنیم تبدیل می شود به میل شدید(عشق).بال بال می زند. من خودم 2 سال پیش تا کربلا نرفته بودم می گفتم مکه مدینه کربلا شد حرم امام رضا.بعد که رفتم دیدم اصلا یک فضای دیگه ای هست وقتی میل شدید ایجاد شد حرکت تو حرکت بااراده ای می شود. بعد که می خواهی تقویتش کنی بگو ایاک نعبدو وایاک نستعین.نماز امام زمان بخون  و از خداوند بخواه که به تو اراده ای قوی  دهد .بگو خدایا من نمی توانم مگر اینکه تو بخواهی شیخ رجبعلی خیاط فرمود: زیارت که می روی با دو تا پا برو و با 3 تا برگرد ! تکیه کردن به اهل بیت
2.موعظه مستقیم خودت را در معرض مواعظ قرار بده,کتاب,نوار,تلویزیون,استاد,پدرومادر,برادر و خواهرو...
بعضی از پدرا گله می کنن که همه مارو شب خاطره دعوت می کنن اما خانواده خودمون حتی یک بار به ما نمیگه یک خاطره بگو! چرا استفاده نمی کنید؟؟چرا سوال نمی کنین؟
3. مشاهده(موعظه غیر مستقیم)
سعی کن از همه چیز عالم عبرت بگیری.به قبرستانها و بیمارستانها سر بزن
4.لاغر کردن نفس باعث تقویت اراده می شود.نفس همه چی رو شامل می شودشکم,شهوت و..
هر چه نفست را لاغر کنی اراده ات بیشتر می شود.مثلا تو همیشه 12 خوابت می بره ولی امشب 12:30 بخواب.همون ابتدای کار,گربه را دم حجله بکش و ثابت کن که بدن تو عقل سالاریه نه نفس سالاری
5.دوری از لذات
کسی که خیلی اهل لذت خواهی باشد,کسی که نتواند کوچکترین گرما و سرما را تحمل کند.کسی که در مقابل فحش ,نتواند مقاومت کند.اراده اش ضعیف شده.البته اینو میگم برای دنیایت
6.همنشینی با خوبان
اراده را قوی می کند. بعضی وقتها آدم یک عارفی را یک بزرگواری را یک ثانیه می بیند تا یک ماه شنگوله
یک جمله میگه یک نگاه می کند آدم راحت می شودبا کلی درد میری پیشش  میگه چته؟دنیا زیاد هم مهم نیست.اصلا آدم راحت میشه به خوبها سر بزنید.من خوبانی را می شناسم که غریب و مهجورن.یه نماز جماعت برین, مسجدشون برین دست بوسشان این شخص ریشش را در مسیر اسلام سفید کرده این شخص مقدس است
بنابراین قدر خوبان و بزرگانمان را بدانیم
عوامل تقویت کننده:
برای مثلث(استعداد,علاقه,پشتکار)در مسیر موفقیت و سعادت
5 عامل خارجی داریم که از خارج می آید و کار را تقویت می کند اما اگر نباشد دو مشکل پیش خواهد آمد
الف.درجه موفقیت تو پایین است ب.ضمانتی برای موفق ماندن نیست
1.اخلاص
2.توکل تو به خداوند دل بده و بقیه را دست خودش بسپار
3.توسل در خانه اهل بیت
4.بین من و خدا هر چی باشد که خدا ناراضی باشد اول تو باید راضی باشی
گویی ما شیعیان,مسیرمون فقط از طریق اهل بیت است
طرف  نامه میده دم دفتر ریاست جمهوری در حالی که استاندار گذاشتن. اصلا  وقتی یک واسطه ای باشد انسان خیالش راحت می شود.چون خداوند خیلی بالاست
5.والدین در نماز,در زیارت,در شبانه روز یادشان باشیم و اگر در قید حیات هستند پای پدرو مادرت را ببوس.یکدفعه می بینی از بیرون اراده ات را میزان می کند
امام معصوم فرمود: تا پدرو مادرت زنده هستند از ما بیشتر می توانند کار کنند..فرمود:اگر زائر ما هستی و پدرو مادرت ناراضی هستند متاسفم برایت که داری نمازات رو شکسته می خونی.متاسفم برایت که الکی بهم دروغ میگی که رضا جان دوستت دارم برایت متاسفم که اشکهایت را الکی هدر می دهی کسی که دل مادرش از او دلگیر است مانندمعتاد دلش بی اراده است
ما دو تا عبادت داریم 1.عبادت عام: برای خدا نفس بکشی, برای خدا بخوابی,برای خدا پول خرج کنی و مسجد بسازی. اگر در آشپزخانه کانون داری کار می کنی میشه عبادت عام. اگر در جامعه مسئول کمیته امدادی و غذا می بری میشه عبادت عام
2.عبادت خاص
نماز,ذکر,دعا,اعتکاف,روزه,مناجات و گریه و... قضیه چی هست؟ آنهایی که عبادت خاص را جدی می گیرند خداوند توفیقاتشان را در عبادات خاص هم زیاد می کند. مقام رهبری قبل از رهبری و بعد از رهبری نه تنها عبادت خاصشان کمتر نشد بلکه بیشتر شد میگه آقا جون,چون صبح ها  برای خدا کار می کنیم شب دیگه حال نداریم در حالی که نباید اینطور باشد میگه  وقتی تو,عبادت خاص را جدی می گیری به تو برکت می دهیم لذا عبادتهای خاص را در زندگیتان کمرنگ نکنيد
والسلام

   
پيامها ( 2032 پيام ) 3/28/2006 :: 04:02 :: زائر حریم رضوی

 
   
 

بهشت رضا


 
 طبق روال هر سال،روز بعد از
 تحویل سال رفتیم کنار شهدای بهشت رضا تا بار دیگر با آنها تجدید پیمان
 کنیم.عجیب است روز ها چقدر تند و سریع می گذرند،آنقدر سریع که وقتی برمی گردی و
 پشت سرت را نگاه می کنی فقط چاله های زمان را می بینی و غبار غم را!


 
 نمی دانم تئاتر بود یا واقعیت
 تلخ جامعه!؟ اما آیا تا به حال شده یادی از بازماندگان و باقیماندگان شهدا
 کنیم؟آیا شده ناله های مادر شهید و گریه ها ودلتنگیهای کودک شهید آزارمان دهد؟


 
 کلمه ها هیچ وقت واسه نوشتن حس,
 چیزای به درد بخوری نیستن و شاید هم من هنر استفاده از اونارو ندارم.خیلی
 سخته,باید با چار تا کلمه به یک نفر نشون بدی که چقدر دوسش داری و با شنیدن
 نامش دلتو می لرزونه.اون موقع هست که تازه می فهمی که این کلمه ها چه موجودات
 کوچکی هستند واسه آروم کردنت,واسه همدری و...


 
 و اینکه چقدر عاجز و علیلی واسه
 نشون دادن حست و چقدر ساده لوحی اگر فکر کنی با چار تا کلمه می شود به دل سوخته
 یک مادر شهيدآرامش داد.

 مثل همیشه نمیشه حس ها رو گفت و دلتنگی هارو نوشت.اما شماها همین قدر بدونید که
 اون نمایش و تئاتر توی بهشت رضا و بعد هم صحبت های پر از درد آقا سید ,چقدر
 دلامونو چنگ می زد از تصور یک دختر و همسرشهید توی یک روز بهاری دلگیر ,که طعم
 گس تنها شدن داره! توی دل همه ,آشوبی شده بود که انگار تمام رخت های علم رو
 دارن توش می شورن!!!



 
 و اما صحبت های آقا سید بعد از اتمام نمایش در
 ارتباط با شهداءاز دیدگاههای متفاوت:


 
 نگاه اول:


 نگاه ترحمی است
 و شهید را نعوذ بالله مثل نفله می دونند که می توانست در دنیا زندگی کند و در
 این زندگی,هم خدا را داشته باشد و هر خرما را. و وظایف اجتماعی خودشان را گردن
 امام زمان می اندازند و اعتقاد دارند که باید لذتشان را ببرند و یک ظاهر اسلامی
 داشته باشند


 شعر زیبایی هست
 که بارها هم گفته ام:

 


  گفت جنگ و جدل از مرد دعا
مپسندید

  ریگ در نعل فروهشته ما مپسندید


 

   

 

  
  کربلا را بگذارید که حج در پیش است

  گفت آرام بخسبید فرج در پیش است

 

   

 

  
  بگذارید مگر آب فراتی برسد

  مگر از اهل کرم خمس و زکاتی برسد

 

   

 

  
  گفت ما از حضراتیم به ما تکیه کنید

  مستجاب الدعواتیم به ما تکیه کنید

 

   

 

  
  روضه باید خواند تا آب برد
  دشمن را

  سفره باید کرد اما علم رفتن را

 

   

 

  
  الغرض در همه غافله یک مرد نبود

  یا اگر بود شایسته ناورد نبود

 

   

 

  
  یا محمد همه جز پوچی تکرار
  نبود

  چارده قرن علم بود و علمدار نبود

 

   

 

  
  وکسی گفت چنین گفت که
  سر,سنگین است

  باد با قافله دیری است که سرسنگین است

 

   

 

  
  چیست واگرد سفر جز دل سرد
  آوردن

  سر بی دردسر خویش به درد آوردن

 

   

 

  
  گفت ما خسته و زاریم زما
  درگذرید

  هفت سر عائله داریم زما درگذرید

 

   

 

  
  و کسی گفت چنین گفت کسی می
  آید

  مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

 

   

 

  
  هر که پابسته خانه است
  خداحافظ او

  هر که با عذر و بهانه است خداحافظ او



  


 
 نگاه دوم:


 کسانی که فکر
 می کنند شهادت یعنی عزا,و آوردن جنازه ها را پلوتیک نظام می دانند تا بتوانند
 جو را بخوابانند..اینطور فکر می کنند که ما بچه های مذهبی از حربه شهداء
 استفاده می کنیم تا انسانیت آنها را زیر سوال ببریم. البته شاید هم بعضی جاها
 درست می گویند.لذا این گروه الان جبهه می گیرد


 
 نگاه سوم:


 گروهی که بر
 کرسی منطق و علم می نشینند.آقا جایگاهها فرق می کند.شهید جای دفنش در بهشت رضا
 و دارالرحمه است چرا آنها را در کوهپایه و پارک می گذارند؟چرا؟؟؟چون فکر می
 کنند این عزاست.4 تا استخوان که معلوم نیست مادرش کجا چشم به انتظارش است.تازه
 چونه هم می زنن!!! یه عده هم جبهه می گیرند که اینجا محیط علم است نه دفن شهدا.
 یک عده اعتصاب راه می اندازند که نمی گذاریم شهدا اینجا خاک شود و عده ای می
 گویند شما غلط می کنید باید همینجا محل دفنشان شود!!کسانی که جایگاه شهيد را
 بدون تعریف تعیین می کنند.اما اصلا نمی دانند که شهید یعنی چی؟


 متاسفانه این
 برخورد ما با شهداست


 
 نگاه چهارم:


 کسانی که فقط
 شعار می دهند.اینکه بچه های شهداء عزیزند نور چشم ما هستندو... اما خصوصیت منفی
 دارند.اینکه اصلا خودشان اهل درد نیستند.فقط بلدند مدام آیات و احادیثی از شهدا
 نقل کنند و کتاب بنویسند در مورد شهید و شهادت!!


 ببینید فرهنگی
 که اینقدر مقام معظم رهبری توصیه و تاکید دارد و باید در ریشه جامعه ما جای
 بگیرد چقدر قشنگ ,کلیشه ای و مستحبی شده!؟


 پنج شنبه ها هم
 خیلی باکلاس با خانواده هایشان سر قبر شهداء می روند و فاتحه می خوانند بر
 مرامش ,بر وجودش و بر باقیماندگانش!

 اومدی اینجا احساس
 کمبودت رو به رخ شهداء بکشی اینکه ما نیاز داریم به شهداء.اما نیامدی بگویی که
 امروز آمدم بر تو فاتحه ای بخوانم و اگر هم اینطور است ازشان بخواهیم و از همین
 الان شروع کنیم و بگوییم که شما باید به ما اراده بدهید.



 تا حالا چقدر
 در خانه شهداء را زدی؟نه فقط شهدایی که رفیقت هستند حتی شهدای گمنام


 از اینها
 بخواهیم و بدانیم که می توانند با ارتباط برقرار کنند.


 
 یکی از دوستان خودم نقل می
 کرد.از بچه های قدیمی جنگ بود.


 
 می گفت:وقتی فرماندهمان می خواست
 شهید شود و مایی که نیروش تلقی می شدیم اونجا بودیمآخرین جملاتش این بود:


 
 فلانی منو داری می بینی که دارم
 می میرم ایشالله شفاعتت هم می کنم اما وضع مالی خانواده ام خوب نیست یادت می
 مونه که؟؟ منم گفتم آره حتما یادم می مونه.هر چند یادمون رفت و جنگ تموم شد و
 شد سال 69 می گفت:رفتم کمیته امداد و یکی از شغلهام هم پخش مواد غذایی
 بود.رسیدم دم در خانه ای در زدم و گفتم براتون برنج آوردم.اول گفتم کسی هست
 براتون بیاره داخل؟بعد که دیدم هیشکی رو نداند براشون بردم داخل.گفتم کجا
 بگذارم؟گفت توی آشپزخانه. هر چند آشپزخانه که چه عرض کردم یک چراغ علاء الدین
 گذاشته بودن اون قسمت و شده بود آشپزخانه با یک آشپزخانه و دستشویی و حیاط
 بسیار کوچک.می گفت:در آخر که می خواستم برم نگاهم افتاد به عکسی که روی تاقچه
 بود و سریع عکس فرماندهمون رو شناختم.رو به خانمش کردم و گفتم شما می
 شناسینشون؟انگار که بهش برخورده باشه که من شناختمش و جوری که لباش رو می گزید
 گفت آره چطور مگه؟منم گفتم هیچی. قیافشون برام آشناست فکر کنم جایی ایشون رو
 دیده باشم و رفتم بعد می گفت:می خواستم بمیرم که مردم چی فکر می کنند و چی هست.


 
 جدا حاضرند اون بچه هایی که میگن
 سهمیه دانشگاه و این حرفها,20 روز بابا نداشته باشند!؟؟


 
 شهداء شما خیلی بامعرفتین و ما
 بی معرفت.ما حتی دیگه قیافه های شما رو هم یادمون رفته شماها هیچ مشکلی ندارین


 
 شهداء می دونيم دردی که شماها اون بالا می کشيد خيلی
 بيشتره.ما حاضريم درد جسمی داشته باشيم اما درد روحی نداشته باشيم.درد آنها
 خيلی عميق تر از ماهاست
.


 کار به جايی
 کشيده که ميگن چه هنری کردن؟اگر به ما هم می گفتن که شهادت بهشته و سعادت دنياو
 آخرت, می پريديم وسط شهيد می شديم!


 برين بپرسين
 آيا شهادت هنر نمی خواست؟چه کسانی که ۶-۷ سال توی جبهه بودند اما يک ترکش هم
 بهشون نخورد. پس ببينيد به راحتی در شهادت رو باز نمی کردند.اشک می ريختند تمنا
 می کردند و آنقدر التماس می کردند تا شهيد شوند.حتی همان زمان هم ۱۰۰ تا ۱۰۰ تا
 می آمدند ۱۰-۲۰ تاشون هم در می رفتند.لذا قبول کنيد که شهادت هنر است و هر کس
 لايق شهادت نيست.


 
 يادمه در ارتفاع سوره کمينی بود
 که گفته بودن بچه ها از جاتون تکون نخوريدمشرف بود به حلبچه.چند بار بهشون
 اطلاع دادند که اينجا سرده ميشه بييم پايين؟گفتند نه نميشه.طوری که اينها رو
 وقتی پيدا کردند پشت دوربين منجمد شده بودند.ملت اينطوری شهيد شدند.


 دردهای امروزی
 بايد برای ما خيلی مسخره باشه.سرماها و گرماها و خستگی های امروز چيزی نيست.بچه
 ها توی آب سرد زمستان از شدت خستگی خوابشون می برد و با همين خواب عبادتشون ترک
 نمی شد!


 فرمانده
 لشکرمون(حاج اسماعيل قانی)حدودا ۳۰-۳۵ ساعت بود که نخوابيده بود و دويده
 بود.وقتی اومد توی سنگر بچه ها گفتند که سکوت داشته باشيم تا بتونه مقداری
 استراحت کنه.اومدند توی سنگرَ۲۰-۲۵ دقيقه به اذان صبح بود وضو گرفت وايستاد به
 نماز و بعد از اتمام نماز هم اومد بيرون و گفت بين الطلوعين هست.نبايد
 خوابيد.باور کردنی نبود با تمام خستگيش شايد ۲۰ بار وضو گرفت نشست و پاشد تا
 خدايی نکرده از چيزی که خداوند خوشش نمی آيد مرتکب نشده باشد!


 در بحث محرم هم
 گفتم که آقا اباالفضل عباس(ع)اول داداشاشون رو فرستادن به ميدان نبرد برای
 اينکه می خواستند دادغ داداشاشون رو ببينند و امتحان بالاتری رو پس بدن


 چه ساده دل
 بودند خانواده هايی که پول می گذاشتند لای قرآن تا بچه هاشون سالم برگردن


 
 و اما حرف آخر:


 يا علی بن موسی
 الرضا


 يا رقيه يا
 زينب


 فردا شب
 وداعيمون هست.الان تو شمال بساطی دارن همه اومدن با کاروان زينب کنار درياها


 و اما اين بچه
 ها ديدو بازديد نوروز رو, چند ساله رها کردند و خانواده هاشون به دلشون مونده
 که يک سال بچه هاشون کنارشون باشند.(هميشه هم تير آخرمون اين شهداء هستند)


 
 شهيد حسن ديزجی:


 
 در ورودی صحن امام رضاَاون زمان
 ايستاده بوديم و بعد از زيارت که می خواستيم بريم جبهه آروم به امام رضا
 گفت:آقا شهيد بشيم و ديگه برنگرديم.چند وقت بود که دقيقا همونجا بچه ها تابوتش
 رو گذاشتن زمين.


 ما سرامون
 پايينه و می دونيم بعدش هم همون آشغال قبلی خواهيم بود


 آقا می ترسيم
 از لحظه ای که برمی گرديم و هر چه گرفتيم به باد رفته باشه


 آقا قبول کن
 دوست داريم خوب باشيم


 قبول کن از بدی
 خودمون ناراحتيم


 و قبول کن اگر
 روزی راه شهادت باز شود ما خواهيم رفت


 و قبول کن که
 غريبيم همه جا غريبيم.قبول کن که تو شهرمون هم غريبيم


 قبول کن بعضی
 وقتها نيمه های شب پتو رو روی سرمون می کشيم و عکس گنبد رو جلومون می گذاريم


   
پيامها ( 129 پيام ) 3/25/2006 :: 21:03 :: زائر حريم رضوی

 
   
 

گزارش تصويری 2

   
پيامها ( 116 پيام ) 3/22/2006 :: 13:11 :: زائر حریم رضوی

 
   
 

سخنرانی : سعادت و موفقیت 1 و 2

سعادت و موفقيت_قسمت اول

در زمانه فعلي در غرب بحثهايي باب شده تحت عنوان موفقيت و راههاي موفقيت با رنگ و بويي اسلامي
معناي كلمه سعادت: موفقيت در دنيا و آخرت در زمينه جسم و روح انسان و حتي در زمينه عاقبت و آخرت انسان
در اسلام و در دين ما،راههاي وجود دارد كه نه تنها نسبت به دنيا و نه تنها نسبت به جسم،بلكه نسبت به عاقبت شما هم،ضمانت را تضمين مي كند.
بحث موفقيت و سعادت
مقدمه اول:
انسان اصولا خلقتش به دنبال سعادت و تكامله.تعريفي كه در كتابهاي بينش اسلامي هم ارائه شده.اما مي خواهيم بدانيم اين تكامل كه مي گويند چيه؟
قله اي را در دنيا خداوند براي تو منظور كرده كه حداقلش اين است كه بايد به اين قله برسي.و اگر به بالاتر از اين قله هم دست پيدا كردي مي شود توفيق.يعني شما موفقي اگر به قله الف
برسي و توفيق هم داري كه از قله الف بالاتر بپري و به نقطه ب برسي.
مقدمه دوم:
بحث سرمايه داري تو مطرح شده و به همين دليل است كه خداوند حساب ويژه اي روي تو باز كرده.خيلي از دردها و غصه هايي كه باعث مي شود من و تو زانوي غم بغل كنيم و آه بكشيم و در گوشه اي منزوي شويم به اين دليل است كه تو خودت را نمي شناسي اما تو مي تواني بر همه اينها غلبه كني.
اما يكدفعه مي بيني در كنار امام رضا خيلي قويتري .ولي چرا وقتي از اين جو دور مي شوي اين احساس به تو دست نمي دهد!؟
خيلي وقتها بعضي از جمله هايي كه از شما مي شنوم جدي برخورد مي كنم كه توي ذوقت بخوره.مثلا ميگه يادش بخير اون زمان. در حالي كه هيچ دانشجوي دوره دكترايي نميگه يادش بخير سوم دبيرستان.همينطور كه ما در مسير ماديات هيچگاه نمي گوييم يادش بخير قبلا. مگر اينكه ورشكست شده باشيم.
بنابراين هر كس از شما داره حسرت مي خوره براي سالهاي قبلش كه من وضع و حالم اينطوري بود.و يادش بخير مثلا كاروان 60،كاروان 70 و...هر كس در اين مسير آه مي كشد براي قبل،اين شخص از مسير خلقت دور شده.
هيچ ورزشكاري بعد از اينهمه زحمتي كه كشيده كه حريفي را به زمين بزند يا وزنه اي را بلند كند هيچ وقت نمي گويد يادش بخير سالهاي قبل از اين دوره. چون مي داند كه قبلش خيلي ضعيف تر بوده.
و اين را هم بدان كه اگر عقب هم افتاده باشي خيلي زود مي شود جبران كرد.چه طوري؟؟به وسيله آقا علي بن موسي الرضا(هم سرمايه بهت ميده و هم بركت)
مقدمه سوم:
عمر من وتو،فرصتهاي تقسيم شده اي دارد.مثلا روزي كه براي تو در سن 5 سالگي و همينطور در سن 15-40-80و... داردروزيش هم تقسيم شده است.اگر كسي آمد و در سن 10 سالگي غذايي را به تو تارف كرد و تو خوردي اين غذا در بدن تو ايجاد ويتامين و پروتيين مي كند.اما اگر نخوردي ممكن است كه سال بعد كسي به تو تارف نكند.
بنابراين در زيارت هم فرصتها تقسيم شده است.بعضي وقتها تو يه دوركعتي نمازشب كه در سن 30 سالگي مي خوني يه چيزي بهت ميدن كه در 20 سالگي يه چيز ديگست و در 10 سالگي چيز ديگر
لذا موفقيت يكي از مقدمات مهمش قدرداني از ساعات و لحظات عمر است.
آنهايي را كه مي بيني در سنين بالا،بسيار نوراني و با معنويت هستند كساني هستند كه درجواني اين روزيشان را خوردند و الان از جيب مي خورن.و گروه دوم كساني هستند كه توبه كردند وحشتناك با چله ها با گريه با...
امام فرمودند:پسرم،دخترم اگر در جواني قدر دانستي كه دانستي و اگر ندانستي به سن من كه رسيدي كار بسيار سخت است!
لذا برخي از شماهايي كه به بلوغ نرسيدين.اينا يه نمازي مي خونن يه سينه اي مي زنن يه توبه اي مي كنن از گناهاني كه اصلا در پرونده شان نوشته نشده و زيارتي كه مي كنند چيزي به اين شخص خواهند داد كه هيچگاه بعد از بلوغ به كسي نمي دهند.
پس سر موفقيت در اين مقدمه اينست كه تو قدر لحظه به لحظه و ثانيه به ثانيه هاي عمرت را بداني.موفقيت يعني قدرداني روزي.
آنچه در جواني و نوجواني به تو مي دهند در ميانسالي نمي دهند و آنچه در ميانسالي مي دهند در پيري نخواهند داد.
ابزارهايي كه تو بوسيله آنها روزي معنويت را كسب مي كني همين هاست عبارت است از:چشم،دست،پاو...
از همين پايي كه الان تو قيام مي كني براي نماز و زيارت از همين پا هم استفاده مي كني براي روزي ماديت.و بدان كه همه اينها فرسوده مي شود و خسته مي شود.و اگر با خداوند نباشي نمي تواني تا آخرش بماني.
روايت از پيامبر اكرم(ص):
نسبت به ابوذر مي فرمايند:ابوذر مي خواهي به تو بگويم سر موفقيت چيه؟(اول از هر چيز،بنا رو مشخص مي كنه)اينكه نسبت به عمرت از درهم و دينارت(از همه دنيا)بخيل تر باش.

لحظات عمرت را قدر بدان.ثانيه هاي عمرت را قدر بدان و خيلي محكم نسبت به عمرت حساس باش.همانطوري كه در شب آخر اينقدر قدر مي داني و همانطور كه شب امتحان اينقدر قدر ساعات را مي داني هميشه اينگونه باش
هميشه تو جيبت يك قرآن كوچك،يك تسبيح،يك چيزي خلاصه همراهت باشد.هيچگاه بيكار نباش.و چقدر بخيلند بعضيها نسبت به عمرشان.برين بزرگان رو ببينيد كه حتي يك لحظه از عمرشان را هدر نمي دهند.
طرف مي گفت رسيدم خدمت آيت الله واله.گفت:ببخشيد نيم ساعت وقت دارين؟هر چي بررسي كرد نيم ساعت خالي پيدا نكرد!!!
بنابراين سر موفقيت ،بخيل بودن نسبت به عمر است.
طرف مي بيني 6 نوع مجله ورزشي خريده همشون هم يك چيزي گفتند. منتها به طريقي ديگر.بعد ميگن آقا كه كه چرا صهيونيست ها اينقدر موفق اند و مسلمانها اينقدر ضعيف!
همانطور كه مردم از تفريح لذت مي برن توي معنويات هم شاگرد اول شدن خيلي لذت داره.پايه هاي فطرت در ما نهاده شده. و حالات روحي من و تو بر طبق هجرت ها تغيير مي كند.اگر از زرنگي هجرت كني به تنبلي لذت مي بري و اگر هم از تنبلي هجرت كني به سمت زرنگي باز هم لذت مي بري.
گذشته ها و آينده و برنامه ريزي براي عمر:
اولا تجربه ميگه فراموش كن گذشته را اينكه در آينده چه اتفاقي قرار است بيفتد و همواره برنامه بريز.
خنگ ترين انسانهاي روي زمين اگر برنامه ريزي داشته باشند موفق مي شوند و آنهايي كه آي كيوي بالايي دارند حواسشان باشد كه اين استعداد و هوش فريبشان ندهد.بلكه بايد پشتكار داشته باشند و اگر اين استعداد با پشتكار جمع نشد حتي از يك آدم عادي كه استعداد نداره هم عقب تر مي افتد.
كساني مثل ابوريحان بيروني،زكرياي رازي،ابوعلي سينا و همينطور بزرگاني مثل علامه طباطبايي و علامه جعفري و دكتر حسابي و...اينها هم كار مي كردند و هم نبوغ داشتند
آقا اميرالمومنين مي فرمايد:
باقيمانده عمر،قيمت ناپذير است بوسيله انسان مي تواند گذشته را جبران كند و آنچه كه مرده است را زنده كند

اما ببينيم اسلام چي ميگه!؟
اسلام عزيز براي سعادت 5 پايه را معرفي مي كند.حتي بعضي از دروس موفقيت را از اين روايات كپي گرفتن.
قال الصادق(ع):
مي فرمايند براي رسيدن به موفقيت 5 پله را بايد رد كني
1.شناخت توانمندي هاي خويش
2.انتخاب هدف
3.برنامه ريزي
4.اراده و تلاش
5.استفاده از عوامل ياري دهنده

در چه مسيري!؟
الف:در مسير رسيدن به قله هاي رسما مادي دنيا
ب:در مسير رسيدن به قله هاي معنوي دنيا

پله اول:
اينكه عقل،چشم و گوش ما توانمندي هاي زيادي دارد براي كساني كه به آن توجه مي كنند.قرآن كريم مي فرمايد:آنهايي كه به سعادت اخروي نمي رسند از عقلشان استفاده نمي كنند و از گوشهايشان در مسير درست بهره نمي برند و چشمهايي دارند كه با اين چشمها درست نمي بينند.بنابراين توانمندي اين سه بسيار مهم است.
چشم است كه تو را رهنمون مي شود كه بهترين مسير كدام است.آنگاه تجربه ها را به كار مي گيري و استفاده مي كني و اين عقل است كه از آن استفاده مي كني و كار مي كشي براي رسيدن به سعادت و موفقيت در دنيا و آخرت
4 چيز را هميشه در نظر بگير:
1.چرا بايد اينكا را انجام بدهم؟
2.چه سودي نصيبم مي شود؟
3.چه ضرري دارد؟
4.اهمي در كار نيست؟

خب 4 تاش مثبته.3 تا مثبت يكي نه.بنابراين اگر عقل ما جواب داد ما در خدمتيم در غير اينصورت مگر ديوانه ام عمرم را هدر بدهم!
ببين چقدر چشم تو خوب مي بيند؟چه كساني مي آيند؟تا حالا كسي از اينها بوده كه فلان جا رفته باشه؟و اگر رفته به چه حال و روزي افتاده و...
چشم در حرم امام رضا خيلي مفيده براي تو.از آداب زيارت،نگاه كردن به بقيه زائراست.اين مسيري كه من مي خواهم الان درش پا بگذارم آيا بقيه پيمودن؟آيا رسيدن يا نه؟
قضيه ارينب كه محرم گفتم رو كه يادتونه!؟؟؟
برين ببينين آيا زن امام مجتبي رسيد به پسرمعاويه؟؟زن امام جواد چي؟؟؟
با نگاه چشمها با ز مي شود اگر مي خواهي در دنيا موفق باشي توي بچه شيعه حساب و كتابت با بقيه فرق مي كند.با 100 تا تهمت و دروغ و...نمي تواني جايي باز كني.
اگر مي خواهي موفق باشي بايد خدا را فراموش نكني.
علماي اخلاق 4 ميل را در انسان كشف كردند:
1.ميل به پرستش:
اين ميل را باعث پرستش اديان دانستند.سگ پرست ها و گاوپرست ها و خورشيد پرست ها و...يك چارچوبي دارند.مي دانيد از كجا نشات گرفته؟اينكه ميل دارد كسي را بپرستد.در مقابل كسي تعظيم كند و در برابر كسي سر خم نمايد.
چطور كسي را دوست داري حاضري تن به هر خفتي بدهي؟!دليلش اينست كه اين ميل را تو اشتباه صرف كردي.چون چشمهايت خوب نديد.عقلت خوب كار نكرد و گوشت خوب نشنيد.چون اين كسي را كه تو پرستش مي كني در حقيقت ذره اي است كه از خداوند جدا شده و تو در مقابل اين شخص كرنش كردي. در حالي كه خداوند مي فرمايد منو ببين.
ببينيد چقدر زيباست اين شعر:
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست

يعني همه چيز مال خداوند است.اگر يك جايي ببينم اين خرمي از او نيست من اصلا تحويلش نمي گيرم.
2. ميل به حقيقت:
ميلي كه باعث ايجاد علوم شده و ما همواره دوست داريم حقيقت را كشف كنيم.
خيلي ها هستند كه اصلا با مرام ما راه نميان اما صادقند.
زماني كه در جنگ بسياري از خوارج را كشتند.اميرالمومنين بر آنها نماز خواندند و وقتي اطرافيان دليل را پرسيدند گفتند:اينها بر مبناي اعتقادشان بر من شمشير كشيدند و حتي گفتند كه به بهشت مي روند.
3.ميل به زيبايي:
انسان وقتي زيبايي را مي بيند خوشش مي آيد.ايثار را كه مي بيند لذت مي برد.عبادت را كه مي بيند لذت مي برد.حتي آنهايي كه زمان جنگ بودند حتما ديدند كه غلت زدن شهيد در خون زيباست.گنهكاران كه از توبه كردن لذت مي برند و لذت هم دارد.بنابراين تو ميل به زيبايي داري
4.ميل به فضيلت:
اگر تمام مقامهاي دنيا را به تو بدهند و همه در برابر تو خم شوند كه تو آدم معنوي هستي و آقا ما دست بوس شماييم و....ولي با وجود تمامي اينها اگر بداني كه آدم بي خودي هستي لذتي نخواهي برد و بالعكس اگر تمام مردم از كنارت رد شوند و محلت نگذارند و هيشكي تو رو دوست نداشته باشد و حتي آنقدر فقير باشي كه يك قرون هم نداشته باشي اما بداني كه انسان بافضيلتي هستي لذت خواهي برد
سعادت و موفقيت-قسمت دوم
در جلسه فبل گفتيم كه مثلث موفقيت و سعادت سه ضلع دارد و هر ضلع هم يك گوشه دارد و اين 3 ضلع عبارتست از:
1.استعداد
2.علاقه
3.پشتكار
اگر انساني بتواند اين سه ضلع مثلثش را پر كند ديگر بقيه چيزها برايش مهم نيست.حال اگر از معلولين صرفنظر كنيم چه معلولين جسمي و چه معلولين روحي و ذهني،بقيه انسانها اگر مي خواهند موفق باشند يك مثلث لازم دارند.
مهمترين مطلبي كه شما بايد در نظر بگيريد تطابقه.تطابق جامعه و استعداد.
جامعه از مادي و معنوي جايگاههاي مقسوم و تقسيم شده اي هست كه بنابراستعدادشان بايد اين جايگاهها را پر كنند.ما در جامعه همه نوع قشري نياز داريم.از دكتر و مهندس و معلم گرفته تا ورزشكار و هنرمند و قصاب و كاسب و...!
هميشه اين را در نظر بگير كه در چه رشته اي موفق تري.
امام صادق (ع) فرمودند:
در جامعه بگرديد و جاهاي خالي جامعه را پر كنيد. نه جاهايي كه پره و داراي موقعيته.
تقسيم بندي معنوي:
هر كدام از ما براي جايي از معنويت خلق شديم بعضي با اشك و توسل بعضي با معرفت و برخي ديگر با تبليغ ،كارشان پيش مي رود.هر كسي بايد بگردد و استعداد خودش را كشف كند.چه شاعراي خوبي داريم كه استعداد ديدن ندارند.چه سخنوران خوبي كه استعداد نوشتن ندارندو...
لذا كنكوريها دقت كنن و ببينند استعدادشان در چه رشته اي هست.نگاه نكنند به اينكه پدر و مادرش چي ميگه.ببينه خودش چي مي خواد.هر رشته اي جايگاه خودش رو داره.
در غرب اينطور نيست كه علوم بر علوم ديگري برتري داشته باشد.دو هفته پيش از اخبار شنيدم كه در ايتاليا دانشگاه مرگ تاسيس شده.مرگ جسماني و مرگ روحاني با سه گرايش.فلسفه غربي كه اينقدر ضعيفه موندم كه تا حد ليسانس و دكنرا چي مي خواد بگه.ببينيد اين صدات جامعه است. و باور كنيد اگر همين غرب نهج البلاغه مارو پيدا كند 7 گرايش ديگر هم به آن اضافه مي كند.مثال بزنم:يه وقت سفره مي اندازند و مي گويند سفره را پر كن. تو سريع ميري مرغ مياري.چون مرغه، فكر مي كني خيلي مهمه..اما بعد مي بيني اين مرغه نمك نداره.يعني درسته كه باارزشه اما صدات نداره.
آخه چرا فكر كرديم پرستيژ جامعه در چند تا رشته بيشتر نيست؟ميگن چه رشته اي هستي ميگه كتابداري.بعد مي بيني مسخرش مي كنن. در حالي كه آيا تو مي داني تتابداري مثل اينست كه آب رو مي خواهي به مزرعه تزريق كني.آخه چرا سرت را پايين مي اندازي؟
در معنويت استعداد خودت را بسنج.بعضي وقتها تو خوب مي تواني با اهل بيت رابطه برقرار كني يكدفعه مي بيني با اولين مناجات اشكهات جاري شد و مست در آن مناجات مي شوي.
يك موقع هست كه بايد بروي و براي امام رضا پولي خرج كني و بعضي اوقات هم مي بيني كه استعدادت در اينست كه محبت بقيه را نسبت به امام رضا جلب كني و يا نه،مي بيني استعدادت در اينست كه بروي و براي امام رضا جارو بزني.
لذا درمعنويات ما نبايد انتخاب گر باشيم و متاسفانه ما انتخاب مي كنيم بر اساس دل نه بر اساس استعداد و توانايي.
چرا ما بايد ديدگاهمان نسبت به امام زمان آنقدر كوچك باشد كه همه وهمه حتي دكتر و مهندس و...فكر كنند كه حتما بايد امام زمان را ملاقات كنند؟قربوت برم برو وظيفت رو انجام بده خود امام زمان ميان به ديدنت.
در كتاب شيخ نهاوندي نقل شده كه قريب 14-15 سال دنبال امام زمان مي گشت تا اينكه بالاخره در دزفول به او گفتند پيرمردي درفلان مغازه هست كه امام زمان را مي بيند و مي تواند به تو كمك كند. به سمت مغازه رفت داخل شد .ديد پيرزني وارد مغازه شد و پيرمرد كارش را راه انداخت دومين و سومين نفر هم كارشان را راه انداخت.پيرمرد به شخص گفت
چيزي مي خواهي؟گفت دنبال امام زمان مي گردم.پيرمرد جواب داد گفتي امام زمان؟؟.همون شخصي دومي كه الان به من مراجعه كرد و كارش را انجام دادم همان امام زمان بود.شخص پرسيد چه كردي كه به همين راحتي او را ملاقات مي كني و به ديدنت مي آيد؟پيرمرد گفت:من در ساعت سازي استعدادمو خوب انجام دادم و به خاطر همين هم هست كه آقا هميشه به ديدنم مي آيند.
حالا مدام توي مملكت با عصبانيت فرياد مي زنند كه بابا ارزشها از بين رفت، دختر به پسرنگاه مي كنه و پسر به دخترآقا لباس فلان مي پوشند و.....!در حالي كه اين داد را بايد بر خودمان بزنيم كه چقدر بچه مسلمان و با آي كيوي بالا با بدن و گوش و چشم سالم كه در دام مذهب خرافي اسير شدند.بچه مذهبيه اما مي بيني دنبال هيچي يست نه دنبال سياسته، نه اقتصاد نه جامعه و...!فقط ميگه من بچه مذهبي هستم
بيا وظيفه خودت رو پيدا كن.اون باري كه روي زمين مونده رو بردار. بدان كه امام درد بر دلشه. امام از شيعه راكت شده.و حتي امام نسبت به آنهايي كه اهل گناه هستند اينطوري نيست چون توقع داره ازت.
متاسفانه خيلي از كساني كه رفتند و زحمت كشيدند در ماديات و معنويات استعداد خودشان را نشناختند.
يكي از علماي بزرگي كه شاگردش اصلا حرف نمي زد به شاگرد خويش گفت سوالي؟بحثي؟صحبتي و..!شاگرد پرسيد:بفرماييد اگر انسان آب گيرش نيايد تا وضو بگيرد و نزديك غروب باشد تكليفش چيست؟؟گفت:بايد صبر كند تا 5-6 دقيقه قبل از اذان اگر باز آب گير نياورد آنگاه تيمم كند و نمازش را بخواند. شاگرد پرسيد:ببخشيد استاد اگر غروب تا نصفه شب طول كشيد چي!؟؟؟؟؟(استاد گفت:همون بهتره كه تو چيزي نگويي)
بنابراين استعدادت را بدان.اگر در مسيري بروي و استعدادش را نداشته باشي و فقط اراده كني فايده ندارد.بنابراين اول ببين توي اين مسير استعداد داري و بعد آيا علاقه هم وجود دارد؟ و وقتي علاقه هم ايجاد شده باشد انسان گرمي و پشتكار هم پيدا مي كند يعني ناخوداگاه شما از استعداد و علاقه مي رسي به پشتكار و ضلع سوم مثلث بسته مي شود.
متاسفانه جامعه بعضي اوقات ما را از علايقمان دور مي كند.اينقدر مامان و بابا از كوچكي بهش ميگن خانم دكتر،آقا دكتر.كه اصلا نمي تونه خودش انتخاب كنه. اگر هم بگويد كه من مثلا به هنر علاقه دارم ميگن چي؟هنر؟؟؟؟
حضرت عباسي كداميك از ما توانستيم فرهنگ بچه هاي جنگ را بيشتر به جامعه القاء كنيم من يا حاتمي كيا!؟؟ با سريا ل با فيلم و با هنر يك جبهه جهاني رو داره باز مي كنه.
شما دنبال يك سري قله هاي مادي و معنوي بودي.ببين چه راههايي رفتي و كدام از اين راهها به نتيجه رسيد و كجا نرسيد.اونوقت مشخص خواهد شد كه شما چه جاهايي اشتباه كردي و ديگر تكرار نخواهد شد.بنابراين بنشين و همه را چك كن.
طرف مي بيني نگاه مي كنه به بغل دستيش كه تا گنبد امام رضا رو مي بينه غرق در اشك ميشه بعد فكر مي كند كه خودش هيچي نيست. در حالي كه اهل بيت از تو توقعاتشان فرق مي كند.برخورد اهل بيت با ما،برخورد عادلانه و كريمانه است.مي شينه مي بينه تو چه چيزي لازم داري و چه چيزي برايت خوب است مي گذاره كف دستت.بنابراين تو هميشه مثل خودت باش.
و ببين آيا دلزده شدي يانه؟در احوالات شهيد مطهري هست كه ايشان هر گاه بعد از نماز هاي واجب ذكري را مي گفتند و بعد از مدتي اگر آن ذكر دلش را مي زد ذكرشان را عوض مي كردند
عاملهاي دروني:
علاقه:
برنامه بر طبق زندگي معنوي.واقعا براي تعالي روحتان چه برنامه اي در نظر گرفتيد؟
چي آقا؟ تعالي روح!؟؟؟ اصلا چي چي هست اين تعالي روح؟؟
يعني واقعا تو هيچ برنامه نداري؟
ميگه چرا دارم.مي خوام برم توبه كنم.
خب كجا؟چه طوري؟با اشك؟با مناجات؟ با منبر؟برنامه خودت رو كاملا تنظيم كن.
طرف مي بيني مي خواد بره يك مغازه باز كنه كلي كارشناسي مي كنه.
بنابراين مشورت كن حالا شده با استاد مشاور ،با قرآن با كتاب و...
حافظه:
متاسفانه حافظه ما ضعيفه و حافظه ضعيف خيلي به ما لطمه مي زنه.
دقت:
براي اينكه ما در مسير تكامليم و بالا رفتن را بايد خدا بخواهد.وقتي خدا مي خواهد كه تو شكر كني ولي حافظه تو ضعيف است تو شكر نمي كني و بالا نمي رسي.تو منافق و مشرك مي شوي.عزراييل هم مياد و تشريف مي بري ته جهنم!
چرا؟چون شكر نمي كند.
و از ديگر عاملهاي دروني هوش،نظم و.....مي باشد
عوامل بيروني:
-محيط:

محيط را خواهران و برادران بايد زياد دقت كنند.متاسفانه مقدار زيادي وابستگي به محيط داريم.چرا؟چون ريشمون محكم نيست.چون هنوز علفيم.چون همه ميگن چه آقاي گلي،چه خانم گلي.هيشكي نمگيه آقاي صنوبر يا خانم چنار.آخه گل خيلي زود از بين مي رود اما صنوبر و چنار ريشه محكمي دارند
بنابراين چون گلي محيط تو را عوض مي كند. قيافه الكي هم نيار كه قكر كردي داداش.شلوغش هم نكن.گل هم زود پژمرده ميشه و هم زود پرپر ميشه.دو روز آبش ندهند خشك مي شود
اگر تو تلاشت را كردي و آنگاه نتوانستي ديگه خود اهل بيت برايت درست مي كند
نحوه برخورد محيط و اجتماع:
دانش آموزي كه 4 گر فته 2 دليل دارد:
دليل اول:ممكنه استعداد نداشته،علاقه نداشته و خراب كرده.
دليل دوم:ممكنه معلمش از اول به او گفته كه تو كودني،خنگي و...
جوان مخصوصا نوع برادرش غرور دارد..در حالي كه خواهران تواضعشان بيشتر است.
اينهمه استانداري،شهرداري،نيروي انتظامي و...همه خانه مشاوره دارند.ميگن چرا مشاوره نمي كني؟ميگ من مَردم!!!
اينهمه آخوند در مساجد مختلف كسي نمي رود ازشان سوال كند احكام ديني،رسالت،احكام كسب و...
بازاري مي خواهي مغازه بزني برو سوال كن و احكام كسب رو ياد بگير. يا مثلا در مسائل ديني كاري رو كه مي خواهي انجام دهي برو از چند تا روحاني سوال كن كه نظرشون چيه
پس مشاوره يادتان نرود
حتي پيغمبران هم مشاوره مي كردند.
مي گويند حضرت سليمان(ع) زماني از خداوند تقاضا كرد كه عمر دا ئم داشته باشد.از همه حيوانات مشورت كرد گفتنمد:عاليه. خيلي خوبه.مي خواست برود و به خداوند بگويد كه سر راهش لاك پشت پيري را ديد كه عمر زيادي هم كرده بود.از لاك پشت هم مشورت گرفت..لاك پشت به سليمان گفت:اول ببين خداوند همچين عمري را به اطرافيانت هم مي دهد يا نه. وگرنه همه مي آيند تو به آنها دل مي بندي و مي ميرند و آخرش ديوانه مي شوي.
ببينيد عجب مشورتي!.سليمان در آخرين لحظات از تقاضايش منصرف شد
خداد بيامرزد پدر پدربزرگم را،ايشان در سن 130 سالگي شعري را گفتند كه خيلي جالبه
در كودكيم كه زندگي شيرين بود            پيوسته دعاي مادر من اين بود
كه الهي پسرم پير شوي             غافل كه همين دعا مرا نفرين بود


   
پيامها ( 149 پيام ) 3/22/2006 :: 12:48 :: زائر حریم رضوی

 
   
 

گزارش تصويری 1

   
پيامها ( 262 پيام ) 3/20/2006 :: 08:19 :: زائر حریم رضوی

 
   
 

جلسه توجيهي خواهران

در اولین جلسه رسمی کاروان که با حضور خواهران شرکت کننده در کاروان برگزار گردید حجت الاسلام انجوی نژاد به مطالبی پیرامون قوانین حضور در کانون و نحوه هماهنگ شدن با این قوانین پرداختند.

خلاصه سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد در جلسه توجیهی خواهران کاروان:
نكاتي پيرامون قوانين كانون
1.نظم در برنامه ها!جلسات و حركتهاي دسته جمعي به سوي حرم
2.كمك در امر خادمه الرضا (در گود قرار داشتن) و همكاري با بچه هاي تداركات
3.اهميت قائل شدن در كيفيت تا كميت و افزودن بر تعداد دفعات تشرف به حرم مطهر
4.عادت كردن به تهجد در شب و استراحت در صبح و قدر دانستن لحظات عرفاني نيمه شب
وبالاخرهاعلام طرحها  و برنامه هاي ارائه شده در كانون
قسمت دوم بحث:
در زيارت جامعه كبيره درارتباط با گناهان بين ما و خداوند مي فرمايد:خداوند منتظر است اول اهل بيت ما را ببخشد.لذا مهمترين انگيزه زيارت بخشش گناهان بواسطه اهل بيت است.زيارت يك معناي عادي دارد و يك معناي روحي و عرفاني.يعني اگر تو به زيارت آمدي و سپس به شهرت برگشتي و در تو تغييري ايجاد نشد بدان كه تو زائر نبودي.بنابراين بعد از اين هر كس كه به تو نگاه كرد بايد متوجه اين تغييرات شود.
الف:تغيير فكر
در عالمي كه مردم به محض رسيدن به دنيا و ماديات آرام مي گيرند طوري باشي كه اگر حتي دنيا و آخرت را دربست به تو بدهند تو آرام نگيري.
متاسفانه 100 نفر 100 نفر مي آيند و مي روند و آنهايي كه مي مانند خيلي كمند.چون در جلسات و كاروانها احساس فكر نمي كنند.بنابراين فكرشان هم بايد تغيير كند.و بدانند كه زيارت و دعا و...نيز مثل نماز لازم است.چه بسا افرادي كه در برهه اي از جواني و نوجواني مي آيند ودر برهه اي همه را به دست فراموشي مي سپارند و اين زمان خداوند نيز كاري مي كند كه حتي خودت را فراموش كني.به انساني تبديل مي شوي كه براي تبديل نعمتهاي الهي است به كود و زباله!يعني امام رضا و همه و همه بهانه اي مي شود براي رسيدن تو به دنيا.يعني تنها براي گرفتن حاجتهاي دنياييت مي آيي و به محض رسيدن به حاجات خواهي رفت.براي چي عده اي مي گويند ما فارغ از زيارتيم؟چون مي دانند كه برآورده شدن حاجت يعني وصل شدن به امام رضا.يعني راضي شدن خود آقا
از ديدگاه زائر واقعي هدف زائر حرمه.بنابراين اين ميشه تغيير فكر!
يادتونه پارسال آخر اعتكاف؛شعارمون چي بود؟من معتكفم
يعني با پايان اعتكاف اين رابطه عرفاني و خلوت بين من و خداوند كمرنگ نخواهد شد.بنابراين من زائرم تا آخر عمرم.
متاسفانه زور دنيا از ما خيلي بيشتره .بنابراين مواظب باشيم كه دنياي به اين كوچكي مارو از مسئوليت هاي بزرگمان قافل نكند.
انساني كه به زيارت مي آيد بايد به جايي برسد كه اينقدر مشكلات بزرگ بقيه را ببيند كه مشكلات خودش را كاملا حل شده بداند.
درست است كه من و تو مسئوليم كه ازدواج كنيم؛تشكيل خانواده دهيم دنبال خانه و ماشين و غيره هم باشيم اما مسئوليت اصلي ما چيز ديگري است. يادمان باشد كه ما مسئوليم كه بندگي كنيم و بنده ساز باشيم.بنابراين مسئوليت شيعه خيلي بالاست.و همواره از امام رضا بخواهيم كه ما را  مسئول بار بياورد.
ب:شرايط دوگانه نداشتن:
يعني بيايم و به آقا بگوييم كه مثل كف دست صاف بياييم و بعد هم برويم.نه اينكه حالت دو شخصيتي داشته باشيم.اينكه من همواره يك شيعه معتقد و مقيد باشم در ظاهر و باطنم.
و بعد تغيير ظاهر رو داريم
تغيير ظاهر مانند يك مربع شامل حجاب،كلام،نگاه و عفاف هم مي شود و اينجا(مشهد،كنار آقا )مركز بسيار مناسبي است براي تمرين كردن
منشا بسياري از فسادها در جامعه اينه كه طرف عرضه نداره حجاب داشته باشه و اينقدر نفسش حربه شده كه حاضره بازاري بشه و يه مشت چشمهاي هرزه لذت ببرند چون زورش به خودش نمي رسه!!بنابراين همين را از امام رضا بخواهيم.امام صادق(ع) فرمود:كه خداوند براي بركت فرستادن اول به ظاهر جامعه نگاه مي كند .به شكستها،طلاقها،حجابها و....
شما بايد آنچنان نوري بگيريد كه درجه يك باشيد و اينقدر اين نور زياد باشد كه بقيه هم به طرف شما بيايند و امام رضا قدرتي به شما بدهد كه حتي خنديدن،راه رفتن،نگاه و كلام شما هم حجاب داشته باشد.رفتارت سبك نباشد.و بدان كه اگر اينها را از امام رضا بخواهي وبهش قول بدهي امام رضا هم راضي مي شود. كه البته 2 حالت دارد
حالت اول:يك عده مي آيند و به امام رضا مي گويند كه حاجت ها ي ما را بده  و در آخر هم راضي نمي شوند
حالت دوم: و عده اي مي آيند تا امام رضا را راضي كنند و خودشان هم راضي مي شوند!!!
فرض كنيد آقايي روي ويلچر شده قهرمان، و مدام مدال مي آورد اگر بهش بگويند پاهايت سالم شود ناراحت مي شود چون فكر مي كند كه ديگر از مقام و جايگاهي كه دارد مي افتد.
بنابراين رضايت امام رضا را به دست آوريم
ج:قدرداني:
اين چند روزه را بيشتر قدر بدانيم و ساعتهاي بيشتري را وقت بگذاريم و به حرم برويم و اين چند شب را حتي الامكان بدون نماز شب نگذرانيم و مقيد كنيم خودمان را به اين كار.
مقيد باشيد نمازهايتان را سر وقت و به جماعت بخوانيد.سعي كنيد يك تسبيح دستتون باشه و همواره مشغول ذكر گفتن باشيد.ذكر ايام روزي 100 مرتبه كه 5 دقيقه هم كار نمي برد ولي خيلي تاثير دارد.
نسبت به هم زبانمان تند نباشد و ايثار را همواره تمرين كنيم.(عمل و ايثار).ايثار حقيقي داشته باشيم.ايثار در عاطفه داشته باشيم.تا ديروز مي گفتم اگر كسي احوالم رو بپرسه من احوالش را مي پرسم  اما حالا اينطورنيستيم بلكه زنگ مي زنيم و احوالشون رو جويا مي شويم
كار براي زائران را تمرين كنيم.
قبلا هم براتون گفتم كه زماني آقا امام رضا(ع) دنبال كنيز مي گشتند و صبر مي كردند و آْن كنيزهايي  را مي خريدند كه ديگه كسي آنها را نمي خريد و تهش مي موند!!
شخصي آمد و علي(ع) را براي مهماني دعوت كرد .آقا گفتند كه به مهماني شما خواهم آمد زماني كه مستضعفين و فقرا هم به اين مهماني دعوت شده باشند و با آنها بر سر يك سفره باشم!
آيا شما هم اينگونه هستيد؟؟؟؟
متاسفانه دردهاي ماها خيلي مسخره است.بگرديم دنبال آنهايي كه دردهاي حقيقي دارند.اگر مي خواهي دل امام رضا را به دست بياوري يك كمي به دورو برت نگاه كن.بعضي ها حتي قيافشون داد مي زند كه دلشان پر از درد است.
برين پنجره فولاد رو نگاه كنين كه چه كساني خوابيده اند!دردهاي ما تماما مشكلات شمع و گل و پروانه است.يك كمي برو دردهاي بقيه رو ببين.و بدان كه آنهايي كه دلهايشان پر از درد است اينها را خداوند بيشتر تحويل خواهد گرفت.
تويي كه زائر آقايي حق نداري غير از گريه شوق و خوف گريه ديگري داشته باشي.چرا كه آقا اذيت ميشه.
تا حالا شده بابات بهت بگه كه ببين دخترم من كمردرد گرفتم كلي سختي كشيدم پير و كور شدم تا تو راحت باشي !!؟؟؟
پس تا جايي كه مي شود منسبت به آقا امام رضا اينگونه باشيم
والسلام


   
پيامها ( 138 پيام ) 3/19/2006 :: 07:26 :: زائر حريم رضوي

 
   
 

برنامه هاي اجرايي سفر + سرويس ويژه !

سلام
به جهت اطلاعات بیشتر از مراسم های دسته جمعی کاروان در یک هفته حضور در مشهد لیست برنامه ها به شرح زیر اعلام می گردد :
• سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد با موضوع سعادت و موفقيت و مداحی ذاکرين اهل بيت ع . از یکشنبه 28 اسفند ماه 1384 لغایت پنج شنبه 3 فروردین 1385 ، بلافاصله بعد از نماز مغرب و عشا، مکان : مهدیه مشهد
• حرکت دسته جمعی به قصد زیارت حرم رضوی : یکشنبه 28 اسفند ماه 1384 ، پنج شنبه 3 فروردین 1384 ، از ساعت 24 نیمه شب
• مراسم موقع سال تحویل ، دوشنبه 29 اسفند 1384 از ساعت 21:30 ، میدان آب
• حضور در بهشت رضا ، روز اولین فرودین


لازم به ذکر است که مراسم های هر شب که در مهدیه مشهد برگزار می گردند ، از طریق خطوط پر سرعت ADSL به صورت صوتی و تصویری از اینترنت پخش می گردند.


اطلاعات بیشتر پیرامون پخش مستقیم مراسم ها :
www.Rahpouyan.com/Paltalk
اطلاعات بیشتر پیرامون سفر مشهد:
www.Rahpouyan.com/Monasebat/85/mashhad


ويژه كاروان نوروز ۸۵ :
به جهت اطلاع رسانی سريع تر امكان دريافت خبرهای كاروان از طريق سرويس پيام كوتاه موبايل (sms) نيز فراهم گرديد. جهت اضافه شدن شماره ی شما به ليست به شماره ۰۹۱۷۳۱۳۳۳۱۸ يك sms ارسال نماييد.


با ما باشید با گزارش و تصاویر از سفر مشهد مقدس


   
پيامها ( 165 پيام ) 3/19/2006 :: 07:19 :: زائر حريم رضوي

 
   
 

به مشهد رسيديم

سلام
***
يک آسمان کبوتر دل در هوای تو
                                    پر می زند برای تو
                                                         آری برای تو

بار ديگر نوروزی از راه رسيد و مشتاقان حريم دوست پای در رکاب نهاده و عزم زيارت حرمش نموده اند.
***
کاروان امسال با همه ی سختی هايی که داشت بالاخره به مقصد رسيد. قصد داريم در اينجا گزارش ها و تصاويری از کاروان را به اطلاع برسانيم.
با ما باشيد...
يا علی


   
پيامها ( 112 پيام ) 3/18/2006 :: 23:19 :: زائران حريم رضوي