برنامه آينده
جلسه هفتگی
مراسم شهادت امام محمدباقر (علیه السلام)

سخنران:
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداح:
حاج اکبر افخمی

قاری:
امیررضا مظلومی

زمان: شنبه، 27 مرداد ماه، همراه با نماز مغرب و عشاء
مکان: بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهدا(ع)


رهپويان




پنجشنبه 6 بهمن 1390 نسخه چاپی
جلسه اعلام مواضع کانون فرهنگی رهپویان وصال در انتخابات مجلس نهم


بسم الله الرحمن الرحیم

قبل از هر چیز عرض تبریک دارم خدمت برادران و خواهران و همچنین آرزوی قبولی طاعات ، عبادات و زحماتتون رو ، انشاءالله خدا توفبق بیشتری بده و در مسیر حب و بغض اهل بیت بتونیم بیشتر خدمت کنیم .

قسمت اول عرایضم رو پیرامون بحثی که داریم خدمتتون عرض می کنم و بعد هم انشاءالله آخر جلسه هم نسبت به کار کانون خدمتتون عرض میکنم .

توی سابقه تشکیلاتی مثل کانون که اسمش رو هیئات مذهبی میذاریم ، چون بیس اصلی کانون هیئته ، اصلاً دلیلی که ماها دور هم جمع می شیم اباعبدالله و اهل بیته ، یه مقداری کانون تشکیلاتی تر و بازترش کرده و مسائل دیگه هم قاطی کرده .

بعضی جاها برعکس هستن ، یعنی بیس کارشون فرهنگیه ، فرض می کنیم انتشاراتیه ، بعد هیئت هم دارن .

مدل ما با جاهای دیگه این فرق رو داره ، و این اولین نمونه است توی کشور که این مدلی کار می کنن ، یعنی یه هیئیتی که کارهای دیگه هم می کنه ، کارهای فرهنگی دیگه ای هم انجام میده .

سیستم هیئات مذهبی تا الان که امروز ما دنبال این سیستم هستیم که درش بازنگری کنیم ، سیستم هیئات مذهبی این مدلی بوده که یه عده ای جمع می شدن یه علمی رو بلند می کردن ، و یه عده ای زیر این علم سینه می زدن و می رفتن .

اگه یه وقتی در هیئات مذهبی از اول تا الان ، می خواست یه کار غیر هیئتی انجام بشه ، بزرگترهایی که علم رو بر داشته بودن ، خودشون تصمیم میگرفتن ، بقیه هم اگه دوست داشتن می یومد ، دوست نداشت  می رفت .

کما اینکه خود ما توی یه هیئتی بودیم که علمی رو برداشتن که ما نمی خواستیم زیر اون علم سینه بزنیم ، رفتیم یه جای دیگه راه انداختیم .

یعنی سیستم توی کل این هزار و خورده ای سال همین بوده که یه عده ای میان و این کار رو انجام میدن . یعنی مستمع در این سیستم کمترین نقش یا حداقل بگم بی نقش و بی رنگ کار می کردن .

در کانون ما اینجوری کار نکردیم ، یعنی اهمیت دادن به مستمع در حدودی که مستمع بیاد و نظراتش رو بده که بعضی جاها یه اختلافاتی ایجاد شده که ما پشیمونیم . مثل بحثی که ده سال پیش ، توی سه چهار سال اول کانون راه انداختیم که چه مداحی رو دعوت کنیم. دعوا شد ، که ما همه به فلانی رأی دادیم ، چرا فلانی اینقدر درصدش کمه ، بحث تراکتورسازی تبریزی شد که اگه همه اینطوری هستیم چرا ما شدیم دو درصد ؟!

بعد ما دیدیم اینطوری نیست ، هر کسی رو صلاح دونستیم دعوت می کنیم ، کسی هم صلاح ندونستیم توضیح نمی دیم چرا ، چون اصلاً قابل توضیح دادن نیست. هر کسی هر چیزی می گه ، می گیم چشم ، انشاءالله اگه توفیق باشه خدمتشون هستیم .

چرا فلانی زیاد میاد ، چرا فلانی کم میاد ، سعی کردیم در حد هیئت مدیره این مطلب رو رفع رجوع کنیم و صحبت کنیم . حتی الامکان هم کمترین مشورت بشه ، چون آبروی افراد حفظ بشه .

یه جاهایی تقریباً جا افتاده که هرچی هیئت مدیره تصمیم گرفت ، ما دوست داشتیم میایم ، دوست نداشتیم نمیایم .

یه جاهایی کار خیلی جدیتر مطرح شد ، مثلاً فرض می کنیم در قضیه بمب گذاری . در اون 20 روز خیلی وضعیت فرق میکرد ، هر 5 نفری که دور هم می نشستن ، می گفتن ما مستمع کانونیم .

مثلاً دوم اردیبهشت من خبر داشتم که اداره اطلاعات این بابا رو گرفته ، با دو سه تا عزیزان نشستیم ، داد و بیداد . هی می گفتن باید یه کاری کنیم ، من میگفتم باید سکوت کنیم ، می گفتن نه کی می خواد جواب خون شهدا رو بده ؟ آخر عصبانی شدم ، گفتم بلند شید برید من هر کاری دوست داشتم می کنم .

یعنی یه جاهایی بحث فراتر از دعوت از یه مداحه ، این بحثها توی یه جاهایی مثل انتخابات ، به هر حال توقعی که کانون نشون بده این وسط چیکاره است ، حالا مستقیم یا غیر مستقیم ، بیشتر خودش رو نشون میده . باز هر 5 نفری که دور هم می شینن ، می گن ما کل نظرات مستمعین کانونیم .

در حالیکه ما سیستم قبلی هیئتی رو رعایت نمی کنیم ، یعنی ما به مستمعمون بها میدیم و ردیفش می کنیم که نظر تو هم لحاظ می شه ، هیئت مدیره روش بحث و صحبت می کنه .

یه مدت زیادی خیلی از کارها روتینه . مثلاً اعتکاف و مشهد روتینه ، هی ما نمی شینیم رأی گیری و صحبت کنیم .

یا راجع به مداحها و سخنرانان ، هیئت مدیره با توجه به اشرافی که من روی مداحهای اهل بیت دارم ،معمولاً اگه نگم یه کسی رو دعوت کن ، نمیان بگن چرا ؟! چون شاید من نخوام توضیح بدم .

به هر حال این قضیه توی یه جاهایی خودش رو کاملاً نشون میده .

توی انتخابات ریاست جمهوری ، طرحی که گذاشتیم این بود که به لحاظ اینکه کمترین ریزش رو داشته باشیم ، که اتفاقاً اینطوری نشد ، یعنی ما بعد از انتخابات ریاست جمهوری یه ریزش سنگینی داشتیم پیرامون اینکه بچه های ما .... ( اون بنده خدایی که برای من پیام داده بود ، می گفت اون کسی که داشت منو توی خیابون می زد ، همون کسی بود که برای من میانداری میکرد و من سینه می زدم ، دیدم داره منو می زنه . آقای انجوی هرچی باشه من دوست دارم . ) مال جنبش سبزیها بود !!!

ما دیگه نمی تونستیم اونجا بگیم شما هم باشید . بنابراین یه ریزش این مدلی داشتیم ، کسانیکه هیئتهای دیگه رو نمی رفتن بابت اینکه اونها کاملاً سیاسی شون بروز داشت و ماهایی که داشتیم کار زیر پوستی می کردیم ، اینها نیومدن که البته الحمدلله رب العالمین الان دارن یواش یواش بر میگردن .

اونجا ما توی هیئت مدیره بحث کردیم که چیکار کنیم ؟ الان چهار تا کاندیدا داریم ، می خوایم به مستمعین مون احترام بذاریم و کار فرهنگی مون هم مشکلی پیدا نکنه ، ما هشت سال اینجا صداش رو در نیاوردیم که اونقدر با خاتمی مشکل داریم ، ولی یواش یواش با بحثهایی که می کردیم نظر مستمع مون رو عوض کردیم .

کار فرهنگی کردیم ، فحش هم ندادیم .

بعد گفتیم بیایم انتخابات کنیم . یعنی بحثی که به نظر من خیلی خوب بود ، رأی گیری میکنیم ، اگه موسوی رأی آورد ، بی عرضگی ماست ، معلومه که نتونستیم مستمعین مون رو توی این مدت رشد بدیم .

اگه نظر مستمع ما موسویه ، باید بدونیم که باید توی دوره بعدی چه جوری کار کنیم . که بعد انتخابات شد ونظر کانون رو اینجوری اعلام کردیم که 6/89 درصد احمدی نژاد رأی آورد ، شش درصد موسوی رأی آورد که نظر شما محترم ، 5/2 درصد آقای رضایی ، که نظر شما هم محترم ،چهل و سه صدم درصد به کروبی رای میدن .

این برهه بسیار مهم رو با این ترفند کنار گذاشتیم که اگر اون فتنه نبود این جواب میداد ، یعنی اون شش درصد ریزش نمی کرد ، که حالا اون اتفاق افتاد .

حالا رسیدیم به جریانات الان . که الحمدلله هیچ مشکلی توی کانون نیست ، مگر به برهه های این تیپی که می رسیم .

چیزی که امروز باید مشخص بشه اینه که نظر کانون یعنی نظر کی؟ نظر کانون یعنی نظر من ؟ نظر کانون یعنی نظر هیئت مدیره ؟ نظر کانون یعنی نظر کادر ؟ یا نظر کانون یعنی نظر نزدیک به صد هزار نفر از اعضا ؟ که اگه به بعضی از اینها تماس بگیری که شما یه زمانی فرم پر کردید ، فحش میدن .

این نظر کیه ؟ یا نظر مستمعینی که جلسه هفتگی میان . این باید مشخص بشه که هر کسی بلند نشه بگه کی جواب مستمع کانون رو میده ؟! تو چیکاره ای؟!

بلندگوی مستمع کانون چیه ؟

اولین نکته ای که باید اینجا مشخص بشه ، نه برای این انتخابات ، کلاً بعنوان یه سیستم . من نظرم اینه که حداقل سه سال این چیزی که اینجا تصویب می شه سه سال برد داشته باشه ، اگه سه سال دیگه زنده بودیم و آقا نیومد باز دور هم جمع بشیم و بگیم نظر کانون اینه .

من نمی دونم می خوایم با چه سیستمی به این نقطه برسیم که نظر کانون چیه؟! نظرش ، نظر منه ؟ یا نظرش نظر هیئت مدیره است ؟ یا نظرش ، نظر کادره یا نظر اعضایی که باید نزدیک به صد هزار نفر نظرخواهی کنیم یا نظرش ، نظر مستمع هفتگیه ... که تکلیف مشخص بشه که کانون درست تصمیم میگیره یا غلط ؟! یه کسی نیاد بگه من مستمع کانونم ، حتی انجوی بیاد بگه نظر منه ،بچه های کانون همه شون نظر من رو دارن . این یه سیستمه ، هیچوقت ما به صد در صد نمی رسیم ، باید به یه نقطه نظری برسیم ، رأی بیاره . 1 + 50 ، بگیم این نظر کانونه که ببینیم چه خبره !!

اگه نظرم با نظر کانون موافقه یه بحثه ، می تونم باشم ، می تونم برم . اگه نظر کانون با من موافق نیست ، باز یه بحثه ، می تونم باشم ، می تونم برم .

بالاخره باید به یه جایی برسیم که هر چند وقت یه باری ، یه برهه ای پیش اومد ، یه عده علم بلند نکنن بگن ما مستمع کانونیم ، به شعور ما توهین شده چرا ماها رو لحاظ نمی کنن ؟! مستمع کانون اینجوری شناخته می شه چیه .

ترفندی که توی مملکت داریم اینه که می گیم انتخابات . یعنی اگه یه کسی رئیس جمهور شد ، ولو با یه درصد بسیار اختلاف پایین ، اونهایی هم که رأی ندادن ،باز این رئیس جمهوره .

اگه یه کسی نماینده شد ، دیگه نماینده همه است . نماینده اون قشری که بهش رأی دادن نیست . این سیستمی از دموکراسی است که اسلام هم قبولش داره . می گه در مسائلی که به خط قرمز نمی رسه ، ما که برای خط قرمز نظرخواهی نمی کنیم . ما خط قرمزمون 1- اسلامه ، 2- شیعگی ، 3- ولایت . این سه تا خط قرمز مونه . اگه فردا همه صد هزار نفر مستمع کانون بگن نمی خوایم ، می گیم نظر شما اصلاً لحاظ نیست . ما داریم زیر خط قرمز رو میگیم.

به اینجا که رسیدیم نظر چیه ؟ فردا انتخاباته ما شرکت بکنیم یا نکنیم ؟! ( شرکت کردن یعنی لیست بدیم یا ندیم ؟ ) بعد اگر از دو نفر حمایت کنیم یا چهار نفر ، کیا باید بگن ؟ این خیلی مهمه.

اگه قرار باشه نظر صد در صد افراد لحاظ بشه ، اصلاً غیر ممکنه .

بعد از اینکه این سیستم رو مشخص کردیم ، بقیه باید تمکین کنن یا تشریف ببرن یه جای دیگه. لزومی نیست که حتماً توی کانون باشن .

دو حالت بیشتر نداره ، تا اینجای کار من فکر می کنم منطقیه ، هر کس تا اینجاش اعتراض داره ، بفرمائید . در خدمتم !

آقا من وقت ندارم بیام تالار گفتمان بخونم ، شش صفحه پست بزنم . هر کسی هر حرفی داره بزنه ، تا اینجاش من غیر منطقی صحبت کردم ؟!

روی همین قسمت اولش رأی گیری می کنیم .

(
ما برای رسیدن به تفاهم سیستمی غیر از این نداریم ، باید بشینیم دور همدیگه جمع بشیم صحبت کنیم . اگه قرار باشه ما بعنوان کادر نتونیم دور هم جمع بشیم و صحبت کنیم ، کجا میتونیم صحبت کنیم؟ نمی شه بریم توی یه فضایی که هیچکس نیست و اونجا نتیجه بگیریم ) .

آقای دوست فاطمه : بسم الله الرحمن الرحیم اگر ما مدعی این هستیم که سالها پای منبر نشستیم و مبانی معرفتی مشترکی داریم ، نتونیم توی مباحث مختلف ، بویژه مباحث سیاسی که مبنای اعتقادی داره ، به یه اجماع برسیم و همدیگه رو اقناع کنیم ، به نظرم میاد که اون سیری که داریم پیش می بریم یه اختلالی رو نشون میده .

ـ یعنی شما قائل به اقنای صد در صد هستید ؟

ـ نه ، قائل به اقناعِ صد در صدی قطعاً نمی شه بود.

ـ خب ، ما هم داریم همینو می گیم .

ـ قائل به اقناعِ صد در صدی قطعاً نمی شه بود ، ولی اینکه او نو منوط کنیم به نظر هیئت مدیره و یه تعداد افراد محدود ، حالا با هر قدرت اقناع و هر تحلیلی ، این فکر نمی کنم درست باشه .

ـ شما مدیر کانون ، شما برای اینکه بخواید یه نظری در کانون بدید باید چیکار کنید ؟ سیستمش رو شما بگو ؟

ـ یقیناً باید همفکری بشه ، با توجه به هر موضوعی ، افرادی که در اون موضوع صاحب نظر هستن ، به انتخاب مدیر مجموعه دور هم جمع بشن ، مدلی رو پیش بینی کنن کار طبق اون مدل انجام بشه .

ـ خب این همینی هست که من گفتم .

نبود این.

 شما از الان مدیر کانون ، انتخابات داریم ، می خواید چیکار کنید ؟! کیا باید نظر بدن ؟

ـ اولین قدمش همین جلسه ای است که امروز تشکیل شد ، و دوستان می تونن اظهار نظر کنن نسبت به گذشته عملکرد کانون در فضای سیاسی و فضای انتخابات .

ـ نه ببینید ، مصداقیش نکنید ، راجع به یه بیس صحبت کنید ؟

شما الان مدیر کانونید ، می خواید در انتخابات یه کاری بکنید یا یه کاری نکنید ، شما چه جوری می فهمید که منظور بچه های کانون چیه ؟!

ـ عرض می کنم. یه مقدماتی نیاز داره ، همین جوری خلق الساعه که نمی شه ، که یه مدلی همین جا بذاریم وسط . مقدماتش رو عرض کردم ، اول یه بررسی روی گذشته کانون در فضای سیاسی بشه ، اون چیزی که باید .....

ـ کی بررسی کنه ؟

ـ عرض کردم که ...

ـ من می خوام اون آدمِ رو در بیارم . ..

ـ شما وقتی می خواید گروه آر وی تشکیل بدید ، کیا رو در اون قرار میدید ؟!

ـ شما بذار ، الان همین افرادی که می گید رو بگید که می خوایم بشینیم دور هم و صحبت کنیم، شاید هم من نباشم، شما پیشنهاد بدید .

ـ نمی خواد مصداقی بگیم یه نفر یا دو نفر .

ـ آفای دوست فاطمه کاربردی صحبت کنید ؟ کیا ؟ باید اینجوری باشه ، باید اونجوری باشه رو ولش کنید. کاربردی !

بنده به عنوان کسی که مؤسسم و خودم هم می تونم هرکاری بکنم ، ولی نمی کنم ، می خوام نظر مستمعم رو لحاظ کنم ، کیا رو جمع کنم ؟!

ـ شما زحمت بکشید افرادی رو که توی کانون می شناسید ، و در فضای سیاسی ...

ـ اگه شما نبودید چی ؟

ـ هیچ اشکالی نداره .

ـ پس شما قائل به این هستید که اگه یه وقتی انتخابات شد ، من هر کسی رو دوست دارم ، جمع کنم و ازش نظر بخوام ، درسته ؟

ـ نگاه کنید آقای انجوی ، اگر ما عقلانیت رو بر مجموعه حاکم کنیم ،اینجوری نیست که من هر چی دوست دارم ، شما هر چی دوست دارید .

ـ پس من اینقدر عقلانیت دارم که هر کی رو بگم درسته ؟

ـ می خوام بگم که باید حتماً چه بنده ، چه شما ، چه هر کس دیگه ای که می خواد این کار رو انجام بده ، معلوم باشه که بر چه مبنایی هست ، من رفیق خودم .....

ـ شما مدیر کانونید ، کیو می خواید انتخاب کنید ؟

ـ بنده رفیق خودم که بغل دست خودم هست، ممکنه انتخاب نکنم ، از اون طرف یه فردی که از نظر ....

ـ الان توی فضای کانون من همچین آدمی هستم که اینجوری کار کنم ؟

ـ نه ، من همچین چیزی نگفتم . گفتم نباید اینجوری باشه ، و هر جا که خلاف این عمل بشه ، قطعاً بهش ان قلت وارده .

ـ بسم الله الرحمن الرحیم . آقای دوست فاطمه ، کاربردی ، من الان می خوام چند نفر رو جمع کنم ، به این نتیجه برسیم که در انتخابات چیکار کنیم ؟کیا رو جمع کنم ؟ یا به من اعتماد دارید می گید هر کی تو می گی درسته یا باید بهم اسامی پیشنهاد بدید  .

ـ یقیناً به شما به عنوان مدیر مجموعه اعتماد وجود داره و حتماً شما خودتون هم باید به عنوان یه مدیر از پیشنهاد بقیه افراد استفاده کنید . بنده اگه باشم این کار رو می کنم .

ـ ببینید بنده درست برداشت کردم یا نه ! یعنی پیشنهاد شما برای کانون اینه که چون شما به بنده اعتماد دارید ، بنده برای انتخابات یه عده رو جمع می کنم که ممکنه شما جزءش نباشید و بعد هم به این نتیجه می رسم که شاید شما قبول نداشته باشید ، درسته ؟! یا نه ، حتماً باید به این نتیجه برسم که شما قبول دارید ؟!

ـ نه ، اصلاً بحث فرد نیست . شما می خواید مصداقیش کنید  .شما قبول دارید، شما قبول ندارید .

ـ من دقیقاً بحث فرد دارم .

ـ ما قائل به اون رفتار حزبی که توی دنیا مرسوم هست ، یقیناً نیستیم . قطعاً اگه مجموعه کانون یا هر مجموعه دیگه که بنده عضوش باشم ، به یه نتیجه ای برسه که خلاف حجت شرعی من باشه ، برای من هیچ تکلیف آور نخواهد بود و برای شما هم قطعاً همین طوره .

ـ بله ، اصلاً به شما کاری ندارم .

شما مدیر کانونید ، می خواید یه عده ای رو جمع کنید ، طبیعتاً یه عده رو که جمع می کنید به یه نظری می رسن که یه عده ای غیر از شما با اون نظر مخالفند ، حالا چی میشه ، اینجا کانون مشکل داره ؟

ـ نه .

ـ پس سیستم دیگه ای جایگزینش داریم ؟

ـ نه ، شما دارید مطلق صحبت می کنید ، نمی شه بگیم مشکل داره یا نداره ؟! هر کاری که من یا شما انجام میدیم ، قطعا می تونه وجوه درستی داشته باشه و وجوه اشتباهی داشته باشه . اونجاهایی که درسته قابل پذیرشه ، اونجاهایی که درست نیست قطعاً غیر قابل پذیرشه .

ـ خیلی خب ، مورد پذیرش نیست ، بالاخره تکلیف چی می شه ؟! پس کانون درست عمل کرده ؟

ـ هر جایی که نیاز به اصلاح داره قطعاً مجموعه باید با همفکری اصلاح کنه .

ـ نشد دیگه ، یعنی یه تصمیمی می گیریم می رسیم به، این تصمیم از نظر سیستمی که شما می گید درسته ، اما از نظر خود شما اشتباهه ، باید چیکار کنیم ؟

ـ ما که ماشین نیستیم ، ما یه مشت آدم هستیم که داریم فکر می کنیم ،بعد معتقدیم که مبانی مون هم مشترکه ، پس وقتی با هم صحبت می کنیم ....

ـ اغنای صد درصده ؟!!

ـ نه ، اقناع صد در صدی اتفاق نمی افته ، ولی اونجاهایی که افراد فکر می کنن واقعاً داره یه اشتباهی شکل می گیره ، می تونن روی اونها صحبت کنن . بله قطعاً ممکنه شما متفاوت از بنده فکر می کنید ، هیچوقت هم همچین توقعی نمی ره ....

ـ می تونم اونجا صحبت کنم ، یعنی کجا صحبت کنم ؟!

شما یه نیروی کانونید ، کانون باهمین سیستمی که شما گفتید که من قبول ندارم ، یعنی همون سیستم شما رو اجرا می کنم که عده ای که معتقد هستند رو جمع می کنم و به یه نتیجه ای می رسیم ، من این سیستم رو قبول ندارم ، میخوایم یه سیستم دیگه ای بذاریم . حالا به سیستم شما رسیدیم ، به نظریه ای رسیدیم که شما فکر می کنید اشتباهه ، الان شما می خواید چیکار کنید ؟ وظیفه ات چیه ؟ بیاید بگید شما ارزشها رو فراموش کردید ، خدا رو فراموش کردید ، هر چی ازت شنیدیم مشکل داشته ، توکل سرت نمی شه ، وای بر ما که پای منبر کسی نشستیم که ....

باید اینجوری برخورد کنید ؟!

الان اشتباه کانون این وسط چی بوده ؟!

ـ شما خودتون توی عرصه های مختلف همین جوری قضاوت می کنید و مخاطب هم یاد می گیره که باید همین جوری قضاوت کنه .

وقتی کسی توی شعار و حرف مسئله ای رو عنوان می کنه و در منبر دو شب پیش شما همین بحث مطرح بود که در عمل خلاف ارزشها و خلاف چیزهایی که مدعیه ...

ـ از نظر کی؟

ـ از نظر کی نداریم ، شما خودتون معیار رو گفتید . گفتید بابایی که میاد دم از گفتمان ....

ـ معیار قابل تفسیره .

ـ نه معیار قابل تفسیر نیست ، سلیقه است که قابل تفسیره .

شما خودتون میاید صحبت می کنید ، می گید جایی که می خوایم در مورد مصادیق ورود پیدا کنیم ، فرد هست میاد و از گفتمان امام و رهبری و عدالت و ساده زیستی داد می زنه ، توی زندگی شخصیش توی قصر زندگی کنه ، معلومه این آدم به حرفی که می زنه عمل نکرده . می تونیم حکم کنیم که این آدم مرتد است و فلان است ؟ ولی می تونیم نتیجه بگیریم ....

ـ کی این معیار رو تشخیص میده ؟! شما اون آدم رو به ما معرفی کن .

الان توی کانون هیئت مدیره یه تصمیم اشتباهی گرفتیم ، کی باید تشخیص بده ؟

ـ هر فردی خودش می تونه با اون معیارهایی که در اختیارش هست ...

ـ برای حجت شرعی خودش ، برای کانون که تشخیص میده ؟!

ـ عرض می کنم ، هر فردی خودش می تونه با اون معیارهایی که در اختیارش هست بسنجه که این رفتار صحیح است ...

ـ شما عقلت بیشتره یا من عقلم بیشتره ..

ـ الان بحث عقل مطرح نیست ، بحث معیاره . یه موقع هست بنده به هر دلیلی از معیارم کوتاه میام ، یه موقع هست یه نفر دیگه روی معیارش می ایسته ...

ـ کی تشخیص میده شما کوتاه اومدی یا وایسادی ؟

ـ مشخصه .

ـ من برعکس شما برداشت می کنم ، باید چیکار کنم ؟!

عنایت کنید اولاً برادرهایی که دارن صحبت میکنن ، می خوان به یه نتیجه خوب برسن . هیچ بحث منازعه ای نیست .

ثانیا ً ببینید بحث سر اینه که بالاخره کانون یه تصمیمی گرفت ، حالا این تصمیم چون با سلیقه من جور در نیومده ، به نظرم با معیارها جور در نیومده ، یعنی اگر من تشخیص دادم که اون تصمیم در مسیر ولایته ، در مسیر ولایته ، اگه من تشخیص ندادم پس در مسیر ولایت نیست و اینها از خط اومدن بیرون . پس شما قائل به یه آدمی مثل خودت هستی که توی کانون تشخیص میده کی ولاییه ، کی ولایی نیست ...

ـ نه. اصلاً بحثی نیست که ما بخوایم در مورد کسی تصمیم بگیریم که فرد ولایی هست یا ولایی نیست ، ما داریم در مورد مجموعه اظهار نظر می کنیم .

ـ خب مجموعه رو اون تشخیص میده .

ـ مجموعه حرفی رو که خلاف معیارها عمل بکنه ، قطعاً بهش انتقاد وارده .

ـ کی خلاف معیار رو تشخیص میده ؟!

ـ ببینید اینکه شما بخواید مبهم بحث کنید که کار به مجادله بکشه ، ما نمی خوایم جدل کنیم ، میخوایم بحث به نتیجه برسه .

ـ ما می خوایم به نتیجه برسه ، شما نمیذارید .

ـ شما می خواید معیار شفاف رو .. معلومه که اگر قرار باشه روند اینجوری باشه ...

اگه قرار باشه معیار مبهم باشه ، چیزی به عنوان معیار و اصول وجود نداره ، اصول و ارزشها و معیارها مشخصه ، سلایق شخصی و تفاوت دیدگاه بنده و شما هم مشخص است ، باید نسبت به این صحبت بشه و قطعاً هر جا که محل تفسیر و برداشت متفاوت بود ، نظر هر کس برای خودش محترمه ، بالتبع او نظر مجموعه هم برای خودش محترمه.

ـ حالا چی شد آخرش ؟!

پیشنهاد شما دقیقاً اینه : من یه عده رو جمع میکنم ، بعد که جمع کردم به یه نتیجه ای می رسیم ، بعد نتیجه رو شما تشخیص میدید که با معیارها جور هست یا نه ، اگر بود تشویق می کنید ،اگه نبود سر وصدا و بحث و می ریم تالار گفتمان پست می زنیم ، اینجوری می شه ؟

اگه غیر از این گفتید بفرمائید ، چرا می گید نزاع ، چرا می گید مجادله ؟ من میخوام بدونم شما دقیقاً چی میخواید ؟!

ـ عرض کردم خدمت شما ، چه اشکالی داره ، بنده به عنوان مدیر مجموعه یه تصمیمی بگیرم  و جایی بهش اشکال وارد بشه ، قرار نیست تصمیم ما صد در صد باشه ....

ـ مگه من گفتم اشکال وارد نشه ؟!

ـ اتفاقاً خوبه که یه مجموعه پویا همه رفتارها و سکناتش ارزیابی بشه و حتما دوستان رصد کنن ، چه اشکالی داره ؟ موجبه رشده ، چرا ناراحتی ؟!!

ـ کسی نگفت اشکال داره .

من می گم سیستمی که شما می گید اینه ؟

ـ آره ، سیستمی که مد نظر بنده است همینه .

ـ پس پیشنهاد مشخصِ آقای دوست فاطمه اینه که بنده بعنوان مسئول کانون ، چند نفر که خودم تشخیص میدم رو جمع می کنم ، به یه نتیجه ای می رسیم ، وقتی به نتیجه رسیدیم ،نتیجه رواعلام می کنیم . بعد امثال آقای دوست فاطمه تشخیص میدن که این کار ما با معیارهای دینی و ولایی جور در میاد یا نمیاد .

اگه جور در میاد اس ام اس میدن ، تبریک میگن . اگه جور در نیومد مخالفتشون رو به عنوان شخصیت حقیقی ابراز می کنن . درسته مطلب ؟!

ـ قسمت اولش رو که شما ساده برگزار کردید که بشه مثل بقیه جریانات ، بنده نظرم این نیست که ساده برگزار بشه . در انتخاب افراد باید معلوم باشه چطوری افراد انتخاب میشن .

ـ کی باید افراد رو انتخاب کنه ؟!

ـ شما باید افراد رو انتخاب کنید .

ـ من همین رو گفتم که !

ـ گفتید شکلش ، من دارم عرض می کنم .اون معیار مشخص بشه ، توضیح داده بشه که اگه ما توی هر مرحله ای خودمون رو جوابگو بدونیم به مخاطب که برای چی اگه من از شما پرسیدم آقای فلانی برای چی انتخاب شده ، شما بتونید دو جمله دفاع کنید ،که حضور ایشون در مجموعه سیاسی  به نفع کانون هست یا به ضرر کانون .

ـ شما به عنوان کی از من سؤال می کنید ؟ بعنوان یه شخصیت حقیقی ؟

ما روند تصمیم گیری کانون رو داریم بررسی می کنیم .

ـ من به عنوان مثال دارم می گم هر کدوم از دوستان ، مسئولین واحدها ، اعضای کادر ، هر کسی خواست اظهار نظر کنه .

ـ خب این درسته ! پس پیشنهاد شما همین بود که ، بعد هم که تصمیم گرفته شد ، اگه کسی سؤال کرد بتونیم جواب بدیم .

ـ بله ، تصمیم قابل دفاع .

افرادی رو که شما انتخاب می کنید ،عرض کردم با ... همون معیاری که گفته شده قابل دفاع باشه.

ـ شما به عنوان تصمیم کانون اینو قبول دارید وقتی گرفته شد ؟

ـ دقیقاً قبول دارم .

ـ  خب ، همین منظورم بود .

پس وقتی تصمیم کانون گرفته شد و یه عده ای اومدن انتقاد کردن ، ما می تونیم انتقاداتشون رو گوش بدیم و اگر صلاح دونستیم عملی کنیم .

ـ یقیقاً تصمیم کانون هست ، حتی تصمیماتی رو که ما قبول نداریم ، به عنوان تصمیم کانون تلقی می شه و همونها پیگیری می شه . فقط مهم اینه که دوستان نظراتشون رو می گن یا مخالفن یا موافق ، حتی اونهایی هم که مدنظرما نبوده و مغایر با بعضی از مسائل بوده ما به عنوان تصمیمات کانون تلقی کردیم و روی همونها صحبت کردیم .

ـ یه وقت کسی از برادرها و خواهرها ، اگه کسی داره اینجا صحبت می کنه موافق یا مخالف ، فکر نکنه این آدم مشکل داره ها !! این آقای دوست فاطمه از همه تون پامنبری تره . یعنی ایشون توی این 15 ساله همیشه این جلو بوده و ارادت ما به ایشون خیلی زیاده .

ـ آقای ذوالقدر :                                                                                            

ـ بسم الله الرحمن الرحیم . به نظر میاد اگه ما یه روش قانونی رو بخوایم معین کنیم ، همون مطلبی که اول شما فرمودید سنت هیئتها بوده ، آخرش می شه همون .

یعنی کسی که کانون رو تأسیس کرده و مالک معنوی کانون هست ، طبیعتاً اون شخص میتونه مؤثر باشه . اگه یه جایی  نظری داره یه لطفی می کنه ، یا می خواد نظراتش رو پخته تر می کنه یا میخواد مخاطبش رو راضی تر بکنه .

عملاً و قانونا باید حرف آخر رو مؤسس و مالک معنوی کانون ، یعنی کسی که کانون بدهکار می شه ، اون دچار مشکل و مورد سؤال و خطاب قرار می گیره ، موقعی که مشکلی پیدا می شه یقه اونو می گیرن ، طبیعتاً اون باید تصمیم آخر رو بگیره .

حالا شخص حضرتعالی ، هیئت مدیره ، می تونه یه مشورتهایی داشته باشه ، باز اینها مشورته ، دیگران نمی تونن برای شما یا هیئت مدیره مصوبه داشته باشن  ، مشورته .

حالا به عنوان پیشنهاد ، پیشنهاد بنده این هست که اگه بخواد مشورت سازمان یافته تر باشه ، یه بخش مؤثر این مشورت ، واحدهایی از کانون باشن که توی این زمینه ها تخصص و ورود و مطالعه بیشتری دارن  .

مثلاً واحد باصر ، واحد داتشجویی ، واحد طلاب . یه همچین وضعیتی که ...

ـ ببخشید من وسط صحبتهای شما می گم ، یعنی شما همین مطلبی که آقای دوست فاطمه می گن رو می گید که رسمیش کنیم ، این گروهی که ایشون داره می گه ، امروز براش یه گروهی تشکیل بدیم ، بگیم کسانی که دارن حرف دارن ، بیان توی این گروه حرفهاشون رو بزنن . شما اینو می گید !؟

ـ یکیش اینه و نکته ای که تأکید دارم اینکه که بالاخره حرف آخر رو شخص شما یا هیئت مدیره باید بزنه ، یعنی عملاً غیر از این چاره ای نیست . مضاف بر اینکه اون فضای بازی که توی کانون هست ، حالا چه توی تالار گفتمان ، چه جاهایی که بچه ها دغدغه هاشون و حرفهاشون رو در مورد حضرتعالی و کانون ، خوبه که باشه ، اشکالی هم نداره که باشه ، گرچه من روش دیگه ای رو پیش گرفتم و می پسندم ، این که من بارها نکاتی که بوده کتباً خدمت حضرتعالی نوشتم ، بی برو و برگرد همه اش مورد توجه قرار گرفته ، حالا یا توضیح فرمودید بنده قانع شدم ، یا تغییر رویه ای ایجاد شد ، یا اینکه نه ، نه من قانع شدم ، نه تغییر رویه ای ایجاد شده ، بالاخره توجه شده ، پاسخ داده شده .

من این روش رو بیشتر می پسندم تا روش تالار گفتمان توی بعضی از مسائل . کسانیکه می تونن مرتبط باشن و مستقیم بگن چرا تالار گفتمان و غائبانه و توی جمع صحبت کنن ؟! این یه بحثه ، و بالاخره باز بودنش هم یه گزینه مثبت هست . نظر آخر و حرف آخر رو یه کسی باید بزنه . نمی شه ما بیایم و این بخش از مسئولیت و اختیار رو از کسانیکه مسئولیت به عهده شونه جدا کنیم . نمی شه مسئولیت گردن یکی باشه ، اختیار به عهده اش نباشه ، به عهده یکی دیگه باشه ، هیئت مدیره مجبور باشه حرف کس دیگه ای رو گوش کنه که مسئولیتی رو نمی پذیره و نمی تونه داشته باشه . باید مسئولیت و اختیار توی یه جا جمع باشه ، اونم هیئت مدیره و حضرتعالی هستید .

ـ پس آقای راستی شما لطف بفرمائید یادداشت بفرمائید ، یه پیشنهادی دادن که می تونیم رأی گیری و عملی کنیم . یه گروهی تشکیل بشه که هر وقت این گروه خواستند ما پاسخگو باشیم از کادر .

به لحاظ اینکه یه جاهایی مثل تالار گفتمان من اصلاً فرصت پاسخگویی ندارم ، می شینن 15 صفحه تایپ می کنن ، من نمی رسم بخونم ، چه برسه بخوام تایپ کنم و جوابشون رو بدم . بعد هم سؤال دو خطه ، جواب 50 صفحه است . باید اینها رو بحث کنیم .

ـ کسی دیگه ای اگه صحبت داره بفرمائید . بفرمائید آقای دکتر . ( گرچه میانداره ، اما دکتره . )

ـ ببخشید من حرفهای  آقای دوست فاطمه رو تأیید می کنم ، اما همین افرادی که شما انتخاب می کنید ، اگر روی همین افراد بحث بشه و بگید من این ده بیست نفر رو انتخاب کردم ، دلیل هم برای انتخاب آقاییا y اینه ، یعنی ایشون به این دلیل توی این گروه قرار گرفته و ایشون به این دلیل قرار نگرفته . و هدفها مشخص باشه ، یعنی توی چه هدفی این گروه تشکیل شده  و این افراد هم قابل ... یعنی ما بتونیم روشون نقد کنیم ، یعنی افرادی که انتخاب شدن آیا واقعاً 

ـ سیستم انتخابتون چیه ؟

ـ من می گم شما انتخاب کنید ، ولی این افراد رو به بحث بذارید .

ـ خب ، باز انتخابات می شه ، یعنی ما گزینه ها رو مشخص می کنیم ، بچه ها حرفهاشون رو می شنون ، بهشون رأی میدن . شما نظرت اینه !؟

ـ نه ، شما حق دارید انتخاب کنید ، بحث این نیست که ما رأی بدیم یا رأی ندیم ، ولی می تونیم مشارکت کنیم با شما ، روی این افرادی که شما انتخاب کردید ...

ـ مشارکته می شه رأی دیگه .

ـ اینم یادداشت کن . مطلبی که تا اینجا گفتن اینه ....  ما اول کار  می خوایم به یه سیستم برسیم ، خیلی خوبه بحث به یه جایی برسه .

ـ آقای ...

بسم الله الرحمن الرحیم ، می خواستم بگم همین طور که یه سری خط قرمزهایی برای کانون مشخص هست ، توی بحثهای ریز هم یه سری روشنگریهایی بشه که کسانی که توی بعد مذهبی بحث کانون رو قبول دارن و می خوان توی بحث سیاسی وارد بشن ، بدونن خط مشی کانون چی هست ؟! مثلاً این راهی رو که می خواد بگیره ، روشن و مشخص بشه که این متدی که می خواد پیش بگیره و این افرادی که می خواد تعیین کنه ، واقعاً مشخص بشه که چی خطی هستن . و افراد کل کانون ، کادر به این متد اگه بخوان رأی بدن ، حرف آخر رو خود هیئت مدیره یا شما بزنید .

ـ یعنی شما می گید همون کمیته ای که آقایون فرمودند ؟! یه افرادی باشن که براشون مشخص بشه یا روی منبر ؟!

ـ اون کمیته ای که تشکیل می شه کامل معلوم بشه که خط مشی شون چیه ، یعنی چه جریان سیاسی رو دنبال می کنن ؟!

ـ دست شما درد نکنه . خواهرها اگه صحبتی دارن بفرمائید .

ـ بسم الله الرحمن الرحیم . من از اعضای کادر نیستم ولی مستمع دائمی کانون هستم . البته جسارته که بخوام توی این جمع صحبت کنم . به عنوان یه مستمع : کانون یه مجموعه کوچیکی هست مثل کشور ما ، کسانی که ولایت فقیه رو قبول دارن ، هر چیزی که رهبر معظم می گن رو بی برو برگرد قبول می کنن ، خیلی ها دنبال دلیلش می گردن ، ولی خیلی ها هم نه . چه دلیل فرمایشات ایشون رو متوجه بشن و چه نفهمن ، اطاعت می کنن . توی مجموعه کانون که تقریباً مشابه هست و یه مجموعه کوچکتری هست من فکر می کنم یه همچین حالتی باشه ، یه سر ی مستمع دائمی هست که با توجه به همه چارچوبها و ارکانی که کانون بر این مبنا واقع شده و بوجود اومده ، روی اون حساب اومدن و مستمع دائمی هستن و یه عده هم هستن که دنبال یه سری بحثهای خاص هستن ، گاه گداری میان و می رن . روی این حساب کسانیکه مستمع دائمی هستن ، این مجموعه و حضرتعالی رو و هیئت مدیره و کادر ، که کادر هم تحت تعالیم خود شما شخص شما آموزش دیدن رو قبول دارن به طور کامل .

بنابراین وقتی شما در مورد یه نفر در مسائل سیاسی ، بخواید نظری رو اعلام کنید ، برای مستمعین دائمی کاملاً حائز اهمیته . شخص خود من ، هر سال توی مراسم انتخابات مختلف ، چه ریاست جمهوری ، چه انتخابات نمایندگان مجلس ، همیشه مشتاق بودم ببینم نظر کانون چی هست و برای من خیلی اهمیت داشته . هم برای من ، هم برای دوستانم و هم برای خانواده ام که همیشه این مجموعه رو به طور کامل و بر اساس اون معیارهایی که وجود داره قبول داشتن .

اولین باری که این مسئله پیش اومد ، انتخابات ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود که کانون تکلیف رو مشخص کرد ، توی بقیه مسائل هم اگه کانون می خواد از طرف هیئت مدیره معین بشه یا اعضای کادر ، و خط مشی سیاسی رو مشخص بکنن ، من فکر می کنم مستمع دائمی قبول می کنه .

ـ یعنی شما قائل به نظریه هیئتی قدیمی هستید ؟! که ما یه هیئتی رو قبول کردیم ، هر چی بگه گوش می دیم .

ـ بله ، چون فکر می کنم به اندازه کافی اونهایی که توی این چند سال کانون اومدن  و پای منبر شما نشستن ، به اندازه کافی راجع به این مجموعه شناخت دارن و بدونن حرفی که از جانب شما با مشورت اعضای هیئت مدیره یا کادر، یا بدون مشورت گفته میشه ، اینقدر قبول دارن و می دونن بر اساس حساب و کتابی هست و بر اساس معیارهایی است که همه مون پذیرفتیم و قبولش داریم .

ـ بله ، نظر برخی از مستمعین اینه . ولی من فکر نمی کنم اینجا به این نتیجه برسیم ، چون جلسه ، جلسه کادره و با کادر می خوایم به یه نتیجه دیگه برسیم . این چیزی که شما می گید نظر خیلی از مستمعینه و البته باید همین کادر یه سیستمی رو طراحی کنه که برای مستمعینی این مدلی بیشترین ضمانت رو داشته باشیم که از نظر اعتقادی ضرر نکنه .

ـ بفرمائید آقای سلطانی .

ـ بحثی وجود داره ................. ( صدا مشخص نیست (

حتی خود کادر هم گاهاً جزء معترضینی می شه که به سؤال و شبهه اش پاسخی داده نمی شه .

ـ پیشنهادتون برای اینکه این اتفاق نیفته ، چیه !؟

ـ قبل از اجرایی شدن بحثهای کلان ، یه جلسه ای گردهمایی مثل این جلسه گذاشته بشه ، روی موضوعات اگه نقدی قرار داده بشه ، گفته بشه و اگه قراره حمایتی بشه ، اولین حمایت کننده طرح اجرایی کادر باشه .


حجت الاسلام انجوی : ما سیستم می خوایم ، ما می خوایم به یه سیستمی برسیم ، بنده نه الان نظریه ولایی رو قبول دارم که ما ولایت داریم ، نه نظریه تک محوری رو قبول دارم ، می خوایم به یه سیستم برسیم که اگه یه کاری کردیم ، نظر اکثر مستمعین کانون رو با هر گرایشی لحاظ کرده باشیم . شما این سیستم رو بفرمائید .

ـ من خودم شخصاً اگه بخوام نظریات همه رو جویا بشم ، خیلی کار سختیه . شما باید خودتون یه معیار و میزان داشته باشید ، خودتون تصمیم بگیرید که چه کاری درسته یا نیست . بعد مردم رو توجیه کنید ، برای مردم روشنگری کنید که بنا به این دلایل ، این تصمیم رو گرفتیم .

به مردم بگید که ما توی اسلام برای انتخاب نماینده و کاندیداها این معیارها رو داریم ، برای مردم توضیح بدید . مخاطبین هم اگه مشکلی در صحبتهای شما دیدن و نحوه انتخاب شما ...

ـ این بحث شما راجع به ورود و یا عدم به مصادیق هست که هنوز بهش نرسیدیم ، که اگه انتخابات شد ما ورود پیدا کنیم یا نه جزء مجموعه هایی هستیم که مصادیق رو نمی گیم ، فقط نکات کلی رو بگیم ، بچه ها خودشون انتخاب کنن .

ـ بالاخره شما کسی هستید که نماینده ها رو می شناسید ، چه سابقه ها و تحصیلاتی دارن ....

ـ من خداییش همچین آدمی نیستم .

ـ آقای راستی : تشکر می کنم از نظریاتی که مطرح شد ، حاج آقا من احساس می کنم در بحث مقدماتی شما متوقف شدیم . ادامه مقدمه رو بفرمائید ، تا انشاءالله بحث دو طرفه ادامه پیدا کنه .

حجت الاسلام انجوی : نتیجه مقدمه این شد که برای تشکیل یه کمیته ای خارج از هیئت مدیره رأی گیری کنیم ، بعنوان کمیته مشورتی که در این جور برهه ها بریم و اونجا از این کمیته مشورت بگیریم . بعد بیایم توی هیئت مدیره ، چیزی که آقای ذوالقدر هم فرمودند ، که مشورت کمیته در [کنار] نظرات هیئت مدیره لحاظ بشه .

اونهایی که برای تشکیل جلسه موافق هستن ، دستاشون رو بیارن بالا .

اونهایی که موافق نیستند بگن که باید چیکار کنیم ؟!

فکر می کنم رأی آورد . یه صلوات بفرستید .

ـ آقای راستی : حاج آقا نظرتون هست که مکتوب جمع آوری بشه !؟ چون اینجوری تا احیا طول می کشه .

ـ خیلی خب . این که رأی آورد ، بعدی !

حجت الاسلام انجوی : بحث اینکه این افراد کیا باشن که پیشنهاد آقای دوست فاطمه این بود که هر کی من حال می کنم رو انتخاب کنم که این هیچی !

من می گم برای اینکه این افراد کیا باشن باید یه برنامه ای بذاریم ، بگیم یه عده ای بیان ، خودشون رو معرفی کنن ، بعد هم از بین اون عده پنج یا ده نفر رو در بیاریم و اونها [اعضای [کمیته بشن .

موافقید ؟!

ـ اگه کمیته رو انتخاب کنید ، دوباره می شه همون هیئت مدیره . قرار شد کمیته برای کادر کار کنه ، به نظر من شما از هر واحدی یه نفر رو به عنوان نماینده توی کمیته بذارید ، بعد کسی هم که بخواد وارد بشه مجبوره بره توی واحدها کار کنه ، این باشه که نظر اونها رو ....

ـ پیشنهاد خوبیه .

موافقها دستاشون رو بیارن بالا .

خب رأی آورد .

ـ چون اینجوری باعث می شه مشکلات کادر حل بشه ، هم برای مسائل حساستر باشن و تصمیم گیری بهتر بشه .

حجت الاسلام انجوی :

ببینید من فکر می کنم پیشنهاد خوبیه ، به لحاظ اینکه خود کادر نماینده هاشون رو می فرستن ، هر واحدی بره بشینه ، یه نفر رو معرفی کنه و اون فرد بره توی کمیته .

ـ اینی که هر واحدی یه نماینده بفرسته ، یه کمی شبیه سیستمهای صرفاً اکثریتی می شه که از نظر اندیشه ای که ما قبول داریم خیلی معقول نیست ، اگه یه قدری تخصصی تر بپردازیم ....

مثلاً عرض می کنم واحدهایی که توی این مسئله تخصص و ورودی دارن ....

ـ دموکراسی نمی شه ؟

ـ مثلاً واحد باصر ، واحد دانشجویی ...

ـ واحد باصری که شما می گید توی همه واحدها نیرو داره . یعنی هر واحدی یه نیروی فکری داره ، اینی که من فکر کنم  همه فکر کانون منم و کانون یه اتاق فکر داره و تدارکاتی ها کلاً بوقند ، این یه مقداری روش مشکله . همین آقای دکتر توی تدارکاته ، چیکارش کنم !؟

ـ من می خوام سازمان یافته باشه .

ـ پیشنهاد آقای ذوالقدر اینه که اینطوری نباشه ، واحدها معرفی نکنن . پیشنهاد ایشون رو رأی بگیرید .

رأی نیاورد .

ـ آقای انجوی : پس به این نتیجه رسیدیم که اتاق فکره ، اتاق فکریه که ماحصل معرفی هر نفر توی هر واحده . تاریخش هم می گیم .

ـ بسم الله الرحمن الرحیم . خسته نباشید . عرض به حضورتون سؤالی که دارم اینه که نگرانی شما از مستمعی هست که معترض بشه یا از حق و ناحق بودنش هست ؟! این دو حالت ، دو تا تصمیم متفاوت و یه دوگانگی توی ذهن من ایجاد کرد ، اگه بخوام یه نظری بدم می خوام مشغول الذمه نباشم .

ـ هیچکدوم ، من اصلاً نگران نیستم . من دارم احترام میذارم .

من وقتی می بینم به نظر من یه عده ای خیلی ناحق و در فضایی که اصلاً برابری برای پاسخگویی نیست ، مطالبی رو مطرح می کنن ، نگران اون آدمها می شم ، می گم بهشون احترام بذاریم . وگرنه هیئتهای مذهبی اصلاً اینجوری کار نمی کنن ، می گن همینی که هست ، نمی خوای برو یه هیئت دیگه .

ما داریم احترام میذاریم ، اسمش نگرانی نیست . ولو اینکه مستمعین پنج نفر باشن یا پنجاه هزار نفر ، این احترام به مستمعه .

توی بعضی جاها این احترام ، باعث تشتت می شه . مثل اون قضیه ای که ده سال پیش تحت عنوان کدام مداح رو بیاریم مطرح کردیم ، که فکر کردیم دیدیم از این احترامی که بذاریم صد تا بی احترامی توشه .

یه جاهایی نه ، باید احترام رو بذاریم ، مثل همین مسائل سیاسی که هر چند وقت یه بار پیش میاد .

ـ آقای دوست فاطمه :

یه نکته اینکه چی شد که دوستان به فضای تالار ورود پیدا کردن ، و شما گفتید نقد دارید چون فضای برابری برای پاسخ نیست ، این چیزی که منجر شد به حضور بعضی از دوستان که حتی اهل حضور در تالار طی این چند سال نبودن ، این بود که یه روند چند ساله طی شد .

هر کسی مطلع نباشه ، حضرتعالی به خوبی مطلع هستید که دوستان زیادی که نظرات متفاوتی داشتن و بعضاً مورد پذیرش شما بود ، نظرات رو خدمت شما دادن ، کارهای منسجمی انجام شد ، آسیب شناسی های دقیقی نسبت به عملکرد کانون در حوزه های مختلف انجام شد و منجر به طرحهایی برای برطرف کردن اون مشکلات شد ، ولی متأسفانه دیده شد که محل توجه قرار نمی گیره و پاسخ دقیقی هم داده نمی شه که چرا و چگونه ، و اینم که می فرمایید فضای خوبی برای گفتن این مسائل نیست و بعضی ها هم همین انتقاد رو دارن ، باید عرض کنم و خودتون هم می دونید که منش ماها این نبوده که بخوایم در فضاهای عمومی این بحثها رو مطرح کنیم . بحثها به مراتب از این جدی تر و محکمتر و متقن تر هست ، ولی دوستان سعی کردن با رعایت تمام شئوناتی که شما دارید می گید و حتی نگرانی که شما برای امثال ماها دارید که نگران خودمون هستید که میایم اونجا و یه حرفهایی می زنیم که حالا دینمون به خطر نیفته ، قطعاً همین مدنظر دوستان هم هست که خدایی نکرده بر اساس بعضی از مسائل نباشه و از کانالهای مختلف مطالب مطرح شده و متاسفانه پاسخی داده نشده . فضا هم برای پاسخگویی کاملاً برابر هست ، این نیست که اون سمت قضیه 5 – 6 تا آدم باشن و این سمت فقط شما باشید .

شما معتقدید کار توی مجموعه کانون داره جمعی انجام میشه ، مسئولینی داره ، مسئولین واحدهایی داره ، هیئت مدیره ای داره که باید نسبت به تمام کارهایی که انجام میشه جوابگو باشن ، و بتونن دفاع کنن .

بخاطر همین فضا فراهم بوده . و اگر اینور 5 – 6 نفر اظهار نظر کردن و بسیاری هم بودن که نظراتی داشتن و ترجیح دادن حضور پیدا نکنن ، فضا برابر بوده و دوستان می تونستن به خوبی بیان پاسخ بدن و نظر رو تأمین کنن و بحث هم به خیلی از مسائلی که به خاطر نوع برخوردها بود کشیده نمی شد .

این در مورد توضیحی که باید عرض می کردم .

ـ به قول آقای فردوسی پور این تیکه اولش : اولاً بنده به کل حرفهای شما مخالفم ، اجازه دارم مخالف باشم ؟

ـ بله ، یقیناً . شما می تونید مخالف باشید ، ولی حتماً باید دلایلتون رو بگید ، با گفتن یه [کلمه] مخالفم ، نظر بقیه رو تحت تأثیر قرار بدید .

دلایلش مشخصه ، من برای کمیته هایی که شما می گید براشون ده بار توضیح دادم که اینطوری نبوده چیزی به ما برسه و ما بررسی نکنیم یا مورد توجه واقع نشه . کمیته ها ، کمیته های عقیمی بود ، خودشون عقیم بودن ، دلایلی داریم ، نظر منه .

ـ حداقل چند نمونه ای که من می دونم ، هیچکدوم از مشکلاتی که شما می گید نداشتن ، خودتون هم بارها اینو تصریح کردید ، حالا اگه الان نظر دیگه ای دارید و به نتیجه دیگه ای رسیدید ، محل توجه هست ، بعداً می شه صحبت کرد .

در مورد مدلی که دوستانم پیشنهاد دادن که باید از واحدهای خاصی انتخاب بشه یا که نه ، از همه واحدها باشه ، قسمت اول صحبت شد که شما تازه روی همون نحوه هم ان قلت داشتید که چه جوری این کار انجام بشه ، ولی پیشنهاد بنده اینه که همون بحثی که اول داشتیم ، شاید افرادی باشن که به هر دلیلی ...

اگه می شد ما بحثهای مقدماتی رو می گفتیم شاید بهتر می شد اینها رو تبیین کرد ، کانون با توجه به ظرفیتی که داره افراد  به یه حدی که می رسن و به اون سقف کانون که می رسن ، ترجیح میدن توانمندیشون رو یه جای دیگه استفاده کنن و بتونن مثمرثمر باشن برای جامعه . همون هدف اصلی ای که کانون [برپایه] اون شکل گرفت . و ممکنه توی اون فضا حضور نداشته باشن ، ولی کانون نباید خودش رو از وجود این افراد که خودشون رو از کانون و متعلق به کانون میدونن ، محروم بکنه .

پیشنهاد من اینه که افراد مختلف رو انتخاب بکنید ، به هر حال شما بیشتر از بقیه شناخت دارید ، در اختیار ...

ـ ـ  واحدها می تونن اسامی مسئولینشون رو بدن ، به اونها هم بگیم بیان . چشم !

ـ حالا مشکلی نداره که ساختار شورا یه جوری باشه که مسئولین واحدها حضور داشته باشن  ....

ـ ـ مسئولین نگفتیم ، گفتیم یه نماینده .

ـ نماینده واحدها حضور داشته باشن که بتونن به پخته شدن کار و پیگیریهای بعدی هم کمک بکنن .

راستی : حاج آقا اگه اجازه بفرمائید دو سه تا محور رو مشخص کنیم که نظرات رو مکتوب بدن . شاید اینجوری به جایی نرسیم ، بعد انتخاباتمون هم هیئتی می شه . شما محور رو مشخص بفرمائید .

حجت الاسلام انجوی : تشکیل کمیته واحد رأی آورد ، انشاءالله تا دو روز دیگه ، مسئولین نماینده هاشون رو مشخص کنن .

ممکنه یه واحدی بگه ما همچین نماینده ای نداریم ،  خب ندارن . بعد هم یه نگاهی بکنیم ببینیم اگه کس دیگه ای شد ، توی این قضیه بذاریم ، بعد هم اینها بشینن دور همدیگه و در آخر برای هر تصمیم این مدلی که خواست گرفته بشه ، هم مشورت بشه ، هم مشورتشون در تصمیمات هیئت مدیره لحاظ بشه . این سیستم تأیید شد .

 
قسمت دوم بحثی که دارم ، بحث مطلبی است که آقای ذوالقدر درست فرمودند ، اینکه اختیارات و مسئولیتها باید یکسان باشد .

یه کسی باید مسئول باشه که اختیارات داشته باشه . توی برخی از مسائلی که توی کانون اتفاق میفته ، یه سری مسائلی هست که اینها گفتنی نیست . مثل مثالی که برای بمب گذاری خدمتتون عرض کردم ، اصلاً گفتنی نیست . هیچ ربطی هم به خطر قرمزها نداره ، و بعد مسئولیت به گردن ما میفته .



یا مثلاً هیچکدوم از شما رو نه آقای ایمانی می شناسه ، نه آقای دستغیب می شناسه ، نه آقای حائری می شناسه

هی زنگ می زنن آقا پاشو بیا . جان !؟ آقا شرکت بکن ، شرکت نکن ، فلان کن .

آقا ما که نمی تونیم حرف آقای حائری ، آقای ایمانی و آقای دستغیب رو گوش ندیم . یه کم انصاف داشته باشید ، برای اینکه من مشروعیتم به این بزرگوارانه . بعد بیام حرفشون رو گوش ندم ؟! این خط قرمزه !؟

خیلی خب ، شما روی دستوری که آقای حائری به ما داره ، حرف دارید ، برید به آقای حائری بگید ، چرا روی من فشار میارید !؟ خیلی مرد هم باشید ، برید اونجا بگید ما تقاضای ملاقات داریم . چرا شما به آقای انجوی اینو گفتید ؟!

خب الان ما چیکار کنیم ؟ مشکل دارید ، برید به آقای ایمانی ، آقای حائری و آقای دستغیب بگید ، چرا روی من فشار میارید ؟

شما حرف می زنید ، بعد مسئولیتش رو قبول نمی کنید .

شما اصلاً فکر نمی کنید ما یه بعدی داریم که این بعد یه جاهایی تحت فشاره . این شیرازشه ، از تهرانش هم ما همین جوری تحت فشاریم .

روی منبر گفتم نفهمیدیم ایستادگی کنیم ، پایداری کنیم ، مقاومت کنیم ، چیکار کنیم ؟!

اگه مشکل دارید ، به اونها بگید . به نظر شما این خط قرمزه !؟

میایم وارد می شیم ، ورود پیدا می کنیم تا حدی که نه سیخ بسوزه ، نه کباب و بتونیم این وسط خودمون رو حفظ کنیم .

شما فکر می کنید کانون چیه ؟! کانون چیز بزرگ و جناحی توی کشور نیست . یه مجموعه فرهنگی هستیم برای خودمون .

چهار تا و نصفی هستیم ، دوست داریم به مستمعین مون احترام بذاربم . دائم تحت فشاریم !

مثل مثال بمب گذاری ( بعضی ها اول جلسه نبودن ) دو سه تا از آقایونی که اینجا هستن ما رو تحت فشار گذاشتن که باید یه کاری بکنید .

ببینید شما نباید روی ما فشار بیارید .

کانون یه مجموعه مستقل برای تصمیم گیری نیست ، ما از اول اعلام کردیم که نظر بزرگان و علمای استان برای ما مهمه ، ما روی این نظر حساب کردیم . شما اسمش رو میذارید فشار ، خود برید رفع فشار کنید ، بگید چرا اینجوریه ؟!

نسبت به احمدرضا مشکل دارید ، برید به آقای دستغیب بگید ، چرا به من می گید !؟ اگه اونجا واقعاً مشکله ، خب برید بگید .

گوش دادن ، دادن . ندادن هم ندادن ، باز هم به من ربطی نداره . نسبت به هر کسی که مشکل دارید .

در جایگاه خودش !!

ما از اینور داریم ادعا می کنیم که مشروعیت ما به شماست ، از اونور می بینن که فکر می کنن . .... حالا دیروز آقا فرمودند که من توی فضای تالار گفتمان توجیه شدم ، جواب هم میدید ؟! گفتم بعضی از بچه ها می رن جواب میدن . گفتن من توجیه شدم !

این بحث رو داریم که اگه یه جایی نسبت به کسانی اشکال دارید ، توی مرکزش مطرح کنید ، نه اینکه جایی مطرح کنید که مسئولیتش گردن ما باشه ، حرفش مال شما باشه .

بعضی از دوستان جرأت نمی کنن با اسم خودشون مطلب بزنن ، این خیلی بده ! آقا پای حرفتون وایسید اگه حرفتون حقه .

مگه نمی گید ما در مسیر اسلام جان فدا هستیم ؟ خب برید جانتون رو فدا کنید . اون دفتر آقای حائری ، اون دفتر آقای ایمانی ، اون دفتر آقای دستغیب . چرا اینجا خودکشی می کنید ؟

وقتی برادرها و خواهرها یه کاری می کنن مسئولیتش رو بپذیرن ، درست یا غلط .

برادرمون فرمودند شما با نظرات مخالف مشکل دارید ؟ گفتم نظر مخالف من نیست که بخوام مشکل داشته باشم . یه مطلب غیر فحاشی راجع به بنده شما بیارید که بنده جبهه گرفته باشم . حتی توی سایت خودمون ، توی وبلاگ خودمون . همه رو می زنم ، فحاشی هم باشه می زنم .

من مشکلی ندارم ، من مشکلم با اینه که شما به یکی دیگه فحش میدید ، مسئولیتش گردن منه .

برید فحشتون رو به خودش بدید ، برید توی سایت خودش بزنید . نمی خواید ؟!

آقا نفرمودند توی انتخابات نظر اثباتی داشته باشید ، نه تخریبی ؟ چند درصد از صحبتهای آقایون اثباتیه ؟! ما الان می خوایم به کی رأی بدیم !؟ شما طرفداری کی هستید ؟! اسم بدید ، اثباتی کار کنید .

من پیشنهادم اینه که توی تالار گفتمان یه صفحه بذارید ، به دفتر نماینده ها هم ابلاغ کنید ، یه نماینده بذارید اینجا اثباتی [کار کنید] ، ادمین هم مثل شیر بالای سرش وایسه ، هر کی انتقاد کرد بگه برو توی صفحه خودت بزن .

تبلیغاتشون رو انجام بدن ، ما هم نگاه می کنیم . آقا اینه ، اینه ...

ولی متأسفانه ما امروز فقط داریم ..... اینقدر احمدرضا رو کوبیدن ، حالا صلاحیت اون احمدرضای دیگه هم تأیید شد ، یادشون رفته ، حالا اون رأی میاره .

ببینید ما یه بحث خیلی مهم داریم که بریم سراغ این قضیه که یه جاهایی باشه که اثباتی کار کنیم . شما به جای اینکه منو بکوبید ، بیا نماینده رقیب منو که دوستش داری تشویق کن که به این رأی بدن ، چرا این کارها رو نمی کنید !؟

مگه فضای انتخاباتی که آقا از ما انتظار دارن و دستور صریح دادن ، فضای اثباتی نبوده ؟! آقا یه جوری نماینده ات رو اثبات کن .. بالاخره باید یه کسی رأی بیاره ، یه جوری اثبات کن که اون یکی رأی نیاره . دائم تخریبه .

این حرف آقاست ؟ این رد شدن از خط قرمزِ فرمایشات رهبری نیست ؟!


مسئولیت داشته باش ، بیا توی وبلاگ خودت بزن ، بعد بیا اینجا لینک بده ، بگو من زدم ، پاش هم وایسادم . بنده اسمم محمد انجوی نژاده ، توی وبلاگم زدم ، اینم لینکش .

تالار گفتمان من دارم فضای تخریبی کار می کنم ، فرمایشات آقا همین رو می گه ، می گه فضای تخریبی کار کنید .

بعضی از منتقدین ، الان من نمی دونم باید به کی رأی بدیم !؟ اونو معرفی کنید . بیاید بگید آقای فلانی هست ، توی این فضا بیاید بگید به این رأی بدید . مردم بیان به این رأی بدن ، بعد مقایسه کنند .

بسه دیگه ، هر کی ، هر چی راجع به آقای دکتر دستغیب می دونست ، زد . خیلی آدم بدیه !!!؟ ، حالا ما به کی رأی بدیم !!؟ بیاید از الان تا اونوقت اینو معرفی کنید .

هنوز ما به این بحث که کانون بخواد چیکار کنه ، ورود پیدا نکردیم . قرار شد اون اتاق بیاد ، بشینیم دور همدیگه ، چهار نفر هم من بذارم ، بشینیم تصمیم گیری بکنیم ، که در تصمیم گیری هم حتماً نظر آقای حائری ، ایمانی و دستغیب لحاظ بشه . سیستمی غیر از این برای مشروعیتمون نداریم .

آقای دوست فاطمه :

بحثی رو که شما فرمودید که چرا دوستان با اسم و رسم مشخص خودشون حضور پیدا نمی کنن ، ترس یا و ابایی دارن از اینکه شناخته بشن که اینها دارن این نقدها رو مطرح می کنن ، باید عرض کنم که نه خیر ، اصلاً اینجوری نیست . دوستان هیچ ابایی از این فضا ندارن و قطعاً توی جلسات حضوری با حضور برخی از این آقایون نماینده ، صحبتهایی به مراتب از این تندتر هم مطرح شده .

یه دلیل عمده وجود داره که فکر می کنم توی این یک ماه هم به خوبی خودش رو نشون داد ، اونم اینکه متأسفانه بخاطر نوع بعضی از نگاههایی که هست ، موجب شد یه دلخوری هایی بین دوستیهای بالغ بر ده سال دوستان هم بوجود بیاد . برای اینکه نمی تونستن بین تفاوت نظر همدیگه و نقد نظر همدیگه تفکیک کنن با اینکه رفاقت و صمیمیت ....

ـ ببخشید من چون نمی خوام فضا جدالی باشه ، اینکه بیان بگن آقای انجوی ده سال پای منبرت بودیم ، توکلت کو ؟ وای از توکلی که از تو یاد گرفتیم ... به نظر شما این نقده ؟! کی نتونسته تحمل کنه !؟

ـ بنا نیست بنده بخوام از هر چیزی که اونجا گفته شده  دفاع کنم .

ـ شما بعضی حرفهایی می زنید که من نمی خوام جواب بدم ، چون مجادله می شه ، ولی فکر نکنید حرفهای شما ، حرفهای درستیه .

اونجا صد تا توهین به من شده ، خون شهدا رو فراموش کردید ، عکس شهدا رو برای من زدن و یادآوری کردن ، بعد زیرش نوشته کاش بعضی ها این چیزها رو می فهمیدن

ـ عرض کردم بنا نیست من بخوام از همه اش دفاع کنم .

ـ شما همین الان از همه اش دفاع کردید .

ـ نه خیر ، عرض کردم ..

ـ هی عکس شهید برای من میذارن که برو نگاه کن ، یاد بگیر ، باز اون زیرش می نویسه ول کن ، اگه اینها می خواستن این چیزها رو بفهمن و آدم بشن .....

همین الان دویست تا توهین رسمی به شخص من شده ، فراموش کردی .... . وای به روزگاری که فلان ، ما رو بگو که از تو چیز یاد می گرفتیم ....

ما نفهمیدیم چه جنایتی کردیم ، چیکار شده که آقایون فلان کردن .

یا مثلاً من دارم روی منبر صحبت می کنم ، بعد میان می گن فرافکنی !! من دارم صحبت متون دینی می کنم ، ولی اینها فکرشون اینه که من این چیزها رو می گم که فلانی رو تطهیر کنم . من اصلاً روی منبر یادم می ره که فلانی وجود داره .

اینقدر بچه ها با عینک سیاسی ...

من اصلاً قبول ندارم نقدهایی که در تالار گفتمان می شه منصفانه بود ، شما اینجا وسط دعوا ، از این آب گل آلود ماهی نگیر . من اصلاً قبول ندارم منصفانه بود ، من می گم دوستان نهایت بی انصافی کردن .

و دائم هم اینجوری بوده . ضمن اینکه بعضی از دفاعها هم قبول ندارم . بعضی از دفاعها ، دفاعهای درستی نبود . حتی بعضی از دفاعهایی که بعضی از دوستان نزدیک ما می کردن که ...

با این جور دفاع کردن از آسید علی محمد دستغیب هم می شه دفاع کرد .

بحث ما سر اینه که من چیکار کردم که الان این اتفاق افتاده !؟ من الان اعلام راهپیمایی کردم ، با فتنه گران همراهی کردم ؟!! حدس می زنن که ما می خوایم در انتخابات از یه کسی حمایت کنیم . این خیلی ناجوره ، شما کجاش رو می گید منصفانه !؟

اینکه هیچی ! اگه اشکالی نداره که من نظر مخالف شما رو داشته باشم ، به ولایت فقیه ربط نداره ، با الگوهای اساسی دین جور در میاد ، اگه اینجوریه من با نظر شما مخالفم که اونجا منصفانه نقد شده .

ـ یه نکته عرض کنم ، خیلی از مسائل تا اونجایی که بنده مطالعه می کردم  و خودم  هم حضور داشتم ، فضا اینجوری که شما می فرمائید نبود . خیلی از موارد به شما بر نمی گشت و اون بخشی که می گید نسبت به شما موضع گرفته شد ، خودتون هم اگه روند رو نگاه کنید ، نمی تونید بگید غیر منصفانه بوده . اون دوگانگی ای که توی بعضی جاها اتفاق افتاده ، اون دوگانگی ها این قضاون رو بوجود آورده .

این یه نکته ، و قطعاً هم بنده همه اش رو تأیید نمی کنم ، همون جوری که شما هم هیچ موقع همه عملکرد و صحبتهای خودتون و عملکرد کانون رو تأیید نمی کنید و قطعاً در یه جاهایی اشکال بهش وارده و حتماً دوستان باید اصلاح کنن .

ولی خود شما و دوستان دیگه هم معترفند به اینکه روی صدق نیت دوستان و اینکه دوستان می خوان وظیفه شون رو انجام بدن ، هرچند ممکنه بعضی جاها اشتباه یا کوتاهی انجام شده حتماً تردیدی نیست .

اون بخشی هم که فرمودید .....

ـ اجازه بدید ، با گفتمان شیعی صحبت کنید . در گفتمان شیعی صدق نیت ، اصلاً صحه گذار بر عملکرد نیست . ـ یقیناً همین طوره .

ـ و این جلمه ای که می گن " چون صحابه صدق نیت داشتن ، پس هر کاری کردن درسته " این مال اهل سنته ، این اولاً . ثانیاً من واقعاً نمی تونم بفهم که چرا ما اینقدر غیبت و تهمت و دروغ می زنیم ، بعد اسمش رو میذاریم صدق نیت .

من اسم اینو صدق نیت نمیذارم ، چرا صدق نیت ؟!

شما می گید ته دل ما با اینه که اگه یه وقتی فلان بشه ، ما میایم پای گود . ( شما رو نمی گم ، اون آدمها ) این دلیل نمی شه . صدق نیت دیگه چه بساطیه ؟

به دو تا نکته توی تالار آلرژي پیدا کردم ، هر وقت می بینم بدنم می خاره ، چون یه عده فکر می کنن فقط خودشون شعور دارن . یکی توهین به شعور !! هر حرفی هم می زنی می گن به شعور مخاطب توهین نکنید .

دوماً هم صدق نیت . چه صدق نیتی ، چه توهین به شعوری ؟ !

اونجا هی پشت پرده برای ما کشف می کنن ، فکر می کنن کانون یه مرکز فراماسونریه که پشت پرده یه سری ایادی هستن که این ایادی در راههای فلان ....

بعد هم می گن توهین به شعور مخاطب . ما که داریم رو بازی می کنیم ، شما هر وقت اعتقاد کردید رو بازی نمی کنیم ، حرامه براتون که توی مجموعه باشید . ما کاملاً رو بازی میکنیم ، نه پشت پرده ای داریم ، نه فلانی داریم .

پشت پرده بنده ، اون چیزهاییِ که احساس می کنم اگر بگم 1- ممکنه این چیزها واقعاً برداشت من نباشه ، من نمی گم .

2-
چیزهایی که بهم گفتن نگو ، نمی گم  . همین مطلبی که آقای حائری راجع به جبهه پایداری گفتن از همین جلسه می پیچه و خیلی جاها رو می پکونه . یعنی برخورد اینطوری می شه .

آقای حائری گفت ، منم دوباره زنگ زدم ، گفتم آقا قضیه شما رو بگم ؟ گفت بگو . گفتم رسانه ایش کنم ، گفت رسانه ایش کن . اومدم روی منبر بگم ، پشیمون شدم ترسیدم ، اومدم توی وبلاگ بنویسم پشیمون تر شدم ، اومدیم توی سایت خبر بزنیم دیدار خصوصی آقای حائری با انجوی ، باز پشیمون شدم!!

اسمش این فراماسونری ، پشت پرده ، یهود و کشف فلان که نیست ، ما داریم رو بازی می کنیم . اگه اعتقاد ندارید بنده رو بازی می کنم یه جای دیگه کار کن ، با آدمی که رو باز نمی کنه ، نه شما صدق نیت داشته باشید ، نه فکر کنید که این آدم قابلیت اصلاح داره . اصلاً نباید به منافق نزدیک بشی . ما داریم رو بازی می کنیم ، از کسی هم نمی ترسیم ، توی برهه های مختلف هم معلوم شده ، همیشه هم خودمون رو نشون دادیم ، تا الان هم رو بودیم . با مستمع مون از همه روتریم ، با بقیه هم همین طور هستیم .

متأسفانه کسانی که توی کشور و استان حرف دارن ، دارن زیر بازی می کنن ، چون هیچوقت به خودم نگفتن .

توی این ده سال اخیر یک نفر از مسئولین استان تا حالا نگفته آقای انجوی پاشو بیا ، فلان انتقادات رو دارم . هر کی گفته ، همین الان بیاد بگه اعلام کنه که ما به آقای انجوی گفتیم ، گوش نکرده . همه پشت بازی می کنن . که بگن ما چه مشکلی داریم ؟ تا حالا کسی نگفته .

ما داریم رو بازی می کنیم ، بقیه دارن پشت بازی می کنن ، ما رو متهم به پشت بازی و دستهای پشت پرده نکنید ، این اصلاً درست نیست .

ـ ببخشید ، یقیقاً اگه خلاف این چیزهایی که شما می گفتید بود ، حضور امثال ماها توی این جلسه و جلسات کانون موضوعیت نداشت. قطعاً ما به این معتقد هستیم که هم وقت می ذاریم و هم برامون جهت گیریهای کلی کانون توی بحثهای مختلف مهمه .

این یه نکته !

در مورد اینکه فرمودید تخریب شده ، نقد نبوده ، سیاه نمایی بوده ، نمی خوام به بعضی از چیزهایی که دوستان توی تالار می یومدن و مطرح می کردن برگردم که قبلاً هم همچین انتقاداتی بوده ، حتی از بزرگان شهر و کسانیکه مسائل حاشیه ای براشون مطرح بوده ، به راحتی توی فضای تالار مطرح می شده و نقد می شده .

می خوام عرض کنم که توی این مورد ، با شجاعت بگم که اغلب قریب به اتفاق مطالبی که در مورد دکتر دستغیب مطرح شده ، مطالبی بوده که قابل دفاع هست . اگه خواستید به نتیجه برسیم ، می شه توی جمع محدودتری که دوستان حوصله اش رو داشته باشن ، در موردش صحبت بشه و به نتیجه برسیم و حتی در مورد اون انتقاداتی که گفتید منو به دور شدن از این ارزشها و عدول از ارزشها متهم کردن ، دوستان همون جوری که شما گفتید ، چون دقیقا به اون صدق نیت خالیِ رضایت نمی دیم و عملکرد هم برامون مهمه ، وقتی می بینم توی صحبت و مطالب و ارزشهایی که مطرح می شه ، خلافش در جای دیگه عمل می شه ....

ـ کجا خلافش عمل شده ؟ بگید .

ـ نمی خوام توی مصداق بریم .

ـ نه ، اصلاً ما جایی کاری نکردیم .

ـ اگه تمایل دارید ورود کنیم ، می تونیم بشینیم صحبت کنیم .

ـ ما نه هنوز به حمایت از کسی ورود پیدا کردیم ، نه چیزی ، اصلاً کجا چیکار کردیم !؟ هنوز که حرف نزدیم .

ـ چرا اینو می تونیم صحبت کنیم ، به گذشته بر می گشته این موضع گیریها ، و همون بحثی که شما مرتب روش اصرار دارید که بگید دوستان اومدن گفتن شهدا یادتون رفته ، یا فلان یادتون رفته ....

خودتون هم می دونید وقتی فضای احساسی بوجود میاد ـ بنده هم مخالف بودم ، همون شب هم به دوستان  گفتم. و ما هم اون شب دسترسیمون به تالار قطع بود ، به دوستان عرض کردم ، خدمت شما هم اس ام اس دادم که نباید توی فضای احساسی اظهار نظر کرد . همون طوری که بنده می تونم بگم خیلی از مسائلی که شما توی اون فضای احساسی مطرح کردید ، قابل پذیرش نیست ، خیلی از مطالبی که دوستان توی اون فضای احساسی که نتیجه عملکرد خود شما  و بعضی از دوستان بود قابل دفاع یقیناً نیست . اینم یه نکته .

آقای راستی : نکته ها آقای دوست فاطمه .. بعضی از دوستان ....

نگاه کنید حاج آقای راستی ، ما اصراری برای حضور نداشتیم ، آقای بانشی گفتن فضا دو طرفه است ، فراهم است ....

آقای انجوی : بفرمائید ، در خدمتیم .

ـ شما فرمودید کانون مشروعیت  خودش رو از بزرگانی امثال آیت الله ایمانی ، آیت الله دستغیب ، ایت الله حائری و سایر بزرگان می گیرن . آقا سید ما روی این نوع نگاه حرف داریم .

خود شما بارها گفتید ، دوستان دیگه گفتن که کانون وامدار هیچ کس و مطیع هیجکس جز رهبری نیست . حالا یه جاهایی هست که تضادی بوجود نمیاد ، یا ما می تونیم وظیفه مون رو انجام بدیم ، حتماً نظر بزرگان هم باید لحاظ بشه ، منعی هم نداره . ولی جایی که می بینیم مغایرت ایجاد می شه ، اونجا بنا بر پذیرش اون مسائل نیست .

ـ بله ، اینکه مشخصه .

ـ یقیناً همین جوره . و اون چیزی که شما می گید حتماً باید دوستان پاسخگو باشن ، ما باید محل جوابگویی باشیم ...

شما نگاه کنید یه مصداق خیلی خوب که ماها داریم ، مصداق بمب گذاری هست . وقتی که افراد خودشون ببینن اتفاقی که افتاده ارزشها و بقیه مسائل محل سؤاله و داره روی اونها فشار میاد ، همه خودشون رو مسئول می دونن که بیان پاسخگو باشن .

وقتی تصمیم جمعی گرفته بشه و نظرات دوستان لحاظ بشه و مبناش هم مشخص باشه ، نه سلیقه های شخصی ، حتماً دوستان خودشون رو موظف می دونن که بیان پاسخگو باشن . اینجوری نیست که شما بگید بنده به عنوان مسئول ...

ـ یعنی من بعد دیگه می شه !؟

ـ مطلب زیاد داشتیم که اگه فرصت می شد اول کار ما هم مثل شما یه ربع صحبت بکنیم ، فضا فراهم می شد که اصلاً نوع نگاه ما به مجموعه کانون و ظرفیتهای کانون رو خدمت شما تببین کنیم و بتونیم به یه نتیجه برسیم و قطعاً ....

ـ  وا !!! خداییش شما بیشتر از من صحبت کردید !!!!

ببینید آقای دوست فاطمه توی این جلسه ما فقط می خواستیم بیس ماجرا مشخص بشه ، بعد فردا نگید نذاشتن حرف بزنیم . ما به یه بیسی رسیدیم ، اونجا کلاً بشین صحبت کن ، اونجا محدودیت وقت نداریم .

ما می خواستیم به بیس برسیم که رسیدیم که فردا همه نگن مستمع کانون اله ، مستمع کانون بله ... همه نماینده مستمع کانون نشن . ما یه سیستم داشته باشیم که بدونیم کانون باید چه جوری تصمیم بگیره . الان به اون بیس رسیدیم .

ـ من عرض می کنم ، چون اونم یه بحث مبنایی بود که شما داشتید رویکرد کانون رو به بزرگان و بزرگواران شهر و جاهای دیگه می فرمودید ... بنده اصلاً معتقد نیستم که ما مشروعیتمون از این بزرگانه ، مشروعیت ما از ارزشها است .........

ـ کماکان هم من دارم می گم تا جایی که تنافری با نظریات ولی نداشته باشه ، نظریه این بزرگان برای ما حجته .

ـ حاج آقا نحوه ورود ما در عرصه انتخابات چه جوری باشه یا نباشه ، ما باید وظیفه مون رو تشخیص بدیم و به وظیفه مون عمل کنیم ، می خواد خوشایند بزرگان باشه ، می خواد خوشایندشون نباشه . ولی حتماً باید جوری تصمیم گیری کنیم که مغایرت ایجاد نشه .

آقای مدبری :

بسم الله الرحمن الرحیم . فکر کنید یه آدم عادی از این در رد می شده ، بعد اومده تو نشسته ، اول صحبتهای دوست عزیزمون هم وارد شده ، بعد گفته اینجا چه خبره ؟ گفته راجع به مسئله انتخابات .

درست مثل این می مونه که من توی یه بقالی که می رم توقع دارم اجناسی که مربوطِ به بقالیه ، توی بقالی باشه . این توقع روانیه .

وقتی اومدم اینجا نشستم گوش دادم که چی شد ؟ یه درگیری و بحث دوطرفه است ؟ یه اختلاف سلیقه دوطرفه است ؟ بعد گوش دادم ، برگشتم به موضوع اول که اینجا می خوان راجع به انتخابات صحبت کنن . بعد دیدم مغایرت داره ، بعد آرام آرام ، نمودار رو بکشید ، یواش یواش وصل شد به انتخابات ، ولی وصل به موضوع انتخابات نشد . یعنی اینکه من قبلاً ( این برداشت منه ، اگه آقای دوست فاطمه می خوان نسبت به این اعتراض کنن می تونن ) این برداشت من به عنوان یه مخاطبی که هیچی هم نمی دونه ، فقط اومده نشسته ، بعد به چه نتیجه ای رسیده ، هیچی ! به کجا رسیدیم ، بالاخره باید چه تصمیمی بگیریم ، اینو متوجه نشدم ، یک .

دو : ما یه بحث و مقوله ای داریم به نام کژتابی ، وقتی با هم حرف می زنیم روشن ، صریح و واضح حرف بزنیم . این وظیفه ماست ، توی ادبیات همین اومده . یعنی اگه به من رسیدن و گفتن آقا حالت چطوره ، من نمی تونی بگم اِی . یعنی چی ؟! ای یعنی خوب ، ای یعنی بد ، ای یعنی بهترم ، ای یعنی بدترم ، یعنی چی ؟!

وقتی قرار شد برای حرفمون مصداق بگیم ، یعنی مستقیم بگیم آقای انجوی نژاد ، اینجا ، این موضوع ، این تاریخ ، این مکان ... تموم شد . این می شه روشن ، واضح و صریح حرف زدن . این در جهت بهبود روابط انسانی توی مجموعه به نفع ماست . این چیزی که بنده عرض می کنم سند علمیش رو دارم . چون دوستان خیلی دوست دارن ، حرفی که زده می شه بگن سند داریم ، این سند علمیش رو داریم ، اگه خواستید جزوه و کتابهاش رو میارم خدمتتون .

و اما بعد : یه کسی مثل آیت الله دستغیب ، وقتی اسمشون آورده می شه که ما مطیع ایشون هستیم ، اگر خدا رو مطیع بودیم ، نمی تونیم مطیع پیغمبر بشیم ؟!

من دارم قیاس مع الفارق می کنم ، ولی اگر گفتم خدا رو قبول دارم و مطیعش هستم ، نمی تونم مطیع پیغمبر بشم ؟

چون در راستا و در طول خداست ، من این کار رو می کنم ، با افتخار هم این کار رو می کنم .

اگر گفتم رهبری کسی که در راستا و در طول رهبری قدم برداشت ، من نمیام مطیعش بشم !؟ چرا اتفاقاً می شم ، حرفی نداریم که . اتفاقاً اگه ما اینطوری گفتیم یعنی محکومیم !؟ نه محکوم نیستیم ، افتخار می کنیم . این حرف منه . من نمی گم حرف آقای انجوی نژاد و بقیه است . این حرف بنده است . بنده هم به عنوان یه مستمع و مخاطب اینجا نشستم ، اگه می خواید بگید اشتباه می کنم ، من  هنوز هم هستم ، بقیه مطالب هم فکر کنم آقای فنایی جواب میدن ، ببخشید اگه اجازه میدید .

سؤال : بعضی از بزرگواران در حقیقت همون قسمت هیئتی رو تأکید کردن و گفتن ما همین رو می خوایم ، یعنی جایگاه اعتماد و ولایت پذیری به شخص حضرتعالی یا هیئت مدیره محترم و تشکیل چنین جلساتی خودش نشوندهنده احترام به مستمع هم هست .

یک مطلب دیگه هم به عنوان پیشنهاد مطرح شده ، گفتن علاوه بر اون دو تا گزینه ای که حاج آقای دستغیب خدمت شما ارائه فرمودند ، یه گزینه دیگه ای هم می تونه باشه و اون هم برگزاری دوره های آموزشی ، به عنوان خصوصیات انتخاب اصلح ، شناخت جریان فتنه ، جریان انحرافی ، تفاوتها ، شباهتها ، یا معیار انتخاب اصلح بر اساس نهج البلاغه و ...

حجت الاسلام انجوی : من یه توضیحی بدم ، من خودم یه آدمم ، یه آدمی که فکر می کنم توی کله ام هم عقله . از نظر سیاسی خودم یه چیزهایی رو برای خودم دارم ، و هیچوقت توی کانون جایگاه یه کارگروه سیاسی نبوده تا همین الان که امروز تشکیل شد .

مثلاً عرض می کنم یه وقتی می بینید بنده چهار تا فحش به مشایی دادم ، ممکنه بعداً به این نتیجه برسم که اشتباه بوده یا درست بوده ! توی اون فضا یه بحث داریم ، توی فضای پایین تر هم یه بحث دیگه .

یا بعضی از اختلافات کاملاً پایه ای و مبنایی که من نسبت به بعضی از جناحهای سیاسی دارم . یعنی من پایه مبنایی دارم .

من بعضی وقتها خصوصی یه بزرگواری یا یه آقایی رو توی یه محیط فعالی می بینم ، می کشمش کنار ، می گم شاید اینجوری نباشه .

توی تعویض استاندار من کلاً این قضیه ای که مثل اینکه ما بازی خوردیم ، مسئله دار شدم .

استاندار قبلی آقای احمدزاده اومدن اینجا ، گفت کمکی ، چیزی ( ابایی نداریم اینها رو بگیم ) ؟ گفتم کمکی چیزی لازم نداریم .

آقای استاندار جدید اومد اینجا ، دو شب هم پشت سر هم اومد . اومد نشست ، گفت کمکی ، چیزی ؟ گفتم ما چیزی لازم نداریم .

آقای بانشی اومد گفت یه نامه بزنیم ؟! گفتم نامه برای چی آقا ؟ نمی خواد .

ما که برای پول ..... خودتون خیلی شأن ما رو پایین  میارید که فکر کنید ما دنبال این چیزها هستیم . همیشه اعتقاد داشتیم که پول مال خداست . صد میلیون هم به ما بدن ، خدا نداده باشه پوله برای ما برکت نمی شه .

.

من واقعاً اعتقادم اینه که این چیزهایی که راجع به احمدرضا گفته می شه یک صدم بقیه نیست . بعد بچه حزب اللهی های ما رفتن خط مبارزه جلو با احمدرضا مقابله کردن . این برام حرفه ! هیچ جا هم نمی تونم این حرفها رو بزنیم .

بیاییم توی تالار گفتمان ، سند بنویسن ، جواب سند بزنم ، پدرمون رو در بیارن ....

من الحمدلله الانش به هیچ کسی کاری ندارم ، صبح تا شب پشت سرمون حرفه و همه چیز بهمون چسبوندن ، همه کار هم می کنن . توی خیلی شهرهای اونور استان می ریم ، می بینم به همه جا نامه زدن ،  که نرید ، فلانی ضد ولایت فقیه است .

ما هنوز هیچی نگفتیم .. .جایگاه هم نداریم بگیم ، و اون عمقی هم که من می بینم واقعاً شما نمی بینید . یعنی واقعاً اون عمق رو نمی بینید که یه جای دیگه مشکله ، ما موندیم ایرادهایی که به احمدی نژاد می گیریم درست بوده یا نبوده ! بازی نخورده باشیم .

دعوا سر پول نبوده باشه . نمونه بارزش استان خودمون ، نکنه کشور هم همین طوریه .

بعد از انتخاب استاندار جدید ، بنده با کل اصولکرایان استان خداحافظی کردم

واقعاً دارم می گم با کلشون خداحافظی کردم .

بعد از این قضیه تلفنم هم عوض کردم ، کل مقامات شهرداری ، استانداری تلفن منو ندارن ، هیچ ارتباطی هم ندارم .

پشت سر بعضی ها هم می شناسم که از نظر سیاسی ، جبهه پایداری باشن ، ایستادگی باشن ، مقاومت باشن ، فنداسیون باشن ، پشت سرشون سینه می زنم ، چون می شناسمشون . باهاشون حشر و نشر دارم ، می دونم آدمهای صادقی هستن ، حرفشون درسته . بقیه جاها هم هستن . یه جا بیشتر ، یه جا کمتر .

ولی بحث سر اینه .

ما بر مبنای تکلیف ..... تکلیف بدون عقلانیت ؟!

توزیع مقامه برادر . ارزشی در کار نیست . دعوا سر مقامه

کشور رو دارم می بینم ، کرمان رو دارم می بینم کیان ، یزد رو دیدم کیان ، گیلان رو دارم می بینم ، مشهد خودمون رو رفتم دیدم . اینها کین دیگه ؟! اینها که توی این گفتمان ارزشی نیست . اینها باز بوی کباب اومده فکر کنم .

اینها که توی این ده سال که ما توی این گفتمان باهاشون در ارتباط بودیم که نبودن .

آقا حضرت امام مگه نفرمودند کسی که زمان جنگ سنش می خورد و نرفت جبهه ، این ذغاله . نباید توی جبهه پایداری همچین آدمی باشه . سنش می خورده ، چرا نرفته جبهه ؟!

توی فتنه امتحانش رو خوب پس داده ، توی جنگ امتحانش رو خوب پس نداده . چرا نرفتی ؟ بیاد توضیح بده که آقای فلانی چرا شما نرفتید جبهه ؟ متولد چندی ؟

ما برای خودمون نظر سیاسی داریم ، منتها نظر بنده ، نظر شاذه .

ولی واقعاً آقایون دروغ می گن که دنبال انقلاب و نظام و گفتمان امام هستیم ، هی فرت و فرت بچه های ما پشت سر اینها و زیر علمشون سینه می زنن .

خب من چیکار کنم ؟ بیام توی تالار گفتمان اینها رو بزنم !؟ سکوت می کنم .

آقا فرمودند وحدت مهمترین چیزه

توی انتخابات ، ورود ما پشت سر کدوم یکی از اینها باشه ؟ من اصلاً اینها رو قبول ندارم . شما الزام می کنید تکلیف شرعی ، تکلیف شرعی . من حجت شرعی دارم ببام پشت سر اینها ورود کنم ؟

آیا همون طور که بنده برای شما فضا ایجاد می کنم که بیاید حرفهاتون رو بزنید ، اونها برای من فضا ایجاد می کنن که حرفهام رو بزنم . یا به من گفتن خرت به چند ؟ که من برم بگم بزرگترها من این ایرادات رو به شما دارم ، اینجوری نیست . داستان این نیست !

خب من این فضا رو ندارم ، حجت شرعی هم ندارم که پشت سر کسی برم و حجت شرعی هم ندارم که مستمعی که خیلی هاشون این تیپی نگاه می کنن و هر چی بگیم می گن چشم ، بیاریم توی گودی که حجت شرعی نداریم . راجع به بقیه آقایون هم همین طور .

به آقای راستی حجت شرعی پیدا کردم برای خودم ، می رسم ؛ ولو به نظر من انتخاب بین الشریّنه ، خوب چی ؟ دیروز هم به آقایون گفتم به کی رأی بدیم !؟

تک تکشون رو می شناسم . چیکار باید بکنیم ؟!

بعضی ها خیلی حزب اللهی هستن ، می گن خودمون برداریم خوبها رو مطرح کنیم ، ما تونستیم ..... برو بابا دلت خوشه .

والا به خدا ، دلت خوشه . اصلاً اینجوری نیست .

ببینید یه جاهایی من برای شما و کانون ارزش قائل هستم . اصلاً یه جاهایی توی استان ما رو تحویل نمی گیرن . اصلاً انگار نه انگار وجود داریم .

طرف با 27 سال سن اومده ، به من نصیحت سیاسی می کنه . چی شده یدفعه از تهران ، شده مسئول فلان . تو تا حالا کجا بودی ؟

حالا من یه آدم ، بقیه آدمها . ده تای دیگه مثل من توی این شهر هستن یا نه ؟! یه کدومشون محلی از اعراب ندارن .

در اینجا " کل حزب بما لدیهم فرحون " هست . یعنی فقط و فقط حزبیها و کسانیکه توی تزریق پولها و کارتلهای اقتصادی و دادن پروژه ها فعالن ، آدمهای معتقد ولایتی فلان هستند .

پروژه ها رو بدن ، فلان کنن . قطار تهران ـ شیراز رو به کی بستن !؟ شش میلیارد ... سه هزار میلیارد کجا مرد حسابی ! توی استان خودمون سال به سال همین قدر رو می کشن بالا .

حالا ما بیایم توی این گود چیکار کنیم !؟ می گیم برمی گردیم وضعیت فرهنگیمون انجام میدیم . باز دوباره روی منبر صحبت می کنیم ، می گیم امام اینجوری بود ، امام این کار رو کرد ، امام اون کار رو کرد ، اونها که نمی فهمند ، شما بفهمید برای بعد این کار رو نکنید .

برادری اومد ، گفت چرا شما مستمعین رو با بصیرت بار نمیارید ؟! گفتم چی باید بگم بنویس بیار . بنویس بیار تا الان چی نگفتم ؟! یه جمله بنویس بیار که من چی نگفتم !

دست دادیم ، شنبه میاری ها . گفت آره ، از اون شنبه سه تا شنبه گذشته .

من راجع به بصیرت چی نگفتم ، راجع به ولایت ، راجع به راه امام ، راجع به مسائل مختلف ، راجع به مسائل اخلاقی چی نگفتم ؟ کدوم کتاب رو نگفتم !؟ کدوم جزوه رو نگفتم ؟

ها ، بیام داد بزنم که یه عده دیگه پولهاش رو ببرن ، من این مدلی نیستم . فحش بدم به یه آدمی ، اسمش بصیرته که خراب بشه یا یه آدمی بازیچه بشه و تحت عنوان اعتقادات منو بندازن جلوی یه آدمی که می دونم پشت پرده جلوی بعضی از کارتلهای اقتصادی رو گرفته که توزیع نشه و به ملت برسه ، این آدم رو بندازن کنار و منو انداختن جلو ، من این مدلی نیستم .

باید به حجت شرعی برسم . عکس شهید هم توی اتاقم هشت تا دارم ، نمی خواد توی سایت بذارید . لذا این بحث ماست .

من دارم می گم ، شاید اگه این کمیته اجرا بشه ، ده پانزده تا آدمی باشن که ما ببینیم اینها بعداً می تونن مؤثر باشن ، ما هم نظراتمون رو بگیم . بگیم نظرات ما اینه ، ما اینجوری کار کنیم ، اینجوری کار کنیم ، شاید تونستیم ....

الان ما جناح سیاسی نیستیم ، کاملاً یه جناح فرهنگی هستیم . اصلاً توی مسائل سیاسی سراغ ما نمیان . نماینده مجلسش که دوبار اومد کانون ، دو بار ما رو کشونده دفترش ، اله ، بله ، ما چاکر شمائیم ، تا کمر خم می شه ، با آقای پاریابی و بانشی توی مجلس منو دیده ، از سر پیچ پیچیده رفته اونور .

کارت نداشتم ، می خواستیم احوالپرسی کنیم . چرا در رفتی ؟

نماینده شهرضا ، مشهد ، اصفهان ، نیشابور و گرمسار همه اومدن ، نماینده های خودمون تا ما رو می بیننن دور می زنن که مبادا یه کاری داشته باشیم باهاشون . مگه نماینده مردم نیستی ؟ یادت رفته می یومدی اینجا می نشستی ، سرت رو خم می کردی ، پا می شدی می ایستادی می نشستی ، حداقل جواب سلام بده .

خب اینها برای ما حجت شرعیه .

وقتی می رم کتسبس مهدی آباد ، وقتی میرم روستای پشتی ترک آباد زرقان ، بهم خبر میدن که خدا فلانی رو خیر بده ، اومد اینجا کار مسجد رو راه انداخت ... می بینم داره برای مردم کار می کنه . بعد می گم فلانی چی ؟ می گه تا حالا ندیدیمش . اینها برای من حجت شرعی ایجاد می کنه .

لذا من به حجت شرعی خودم ، همونی که آقای حائری گفت ، وظیفه خودمه ، چیزی که به ذهنم رسید ، قرار هم نیست ... کمیته هم که تشکیل بشه ، معلوم نیست چیزی از توش در بیاد . فکر نمی کنم ما این سری بخوایم توی انتخابات ورود پیدا کنیم که اینقدر دعوای قبل از معامله می کنیم .

سوال : این کمیته ای که می خواید مشخص کنید و از طرف واحدها هم هست ، در حقیقت افرادی که عضو کانون هستن و تعلق خاطر به کانون دارن و جزء این خانواده بزرگ هستن ، فقط توی مسایل انتخابات ورود پیدا می کنن یا نه ؟!

جواب :نه ، توی هر کار غیر روتین ، یه کارهایی روتینه . ببینید اعتکاف یکی باشه دو تا باشه ، باید ما تشخیص بدیم ، کسی هم حرفی روش نداره .

کی ببریم جنوب ، ما باید تشخیص بدیم . مشهد کی ببریم کی نبریم ، چیکار کنیم چیکار نکنیم ، مراسم کی باشه ، مداح کی باشه ، بیاد نیاد ، تشخیص ماست. اینها روتینه .

غیر روتین ، انتخاباته

کارهای غیرروتین مثل انتخابات پیش میاد

یا مثلاً بخوایم یه بحثی داشته باشیم ، اینها می شه غیر روتین . توی اینها بله .

ضمن اینکه اگه این کمیته تشکیل بشه ، که من به آینده اش هم امیدوارم که شاید کانون به عنوان یه نظر سیاسی هم بتونه من بعد یه جایگاهی داشته باشه که خودشون حرفشون رو بزنن ، خودشون هم پاسخگوش باشن ، اگه این داشته باشه که من یک ساله توی این فکر هستم ، که یه جایگاه داشته باشیم چهار تا حرف سیاسی بزنیم ، هی زنگ نزنیم به این بگیم توی وبلاگت اینو بزن ، به اون بگیم اینو بزن .

اگه یه جایگاهی داشته باشیم که من موافق به این قضیه هستم که بچه ها به یه بلوغ سیاسی هم برسن ، شاید مطالب غیر روتینمون بیشتر بشه . دیگه من بعد ورود پیدا کنیم . مثلاً یه نشریه داشته باشیم توی همه چیز ورود پیدا کنه .

راستی : نهایت بخوایم یه جمع بندی داشته باشیم ، توی 12 اسفند کانون قراره حمایتی انجام بده یا فضا رو روشن کنه و مصادیق رو عنوان نکنه .

جواب : نه قرار فعلی ما اصلاً حمایت نیست . اما چون قرار شد اون کمیته تشکیل بشه و بیان ....

ببینید ما یه تشکر داریم یه حمایت داریم . تشکر که می کنیم که هر کی تا حالا می یومده تشکر می کردیم ، این یه بحثه . بعضی ها هم که بیشتر برای ما زحمت کشیده بودن ، بیشتر تشکر می کردیم .

گذشت ، الان فضا ، فضای تبلیغاتی و انتخاباتیه . من پارسال راجع به فلانی چی گفتم ، فعلاً مهم نیست . الان فضای تبلیغاتیه .

اینکه بخوایم ورود پیدا کنیم ، اجازه بدید کمیته تشکیل بشه ، بیان بالا ، ببینن نظرشون چیه ، تا شنبه هم خود آقای بانشی وظیفه داشته باشن از مسئولین برادرها و خواهرها اسامی نماینده شون رو بگیرن ، نماینده که می فرستید تعطیل نباشن که بگن شما بگو به کی رأی میدید ، ما هم به اون رأی می دیم ، تموم ! این مدلی نه !

اینها آدمهای خوبی هستن . این رو مشخص کنن ، ما انشاءالله جلسه رو میذاریم ، وقت زیاد داریم . و یقین هم بدونید هر کاری بخوایم بکنیم روزهای آخر می کنیم . یعنی ما فرصت نخواهیم داد که یه وقتی یه کاری کنیم که بخوان دهن ما رو اسفالت کنن . اگه بخوایم کاری کنیم ، ده اسفند . این کاره هم نه پشت پرده ای داره نه هیچی ، من دارم رو بازی می کنم .

توی اون کمیته اگه تصمیم گیری شد ، گرچه نظر من اینه که به هیچ وجه ورود مصداقی پیدا نکنیم اگه نظر من رأی نیاورد و گفتن ورود مصداقی ، ده اسفند . اونجا یه اس ام اس می دیم ، تموم شد رفت . تا بیان بفهمن چی شده ....

یعنی کمترین تبعات رو داره .

سوال : حاج آقا در کنار پیشنهاد مشخص کمیته ، پیشنهاد دیگه ای که مطرح فرمودید این بود که توی تالار گفتمان یه موقعیتی فراهم بشه که اگه افراد می خوان اثباتی کار کننن .

جواب : یه صفحه باز کنن ، یه ادمین هم محکم روی سرش باشه ، فقط تبلیغات کاندیدا باشه . فقط اثباتی که حداقل در جهت این بتونیم مقابلش هم داشته باشیم .

هر کی هم نقد داشت ، ادمین پاک نکنه ، به اون صفحه منتقل کنه ، توضیح هم بده که نقد شما در صفحه انتقادات ...

 
آقای دوست فاطمه :

یه نکته عرض کنم. دوستان تأکید داشتن که من بگم بنده صحبت می کنم ، به نمایندگی از یه جمع صحبت میشه . و قطعاً دوستان نظرشون این بود که برای اینکه بحثها پراکنده نشه ، حتماً یه نفر نسبت به مسائلی که مطرح می شه جوابگو باشه . کسی هم بر دیگران برتری نداره ، فقط دوستان این وظیفه رو بر عهده بنده گذاشتن . بحث یک نفره و دو نفره نیست. که بخواد دو نفر این بحث را داشته باشن.

نسبت به مطلبی که جناب آقای مدبری فرمودند چون که برامون اهمیت داره مطالبی که اینجا نسبت به دوستان همفکر ما مطرح می شه ، حتماً جواب داده بشه و مطلبی مبهمی برای بزرگواران نمونه ....

ـ ما نیستید آقای دوست فاطمه ، شما هم کانونید ، شما هم یه تیکه از کانونید ، چرا برای خودتون جبهه باز می کنید ؟!

ـ برای اینکه این اتفاق نیفته اون چیزی که آقای مدبری فرمودند کاملاً صحیح است ، ما هم معتقد هستیم ، بنامون هم برای حضور در جلسه برای این نبود که مسائلی که جاهای دیگه مطرح شده و حواشی کار هست توی این جلسه پرداخته بشه .

متاسفانه از اول جلسه فکر کنم چون حضور نداشتید از ابتدای جلسه دوستان با کنایه و طعنه این مسائل رو مطرح می کردن و جا داشت که ما حتماً پاسخ بدیم ، و گرنه هیچ بنایی برای ورود به این حواشی نداشتیم .

و اون مطلبی هم که شما در مورد مشروعیت کانون و گرفتن مشروعیت خودش از بزرگانی مثل آیت الله دستغیب و بقیه بزرگواران فرمودید ، یقیناً همین چیزی که شما فرمودید ، هر جا در راستای منویات رهبری و حضرت امام و ارزشها باشه ، قطعاً ما توی اون مسیر هستیم ، ولی شما خودتون بهتر از ما واقفید ، ما خدمت شما بزرگواران درس پس میدیم که خودتون هم گفتید که حتی انتصاب به امام معصوم (ع) دلیلی بر صحت عملکرد و حجت شرعی رفتار افراد نمی تونه باشه و به طریق اولی انتصاب به رهبری که حالا جزء معصوم حساب نمی شن .

پس این بحثش جدا هست ، پس دوستان هر جا که گفتن مدنظرشون این بوده که احتمالا اونجا یه مغایرتی داره یا تکلیف ما چیز دیگه ای هست و بزرگان تکلیف دیگه ای رو بر ما حکم می کنن.

من تشکر می کنم ، فقط یه نکته که فرمودید می خواید در تالار اون فضا رو ایجاد کنید ، به دوستان تذکر بدید که بنایی نشه که دیگه هر کسی ، هر مطلبی ، نقدی مطرح کرد ، بهانه ای نشه ....

ـ ببینید توی صفحه تبلیغات ، فقط تبلیغات باشه و هر کسی نقدی داشت می تونه اونجا نقد کنه و لینک بده به صفحه تبلیغات . بگه پیرامون این صحبت اینجا نقد داریم .

ـ البته تذکر بفرمائید که تبلیغات هم به این معنا نیست که لیست ها و عکس ها رو بزنند.
ـ منتظرم شما هم چند تا پست تبلیغی بزنید ببینم من باید به کی رأی بدم .

ـ شما نذاشتید ما توی اون بحثهایی که مد نظرمون بود ، توی اون فضا مطرح بشه .....

ـ آخر هم گفت نذاشتید .

ـ نگاه شما ، نگاه نتیجه گراست و این نگاه همین جوریه که شما می گید مردم اینجوری هستن ، مردم اینجوری رأی میدن ، اگه قرار بود شما به نگاه مردم و اکثریت جامعه نگاه کنید ، سال 76 کانون رو تشکیل نمی دادید .

ـ آقا ما کی نتیجه گرا هستیم ، گفتم صحبت ما تأثیر نداره وقتی می گیم ، برای اینکه مردم به این چیزها نگاه نمی کنن .

ـ اگه یه موقع مجالی فراهم شد ، چون احساس می کنم یه بحثی است که باید عمومی تر مطرح بشه ، خارج از اون گروهی که شما فرمودید ، که نوع نگاهی که نقش کانون به عنوان یه مجموعه فرهنگی اصیل که می تونه این کار و بحث رو دنبال کنه مطرح بشه ، اون موقع می بینیم که کانون می تونه این جهت دهی رو به افکار عمومی هم داشته باشه و این رشد مردم رو فراهم ....

ـ ما امروز اون بیس سیاسی رو نداریم

ـ من معتقدم بیس سیاسی 6 – 7 سال توی کانون وجود داشته و این ظرفیت از اون ظرفیتهای بلا استفاده کانون هست که الحمدلله به این برکت شکل می گیره و می تونه خیلی هم به خود شما کمک کنه و هم ....

ـ البته من یه ساله که توی ذهنمه ، بعد نگید فشارهای ما توی تالار گفتمان نتیجه داد .

ـ نه مهم برای ما چیزیه که قراره اتفاق بیفته ، اصلاً مهم نیست کی عاملش شده .

فقط یه نکته در مورد اون مطالبی که شما گفتید عرض کنم. شما گفتید جریانها و جناحها و گروههای سیاسی که توی شهر هستن ، از اونایی که ممکنه قرابت بیشتری به ماها و گفتمان امام و رهبری دارن ، تا اونایی که از نظر ما مردود هستن.

 بنده مطلع هستم، خیلی از دوستانی که الان توی جلسه حضور دارن ، میدونم دست رد به سینه خیلی از این جریانها زدن ، از اصیل ترینش که شما گفتید تا خیلی های دیگه ، چون معتقد هستند که نه با یک نگاه انتزاعی و ایده الیستی ، با یه نگاه واقعی معتقد هستن که ..

ـ نگاه بچه های کانون مثل خودمه . اطلاعاتمونه متفاوته .


ـ یقیناً دوستان معتقد هستن ، که با همین ظرفیت موجود نیروهای خودمون ، (نمی خوام بگم  نیروهای کانون ، نه.  نیروهای اصیل حزب اللهی که وجود داره)  ، حتماً می شه یه جریان اصیل تر که خیلی نزدیکتر باشه به مطالباتی که آقا از گروههای سیاسی و اونهایی که قراره کارهای سیاسی انجام بدن ، وجود داره ، انشاءالله به موقعش خدمتتون عرض می کنم .

خیلی هم متشکرم از اینکه این فرصت رو هم فراهم کردید .
آقای فنایی :

عرض شود خدمتتون که یه موضوعی که برای خودم من با توجه به اینکه توی روند فعلی تالار گفتمان دخیل بودم و بحث برانگیز شده ، اینه که توی فضای فعلی جامعه ، با توجه به تجربیاتی که حضرتعالی دارید ، ما نیاز به ابوذرها داریم یا نیاز به عمارها ؟!

چون بحثی که توی تالار گفتمان مطرح شده بود و شاید خیلی از دوستان نسبت به اون نظر مساعدی هم داشتن ، بالاخره طرح کردن یه موضوع ، نحوه ورود به بحث جای سؤال بود . یعنی ما یه زمانی می گیم تیترمون می شه انقلاب ادامه دارد .... کانون فلان کار رو در قبال شهدا کرده ... ما فقط خمینی رو قبول داریم ... اون موقع ها شما بالای منبر خود خمینی بودید و الان شدید ....

یا اینکه همون ادبیاتی رو باید به کار ببریم که ... چرا مقام معظم رهبری نفرمودند این ابوذر ؟! ایشون توی جلسه عید غدیر عنوان کردن که ما نیاز به تثبیت نظام سیاسی جامعه داریم . این تفاوت ابوذر و عمار اگه تبیین بشه ، که ابوذر در چه فضایی صحبت می کرد ، در فضای حکومت کفر و عمار در فضای حکومت حضرت امیر (ع) تبیین می کرد .

اگه این موضع مشخص بشه هم صدق نیت دوستان به هدف مشخص تری و به نتیجه بهتری می رسه ، هم مشکلات احتمالی و سوءبرداشتها از صحبت عزیزان مطرح می شه .

یعنی یه جایی مثل محیط تالار گفتمان که ادبیات خاص خودش رو داره و فضای خاص خودش رو داره ، اگه یه فردی بدونه که فضا چه جوری هست و از اون ادبیات عمارگونه استفاده  کنه هم به نتیجه بهتری می رسه ، هم اینکه مشکلات و سوءبرداشتها پیش نمیاد .

از سوی دیگر من یه انتقادی نسبت به حضرتعالی دارم اونم اینکه شما چقدر برای تالار گفتمان اهمیت قائلید ؟ شما بهتر از بنده می دونید که برخی از  دوستان اینو عنوان می کنن ، ما هم می گیم ، بعضی از عزیزانی که اینجا هستن بچه کف تالار هستن ، محیط تالار یه محیط تبلیغی است ، یعنی خودتون به این نتیجه رسیدید که تالار رو بیارید توی یه فضایی که تبلیغات بشه ، محیط اثباتی نیست . آیا زمانی که ماها در محیط های اینجوری ...

همین بحث امروز ، بعنوان نمونه می تونیم ادامه بحث رو ببینیم در مورد تالار ، مثلا اینجا یه صحبتی می کنیم ، به نتیجه نمی رسیم یا نظر شما به نظر بنده همخوانی نداره ، کشوندن این موضوع به کف تالار رو صلاح می دونید یا خیر ؟

یا اینکه اصلاً چقدر ... .چون من دیدم بعضی اوقات حضرتعالی ته تأثیر مطالبی که داخل تالار بیان می شه بالتبع یه زمانی شما رو به استیصال می کشونن ، طبیعیه که اینقدر فرد رو تحت فشار قرار میدن و همه اش هم همین رو می گن که عکس شهدا رو میذارن ، شهدا فلان طور شدن ...

می گیم آقا آیت الله حائری گفتن ، می گن هیچکس برای ما خمینی نمی شه . می گیم آیت الله بروجردی فلان کار رو کردن ، می گن هیچ کس برای ما خمینی نمی شه . می گیم فلان بحث ، می گن چرا از فرماندار طرفداری کردید ؟!

مباحث مختلف کنار هم . چقدر ارزش ورود داره ؟

درسته یه زمانی افراد رو دعوت می کنید که تشریف بیارتن جلسه عمومی، قبلش عنوان می کنن که اگه با پیشنهادات و نظرات و آرمانهای مقام معظم رهبری همخوانی نداشته باشه ، ما نظرمون اینه که ...

یعنی قبل از جسله پیش فرض می کنیم که اگه اینها وجود نداشته باشه چقدر ...

با این اوصاف و فضای تالار چرا بعضی وقتها تصمیم گیریها به نظرات تالار بر می گرده ، این خیلی سؤال جدی ایه . شما بهتر از بنده می دونید بیش از 50 درصد از افراد حاضر در تالار گفتمان ، اصلاً عضویت مشخصی ندارن . نه کادر هستن ، از شهرهای دور و اینور و اونور دخیل هستن .

چرا بعضی موقع ها به جای اینکه تصمیم گیریها داخل مجموعه شفاف بشه ، من دیدم ، نمونه اش هم مشخصه که واقعاً بعضی وقتها شما رو به استیصال می کشونن ، شاید از یک بعدی از دید من نوعی خیلی بیش از اندازه به تالار اهمیت می دید . این سؤال رو می خواستم برای من مشخص کنید ، خیلی ممنون .

ـ بعضی از بحثهایی که گفتید توی فضای همون جلسه مطرح بشه .

اما راجع به تالار نه ، من از اولش هم می دونستم و می دونم و ایرادم هم همین بود که می گفتم این بحثها توی فضایی مطرح می شه که نیستن ، الان توی کادر نشون دادیم که ده نفر نبودن .

یه بحثم همیشه همین بود ، رفتم آی پی ها رو چک کردم ، شصت هشتاد درصدش ادمین های خودمون هستن ، یعنی کسی نمیاد اینها رو بخونه .

این بر می گرده به نقطه ضعفی که شما اشاره کردید ، به لحاظ مسائل مختلفی که من در گیر هستم ، یه مقداری بنده راجع به ایرادات یا انتقادات خودیها نقطه ضعف پیدا کردم . یعنی خودی که ایراد می گیره من بهم می ریزم . این خیلی بده !

انشاءالله بزرگ بشیم ، درست می شیم . ولی الانش اینطوریه و متأسفانه همین می شه ، نتیجه اش این می شه که شما فکر می کنید خیلی تحت تأثیر قرار میگیرم .

هیچ تحت تأثیر قرار نگرفتیم . جلسه ای که الان گذاشتیم ، تاریخ این جلسه رو سه ماه پیش من به آقای بانشی داده بودم برای هفت اسفند ، به لحاظ بعضی از مسائل آوردیمش جلو . یکیش این بود که بچه ها زیاد اذیت نشن . خداشاهده !!

هی نیان جوش بزنن که هفت اسفند چی می شه . گفتم زود بیایم قال قضیه رو بکنیم . بفهمند که هیچ اتفاق ضد اسلام و مسلمینی نه توی ما افتاده و نه توی کانون می خواد بیفته .

این یه بحث بود .

زیاد اینطوری نیست که نظرات تالار توی تصمیم گیریهای کانون اثر بذاره . یا مثلاً شما دیدید اتفاقا نظراتی که توی تالار راجع به مداحی می دن ، اصلاً اعمال نمی شه .

برای اینکه یه عده آدمهای خاصی هستن و من می شناسم کیا هستن و می دونم نظر مستمع این نیست و این هم بر می گرده به تشخیصی که هیئت مدیره و بنده راجع به نظر مستمع می دیم .

ولی اینکه بگیم بله ، توی تالار بچه هایی که هستن با من زیاد نزدیک می شن عادیه دیگه ، برای اینکه تنها جایی هست که من هستم و می تونن ارتباط برقرار کنن .

یعنی اغلب بچه های کانون که من به اسم و تحصیلات می شناسم ، بچه های تالار هستن . که بله این اتفاق میفته .

من توی جلسه کادر هم دعوت کردم که بقیه هم بیان ، ولی کلاً فضای اینترنت برای جامعه ایرانی جدی نیست . الان هم دارم همین رو می گم ، چیزهایی که اونجا گفته می شه اگه روی جو کانون تأثیر میذاشت ، باز یه کم جای نگرانی بود ، ولی اصلاً برای من جای نگرانی نداره . نقطه ضعفم به انتقاد خودیها بر می گرده ، مخصوصاً اگه از نظر من غیر منصفانه باشه . این نقطه ضعف منه ، سعی کردم جبرانش کنم و هر وقت سوتی میدم ، سعی می کنم بهتر بشم . ولی قاعده اش اینه .

بعد یه بحث دیگه دارم باز چون آقایون گفتن اصلاً فضا رو احساسی نکنید ، احساسیش نمی کنیم ، ولی من واقعاً شبها حالم بده . یعنی من معمولا شب میام تالار ، اون ساعت هم حالم بده . " لیس علی المریض حرج " من واقعاً حالم بده ، استخوان درد دارم ، فلان دارم ... بیشتری که حالم خوبه رو برای جلسات تنظیم می کنم ، بقیه وقتها معمولاً حالم بده . بعد بعضی وقتها بعضی از برخوردهای من ، احساسی می شه ، این فضا ایجاد می شه ، بعد هم سعی می کنم جبران کنم .

این ابوذر و این عمار بحث خیلی خوبیه ، باید روش یه جلسه بذاریم ، قشنگ کارشناسی و صحبت بشه ، من توی بحث اخلاق دشمنی ، 4 سال پیش ، قبل از این عمار آقا اینو باز کردم .

گفتم ادبیات مخالفت با دوست چیه ، ادبیات مخالفت با دشمن چیه . دقیقاً همین نکته شما رو گفتم ، گفتم فریاد زدن حزب الله توی هر زمینه ای تعریف خودش رو داره . ( البته اسم عمار و ابوذر رو نیاوردم (


قسمت نظرات بسته است . برای نظر دادن و خواندن نظرات دیگران به جامعه مجازی لینک های زیر مراجعه کنید :

+ تبلیغ نامزدهای انتخابات مجلس نهم

+ صفحه نظرسنجی نقش کانون در انتخابات مجلس نهم 

+ بخش سیاست داخلی





کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات