برنامه آينده
شنبه های پاک
جشن آغاز امامت امام زمان(ع)

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جریان ظلم - قسمت اول

مداحان :
حجت الاسلام احمدی و
حاج عباس زحمتکشان

قاری :
هادی افخمی

زمان :
شنبه 97/8/26
ساعت : 19

مکان :
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهدا(ع)

رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | سیاست عاشورا «1»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : سياست عاشورا «1»


امام زمان (عج) توصيه داشتند به دو زيارت :  يكي فرمودند : جامعه ، جامعه ، جامعه ! جامعه كبيره ، كه اين زيارتِ‌ جامعه كبيره را در ماه رمضون طي يك ماه شرح داديم و فهميديم كه در حقيقت دليل اين تأكيد دو تا مطلب است : يكي عشق و نورانيتي كه زيارت به ما القاء مي كند و دومين مطلب كه خيلي مفيد است اينه كه امامان شيعه را آنچنان كه هستند به ما معرفي مي كند ،‌ نه كم ، نه بيش . به همين دليل هم اينقدر تأكيد شده بر زيارت جامعه .

اما بعد فرمودند : عاشورا ، عاشورا ، عاشورا !  نگاه عوامانه به اين تأكيد امام زمان (عج) اينه كه شخص ، خودش رو موظف بدونه كه مِن بعد هر روز ، زيارت عاشورا بخونه . يا اينكه بگه از اين به بعد براي بكاء و گريه از زيارت عاشورا استفاده كنم . اين نگاه عوامانه است به زيارت عاشورا و خُب عوام هم وظيفه شون همين است و طبيعتاً ثواب هم دارد . خيلي هم مفيد است ، كما اين كه ما داريم در زمان هاي گذشته ، وقتي كه بيماري وبا در كربلا شيوع پيدا كرد ، مراجع به شيعيان دستور دادند كه شيعيان زيارت عاشورا بخونند و اونهايي كه زيارت عاشورا مي خوندند ، وبا نمي گرفتند ، كار به جايي كشيد كه حتي اهل سنت هم زيارت عاشورا مي خوندند و وبا نمي گرفتند ! اين قضيه رو همون زمان روزنامه هاي خود دولت عراق هم نوشت . اما نگاه ، نگاهِ‌ عوامانه است . حالا اگر ما با يك نگاهِ‌ تخصصي به زيارت عاشورا نگاه كنيم ، پس از اين كه با اين ديد ،‌ مفهومِ زيارت عاشورا را كشف كرديم ،‌ تازه مي فهميم كه چرا امام زمان (عج) فرمودند : عاشورا ، عاشورا ، عاشورا .

زيارت عاشورا در تمامي مراحلِ زندگي ، براي تمامي نقاط زندگي ، راه كار مي ده ، براي يك عمر انسان رو در موردِ جهادِ با نفس ، جهاد با غير ، جهاد با دشمنان اسلام روشن مي كنه ، در تك تك كلمات زيارت عاشورا و ترتيب بيانِ كلماتش رازهايي نهفته است . جمله ها به ترتيب و با يك نظم خاصي بيان شده ، چه بسا كساني كه از حفظ مي خونند زيارت عاشورا رو ، اما به اين مفاهيم و مضامين دقت نمي كنند ، اگر خدا توفيق بدهد كه در اين 6 شب ما با دقت بيشتري و از دريچه اي نو به زيارت عاشورا نگاه كنيم ، خواهيم فهميد كه زيارت عاشورا ما رو به كجا مي فرسته ، ما رو به چه راه هايي هدايت مي كنه ، اگر ابي عبدالله (ع) پرچم دارِ قيام است ، قيامِ بر عليه نفس و بر عليه دشمنان ، زيارت عاشورا مظهر ابا عبدالله (ع) است . يعني برنامه ريزي ، نقشه و چارت بندي اين قيام رو ابي عبدالله (ع) در زيارت عاشورا بيان مي فرمايند ، خُب با اين اوضاع و احوال ببينيم كه در زيارت عاشورا چه صحبت هايي مي شه ، يه بعد زيارت عاشورا ، نگاه تاريخيه ، يه سري سلسله ها و قوم ها و گروه بندي ها رو بيان مي كنه ، جناح ها رو مشخص مي كنه ، و وقايع تاريخي صدر اسلام رو برا ما مي گه ، دومين بعد ،‌ اين است كه زيارت عاشورا با انحرافات مقابله مي كنه ، انحرافاتي كه در خود مكتبِ عاشورا و مكتب اهل بيت (ع) است ، زيارت عاشورا انحرافات رو برا ما كشف خواهد كرد .

مطلب بعدي اينكه : زيارت عاشورا نسبت به ولايت خيلي دقيق و رسمي صحبت مي كنه ، نه فقط ولايتِ اهل بيت (ع) ،‌ ولايت فقيه ، كه اين رو هم ما نگاهي گذرا بهش خواهيم كرد . و بعد زيارت عاشورا دشمن شناسي رو برا ما باز مي كنه ، در كلمه « اعدائكم » ، يك رمز رو به ما معرفي خواهد كرد كه بوسيلة اين رمز ما دشمن ها رو تقسيم بندي خواهيم كرد و دقيقاً خواهيم فهميد كه دشمنانِ امروز مكتب ابي عبدالله (ع) چه كساني هستند .

چه قدر ساده بيني است كه ما فكر كنيم مقصود از كل يوم عاشورا ، اين هست كه ما هر روز سياه بپوشيم و هرروز سينه بزنيم ، نه ! اين فرع كار است ، « كل يوم عاشورا » يعني حسيني زندگي كردن ، « كل ارض كربلا » يعني كربلايي زيستن ، نه اين كه هميشه مقتل و گودي قتلگاه برپاست ، اين حرف ها خيلي عوامانه است ، ما در زيارت عاشورا شِفا رو مي بينيم ، شفا و رحمت ، لِلمؤمنين : در زيارت عاشورا ما به كرامات پي خواهيم برد ،‌ چه كرامت هايي در زيارت عاشورا خوابيده است ، چه عبارات و چه كلماتي است كه اين ها باعث كرامتِ انسان مي شود و پرده ها رو كنار مي زنه و چشم دل رو باز مي كنه ، و بعد ما از زيارت عاشورا عبرت هاي تاريخي كربلا رو كشف خواهيم كرد ، اگر كه مي گن « كل يوم عاشورا » ،‌ نه فقط « كل يوم » بعد از روز دهم محرم سال 61 هجري قمري است ،‌ نه ، « كل يوم» منظور قبل از آن تاريخ هم هست . يعني شيعه ! فكر نكن ، « كل يوم عاشورا » از بعد از عاشوراي سال 61 هجري قمري براي شيعيان و براي مسلمين و براي جهانيان و براي نوع انسان گفته شده ، هر زمان كه آدم بود « كل يوم عاشورا » . زيارت عاشورا يك عبرت تاريخي رو براي ما شرح مي ده كه ببينيد چه خبر است ، و بعد مسائل اجتماعي رو باز مي كنه كه ما بحث خواهيم كرد :‌ مسائل اجتماعي ، عدالت اجتماعي ، مفاسد ،  ريشة مفاسد ، پيشرفت مفاسد ، جلوگيري از مفاسد ، اين چيزهايي است كه در كلمات و حروف زيارت عاشورا نهفته هست و باز خواهيم كرد ، و بعد هم در حقيقت يك حديث سراپا سياسي است . سياسي به معناي ( سياست ما عين ديانت ماست ) نه به معنايي كه الان بعضي از جناحيون ، اسم خودشون رو سياسي مي ذارن ، در صورتي كه اين ها سياسي نيستند . جناحي هستند . سياست اسلام عين ديانت اسلام است . در سياست اسلام ، چشم ها باز است ، حق در جاي خودش قرار دارد و باطل هم در جاي خودش . حق رو هر كسي كه مُحِق نباشه ،‌ بهش حقي تعلق نمي گيره ، اين رو زيارت عاشورا به ما اثبات مي كنه و آخرين نكته كه خيلي مهمه اين است كه زيارت عاشورا تمامي اين حرف ها رو با يك پوشش عاطفي ، سوزناك ،‌ روضه اي و مصيبتي به ما تفهيم مي كنه يعني وقتي حضرت امام (ره) مي فرمايند :‌ « اگر مي بينيد اسلام بعد از 1400 سال زنده است ،‌ براي همين تو سر و سينه زدن ها و همين روضه خواندن هاست ، و اون هايي كه مي گن روضه نخونيد ، نمي فهمند » به اين دليل است كه ما همه اين ها رو از تو روضه در مي ياريم ، يعني يك پوشش عاطفي و روضه و مقتل قوي روي اين ها گذاشته كه وجود شيعه رو داغ كنه و در اين داغي اين نتايج رو بگيره ، اين نتايج عقلي و عشقي به هم آميخته بشه و يك دونه تابلوي خيلي محكم با دو تا ستون خيلي قوي ساخته بشه ، يك ستون عاطفه و عشق و يك ستون عقل با هم تركيب بشه و يك تابلو رو مشخص كنه كه روش نوشته : « كل يوم عاشورا و كل ارض كرببلا » خوب با اين مقدمه اي كه من گفتم ، طبيعي است كه اين بحث خيلي جاي كار داره .

 پس شروع مي كنيم : السلام عليك يا ابا عبدالله : اسماء بنت عميس نقل مي فرمايد : وقتي كه آقا امام حسين (ع) به دنيا اومدند پيغمبر گرامي اسلام (ص) ، آقا رو بغل كردند و لب ها و زير گلوي ابي عبدالله (ع) رو بوسيدند و فرمودند « يا ابا عبدالله عزيزٌ عَليَّ »  يعني اولين بار اين لقب رو پيامبر اكرم (ص)‌ به آقا امام حسين (ع)‌ دادند و اون هم در لحظه تولد ، يعني اي ابا عبدالله ! جانم به فدايت ! لذا لقب ابا عبدالله در حقيقت لقبي است كه پيغمبر اكرم (ص)‌ روي آقا امام حسين (ع) گذاشتند . اما معنايش چيه ؟ چند تا معنا مي تونيم در نظر بگيريم : يه معنا اينه كه به همون دليلي كه پيغمبر (ص) فرمودند « اَنا و عليٌ ابوا هذهِ الامه » من و علي پدران اين امت هستيم ، امام حسين (ع) هم به اين ترتيب پدر اين امت محسوب مي شه و پدر ماست . معناي ديگر اين است كه بگيم پدر وظيفه اش تربيت كردنه ، ابا عبدالله يعني مربي بندگانِ‌ خداوند ، يعني ماها به وسيلة آقا امام حسين (ع) تربيت مي شيم و بندگي خدا را مي آموزيم .

معناي سوم كه شايد از دو معناي ديگر يه مقداري قوي تره ، اينه كه بگن مقصود اين است كه امام حسين (ع) در عبوديت خداوند و در عبداللهي آنقدر قوي كار كرد كه پدرِ بندگي شد مثل الان كه مي گن آقا فلاني پدر فيزيك است . فلاني پدر فلان ورزش است ، در عبوديت ، آقا امام حسين (ع) اينقدر درجه شون بالا رفت كه پدر بندگي شدند ، اين
معناي قوي ترشه . بعد مي فرمايند : « السلام  عليك يابن رسول الله … » در حقيقت دارن سلسلة امام حسين (ع)
رو معرفي مي كنند .

« السلام عليك يا ثارالله و بن ثاره » ، معناي « ثار » در عربي با تساهل و تسامح ، يعني خون ، خونِ خدا . خُب اين زياد به دل نمي نشينه ، معناي قوي ترش در عربي اين هست كه : اي كسي كه خونخواهِ تو خداست ، ثار يعني منتقمِ خون ، خون خواه ، اي كسي كه اگر تا روز قيامت ما ، هرچي دشمن هست بكشيم كه تقاص شهادت تو بشود ، نخواهد شد ، مگر اين كه فقط خودِ خداوند از تو خون خواهي كند . چه در دنيا به وسيله امام زمان (عج) ، چه در آخرت كه داريم ، وقتي
حضرت صديقه كبري سؤال مي كنند كه خدايا از حسينم چه خبر ؟ مي فرمايند : « يا فاطمه انظري الي قلب المحشر » به قلب محشر نگاه كن ، تا حضرت نگاه مي كنند خداوند مي فرمايند : اين حسين است كه بدون سر ايستاده ، يعني اين سر به تن نخواهد رسيد تا خداوند در روز قيامت انتقام ابي عبدالله (ع) رو بگيره . و بعد مي فرمايند « والوتر الموتور » : فقط و فقط خداوند هم مي تواند اين انتقام را بگيرد .

« السلام عليك و علي الارواح التي حلت بفنائك » :‌ سلام بر تو و بر آن هايي كه در پيشگاه و در جلوي پاي تو خودشون رو قرباني كردند . اين فقط برمي گردد به اصحاب ابي عبدالله (ع) در روز عاشورا ؟ نه هر كسي كه در طول تاريخ قرباني بشود . اعم از اينكه جان بدهد يا مال بدهد يا نفس ، آبرو ،‌ عزت ،‌ احترام بدهد به خاطر ابي عبدالله (ع) هر كسي اينجوري باشد شما در زيارت عاشورا داريد به او سلام مي ديد . اعم از كساني كه بعد از واقعه عاشورا بودند و يا قبل از واقعة عاشورا بوده اند ، هر كس در اين جهان شهيد شده ، « حلت بفنائك » بوده است . حتي كسي كه ابي عبدالله (ع)
رو نمي شناسه ، اما عقيده داره كه فلان مطلب حق است و براي اين حق قيام مي كند ، حتي مسلمون نيست ، مثلاً كمونيست ، در هر جاي تاريخ هر كسي به خاطر حقانيتي جون بدهد ، يا مال بدهد ، يا آبرو و عزت بدهد مي فرمايند بايد در زيارت عاشورا بهش سلام كني .

خداوند براي اين « حلت بفنائك » ارزش و اعتبار قائل شده و خود سلام هم معني هاي مختلف داره . يكي احترامه ، يكي سلامتي خواستن است ، يكي سالم بودن است ، يه معناي ديگه كه ميشه براي سلام در نظر گرفت اينه كه سلامتِ راه
امام حسين (ع) اين است كه ببينيم اهل بيت (ع) بعد از امام حسين (ع) چه كردند . حسيني تر از همه ما امام سجاد (ع) است . از همه ما حسيني تر امام باقر (ع) است ، از همه ما حسيني تر امام صادق (ع) است و الي آخر .

اين ها را بايد ببينيم چه كردند ؟ راهِ ابي عبدالله (ع) رو دنبال كردن فقط در ظهر عاشورا ختم نمي شود . اگر من و شما فقط پيرهن مشكي بپوشيم ، گريه كنيم ، نه امشب ، كل يومٍ ، هر شب ، نمي تونيم روز قيامت سرمون رو بالا بگيريم و بگيم كه آقا ما محب امام حسين (ع) بوديم . چون محب تر از ما ائمة (ع) ما بودند ، پس حالا ببينيم محبين امام حسين (ع) چه كردند‌ ؟

ـ امام باقر (ع) : « بقر » يعني خاك را شكافتن ، زمينه ساختن براي اين كه نهال ديني رو در اون جا بنشانيم .

ـ امام صادق (ع) : كه همه مي دانيم چقدر در راه علم و فقه جهاد كردند ، مي فرمايند قدمهاي بعدي در نهضت امام
حسين (ع) اين است كه زينبي باشيد با صبرتون ، باقري باشيد با زمينه سازيتون ، براي اينكه اين عشق رو كانال بندي كنيد ، اين عشق رو مكتبي كنيد ، اين محبت رو جهاني كنيد ، جهاني كردن محبت ، با عزاداري ميسر نخواهد شد . اين مالِ مراحل آخر است . شما كه همون اول كار عزادار امام حسين (ع) نشديد كه ، مراحلي طي كرديد ، نماز مي خونديد ، عبادتي داشتي ، انقلابي كردي ، جبهه اي رفتي ، جنگي كردي ، تا بعد اين عشق تو دلت نشسته ، برا همين هم از دلت
نمي ره . اگر همين طوري و هردمبيلي اومده بودي تو كار الان رفته بودي كنار . برا همينه كه اين عشق كمرنگ نمي شه ، براي همينه كه مي توني بگي « كل يوم عاشورا » وگرنه يواش يواش « كل يوم عاشورا » برات كمرنگ مي شه و گير
مي كني ، اينكه بعضي ها مي گن آقا تا كي ؟ اصلاً چه معنا داره ؟ مگه ما خلق شديم برا اينكه صبح تا شب گريه كنيم و سينه بزنيم ؟ اين چه ديني هست ؟ چرا اينجوري مي گه ؟ براي اينكه نگرفته مطلب رو . براي اينكه در پايان اين شش شب تازه خواهيم فهميد كه چقدر كارهاي ديگه بايد انجام بدي تا اين عشقه برات بمونه . وگرنه چيز بي ارزش نخواهد موند .
مي فرمايند : لقد عظمت الرزيه » مصيبتي كه بر ابي عبدالله (ع) نازل شد و اين فقط و فقط براي اين بود كه من و شما تنور عشقمون داغ بشه كه بقيه مسائل رو بگيريم ، اين مصيبت اينقدر بزرگه كه شهيد مطهري (ره) در كتاب حماسة حسيني در جلد 3 مي فرمايند : من در واقعه عاشورا دقت كردم ، ديدم 25 نوع جنايت در يك صبح تا ظهر اتفاق افتاده و در هيچ جاي تاريخ ما اين چنين تنوعي رو در جنايت نداريم ، يه صحنه تو اين دور و زمونه اتفاق مي افته مثلاً‌ مي گن صرب ها ، زن حامله رو سقط كردند و بچه رو در آوردند ، به زمين انداختند و باهاش بازي كردند ، سر و صداي اين كار در تمام جهان مي پيچه ، همه نفرين مي كنند ، اون وقت تو واقعه كربلا 25 نوع جنايت اتفاق افتاده !!

عجيب اين بلا بزرگ است . « وجلت و عظمت مصيبتك علينا » اين مصيبتي كه به شما گذشته بدن ها رو مي لرزونه ، اين مصيبت ها بر شما گذشت كه دل ها و تن ها بلرزه ، جوري شد كه اون جاسوس انگليسي نوشت : اي كاش ما روز كشته شدن و به صليب كشيده شدن مسيح مي تونستيم يه مراسم مثل اين مراسمي كه شيعيان برا امام حسين (ع) دارند ، داشته باشيم ، نمي دونيد كه اين مراسم چه تحولي ايجاد مي كنه و چه جور همه رو يكپارچه مي كنه ، همه يكرنگ و يك دل مي شن ، نمي دونيد بعد از اين كه اين شور و تحول و عشق و اين داغي در قلب شيعه شروع به جوشيدن كرد ، چه مي كنه ؟ طوري كه تمام جهان انگشت به دهان مي شن كه بابا ، اين ها تو جبهه دارن چه كار مي كنن ،‌ نمي دونيد كه با سينة خالي و با يه دونه پيرهن جلوي تانك مي ايستند و با تنشون تانك هاي شاه رو عقب مي زنند و مملكت رو از اين رو به اون رو مي كنند و نمي دونيد كه با همين عاشورا و با همين عشق ، هزار و چهار صد سال است دارن نماز مي خونند . 1400 سال است گناهانشون داره كم مي شه ، 1400 سال است كه متدينين شون دارن مملكت رو آباد مي كنند ، دينداري يعني آباد كردن مملكت ، آدم ديندار ، آدم با انصافي است ،‌ آدم عادلي است ، پس عدالت اجتماعي داره ، پس كلاهبرداري نمي كنه ، پس دزدي نمي كنه ، جنايت نمي كنه ، بريد ببينيد تو غرب چه خبره ؟ من و شما اينجا تو دامن امام حسين (ع) نشستيم ، نمي فهميم چه خبره ، خداي نكرده ازمون بگيرن ، يكدفعه مي بيني تمام پايه هاي ديني شروع كرد به لرزيدن ، همه اون ها كه با اين ديدگاه اومدند كه يعني چه صبح تا شب گريه ، صبح تا شب سينه زني ؟
فكر نكردند كه اين كار يك محسناتي داره و گفتند بريم دنبال عقل و معرفت و … همين ها يكي يكي پايه هاي
دينشون لرزيد و حالا ديگه از دين سؤال هم نمي كنند ، تازه فهميده كه چه خبره ، خُب گفتم : كل يوم عاشورا به عقب هم نگاه مي كنه .

مي فرمايند : « فلعن الله امت قتلتكم اسّست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت » ما در هر واقعه دو تا گروه داريم : يك عده واقعه پردازان هستند يعني كساني كه اين واقعه رو انجام مي دن و يك عده واقعه سازان و اما واقعه سازان چه كساني هستند ؟ خيلي وقت ها در همين دوره و در دوره هاي قبل و بعد الي آخر الزمان ، عده اي هستند ، تخم مي كارند ، بدون هيچ گونه تنشي ، فقط بذر مي كارند ، اين بذر كاشته شده لاجرم درخواهد آمد . لاجرم به يك ساقه و يك درخت تبديل خواهد شد ،‌ اين بذر اگر خوب باشد لاجرم در آينده نتيجه خوب خواهد داد و اگر اين بذر ، بذر فاسد باشد لاجرم در آينده فِساد به بار خواهد آورد . « اسّست » چه كساني بودند ؟ ببينيد ما برمي گرديم به  كجا ؟ به اون جايي كه يك دفعه مسير شيعي قطع مي شه ، در حقيقت آبي كه در جوي اسلام جريان داشت و در كانال اصلي داشت جريان پيدا مي كرد ، يك دفعه جلوش بسته مي شه و توي يك كانال فرعي مي افته ، مسير كلاً عوض مي شه ، از يك ميليارد مسلمان قريب به نهصد ميليون نفر تو اون مسير اون وري حركت مي كنند ، حالا چقدر بايد كوته بيني و خود خواهي باشه كه براي دو روز ، دوماه ، دو سال رياست كردن ، مسير يك دين تعالي بخش ، آزادي بخش كه مي تونست همين الان جهان رو فرا گرفته باشه رو منحرف كنند ، اگر كه همين الان يك نفر به ناحق تو گوش يكي بزنه تا بالاترين رده كه بمب اتم
مي ندازند ، خداوند يك لعنت به خودشون مي فرسته و يك لعنت به اون هايي كه « اسست اساس الظلم و الجور » ،
اون هايي كه اين بنا رو نهادند ، نهادن بنا يك ظرافت هايي داره ، اولين قدم براي بناي بد گذاشتن ، اين است كه تنش ايجاد كنند ، هيچ كس روز اول بعد از رحلت پيغمبر (ص) شمشير نكشيد كه علي (ع) يا بيعت كن يا سرتو مي زنيم يا … هيچ كس تهديد به قتل نكرد ، اگر شنيديد كه حضرت صديقه كبري (س) را زدند ، مال روز اول بود ، بذر كجا پاشيده شد ؟ بذر اون جا پاشيده شد كه اومدند و جمع شدند و در سقيفه با آرامش وبدون جلب توجه كسي ، بذر پاشيدند و اعلام كردند كه پيغمبر (ص) از دنيا رفت ، شما مسؤولين اين مملكت اسلامي هستيد ، بشينيد دور هم مشورت كنيد ، هر كسي به نتيجه رسيد ، يا علي . قرآن هم ميگه « وامرهم شوري بينهم » اين اتفاق افتاد و همة‌ اين ها با علم به اين كه در غدير چه اتفاقي افتاده اين برنامه رو ريختند . اين ها با پيغمبر (ص) ساختند اما تحمل علي (ع) رو نداشتند ، تو غدير هم الكي بيعت كردند ، بعد از بيعت با خودشون تصميم گرفتند كه بعداً قضيه رو جمع كنند . مي گفتند كي مي تونه با علي (ع) زندگي كنه ؟ لذا امام صادق (ع) فرمودند: “  اگر شيعه اي فكر كنه اون هايي كه اسست اساس ظلم كردند يك ثانيه مسلمون شدند ، اشتباه مي كنند ”  طرف رفت ديد دخترش مسلمون شده ، با خودش فكر كرد ديني كه دختر من رو مسلمون كرده ، تو خونة خودم امنيت ندارم ، مطمئناً فراگير مي شه ، به همين خاطر سريع رفت بيعت كرد و گفت من مسلمونم ! عاقبت رو ديد . يادتونه اول انقلاب چقدر آدما اومدند دست بيعت با امام (ره) دادند ، چون چاره اي نداشتند . 99 % داره ميگه امام و جمهوري اسلامي . پس بيعت كردند ولي هيچي نگفتند . اين بذر از غدير كاشته شد . همتون شنيديد ، 8 جلسه هم خطبة فدك حضرت زهرا (س) رو بحث كردم كه حضرت سلام الله عليها اومدند در مسجد و فرياد زدند مهاجرين و انصار ! مگه شما نبوديد كه مي گفتيد ما براي پيغمبر (ص) جون مي ديم ، مگه شما در غدير حضور نداشتيد ؟ حضرت خوب حرف هاشون رو زدند ، اون ها هم نشسته بودند و هيچي نمي گفتند ، يعني جلو حضرت رو نگرفتند ، گفتند بذاريد حرف هاشو بزنه ، ما بذرُ كاشتيم ، زير خاكه ، اين هرچي هم كه حرف بزنه ، بذره رشد خواهد كرد ، بذر چيه ؟ بذر يه فكره ، فكري كه تو بني سقيفه كاشته شد . اين تفكر جا افتاد كه آقايون ، نظر خودتونه ، اون ها هم گفتند ، بله نظر خودمونِ ، اين بذر وقتي كاشته شد ديگه فاطمه زهرا (س) صد ساعت هم صحبت مي كرد ، استدلال مي آورد ، هيچ فايده اي نداشت . خوب كه حضرت صحبت هاش رو كردند ، ابوبكر بلند شد و گفت : خانوم شما ، پدرتون مظهر رحمت و عطوفته ، حرف ها تو كه زدي ، تقصير من چيه ، مردم دارن مي گن وليِ ما تويي ! اگه اين ها گفتند شما ، چشم ! من هيچ استبدادي ندارم ، زور هم نمي خوام بگم ، هرچي مردم بگن ! خيال ابوبكر راحتِ راحته . بذر رو كاشته ، بعد هم گفت من حرفي ندارم ، اگر مي خوايد باز نظر خواهي كن ، خانم سؤال كرد : مهاجرين ، انصار كسي هست ؟ آقا دريغ از اينكه يه نفر دستشو بالا ببره .

اميرالمؤمنين (ع) فرمود : كه هر كس با من است فردا بعد از ظهر بياد فلان چشمه ، سرشو هم بتراشه ، مي دونيد كيا اومدند ؟ 4 نفر اومدند ، خبر داريد بعضي از اصحاب نزديك كه ما رو سرشون قسم مي خورديم ، نيومدند ؟ چرا ؟ چون بذر كاشته شده . بابا ! تو تا ديروز كنار پيغمبر (ص)‌ داشتي شمشير مي زدي ! اين فكر ديگه فكر ولايي نيست . فكرِ اُمانيسمي است . اولين جايي كه اُمانيسم مطرح شد ، تو سقيفه بود ، خودتون همه كاره ايد ، چه كار داريد به پيغمبر و علي بگيد ؟ پيغمبر نظرشو گفت ، حالا هم از دنيا رفته اون كه نيست كه بخواد بچرخونه ،‌ مائيم كه بارِ اسلام بر دوش ما سنگيني مي كنه ! مائيم كه بايد اسلام رو جهاني كنيم ! خودمون بشينيم فكر كنيم كه بايد چه كار كنيم ، و هر كاري دلشون خواست كردند ، پس اين « اسست » بر مي گرده به كجا ؟ به اين كه اولاً هر واقعه اي يك تأسيسي داره ، بعد كه همة كارها انجام شد ، ديگه مرد مي خواد كه از اين ها پس بگيره ، ديگه نمي شه پس گرفت كه . وقتي نهال پا گرفت ، ديگه مرد مي خواد بياد بگه من مي خوام اين نهال رو بكَنَم . مثل همين نهال جمهوري اسلامي . اگه كساني بخوان نهال جمهوري اسلامي رو ساقط كنند ، بايد دوباره انقلاب كنند ، بذر رو امام (ره) ريخت ، جمهوري اسلامي به وجود اومد و حالا حالاها اين جمهوري پابرجا هست ، انشاء الله تا ظهور امام زمان (عج) .

در واقعة بَد هم ، همين طوريه ، وقتي نهال بدي به وجود اومد ، شخص خيالش راحته ، ديگه خودشِ ، يا من يا هيچ كس ، همه خفه ! ديگه مي شه زندان هاي بني اميه ، زندان هاي بني عباس !

اين كه مقام معظم رهبري مي فرمايند : “ به زيارت عاشورا دقت كنيد ! ”  يكي از دلايلش اينه كه مراحل تأسيس ظلم رو ما بفهميم ، الزاماً هر چيزي كه با خوبي شروع شد با خوبي ختم نمي شه ، امروز اگر بنده و يه متدينِ ديگه كنار هم نشستيم بهمون گفتند آقا همه كاره خودتونيد ، بي خيالِ ولايت و دين و اسلام و ما چون متدين بوديم اين مطالب رو قبول كرديم ، قوانين اسلامي را براي مملكتمون ايجاد كرديم . اگر اين نهادينه شد كه آقا همه كاره خودتونيد ،‌ فردا كه ما نبوديم الزامي نيست اونا كه ميان به جاي ما از اسلام دم بزنن ، اين بذر رو نبايد بذاريم كاشته بشه ، اگه يه روزي بندِ ما رو از ولايت ، از دين پاره كردند ، گفتند فقط خودتون كار كنيد ولو اينكه ما خيلي آدم هاي خوبي هم باشيم ، الزامي نيست اونايي كه بعد از ما مي يان ، براي مملكت و حكومت اسلامي ، قوانينِ اسلامي وضع كنند ، اگه مطمئن نيستيد ، اجازه نديد ، هر نظامي درون خودش دزدگير داره . يه سيستم بيمه داره ، سعي مي كنه خودش رو حفظ كنه ، حتي در نظام هاي ليبراليسمي غرب و آمريكايي هم اينطور هست . شما هيچ وقت در غرب نخواهيد ديد يه كسي كه با قوانين و مباني صهيونيست مشكل داره رو كانديد رياست جمهوري كنند ، اين بيمه نامه رو توي قانونشون گذاشتن ، مثل همين بيمه نامه ها كه توي قرآن و قوانين ما هست . مثل مجلس خبرگان ، مثل شوراي نگهبان ، مثل مجمع تشخيص مصلحت نظام و … اينا ، برا چيه ؟ براي اينكه ما خودمون نباشيم ، يه گيري يه جا داشته باشيم ، دُورِ ، بله دورِ . همه سيستم هاي حكومتي جهان يه دوري درونشون مي ذارن كه از اين دور خارج نشن ، دعوا و بحث هست اما ديگه از اين دور خارج نمي شن . اين برا چيه ؟ براي اينه كه ما مراقب باشيم ، يه بذري در سيستم ما تأسيس نشود كه وقتي رشد كرد ، نتونيم كاريش كنيم اينو حتماً‌ دقت كنيد بسياري از كلمات ، بسيار خوب و عاليست اما بايد يه ضمانت نامه ،‌ يه بيمه نامه اي براش بذاريم ، بطور مثال مشورتي كه حضرت محمد (ص)‌ سفارش مي فرمايند و هميشه هم مشورت مي كردند ، يه بيمه نامه دورش داره ، اينقدر كه ما تأكيد مي كنيم بر آزادي در اسلام ، يه بيمه نامه دورش داره ، يه خطي دورش كشيديم ، چون آ‌زادي رو اگه ما ولش كنيم ، مي رسه به اُومانيسم و  اومانيسم رو نمي شه جمعش كرد ، انسان گرايي ، انسان محوري رو نمي شه جمع كرد .

خب جلوتر بيائيم «‌ و لعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور عليكم و اهل البيت و لعن الله امه دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التي رتبكم الله فيها و لعن الله امه قتلتكم … » هيچكس نيومد شمشير بكشه روي امام حسين (ع) مگه در صد مرحله ، اول چي ؟ « دفعتكم عن مقامكم » ، مقامتون رو ازتون گرفتن ، تا امام حسين (ع) پسر پيغمبر (ص) ، تا امام حسين (ع)  امامِ ، تا امام حسين (ع) معصومِ ، تا امام حسين (ع) قداست داره ، كسي نمي تونه اونو از اين مقام پائين بكشه ، مگر اينكه رتبه شو پائين بياره ، بايد اول عصمتش رو ازش بگيرن ، نه كه بگيرن ، يعني در عوام براش قائل به عصمت نباشن ، خب پسر پيغمبرِ (ص) ديگه حالا بوده ميگي چيكار كنيم ؟ ابولهب هم عموي پيغمبر (ص) بود ، بعد قداستش رو بگيرن ، چرا مي گيد ، ابا عبدالله ؟ بگيد حسين (ع) چرا مي گيد امام ؟ بگيد حسين بن علي (ع) ، اينا رو مي گيرن ، به اينجا كه رسيدي ديگه كشتن آسون مي شه ، دقت مي كنيد ؟ اينا همه اش طبقه بنديه ، ما در نظامِ اسلامي مون يك كلمه داريم تحت عنوانِ‌ قداستِ مسؤولين . خيلي از مسؤولين اين قداست رو خودشون خراب كردن .
مي خواستن خراب نكنن ، اما اونايي كه خودشون قداستشون رو خراب نكردن و هنوز قديس هستند ، دست هايي در كاره كه اين قداست از اينا گرفته بشه ، خيلي عادي . با كلماتِ خيلي شيرين ، آقا چرا غلو مي كنيد ؟ چرا مي گيد مقام معظمِ رهبري ؟ بگيد مقام رهبري ، خودِ‌ آقا هم از تعريف خوش شون نمي ياد ، چرا مي گيد حضرتِ آقا ؟ بگيد آقاي خامنه اي ، چرا مي گيد امام ؟ بگيد روح الله موسوي خميني ، اين تخم داره كاشته مي شه ، بذر داره كاشته مي شه ، هيچ دعوايي هم با ما ندارن ها ، اصلاً قتلتكم توي كارش نيست ، داره بذر مي كاره ، بذر رو مي كاره تا قداست ها گرفته بشه ، غافل از آنكه ما شيعه هستيم ، ما قائل به قداست هستيم ، وقتي اين ها گرفته شد ، قدمِ بعدي چيه ؟ قدمِ بعدي اينه كه بابِ نقد رو باز مي كنند ، نه نقدِ سالم ، نقدِ وقيح ، نقدِ وقيح هم ديگه نقد نيست ، غرض است ، آقا اين چه حرفيه مي زني ؟ اينكه ديكتاتوريه ، اِ ... ! ، ببين ! همين كلمة ديكتاتور قباحتش وقتي افتاد ، تمومه ! مرد مي خواد . زمانِ امام (ره) ، همچين كلمه اي رو مي گفت ، مردم تيكه تيكه اش مي كردن . اول از مقام دورش مي كنن ، و يه مقام كاملاً تشريفاتي بهش مي دن ، امام فقط برا تو طاقچه خوبه ، قابشو مي ذارم تو طاقچه ، قربونش هم مي رم ، اگر هم اومد دستشو مي بوسم ، تموم شد رفت ، بعد يواش يواش اين قداست هم گرفته مي شه ، حالا كه مقامي نداره ، قابش برا چي توي طاقچه هست ؟ بعد مي گه چقدر حرف مي زنه ، اين رهبري ، كاري نمي كنه كه ! هي حرف حرف ، خب عمل كن آقا ! حالا نمي گه من خودم ابزار كار رو ازش گرفتم ، خودم دارم خرابش مي كنم و بعد يواش يواش مي ياد تو « قتلتكم » ، تو اين دوره و زمونه ديگه نمي يان با شمشير طرف رو بكشن ، بنده توي اين مملكت اگه كسي حرفمو گوش نده ، تأثيري نداشته باشم ، مؤثر نباشم ، عملاً مُردَم ، مگه الان امپراتوري ژاپن نمرده ؟ مگه الان ملكه انگليس نمرده ؟ مردن ، قانون اساسي هم دست نخورده ، اون بالا گذاشتن ، هيچ كاريش هم ندارن ، « و لعن الله ممهدين لهم بالتمكين من قتالكم » بعد لعنت مي كنه اونايي رو كه اين روال رو ديدند و همين جوري نشستن نگاه كردن ، دست روي دست گذاشتن ، تمكين كردن ، ساكت نشستند ، ما تو كوفه ،‌ دو گروه داشتيم ، يك گروه اونا بودند كه از همون اول منتظر بودند ابا عبدالله (ع) بياد كوفه باهاش بجنگند ، يه گروه اونا بودند كه طرفدار ايشون بودند ، بعد ديدن وضع خيلي خرابه ، ساكت شدند ، تمكين كردند ، نكتة‌ ظريف اينجا اينه كه مي گه شما كه تمكين كرديد ! بدونيد با تمكينِ تون ، دشمن ، آرام و ساكت نمي شه ، شمشير رو مي ده دستت ! يا بيا بجنگ يا مي كشيمت ! امام سجاد (ع) تعريف مي كنند كه روز واقعة‌ عاشورا ،‌ عده اي از مؤمنين كوفه ، شمشير مي زدند و گريه مي كردند ، چرا گريه مي كني ؟ خُب دارم پسر پيغمبر (ص) رو
مي كشم ، بدبخت شدم ، جهنمي شدم ، خب چرا مي جنگي ؟! مي ترسم !

 يعني اگه تمكين كني بايد آخرش شمشير بگيري دستت بجنگي داداش ! وقتي صد نفر دورت دارن مي جنگن ، تو اگه نجنگي ، مي زننت ، تا حالاش ترسيدي ، بعدش رو هم بدون مي ترسي ، آدمي كه با ترس خودشو بزرگ كنه ، آخرش هم مي ترسه . بعد كار به جايي خواهد رسيد كه ولايت ، تنهاي تنها مي شه ، جمله اي كه مقام معظم رهبري (حفظه الله تعالي ) دو سال پيش در مجمع جوانان فرمودند ، اين بود كه دشمنان مي خوان يه كاري با من بكنن كه معاويه با امام حسن (ع) كرد ، يعني هيچ كاره !! صلح نامه رو امضاء‌ كن ، بشين كنار ، فضولي هم نكن ! اما بعد خودشون چي اعلام كردن ؟ فرمودن : مطمئن باشيد اينطوري نمي شه ، فوقش واقعه عاشورا و قضية‌ امام حسين (ع) تكرار بشه ، من به روشِ امام حسن (ع) عمل نمي كنم ، وظيفه من عمل به روش امام حسينِ (ع) . سيد عليِ حسيني ِخامنه اي .

« برئت الي الله و عليكم منهم و من اشياعهم و اتباعهم و اوليائهم يا ابا عبدالله ، اني سلمٌ لمن سالمكم ، و حرب لمن حاربكم ، الي يوم القيامه »  ديگه نگيد « ياليتني كنت معكم فافوز فوزاً عظيما » اي كاش با شما در كربلا بودم ! تو الان كربلايي ، مگه نگفتي كل ارض كربلا ؟ همين الان كربلايي ! چرا ساكتي ؟ مي خواي مورد لعن واقع بشي ؟!

از نظر روايي ، پيغمبر اسلام  (ص) مي فرمايند : شش گروه مورد لعن هستند :

1 ـ كسي كه به كتابِ‌ خداوند ، چيزي اضافه كنه .

2 ـ كسي كه قدرت خدا رو تكذيب كنه ، توكل و اميد نداشته باشه .

3 ـ كساني كه وقتي به يه جايي ، يه مقامي مي رسن ، يه عدة پست و نالايق رو بخاطر علاقه خودشون ، بخاطر اين كه فاميلشون هست‌ن ،‌ بخاطر اينكه فلاني سفارش كرده ، به جاهايي مي گمارند و يك عدة‌ لايق و شايسته را از اونجاها برمي دارن ! اونايي كه وقتي به جايي مي رسن به استعدادها ، لياقت ها ، ضابطه ها توجه نمي كنند ، بلكه توجه شون معطوف رابطه ها و علايق مي شه ، گوش كنند كه زيارت عاشورا داره اونا رو لعن مي كنه .

4 ـ اون كسي كه حرامِ خدا رو حلال مي شماره ، نه اين كه با زبان بگه ، حلاله ، حلال مي شماره ، عمل مي كنه ، مگه نگفتن بيرون آمدن مو حرام است ؟ هر نخي از موهاي تو كه اومد بيرون از زير روسري ، زيارت عاشورا داره لعنتت مي كنه ! نگو چرا بركت در زندگيم نيست ، مشكلات و گرفتاري دارم ، خُب يه چيزايي هست كه نمي دونيم حرومه يا نه ؟ يه موسيقي گوش مي ده ، مشكوكِه در نظام جمهوري اسلامي هم تهيه شده ، خيلي هم عالي ، نمي دوني ، اما اوني رو كه
مي دوني زن داره مي خونه ، خارجيه ، حرومه ، چرا گوش مي دي ؟ اين كارا رو نكن ، بيا توي مجلس امام حسين (ع) هم بشين ، اينا رو رفعش كن . حرمتِ خداوند رو نبايد حلال كرد .

5 ـ‌ اونايي كه سنت پيغمبر (ص) رو ترك كردند ، گفتند كتاب خدا ، ما را كافيست ! ما چيكار به روايت و سنت داريم ؟ مثل برادرهاي سني ما .

6 ـ اونايي كه اهلِ بيتِ منو اذيت و آزار كنند و از بين ببرن ، با كلام شون ، با مال شون ، با جان شون ، با نگاه شون .



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات