برنامه آينده
شنبه های پاک
جشن آغاز امامت امام زمان(ع)

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جریان ظلم - قسمت اول

مداحان :
حجت الاسلام احمدی و
حاج عباس زحمتکشان

قاری :
هادی افخمی

زمان :
شنبه 97/8/26
ساعت : 19

مکان :
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهدا(ع)

رهپويان




یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | سیاست عاشورا «6»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : سياست عاشورا «6»


در برائت من اعدائكم بوديم و اعداء هنري ، ورزشي و نوشتاري رو گفتيم و اومديم سمت مفاسد اجتماعي ، برخي از آمارها رو داديم و در حقيقت روند تصاعدي مفاسد رو بررسي كرديم و رسيديم به اينجا كه دليل اين مفاسد چيست ؟  يكي از روانشناس هاي غرب در كتابش مي گه : اگر جلوي مسائل جنسي باز باشه انسان به جايي خواهد رسيد كه از حيوان هم پائين تر خواهد رفت . مثال هاش رو هم عرض كرديم و گفتيم هدف دشمنان ما در جهانِ فعلي اين است كه ما انسان نباشيم ، همة دشمني اونها با انسانيت ماست . پس ادامه بديم بخش راه هاي مفاسد رو . راه ديگه اي كه در قسمت مفاسد ميخوايم بررسي كنيم اين است كه اعداء مي خواهند ظاهر و باطن را مخلوط كنند . اين يعني چي ؟ يعني ما يه بخشي داشتيم كه توضيح داديم اعداء مي خواهند ما رو به سمت ظاهر سازي بفرستند . اين بخش رو يادتونه ؟ اما يه بخشي هم هست كه اعداء مي خواهند مثلاً ما رو از ظاهر سازي دور كنن ،‌ اما در حقيقت قصدشون اينه كه باطن ما رو خراب كنن . اسماً مي گه ظاهر مهم نيست اما قصد اين است كه باطن رو خراب كنه . در دين ما و در دنياي ما ظاهر يعني اعلام حضور ، يعني تابلو . يك كسي كه مثلاً با لباس آخوندي مي چرخه ، اين در حقيقت يه تابلوه كه در اين تابلو نوشته شده : من ظاهرم اين رو نشون ميده ، حالا به باطن كاري نداريم ، ظاهرم اينو نشون مي ده كه در حوزة علميه درس خوانده ام ، مسلمان هستم ، مثلاً شيعه هستم ، اعتقاد به فلان و فلان دارم ، نسبت به فلان چيزها حساسم ، نسبت به فلان چيزها بي تفاوتم ، فلان چيز برام مهمه . يعني تو يه تابلويي تحتِ عنوان چيزايي كه يك روحاني در نظر دارد .
ميان چيكار مي كنن ؟ ميان به ما ميگن آقا اصل بر باطن است . جوون ! تو چرا اينقدر ظاهرساز شدي ؟ ظاهر رو ول كن ، اصل بر باطنِ ، ببين يه عده ظاهرشون چقدر آراسته است ، چه باطن هاي كثيفي دارن ! اين حرفا رو هم ميزنه ها ! اغلب بعضي ها مي گن كه : آقا ! شما كه ميگيد فلان و فلان ، ببين اونايي كه ظاهراشون هم آراسته است ، چه كثافت كاريهايي مي كنن ، ميگم چه ربطي داره ؟ واقعاً چه ربطي داره ؟! اصلاً ‌ارتباطي با وظيفه‌ من نداره ، من وظيفم رو دارم تشخيص ميدم ، و اينكه بقية مردم ظاهرشون خوبه ، باطن شون خوب نيست يا باطنشون خوبِ ، ظاهرشون خوب نيست ، هيچ ربطي به من نداره ! من كار خودم رو انجام ميدم . مياد ميگه كه آقا ، ظاهر رو ول كن ، باطن رو بچسب . جوون هم اول كار قبول مي كنه ديگه ، ميگه بله راست ميگه ، اصل باطنه ، دل بايد پاك باشه ، بايد وجود انسان آراسته باشه . اما اين اشتباهه ! اين در حقيقت يك زمينه چيني است براي فاسد كردن اين جوون ، خودش هم خبر نداره طفلك . چرا ؟ چون دين ما يه دونه مغز داره ، اين اصل دين است ، يه دونه پوسته داره ، اين ظاهر دين است . اما پوسته ، محافظِ مغز است . اگر يه وقتي يه كسي مغز دين رو داشت ، اما پوسته رو نداشت و مُرد ، قبوله ، اين سرافراز است ، مغز دين رو داشته ، منتها ظاهر رو رعايت نكرده ، به چه معنا ؟‌نه به معنايي كه مرتكبِ گناه بشه ها ، نه ! فرض مي كنيم بسيار متدين و خوب و عفيف بود ، اما ظاهرِ اسلامي رو رعايت نكرد ، به حداقل ها اكتفا كرد ، اين اگر همين جوري از دنيا بره خيلي هم خوبه ، اما دشمن جن و انس ما ، مي دونه كه اينطوري نمي شه ، چرا ؟ دقيقاً مشخصه . ببينيد ما ظاهرمون محافظِ باطنمون هست ، نمي تونيم خودمون رو گول بزنيم . اصلاً اينجوري نمي شود ، يه وقتي يه خواهري تماس گرفت گفتش كه آقا كي مي گه چادر بهترين حجابه ؟ من با يه به اصطلاح مانتو خيلي خوب و روسري خيلي خوب و مقنعة خيلي خوب ، حجابم عاليه ، چرا بايد چادر بپوشم ؟ گفتم من نگفتم ،‌ هرچي دوست داري بپوش . من گفتم شما خودت رو حفظ كن . نگفتم كه چادر بپوش يا نپوش ، حالا من 2 تا سؤال دارم ، اگر شما چادر بپوشي خودت احساس مي كني حفظت بيشتره يا كمتر ؟ گفت فرقي نمي كنه ، گفتم خُب ، يعني اگر شما با چادر از تو يه خيابوني رد شي و از همون خيابون با مانتو رد شي فكر مي كني نگاهي كه به سمت شما مياد ، كمتر مي شود يا بيشتر مي شود ؟ گفت : خُب نه با چادر كمتره ، گفتم : خُب اين اولين قضيه اش ، پس فرق كرد . دوم : شما وقتي با چادر از تو يه خيابوني ميگذري آيا دست و بالت برا گناه كردن بازتره يا با مانتو ؟ باز يه كم فكر كرد گفت : خُب با چادر آدم يه كم خودش رو بيشتر ميگيره ، گفتم : پس اين دو تا فرق ! بعد بهش گفتم : شما خودت فرض كن ، مي خواي براي خودت نمره زيبايي بذاري . اگر با مانتويِ رنگ سورمه اي باشي يا چادر مشكي ، خودت به كدوم يكي از اين 2 تا نمرة زيبايي ميدي كه جلب توجه بشه ، گفت : مانتو . گفتم اين 3 تا فرق ! پس فرق ميكنه ، نگو ظاهر فرق نمي كنه ، بايد ببينيم هدف ما چيه ؟ ميخوايم پاك بشيم ؟ يا نه مي خوايم هر كاري
مي خوايم بكنيم ، بگيم پاك هم هستيم ؟
نه ديگه ، رسماً بيايم بگيم . بگيم آقا ما اين ظاهر رو نمي خوايم ، براي اينكه نمي خوايم اونقدر پاك باشيم ، خيلي خُب ما بحثي هم نداريم ، اما نيايم مغلطه كنيم بگيم ظاهر مهم نيست . خيلي هم مهمه . بنده مي خوام برم مثلاً فلان جا گناه كنم ، بر مي دارم ميگم فلاني ، ظاهر كه مهم نيست ، لباستُ ‌در بيار ، قشنگ برو تو خيابون ، كارتُ بكن ، اين توجيه است . تو اين ظاهرت رو كه از خودت جدا كردي ، داري بندهاي تقوا رو از خودت جدا مي كني ، مي خواي راحت باشي ، وگرنه كي ميگه ظاهر در باطن تأثير نداره ؟ بعضي هم تا اينو مي گي مغلطه ميكنن ، اي آقا مگه نمي بيني فلاني ها با چادر ، فلاني ها با ريش ، فلاني ها با اين همه ظاهر مذهبي ، با لباس آخوندي چه غلطها مي كنن ؟ ميگه چه ربطي داره ؟ اگر يك كسي در لوايِ ظاهر مناسب كار خلاف كرد ، چه ربطي به تكليفِ من داره ؟ آقاي فلاني ! خانم فلاني ! اگر ظاهرِ فلان براي مبارزه با هواي نفست مناسب تره ، همون رو انتخاب كن ، من نگفتم كه چي بپوش ، مي گم خودت تشخيص بده !
پس اين ظاهر در دين ما خيلي مهمه ، چون مراقبِ باطن است ، محافظِ باطن است ، من و شما خودمون مي دونيم كه با بعضي از ظاهرها ، گناه كردن سخت تر است و با بعضي از ظاهرها گناه كردن آسون تر است ، خودمون مي دونيم كه !‌ چرا تعارف مي كنيم ديگه ؟ نمي شه كه آدم هم خدا رو داشته باشه هم خرما رو ! حقيقتش رو بگو ، بگو بابا من زياد اهل تقوي و اينا نيستم ، لذا ظاهر رو هم خوب رعايت نمي كنم ، خيلي خُب با همديگه دعوا هم نداريم ، چرا ميگي تقوا به ظاهر كاري نداره ؟ چرا الكي قانون مي ذاري ؟ نگو دين به ظاهر هيچ كاري نداره ، كي مي گه كاري نداره ؟ ظاهر ما مراقب و محافظ و پوسته باطن ماست .
حالا قانون چيه ؟ قانون اين است كه اگر يك كسي ظاهر نداشت اما باطن داشت ، و اين باطن فاسد نشد ( كه يك پديده خيلي كم نظير است ) روز قيامت سرافرازه ! اگر يكي ظاهر داشت و باطن نداشت ، روز قيامت با سر مي زندش زمين ، قانون اينه ! اينو قبول مي كنيم ما ، ولي اين كه بگي ظاهر تأثير نداره ، مطمئن باشين يكي از كيدهاي شيطان و برنامه ريزي هايي است كه اعداء مي كنند ، كه به ما بباورانند اينها ظاهرسازيه ! غافل از اين كه ظاهر سازي نيست ، ظاهر پوسته أي است كه داره باطن رو حفظ مي كنه ! مي خوان ما را از بعضي از ظواهر دور كنند ، براي چي ؟ براي اين كه بتونند بعداً ‌ما را از باطن ها دور كنند ، تا زن ما در چادر است نمي تونه بهش رخنه كنه ، مجبوره بگه ظاهر بدرد
نمي خوره ، زن ما چادر رو بردارد تا اون وقت دست و پاي اعداء باز بشه براي فتنه جويي .
دومين بخش مفاسد : در قسمت فيلم هاي سينمايي است كه بعضي از فيلم ها حسن و قبح گناه رو عوض مي كنن ، طوري كه جوون كه گناه مي كنه اعتقاد نداره كارش گناهه ! الان اين كار داره در عادي سازي روابط با نامحرم انجام مي شه ، عادي سازي يعني چي ؟ يعني خيلي رابطه رو نزديك مي كنند ، مي پرسي چرا آقا شما مي خوايد با خانم فلاني صحبت كنيد ؟ ميگه خانم فلاني كدومه ؟ اسم كوچكش رو بگو !! ديدي تو غرب چه جوره ؟ چه طوري جَك ؟!  چاكرتيم جو ! مثلاً‌ تو اين مايه ها . بابا اين چه بساط صحبت كردنه ؟! ما دين مون دين شرافت و قداست و وقار و عزت است .
من ديدما ! تو بچه مذهبي هامون ديدم ، ميگم شما چرا با نامحرم اين طوري صحبت مي كني ؟ چرا اسم نامحرم رو
مي آري ؟ ميگه بابا اين قوم و خويشمونه ،‌ خُب باشه ! يعني چي آقا ؟ همين رو مي آرن خيلي آرام ، آرام از تو قوم و خويش ها ،‌ تو دانشگاه ها و مدارس و خيابون ها ، الان خيلي راحت شدن ، ‌خيلي ، همچين ريلكس باهم رابطه برقرار
مي كنند كه باورت نمي شه ،‌ خيلي راحت ، سلام ، چاكريم ، اين عادي  سازيِ  ! طرف داره صحبت مي كنه مي گه : ‌آره ، من به فلاني و فلاني و فلاني !   من هم گفتم : اينا كين تو داري ميگي ؟ خواهرتن ؟     ـ نه ! رفقاي سركلاس دانشگاه
هستن !    ـ  تو چه حق داري با نامحرم به اين راحتي صحبت كني ؟!
و اين رابطه از صحبت كردنِ‌ عادي و راحت بين محرم و نامحرم شروع مي شه : ميگه ‌انگار دارم با خواهرم صحبت
مي كنم ! ‌آقا مثل خواهرم مي مونه .
همه برادرا بدونن ،‌ هيچ نامحرمي براي ما هيچ وقت مثل خواهر يا مادر نمي شه ،‌ خواهرا هم دقت كنن ، هيچ نامحرمي براي شما هيچ وقت برادر و پدر نمي شود و نخواهد شد ، اين ها فقط كيد شيطان است : مثل خواهرم مي مونه ، غلط كردي مثل خواهرت مي مونه ! دروغگو ، برو بابا ، مگر ما از پشت كوه اومديم داداش من ؟!
اين دين ما تعاليم داره ، داره ياد مي ده به ما كه هيچ نامحرمي ، چه تو فاميل ، چه محل كار ، چه كوچه و خيابون مثل خواهر يا برادر نمي شه ! اگر مي گم آقا فلاني ها مثل خواهر ما هستند ، نه اين كه مثل خواهر باهاش صحبت كنيم . يعني اينكه آدم به قدر خواهر خودش ، روي اين ها تعصب داشته باشه ، به همين سادگي ! ‌نه اين كه چون اينا مثل خواهر ما هستند ديگه خيلي هم عادي مثل خواهرم باهاش صحبت كنم ،‌ حق نداري ،  اين رو دين به تو اجازه نداده ، كيد اعداء‌ همينه . از عادي سازي صحبت شروع مي شه ، تا عادي سازي روابط . خيلي ريلكس ، خيلي راحت و عادي رابطه برقرار مي كنن ،‌ يعني قبح رابطه با نامحرم رو مي ريزند . به ما اين رو مي باورانند  كه هيچ ايرادي نداره !
بعد ، سه سال ، چهار سالِ ديگه وقتي آمار دانشگاه ها و دانش آموزها رو نگاه مي كنيم مي بينيم ديگه كسي درس نمي خونه تو اين مملكت ، خواهيم فهميد اعداء‌ چه به سر ما آوردند ، امام صادق (ع) فرمودند :‌ قلبي كه بر آن شهوت حاكم شود حكمت نمي پذيرد . اين همينه كه دشمنا مي خوان ، يعني در قلب ها اگر شهوت حاكم بشود ، ديگه عقل كار نمي كنه ، عقل زائل ميشه و چون عقل زائل مي شود ديگه اين آدم به درد نمي خوره ، دشمن همين رو مي خواد : انساني مرعوب و منزوي . اين دو تا رو اگر داشته باشي نه شيطون كارت داره نه دشمناي اِنس . برو بشين يه گوشه اي فقط عبادت كن ، اگر شيطون هم سراغت اومد ، نمي ياد . هيچ كسي كارت نداره . اين روال مفاسده ، كلاً زيراب دين رو مي زنه . انساني كه در دلش شهوت حاكم مي شه ، نه درس خون مي شه ،‌ نه دين دار مي شه ،‌ نه متخصص مي شه ، نه عالِم مي شه ، نه فلان ، هيچ چي نمي شه ،‌ به كجا مي رسه ؟ به همون جايي كه ديشب خدمتتون گفتم ، آخرش همونه ديگه . بيائيد خدا رو شكر كنيم كه ما يه اهل بيتي داريم كه بعضي وقت ها نگه مون مي دارن ، نمي ذارن زياد بريم غرق بشيم . بال و پر هواي نفسمون رو بستن ، بعضي وقت ها يه بال و پري مي زنيم ، اما نمي ذارن زياد بالا بريم ، مي زنن تو سرت مي كشنت پائين ! جلسه هفتگي مي شه ، محرم مي شه ، فاطميه مي شه ،‌ مي يان مي كشنت پائين ، باز نگهت مي دارن ! اگر يه دو روز خودمون بال نزنيم بذاريم اينا بجاي ما بال بزنن ، ببين به كجا مي رسيم . بچه هيأتي ها خدا رو شكر كنن .
نكته بعد مي يان گروه هاي فساد را مي ذارن . از نظر روان شناسي تعلق جوان به گروه ، بيشتر از تعلق جوان است به خانواده ، به مدرسه ، به محيط هاي ديگر .
گروه : الان شما ببينيد تو همين تشكيلات ما ، ما چقدر سعي مي كنيم شما را گروه گروه كنيم ، چرا ؟ براي اين كه
مي دونيم جوان به گروه تعلق داره ، ناخودآگاه با گروه هماهنگ مي شه ‌، ناخودآگاه با گروه هم نوا مي شه . ناخودآگاه همراه گروه مياد . همين ديروز ، پريروز ، يه تماسي داشتيم كه يك عزيزي تازه اومده بود جلسه ،‌ مي گفتش كه من تو خيابون كه مي رفتم ديدم يه صدايي داره مي ياد از سمت يه جايي ، ديدم كه يه عده دارن با هم همخوني مي كنن ،‌ خوشم اومد ، پشت سرشون اومدم ، رسيدم اين جا ، يعني گروه خود به خود جذب مي كنه ! مي يان رو گروه ها برنامه ريزي مي كنن ،‌ به فلاني مي گن تو جزء گروه فلاني ،‌ تو جزء گروه فلاني ، اين مرام نامتونِ ،‌ اين عقيده تونِ ، اين كارتونِ ، اين كارهايي كه بايد انجام بدينِ . اينقدر كيف مي كنه جوون يه گروهي داشته باشه ، يه مرام نامه اي داشته باشه ، بهش اهميت داده بشه . بگه تو عضو فلان گروهي ، فلان جور لباس بپوش ، شما يه ارتباط جهاني داريد ، اينقدر جوان به اين علاقه داره كه در يك گروهي باشه كه اين گروه ارتباطات شهري ، شبكه اي ، جهاني داشته باشد . مي ياد از اين ضعف ما در گروه بندي جوانان استفاده مي كنه و جوانان را گروه بندي مي كند در گروه هايي كه خودشون مي خوان ، چرا ما گروه بندي نمي كنيم جوانان مون رو ؟ اين از ضعف ماست ، نه فقط ما ، كه از ضعفِ مدارس ما ، دولت ما و نظام ماست ! چرا گروه هاي مذهبي سالم را با تبليغات ، راه نمي اندازند ؟ كه حالا مثلاً‌ يكيش مهرورزان جوان بود كه تازه راه افتاده كه اين ها يك گروه به هم پيوسته مي شن ديگه . اين جور گروه ها لازمة جوان است . اگر نداشته باشه ،‌ مي ره تو گروه هاي اون ور ثبت نام مي كنه ، اعداء‌ هم از ضعف هاي ما سوء استفاده مي كنند ، به عنوان مثال : نگاه كردن ديدن ما براي شادي هامون برنامه نداريم و الان هم ميگم كه ما براي شادي هامون برنامه نداريم و برنامه هم اگر داشته باشيم بايد خيلي بيشترش كنيم . با اين كه اينقدر تأكيد مي شه در دين ما كه در اعياد مذهبي وليمه بديد ، جشن بگيريد ، شيريني تعارف كنيد ، اما به اين موضوع توجهي نمي شه ، پدر و مادرهايي كه داريد صدا رو مي شنويد ! در اعياد مذهبي يك كيلو شيريني بگيريد ببريد خونتون تا بچه ات بفهمه امروز بايد شاد باشه .  نود درصد مملكت شيعه ما در اعياد مذهبي نيم كيلو شيريني نمي گيرن ببرن خونشون كه بچه اش بپرسه خوب امروز چي شده ؟ بگه امروز ميلاد اهل بيته ، و يا فلان عيدِ ! حتي روز ميلاد اميرالمؤمنينش هم همچين كاري نمي كنه ،‌ چه برسه به بقيه ائمه . اين همه مناسبت گذاشتن براي ما كه براش برنامه ريزي كنيم ، اما ما براي شادي هامون برنامه نداريم . البته همين كف زدن ها رو دست كم نگيريد اين كف زدن ها و شادي ها لازمه روحيه جوان است ، اگر من بخوام براش برنامه ريزي كنم گريه كنه ، بايد براي خندوندنش هم برنامه داشته باشم وگرنه جوان جذب نمي شه ، نگو آقا اهل بيت (ع) نياز ندارن ما با اين چيزا
جذب كنيم ، بابا اهل بيت (س ) خودشون گفتن فطري بريد جلو : فطرت جوون مي گه براي شادي من هم برنامه ريزي داشته باش . اما اون ها چيكار مي كنن ؟ براي شادي هاي ما برنامه ريزي مي كنن . ما عيد غدير نمي گيريم ، عيد قربان نمي گيريم ، جشن ولادت نمي گيريم ، شاد نيستيم ، تو خونمون شيريني نمي خوريم ،‌ يه برنامه خوبي اجرا نمي كنيم ، بچه ما مي ره چيكار مي كنه ؟ مي ره شاديش رو ، جشنش رو ، تو كريسمس مي گيره ، مجبور مي شه ديگه ! مي ره چهار شنبه سوري مي گيره ! چرا ؟‌ براي اين كه من و تو در اعياد شادي نمي كنيم . براي اين كه تو اين روز هايي كه بايد شاد باشي رو معرفي نكردي ،‌ براي اين كه اصلاً‌ برنامه اي نداري !
جوان امروزي ما در شادترين روز عمرش كه روز عروسيشه ، برمي داره كراوات مي زنه ! يعني چي ؟! يعني شيعه ! تو براي شادترين روز زندگي من لباس ندوختي ، من مجبورم از لباس غربي استفاده كنم ، در زيباترين روز زندگيم بايد برم مثل مسيحي ها شادي كنم ! چرا شما علماي شيعه يه لباس براي عروسي من ندوختيد ؟ شمايي كه براي عزاداري هاتون پيرهن مشكيِ خيلي زيبايي داريد ، چرا براي شادي هاتون يه مد نداريد جوون ها استفاده كنند ؟ چرا يه لباس ، مشخص نكرديد كه آقا اين مد ديني ماست ؟ تو شادي هات اين لباس قشنگ رو بپوش ! اصلاً چرا ما بايد دست روي دست بذاريم كه خارج براي ما مد مشخص كنه ؟ به هر حال يه قشر از جوون هاي ما دارن دنبال مد مي گردن ، چرا ما در مملكتمون يه كميته اي نداريم ، بشينه فكر كنه ، بر طبق فرهنگ و سنت و دينمون ، مد اختراع كنه ؟ و سال به سال ،‌ ماه به ماه ، غريزه مد پرستي اين جوون ارضاء‌ بشه . جوان مد پرست است ، همه جوونا كه طلبه نمي شن كه ،
طلبه هاش هم الان همچي زياد دمده نيستن ، چرا نمي شيني يه لباس اختراع كني ؟ چرا مد نمي دي ؟ بايد آدم
برنامه ريزي داشته باشه براي اين ها ، بابا مگه اونا دارن چيكار مي كنن ؟ نشسته داره فكر مي كنه ، هي لباس عوض
مي كنه ، و خُب معلومه كه جوون هم به دنبال تغيير و تنوعه . از اون ميره تقليد مي كنه . خُب تو بشين همچي كاري كن . چرا نمي شيني همچين كاري بكني ؟
برنامه ريزي نداريم . مياد چيكار مي كنه غرب ؟ از همينا سوء استفاده مي كنه . ميگه اينا براي مد جووناشون برنامه ريزي ندارن ، براي شادي جووناشون هيچ برنامه اي نريختند ، بيا من برنامه بدم ،‌ برنامه هاي غربي هم كه نمي خواد تو رو شاد كنه ، اون تحققِ هدف خودش رو مي خواد . مي خواد آدم نباشي ، مي خواد تو حيوون باشي ، راحت بخوره ، بچاپه . يا مي ياد انواع و اقسام مدها رو مي ده بعد لابه لاي مدهاش شعار مي ده : اين كفش هايي كه يكي دوسال پيش بود ، كف تخت كفش زده بود لااله الا الله يادتونِ همه تون ؟!
خُب چرا تو مد نمي زني ؟! چرا تو انواع تخته كفش رو نمي زني كه اون برداره بزنه ؟ اين ها همش غير از اينه كه ما ، ما كه يك زمان تمام فرهنگ و تمدن جهان در اختيارمون بود ، همه جهان به ايرانيان نگاه مي كردن ، تخدير شديم ؟ و سرمون رو انداختيم پائين ، همه رو داديم دست غرب ، اين رو كه هنرمندا مي تونن بشينن مد بزنن ،‌ بعد هم با تبليغات وسيع بزنن تو جوونا ، مي گيره ! خدا شاهده ! اين كارا رو نمي كني بعد مي ياد برمي داره لباس هايي مي پوشه كه روش يه شعارهايي نوشته كه رسماً داره ارزش ها رو به ابتذال مي كشه ، خيلي رسمي داره به دين ما فحش مي ده ، مي گي آقا چرا اينو پوشيدي ؟ ميگه قشنگه ، خوب راست هم مي گه ، چرا تو لباس قشنگ نزدي ؟ جالب اينه كه الان هنرش را هم داريما ، ماشاء‌الله مي زنن ! عين خارجي ، بعد هم روش مارك خارجي مي زنن . خُب تو كه به اين قشنگي بلدي براي ايراني خودت بزن ، نمي خواد روش مارك خارجي بزني .
 براي بچه هاتون جشن فارغ التحصيلي بگيريد ، جشن بلوغ بگيريد ، جشن ميلاد ائمه (ع) رو بگيريد ، در سال چندين شبانه روز جشن باشد ، كه اين بچه ببينه باباش امروز شيريني آورد ، مثل اينكه امروز يه خبريه ! بچه از همون بچگي منتظر باشه كه ميلاد اهل بيت (س)‌ برسه تا شاد باشه . اين ارتباط دادن فرزندان ماست با اهل بيت (س) . تويي كه هميشه موقع عزا دست بچه ات رو مي گيري برميداري مي ياري تو مجالس ، خدا پدرت رو هم بيامرزه ، اما در اعياد هم يه كاري بكن كه اگه فردا از بچه ات تو مدرسه سؤال كردند از دين چه مي دوني ؟ فقط پيرهن مشكي نشناسه ! بگه از دين اين رو مي دونم كه :‌ روزهاي عيد بابام خوش اخلاقه ، مادرم خوش اخلاقه ، غذاي مادرم خيلي بهتر پخته مي شه ، اون روز بابام شيريني مي خره ، اون روز تلوزيون هم برنامه خوب ميذاره ، روز ميلاد اهل بيت (س) روز شاديه !
همه كه من و شما نيستن كه بخوايم صبح تا شب بشينيم اينجا عزاداري كنيم ، گريه كنيم ، بايد براي جووناي مملكت برنامه داشته باشيم ، وگرنه از دست مي رن . يك سوم هزينه اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين عطرشون بود ! معناي اين كار يعني چي ؟ يعني ما به شادي ها داريم توجه مي كنيم . عطر مظهر شاديه ديگه !
و بعد براي مد ، براي شادي ها برنامه ريزي مي كنن ، در اين برنامه ريزي القاء مي كنند . الحمدلله من ديدم جديداً‌
دارن كار مي كنن ، بازي هاي كارتيِ اسلامي و ديني مي زنن ، ولي خُب بايد خيلي تنوع اش رو بيشتر كنن ، الان
خيلي كليشه ايه .
اونا به خاطر كم كاري ما براي بچه هامون CD  مي زنن ، بازي كامپيوتري مي زنن . CD مي ذاري تو كامپيوترت بازي مي كني ، مرحله اول دزدان بانك هستند ، دزداني كه حمله مي كنن ، بانك رو مي زنن ، اگه پيروز بشي لِوِل اول رو رد كني ، مي رسي به لِولِ 2 دزدان كوهستان ، دزدان كوهستان رو هم كه رد كردي مي رسي به لول 3 مي دوني كيه ؟!
نعوذ بالله ، مهدي فاطمه (س) !! نام CD  يا مهدي (عج)‌ ! جوون ايراني مي شينه پاش ، به محض اينكه شنيد يا مهدي بايد شليك كنه !  تا شنيد الله اكبر ، بايد شليك كنه ، عرب ها ، فارسها حمله مي كنن ، به محض اينكه شنيد يكي گفت الله اكبر بايد شليك كنه ، به محض اينكه شنيد يا مهدي بايد شليك كنه ، تا بالاخره مهدي فاطمه (س) را نعوذ بالله ، نعوذ بالله ، نعوذبالله ، به زانو در بياورد و آن دخترك زيبا را از چنگال اين دژخيمان نجات بدهد !!
 اين CD بازي كامپيوتري يكي از جذابترين بازي هاي 2 ـ 3 سال اخير هست . چرا نَنشستند بازي بسازند براي جوون هاي شيعه ما كه حالا مجبور بشيم جلوي اين CD  رو بگيريم ؟ خيلي سخته همچين بازي هايي رو اختراع كردن ؟! خُب بشينند كار كنند ديگه ، بعد اينها همين جوري جلو مي يان ، جلو مي يان تا به جايي برسن كه اصلاً‌برنامه هايي مي ريزن ، كه فكر شيعي رو حذف مي كنن از همه چيز ما ، از مد و هنر و ورزش و لباس ، بازي و تفريح و عزا و همه موارد فكر شيعي رو حذف مي كنن ، تا اسم عزا هم مي ياد ، براتون گفتم كنتراتيش مي كنن ! كنتراتي ، خيلي قشنگ ، الان ديگه تو غرب اينجوري هست . تو ايران هم مي شنيدم داره راه مي افته ، كه يه تيم هايي هستن از لحظه أي كه بيمار ديگه تو بستر احتضارِ ، ميگن آقا اين ديگه در اختيار ما ، بعد ليست پر مي كني ، تيك مي زني تو ليست ، كه : چه مدلي مي خواد ، چند تومني مي خواد ، قاري قرآنِ موقع احتضار داره برات ، تلقين خون برات داره ، نوع ماشيني كه مي بره مردشور خونه ، نوع مرده شور ، بعد نوع آبي كه ريخته ميشه ، انواع كافوري كه مصرف ميشه ، بعد نوع قبر ، ابزار قبر ، همه رو تيك مي زنه تا پائين ، تا نوع مجلس ، كجا مجلس باشه ، نوع قيمت مجلس ، همه رو مشخص مي كني تا نوع گريه ، كه امروز سرقبر شما چند تومن گريه مي خواي ؟ مثلاً ميگي گريه ده هزار تومني ، هشت تا زن مي ريزه ‌اون بالا خودشون رو مي كشن ، آخرش هم : چي داشتيم ؟ مثلاً : 20 تا حسين گفتيم ، 14 تا فلان گفتيم 12 تا يا ابوالفضل ! عين چلوكبابي ها ، آخرش باهات حساب مي كنن !! عين جمله شه ها : آقا تو برو نوار رو گوش كن ، پونزده تا نعره زدم تو اين نوار ، چرا داري اينجوري حساب مي كني با ما ؟خيلي خُب ، اينم دين ما كه به اينجا مي رسه .
آخرين نكته در بحث مفاسد اجتماعي و اعدائكم ، بحث ماهواره است كه من دقيق اينو باز كنم ، اين نظري كه من امشب مي خوام در مورد ماهواره بگم ، تا حالا هيچ كسي همچين نگاهي نداشته ، نظر منحصر به فردِ ، به درد خودم مي خوره ! از اين نظراتي كه هيچ طرفداري نداره در جامعه . عرضم به حضورتون : از دو ديد مي شه اين بحث رو نقدش كنيم : يك عده مي گن ماهواره محاسن دارد ، معايب هم دارد بايد ماهواره را با فيلتر ازش استفاده كرد ، محاسنش جدا ، معايبش جدا . يك عده مي گن ماهواره همش حُسن هست همش حُسنه ؟حتي چشماشون رو باز نمي كنن كه مثلاً خود غرب الان توي مسئله ماهواره گير كرده ، اونهايي كه هيچ ديني هم ندارن گير كردن . حالا يه عده ديگه چي مي گن ؟ اينها مي گن داداش من ! ماهواره يك برنامه ريزي است ، يك برنامه ريزي از طرف دشمنان ، نه براي اينكه اطلاعات اقتصادي و سياسي و اجتماعيِ تو زياد بشود ، خُب ممكن است يك كسي شغلش اين باشد ، بشينه بغل ماهواره ، من قبول دارم ، اما غير از آدم شاغل ، برا تو ماهواره ضرر دارد ، به دو دليل : يك دليل اول همين مطلبي كه اصلاً‌ اونا در ماهواره يك سري مسائلي رو القاء مي كنند فرض را بر اين مي ذاريم كه ماهواره يك وسيله كاملاً سالم باشد ، سالم سالم ، هيچ نكته انحرافي نداشته باشد ، تماماً اطلاعات باشد اما آدمي كه تلويزيوني در خانه دارد كه اين تلويزيون هشتصد كانال مي گيرد اين آدم ديگه به درد جامعه نخواهد خورد ، تمام وقتش را اين تلويزيون خواهد گرفت . اين آدم ديگه آدم نخواهد شد ، اين آدم ديگه آدم نمي شه ، نمي تونه ديگه از بقيه ابزارهاش استفاده كنه ، هشتصد تا كانال ؟! اين آدم فقط ساعات عمرش رو داره هدر مي ده ، يعني دشمن كارش رو كرد ، فيلتر مي ذاري سرراه ماهواره ؟ اصلاً‌ اون كاري به اين نداره . اون
مي خواد وقتت رو بگيره ، كار نكني ، فكر نكني ، نفهمي ، تموم شد رفت !
ماهواره هر جورش باشه كيد دشمنه . هر جورش باشه ، سالم سالم بياد ، صبح تاشب فيلم توبة نصوح پخش كنه ( از اين بيشتر نيست كه ) مخربِ ! هشتصد تا كانال در يك صفحه تلويزيون براي جوان ، فقط يعني تخدير ، يعني بشين نگاه كن ، فضولي نكن ديگه ! نه علم داشته باش ، نه بار داشته باش . نه فلان داشته باش . اين يعني تخدير ، همين الانش هم من نسبت به صدا و سيما يك كمي اعتراض دارم ديگه زيادي داره برنامه پخش مي كنه ، زيادي داره فوتبال پخش مي كنه ، زيادي داره فيلم و سريال پخش مي كنه ، ممكنه يه عده بگن كه آقا شما مگه يك ساعت منبر نرفتي ؟ حواست به جامعه نيست ؟ جوون ها بايد سرشون گرم بشه ، بله اما نبايد غافل بشن ، ما داريم دفع فاسد به افسد
مي كنيم . دفع افسد به فاسد مي كنيم . جوونمون رو داريم پاي تلويزيون جمهوري اسلامي غافل نگه مي داريم ، كه نره بيرون غافل بشه ، جفتش غفلتِ ، فرقي نمي كنه . بعد مي گه آقا تو كه ميگي غفلته اين غفلت گناه نداره . من مي گم : اولاً :‌ خود غفلت گناهِ ، ثانياً :‌ اين الان اين طوريه ، وقتي غافل شد ، فردا مي ره غفلت هاي ديگه رو هم بوجود مي ياره ، تا كي مي توني پاي اين تلويزيون نگهش داري ؟ تو جوونت رو ريشه دار و متفكر بار بيار . نگو با صدا و سيما مي خوام يه كاري كنم جلو ماهواره رو بگيرم ، نمي توني . جوونت رو يه طوري بار بيار كه نره ماهواره نگاه كنه ، ريشه دار بار بيار . مگه ما مي تونيم با اين ابزارهامون جلوي اون رو بگيريم ؟ ماهواره داره مي ياد ، مي ياد به زودي ، تموم شد رفت . چيكار مي خواي بكني ؟ بجاي اين كه اينقدر تند تند برنامه بچپوني كنار همديگه كه من مي خوام جوونا نرن سمت ماهواره ، جوونت رو متفكر بار بيار . نداريم جووني كه همين الان تلويزيون خودمون رو هم همچين زياد نيگا نمي كنه ؟ چون فكر داره ! با خودش گفته من اينقدر وقتم ارزش داره كه نمي تونم ساعت ها بشينم پاي تلويزيون . اين فكر رو جا بيانداز ، زيارت عاشورا داره به ما مي گه : آقا جان ! شما يه جوري در زندگي تون برنامه ريزي كنيد كه منتظر نمونيد ماهواره بياد يا نياد ، يه طوري شيعيان رو بار بياريد كه اين شيعيان اگه ده هزار تا ماهواره با هم بياد ، شيعه باشن . چمران ، چمران شد ، دكتراي فيزيك هسته أي گرفت ، از نظر علمي به بالاترين درجات رسيد ، اما در قلبِ ماهواره
جهاني ، در آمريكا ! جوونت رو اين طوري بار بيار . بابا تو مملكتتون زيارت عاشورا ، چمران پرور باشه ، نه بلعم باعورا پرور ! ( البته بلعم باعورا كه مي گم ، جديداً يكي از عزيزان زنگ زدن به من گفتن شما بلعم باعورايي !! خيلي ممنون بخاطر جملات خيلي قشنگتون ! از رو هم مي خوند ، مي گفت : بخاطر پنج دقيقه برنامه تلويزيون ، تمام تاريخ ما رو فروختي ، البته نظر ايشونِ . ) عنايت مي كنيد ؟ ‌اين بلعم باعورا مشكلش چه بود ؟ مشكلش اين بود كه در يك
گوشه اي عابد بود ، به محض اين كه اومد تو ميدان امتحانِ جامعه ، باخت . برصيصاي عابد ، عابد بود . چون تو امتحانات نبود . خوب عنايت مي كنيد ؟ ما چي مي خوايم ؟ ما در جامعه مون چمران مي خوايم ، چمران پروري !
امشب شب سال تحويلِ ديگه . يا مقلب القلوب و الابصار ، يا مدبر اليل و النهار ، يا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الي احسن الحال از خداوند تبارك و تعالي بخواهيم حال ما رو عوض كنه ، نه اينكه حال ما رو خوب كنه . يك دلي داشته باشيم كه در اين دل اصلاً بذر گناه رشد نكنه ، الان ما هم داريم همين كار رو مي كنيم ، من الان به شما يادآوري كردم كه ظاهر در باطن تأثير داره . آقا ظاهر رو رعايت كنيم تا باطن همراش بياد ! اما اين رو هم داشته باشيد كه ما مي تونيم يك كاري بكنيم كه در اوج فساد ، متدين ترين انسان تاريخ باشيم ، بهتون گفتم : يه وقتي يكي از بچه ها دو سال پيش رفت مجارستان ، اين معمولاً قبل از جلسات ، مخصوصاً تو مناسبت ها ، به من زنگ مي زنه ، يك دفعه كه زنگ زد به من گفتم چه خبر ؟ خيلي نگران بودم كه اون جا حال معنويش خراب شده باشه . گفتم چه خبر ؟ گفت : فلاني فكر مي كنم كه ترسيدي من دينم رو باخته باشم ، آره ؟ گفتم : نه بابا اين حرفا چيه ؟ گفت : چرا ديگه ، هي مي گي ، چه خبر ؟ منظورت همينه ديگه ، گفتم : حالا چطور مگه ؟ گفت فلاني بهت بگم ، هم گريه ام از اونجا بيشتره ، هم اشكم از اونجا بيشتره ، هم حالم بيشتره ،‌ هم معنويتم ! اتفاقاً تو غربت نشستم دارم عشق مي كنم ، گفت اين مدتي كه اينجا هستم يه جوري رو خودم كار كردم كه اينجا اتفاقاً راحت ترم ، چون اينجا همش بغض غريبي هم گلوم رو گرفته ، آدم رو خودش اينجوري كار
مي كنه .
ببينيد ماهواره داره مي ياد ، البته اينكه عوام مي گن ، و متأسفانه در خواص هم شنيده مي شه كه يك روزي مي ياد كه مثلاً‌ ماهواره رو مثل تلويزيون با چرخوندن يك كانال بگيريم و استفاده كنيم ، اين كه اصلاً محالِ ، از نظر علمي بدون آنتن نمي شه استفاده كرد اما داره مي ياد ديگه . الان غرب اگه ببينه ما ماهواره هامون رو جمع كرديم حتماً يه فكر ديگه مي كنه يه جوري ، ديش مي سازه كه تو خونه هم جا بشه ، چون مي خواد ماهواره بياد تو ايران ، مي خواد اين كار رو بكنه ، چكار كنيم ما ؟ يه كاري بكنيم كه جوونِ ما خودش نره روشن كنه . خودش نره ديش بخره ، اينقدر قوي باشه ، اصلاً‌ مي گم همش هم كه محسنات باشه ، وقت گذراني است . من يه بار گفتم بهتون : آقا چكار مي كنيد پاي اين ويدئوها ؟ حلال ، شرعي ؟ اما چند تا فيلم در شبانه روز نگاه مي كني ؟ تو آدمي ها ، انسان ! از ظرفيت هات استفاده كن ، نشستي از صبح تا شب داري فيلم نگاه مي كني ؟ از ظرفيت هات استفاده كن ، اگه خواستي خستگيت رفع بشه ، بله بشين فيلمت را هم نگاه كن ، هيچ اشكالي هم نداره ، اما در هيچ امري افراط نكن .



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات