برنامه آينده
شنبه های پاک
وفات حضرت معصومه(س)


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت چهارم
مداح :
حجت الاسلام احمدی
قاری :
مسعود روحی

زمان : شنبه، 16 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



پنجشنبه 13 تیر 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | دلايل فروپاشي نظام‌هاي فرهنگي «4»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
23 / 05 / 1388
موضوع : دلايل فروپاشي نظامهاي فرهنگي «4»


دلايل فروپاشي نظامهاي فرهنگي رو عرض کرديم :
1- قدرت و فساد
2- ديکتاتوري و خودرأيي
3- عدم توجه به نقد بيروني و غفلت از نقد دروني
4- سرمستي و غفلت از قدرت الهي
5-  ضربه خوردن ستونهاي نظام
6- عدم توجه به همراهي قول و عمل در رأس مجموعه و کادر
7- تخريب از پايين
8- تسلط هواي نفس و در نتيجه تفرقه
9- تأثيرپذيري از جريانات جامعه بدليل ضعف محتوا
10- عقب از افتادن از مستمعين
11- از بين رفتن حساسيتهاي مادي و معنوي
اول حساسيتهاي معنوي رو خدمتتون عرض مي کنم .
داستاني رو که از کتاب شريف طاقديس ، شرح يکي از اشعار مرحوم حاج ملا احمد نراقي خدمتتون عرض کرديم .
قضيه پرتقال فروشي که يه دزد با يه ترفند خاصي پرتقالهاي اون شخص رو برد .
دزده مي يومد پهلوي پرتقال فروش ، مي گفت : کل پرتقالهات رو چقدر ميدي ؟
مي گفت : هزار درهم . بعد مي گفت : نصفش چقدر ؟ مي گفت : 500 درهم .
يک چهارمش چقدر ؟ 250 درهم . 10 کيلو چقدر ؟ 10 درهم . يک کيلو چقدر ؟ يک درهم . مي گفت : يه دونه چقدر ؟ مي گفت : يه دونه که قابل شما رو نداره .
مي گفت : پس يه دونه بده به من .
باز دوباره مي يومد و همين سناريو رو اجرا مي کرد .
آخرش به اينجا رسيد که کل پرتقالهاش رو که هزار درهم بود با همين ترفند مفت ازش گرفت ، منتهي يه دونه يه دونه .
در حقيقت اين قسمت از اشعار حاج مولا احمد نراقي در کتاب شريف مثنوي طاقديس اشاره به اين داره که آقا اميرالمؤمنين فرمودند : " اياکم و المحقرات من الذنوب " . از گناهان کوچک بترسيد . نفرمود : از زنا بترسيد .
گناهان کوچيک باعث مي شه که حواس انسان نباشه ، حساسيت نداشته باشه ، دونه دونه ، يواش يواش اين گناهان کوچيک رو انجام ميده و يواش يواش کل دينش رو بدون اينکه خودش هم خبر داشته باشه مي فروشه .
وقتي حساسيت راجع به گناه کم مي شه ، حتماً گناهان بزرگ اتفاق ميفته .
حساسيت راجع به عبادت از بين مي ره . مثلاً اولها مي دونست هر يه ثانيه روي فرش امام حسين نشستن چقدر سود داره ، حساس بود . اگه رفيقش مي گفت چرا ميدوي ؟ مي گفت : اگه يه ثانيه هم زودتر برسم ، کلي بُرد کردم .
بعد اين حساسيت رو از دست داد . اتفاقي که مي افته اينه که از 1:30 مجلس ،
10 دقيقه آخرش هم مي ره ، احساس ضرر نمي کنه . و خيلي مسائل معنوي ديگه . مثل زيارت آقا علي بن موسي الرضا . اول حساس بود دلش نمي يومد از حرم بياد بيرون ، الان حساسيتش رو از دست داده ، دلش نمياد بره توي حرم . 
دلش نمياد نزديک بشه . توي حياط اول سلام رو ميده ، بعد هم مي گه امام رضا همين بود و تموم شد !
مرحوم علامه طباطبايي نقل مي فرمودند : من به نماز ايستاده بودم ، بعد از فوت مرحوم قاضي . ( مستحبه موقع نمازجماعت تحت الهنک عمامه رو باز کني و بندازي دور گردنت ) [تحت الهنک عمامه ام] رو باز نکرده بودم .
مي گفت : تا گفتم الله اکبر ، ديدم مرحوم قاضي فوت کرده از عرش نازل شد ، تحت الهنک منو باز کرد ، انداخت دور گردنم ، همين طوري که نماز مي خوندم در گوشم گفت : محمد حسين به مستحباتت حساس باش . آدمي که روي مستحبات حساسه ، فاصله اش رو با انجام ندادن واجبات خيلي زياد مي کنه .
يه نماز نمي شه که تسبيحات حضرت زهرا (س) رو نخونه .
وقني حساسيتهاي معنوي از بين مي ره ، ارکان يه مجموعه فرهنگي مي لرزه .
اولش يواشکي يه جايي مي‌ رفت ، يه خطايي مي کرد . يه دو بار ديدنش ، گفتن : بچه هيئتي ، ميوندار خطا مي کنه ، حساسيتش رو از دست داد . به جاي اينکه خطا رو ترک کنه ، با کمال پررويي خطا رو انجام ميده .
اگه روي معنوياتت حساس نباشي ، روي گناهان حساسيتت از بين مي ره .
مجموعه فرهنگي اي موفقه که کادرش قدر فرصتها رو از مستمعين بيشتر بدونه و روي مسائل مادي و معنويشون از همه مستمعين حساستر باشن .
حساسيتي که بايد روي بيت المال داشته باشيد . مخصوصاً اينجا که ديگه بيت المال نيست ، مال الحسين ، مال اهل بيت و مال امام زمانه .
حساسيتهاي مادي ! هميشه يه چيزي سر بذاريد که خدايي نکرده توي تشکيلات از نظر مادي به تشکيلات مقروض نشيد .
اگه يه کسي يه گوشه تشکيلات ، ولو 5 تا يه قروني از نظر مالي به امام حسين مقروض بشه ، تاريکيش روي تشکيلات اثر ميذاره .
روي اين هم حساس باشيد !
آقا نيروي تبليغاتي ، اسراف کردي . تراکتي رو که بايد براي اطلاع رساني روي ديوار مي چسبوندي ، توي اتاق تبليغات مونده . بايد از جيب خودت بدي يا يه جوري حلش کني . به امام حسين مديوني ! يه دونه !
ما نمي تونيم اينها رو در نظر نگيريم .
تدارکات همين طور . يه دونه برنج !
بعضي از کساني که توي تشکيلات فرهنگي با کارهاي مالي سر و کار دارن ، بايد پول براي رد مظالم بذارن ، وگرنه به امام حسين مديون مي شن .
بنده که نمي تونم از اين کاري که توليد کردم بهره کافي رو ببرم ، مديون مي شم .
يه وقت هست شما ميدي دست کسي ، شما وظيفه ات رو انجام دادي ، اون انداخته زمين ، اون بحثي نيست . يه وقت هست گذاشتي توي اتاقت نبردي پخش کني .
مثلاً واحد دانشجويي يه همايش گرفته ، راجع به سخنران تحقيق نکرده . وقت مردم رو هدر دادي ، پول بيت المال رو دادي بليت هواپيما خريدي ، هزينه بابا رو دادي ،  ارزشش رو نداشته . مديون مي شي !
يکي از دلايل اضمحلال و فروپاشي تشکيلات فرهنگي عدم حساسيتهاي مادي و مالي است .
ما حساسيت مالي و مادي رو از بين مي بريم ، مال حرام مياد توي زندگي کادر . مال حرام الزاماً اين نيست که يه پولي بياد توي جيب تو . يه اسرافي شده ، يه پولي مديون شدي ، مالت حرام مي شه .
آقا اباعبدالله به اهالي کوفه فرمودند : شکمهاتون پر شده از حرام ، بنابراين موعظه نمي پذيريد . شما به مال حرام عادت کرديد .
لذا اين جور مواقع هميشه رد مظالم بذاريد کنار .
يه مقداري اينها براي ما مشکل ايجاد مي کنه .
آقا اضافه شده ، برو به کارتن و مقوا تبديلش کن ، پولش رو به مجموعه برگردون .
ما حق نداريم اينطوري برخورد کنيم .
بومها همين طوري توي شهر هست ، غذاها همين طوري ريخته ، باندها اينور و اونوره ، مي تونستن سيمها رو بکشن بالا لگد نخوره ، روي زمين انداختن لگد خورده زود خراب شده . و مسائل ديگه ، توي همه بخشها اين مسائل رو داريم .
انسان اگه حساسيت مادي و معنوي رو رعايت نکنه ، تشکيلات زمين مي خوره .  يقيناً اين اتفاق ميفته .
بحث ما روي دزدي نيست ، منظورمون مشکلات مادي و مالي ايجاد شده است که اين مشکلات دزدي نيست ، اهمال و قصوره . يعني ماها در اين امر کوتاهي کرديم .
ماشين تشکيلات دسِت هست ، ماشين سپاه و جهاد رو گرفتي ، بايد بيشتر از ماشين خودت رعايت کني . روز قيامت خِرت رو مي گيرن ، محکم هم مي گيرن .
12- گزينه 12 رو از دو بعد تفريطي و افراطي بررسي مي کنيم .
بعد تفريطي : عدم توجه به فقه . فقه يعني حداقل دين !
يعني کار مجموعه فرهنگي به جايي برسه که خودش رو مقيد به فتاواي مراجع ندونه .
مثل زمان آيت الله بروجردي که ايشون فرموده بودند : قمه نزنيد . گفته بودند : ما نوکر شما هم هستيم ، خمس و زکات هم به شما مي ديم . 355 روز از سال هم مقلد شمائيم ، يه دهه محرم بي خيال ما بشيد .
عين جمله ايست که مسئول هيئات مذهبي قم به آيت الله بروجردي گفته بودند .
مجموعه هاي مذهبي که تفريط مي‌کنن و خودشون رو از فقه و فقها بالاتر مي‌دونن .
يعني نظر مراجع براي چرخاندن هيئات شرط نمي شه .
يکي از دلايلشه !
توي همه چيز !
ما مي خواستيم چادر فرم مخصوص براي خواهرهاي کادرمون بزنيم ، بنده از مقام معظم رهبري استفتاء کردم ، گفتم : ما کادر خواهرمون در پي اينکه مي خواد جذابيت فرهنگي داشته باشه و ... دلايل روانشناسي و جامعه شناسي هم نوشتيم ، فقط دليل فقهي رو کم داريم . اجازه مي فرمائيد ما رنگ مشکي رو از روي سر اينها برداريم ، يه رنگ ديگه باشه ؟! مقام معظم رهبري رسماً جواب دادن : نه ، فعلاً رنگ مشکي افضله .
بلافاصله کوتاه اومدم ، دو هزار تا دليلم داشتم .
قرار نيست که من با دلايل روانشناسي و جامعه شناسي اجتهاد کنم . براي همين کارها مجتهد داريم .
يعني ما براي کاري که انجام مي داديم حرام نبود هم استفتاء مي کنيم . مکروه هم نبود !
هيچ دليل فقهي نداشتيم . اصلاً همه خواهرهاي مجموعه فرهنگي کانون با مانتو باشن ، کسي نمي تونه ايراد بگيره . اما ما 4 - 5 سال پيش براي تغيير رنگ چادر استفتاء کرديم .
ايشون فرمودند : نه ، رنگ مشکلي بپوشيد . گفتيم : چشم . ديگه توضيح هم نخواستم که بگم من 4 صفحه توضيح دادم ، شما يه کلام مي گيد نه ؟! جواب سؤالهاي منو بديد . نه ديگه ! ولايت و مرجعيت مي گه نه ، تموم شد !
بعضي جاها ما نبايد خودمون رو بالاتر از فقها فرض کنيم . هر کي مي‌خواي باشي !
بنده چون دورم شلوغ شده ، يدفعه احساس کنم که بالاتر از مرجعيت مي تونم راجع به دين تصميم بگيرم .
نه ! تموم ديگه . توي همه مسائل !
آقا ! شعري که توش فلانه ، نخون . چشم !
حالا بنده صد تا دليل داشته باشم ، چشم .
نه نخون ، بهتر است خونده نشه . چشم !
بهتر است فلان نشه ، چشم .
انسان به بهتر است فقه و مرجعيتش توجه کنه .
يکي از مهمترين دليل اضمحلال و عقيم بودن اين جريانات ، يعني فوقش اينه که تا يه جايي با انجوي مياد ، انجوي که بره جريان پودر و نابود مي شه .
جريان فرهنگي بايد اصالت داشته باشه و اين رود هميشه جاري باشه .
يکي از دلايلش از فقها استفاده نکردنه .
خدايي نکرده بنده به جايي برسم که بگم فلان مرجع تقليد بيخود گفته . اين ديگه خيلي نفهميه که آدم به اينجا برسه که به مرجع ايراد بگيره .
تو براي اسلام چيکار کردي که خودت رو بالاتر از مرجع مي دوني ؟!
بعضي وقتها که به بنده مي گن : خدا قبول کنه که اينقدر زحمت مي کشي ، با خودم مي گم من چقدر براي اسلام زحمت کشيدم ؟! کاري نکردم ؟! يه منبري مي ريم ، که ده برابر اين منبر آبرو ، اعتبار و ارج و قرب مي گيريم . لب تر کنيم ... آدم چي
مي خواد ديگه ؟!!
بابا رفته 40 سال پدر خودش رو در آورده ، با بدترين شرايط ساخته ، اسلام رو حفظ کرده . علماي ما اسلام رو حفظ کردن . ماها روي موج علما سواريم .
اگه نبودند مراجع و علما و فقها بنده و شما اصلاً زائيده نشده بوديم . چون اينها مامان و بابامون رو با هم محرم کردن .
آدم وقتي مي خواد حرف بزنه ، يه مقداري فکر کنه .
اگه خودش رو از دايره فقه و فقاهت بالاتر بدونه ، مجموعه فرهنگي رو [زمين زده] .
[به ما] گفتند : اين همه راجع به هنر ، موسيقي ، سينما و تئاتر حرف مي زنيد ، اسلاميش رو راه بندازيد . 
گفتم : چشم . مي خوايم موسيقي اسلامي راه بندازيم .
بچه ها برن آموزش ببينن که محيط اسلامي باشه ، ارشاد هم مجوز ميده ، جمهوري اسلامي هم تأييد مي کنه ، هيچ مشکل شرعي نداره ، هيچ رساله اي هم نوشته که مکروه است . اما استفتاء کرديم ، مقام معظم رهبري جواب دادن که جزء اهداف فرهنگي نظام ترويج موسيقي نيست . تموم !
حالا ارشاد بره کارش رو راه بندازه ، کاري نداريم . ما روز قيامت سرمون رو بالا مي گيريم ، مي گيم به فتوا عمل کرديم . درست بود الحمدلله ، درست هم نبود بازم الحمدلله . به ما ربطي نداره .
ولي و مرجع داريم که بندازيم گردن او . راحت ! 
ما ميايم حرفهاي اخلاقي مي زنيم ، هرجا هم ديديم اوضاع خيطه ، مي گيم به ما چه ، تقصير آقاست .
مگه بيکاريم درس بخونيم ؟! بابا پدر خودش رو در آورده به اينجا رسيده .
بعضي ها فکر مي کنن حوزه آسونه . خداييش اگه حوزه آسونتر از دکتراي فيزيک هسته اي باشه . خب بريد ببينيد ، کتابش رو برداريد ببينيد چه خبره !
اينقدر بررسي مي کنن . بخواد يه حديث رو بررسي کنه ، بايد علم رجال بلد باشه .
يعني بايد تمام سلسله راويان [رو بررسي کنه] . ببينه پدرش کي بود ، کجا زندگي مي کرد ، توي عمرش چند تا حرف زده ، توي حرفهاش يه دونه دروغ پيدا کني ، حديث از استناد ميفته .
همين علم رجال خودش 4 سال وقت مي بره که شما رجال رو بشناسي ، کتابهاش رو بشناسي .
تازه اين يه حديثه !
200 تا حديث راجع به يه حکم فقهي داريم . بررسي کنه ، بعد کنار هم بچينه ، متناقضها رو در بياره ، بعد بره سراغ قرآن .
نظرات قرآن رو با اين تطبيق بده ، يکي شد ، بعد بره سراغ اجماع . ببينه علماي ديگه چي گفتن ، نظرات اونها رو بررسي کنه ، يکي شد ، بعد بياد سراغ عقل . با عقل خودش کنار همديگه بچينه ، آخرش به اين نتيجه برسه که در فلان مطلب سجده سهو بري . طرف براي يه دونه حکم فقهي بايد 5 سال بدوه !
من نشستم مي گم اينها نمي فهمن . تو چه مي فهمي قربونت برم ؟! تو از رو قرآن هم نمي توني بخوني . روي حرف تو استناد کنم ، حرف مرجعم رو بذارم کنار ؟!
بنابراين اگه از اين دايره رفتي کنار ، يقيناً باختي .
حضرت امام (ره) فرمودند : اگه از جامعه مدرسين يعني علما ، جدا شديد باختيد .
آقايان درک نمي کنن ، نمي فهمن .
ما هم همين رو مي گيم که حوزه ما مشکل داره . ولي همينه . بايد بياد بالا !
ضمن اينکه ما ولي فقيه هم داريم که خيلي از نظراتشون فراحوزه اي و حکومتيه . ما داريم از ايشون استفتاء مي گيريم ، ولي فقيه مون که مشکل نداره .
حوزه زياد پويا نيست ، ما هم قبول داريم . ولي نمي شه بگي که چون توي فلان ده زندگي مي کنم و دکترش عموميه ، پس من مريض بشم تا بميرم .
مي گن : فعلاً اين دکتر عمومي رو برو ، بعد ميري شهر ، دکتر متخصص هم ميري . فعلاً همينه !
وقتي مي گيم نظرات علما ، توي کانون در درجه اول مقام معظم رهبري هستند .  توي کانون داستان اينه ! جاي ديگه هر کي هر کاري مي خواد بکنه ، بکنه .
مقام معظم رهبري فرموده باشن : برادرها و خواهرها اگه شئونات مسجد رعايت بشه ، توي مسجد کف زدن ايرادي نداره . اگه همه مراجع گفته باشن [ايراد داره] کانون داره بر طبق نظر آقا مي چرخه . توي مسجد کف مي زنيم . استفتاء ديگه !
کانون توي اساس نامه اش اومده که در مسائل فقهي مقلد مقام معظم رهبري و ولايت فقيه .
ضمن اينکه براي مقلدين ساير مراجع هم ارزش قائل مي شيم ، توضيح ميديم . مثلاً گفتيم که کساني که مقلد آيت الله مکارم شيرازي هستن ، براي کف زدن راحت باشن، چون انيجا حسينيه نيست ، سوله است .
ولي اين بحثها ، بحثهايي است که آدم بايد استفتاء کنه .
ببينيد چرا يه مجموعه موفق مي شه ؟ براي اينکه خدا کمکش مي کنه . چرا خدا کمک مي کنه ؟! براي اينکه مي بينه مقيدي .
وگرنه اگه بنده يه جا سوتي بدم و 4 نفر بخاطر سوتي من جذب بشن ، خدا کمک نمي کنه اين 4 نفر بمونن ، مي پرن .
مقيدي ، محکمي ، روي اصولت هم وايسادي .
منظر افراطي :
همگامي با جامعه از نظر اعتقادي و فقهي
يعني عقب نيفتيم . مي گن : توي کانون مسابقات شطرنج برگزار کردن ، طبق فتواي آيت الله العظمي حکيم ، آيت الله العظمي بروجردي شطرنج مطلقاً حرامه .
مي گيم : به ما چه ! گفتم تقصير آقاست ، به ما ربطي نداره .
فدراسيون داريم ، حکم حکومتي داريم که شطرنج هيچ مفسده اي نداره و ارزشش  اينه که توي خواهرها قابل اجراست . اجرا مي کنيم ، مسابقه اش هم برگزار مي‌کنيم . بعضي ها از اونور ميفتن .
توي اصفهان يه عده مي گفتن ما مي خوايم جذب کنيم ، مسجد آقاعلي بابا خيلي سنتي بود . يه پيرمرد خادم داشت که آخر سنت بود .          
ما اينقدر کار تبليغي کرده بوديم که 4 تا مانتويي هم اومده بودن . اين بلند شد توي خواهرها رو نگاه کرد ، مانتويي ها رو هم ديد ، خيلي بهش بر خورد ، بلند گفت : الهي درد و بلاي هر چي چادريه توي جلسه است ، بخوره توي سر مانتويي ها ، صلوات !!! بعضي ها افراط مي کنن .
يعني ما داريم يه جاهايي افراط مي کنيم . آدم که نبايد مقدستر و کاتوليک تر از پاپ بشه .
آقا هروله کردن از نظر شرعي ... .
اگه تو از نظر شرعي فتوايي داري که هروله کردن مکروهه ، بيا به من بده . منم فتوا ندارم واجبه . آزادِ ، بيا هروله کن . چه اشکالي داره ؟!
بذار بالا و پايين بپره ، چه اشکالي داره ؟! داره شأن مجلس بهم مي خوره ، يا به قول مقام معظم رهبري انرژي ذخيره شده جوان خارج مي شه ؟!
من بارها گفتم جلسه تموم بشه و برادرها خيس عرق نشن ، ارضاء نشدن . براي اينکه غير از ارضاي روحي ، بايد از نظر جسمي هم توي جلسه ارضاء بشه .
بنابراين اگه توي جلسه شور نباشه ، جواب نميده .
بعضي ها مي گن چرا جلسه مون خوب نيست ؟ مي گم چون مداحيتون خوب نيست . مداحي  خوب لازمه .
يه جلسه کم مي شه مي پوکه ، چون فقط مداحيش خوبه .
يه جلسه مي پوکه ، چون مداحيش خوب نيست .
چرا ما وسط حرکت نمي کنيم ؟! بايد جوري باشه که عقب نيفتيم .
بابا اشکال و مانعي نداره . تموم شد !
حضرت آيت الله فاطمي نيا مي فرمودند : شيخ الفقهاء حضرت آيت الله اراکي خيلي مشکل مي گرفت .
اون زمان تازه توي مجالس کف مي زدن ، به ايشون گفته بودن : توي مجلس اهل بيت کف مي زنن . ايشون فرموده بود : من مانع عقلي نمي بينم . تموم شد !
حالا اگه ما مي گيم دستت رو بيار بالا کف بزن ، نگفتيم که امام صادق فرمودن ، داريم يه ريتم رو مي گيم ، مانع عقلي نداره ، به جلسه هم جذابيت ميده .
من اينو قبول ندارم که مي گه اگه مي خواي دست زدنت قبول بشه بايد بايد کف دستت سرخ بشه . 
نه ، داره اينو مي گه که تحريک بشي ، داره هيجان ايجاد مي کنه .
وقتي بهت مي گم براي سينه زدن دستهات رو بيار بالا ، پيشنهاده . الزامي نيست .
وقتي بنده بهت مي گم صدات رو آزاد کن ، پيشنهاده .
وقتي بنده بهت مي گم توي جلسه امام حسين جنب و جوش داشته باش ، پيشنهاده .
نه اينکه بگم آدمي که نشسته بدرد امام حسين نمي خوره . منظورم اين نيست !
پيشنهاده براي اينکه يه کاري توي جلسه انجام بشه که عقل مي گه مشکلي نداره ، فقه هم بر خلافش چيزي نگفته . خب هروله کنن !
چه اشکالي داره ؟! اشکال خاصي نداره .
ريتم داشته باشن ، اشکالي نداره .
عقل و فقه بر خلافش نگفته .
مثل شعرهاي پست مدرني که توي جشنها خونديم . پست مدرن از يه کلمات خاصي استفاده مي کنه که توي شعر نبوده . به قافيه هم از بعضي جهات مقيد نيست .
هميشه ايراد مي گرفتن که شماها همون شعري که توي عزاها مي خونيد ، توي جشن هم مي خونيد . با اين کف مي زنيد ، با اون سينه مي زنيد .
گفتيم : يه لبخند هم بزنن ، چه اشکالي داره ؟!
مي گن : شأن اهل بيت رعايت نشد . مگه چي گفتيم که شأن اهل بيت رعايت نشد ؟! 
برده مرا پاي جستجوت تا مريخ              برده مرا دست جستجوت تا گوگل
[با اين شعر] به اهل بيت توهين شد ؟! طنزه !
ـ نبايد طنز توي جلسه باشه ؟! چرا نباشه ، بذار حداقل لبخند بزنه .
اينها ساختار شکنيهايي هست که اشکال نداره . چه اشکالي داره لبخند بزنن و توي جلسه اهل بيت بخندن ؟!
سبک پست مدرن يا غزل جديد يا غزلواره يه سبکه . مثل شعر نيمايي که يه سبکه .
بله اگه توي عزاداري باشه ، داره سينه ميزنه ، گريه مي کنه ، اگه اين وسط يه گوگل بگه ، روي لبش لبخند مي شينه و شأن عزا نقص پيدا کرده . ولي وقتي جشنه ، ايرادي نداره لبخند بزنه .
مثل اينکه به من مي گن چرا شما روي منبر جک مي گي ، لطيفه بگو .
مي گم : فرق لطيفه و جک چيه ؟ مي گه : لطيفه تلميحي است ، اشاره مي کنه . شما رسماً اعلام مي کنيد ، مي گيد جک بود فلان . جکش هم مي گيد ، رسماً به جمعيت اعلام مي کنيد جکه .
مي گم : چه اشکالي داره ؟! عقلِ ، فقهِ ، شرعِ ، فتاوي مراجعِ ، چه اشکالي داره اين اتفاق بيفته ؟!
ـ يکنواختي و عدم پويايي
جلسه يکنواخته . ببينيد ما يه بار محرم مي گيريم ، دو بار مي گيريم ، بايد يه تغييرات ساختاري توش داده بشه ، وگرنه مردم عادت مي کنن .
اين تغييرات و پويايي بايد در شعر ، سبک ، نوع سخنراني و حتي چيدمان جلسه و رنگ بکار رفته در چيدمان ايجاد بشه .
ـ استفاده از جذابيتهاي دنيوي
اشکالي نداره ما يه وقتي جشن ميلاد پيامبر رو توي فيروزآباد ـ آتشکده فارس ـ که اون شب خاموش شد بگيريم .
ما توي تخت جمشيد جشن ميلاد مي گرفتيم صد تا ايراد مي گرفتن که رفتن توي تخت جمشيد ، شأن پيامبر رو نازل کردن .
مي گيم چه اشکالي داره از جذابيتهاي دنيايي استفاده کنيم ؟!
مشهد که بوديم با بچه هاي بسيج و هيئت مي رفتيم اخلمد نزديک چناران ، يه جاي خيلي با صفا و خنکيه ! بعد شبها توي چادر سينه زني و تشکيلات ... [داشتيم] .
هر کي رد مي شد مي گفت اينها ديگه چه مونگل هايين !؟
مي‌گيم : آقا مونگلي نيست که ، چه اشکالي داره آدم اينجور جاها يه جلسه‌اي بگيره ، يه وعظي ، يه صحبتي بکنه ؟!
يه بعدازظهري کنار اخلمد ، زير آبشار ، بهشت گمشده جلسه قرآن بگيرن ، رحل بذارن ، قرآن بخونن .
چرا اين اتفاقات توي مملکت ما نمي افته که رسماً يه جلسه قرآن نوجوان رو توي بهشت گمشده اجرا کنيم ؟!
مي‌گه : نه ، اينجا که اومديم مي‌خوايم براي بچه ها اردوي فرهنگي ـ تفريحي بذاريم .
چرا مذهبي ـ تفريحي و هيئتي ـ تفريحيش نمي کنيم ؟!
" هر سخن جايي و هر نکته مکانی دارد " 
کي گفته بلوار چمران جاي ذکر خدا نيست ؟! خداوند تبارک و تعالي گفته : روي کره زمين ، بلوار چمران ، قصرالدشت و ... جاي ذکر نيست ! اشکالي نداره .
خداوند تبارک و تعالي اينطوري گفته !؟ از جذابيتهاي دنيوي استفاده نمي شه .
دائم توي مسجد ، توي زيرزمين ، توي حسينيه ، سقف کوتاه و فضاي باز هيچي ، تعطيل .
آدم روي اينها فکر کنه !
[چند سال پيش] نزديک 60 تا اتوبوس اومديم مشهد ، بعد گفتيم اونهايي که مي خوان از شمال برگردن 5000 تومن بيشتر بدن . 12 تا اتوبوس از شمال برگشتن ، بقيه گفتن بابا حوصله داريد !!!
چرا از قرآن مقدستريد ؟! چرا مي گيد کار فرهنگي نمي شه ؟!
يکي از عبادتها نشستن کنار دريا و نگاه کردن به درياست .
کوه بره ، دريا بره ، توي اينها عبرته .
به حاج آقاي قاسمي گفتم : مي دوني يکي از مشکلات اين بچه ها چيه ؟! دارن به زندگي من و تو نگاه مي کنن .
گفتم : من ده بار به اينها گفتم که به زندگي ماها نگاه نکنيد . بابا ! ما يه نسلي هستيم که داريم توي انقلاب مي سوزيم ، مي خوايد به نسل سوخته تبديل بشيد ؟!!
گفتم اشکال اينها اينه که فکر مي کنن بايد مثل تو زندگي کنن . يه نسلي دارن
مي سوزن و درصد نفوذ کار فرهنگيشون هم کمه ، چرا به اونها نگاه مي کنيد ؟!
نبايد به ماها نگاه کنيد .
اگه جذابيتهاي دنيوي توي مجموعه کادر نباشه ، ملت زده مي شن .
به خواهرها عرض کردم که من خيلي مخلص حجاب شما هستم ، ولي نبايد يه حجابي بگيريد که حجاب رو سخت جلوه بده . در حد شرعي ! قرص صورت ، کفين .
[مي گن] نگاه مي کنن . ـ تو کادر فرهنگي هستي ، نگفتم که بريد توي پسرها باز بذاريد ، توي خواهرها وايسادي ديگه ول کن ، فکر نکنه که اگه مي خواد با حجاب باشه بايد مثل تو باشه . توي تابستون دستکش ، پوتين و پوشيه !! خب ، طرف از اين حجاب وحشت مي کنه .
از اينور افراط ، از اونور تفريط !
از فقه نه عقب بزن ، نه جلو بزن !
ـ اون خواهر و برادر متأهلي که تو رو مي بينه از کار فرهنگي وحشت نکنه . که اين بابا توي دکور خونه اش هم پر از نوار و کتابه . از در که ميري تو ، توي اين اتاق مداحي ، اون اتاق سخنرانيه ، وسط هم دارن چايي ميدن . از دين زده مي شه !!
توي ماشين صداي سخنراني ، صداي مداحي ، گوشيش زنگ مي زنه صداي مداحي.  آخه چرا اينجوري برخورد مي کنيد !؟
اينها خارج از شأن اسلام نيست !؟ چند بار بگم روي موبايلهاتون مداحي نذاريد ؟! داره اسلام رو زير سؤال مي بره . مداحي جايگاه داره ، توي دستشويي نشسته موبايلش داره زنگ مي زنه ، قرآن ميذاره ، مداحي ميذاره .
موبايل مال غربه ، اصلاً قداست مداحي و قرآن زير سؤال مي ره .
اينها انزجار ايجاد مي کنه . يه آهنگي بذار !
توي ماشين ، توي موبايل ، توي خونه ، دخترها ، پسرها ، مادرشون مي گن صبح تا شب نشسته سي دي گوش ميده .
مگه تو غرض داري که دين رو خراب کني ؟! خاله ات ، عمه ات ، پسرخاله ات ، پسر عمه ات راجع به کانون و جلسه اهل بيت چي مي گن ؟! اينها افراطه !
خيلي حزب اللهي هستي ، توي ماشينت راديو معارف گوش بده . آدم که نبايد دائم سخنراني و مداحي گوش بده ، يه بردي داره !
استفاده از جذابيتهاي دنيوي
14- مقاومت در برابر بدعتها و تغييرات
مجموعه فرهنگي راجع به تغييرات مقاومت مي کنه .
مجموعه فرهنگي داشتيم که يه سري کارها رو در دهه هفتاد انجام ميداده و روي بورس بوده ، خيلي هم عالي جواب مي داد .
 71 ادامه داد ، 72 ادامه داد ، 73 ادامه داد ، 75 ديد داره از بورس مياد پايين ، گفت حرف ما همينه ، 76 ، 80 آقا ده سال گذشته ، مي گفت : حرف ما همينه .
جلسه هفتگي مجموعه 25 هزار نفري شده 30 نفر .
مي گيم بابا 17 سال از سال 70 گذشته ، تو هنوز داري بر اون طبل ميدمي ؟
چون سال 70 جواب داده ، سال 87 هم جواب ميده .
چرا يه عده از سخنرانها از بورس مي رن کنار ؟ براي اينکه با ادبيات چند سال قبل که جواب داده دارن صحبت مي کنن .
منظورم از ادبيات نوع لحن نيست ، منظورم محتواست .
چرا برخي از مداحيها از بورس ميره کنار ؟ چون يه بار جواب داده ، بعد فکر
مي کنن همين جواب ميده . مي گن : ما همينيم ديگه !
زمان داره تغيير مي کنه ! تمام قالبهات بايد تغيير کنه .
شما فيلم ده سال قبل کانون رو بذاريد و فقط به موهاشون نگاه کنيد خودتونم تعجب مي کنيد . اصلاً موهاشون هم تغيير کرده .
بدون اينکه کسي بفهمه جامعه در حال تغييره . به لباسهاشون نگاه کني ، به شلوارشون نگاه کني ، اصلاً سايز شلوارهاشون هم تغيير کرده .
راهپيمايي هاي زمان انقلاب رو ديديد ؟ اصلاً آدم فکر مي کنه مال يه کشور ديگه هستن . همراهي با جامعه !
جامعه در حال تغييره .
يکي از برادرهاي طلبه ازم سؤال کرد که چرا شما مي گيد حوزه به تنهايي جواب نميده ؟! گفتم : اولاً من نگفتم ، آقا فرمودند . ثانياً شما که مي خواي تو حوزه باشيد ، يه کار دبيرستاني و اردويي هم بردار . نه با بچه حزب اللهي هاي تيزِ آخر کار ! يه کار عادي ، برو توي دبيرستانها يه چرخي بزن ، يه دور توي دانشگاهها بزن ، 4 تا حرف با اينها بزن که وقتي با معلومات حوزه اومدي بيرون ، جا نخوري که چيزهايي که خوندم جواب اينها رو نميده . من خوندم که خدا از چند مسير اثبات بشه ، آقا داره شيطون مي پرسته . با منطق ، با منو !
بنده خوندم که موسيقي لهوي چيه ، اين بابا يه فاز ديگه است . اين اصلاً قبول نداره که اين چيزها در دين هست .
من شکيات وضو رو بلدم ، اين بابا اصلاً مي گه صحبت با خدا قائل به ظرفيت و قالب و محتواي خاصي نيست .
مي گه : من توي دريا که ميرم ، وسط قايق مي تونم خيلي خوب با خدا حرف بزنم .
نفهمي که توي کله ملت چي مي گذره ، برو ببين چه خبره ! بنده حزب اللهي و پيرو خط امامم . برو ببين کمونيستِ داره توي دانشگاه شيراز چي مي گه !
متد داره ، بايد بررسي بشه . الکي که حرف نمي زنه که بگي مشرکين همه نجس اند. مي خواي کار فرهنگي کني ، نجس اند که نجس اند . حرف داره !
بايد بتوني با اين چيزها مقابله کني . اينها روي هوا که حرف نمي زنن .
13- پارسال يه شهري رفتم که توي شهر 4 تا گروه هيئتي بودن . کل شهر 60 – 70 هزار تا جمعيت داشت .
4 تا گروه بودن که به جون هم افتاده بودن و داشتن همديگه رو مي کوبيدن .
به ما گفتن بريد ببينيد اينها چي مي گن . رفتيم نشستيم ، 4 تا گروه هم نشستن . گفتم : بفرمائيد . اولي شروع کرد به گفتن ، اين اينجوري کرده ، پاکن منو برداشته ، مدادم رو برداشته . همين جوريه ديگه !! توي مايه هاي دبستاني .
گفتم : بسم الله الرحمن الرحيم . برادرهايي که توي اين جمع مسلمون نيستن دستهاشون رو بيارن بالا . تعجب کردن ، گفتم : ببخشيد حواسم نبود . اونهايي که شيعه نيستند ، دستهاشون رو بيارن بالا . اونهايي که شيعه 12 امامي نيستند دستهاشون رو بيارن بالا .
اونهايي که جوون نيستند دستهاشون رو بيارن بالا . اونهايي که ايراني نيستند دستهاشون رو بيارن بالا .
همه همين جوري مونده بودن که مي خوام چي بگم !!
گفتم : توي اين جمع اونهايي که به امام اعتقاد ندارن دستاشون رو بيارن بالا . توي اين جمع اونهايي که بعد از امام مقلد مقام معظم رهبري نشدن و به ولايت اعتقاد ندارن دستهاشون رو بيارن بالا . همين جوري دستها پايين بود .
گفتم : اونهايي که توي انتخاب به احمدي نژاد رأي ندادن ، دستاشون رو بيارن بالا . چقدر من ريز بشم !؟ ( همه دستها پايين بود . )
گفتم : اينهايي که اهل اين شهر نيستن ، دستاشون رو بيارن بالا . اونهايي که با هم بچه محل و رفيق نبودن دستاشون رو بيارن بالا .
گفتم : مرد حسابي ! 99/99 درصد با هم مشترکات داريد ، چرا داريد روي يک صدم درصد مانور ميديد ؟!
پس شماها اختلافتون سر چيه ؟!
مي خوام بگم که من تو کادر کانون بايد راجع به وحدت چي بين شما صحبت کنم ؟ شماها کجا با هم اختلاف داريد که من [راجع به] وحدت صحبت کنم ؟!
اردوي کادر گذاشتيم که به چه وحدتي برسيد ؟!
انتظامات دم در راهت نداده ، خجالت نمي کشيد من راجع به اين صحبت کنم ؟!! اين جزء همون يک هزارم درصد هست .
پاشو برو کشور خارجي ! صداي اذان که مي شنوي مي خواي به سجده بيفتي . يه ايراني مي بيني مي خواي دست و پاش رو ببوسي .
بايد به مصيبت دچار بشيم تا قدر عافيت الانمون رو بدونيم ؟!
ادامه صحبتهاي اون جلسه گرگان رو براي شما مي گم :
اونهايي که بچه هاي کانون نيستن دستاشون رو بيارن بالا . يه جلسه ايم . يعني ما توي هيئتهاي مختلف هم يه گرايش رو انتخاب کرديم .
ما سر چي بايد اختلاف داشته باشيم ؟! يه کم فکر کرديد که مي گي من نمي تونم تحمل کنم . چيو نمي توني ديگه تحمل کني ؟! منتظر صد در صديد ؟ چشم ، انشاءالله وقتي مرديد تشريف برديد بهشت صد در صده .
مردم توي دنيا دارن با 60 درصد کنار همديگه زندگي مي کنند .
مشاورين ازدواج مي گن 51 درصديد بشينيد زندگي کنيد . ديگه خيلي خوبيد !
سر چي نمي توني کنار اين کار کني ؟!
صحبت راجع به وحدت اينجا جا داره ؟! الان ما سر چي دعوا داريم ؟!
کاش حداقل با هم اختلاف سياسي داشتيم . که حداقل سر يه چيز حسابي مي افتاديم به جون همديگه !
هر چي اختلاف داريم مال اون يک صدم درصده است .
بنده ايده آلي حرف نمي زنم ، شعارم هم نميدم . مي توني ثابت کني جزء يک صدم درصد نيست ، بيا بگو !
شيعه نيستيم ، معتقد نيستيم ، ولايي نيستيم ، خط سياسي و فکريمون يکي نيست ، مشکل سر چيه !؟
هر چي هست بايد بي خيال بشيد ، کارش نمي شه بکني .
مگه تو توي خونه با خواهر و برادرت صد در صد تفاهم داري که توقع داري توي کانون صد در صد باشه ؟!
مگه با زنت و شوهرت صد در صد تفاهم داري ؟ پس جوري مي خواي 50 سال زندگي کني ؟!
بنابراين اگه شما تذکر بديد که راجع به وحدت صحبت کنيد ، بنده اصلاً نمي دونم که بايد راجع به چي صحبت کنم .
راجع به چي صحبت کنم ؟ وحدت راجع به چي ؟! وحدت در عين کثرت ، کثرت در عين وحدت ؟! وحدت وجود ؟!
توقعت اينه ؟!
همه مون يه آدمهايي رو دوست داريم ، همه مون يه خدايي رو دوست داريم ،
همه مون يه تشکيلاتي رو دوست داريم ، همه مون يه نظام رو دوست داريم ،
همه مون هم براي يه نظام درد دل داريم ، لذا بنده هر چي گفتم بر مبناي همينه .
حالا ممکنه با بعضي ها اختلاف داشته باشيم . داشته باشيم ، اشکالي نداره ، دست همديگه رو گرفته باشيم .
داريم توي يه مسير مي ريم . يکي يه کم تندتر مي ره ، يکي يه کم کندتر مي ره .
مثل اينهايي که توي سينه زني دعواشون مي شه . الان تو داري براي چي دعوا
مي کني ؟!
تو داري سر چي دعوا مي کني ؟! بحث ما سر چيه ؟!
پس اصلاً جايگاه نداره از وحدت صحبت کنيم ، عقليه .
وقتي مباحث عقلي رو بگيم ، از حکيم گفتن بديهيات قبيح است . اين قاعده منطقه !



کانال تلگرام رهپویان
 عماد: سلام تشکر ازاینکه متن های سخترانی رادرسایت قرارمی دهید >.نمیشه که هرچندمدت متن های سخنرانی را درقالبzipقراردهیدتا همه را یکباره دانلودکنیم؟
یکشنبه 28 مهر 1392
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات