برنامه آينده
مراسم دهه اول محرم

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
به سوی بی نهایت

مداح :
حاج مهدی مختاری

سخنران روز تاسوعا :
حاج حسین یکتا

زمان :
پنجشنبه ۹۶/۶/۳۰
به مدت یازده شب
همراه با اقامه نماز مغرب
و عشاء

بلوار پاسداران
خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان






پنجشنبه 13 تیر 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | تقوا، شرط گذراندن دنیا - وحدت، سرِّ تمام پیروزی ها

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع : تقوا، شرط گذراندن دنیا - وحدت، سرِّ تمام پیروزی ها



مقدمه اول ؛ دنیا خیلی سریع میگذره ، خیلی سریع! یعنی اصلا چشم به هم بزنی می بینی که گذشته ، خیلی از شماها اوایلی که کار شروع شد درس میخوندین و دبیرستان و راهنمایی و ... بودین ، الان دیگه دختر و پسرتون هم بغلتونه ، دنیا خیلی سریع میگذره و اینقدر این گذران دنیا سریعه که انسانها متوجه گذشتش هم نمیشن. میگه آقا برای ما خیلی طول کشید، نه، طول کشید منظورم نیست ، منظورم متوجه گذشت شدنه ، یعنی اینکه اینقدر سریع میگذره ، مثل یک تیر. تیر که به آدم میخوره اینقدر سریعه ، این تیر اگه تو برد مفیدش باشه میخوره و رد میشه ، ممکنه استخون هم سوراخ کرده باشه شما حس میکنی ، فکر میکنی یک کسی زد به دستت ، ولی چند دقیقه طول میکشه تا بفهمی مجروح شدی ،  دنیا اینطوریه یعنی با خوشی و ناراحتیش اینقدر سریع میگذره که اصلا حساب و کتاب نداره ، یک شعر آذری هست که ترجمه فارسیش اینه ، میگه وقتی به دنیا میای تو گوشت اذان میخونن ، وقتی از دنیا می ری برتو نماز میخونن ، یعنی میخوان بهت بگن که این مدت که تو دنیا هستی فاصله بین اذان و نمازه و السلام. فاصله بین اذان و نماز! سرعتش خیلی زیاده منتهی در این گذشت زمان برخی از مردم خودشون رو به غفلت میزنن ، میخوان سعی کنن احساس نکنن .
مثلا 10 ساله ما داریم کاروان میاریم ، تموم شد. مراقبت از این قضیه که این دنیا سریع میگذره ، ما چه جوری میگذرونیم  خیلی مهمه ، این مقدمه اول.
مقدمه دوم: شرط این است که انسانها دنیا را با ایمان بگذرونند ، با تقوا.
یه عده از یاران و خواص خدمت آقا امیرالمونین علیه السلام بودن ؛ اومدن تو قبرستان ، آقا امیرالمومنین شروع کردن با مرده ها ، صحبت کردن ، فرمودند : ای مرده ها ! صدای من علی رو میشنوید؟! (دور و بریها همه گفتن آقا چه خبره؟!!!) مرده های قبرستان هم گفتن بله می شنویم . علی علیه السلام فرمود: مرده ها! منِ علی میخوام گزارش بدم بهتون ، شما که رفتین تو دنیا چه اتفاقی افتاد (حالا اصحابی که دور امیرالمومنین هستند خواص اند ، مثلا سلمان و ابوذر و مقداد و کمیل و اصحاب خاص امیرالمومنین )بعد آقا شروع کردن صحبت کردن ، گفتند : شما که رفتید اول خونواده هاتون یک کمی جزع و فزع وناله کردن ، بچه ها ، دور و بریها یک کمی گریه کردن ، ولی خیلی زود ، از خاطرها رفتید. گزارش امروز دنیا رو بهتون بدم ، شمایی که یک ساله رفتید ، ده ساله رفتید ، 20 ساله رفتید ، حالا با مضمون امروزی داریم میگیم: خونه هایی که براش عرق ریختید وام گرفتید  زحمت کشیدید و جون کدندید الان یک عده دیگه توش ساکنن. ماشینی که اینقدر برات مهم بود الان یکی دیگه داره میرونتش. بچه هایی که همه زندگیت رو برای این بچه ها گذاتشی الان دل به یکی دیگه دادن ، همسراتون ازدواج کردن. اون صندلی که روش می نشستی و بهش می نازیدی و دستت رو اینتطوری میذاشتی رو میز و میگفتی اینجا تحت کنترل و نظارت منه ، حالا یکی دیگه نشسته ، اون فیش حقوق که از ادارت میومد ، برا یکی دیگه الان داره صادر میشه ، (مضمون ما داریم میگیم ، امیرالمومنین اینجوری دقیقا نفرمودند) تمام بالا و پایین دست تو بوده الان دست یکی دیگه است، تموم شد، هر چه رشته بودی پنبه کردند ، الان هر کسی برا خودش یک روالی داره ، خیلی ها اصلا نه یادی از شما نه هیچی ، چه چیزهایی برات مهم بود؟ همش رفت.
بعد امیر المومنین علیه السلام رو کردن به اهالی قبرستان گفتند: این گزارش من؛حالا شما گزارش بدید ، چه خبر؟ بعد به اصحاب خاص فرمودن اگر اینها میتوانستند صحبت کنند که شما بشنوید(که الان صحبت کردند و من علی شنیدم) یک جمله بیشتر نمی گفتند ، از چه خبر میدادند؟ ، «ان خیر الزاد التقوی» هیچی تو این دنیا(بعد از مرگ) نخریدن ، فقط و فقط تقوا رو خریدن. گذراندن دنیا با تقوا ؛ وظیفه ما آدما همینه.  یعنی دنیا که میگذره خب میگذره ، دیگه کاریش هم نمیشه کرد. جلو دنیا رو که نمیشه بگیری که نگذره ، ای سال 1387 همین جا بمون!. نمیشه کاریش کرد . 87 میشه 88 ، میشه 90 ، میشه 1400 ، میگذره ، خیلی از شماهایی که الان رو پای خودتون راه میرید ، خیلی زود میشه که باید رو ویلچر بشینید یا باید عصا دست بگیرید ،  یا باید زیر بغلتون رو بگیرن ، میگذره! اصل چی میمونه؟ اینکه انسانها درست بگذرونن ، بقیه اش  اصلا مهم نیست که در این دنیا به جسم ما چه بگذرد اصل اینه که درست بگذرونیم.
مرحوم آقا شیخ محمد تقی بافقی رحمت الله علیه ، تو کبر سن و اواخر سنش ، دیگه خیلی ایشون فرتوت شده بود ، پاش درد میکرد ، خیلی هم پاش درد میکرد ، هر کی میرسید سئوال میکرد حاج آقا پاتون چه خبر؟ رفتین دکتر؟ دکتر چی گفت؟ پاماد زدین؟ چه جوریه؟ هنوز پاتون درد میکنه؟ بهتر هستید؟ هر روز سئوال میکردن از پاش ، ایشون آخر یه روز عصبانی شد و رو منبر نشست ، گفت: آقا چه مملکتیه همه از خر ما سئوال میکنن ، هیچ کس از خود ما سئوال نمیکنه! حاج آقا کسی از خر شما سئوال نکرد! گفت این بدن خر منه در مورد خودم ازم سئوال کنید.هیچ کس نمیگه الان هفتاد سالته ، هشتاد سالته چه خبر؟ سالم داری میری اون بالا یا نه؟ هی میگه پات خوبه؟ پا چی چیه؟ همه اینو سئوال مکنن ، آقا عمل کردی؟  دکتر چی گفت؟ یکی نمیاد بگه آقا ، دلت چطوره؟ هیچ کسی نمیاد اینو بگه؛ تو این مملکت خودت باید به فکر خودت باشی. تو دلت چی میگذره مشکل اخلاقیت چی شد؟
 رفیق من ، دوست من ، پسر من ، دختر من ، پدر من ، مادر من ، خواهر من ، برادر من، تو جمع ها این حرفها رو میزنند ، تو مشکل اخلاقی داشتی حل شد یا نه ؟ فقط میگه دکتر چی گفته؟ یکی نمیگه قرآن چرا گفته : «ان خیر الزاد التقوی» اگر مرده ها زبان داشتند به من و شما اینطوری میگفتند ، بالاترین چیزی که دست من و شما را در قیامت میگیرد ، تقواست.
همین یک چیز رو میگفتن ، پس دنیا گذراست ، این گذران باید با تقوا بگذره این مقدمه دوم . اینو خیلی دقت کنین . برادرها ، خواهرا!
روال توصیه کردن به اخلاق در بین آدمها با میزان نزدیک شدنشون به خدا فرق میکنه مثلا بعضی ها هستن ، یک آدمی 25 سالشه ، 30 سالشه ، تازه به یک درجه ای از علم رسیده که میخواد وعظ کنه ، موعظه کنه ، برای اطرافیانش ، حالا لازم نیست منبر باشه.  برای اطرفیانش میخواد صحبت کنه ، به یک درجه از تقوا رسیده ، بیشترین تاکیدش تو این سن 25 سالگی تا 30سالگی بیشترین تاکیدش برای توصیه های اخلاقی ، چیزهایی است که با چشمِ سر می بینه ، مثلا یک جوون 24 ، 25 ساله مذهبی رو بشونی بخوای باهاش صحبت کنی بیشترین میزان توصیه و دغدغه ای که برای خلق جامعه داره ، چیزی است که با چشم سرش می بینه ، لذا می بینی از بد حجابی خیلی گله داره ، از بی عدالتی در ادارات خیلی گله داره ، از لا ابالی گری پسر و دخترا خیلی گله داره ، از استادش گله داره ، چیزهایی که با چشم سرش می بینه ، خبر همین ها رو هم میاد میگه. میگیم آقا! از نظر شما اگه جامعه بخواهد ایده آل بشه چیه؟ میگه فریاد بزنید بر سر کسانی که دارن ماهواره را باب میکنن ، فریاد بزنید بر سرکسانی که روابط غیر مجاز بین دختر و پسر رو باب میکنن ، فریاد بزنید بر سر کسانی که ناموس مردم رو با چشم خیانت نگاه میکنن ،دائم این چیزها دغدغشه. حالا همین آدمه هر چه به خدا نزدیکتر میشه ، چشم دلش فعال تر میشه ، لذا این آدم وقتی مثلا به شصت سالگی ، هفتاد سالگی میرسه ، فرض میکنیم برش میداریم میاریمش توی یک اعتکاف ، میگیم آقای فاطمی نیا 20 دقیقه ، نیم ساعت مثلا میخوای صحبت کنی ، نیم ساعت میخواد صحبت کنه ، از اول تا آخرش این صحبت تنها چیزی که دغدغش می بیند چیزی است که با چشم دلش داره نگاه میکنه ، دیگه نمیاد آقای فاطمی نیا تو اعتکاف بگه دخترا ، پسرایی که اینجا اومدین وقتی رفتین از در این اعتکاف بیرون دختر من حجابت رو رعایت کن ، پسر من چشمت رو کنترل کن ، میاد چی میگه؟ میاد میگه الغضب مفتاح کل شر ، میگه مواظب عصبانی شدنت باش. یعنی داره میره به سمت ریشه ، میگه مواظب عصبانی شدنت باش.
تو عصبانیت شیطون جولان میده ، دیگه دغدغش این چیزا نیست بنده اصلا نمیگم غلطه ها! یک عده باید تو مملکت دائم این چیزا رو بگن . آقا حجابت رو رعایت کن ، آقا چشمت رو کنترل کن ، آقا موسیقی حرام گوش نده ، آقا قمار بازی نکن ، آقا عرق نخور. مگه میشه که نگن؟  یک عده مبتلای به اینا هستن. اما آدمایی که به خدا نزدیک میشن ، هر چقدر نزدیکتر به خداوند میشوند ، میرن به سمت ریشه ها ، ریشه رو میزنن.میگه مواظب غضب ، مواظب عصبانی شدنت باش ، چهارتا جمله میگی ، خدای نکرده یک سیلی میزنی ، چهارتا اتفاق بد میفته ، تمام دنیا و آخرتت به باد میره. این جوری میشه دیگه ، وقتی مثلا استاد العلما (حضرت آیت الله قمی استادالعلماست)، بعد پسرش بهش میگه که بابا تمام این هشتاد سال منبر و اخلاق و درس و همه چی رو اگه بخوای جمع کنی (الآن طرف تو بستر احتضاره) ، میخوای به پسرت یک جمله هدیه بدی ، چی میگی؟ چی کار نکنم تو دنیا؟
چیکار بکنم تو دنیا؟ خب این آدمه چه جوری میگفت؟ این همه مستحبات داریم این همه واجبات داریم . این آدم به یک جایی میرسه میفهمه ، بعضی چیزها منشئه ، استاد العلماء ریشه رو میزنه ؛ مراقبت از ریشه ، تو این چهار روزی که ما اینجا خدمت آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام هستیم میخوایم یک کم رو ریشه کار کنیم.(ببیینید این برگ و بره ها ، من خودم هم دیگه تو این حال و هواها نیستم ، خیلی از برادرها ، خواهرها ، پبشنهاد میدن ، آقا این بحثهایی که سال 79 , 80 مطرح میکردیم ، راجع به گناه چشم ، راجع به حجاب ، راجع به موسیقی[رو دوباره بگین]  من اصلا دیگه نمیتونم تو این فضاها صحبت کنم ، خیلی سخته) بعضی وقتها ریشه ها رو آدم باید حرکت بده ، وقتی شما ریشه رو حرکت میدی ، مثل چی میمونه؟ شما فرض کن میخوای ، یک درختی رو بالاش رو تکون بدی ، یک راهش اینه بری خود شاخه رو بگیری ، تکون بدی ، اما یک راهش اینه پایین تر تنه ، فلان . ولی شما فرض کن یکی از ریشه یک تکونی بده ، تمام درخت شروع میکنه حرکت کردن ، یک تکون کوچکی داده بشه.

نکته ی سوم -
سرّ تمام پیروزیهای جهان ، بر وحدتشونه ، انشاالله تمرین کنیم ، یک پارچگی ، وحدت و یک دستی رو ملکه کنیم برای کادر.
برادرها و خواهرها! تو تشکیلاتی که ما کار می کنیم منتسب به اهل بیته. برادر من در پیشگاه اهل بیت ، با اداره آب و وزارت کشاورزی و اداره برق ، فرق داره ، هممون از بالا تا پایین نوکر اهل بیتیم ، هیچ کسی بر هیچ کسی برتری نداره . ما قدیمی تریم! ما جدیدتریم! من کادرم ، من مسئول واحدم ، من معاون واحدم ، من بزرگترم ، من کوچیکترم، همش رو بذارید کنار ، همه نوکر اهل بیتن ، ما هیچی نیستیم در پیشگاه اهل بیت ، هیچی نیستیم . ما که بانک صادرات نیستیم ، بنابراین هممون با هم یک دستیم. این تشکیلات اصلا بالا و پایین نداره . نبینم بگیم با فلانی همکاری کنید بگید: برو بابا تو کجا بودی؟ من مسجد خیرات میرفتم . زشته!
[چیزی که در قضیه بمب گذاری] تونست مجموعه رو ، رو پاش نگه داره ، همدلی شماها بود. و آرزوی من از آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام اینه که انشالله یک نگاه ویژه ای که این سری به بازماندگان شهدای حسینیه دارن میکنن ، این همدلی رو بیشتر کنه .
من یک جمله بگم خدمتتون ، بنده به عنوان کوچیک همه شما که اگر شما همتون نوکر اهل بیتین ، من نوکرِ نوکرای اهل بیتم. دقت کنید! برای هیچ چیزی ارتباط بین خودتون رو خراب نکنید، برای هیچ چیزی! بغل دستی توی کادر صدهزار تومن پولت رو از تو جیبت دزدیده ، ارتباطت رو خراب نکن ، اهل بیت اینو میخوان. برای هیچ چیزی به هم دیگه نگاه خشم نکنید. برای هیچ چیزی! مشکل داری یک برگه ای خیلی محترمانه بنویس : بسمه تعالی مسئول محترم واحد برادران ، جناب آقای فلانی ، مسئول محترم واحد خواهران سرکار خانم فلانی ، بنده از این به بعد در جلسات شما مستمع خواهم بود. نه آخرتت رو خراب کن ، نه دنیات رو . اگر نمیتونی دور و برت رو  تحمل کنی ، کادر نباش! برای هیچ چیزی ارتباط بین خودتون رو خراب نکنید .
اگه این طوری میتونی تحمل کنی ، اگه میتونی مدام اهل بیت رو داشته باشی ، اگه میتونی در نگاهت خشم رو کنترل کنی ، اگه میتونی به مردم بد نگاه نکنی ، بسم الله! نمیتونی ، من دارم میگم ، داری دنیا و آخرتت رو خراب میکنی.
همدلی. هیچ اتفاقی نمیفته ، هیچ خیانتی در مجموعه اتفاق نمی افته ، هیچ زمینی به آسمون نمیخوره و آسمونی هم به زمین نمی خورد. هیچ چیز حساسی هم تو مجموعه وجود نداره. یک چیز مهمه «رحماء بینهم» توقع پیغمبر این بوده ، میتونی، بسم الله!  نمیتونی استعفا بده. استعفایی که فقط جلسه بیای شرکت کنی ، گریه ات رو بکنی ، سینه ات رو بزنی ، کفت رو بزنی ، بری. آقا هیچ کاری به کار هیچ کس نداشته باشی . آدمی که نتونه دور و برش رو تحمل کنه ، این آدم به درد کادر مجموعه های اهل بیت نمیخوره . بنده خودم همین هفت ، هشت سال پیش که کارهای کاروان رو خودمون میکردیم ، خودم میومدم کارهای کاروان رو میکردم ، ثبت نام می کردم ، برای ثبت نام با مردم دعوا میکردم ، سر این که چرا روی صندلیت ننشستی سر پسره داد زدم ، الان هم اصلا نمی دونم ، پسره کجاست؟ نمیدونم اصلا هستش ، شاید همین الان تو کادر باشه ، شاید مرده ، نمیدونم کجاست. داد زدم ، چون فکر میکردم خیلی مهمه ، حالا دارم بهتون میگم ، به تجربه دارم میگم : هیچ چیزی مهم نیست تو این دنیا. فقط یک چیز مهمه «رحماء بینهم» زیر پرچم اهل بیت هیچ چیزی دیگه ارزش نداره. تمام این جلسات ما «هباءاً منثورا» است، تمام این سخنرانی ها و گریه ها و سینه زدن ها ، همه به باد میره ؛ یک چیز می ماند ، این که انسان توانسته باشد در یک مجموعه ای به دستور قرآن عمل کنه «رحماء بینهم» ، تمرین ، زحمت بین خودتونه. تمرینی که چه جوری نگاه کنی به کادر ، اگه ماها اینجوری به هم نگاه کنیم بعد که برگشتیم دیگه هیچ کسی از مردم اعتراض نمیکنه ، مثلا بیاد بگه: آقا بد نگاه کردن به ما ، بد حرف زدن با ما ، بد کار کردن با ما ، نَفَستون تاثیر نداشت.
فقط و فقط همین رو میخوام از کادر ، یک دست باشن ، یک جوری باش که آقا بغل دستیش از خودش براش مهم تر باشه . این برادر ، این خواهر ، بقیه از خودش مهم تر باشن ، آبروی بغل دستیش از آبروی خودش مهم تر باشه . جسم بغل دستیش از جسم خودش مهم تر باشه ، روح بغل دستیش از روح خودش ، مهم تر باشه ، اینطوری شدین کار ادامه پیدا میکنه . قویتر! . نمیگم نیستا! ، خیلی خوبه ولی ما دنبال عالی هستیم ، نه خیلی خوب. کجا هستند بچه های کادر که شهید شدن؟ شهید قاسم پور انتظامات بودن دیگه . ، کجاست مسعود رضایی؟  بچه های کادر بودن دیگه! خیلی زود از ما جدا میشن بقیه ، فقط یک چیز میمونه: «رحماء بینهم» بریم به این سمت ، یعنی این جمع شنبه که برگشت اصلا همه تعجب کنن، بگن اینا چرا اینجوری شدن، اصلا از داداش همدیگه رو بیشتر دوست دارن ، خواهرهاشون ، از خواهر همدیگه رو بیشتر دوست دارن ، خیلی همدلی بیشتر شده. این یعنی ایمان و تقوا. دقت کنید گفتیم میخوایم ریشه یابی کنیم ، اولین ریشه رو امشب زدیم. هیچ چیزی دیگه مهم نیست؛ آقا انتظامات ما الان بد کار کرده ، نمیدونم فلان داربست ریخت ، فلان جا نمیدونم پرچمشون خراب شد ، ترافیک شد ، به درک! با هم حق ندارن برخورد کنن  ،تدارکات ، غذا سوخت. به درک! حق نداره با هم برخورد کنن. میگم هیچ چیزی مهم نیست! یک وقت هست برخوردهای ما کاریه ، آقا صوت رو درست کن! خب این کاریه ، این دعوا نیست ، این دیگه کینه نیست ، عداوت نیست ، برخورد کاری دو نفری که تو جلسه هیئت مدیره ممکنه سر مثلا یک قضیه ای که صلاح میدونن سر هم داد هم بزنن ، عصبانی هستن ، دارن برخورد میکنن ، ولی همین ها یک دقیقه بعد اگر جایی پیش بیاد که قرار باشه جون بدن ، برای جون دادن برا هم دیگه سبقت میگیرن ، به دلت باید نگاه کنی ، تو الان سر چی بحث کردی با بغل دستیت؟ به خاطر کار بود یا نه ؟ دلت هم مشکل داشت ، بدت میاد ازش؟ دوست داری زمین بخوره؟ دوست داری مثلا اذیت بشه؟ این خیلی فرق میکنه ، «رحماء بینهم» یعنی قلب یک دست ، انشالله همه یک قلب برگردین ، این تنها و تنها دلیل اصلی کاروان ماست .


برگزیده های متن :

•    دنیا اینطوریه یعنی با خوشی و ناراحتیش اینقدر سریع میگذره که اصلا حساب و کتاب نداره ، یک شعر آذری هست که ترجمه فارسیش اینه ، میگه وقتی به دنیا میای تو گوشت اذان میخونن ، وقتی از دنیا میری برتو نماز میخونن ، میخوان بهت بگن که این مدت که تو دنیا هستی فاصله بین اذان و نمازه و السلام. فاصله بین اذان و نماز!
•    مثلا 10 ساله ما داریم کاروان میاریم ، تموم شد. مراقبت از این قضیه که این دنیا سریع میگذره و ما چه جوری میگذرونیم  خیلی مهمه.
•    شرط این است که انسانها دنیا را با ایمان بگذرونند ، با تقوا.
•    بعد امام علیه السلام به اصحاب خاص فرمودن اگر اینها میتوانستند صحبت کنند که شما بشنوید(که الان صحبت کردند و من علی شنیدم) یک جمله بیشتر نمی گفتند ، از چه خبر میدادند؟ «ان خیر الزاد التقوی» هیچی تو این دنیا(بعد از مرگ) نخریدن ، فقط و فقط تقوا رو خریدن. گذراندن دنیا با تقوا ؛ وظیفه ما آدما همینه.
•    یک جوون 24 ، 25 ساله مذهبی رو بشونی بخوای باهاش صحبت کنی بیشترین میزان توصیه و دغدغه ای که برای خلق جامعه داره ، چیزی است که با چشم سرش می بینه ... همین آدمه هر چه به خدا نزدیکتر میشه ، چشم دلش فعال تر میشه ، لذا فرض میکنیم برش میداریم میاریمش توی یک اعتکاف ، میگیم آقای فاطمی نیا 20 دقیقه مثلا نیم ساعت میخواد صحبت کنه ، از اول تا آخر این صحبت تنها چیزی که دغدغش می بیند چیزی است که با چشم دلش داره نگاه میکنه ... میاد چی میگه؟ میاد میگه الغضب مفتاح کل شر یعنی داره میره به سمت ریشه ، میگه مواظب عصبانی شدنت باش.
•    مراقبت از ریشه ، تو این چهار روزی که ما اینجا خدمت آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام هستیم میخوایم یک کم رو ریشه کار کنیم. وقتی شما ریشه رو حرکت میدی ، مثل چی میمونه؟ شما فرض کن میخوای ، یک درختی رو بالاش رو تکون بدی ، یک راهش اینه بری خود شاخه رو بگیری ، تکون بدی ، ولی شما فرض کن یکی از ریشه یک تکونی بده ، تمام درخت شروع میکنه حرکت کردن ، یک تکون کوچکی داده بشه.
•    سرّ تمام پیروزیهای جهان ، بر وحدتشونه ، انشاالله تمرین کنیم ، یک پارچگی ، وحدت و یک دستی رو ملکه کنیم برای کادر.
•    برادرها و خواهرها! تو تشکیلاتی که ما کار می کنیم منتسب به اهل بیته. برادر من در پیشگاه اهل بیت ، با اداره آب و وزارت کشاورزی و اداره برق ، فرق داره ، هممون از بالا تا پایین نوکر اهل بیتیم ، هیچ کسی بر هیچ کسی برتری نداره . ما قدیمی تریم! ما جدیدتریم! من کادرم ، من مسئول واحدم ، من معاون واحدم ، من بزرگترم ، من کوچیکترم، همش رو بذارید کنار ، همه نوکر اهل بیتن ، ما هیچی نیستیم در پیشگاه اهل بیت ، هیچی نیستیم.
•    [چیزی که در قضیه بمب گذاری] تونست مجموعه رو ، رو پاش نگه داره ، همدلی شماها بود. و آرزوی من از آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام اینه که انشالله یک نگاه ویژه ای که این سری به بازماندگان شهدای حسینیه دارن میکنن ، این همدلی رو بیشتر کنه .
•    برای هیچ چیزی ارتباط بین خودتون رو خراب نکنید، برای هیچ چیزی! بغل دستی توی کادر صدهزار تومن پولت رو از تو جیبت دزدیده ، ارتباطت رو خراب نکن ، اهل بیت اینو میخوان. برای هیچ چیزی به هم دیگه نگاه خشم نکنید. برای هیچ چیزی!
•    اگه این طوری میتونی تحمل کنی ، اگه میتونی مدام اهل بیت رو داشته باشی ، اگه میتونی در نگاهت خشم رو کنترل کنی ، اگه میتونی به مردم بد نگاه نکنی ، بسم الله! نمیتونی ، من دارم میگم ، داری دنیا و آخرتت رو خراب میکنی.
•    فقط و فقط همین رو میخوام از کادر ، یک دست باشن ، یک جوری باش که آقا بغل دستیش از خودش براش مهم تر باشه . این برادر ، این خواهر ، بقیه از خودش مهم تر باشن ، آبروی بغل دستیش از آبروی خودش مهم تر باشه . جسم بغل دستیش از جسم خودش مهم تر باشه ، روح بغل دستیش از روح خودش ، مهم تر باشه ، اینطوری شدین کار ادامه پیدا میکنه . قویتر!
•    برخورد کاری دو نفری که تو جلسه هیئت مدیره ممکنه سر مثلا یک قضیه ای که صلاح میدونن سر هم داد هم بزنن ، عصبانی هستن ، دارن برخورد میکنن ، ولی همین ها یک دقیقه بعد اگر جایی پیش بیاد که قرار باشه جون بدن ، برای جون دادن برا هم دیگه سبقت میگیرن ، به دلت باید نگاه کنی ، تو الان سر چی بحث کردی با بغل دستیت؟ به خاطر کار بود یا نه؟



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
 سحر: ممنون.خدا خیرتون بده.یاحق

چهارشنبه 26 فروردین 1394
 امید: ممنون عالی بود .
پنجشنبه 8 آبان 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات