برنامه آينده
شنبه های پاک
مراسم شهادت امام رضا(ع)

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جوهر هویت مدرن - قسمت 3

مداح :
کربلایی حبیب عبدالهی

قاری :
صادق حیدری

زمان :
شنبه ۹۶/۸/۲۷
ساعت ۱۹
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی،

حسینیه سیدالشهداء(ع)

یکشنبه  ۹۶/۸/۲۸
ساعت ۹ صبح

۲۰متری سینما سعدی، مسجد الرضا(ع)

رهپويان






چهارشنبه 19 تیر 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | مناجات شعبانیه

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی نژاد
1384
موضوع : مناجات شعبانیه



حضرت امام (ره) وبقية بزرگان علم اخلاق توصيه هايي دارند كه ماه حصل سالها خون دل خوردن و سالها تهجد ، دربه دري كشيدن و دنبال مهدي (عج) دويدنه . و طبيعيه كه اين توصيه ها وقتي از شخصي مثل امام يا از عرفاي ديگرمثل مرحوم آميزجواد آقاي ملكي تبريزي عارف بزرگوار و يا گران قدري مثل رهبر معظم ونوراني انقلاب صادر مي شه ، معلومه كه به درد ما جوون ترها و اونهايي كه در مسير رسيدن وصال الهي گام بر مي دارن ، مي خوره . گرچه اين گام ها ، گام هايي لرزان و لنگان باشه .

خدا رو شكر مي كنيم كه در اين جلسه ، توفيق پيدا كرديم همراه با مهدي فاطمه (س)مناجات شعبانيه رو بخونيم . و اين يعني هم نوايي با مهدي (عج ) . به هر حال شعبانيه ، مناجاتيه كه همه اون رو نمي خونن و هم نوايي با مهدي فاطمه (س) توفيقي مي خواد و اين توفيق داده نشده مگر به عنايت خود پسر فاطمه .
شخصي به حضرت رسول اكرم (ص) متوسل شد . خيلي گريه و زاري كرد . ( براي فلان حاجت ) بالاخره حضرت به خوابش اومد و فرمود : شما تا مهدي (عج) رو داري ، چه كار به ما داري ؟!
يعني خيلي از حاجات و شفاعتها و رفع بلاهايي كه ما در اثر عبادت و گريه به درگاه خدا و حضرت زهرا (س) ، امام حسين (ع) ، امام رضا (ع) و . . . مي گيريم در حقيقت به امضاي مهدي فاطمه است . به هر حال امر امامت به ايشون تفويض شده و الان هم ايشون امام حي و حاضر هستند . گر چه از ديده ها غائبند .

صحبتهاي خيلي عجيبي حضرت امام (ره) درباره مناجات شعبانيه دارند . در جايي فرمودند : من نديدم كه دعايي را همة معصومين يعني از امير المومنين تا امام زمان (عج) ، همه ، قرائت كنند و همه به خواندن آن سفارش كنند ، مگر مناجات شعبانيه !
اين مناجات در كتاب بسيار بسيار مستند وشريف اقبال از مرحوم سيد ابن طاووس (ره) نقل شده و در مفاتيح الجنان هم مرحوم محدث قدسي اين مناجات رو آوردند .
امام (ره) در جايي مي فرمايند : “ مناجات شعبانيه است كه انسان را آرايش و زينت مي دهد براي ماه رمضان ! ”
مگر رمضان ، ماه ميهماني الهي نيست ؟ خوب آدم كه مي خواد به ميهماني بره ، بهترين لباسش رو مي پوشه .مخصوصاً كه اگر اين صاحبخانه ، عزيزي باشه . حالا كه ديگه ، توي ماه رمضان ، صاحب خانه و ميزبان خداست . بالاترين و عزيزترين ، در راس كل خلقت ، خالق تمام هستي ! مي خوايم به ميهماني او بريم لذا بايد بهترين لباس و بهترين آرايش رو انتخاب كنيم . و امام (ره) فرمودند كه بهترين لباس و آرايش همين مناجات شعبانيه است .
كسي كه شعبانيه رو مي خونه ، در حقيقت خودش رو زينت كرده ، آرايش كرده . براي اينكه به درگاه الهي برسه و به ميهماني دعوت بشه .
در جايي ديگه مقام معظم رهبري مي فرمايند : من به خدمت امام (ره) رسيدم ، از ايشون تقاضاي توصيه اخلاقي و خصوصي كردم ، امام (ره) اندكي تامل فرمودند و بعد فرمودند : “ دعاي كميل و مناجات شعبانيه !! ”
امام توصية عجيبي نسبت به اين دعا دارند . بعضي وقتها مي فرمايند : “ آقا ! اين مناجات شعبانيه رو برداريد ، ببينيد چيه ؟! ببينيد چكار مي كنه ؟! ” ببينيد امير المؤمنين (ع) چي فرمودند ؟
مقام معظم رهبري مي فرمايند : كه در اين دعا حالت استغاثه ، انابه ، ندبه و تضرعه ، يه حالت عاشقانه است ، يعني مثل اين كه يه عاشق و معشوق دارن با هم صحبت مي كنن . عاشق خواهشي داره و معشوق داره گوش مي ده . مي فرمايند : مناجات شعبانيه به اين حالت مطرح شده .

علما و بزرگان مي فرمايند : در اين دعا ما همه چيز داريم ، ندبه داريم ، استغاثه داريم ، تضرع داريم ، رفع شبهه . كساني كه در مسير اخلاقي و سلوك قدم برمي دارن ، اگه شبهات اخلاقي براشون پيش بياد با همين دعا رفع مي شه كه انشاءا… بهش خواهيم رسيد . بعد مي فرمايند : در اين دعا ، پرواز داريم ، پرواز بالاترين درجة سلوكه . پرواز روح
داريم و . . . مرحوم آميرزا جواد آقا توصيه مي كنند كه مناجات شعبانيه رو فقط براي شعبان نذاريد ، توي قنوت هاي نمازتون و يا هرجايي كه حال معنوي پيدا كرديد ، اين مناجات رو بخونيد .
از اين توصيه هايي كه كردند مشخص مي شه اين دعا ، مناجات بسيار ، بسيار ، عالي اي هست . حضرت امام (ره) فرموده بودند : “ شعبانيه مناجاتي است كه هر كس به حد ادراكش بهره مي برد . بهرة كامل را كسي نمي تواند ببرد ، مگر معصومين (ع) ”
بعضي از قسمتهاي مناجات شعبانيه رو ما فقط مي تونيم ترجمه مي كنيم ، چون اصلاً نمي فهميم . اما در اون حدي كه انشاءا… خواهيم فهميد رو خدمتتون مي گم .

 ( شروع ترجمه مناجات شعبانيه )
خدايا ! اگر چه مي دونم از صداي من بدت مي ياد اما امشب صدام رو بشنو .
امشبي كه دارم داد مي زنم ، فرياد مي زنم . بشنو . خدايا ! امشب رو از من رو برنگردن . “ حربت اليك ”
استاد بزرگوار ، آقاي دست پروري مي فرمودند : رفيقي داشتيم كه براي من تعريف مي كرد ، مي گفت : يه روز ، بچه ام يه كار بدي كرد ، مادرش هم خونه نبود . كمربند رو كشيدم و حمله كردم كه بزنمش . از دستم فرار كرد . دنبالش دويدم فرار كرد كه به مادرش پناه ببره . رفت داخل اتاق اول ، مادرش اونجا نبود ، رفت اتاق دومي ، اونجا هم نبود . رفت توي حياط ، نبود . برگشت ، ديد هيچ كسي رو نداره ، منم دارم دنبالش مي رم ! برگشت دويد ، خودش رو انداخت توي بغل خودم و به خودم پناه آورد !!
حالا ما كساني هستيم كه از عذاب الهي فرار مي كنيم ، منتهي به كجا ؟ جايي رو نداريم . “ الهي و ربي من لي غيرك .” خدايا ! اگه كسي مي تونست ما رو از دست تو نجات بده ، اونقدر ما نمك به حروم هستيم كه به اون پناه مي برديم ! اما كسي رو نداريم . مجبور شديم دوباره به خودت پناه بياريم . حالا روبه روي تو ايستاده ام . قدرت داري ، مي توني ببخشي و مي توني هم عذاب كني اما يه نگاه به حالت من بكن ! من يه بدبخت بيچاره اي هستم كه هيچ كس غير تو من رو راه نمي ده . من كسي هستم كه غير تو كسي من رو نمي خره . حناي من ديگه نزد مردم رنگ نداره ، جايي ندارم يه عمره گفتم تو مهربوني ! تو نمي سوزوني !
خدايا ! يه نگاهي به بدن من بكن ! يه مشت پوست و استخون كه سوزوندن نداره . خدايا ! اگه من رو بسوزوني ، دشمنانت خوشحال مي شن . ولي اگر ببخشي ، فاطمه (س) خوشحال مي شه ، مي دونم تو شادي فاطمه (س) رو به شادي دشمنانت ترجيح مي دي .
تو مي دوني چكاره ام . اگر همه دوستم دارن ، فكر مي كنن خوبم ، تو كه مي دوني در وجود من چه خبره ؟! تو كه از خلوتم خبر داري ، تو كه از نمازام خبر داري ، تو كه پروندة سياه من رو مي شناسي . اگر امشبم بهت دروغ بگم تو
مي فهمي ، اگه الكي “ الهي العفو ” مي گم ، تو مي فهمي . اگه توبه هام الكي باشه ، اگه بخوام دوباره گناه كنم تو
مي دوني . اگه شيريني و لذت گناه بيچاره ام كرده تو مي دوني ، اگه از مناجات با تو لذت نمي برم تو مي دوني دليلش چيه . اگه اشك چشمام خشك شده تو مي دوني چرا خشك شده . ديگه لازم نيست بگم چكار كردم ، ديگه لازم نيست
از گناهاي چشمام بگم ، ديگه لازم نيست از غيبتها و تهمتهام بگم ، لازم نيست بگم كجا رفتم . لازم نيست بگم چه نمازهاييم قضا شده ، لازم نيست بگم چه شبهايي تو رو منتظر گذاشتم . لازم نيست بگم چقدر تو محبت كردي و من نمكدون شكستم . لازم نيست بگم چقدر بي آبرو هستم . چقدر بدم . همه رو مي دوني . اما اومدم بگم : “ اميدوارم ، اميد دارم كه انشاءالله منم خوب بشم . انشاءالله منم قاطي خوبا مي شم ، انشاءالله منم گريه مي كنم ، انشاءالله منم نماز شب مي خونم ، انشاءالله منم يه شبي با تو راست حرف مي زنم . خدايا ديگه موهام سفيد شده ، ديگه دارم پير مي شم ، عمرم داره مي گذره ، روزها داره ميگذره ، خدايا ديگه سنم داره بالا مي ره ، خدايا خيلي عقب افتادم !
همه چيز دست توست . اگه تو بخواي منم مي تونم خوب بشم . اگه تو بخواي اين بده هم مي شه آدم بشه . اگه تو منو راه بدي ، منم مي تونم امام زمانم رو ببينم . اگه تو بخواي منم مي تونم برم پهلوي شهدا . اگه تو بخواي منم مي تونم برم امام رضا (ع) رو ببينم . اگه تو بخواي منم مي تونم چشمام رو روي نامحرم ببندم . اگه تو بخواي من هم ميتونم دروغ نگم . غيبت نكنم ، اگه تو بخواي مي تونم دل پدر و مادر رو آتيش نزنم . اينقدر دل مادرم رو نشكنم . اينقدر به بابام توهين نكنم . اگه تو بخواي من مي تونم نمازم رو خوب بخونم . اگر تو راهم بدي مي تونم نصف شبها نماز شب بخونم . اگر تو راهم بدي مي تونم برم بگم قربون كبوتراي حرمت امام رضا (ع) !
خدايا ! مگه من از تو چي مي خوام ؟ چرا جوابم رو نمي دي ؟ مي خوام خوب بشم ، آدم بشم ، گناه نكنم . خدايا ! اگه تو گوشت رو به حرفهاي من ببندي ، دشمنان گوششون رو باز مي كنن . اگه تو راهم ندي ، بدها راهم ميدن . اگه تو كمكم نكني بيچاره مي شم .
در روايت هست كه در جهنم رو باز مي كنن ، به بهشتيها مي گن : به جهنم نگاه كنيد ، ببينيد اونهايي رو كه بهتون ظلم مي كردن، اونهايي كه وقتي گناه مي كردن و شما گريه مي كردين ، بهتون مي خنديدن ، اونهايي كه به ريش تون و به چادرتون مي خنديدن . آي ببينيد كه چه حالي دارن ؟! صداي ضجه و فرياد اهل جهنم همة عرش رو پر مي كنه . بهشتيها مي گن : خدايا ! بسه ديگه . خدا مي گه : نه ! نگاه كنيد ببينيد اونهايي كه فاطمه (س) رو زدن ، الان كجان ؟! اونهايي كه سر حسين (ع) رو بريدن ، الان كجان ؟! اونهايي كه امام رضا (ع) رو مسموم كردن ، اونهايي كه جگر
حسن (ع) رو پاره پاره كردن ، الان كجان ؟! ببينيد دلتون خنك بشه . بهشتيها مي گن : نه نه !خدايا ! طاقت نداريم .
روايت مي گه : جهنمي ها همچين داد مي زنن ، مثل شتري كه داغ مُهر بهش مي زنن ، فرياد مي زنن . خطاب ميرسه :
“ خفشون كنيد ! نمي خوام صداشون رو بشنوم ! ”
مالك جهنم بهشون مي گه : اي گنهكارها ! اگه يه دونه از اين دادها رو توي دنيا زده بوديد ، ديگه نمي خواست اينجا اينقدر داد بزنيد .
بگو : خدايا ! اگه تو من رو تحريم كني ، ديگه كجا برم ؟! اگه تو به من بگي : “ برو گمشو ! ” در كدوم خونه رو بزنم ؟! اگه تو منو ذليل كني كي مي تونه منو بالا ببره ؟! اگه تو منو زمين بزني ، كي مي تونه بلندم كنه ؟!
اگر عنايتي كني طعنه ز كين نمي خورم اگر عنايتي كني هي به زمين نمي خورم
خدايا ! از غضبت به خودت پناه مي برم . خدا ! اگه اينقدر بدم ، اگه اينقدر رو سياهم كه ديگه لايق رحمت تو هم نيستم ، اما تو كسي هستي كه بزرگترين گناهكاران رو بخشيدي .

مقدس اردبيلي در عراق بوده ، خبر مي رسه كه مادرش مريضه . از عراق راه ميفته به سمت اردبيل . يه دهات مونده به اردبيل ، شب مي شه ، با خودش مي گه : امشب رو اينجا استراحت مي كنم و بعد حركت مي كنم . مي خوابه . در خواب صدايي بهش مي گه : اي مقدس اردبيلي ! از خواب بيدار شو كه خداكريم ، از اهالي اين ده و از اولياي من ، از دنيا رفته ، خودت ببر بشور و خودت هم دفنش كن ! همچين كه از خواب بيدار مي شه ، مي بينه بله ، همة دهكده به هم ريخته همه دارن به هم تبريك مي گن ! مي گن : “ خداكريم به درك واصل شد ! ”
سئوال مي كنه : اين كي بوده ؟! مي گن : آقا نپرس !! كسي بوده كه همة دهكده از دستش عاصي بودن . جنايتي نيست كه اين انجام نداده باشه . تعجب مي كنه : خدايا ! تو كه گفتي از اولياء منه ؟!
مي ره در خونه خدا كريم ، از زنش سؤال مي كنه : خدا كريم كي مُرد ؟ زن مي گه : نيم ساعت پيش از دنيا رفت . مي گه : بگو ببينم قبل از مردن چه كار كرد ؟ زن مي گه : در آخرين لحظات گفت بستر من رو توي حيات پهن كن ! پهن كردم .
اومد دراز كشيد و شروع كرد به شمردن گناهانش . بعد هم گفت : خدايا ! از آن روزي كه ما را آفريدي به غير از معصيت چيزي نديدي . همين يه جمله رو گفت و بدنش شروع كرد به لرزيدن ! دوباره آروم شد ، بعد يه جمله ديگه هم گفت و مُرد . گفت : “ يا كريم ، يا كريم ، يا كريم ارحمني . ”
اين رو گفت و از دنيا رفت . خطاب رسيد : مقدس اردبيلي ! اين بنده ، در آخرين لحظات با من آشتي كرد . كسي كه به من بگه : “ كريم ” ديگه شرمم مي شه ، حيا مي كنم بسوزونمش .
خدايا ! تو چقدر خوبي ؟! من گناه مي كنم ، تو حيا مي كني ! من دل فاطمه (س) رو مي شكنم ، تو خجالت مي كشي. خدايا ! اين بندة بدبخت كه روبروت ايستاده همه دلخوشيش اينه كه تو مهربوني . خدايا ! من رو توي درياي عفوت غرق كن .

خاقاني شاعر مشروب خوار ، همه گناهي كرده ، موقع جون دادن ، مي يان بالاي سرش ، مي گن : خاقاني ! توبه كن ، خيلي بار گناه داري ، يه بيت شعر مي گه كه كولاكه ! و شايد خدا به خاطر همين حسن عاقبت ، بهش عنايت كنه .
گفت : خدايا ! شرمنده از آنيم كه در روز مكافات اندر خور عفو تو نكرديم گناهي !!
خدايا ! شرمنده ام . تو مي خواي به همه اهل عالم نشون بدي كه چه عفوي داري ، اما اونقدر گناه ندارم كه در خور عفو تو باشه .
خدايا ! اگه قرار باشه كسي من رو ببخشه ، خودتي . خدايا ! اگر قراره اين روزها من بميرم ، اگه قراره ديگه ماه رمضونت رو نبينم ، اگه قراره تو جووني جون بدم ، اگه قراره غزل خداحافظي رو بخونم ، اگه قراره همين روزها مرده شور منو بشوره ، پنبه تو دهنم بذاره ، خودم مي دونم كه هيچ عملي من رو به تو نزديك نكرده . خدايا من خيلي بي حيا بودم . خيلي به نفسم ظلم كردم . واي بر من اگه منو نبخشي . واي بر من ، واي بر من !!

موسي (ع) ، به خداوند تبارك و تعالي عرض كرد : خدايا ! اين قارون ديگه آدم نمي شه . قارون رو نفرين كرد ، گفت : خدايا از اين دنيا ببرش . هر كاري مي كنم آدم نمي شه . به موسي (ع) خطاب رسيد : اختيار زمين رو به تو داديم . سراغ قارون رفت ، ديد غرق و مست در شهواته . موسي (ع) صدا زد : زمين ! ببلعش . زمين شروع كرد به بلعيدن قارون ، آروم آروم ! اول انگشت پاهاش رو گرفت ، بعد ساق پا و . . . قارون ديد خيلي وضع خرابه . گريه كرد ، گفت : پسر لاويه ! من رو ببخش ! ( خواست خويشاونديش رو به ياد موسي بياره ) صدا زد : پسر عمو ! من رو ببخش . پسر عمو رحم كن .
موسي (ع) گفت : زمين ! ببلعش . دوباره صدا زد : پسر عمو ! ببخش . موسي (ع) محل نذاشت . تا هفتاد بار صدا زد : اي پسر لاوي منو ببخش . اما موسي (ع) اصلاً بهش محل نذاشت . تا اينكه قارون كاملاً زير زمين رفت . موسي (ع) خوشحال شد . به كوه طور رفت تا با خدا مناجات كنه . تا صدا زد : “ يا الله ! ” خطاب رسيد : “ يا بن لاوي لاتكلمني ! ” موسي (ع) ! ديگه با من حرف نزن . ديگه دوست ندارم . موسي ! بندة من قارون ، هفتاد بار گفت : “ يا بن لاوي ارحمني ” ( اي پسر لاوي منو ببخش ) محلش نذاشتي !! به خدايي خودم قسم ، اگه يكبار مي گفت : “ خدايا ! رحم كن . ” من نجاتش مي دادم .
خدايا ! از اون روزي كه خودمو شناختم هميشه با من خوب بودي ، هميشه با من مهربون بودي ، هر وقت صدات زدم جوابم رو دادي ، بلاها رو بر طرف كردي ، از اول زندگيم تا حالا غير خوبي از تو چيزي نديدم . خدايا ! اين خوبي رو تا شب اول قبر ادامه بده . اون شبي كه ديگه همه منو تنها مي ذارن ، اون شبي كه شب وحشته ، من رو تنها نذار .
يه روزي مي ياد كه هيچ اثري از من و تو نمي مونه . ديگه كسي براي ما چيزي نمي خونه . يه روز مي ياد كه روز وحشته ، يه روز مي ياد كه روز غربته .

روزي موسي (ع) صدا زد : اي خداي گناهكارا ! خدا جواب داد : “ لبيك لبيك لبيك ! ” عرض كرد : خدايا ! چرا اين دفعه 3 بار گفتي لبيك ؟! خطاب رسيد : “ موسي ! خوبها به عملشون اميدوارن ، خوبها به دور و وريهاشون ، به امام شون اميد دارن ، اما گنهكاران غير از من كسي رو ندارن ! اگه اينها رو جواب ندم ، از دستم فرار مي كنن . ”
روايتي كه الان مي خوام بخونم ، ديوونه تون مي كنه ! همه به داد و فرياد در مي يايد . بس كه عجيبه ! كيف مي كني . روايت هست كه گنهكار رو مي يارن ، پرونده رو به دست چپش مي دن ، آماده مي شه كه به سمت جهنم بره . مي گن :
“ صبر كن ! يه قسمت از پرونده ات مونده . ” يه شيشه بلور مي يارن ، داخلش پر از اشك چشمه ! سئوال مي كنه :
“ خدايا ! اين چيه ؟ ” مي فرمايد : “ اين گريه هايي هست كه براي حسين (ع) كردي !! ”
سؤال مي كنه : “ خدايا قيمتش چقدره ؟! ” خداوند خطاب به پيغمبر (ص) مي فرمايد : “ پيغمبر من ! قيمتش چقدره ؟! پيغمبر (ص) عرض مي كنه : “ خدايا ! من نمي تونم قيمت بذارم . ” خطاب به علي (ع) مي فرمايد : “ علي جان ! تو قيمت بذار . ” عرض مي كنه : خدايا ! نمي تونم . مجتبي (ع) ! تو قيمت بذار . خدايا ! نمي توانم . حسين جان ! خودت بگو قيمتش چقدره ؟! عرض مي كنه : خدايا ! اصلح ترين و لايق ترين فرد براي قيمت گذاشتن بر روي اين جام بلور ، اون مادريه كه توي كربلا صداي ناله اش بين زمين و آسمان پيچيد . روايت مي گه خانم فاطمه (س) مي ياد ، گريه مي كنه ، به خدا عرض مي كنه : خدايا ! اين اشك بر حسينه ؟! ـ بله . ـ خدايا ! تو كه مي دوني چه قيمتي داره . خدايا ! هر چي ثواب به من دادي بابت اون سيلي كه توي كوچه خوردم ، به اين بنده عطا كن !!



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
 صبا: بسیار زیبا و مفید بود
خدا بر مقامات شما بیفزاید
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395
 کنعان: احسنت و سپاس .....استفاده کردیم


چهارشنبه 21 خرداد 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات