برنامه آينده
اطلاعیه
تا اطلاع ثانوی جهت جلوگیری از آسیب های احتمالی
در حوزه سلامت عزیزان
برنامه و جلسات کانون برگزار نمی گردد!

رهپويان



دوشنبه 31 تیر 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | شرح اوصاف الاشراف «قسمت 7»
ناگواری‌ها ضعفی ایجاد می کند که باعث می‌شود که اعتصام ما با خداوند تبارک و تعالی تمدید گردد.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
هشتمین جلسه تشکل عقیدتی - سیاسی «آحاد حزب الله»
29 / 04 / 1392 - حسینیه سیدالشهدا (ع)
موضوع : اوصاف الاشراف «قسمت هفتم»


+ مقامات سلوک

خوف و حزن

خوف : خوف درد دل، از نزول امر ناگواری که واقع گشته است.

اگر خوف به معنای ترس و جبن گرفته شود، اشتباه است. در مقامات سلوک، خوف یعنی درد دل برای اتفاق هایی که رخ داده است.

برای مؤمن در مقامات ایمانی، خوف این گونه تعریف می شود، ما کار اشتباهی را مرتکب شده ایم که بابت این کار خوف و حزنی در دل داریم.

اگر خوف را به معنای ترس بگیریم شیطان می تواند با بحث ارحم الراحمینی و رحمت خداوند این معنا را برای ما کم رنگ کند.

خوف یعنی دلی که درد می کند، خواه خدا بخشیده باشد خواه نبخشیده باشد، خواه عذاب کند خواه عذاب نکند، دل بخاطر کاری که قبلا انجام داده است دردی دارد که آن را خوف می گوییم.

محاسن این درد :

اولین و مهمترین حُسن این است که وقتی درد وجود داشته باشد مشخص می شود که گذشته خود را فراموش نکرده ایم. اگر گذشته ای فراموش شود برای آینده در پیش نمی تواند عبرت قرار گیرد. بنابراین خوف یکی از مبانی عبرت می شود.

دومین حُسن این است که این خوف باعث می شود که به وضعیت حال خود غرّه نشویم.

خیلی از اوقات دلیل کبر مؤمنین و مؤمنات این است که نسبت به گذشته خود احساس ایمنی می کنند.

احساس ایمنی از عذاب الهی بعد از توبه کاملاً درست است، اگر این گونه نباشد نسبت به رحمت خداوند شک کرده ای. اما احساس ایمنی نسبت به این که ارتباط شما در گذشته با خداوند خوب نبوده است، وجهه ی بدی دارد.

ایمنی از این نظر که خداوند تبارک و تعالی ما را بخشید، گذشت. اما از این نظر که ما انسان پستی بوده ایم،نگذشته، باید دائم به روز شود.
خوف، دل انسان را بخاطر گذشته خویش به درد می آورد که این درد سازنده است.

این درد باعث می شود، اولاً غره نشویم و ثانیا دائم در این احساس بدهکاری نسبت به خداوند - که صفات معصومین هست - قرار داشته باشیم.

ممکن است در گذشته اتفاق ناگواری افتاده باشد و نسبت به این اتفاق خوف داشته باشید. ناگوار به معنای گناه نیست؛ به معنای مصیبت ها و بلاهای دنیاست.

چگونه خوف یا یک امر ناگوار، سازنده و از مقدمات سلوک است؟

- تجربه برای بعد.

- توجه به فانی بودن.

- شاید علت ماورائی داشته باشد.

- ارزیابی صبر. چون صبر مقدمه خوف است.

آیه شریفه قرآن می فرماید: کلاّ اِنّ الانسانَ لَیَطْغی اَنْ رَاهِ اسْتَغنی. اگر انسان ناگواری نداشته باشد خوشی زیر دلش خواهد زد.

ناگواری ها ضعفی ایجاد می کند که باعث می شود که اعتصام ما با خداوند تبارک و تعالی دوباره تمدید گردد.

حتی یک روز در مسیر سلوک، سرمستی باعث خلل می شود. اتفاقا اگر ناگواری پیش نیامد باید برای خودت ایجاد کنی! لذا می فرمایند اگر مؤمن خوف را دل خود ایجاد کرد، مشخص می شود که مراقب خودش هست. اگر ایجاد نکرد ما این خوف را ایجاد می کنیم. ناگواری ها از الزامات مسیر سلوک است.

مؤمن باید در خطی حرکت کند که خوف و رجای او مساوی باشد.اگر یک روز خوف و رجای شما با هم برابر  نباشد یک قدم عقب رفته اید.

خوف هم ایجادی است و ایجابی.

ایجابی همانی است که خداوند تبارک و تعالی برای شما به وجود می آورد. ایجادی یعنی شما خوف را برای خود ایجاد می کنید.

قرآن کریم می فرماید: ألا اِنّ اولیاءَ الله لا خوفٌ عَلیهم و لا هُم یَحزَنون، آیا هر دو خوف یکی است؟ خیر.

خوف در آیه، خوف از غیر خدا است، ما نباید خوف مشرکانه از غیر خدا و حزن برای دنیا داشته باشیم. اما خوف مد نظر ما، در مسیر خداست، و امّا مَن خافَ مَقامَ ربّه جَنّتان. پس تناقضی در قرآن نیست.

وقتی مقام خداوند تبارک و تعالی در دل و ذهن شما تجلی کند، باید ایجاد خوف کند.

خوف برای ایمان تجویز شده است و مربوط به تمامی انسان ها می شود و فقط به اولیاء الله بر نمی گردد.

از کجا تشخیص داده شود که این خوف در مسیر سلوک است یا در مسیر سقوط ؟

اگر از ناگواری، احساس یأس، نا امیدی و میل کمتر به عبادت پیدا کردید در مسیر سقوط قرار گرفته اید. اما اگر از ناگواری، احساس برکت، دیده شدن، ترقی و عبرت از این ناگواری داشته باشید، در مسیر سلوک قرار دارید.

حزن : درد دل، از نزول امر ناگواری که چه بسا واقع شود.

مؤمن همیشه بر اساس این آیه زندگی می کند : انّ النفسَ لامارةٌ بالسوءِ الاّ ما رَحمَ ربّی، این یعنی حزن.

چهار جلد کتاب عاقبت به خیران عالم و چهار جلد کتاب عاقبت به شران عالم در انتشارات سازمان تبلیغات وجود دارد که هر وقت درجه خوف‌تان کم شد، کتاب عاقبت به شران عالم را مطالعه کنید.

یکی از مشکلات انحراف این است که مردم آنقدر به مسیر خود اطمینان دارند که خوف ندارند! چه بسا این مسیر اشتباه باشد، چه بسا فردا این مسیر از راه خود انحراف پیدا کند.

خیلی از بزرگان در سن هفتاد یا هشتاد سالگی با خوف صحبت می کنند؛ خدا عاقبت ما را به خیر کند! به گونه ای با خوف صحبت می کنند که انسان می ترسد ما چرا اینقدر به خودمان مطمئن هستیم ؟!

امام صادق (ع) فرمودند عاقبت به خیری باید جزء دعاهای جدی شما باشد.

برای مؤمن و سالک شبی بدون دعای پر از حزن نسبت به این که بعد چه می شود، آیا عاقبت به خیر می شوم، نباید بگذرد. و نیز نباید صبحی بدون حزن چه مادی و چه معنوی، بسم الله بگوید.

در یک ثانیه ممکن است شما از اوج عزت مادی به حضیض ذلت مادی برسید. ممکن است در امور معنوی سقوط وحشتناک نباشد اما در امور مادی ممکن است در یک ثانیه از همه چیز فارغ بشوی و سقوط کنی.

انسان باید نسبت به آینده در مسائل مادی و معنوی همیشه نگران باشد و این نگرانی باید او را به استعاذه برساند، باید دائم پناه جوی خداوند باشد.

هر لحظه، ثانیه و دقیقه ای که در زندگی خود از پناه خداوند خارج شدید، نسبت به این اتفاق باید شدیداً حزن داشته باشید.

حتی الامکان سعی کنید از مسیرهای کم خطرتر عبور کنید، روابط اجتماعی تان را کمتر کنید. بیست سال پیش بزرگواری که مقداری از مسیر را طی کرده بود فرمود : هر چقدر می توانی کنارتر قرار بگیر.
- در زمان جنگ نمی توانی، چون پشت این قضیه امر وجود دارد -
مثلاً به عنوان یک مبلغ وقتی امر شده است که به چین بروید، نمی توایند بگویید در کنار حرکت می کنم، چون پشت این قضیه امر است.
در قضایا یا شرایطی که وظیفه ای ندارید، هر چقدر می توانید کنارتر و در دامنه باشید.
هر چقدر برایتان مقدور است در تیر رس نباشید و در جای مناسبی حرکت کنید.

اما در بعضی اوقات بدون دلیل و ضرورت ما شاخص می شویم، هیچ امری هم درباره آن وجود ندارد.
اگر سود محتمل دنیایی یا آخرتی دارد، اقدام نمایید. اگر سود و ضرری نمی بینید، این همان اجتناب از شبهات است و گویای این است که دخالت بنده در این موضوع، هیچ سود دنیایی و آخرتی ندارد.

حتی در بعضی از مواردی که مثل امر به معروف واجب است؛ زمانی واجب است که احتمال تأثیر وجود داشته باشد. اگر این احتمال نبود و اقدام کردیم خود را در تیررس قرار داده ایم.

خیلی از مواقع می توانیم کنار بکشیم اما به دلایلی از جمله هوای نفس این کار را نمی کنیم.

زمان جنگ در آموزش نظامی برای اینکه گروهان را در کوه حرکت دهی، امن ترین مکان کجاست؟ پایین تر از خط الرأس. جایی که اگر خواستید به قله برسید فاصله زیادی نباشد، نزدیک قله و در عین حال بیشترین فاصله را با درّه داشته باشد. چون در قسمت پایین کوه در معرض هجوم قرار دارید و در بالا در تیررس هستید. باید بتوانید فاصله را به گونه ای تنظیم کنید که به اندازه یک وجب تا قله باشد تا دیده نشوید، این بهترین حالت است.

خط الرأس اخلاقی هم همین است، در جایی حرکت کن که در رأس نباشی تا مورد اصابت قرار بگیری، در کف هم نباشی که هر چیزی به سر شما بخورد!

چون در تیررس نمی توانی تحمل کنی، کناره حرکت کن وگرنه شیطان به شدت هجوم می آورد.

در سوره ی ناس؛

یک شیطان وجود دارد که هر جا حرکت کنید همراه شما است، دو شیطان هم مأمور شما هستند؛ به ازای دو ملک، شیطان دو جن هم برای شما می فرستد.

باید چه کار کرد؟ مراقبت از نفس.

اما یک شیطان به اسم ناس داریم که شما را نمی بینند، بنابراین در دیدشان هم نباید بروید. نباید رفتاری کنید که این ها وسوسه شوند تا شما را اذیت کنند.
به گونه ای حرکت کنید تا شیاطین ناس شما را نبینند.
وقتی بر این گونه جمع ها تأکید می شود به این دلیل است که این جمع ها در معرض دید ملائکه ناس قرار می گیرند، مؤمنین و مؤمنات برای یکدیگر انرژی مثبت الهی همراه دارند. بعضی اوقات وقتی حال معنوی وجود ندارد، وقتی در جمع قرار می گیرید حال شما هم بالا می رود.

فاصله گرفتن از جمع های دارای انرژی و سیگنال های مثبت، به بهانه های شیطلانی! یکی از بهانه های شیطانی این است که انسان معتقد باشد در خلوت حال بیشتری دارد! در حالی که نَفَس تاثیر دارد.

چطور نسبت به شیاطین انس از این بهانه ها آورده نمی شود و به دانشگاه که می رسد باید برود تا کسب علم صورت گیرد؟! در حالی که می توانست دانشگاه را مکاتبه ای کند، دین را مکاتبه ای می کند به این بهانه که حال من به تنهایی بیشتر است!

همان طور که برای مباحث دنیایی در مسیر شیطان های انس قرار می گیرید، برای مباحث معنوی هم باید در مسیر ملائکه انس قرار بگیرید.

حزن به انسان چه می گوید؟ اول باید تمام تلاش خود را بکند تا در تیر رس شیاطین انس نباشد و دوم باید برای نفس خود نگران باشد.

لذا یوسف پیغمبر دو کار انجام داد؛ اول گفت : انّ النفسَ لامارةٌ بالسوءِ الاّ ما رحمَ ربّی. یعنی دغدغه ی شیطان جن.
دوم گفت : زندان را بر این کاخ ترجیح می دهم. یعنی دغدغه ی شیطان انس؛ بالاخره با این زلیخا کم می آورم.

سوال: لا خوفٌ عَلیهم و لا هُم یَحزنون کدام حزن است؟

- حزن دنیایی است.


+ حُزنُه فی قَلبِه و بُشرُه فی وَجْهه.

این حزن نباید در صورت شما مشخص باشد این حزن، قلبی است. هر وقت به صورت و رفتار کشیده شد معلوم می شود یک جای کار ایراد دارد. یعنی باید بتوانی با حزن قلبی، بهجت صورت داشته باشی.

کما اینکه خیلی از خوبان را وقتی می بینی، فکر می کنی این انسان در نهایت بی خیالی قرار دارد! چون خلوت های این آدم را نمی بینیم.

دوم، این حزن و نگرانی، نباید آرامش شما را به هم بریزد.
بعضی از نگرانی ها آرامش ما را به هم می ریزد. چون این نگرانی را نه تنها برطرف نمی کنیم، بلکه دائم آن را تشدید می کنیم.

بعضی از نگرانی ها آرامش شما را زیاد می کند. مثلا اینکه از کنار دیواری رد بشوید، این نگرانی را دارید که ممکن است این دیوار فرو بریزد. کار اشتباه این است که هیچ اقدامی جهت اصلاح دیوار نکنید، این حزن نگرانی شما را بیشتر می کند. کار صحیح این است که هر روز قسمتی از این دیوار را تعمیر می کنید.
بنابراین حزن شما نگرانی شما را کم می کند.

حزن باید نگرانی انسان را نسبت به دنیا و آخرت کم کند، اگر بیشتر شود مشخص می شود حزنی داری که عمل اسلامی ندارد، حزن بدون اصلاحات حزن دنیایی بی فایده است.

سوال : معنای حزن و خوف عامیانه با این معنا متفاوت است؟

- بله. معنای عامیانه حزن و خوف که در منابر عنوان می شود، با این معنایی که در مقامات سلوک گفته می شود، متفاوت است.
در قرآن هم همین گونه هست، بعضی اوقات خوف عمومی و برخی اوقات خوف خاص را توصیه می کند.

سوال : گریه امیرالمؤمنین (ع) چگونه ست؟

- گریه آقا امیرالمؤمنین (ع) چندین معنا دارد. یک معنا از درد دل هایی که با چاه می کردند، حزن دینی - اخلاقی بوده است. یک معنا حزن عاطفی بوده است. یک معنا مباحث سیاسی و اجتماعی و درد مردم بوده است. متن این گونه گریه ها نشان دهنده استمداد آقا (ع) از خداوند است.

سوال : انتخاب مرجع اعلم چگونه است؟

- تسلط آقایان مراجع بر فقه و اصول با یکدیگر زیاد متفاوت نیست. در گزینه های دیگر اعلم را انتخاب کنید، غیر از فقه اصول، اخلاق و عرفان و آگاهی به شرایط زمانه که از مهم ترین آن هاست.

کدام مرجع مثل حضرت آقا (حفظه الله) هست که در هر فضایی ورود پیدا می کنند، اصحاب آن اذعان کنند که این مرجع متخصص است؟ اشراف ایشان بر مباحث اجتماعی به دلیل سابقه اجرایی و رهبری، فاصله ایشان با بقیه مراجع را زیاد می کند، این عقیده شخصی بنده است.

اشرافی که ایشان دارند تا بتوانند فقه را به صورت پویا به جهان عرضه کنند در مرتبه بالایی قرار دارد.

سوال : اگر بین دو مرجع شک داشته باشیم آن که احتیاط بیشتری را دارد انتخاب کنیم؟

- نظر بنده این است که اشراف به زمانه اهمیت بیشتری دارد. صحبت شما این است که اگر زمانی بین دو مرجع یه یقین نرسیدیم، مرجعی که احتیاط بیشتری دارد را انتخاب می کنیم. این گفته شما قول مخالف هم دارد؛ شیخ انصاری می فرماید اصلا احتیاط معنا ندارد، یک کار یا حلال است یا حرام! معتقد است مرجعی که زیاد احتیاط می دهد، ترسو است.
چیزی که شما فرمودید قول قابل اجماع نیست.

سوال : جایگاه حزن کجاست؟

- حزن بعد از توبه است، مؤمنی که گناهی مرتکب می شود باید توبه کند.
نه مثل آن پیر مردی که هم به خیمه های آقا اباعبدالله (ع) حمله می کرد و گریه می کرد! این گونه رفتار کردن مسخره کردن خداست.

سوال: زمان مناسب خواب چه موقع است؟

- از نظر دین، تقسیم ساعاتی برای خواب در شب و ساعتی در روز است. ساعت خوابی که در دین آمده، 11 تا 3 نیمه شب بر اساس ساعت اصلی، بهترین ساعت است. که امام صادق (ع) می فرمایند اثر این خواب سه برابر ساعات دیگر است. بدترین ساعت هم برای روح و روان و جسم، بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب است.



دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات