برنامه آينده
اطلاعیه

به علت پیشگیری از آسیب های بهداشتی احتمالی جلسات هفتگی، تا اطلاع ثانوی برگزار نمی گردد!
رهپويان



جمعه 4 مرداد 1392 نسخه چاپی
خلاصه سخنرانی | نگاهی به قرآن «28» [سوره نساء «قسمت دوم»]
وقتی گناهی را کوچک تصور می‌کنید، گناه را کوچک نشمرده اید، خدا را کوچک شمرده اید.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
04 / 05 / 1392

موضوع : نگاهی به قرآن «28» [سوره نساء «قسمت دوم»]



آیه 26 تا 30 سوره نساء :
يُريدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَکُمْ وَ يَهْدِيَکُمْ سُنَنَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْکُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَکيمٌ.
وَ اللَّهُ يُريدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْکُمْ وَ يُريدُ الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَميلُوا مَيْلاً عَظيماً.
يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً.
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَيْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحيماً.
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْليهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ يَسيراً.

جلسه قبل آیه 26 را عرض کردیم که دلالت بر تقابل مدرنیته و سنت داشت و بحث کردیم انسان ها چگونه می توانند هم متدین باشند و هم مدرن، و راهکار دین و اخلاق راجع به این قضیه چیست.
آیه بعد می فرماید دلیل پیشنهاد این‌گونه زندگی [که جلسه قبل اشاره شد] این است که خداوند می خواهد شما به رحمت و مغفرت باز گردید؛
و اما کسانی که از شهوات تبعیت می کنند، می خواهند شما را از رحمت الهی منحرف کنند. در بحث مدرن‌سازی زندگی در تقابل با دین، می خواهند زندگی شما را از مسیر سعادت و لذت دور کنند.
در حالی که خداوند اراده کرده است أَن يُخَفِّفَ عَنکُم؛ کار شما را آسان کند. دلیل اینکه تخفیف می دهد این است که انسان ها را در مقابل امیال و هوای نفسانی و شهوات دنیایی ضعیف خلق کرده است.

یک شرط هم در اینجا هست : ای کسانی که ایمان اورده اید، اموال بین خودتان را به باطل نخورید. - مال حرام -
منظور از اموال، الزاما پول و خانه و درهم و دنیار نیست؛ گاهی ما دزد ِ اعتبارات هم هستیم، گاهی دزد مقام و کرسی های هم، و .. . پیغمبر (ص) فرمود هر آنچه که حق تو نیست را اگر بگیری، دزدی است.

دزدی که مال و اموال را می برد، حد می خورد. ولی این نوع دزدی فرق می کند. پیامبر (ص) می فرماید اگر مُلکی از ملک اسلام، قسمتی از حکومت اسلامی، حق شما نباشد، مستحق تر از شما وجود داشته باشد و شما تصاحب کنید، دزدی است.
 
+ وَ لا تَقتُلُوا أَنفُسَکُم.
کشتار؛ اعم از خود یا دیگرکُشی.
یعنی خداوند تبارک و تعالی اول مال حرام و قتل را از زندگی شما استنثنا می کند. این دو را در کنار هم می آورد و اول از مال حرام می گوید؛ گویا که مقدمه ی قتل، مال حرام است. کسی که حرام در بطنش نباشد، مرتکب قتل نمی شود.
آیه 30 : و عاقبت این دو گروه جهنم است و جهنمی کردن اینان برای خدا آسان است.

ـــــــــــــــــــــــــــ

آیه 31 سوره نساء :
إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَيِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَريماً.
اگر از گناهان بزرگ اجتناب کنید، خداوند گناهان کوچک شما را می آمرزد و شما را در دو عالم به مقامی نیکو و رتبه ای بالا خواهد رساند.

برای کبائر، نیاز به توبه ی جدی، یا حد است. اگر مرتکب گناه کبیره شدید، جدا باید توبه کنید.
برخی علما گناهان کبیره را تا 7 مورد برشمرده اند، و برخی دیگر تا 70 مورد هم ذکر کرده اند. کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب (اعلی الله مقامه) کتاب مناسبی است.

قاعده ی اصلی این است که 7 گناه، قطعا گناهان کبیره هستند. بطور عموم، مؤمنین و مؤمنات مرتکب گناهان کبیره نمی شوند، یا اگر شدند توبه می کنند. گناهان کبیره را جدی می گیرند. اگر مرتکب بشویم، از لحظه ی پایان گناه به بعد درگیری روحی داریم و به این دلیل، حتما و حتما توبه می کنیم. لذا نگرانی آقا امیرالمؤمنین (ع) راجع به شیعیان و پیروان‌شان، گناهان کبیره نبود؛ وقتی حتی شیعیان کوفه را نصیحت می کردند، می فرمودند ایاکم والمُحقرات من الذنوب. شما اهل گناهان کبیره نیستید، اگر هم مرتکب شوید توبه می کنید. ولی اگر گناه‌ کبیره ای که بر آن حد لازم است، قبل از توبه فاش شد، باید حد بخورید.

ولی نگرانی اصلی قرآن کریم و پیامبر و ائمه (ع)، گناهان کبیره ی ما نیست. می فرماید اگر از گناهان کبیره ای که از آن نهی شده اید پرهیز کنید، نُکَفِّر عَنْکُم سَيِّئاتِکُم؛ سایر گناهان صغیره‌تان [که به آن لمم می گویند] را خواهیم آمرزید.
یعنی حتی گناهانی که ممکن است خودت فراموش کرده باشی، خود به خود آمرزیده خواهد شد.
نزد پیامبر (ص) آمدند و گفتند جوانی فلان گناه [صغیره] را مرتکب شده. پیامبر فرمودند ان‌شاءالله توبه می کند. گفتند فراموش کرده توبه کند. پیامبر فرمود نماز خواند یا نه !؟ نمازش توبه اش بوده است.
اگر از گناهان کبیره فاصله بگیرید، راجع به گناهان صغیره قبل از توبه بخشیده خواهد شد. چون نسبت به گناهان کبیره حساس بوده اید، خداوند گناهان صغیره را پوشش می دهد. [نُکفّر]

در روایت داریم اگر تا 6 ساعت - و در روایتی دیگر تا 7 ساعت - بعد از انجام گناه کبیره، توبه کنید، آن گناه حتی در پرونده‌تان ثبت نمی شود. چون اگر ثبت شود و بعدا توبه کنی، گناه پاک می شود ولی اثرش می ماند. اما اگر قبل از 6 ساعت توبه کنید، اثرش هم نمی ماند.
برای گناهان صغیره می فرمایند اصلا نوشته نمی شود؛ ما می پوشانیم، رد می کنیم. چون فرمود «و خُلق الانسان ضعیفا.» می دانیم شما را ضعیف خلق کرده ایم.
خدا با من و شما خیلی تفاوت دارد؛ دنده اش خیلی پهن تر از این حرف هاست! خداوند با عصیان موجودات ناچیزی به نام انسان، چندان تحریک نمی شود. قانونی گذاشته و طبق قانونش هم عمل می کند.

اما آیا ممکن است انسانی از طریق گناهان صغیره هم مغضوب خداوند تبارک و تعالی شود؟ در روایت داریم چند گناه صغیره هست که این گناهان را تبدیل به گناه کبیره می کند. این چند مورد را بررسی می کنیم :

1. تکرار؛ بدون قصد توبه.
گناهی مرتکب می شود که چون صغیره است، اهمیت خودش را برایش از دست می دهد. برخی علما می گویند تکرار یعنی 3 بار به بالا. برخی می گویند تکرار به معنای عادت. یعنی این گناه بشود جزء برنامه ات.
خیلی از این گناهان وقتی تکرار می شود، اصلا دیگر در جامعه گناه محسوب نمی شود! عادی شده.
خیلی ها گناه صغیره حتی در ظاهرشان مشخص است. وقتی چندین بار تکرار شود، دیگر صغیره نیست. لا صغیرة مع الاصرار.

2. صغیره باشد اما تحقیر شود.
وقتی گناهی را کوچک تصور می کنید، گناه را کوچک نشمرده اید، خدا را کوچک شمرده اید. بزرگترین گناه تاریخ را اگر کسی مرتکب شود - امام صادق (ع) فرمود کسی که یک دور بنی آدم را کشته - راه نجات دارد، اما کسی که با کوچک شمردن خدا، گناهش را کوچک می داند، برای همان گناه کوچک راه نجات ندارد.

متاسفانه حُسن و قبح گناهان در جامعه امروز ما بشدت عوض شده است. گناهان خیلی بزرگی که در جامعه بر آن ها اصرار هست را دیگر قبیح نمی دانیم، اما برخی گناهان ساده و حتی بی ادبی ها را غیر قابل بخشش و اغماض می دانیم. این حسن و قبح عوض شده در جامعه، نباید ما را گول بزند. در زمان حساب و کتاب قیامت که خداوند به حسن و قبح جامعه نگاه نمی کند! به حسن و قبح لوح محفوظ نگاه می کند.

لذا می فرماید تحقیر گناه، به معنای تحقیر مالک است. باید نسبت به خطا کردن در پیشگاه خدا خیلی احساس بدی داشته باشد، شرمنده باشد.
آقا امیرالمؤمنین (ع) که در چاه فریاد می زد و از شدت خوف خدا بیهوش می شد، به دلیل گناه نبود، به دلیل درک عظمت خالق بود. آنقدر خودش را در مقابل خالق مقصر می دید که دائم در حال کوچک شمردن خودش و اعمالش بود.
ولی ما یک گناه کوچک را؛ گناهی که نه عرش را می لرزاند نه فرش را و نه کسی را اذیت می کند، گناه ساده ای که خدا فرموده انجام نده را، انجام می دهیم و اصلا احساس نمی کنیم خدا دیده و ناپسند است. این یعنی دید خدا تحقیر شده.

3. طغیان.
گناهی که باعث شود انسان نسبت به خیلی از مسائل عبادی طغیان کند. خداوند گناه‌کار گردن‌کلفت را دوست ندارد!
وقتی در روایت می فرماید من ناله ی گنه‌کار را از ناله ی عابد بیشتر دوست دارم، منظور عابد طغیان‌گر است و گنه‌کار خاضع. عابدی که احساس بزرگی می کند. ناله ی عابد طغیان‌گر، مغضوب خداست و ناله ی گنه‌کار خاضع و خاشع، محبوب خداست.
گنه‌کار گردن‌کلفت، گناهش دیگر صغیره نیست!

4. موقعیت انجام گناه.
موقعیت گناه هم مهم است. گناهی که در جایی بین تو و خدا اتفاق می افتد، گناه صغیره ای‌ست که ان‌شاءالله خدا می گذرد.
آیه 30 سوره احزاب : مَنْ يَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ.
کسی که گناه صغیره ای را علنا مرتکب می شود، یعنی پرچم مخالفت با خدا را بدون ترس در جامعه بلند می کند، می فرماید «یُضاعف»؛ عذابش تکثیر می شود.

+ نکته ی دیگر در موقعیت، این که گناه اضطراری بود یا اختیاری؟ تفننی بود یا تفرعنی؟
این گناه موجب شد از خودش منزجر بشود؟ در اثر فشاری که به او وارد شد گناه کرد یا هوس کرده بود؟
بخاطر اینکه خانواده اش گرسنه بودند دزدی کرد یا برای اینکه امکانات بهتری در خانه داشته باشد دزدی کرد !؟ چون در فشار بود لغزید یا برای گناه برنامه ریزی کرد؟ این ها خیلی تفاوت دارد. لغزش دو معنی دارد : زیر پایت لیز باشد یا کسی هُلت بدهد.
موقعیت فشاری یا اضطراری بودن گناه، در کبیره یا صغیره بودنش تاثیر دارد.

5. سنت‌گذاری با گناه.
برادر و خواهر کوچکت گناه را از تو آموزش می گیرد. همکلاسی‌ات گناه را از تو الگو می گیرد. در این شیوه، یک گناه سنت‌گذاری می شود.
سنت‌گذاری دیگر گناه صغیره نیست. دیگر شما و خدا تنها نیستی.

6. افتخار به گناه.
پیامبر اکرم (ص) فرمود : هر کسی گناهی کند در حالی که خندان باشد - از گناه مست باشد - در آتش وارد خواهد شد، در حالی که گریان باشد.
گناه باید انسان را شرمنده کند، نه اینکه باعث سرخوشی او بشود.

7. راضی شمردن خداوند در اثر گناه.
آیه 8 سوره مجادله : گنه‌کار مغرور می گوید چرا خدا من را عذاب نمی کند؟ احساس می کند خدا از گناهش راضی است! احساس ایمنی از عذاب الهی می کند.
خدا عذاب نمی کند چون راضی است یا عذاب نمی کند چون کریم است !؟ خدا من را محق این گناه می داند !؟ قرار شد حتی اگر در اضطرار هم بودی سر به زیر و شرمنده باشی، نه اینکه صدایت را هم بالا ببری!
و خداوند تبارک و تعالی می فرماید آیا جهنم برای شما کافی نیست؟

با این 7 شرط، گناه صغیره تبدیل به کبیره می شود.


دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات