برنامه آينده
شنبه های پاک
جلسه هفتگی


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
ارزشمندی زندگی - قسمت 1

مداح :
حجت الاسلام احمدی

قاری :
علی راسخی

زمان :
شنبه 96/9/25
ساعت 19

بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان






پنجشنبه 17 مرداد 1392 نسخه چاپی
متن سخنرانی | شرح اوصاف الاشراف «قسمت 8»
آداب اعمال معنوی مهم‌تر از خود اعمال معنوی است.

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
نهمین جلسه تشکل عقیدتی - سیاسی «آحاد حزب الله»
12 / 05 / 1392 - حسینیه سیدالشهدا (ع)
موضوع : اوصاف الاشراف «قسمت هشتم»



مقام بعدی از مقامات سلوک؛
+ رجاء.
رجاء آن گاه در دل می نشیند که سالک به انتظار کمال مطلوب در آینده، از سر ظن و گمان امیدوارانه، در صدد تحصیل مقدمات وصول به مطلوب بر می آید.

بحث رجاء بحث تقدیمی است، یعنی همه ارتباط های با خداوند تبارک و تعالی با نگاه امیدوارانه و رجائی به خداست.
اگر مردم قبل از رجاء به سمت خوف و حزن بروند، با مشکل مواجه می شوند.
نگاه و برخورد خداوند تبارک و تعالی هم در وهله اول با امیدواری و رجاء است، بعد به سراغ مباحث دیگری که نیاز مردم باشد می رود.

نکاتی که در بحث رجاء باید به آن توجه داشت:
اولین نکته این است که جایگاه رجاء دل است؛ دل و قلب.
دل و قلب با هم تفاوت دارد، قلب هو العقل است و امام صادق (ع) می فرمایند قلب اندیشه و ذهن است. از طرفی عوام به قلب، دل هم می گویند.
طبیعتاً در این مبحث، بیشتر نگاه، نگاه دلی و عاطفی است؛ یعنی ارتباط با خالق باید به گونه ای باشد که رجاء خالق در دل بنشیند.

در این حالت اگر بخواهی با خداوند تبارک و تعالی ارتباط رجائی برقرار کنی، فکر می کنی که درجه مهربانی خداوند چقدر است؟ بعضی از کارها را در حق ما می تواند انجام دهد یا نمی تواند؟
امام صادق (ع) در زمینه فکر کردن به رحمت خداوند از مثال مادر استفاده می کند. می فرماید در برخورد با خداوند تبارک و تعالی اگر خواستید قدرت رجاء در قلب شما افزایش پیدا کند، نزدیکترین کسی که می توانید به عنوان مثال یا مشبه به در نظر بگیرید، مادر است.
به این فکر شود که اگر قرار بود مادر شما متولی امور شما باشد، با شما به چه شیوه ای برخورد می کرد؟ اینجا امام صادق (ع) می فرماید: ما بسیار بسیار بیشتر از این ها باید نسبت به خداوند تبارک و تعالی امید داشته باشیم.

روایتی هست که وقتی فرزندی توان نگهداری مادرش را به دلیل کهولت سن نداشت، او را به کوه می برد تا غذای گرگ ها شود، موقع برگشت مادر دعا می کند که در سرازیری فرزندش به زمین نخورد! خداوند تبارک و تعالی به پیامبر (ص) وحی کرد که میزان محبت من به بنده ام قابل مقایسه با این محبت مادر به فرزندش نیست، این یک مبحث عقلی است چون این محبت هم از خداوند متعال نشأت گرفته است.
لذا وقتی بحث رجاء برای کسانی که دچار نا امیدی شده اند پیش می آید، می گویند مادر خود را در نظر بگیرید. مادری که لطف و محبت به فرزند دارد، و مراتب بالاتری را نسبت به خدا ببینید.
پس در دل می نشیند، یعنی در حقیقت انسان ارتباط عاطفی با خداوند متعال بر قرار می کند.

دوم می فرمایند هدف از این رجاء چیست؟  انتظار کمال مطلوب در آینده. یعنی رجاء برای انسان این انتظار را رقم بزند که در آینده دور یا نزدیک به یک مطلوبی می رسد، این معنای رجاء است.
در این میان رجای کاذب هم وجود دارد.

«مَنْ کانَ یُؤمِن بِالله»، اول باید به خداوند تبارک و تعالی ایمان داشته باشیم، یکی از  مبانی رجاء این است که اعتقاد داشته باشیم که خداوند تبارک و تعالی حداقل با همان نگاه مهربان مادر به ما نگاه می کند، این مبنای اول.
مبنای دوم این است: «مَنْ کانَ یَرجو لِقاءَ ربّه فَلْیَعْمَل عَمَلاً صالِحاً». دومین آیه ای که رجای کاذب را افشا می کند، این است که شخص باید در مسیر عمل صالح حرکت کند.

اگر شخصی سال92 او نسبت به سال 91، عمل صالح کمتری دارد، باید احساس خطر کند. اگر عمل صالح ماه رمضان امسال نسبت به پارسال کمتر باشد، رجای کاذبی است که شما را فریب می دهد.
اما اگر عمل صالح بیشتر باشد یعنی نمره ای که در محاسبه و مراقبه در نظر می گیرید ولو اینکه نمره پایینی باشد و از نمره پارسال به اندازه کمی بیشتر شده باشد، این نشان دهنده رجای درست است.

یکی دیگر از رجاءهای کاذب این است که امیدواری های غیر عقلانی وجود داشته باشد. به طور مثال زنی امید داشته باشد که به لطف خداوند تبارک و تعالی در آینده، مرد می شود! هر چیز غیر عقلانی که بر محال استوار باشد، نباید در دایره رجاء به آن نگاه کرده شود.
خداوند تبارک و تعالی می فرماید امید غیر عقلانی هم جزء رجاءها نیست.

دو گونه عقل داریم، عقل غیر ممکن یعنی محال، و عقل بعید.
در عقل غیر ممکن و محال نباید رجاء داشته باشید چون غیر ممکن عقلانی است ولی در مواقعی که که محال نیست می شود رجاء داشت.
مثلا شما وقتی می گویید به سمت راست می روم ولی ان‌شاءالله به سمت چپ می رسم، این محال و غیر ممکن است اما وقتی از خداوند تبارک و تعالی عمر دویست یا پانصد ساله می خواهید این محال نیست، بعید است.

محال یعنی که بنده امید دارم وقتی مردم دوباره به دنیا بیایم، محال یعنی تناسخ. امید دارم سال آینده به یکی از ستاره های آن طرف راه شیری سفر کنم، این محال است یا بعید؟ بعید است. یعنی می شود انسان نسبت به بعید ها امید داشته باشد.
بنابراین در محالات عقلی نمی توانید رجاء داشته باشید اما در بعید یعنی نا ممکن می شود که خداوند تبارک و تعالی بعضی از ناممکن ها را ممکن کند.
بنده امسال از سال قبل وضعیت معنوی پایین تری داشتم، اینکه خداوند مرا ببخشد و بیامرزد محال است یا بعید؟ محال است. چرا؟ چون فرموده است «مَنْ کانَ یَرجو لِقاءَ ربّه فَلُیَعْمَل عَمَلاً صالِحاً»، خداوند تبارک و تعالی دستور داده که پیشرفت معنوی داشته باشی و چون پیشرفت معنوی نداشته ام محال است که امسال من را بیامرزد.
در این گونه مواقع انسان باید سریع توبه و جبران کند و بر روی پیشرفت معنوی خود کار کند. در جاهایی که خداوند تبارک و تعالی دستور قطعی داده است، بعید نیست، محال است که ببخشد.

انسانی در مسیر تزلزل جلو می رود و می گوید ان‌شاءالله خدا من را می آمرزد، این درست نیست. ان‌شاءالله اگر توبه کنی، این صحیح است. ولی ان شاء الله خدا در مسیر تزلزل ما را می آمرزد، محال است.
خیلی از مردمی که به قهقرا رفته اند با امید و رجائی به قهقرا رفته اند که محال بوده است.

فردی که مرتکب قتل شده، اگر بخواهد توبه کند، رجاء این شخص محال است یا بعید؟ این رجاء حتمی است.
یعنی اگر شما نسبت به گناه بزرگی که می خواهی توبه کنی، احساس کنی که بعید است خداوند ببخشد، یعنی رجاء نداری. بعید فقط در ناممکن بعید است نه در ممکن.
محال در خلاف عقلی، بعید در ناممکن، و در بقیه امور صد در صد باید رجاء داشته باشید.

آن چیزی که برای کریم ممکن است، قطعی است. مثلا اگر به کسی بگوید ده هزار تومان بده، اگر کریم باشد، قطعی است. اگر در باره کسی گفته شود بعید است فلانی بدهد، پس اینجا باید مشکلی وجود داشته باشد.
در محال عقلی رجاء اصلا ورود ندارد، در ناممکن رجاء بعید است و در ممکن هم قطعا رجاء وجود دارد.

سوال : بحث طول الأمل یا آرزوهای طولانی را توضیح دهید.
پاسخ : طول الأمل یا آرزوهای طولانی اگر دنیایی باشد مذمت شده است اما از مبنای ارتباطات معنوی طول الأمل خیلی خوب است.
حتی می گویند شما آرزو کنید تا سلمان فارسی بشوید، این هیچ اشکالی ندارد. ممکن است بنده حتی غلام قنبر - غلام امیرالمؤمنین (ع) - هم نشوم، اما اگر آرزو کنم مثل سلمان بشوم، این خوب است.
توصیه شده آرزوهای بزرگ معنوی داشته باشید تا بتوانید در سایه آرزوهای بزرگ معنوی به آرزوهای کوچک معنوی برسید.

سوال : فرمودید وقتی امسال نسبت به سال قبل پیشرفتی در رسیدن به خدا نداریم یا پس‌رفت کرده ایم، محال است که بخشیده بشویم. یعنی نباید نسبت به بخشش خداوند امید داشته باشیم؟ اینجا رجاء ممکن نیست؟

پاسخ : گفتیم اگر در مسیر پس‌رفت قرار دارید محال است. اما وقتی توبه می کنید، یُبَدّل اللهُ السیئاتِ بِالحَسناتِ. خداوند گناهان را به نیکی ها تبدیل می کند و شما بالا می روی.
اشاره بنده به کسانی بود که سال به سال، از سال 80 تا سال 92 افت داشته اند و بنا ندارند که سال 93 را با پیشرفت جلو بروند. این از نظر عقلی محال است کسی که در مسیر پایین می رود به بالا برگردد.
وقتی قرآن می گوید توبه کنید به این معنا نیست که به پس‌رفت ادامه دهید! توبه، کشیدن ترمز است. اگر کسی در نهایت گناه اسراف کرده اما ترمز را کشیده است، خداوند می بخشد.

ظن و گمان چیست؟
از نظر اخلاقی به صد در صد، یقین می گویند و 70 تا 80 به بالا را ظن و گمان می گویند.
یعنی درجه امید به خوف شما 80 به 20 یا 70 به 30 است. نمی شود انسان در رجاء صد در صد باشد. رجاء صد در صد یک فریب است.
30درصدی که کم می کنیم از باب این که خداوند تبارک و تعالی نمی بخشد نیست، از خودمان کم می کنیم. رجاء به خداوند تبارک و تعالی صد در صد است، 30درصد را کم می کنیم، یقین را به ظن تبدیل می کند، چرا؟ چون به خودم اعتماد ندارم.
این 30درصد از خوف، خوف از نبخشیدن خدا نیست، خوف از آدم نبودن خودمان است؛ «انّ النَفسَ لاماّرة بالسوءِ الاّ ما رَحِمَ ربّی».

رجاء اتفاق افتاده، بنده خواستار بخشش خداوند هستم، آیا باید کاری انجام بدهم یا نه؟ آیا رجاء بدون عمل ممکن است؟ مطلوب من چه چیزهایی است؟ مثلا مطلوب من فلان امر دنیایی است و می خواهم در فلان رشته نتیجه خوبی بگیرم.
امید من به خدا صد در صد است،30درصد به خاطر اینکه ممکن است من یک سری مشکلات داشته باشم کم می کنم، با این توضیح آیا بدون اینکه عملی انجام دهم، نتیجه خوبی می گیرم؟!

مقدمات مباحث معنوی، توبه، جبران، توسل، زیارت است. آیا برای اینکه خداوند تبارک و تعالی ما را ببخشد لازم نیست که دست خود را بالا ببریم و الهی العفو بگوییم؟ لازم نیست برای الهی العفو گفتن مکان بهتری مثل مسجد و حسینیه انتخاب کنیم؟ لازم نیست برای این الهی العفو گفتن نَفَس حق تری پیدا کنیم؟ لازم نیست برای الهی العفو گفتن زمان بهتری مثل شب قدر یا شب جمعه پیدا کنیم؟
لذا کسی که امیدوار است برای مقدمات از قبل فکر می کند زمان، مکان و شرایط مطلوب را برای رجاء مهیا می کند.
اگر مقدمات فراهم نباشد، یقیناً نمی توانیم رجاء داشته باشیم.

یک سری از مقدمات منفی هم هست که باید بزداییم؛ چه مشکلاتی دارم؟
نمی شود انسان سرش را پایین بیندازد و به بالا برود مگر اینکه برنامه ریزی معنوی داشته باشد. یک سری موارد را باید بزداییم و یک سری موارد را باید اضافه کنیم. این زاییدن و زُداییدن در مقدمات هر گونه کار دنیایی و اخروی باید برای ما اتفاق بیفتد.
از طرفی در رجاء نسبت به خداوند کریمی که عظمت و ابهتش را رعایت نمی کنم، ادب حضور را رعایت نمی کنم، نقص ایجاد می شود.
برای اینکه به خداوند تبارک و تعالی برسم باید یک سری آداب حضور را رعایت کنم.
مرحوم حضرت امام خمینی در بحث مسائل معنوی و سلوک می فرمایند آداب اعمال معنوی مهم تر از خود اعمال معنوی است.

ممکن است دل شما بشکند، در این حالت با خدا بهتر می توانی مناجات کنی، باید سریع آداب را رعایت کنی، وضو داری یا نه؟ آیا فقط می توانم ارتباط ساده برقرار کنم یا نه می توانم ارتباط عمیق هم بر قرار کنم؟
بعضی اوقات اعمال خیلی خوب ما به علت رعایت نکردن آداب که همین مقدمات است، اثر خود را از دست می دهد. از جمله آداب قلبی؛ بنده برای اینکه با خداوند تبارک و تعالی ارتباط برقرار کنم چقدر قلبم مستعد است؟ استعداد قلبی من در چه ساعاتی بیشتر و در چه ساعاتی کمتر است؟

خیلی از حضورهای ما قبل از اینکه این حضور شکل بگیرد مطلوب خداوند می شود. برای اینکه خدا می بیند که بنده فکر می کند، این مسئله و حضور برای او اهمیت دارد.
لذا امام سجاد (ع) برای وضو گرفتن وقت زیادی در نظر می گرفتند و وقت خاصی قبل از نماز را خالی نگه می داشتند. چرا؟ چون از آداب اینکه در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی بتوانم ارتباط قلبی داشته باشم این است که عظمت و ابهت این حضور در من شکل بگیرد.

مثلا وقتی نماز را تند می خوانید زودتر خسته می شوید، مثلا در رکوع به سه سبحان الله گفتن بسنده می کنید، ولی این چهار رکعت نماز تمام نمی شود! چرا چهار رکعت نمازی که تند می خوانی خسته ات می کند در حالی که وقتی با تمرکز می خوانی، به غیر از ذکر رکوع ذکرهای دیگر هم می گویی، خسته نمی شوی؟!
برای اینکه شما ادب حضور را رعایت نکرده ای، لذا ارتباط با خدا اصلا وصل نشده است و چون وصل نشده و پانتومیم بازی کرده ای، خسته می شوی.

آن که می گوید «إلهِی مَنْ ذا الَّذِي ذَاقَ حَلاوَة مَحَبَّتِكَ، فَرامَ مِنْكَ بَدَلاً»، یا «اللهمّ انّی اسْتَغْفِرکَ مِنْ کلّ لَذةٍ بِغَیرِ ذکرِکَ»، ذکر چه لذتی دارد؟ ذکر بدون آداب هیچ لذتی ندارد.
بدون تمرکز ذهن و کسب آمادگی ذهنی وارد مجلس می شوی، در این صورت خستگی و ناراحتی اعصاب در پی دارد. چرا؟ چون ارتباط برقرار نشده است.
هر جا در عبادات ارتباط برقرار نشد، خستگی زود رس حاصل می شود و هر جا ارتباط برقرار شد، اصلاً سیری در کار نیست.

چرا زیارت شاهچراغ برای بعضی لذت ندارد؟ برای اینکه ابهت و عظمت زیارت بخاطر قرب زیادی شاهچراغ به ما تبدیل به قساوت شده است! اما چرا شما یک ماه قبل از سفر کربلا یا مشهد متحول هستید و از زیارت سیر نمی شوید؟ برای اینکه آداب را رعایت کردید، عظمت و ابهت در جای خود برقرار شده، لذا شما از ارتباط معنوی که با امام حسین (ع) یا امام رضا (ع) و کسانی که از ما دور هستند، سیر نمی شوی.
من فکر نمی کنم عموم مردم برای شاهچراغ احساس دلتنگی داشته باشند، اما خواص این احساس را دارند. چون نزدیک است ادب را رعایت نمی کنیم. شاید خیلی از ما بدون وضو وارد حرم شاهچراغ بشویم. در صورتی که وقتی به مشهد می رویم اگر بدون غسل بگویند برو به زیارت، ناراحت می شوی چون غسل زیارت نکرده ای.
در کربلا عرض کردم که در زیارت اول آقا اباعبدالله الحسین (ع) بدون غسل، با خستگی و گرد و خاک راه به زیارت برو، چون دستور امام صادق (ع) است. اما برای اهالی کربلا این روایت را نداریم که خسته از سر کار بدون غسل به حرم برود! اول باید غسل کند و آداب را به جا بیاورد بعد وارد حرم شود.

پس آداب از مقدمات رجاء است، اگر آداب را رعایت نکنیم نباید به اینکه ارتباط خوبی برقرار شود، امید داشته باشیم. ارتباط های بدون آداب فقط قضا ندارد، اما در مسیر سلوک برای ما پیشرفت هم نخواهد داشت.

سوال : نقش توفیق را توضیح دهید.
پاسخ : دو مطلب در بحث توفیق وجود دارد :
آیا بدون عمل منتظر توفیق نشستن صحیح است؟ که قطعاً درست نیست. توفیق بعد از عمل است. مثلا شما می خواهید به زیارت یا مجلس بروی یا نماز بخوانی، همه آداب و مقدمات را رعایت کرده ای، تا می خواهی بروی تصادفی اتفاق می افتد! اینجا می گویند توفیق نبوده. توفیق یعنی موفق شدن برای رسیدن به آن نقطه مادی.
اما توفیق معنوی چه می شود؟ «انّمَا الاعمالُ بالنیّاتِ». چون نیت کردید ثواب را برده اید.

در مواقعی هم توفیق از انسان به دلیل رعایت نکردن آداب، گرفته می شود. مثلا نسبت به مسئله معنوی ناشکری می کنیم یا قدر دانی نمی کنیم، توفیق از ما گرفته می شود.
در روایات داریم که اهل بیت (ع) حضور دارند منتهای مراتب برخی از مردم توفیق ندارند به حضور آن ها برسند. یعنی مقدمات و آداب را رعایت نمی کنیم بنابراین توفیق نداریم. همچنین در بحث غیبت صغری و کبری می فرمایند جامعه توفیق حضور امام زمان (عج) را نداشته است.

سوال : توجه به مقدمات باعث تأخیر در توبه نمی شود؟
پاسخ : توبه یک واجب فوری است. بعد از اینکه گناه کردی بگو استَغفِراللهَ ربّی و اتوبُ الیه. این کلام ظاهری است اما بعد از این برای جبران باید مقدمات را فراهم کنی.

فواید رجاء
خواجه نصیر سه فایده را ذکر می کند :
1. ترقی و کمال.
رجاء باعث می شود انسان ها نسبت به آینده معنوی و مادی خود امیدوارانه فکر کنند که این امید باعث بالا رفتن می شود. این بالا رفتن در عین رجاء داشتن باعث ایجاد لذت و بهجت می شود و این لذت و بهجت انگیزه تو را برای ادامه راه بیشتر می کند و طبیعتاً انسان ها در ادامه راه احساس خوب بالا رفتن و پیشرفت می کنند.

وقتی امید نداری که خداوند گناهان سال91 تو را بخشیده باشد، در جا می زنی. در روایت داریم انسان گنه کاری که در مسجد یا مجلسی در مقابل خدا نشسته است، توبه می کند و می رود اما یقین دارد که خدا او را نبخشیده است، گویا توبه نکرده است.
برای این که یقین و رجاء نداشتن به بخشش خداوند باعث می شود نسبت به گناهان قبلی درگیری ذهنی پیدا کند و طبیعتاً این درگیری ذهنی باعث می شود که احساس بالا رفتن نکند و این احساس پستی، ترقی را از او می گیرد.

وقتی توبه ای صورت می گیرد باید یقین دانست که این توبه پذیرفته شده است. خداوند تبارک و تعالی مانند ما نیست که گناهی که 5دقیقه قبل انجام دادی و در عرض یک ثانیه توبه کردی را دیگر به یاد بیاورد.
احساس لذت و بهجت و سرور باعث می شود تا در نردبان صعود توقف نکنیم.

در راه رسیدن به قله کوه اگر اینکه زیر پای خود را که مدام عمیق تر می شود را نبینید، روحیه صعود و بالا رفتن ندارید. در مسیر معنویات هم همینطور، اگر ترقی و کمال دیده نشود، روحیه ادامه مسیر هم وجود ندارد. یکی از این موانع این است که انسان گمان کند گناهان قبلی هنوز نگه داشته شده است.

2. سرعت سیر.
طبیعتاً هر چه به بالای کوه نزدیکتر می شوید، سرعت حرکت هم بیشتر می شود. انسان ها وقتی به آخر مسیر نزدیکتر می شوند سرعت حرکتشان بیشتر خواهد شد. ممکن است اوایل راه از طولانی بودن مسیر تعجب کنید اما وقتی هدف را ببینید روحیه پیدا می کنید در نتیجه سرعت حرکت شما بیشتر می شود.

بر فرض مثال با وسیله شخصی قصد رفتن به پیش محبوبی را دارید، اوایل حرکت سرعت قابل توجهی ندارید ولی وقتی کوی محبوب را دیدید، سرعت را بیشتر می کنید.
وقتی انسان به سمت محبوب حرکت می کند اما در عین حال رجاء ندارد و پیشرفت پشت سر خود را نمی بیند، در نتیجه مطلوب رو به رو هم دیرتر و هم دور تر دیده خواهد شد.
مثلا شب های نوزده، بیست و یک و بیست و سه را پشت سر گذاشته اید و به آخر ماه که شب عید فطر هست، نزدیکتر می شوید و احساس می کنید که شب آخر بیشتر از شب های دیگر از درگاه خداوند متعال می توانید بگیرید یا در صبح عید فطر اتصال قوی تری دارید، چون پشت سر خود رجاء و جبران خداوند متعال را دارید. لذا اغلب کسانی که ماه رمضان خوبی را گذرانده اند، روزهای آخر سرعت را بیشتر احساس می کنند.

3. جلب مغفرت.
خود رجاء فی نفسه باعث می شود که انسان مغفرت خداوند تبارک و تعالی را جلب کند.
وحی ای که خداوند تبارک و تعالی به پیامبر(ص) کردند مبنی بر این که «أنا عِندَ حُسنِ ظَنّ عَبدیَ المُؤمِن» بر این قضیه صحه می گذارد.
اگر انسانی نسبت به خداوند تبارک و تعالی رجاء نداشته باشد که او را می بخشد، خداوند متعال نسبت به بخشش خود دست نگه می دارد. چون به ظن بنده نگاه می کند، اگر به بخشش خدا امید دارد می بخشد.

سؤال : در سخنرانی اثرات گناه فرمودید در قبال گناهی که انجام می شود درصدی از عقوبت را خواهیم داشت، اگر عقوبت اتفاق بیفتد ما درگیر گناهان قبل می شویم، امکان دارد توضیح بدهید.

پاسخ : به سه مورد از خوف نسبت به خداوند تبارک و تعالی اشاره می کنیم.
گناه دو گونه است : یک سری گناهان بین بنده و خداوند متعال است و یک سری از گناهان خلق هم در آن قرار دارند.
در گناهانی که خلق در آن هستند مثل : آزار مؤمن، غیبت، تهمت، آبرو ریزی، هتاکی و مواردی که مؤمنین دیگر هم دخیل می شوند، اگر دل مؤمن را به دست نیاورید، حتماً و حتماً در دنیا عقوبت آن را خواهید چشید. چشیدن عقوبت خطا نسبت به مؤمن در دنیا از مظاهر رحمت خداوند متعال است، اگر کار به آخرت برسد، سخت می شود.

درصد زیادی از گناهانی که باید نسبت به آن ها خوف داشته باشیم، به گناهان اجتماعی بر می گردد. یعنی گناهانی که غیر از خدا افرادی از جامعه هم درگیر آن شده اند. یا باید حلالیت طلیبد و رضایت کسب کرد یا حتما عقوبت اتفاق خواهد افتاد.
بسیاری از بلاهایی که بر سر ما می آید در حقیقت بازگشت گناهی است که در قبال کسی انجام داده ایم.
این قسمت اول از خوفی که باید داشته باشیم. قسمت دوم این گونه خوف این است که اگر بنده از این راه بازگشتم، بحث احباط و تکفیر رخ می دهد و دوباره گناهان قلبی در مسیر خود قرار می گیرد.

مثلا بنده تصمیم گرفته ام دروغ نگویم، آیا خداوند متعال دروغ های قبلی را بر می گرداند؟ نه! دروغ های قبل بخشیده شده است. اما یک وقت هست که گناهان قبل خود به خود بر می گردد، نسبت به این مسئله باید خوف داشته باشیم.
خوف سوم به نَفْس بر می گردد. این نَفْس به قول معصوم (ع) اهل پیچاندن انسان است.



دانلود صوت سخنرانی


کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات