برنامه آينده
به دلیل رعایت اصول بهداشتی و پیشگیری از آسیب های احتمالی
جلسات هفتگی تا اطلاع ثانوی
برگزار نمی گردد!
رهپويان



سه‌شنبه 26 فروردین 1393 نسخه چاپی
گزارش مراسم ششمین سالگرد - گلزار شهدا

یا لطیف

ششمین سالگرد در گلزار شهدای شیراز کنار قبور شهدای رهپویان، برگزار شد.



این نوای قرآن و زیارت عاشورا بود که از همان ابتدا مراسم را نورانی کرد و آن شعری که با انفجار و پرواز بهترین های کانون ماندگار شد، دل ها را به بیست و چهار فروردین 1387 برد!




بعد از صحبت های جناب آقای فرشید جعفری دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویان کشور، حضرت آیت الله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه شیراز با آروزی موفقیت برای خادمان اسلام و قدر دانی از برگزارکننده گان ششمین سالگرد شهدا، سخنانی را ایراد نمودند.




ایشان در حرکت و کمال فردی، اوج حرکت و آخرین نقطه سیر و صعود یک انسان را شهادت دانستند.

همچنین فرمودند از آغاز شکل گیری حرکت حق در مقابل باطل نقطه اساسی در استقرار حق، شناخت دشمن و پایبندی به این شناخت بوده است. در واقع خمیر مایه ایستادگی طرفداران حق را مسئله تولی و تبری و شناخت و پایبندی به این شناخت عنوان کردند.

حضرت آیت الله ایمانی اصرار قرآن بر لزوم شناخت دشمن، رمز و راز حرکت انبیاء دانستند و این گونه بیان کردند که اگر این شناخت و مقاومت در برابر دشمن مطرح نبود راه انبیاء در مقابل امواج شکننده مادیات و شهوات و لذات و خواسته های فراوان گم می شد و از بین می رفت چون بصیرت لازم برای ادامه راه لازم بود که این بصیرت امکان پذیر نبود مگر با شناختی که از دشمن پیدا می کنند.

نماینده ولی فقیه اشاره ای به انقلاب کردند و گفتند امام(ره) در آغاز نهضت عنایت خاصی به معرفی دشمن داشتند و بر این باور بودند که مردم شناخت دشمن را در دستور کار خود قرار دهند و اگر نشناسند به بیراه کشیده می شوند.  

ایشان خاطر نشان کردند آنچه که خوارج را به آن سمت و سو کشید، عدم شناخت دشمن بود که در جنگ خوارج، مقابل علی(ع) بایستند و موضع گیری کنند.

حضرت آیت الله ایمانی به بیان وضعیت جامعه امروز پرداخته و فرمودند احوال جامعه به گونه ای است  که جامعه و مسئولین ما این حرکت را با اجازه مقام معظم رهبری(مد ظله) آغاز کرده و آن هم استیفای حقوق از دست رفته ایران است. اما استیفای حقوق از دست رفته به معنای اینکه ماهیت دشمن دگرگون شده و آن که تا دیروز دزد بیت المال بود و امروز امین بیت المال ما بشود، چنین مسئله ای امکان پذیر نیست. اگر راه باز شد دشمن می تواند هر روز بهانه ای برای تضییع حقوق جدید ما به دست بیاورد.

ایشان راهی را که دشمن در پیش گرفته است را این گونه بیان نمودند: امروز دشمن می خواهد از طریق تحقیر و شکستن قدرت و صلابت ملت، در مقابل این ملت بایستد. قرآن کریم می فرماید: فرعون ملت بنی اسرائیل را تحقیر کرد، تا آن ها از او اطاعت کنند یعنی مستکبرین عالم برای رسیدن به اهدافشان یکی از راه هایی که دنبال می کنند تحقیر ملت هایی است که با آن ها سر جنگ دارند. فرعون قبلا این کار را انجام می داده است و اکنون امریکا نسبت به کشور ایران دارد همین روش را دنبال می کند، به این خیال که تحقیرها و مخالفت با ارزش ها این ملت را به زانو در می آورد و آن ها را به انفعال می کشاند.

نماینده ولی فقیه استان فارس، شکست را در پوسیدن از درون عنوان کردند و وظیفه را در تسلیم نشدن دانستند.

امام جمعه شیراز جنگ امروز جهان را جنگ اراده ها دانستند و متذکر شدند که هر کس در این جنگ بیشتر ایستاد، او پیروز میدان است. چرا که اگر خواست و اراده شکسته شد، توانستن هم شکسته خواهد شد. راه پیروزی و موفقیت در ایستادن است، همانطور که به پیامبر(ص) فرمود: "فَاسْتَقِم کما اُمِرْت". منظور ایستادن در جاده و انحراف پیدا نکردن است.

ایشان برنامه ریزی دشمن را چنین باز کردند که می خواهد همه فرهنگ ها شکسته شود و همه جهان آمریکایی فکر کنند، آمریکایی بنویسند و حتی در خوردن و آشامیدن مانند آن ها بشوند. دشمن به دنبال این است که فرهنگ اسلام که مقاوم ترین فرهنگ هاست را از بین ببرد و اسلام آمریکایی را پیاده کند، اسلامی که با شهوت و می گساری و خشونت های وحشتناک همراه است.

در پایان اشاره ای به شهادت شهدای کانون کردند و فرمودند اینکه دشمن آن جایی که مردم برای عرض ادب به ساحت مقدس اهل بیت(ع) اجتماع می کنند، آن جایی که مردم می خواهند معنویتشان را رشد بدهند و بالا ببرند، آن جایی که مردم می خواهند به نام اهل بیت(ع) نکاتی را یاد بگیرند و زندگی خود را با آن ها منطبق کنند بمب می گذارد، برای این است که بتواند مردم را از این مجموعه ها جدا کند، راه را از مقابل مردم به بیراهه بکشاند. اما بعد از آن چه شد؟ آیا این ترورها و کشتن ها در عزم و اراده مردم خللی وارد ساخته است؟! خیر! ذره ای کار خیر در این عالم گم نمی شود، آیا خون شهید گم می شود؟!

بعد از سخنرانی حضرت آیت الله ایمانی مراسم با مداحی برادران سید ابراهیم طاهریان و عباس زحمتکشان برگزار شد.






سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد این گونه شروع شد:

یکی از محبت های خداوند نسیان و فراموشی است، که با غفلت فرق دارد. نسیان یعنی شادی ها در دل نمی ماند تا انسان وابسته به دنیا نشود و غم ها هم در دل نمی ماند برای اینکه انسان از دنیا دل زده نشود.

قسمتی از دنیا بحث مرگ و فراق است که در واقع یکی از مصائب خیلی بزرگ دنیاست. در زیر مجموعه مرگ، کلمه شهادت را داریم. یکی از چیزهایی که خواست خداوند تبارک و تعالی و انبیاء و اهل بیت(ع) است، فراموش نکردن شهید و شهادت است.

این فراموش نشدن قسمت ضعیف بحث است، اما قسمت قوی آن فلسفه شهادت این شهید است. یعنی شهید این راه را پایه ریزی می کند و عده ای این راه را ادامه می دهند.

در این ایامی که عده ای در فضای مجازی برای سالگرد شهدای کانون فعال هستند، بنده خدایی از کشور دیگری ایمیلی برای من ارسال کرد که نوشته بود سیستم ما با خواندن زندگی نامه یکی از این چهارده شهید، تغییر کرده است! به همین دلیل است که یکی از مبناهای زنده بودن اسلام و خدا را خون شهید می دانند.

بحث دوم این است که در کنار هر شهیدی خانواده ای وجود دارد. آیا ارتباط با آن ها و فراموش نکردنشان جزء وظایف ما نیست؟!

14 شهید و 14 جانباز پرونده دار داریم. چون قضیه سیاسی و اجتماعی شد، هر سال بهتر از سال قبل مراسم ها برگزار می شود اما در همین گلزار، شهدایی داریم که بیست یا سی سال است که شهید شده اند و فاتحه ای گذری برایشان خوانده می شود و کسی خانواده هایشان را نمی شناسد!

برای ما توفیق است که سالی یک بار مراسمی گرفته می شود و از حال خانواده شان خبردار می شویم و مردم در مراسمشان جدی شرکت می کنند. ولی چیزی که اصلا قابل درک نیست این است که دوست و رفیق پاره تن نمی شوند، یعنی فرزند خصوصیتی دارد که صد سال هم بگذرد داستانش فرق می کند.

بلافاصله بعد از صحبت هایشان برای اولین بار در جمعی عمومی با چند سوال مصاحبه را شروع کردند؛




مصاحبه با پدر، برادر یا فرزند شهدای رهپویان باعث شد عده ای که با این قضیه آشنایی نداشتند، آشنا شوند و عده ای هم که در جریان انفجار حسینیه بودند از این یادآوری های پند گونه همانطور که قرآن کریم می فرماید: "و ذَکّر فَانّ الذکری تَنْفَعُ المُؤمنینَ"، بهره و منفعتی دوباره ببرند.

اکثر جواب خانواده شهدا حول این محور بود که جای خالی شهیدانشان احساس می شود و دلتنگی هم دارند اما گله یا شکایتی ندارند. دلتنگی ای که فقط مصائب اهل بیت(ع) آن را آرام می کند. خواست خدا، جواب متفق القولشان بود! هر کس از خصوصیات شهیدش یا اگر خوابی دیده بود، چیزی گفت؛

»» پدری بارها در خواب از پسر شهیدش می پرسد که جایش خوب است؟ جواب می شنود شما دلتنگ ما نباشید، جای ما خوب است! پدری که شهادت را سعادتی بالاتر از هر موفقیت دنیایی برای پسر خود می داند.

»» پدری که دو فرزند خود را از دست داده است در جواب سوالی می گوید: با خودم گفته ام اگر قرار بود این اتفاق نیفتد حتما خداوند مانعی بر سر راهت می گذاشت که آن شب را به کانون نروی، پس خدا خواسته است و همین باعث می شود که دلش آرام شود.




»» پدری که در کنار بدن بی جان پسرش به این فکر کرده بود که چرا خودش شهید نشده؟! انگیزه و فعال بودن پسرش را این گونه عنوان کرد که اگر محمد الان زنده بود، خیلی به درد جامعه می خورد. از لباس جدید و شهادتی که خریده بود، گفت. همان لباسی که شب انفجار به تن کرد! 

»» پدری خواب شهیدش را دیده بود که او را بر خواندن زیارت عاشورا توصیه می کند، شهیدی که اول رضایت پدر و مادر را گرفت و راهی کانون شد، شهیدی که فقط دوازده روز نامزد کرده بود!

»» پدری باز از حجاب و عفاف دخترش، حتی در آخرین لحظات زندگی اش و از توصیه هایش به نماز می گفت. آروزیش گفته شد، آروزیی که در مفاتیحش نوشته بود: ان شاء الله امسال به آروزیم برسم و شهید شوم!

»» برادر مداحی که با بغض از خواهرش تعریف کرد و از اینکه بعد از شهادت خواهرش، روضه حضرت رقیه(س) برایش فرق کرده است. یکی از دلایل شهادت خواهرش را وفا داشتن به مجموعه می دانست. برادر شهیدی که دو دوستش هم شهید شده بودند.




»» پسری که حالا مرد خانه شده بود و از دائم الوضو بودن پدر گفت. همان دائم الوضو بودنی که شهیدش کرد!




»» پدری که از آمدن و حرف زدن امتناع می کرد اما بالاخره از دختری گفت که 18 روز در بستر بود و همه را در خوف و رجا گذاشته بود! از دختری گفت که هر وقت دختران هم سن و سال او را می بیند به دخترش افتخار می کند، دختری که با شهادتش باعث محجبه شدن دختران فامیل خود شده است!

»» رفیقی از دوستش گفت. دوستی که در همین گلزار دعا کرده بود شهید شود و رو به روی قبر شهید خادم صادق دفن شود، که شد! شهیدی که در حرم امام رضا(ع) دعا کرده بود، دست به سینه و با ذکر حسین(ع) شهید بشود و همانطور دست به سینه شهید شد!

»» بزرگواری از جانبازان یاد کرد. جانبازانی که هنوز درگیر درمان هستند!


 

... و باز ما هستیم و دستان بلند شده و گره خورده با صدای بلندِ:

الهی؛ ختم عمر بی برکت و ناقابل ما را در رکاب مهدی فاطمه(س) ختم به شهادت بفرما...



 

 


کانال تلگرام رهپویان
 شادان: الهی؛ ختم عمر بی برکت و ناقابل ما را در رکاب مهدی فاطمه(س) ختم به شهادت بفرما...
شنبه 30 فروردین 1393
 راحل: خدا قوت
جامع و جذاب بود
ممنون
پنجشنبه 28 فروردین 1393
 نسل سومی: گزارش متفاوتی بود ، احسنت
پنجشنبه 28 فروردین 1393
 کنعان: عالـــــــــــــــی...
پنجشنبه 28 فروردین 1393
 yavar: اجرکم عندالله
زیبا گزارش دادین .....
چهارشنبه 27 فروردین 1393
 بینش: ممنون از گزارشتون؛عالی بود
سه‌شنبه 26 فروردین 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات