برنامه آينده
اطلاعیه

به علت پیشگیری از آسیب های بهداشتی احتمالی جلسات هفتگی، تا اطلاع ثانوی برگزار نمی گردد!
رهپويان



سه‌شنبه 16 اردیبهشت 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی عبودیت از نگاه امام سجاد(ع) - جلسه 15
دین و معنویت و جهاد برای انسان عزت می آورد چون گمشده ما در دنیا، عزت ما است. ذلت دشمن را دیدن، جزء بالا ترین عزت های ماست. عرفا لذتشان در عزت است و عزتشان در این است که لشکر الهی دارد پیروز می شود.

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: شرح دعای خمسه عشر- جلسه 15

مناجات عارفین "2"

1393/2/13

ادامه مناجات عارفان:

»» اثر اول؛
+ وَاطْمَاَنَّتْ بِالرُّجُوعِ اِلى‏ رَبِّ الْأَرْبابِ اَنْفُسُهُمْ:

خیلی از کارهایی دنیایی ما زمینه است یعنی پاسخ نقد ندارد. مثلا به دانش آموزی که دوازده سال هر روز هفت صبح به مدرسه می رود و کار سختی هم هست، بگوییم این چه زندگی ایست که برای خودت درست کرده ای؟! می گوید این مقدمه ی سعادت زندگی من است.
نود و نه درصد زندگی مادی ما مقدمه است، یک درصد آن نتیجه است. حتی کلمات مقدسی مانند تشکیل خانواده وقتی در کُنه نیت زن و شوهر وارد می شوی، متوجه می شوی که این هم مقدمه برای آینده دیگری است، پسر و دختری باشند که زیر بال و پرم را بگیرند این یعنی برای آینده برنامه ریزی می کند.

نود و نه درصد اعمال دنیایی ما مقدمه ای است برای فردای بهتر.
از تمام گزینه های لذت بخش گرفته تا تمام گزینه های مرارت زا، همه آن ها را به عنوان مقدمه قبول کرده ایم.
عرفا، می گویند مگر نه اینکه نود و نه درصد مقدمه است؟ ما یک درصد دیگر را هم مقدمه می کنیم. فاصله یک عارف با یک مؤمن معمولی یک درصد است. مؤمن معمولی نود و نه درصد زندگی دنیایی اش مقدمه ای است برای رسیدن به فردای دنیایی، عارف یک درصد را هم بر نود و نه درصد می کشد و می گوید: الدنیا مزرعة(مقدمة) الآخرة.
دلیل اینکه اولیا و عرفا در دنیا آرامش دارند این است که بر روی مقدمه بودن دنیا حساب باز نمی کنند. یک درصد را هم اضافه می کنند و می گویند بر می گردد به "الی رب الارباب" مربی ای که این گونه تربیتشان کرده است.
بنابراین اصلا برای آن ها مهم نیست که چه اتفاقی پس از آن ها در دنیا می افتد. قبل از عملیات ها عکس هایی می گرفتیم که به عکس های حجله ای معروف بود. شهید محمود سیفی بیست سال داشت و وقتی بچه ها عکس می گرفتند، می خندید. می گفت قرار است پودر بشوی، چه فرقی می کند چه عکسی در حجله ات بخورد؟! یعنی طرف شب شهادت هم یک درصد را دارد، اما شهید سیفی به آن ها می خندید. فردا مردم راجع به عکس حجله ای شما چه بگویند چه به شما می رسد؟!

وقتی به درجه بالای عرفای می رسی کل دنیا قسط و عاریه می شود. آدم راجع به امانت دلبستگی ندارد چون می داند باید آن را بر گرداند فقط سعی می کند سالم نگهداری اش کند. آقا امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند وقتی که صدای گام های عزارئیل به ولی خدا می رسد، این ها جانشان از بدنشان دارد خارج می شود، فقط کافی است عزرائیل اشاره ای کند، در جا جان بیرون می رود. چرا این گونه اند؟ چون امانتی که در دستشان است را می خواهند هر چه زودتر بر گردانند.
لذا هر جا مشکلی پیدا می شود، درجا می گویند ما به سمت رب الارباب بر می گردیم. علت اینکه شما از کسی که هیچ چیز ندارد اما از خداوند لذت می برد تعجب می کنید این است که، شما فکر می کنی چیزی داری و او هیچ چیز ندارد در حالیکه او یک درصد را بر نود و نه درصد کشیده است. شما نود و نه درصد نداری و یک درصد را گمان می کنی که داری! شما به گمان یک درصدی خودت دل بسته ای اما او از اینکه چیزی ندارد، ناراحت و دلخور نیست.

»» اثر دوم؛
- وَ تَيَقَّنَتْ ‏بِالْفَوْزِ وَالْفَلاحِ اَرْواحُهُمْ:

اینان نسبت به اینکه در دنیا و آخرت آزاد و سعادتمندند، یقین دارند.
دانش آموز و دانشجوی ممتاز، پای کار و علاقه مند به علم، نسبت به نمره و رتبه اش یقین دارد.
عرفا در طول زندگیشان و به آن اتفاقاتی که در قیامت می افتد، یقین دارند.
(در پرانتز عرض می کنم: برخی از یقین ها محبتی است. جمله خدا کریم است را هم بسیار به کار می بریم و هم بسیار، شنیده ایم. امام صادق(ع) خط مرزی ای بین کسانی که می گویند خدا کریم و ارحم الراحمین است، کشیده اند؛ می فرمایند: اینان دو گروهند؛ گروهی نفوس الهی قوی ای دارند و ذات و حتی صفات اصلی خداوند در وجود اینان جلوه کرده است که مسیر نگاهشان مسیر کرامت و محبت است. لذا وقتی می گویند خداوند کریم است، کاملا درست می گویند.
گروهی نفوس و ذات شیطانی دارند و می گویند خداوند ارحم الراحمین است. سریع سوال پرسیدند ما از کجا تشخیص دهیم؟ آقا فرمودند: به خودت نگاه کن اگر در مسیر کرامت خداوند روز به روز و سال به سال بر نورانیتت افزوده و از بار گناهانت کم شده است، تو در زمره کسانی هستی که نفوس الهیشان می گوید خداوند کریم است.
و اگر دیدی سال 93 از سال 92 سیاه تر شده ای و در مسیر فرو رفتن منجلاب گناهان هستی، این خدا کریم است مربوط به شیطان است.
به خیلی از افراد می گوییم این کار را انجام نده، می گوید خدا ارحم الراحمین است. این شخص خودش می تواند تشخیص دهد که این را شیطان یا خودش می گوید.)

- وَ قَرَّتْ بِالنَّظَرِ اِلى‏ مَحْبُوبِهِمْ اَعْيُنُهُمْ، وَاسْتَقَرَّ بِاِدْراكِ السُّؤْلِ وَنَيْلِ الْمَأْمُولِ قَرارُهُمْ:

چیزی که برای این ها اهمیت دارد نظر خداوند تبارک و تعالی است، اصل خداوند متعال است. در این جا یک سری انحرافات پیدا می شود. بر طبق آیات، روایات، سنت، عقل و اجماع اصل خود خداوند نیست، چون نمی توانیم او را ببینیم و احساس کنیم، اصل قوانین الهی است. اصل این نیست که فقط خداوند را دوست داشته باشی، اصل این است که قوانین خداوند را دوست داشته باشی. قوانین خداوند از قرآن شروع می شود به سنت و امامت و ولایت می رسد. این سلسله مبانی قوانین الهیست که اصل است. چرا خوارج خارجی شدند؟ برای اینکه گفتند اصل خداوند است. بعد پایین تر که آمدند فهمیدند که نمی توانند اصل خداوند است را جواب دهند، گفتند: اصل کلام خداست. همین جا گیر افتادند و خارجی شدند.

قوانین الهی طبق فقه شیعی یک سری مبانی دارد که از بالا شروع می شود، قرآن، سنت، عقل و اجماع. این ها اصل است.
یکی از بزرگان فرموده بودند خانم بنده که به علت مریضی دکتر گفته بود روزه نگیرد، روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان روزه گرفته بود. پرسیدم چرا روزه گرفته ای؟ گفت: دلم نیامد. گفتم می خواستی روزه بگیری روز اول و دوم می گرفتی، بهترین روز سال، روز قدر را برای گناه انتخاب کرده ای؟!
اصل قوانین الهی است، همان قدری که روزه گرفتن برای شما دستور است و اطاعت محسوب می شود، برخی اوقات روزه نگرفتن هم، اطاعت است. خداوند تبارک و تعالی قرآن جامد خلق نکرده است، در کنارش قرآن ناطقی خلق کرده که قرآن جامد را با شرایط جامعه تطبیق دهد.

چهاره معصوم را فرستاده تا به ما بگوید قوانین الهی بر طبق مصالحی که معصوم، امام و ولی تشخیص می دهد قابل تغییر است.
اصل جهاد است برای چه کسی؟ برای امام حسین(ع). برای امام حسن(ع) چه؟ صلح کردن اصل است، پس صلح کردند.
دقت بفرمایید در گفتمان شیعی و بر اساس تفاسیر شیعی صحبت می کنیم. قرآن کریم می فرماید: "الیَوم اکْمَلْتُ لَکُم دینَکُم و اتْمَمْتُ عَلیْکُم نعْمَتی". یعنی چه؟ امروز دین با ولایت کامل شد. یعنی اگر ولایت نباشد، دین کامل نیست. این یعنی کسانی که دیروز مسلمان بودید، حواستان جمع باشد دینتان کامل نیست، امروز دینتان کامل شد. دلیل اینکه امروز دین را کامل کردم این است که خواستم نعمتم را برای شما تمام کنم. اگر ولایت نبود، نعمت هم تمام نیست. نعمت به چه معناست؟ به معنی کل مواهب دنیایی و آخرتی است. یعنی حب و عمل به ولایت. عرفا به قوانین الهی تن در می دهند.

اصل ها را از بالا به پایین بررسی کردیم و جزئی تر شد؛
اصل خداوند است، بعد امام سجاد(ع) فرمودند: اصل قوانین الهی است. در مرتبه پایین تر قوانین را معرفی کردیم، هیچ اصلی وجود ندارد مگر اینکه قوانین را بر طبق زمانی تطبیق بدهند. بنابراین بعد از این اصل، چیزی تحت عنوان دین و ایدوئولوژی است. در مرتبه بعد گفته شد چه زمانی دین تکمیل می شود؟ جواب داده شد: با ولایت. در روایت داریم؛ "انّ الصلاةَ عمودُ الدّین، انْ قُبِلَت قُبِلَ ما سواها و رُدّت رُدّ ماسواها". یعنی اصل نماز است اگر نماز نخوانی، بقیه دین را قبول نمی کنند. بعد سراغ محتوای دین می رویم که می فرماید: اصل، ولایت است.
لذا وقتی پشت سر امام حسین(ع) شمشیر می زد و از او پرسیدند چرا قبلش شمشیر نزدی؟ گفت: برای اینکه امامم نزده بود.
مگر در قرآن کریم آیات بسیاری درباره جهاد با مشرکین نداریم؟ پس چرا نمی جنگید؟ چون اصل آیه ی قرآن نیست، اصل تفسیر ولایت از قرآن است.

بنابراین مشکل بزرگ خارجیون در طول اسلام به قول آقا امیرالمؤمنین(ع) این است که خودشان از قرآن برداشت می کردند. گروه فرقان چند نفر از استوانه های علمی انقلاب اسلامی را شهید کردند، سیاسی ها را نمی زدند عقیدتی ها را می زدند. گودرزی رئیس گروه فرقان مفسر قرآن بود اما نه از کانال ولایت. لذا در روز دادگاهش توضیح داد که بر اساس قرآن استاد مطهری(ره) را شهید کرده و پای آن هم ایستاده است! دقیقا صدر اسلام هم، همین گونه بوده است.
خوارج قرآن را به امیرالمؤمنین(ع) یادآوری می کردند در حالیکه قبلا کسی برای آن ها یادآوری کرده و در حجة الوداع گفته بود: "الیَوم اکْملتُ لَکم دینَکم" یعنی دین بدون ولایت اصلا دین نیست، ناقص است. مانند کوزه ی سوراخی می ماند که مدام در آن آب بریزی!
حضرت امام(ره) در تعریف سلسله ولایت از آقا امیرالمؤمنین(ع) تا ولایت فقیه، به طور کامل فقهی، اصولی، عقلی، اجماعی، سنتی و قرآنی اثبات می کنند که این سلسله اگر نباشد دینی وجود ندارد. کما اینکه در حال حاضر هم مسلمانانی را می بینیم که واقعا گیج می زنند! اصلا نمی دانند باید چه کاری انجام دهند! چه زمانی باید بجنگیم، چه زمانی نباید بجنگیم؟

امام می فرماید اصلا عرفان بدون ولایت وجود ندارد. خیلی از مدعیان عرفان که در صوفیه می بینیم رسما برای خود ولی دارند، اصلا نمی توانند بدون ولی عرفان را توضیح دهند.
نمی شود معرفت را بدون ولی معرفی کرد، مجبور می شوند برای خودشان یک ولی مشخص کنند. اتفاقا خیلی حرف ولی را هم، گوش می کنند.
به علمای اهل سنت مولوی می گویند یعنی اهل سنت فقهش را بر اساس ولایت می چیند، ساختار فقه اش بر اساس مولوی است. مولوی یعنی کسی که ولایت دارد و امر می کند و باید اطاعت کرد. اما اشکال کار در این است که یک ولی ندارند، هر کدام از مولوی ها چیزی می گوید.

- وَ رَبِحَتْ فى‏ بَيْعِ‏ الدُّنْيا بِالْاخِرَةِ تِجارَتُهُمْ:

سیستم تجاری عارفان در دنیا، دادن دنیا و خرید آخرت است.
و شیخ را گفتند: چگونه ای؟
گفت: در اوج شادمانی.
سوال کردند: ز چه رو؟
گفت: از آنجا که نان دنیا را می خورم و خرید آخرت می کنم. سر دنیا کلاه گذاشته ام، از دنیا روزی و حقوق می گیرم برای آخرت کار می کنم.
چند بار این خاطره را گفته ام، باز هم می گویم. خدا رحمت کند جعفر خلیلی مسئول تدارکات کانون که در اوج جوانی از دنیا رفت. آدم بسیار مخلصی بود و زمانی که دستش شکسته بود با همان یک دست کار می کرد و در مجلس سینه می زد. دو شب بعد از فوتش خواب دیدم، گفت به بچه های کانون بگو: یک ثانیه کم و زیاد خدمت به اهل بیت(ع) اینجا حساب و کتاب دارد، قدر ثانیه ثانیه اش را بدانید.

لذا عارف واقعی هیچ گاه در دنیا خسته و دل زده نمی شود. مرحوم میرزای قمّی فرموده بودند اگر مومنان جنبه داشتند و می دیدند که اعمال دنیایی آن ها چه تاثیری در آخرت دارد این گونه زندگی نمی کردند. پرسیدند چرا پرده را کنار نمی زنند؟ جواب دادند به دو دلیل:
1- پرده کنار زده شده دیگر هنرمند بار نمی آورد، تاجر بار می آورد. هنر اینکه بنده به حرف خداوند اعتماد کنم از بین می رود.
2- اصلا مومنان جنبه ندارند! در روایت داریم اگر ببینند ممکن است از شوق بمیرند.

دین و معنویت و جهاد برای انسان عزت می آورد چون گمشده ما در دنیا، عزت ما است. نمی توانند مدام دهن ما را با غذا پر کنند یا مقامی برای ما عزت بیاورد، این چیزها عزت نمی آورد. شبی که لنگه کفش به سمت رئیس جمهور آمریکا پرتاب شد و او را به خم شدن وادار کرد من خیلی خوشحال بودم.
ذلت دشمن را دیدن جزء بالا ترین عزت های ما است.
اوج لذت عرفا زمانی است که احساس کنند خدا دارد پیروز می شود. وقتی کسی مسلمان می شود به محض اینکه می گوید أشهد ان لا اله الا الله، چشم ها پر از اشک می شود. وقتی خدا پیروز می شود از این خدا لذت می بری.
عرفای واقعی خو گرفتنشان به دنیا این گونه است. عرفا لذتشان در عزت است و عزتشان در این است که لشکر الهی دارد پیروز می شود. "وَ قَرَّتْ بِالنَّظَرِ اِلى‏ مَحْبُوبِهِمْ اَعْيُنُهُمْ" اینان چشمشان به آن طرف است. لذا هر مصیبتی، ناراحتی، دردی یا هر فراق و مشکلی که پیش می آید، خیلی راحت اهل معامله اند و آرزومند این داستان هستند و برای همین دارند زندگی می کنند.
بنده خدایی از بزرگان نورانی تاسف می خورد که یکی از شاگردانش به بنده گفت: این بنده خدا تمام هم و غمش این است که پرچم خدا بالا باشد، هیچ چیزی برای خودش متصور نیست. می گفت بیست سال است شاگرد این استادم، در عمرم ندیدم از چیزی غیر از اینکه پرچم خدا بالا برود، بخندد و از چیزی غیر از اینکه پرچم پایین بیاید، تاسف بخورد. کل تاسف، ناراحتی و از طرفی شادی و بهجت یک ولی خدا در نگاه به پرچم الهی است. بالا برود و تکان بخورد این شاد است، پایین بیاید متاسف می شود.

همه ما که ولی خدا نیستیم اما حداقل درصدی این گونه باشیم. شما چقدر برای بالا بردن پرچم خداوند متعال حاضری زندگی کنی؟ حداقل در بدبختی و سختی برای اینکه این پرچم به اهتزار در بیاید یک نقشی را بازی کرده باشم. فلسفه زندگی ما چیست؟ شیعه در درجه اول عزت طلب است و عزت را در بالا بودن پرچم الهی می داند. ولو به معنای ذلت خودش! من مهم نیستم، پرچم باید آن بالا بچرخد.

- اِلهى‏ ما اَلَذَّ خَواطِرَ الْإِلْهامِ بِذِكْرِكَ عَلَى ‏الْقُلُوبِ:

خدایا چقدر زندگی برای کسانی که خاطرشان به خاطر تو گره خورده است، لذیذ است.

لینک صوتی


کانال تلگرام رهپویان
 مریم: پس سخنرانی دکتر رائفی پور کو؟
شنبه 27 اردیبهشت 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات