برنامه آينده
شنبه های پاک
وفات حضرت معصومه(س)


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت چهارم
مداح :
حجت الاسلام احمدی
قاری :
مسعود روحی

زمان : شنبه، 16 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



شنبه 27 اردیبهشت 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی معرفت روحانی - قسمت اول
برادر، خواهر اگر می خواهی توبه ات توبه ی مانا و پایدار و گیرا و با نفوذ و موثر و مصلح دنیا و آخرتت باشد، راجع رابطه ات با خدا قبل از توبه فکر کن. هیچ راهی ندارد الا خلوت و تاریکی و سر پایین و توسل و مناجات و اشک و لحظه ای تفکر در خلوت خودت.

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: معرفت روحانی "1"
اعتکاف 1393 – مسجد جامع شهدا

حضرت آیت الله حائری در خاطراتشان می فرمودند زمانی که طلبه بودیم، اعتکاف هشت تا ده یا اگر به پانزده نفر می رسید می گفتیم چه تعداد زیادی! این داستان مربوط به صد یا پنجاه سال پیش نیست. داستان اعتکاف هفت الی ده سال است که در کشور پر رنگ شده است.

زمانی که کانون اعتکاف برگزار کرد، اولین مجموعه مردمی در کشور بود که این کار را انجام داد. این اشاره را داشتم که جوانان و نوجوانان متوجه شوند که اعتکاف مانند مراسم های شب های قدر و محرم نیست که هزار و چهار صد سال است که گرفته می شود. اعتکاف عبادتی جدید، که بنده پرانتز باز می کنم "آخر الزمانی" است. یعنی همینطور که در آخر الزمان میزان سیاهی و فاسد به اوج می رود از آن طرف میزان نورانیت هم به اوج می رود.

از زمان پیامبر(ص) کسی را پیدا کنید که برای اعتکاف و با خدا حرف زدن کار و زندگی را تعطیل کند و ناله بزند! از علائم نزدیک شدن ظهور امام زمان(عج) مصداق پیدا کردن "و سُبُلَ الرّاغبینَ الیْکَ شارِعَة" است. یعنی کسانی که به سمت مناسک و مراسمات دینی با رغبت و شوق می روند، جزء خصوصیات آخرالزمان است که مؤمنین این گونه می شوند.

بدها خیلی آن طرف می افتند، خوب ها هم خیلی این طرف می افتند. در طول تاریخ سابقه نداشته است که مردم برای عبادت این گونه التماس کنند. نه فقط این جا، اغلب مساجد کشور مشکل جا ندارند. برخی از مؤمنین این گونه اند که برنامه اش را طوری تنظیم می کند که به ثواب نماز جماعت برسد ولی به قیام نماز جماعت نرسد! یعنی فقط به رکوع برسد برایش کافی است ولی برخی از مؤمنین مثل شما مسئله سنگین سه شبانه روز اعتکاف را با التماس انتخاب می کنند. ممکن است شما بگویی به ما خوش می گذرد اتفاقا بنده همین را می خواهم عرض کنم که مردم در آخر الزمان از معنویت خوششان می آید و به آن ها خوش می گذرد، باید این را قدر بدانیم. برخی از برادر یا خواهرها نمی فهمند که از نظر مذهبی انسان های متفاوتی هستند.

یکی از روحانیان می گفت عکس های اعتکاف شما را نگاه می کردم چه کسانی دارند به اعتکاف می آیند! اشکال این حرف این است که وقتی بگویی چه کسانی دارند می آیند یعنی شما از او بالاتر هستی! اتفاقا از علائم آخر الزمان این است؛ مردمی که با خدا مشکل دارند ولی از مناجات با خدا لذت می برند!

بهره وری ما از فضای آخرالزمانی چقدر مناسب است؟ این شور و شوق بی مانند اگر مدیریت نشود آیا سودی برای ما دارد یا نه؟
یعنی دلمان را به این خوش کنیم که بچه ها برای توبه و آشتی با خداوند اهل آمدن هستند، کسانی هستند اگر در طول سال خلافی مرتکب می شوند گوشه ذهن و روح پاک معنویشان این نکته را دارند که جلسه ای، روضه ای یا سفر مشهد و یا ماه رمضانی است، چشمانش را به طور کامل نبسته و گناه کند. روزنه امید در ذهنش است چه کار کنیم که این مدیریت شود و اصلا چه اتفاقی می افتد که عده ای بعد از این شور و شوق معنوی زندگیشان منقلب می شود و روحشان به معرفتی می رسد که ما اسمش را معرفت روحانی می گذاریم.

و چه می شود که عده ای خوب می شوند و باز بد می شوند و همین طور ادامه دارد؟ و دعا می کنند خدایا این سیر بد شدن های من کمتر بشود و سیر خوب شدن های من تعدادشان بیشتر بشود. اولین نکته ای که باید بررسی کنیم این است که از نظر ما بد و خوب چیست؟ بد آن است که خدا بد بپندارد و خوب آن است که خدا بگوید خوب است. آیا آن چیزی که خدا می گوید بد است، واقعا بد است و یا خوب است ولی گفته این خوب را انجام نده؟ و یا آن چیزی که خدا می گوید خوب است واقعا خوب است و یا نه بد است و می خواهد که نفس ما حال بیاید؟

این پول مفت است و می توانی به زخم زندگی ات بزنی، خداوند می گوید با اینکه با این پول زخم زندگی ات خوب می شود یعنی خوب است، اما دقت کن مال حرام نداشته باشی. یا این پول هر چه باشد زخم زندگی من را عمیق تر می کند یعنی بد است، این امساک، نشنیدن، نخوردن، نگفتن خوب است؟ یا نه بد است؟ بد برای چه؟ برای دنیا یا برای آخرت؟ یعنی خداوند تبارک و تعالی گفته بدهایی که من گفته ام معلوم نیست برای دنیای شما بد باشد، برای آخرت شما بد است. خوب هایی که من می گویم خوب است ممکن است برای دنیای شما خوب باشد، برای آخرتتان خوب است.

آیا چیزهایی که در دنیا خداوند می گوید خوب است، بعضی از آن ها بد است و می گوید در آخرت جوابش را بگیر؟ یا نه این چیزهایی که در دنیا برای ما خوب است در آخرت هم برای ما خوب است؟ یعنی هر چه در آخرت برایمان خوب است در دنیا هم خوب است و هر چه در آخرت برای ما بد است، در دنیا هم بد است.

اینجا خط مرزی توبه مشخص می شود. کسانی که از مخالف با خدا توبه می کنند، برای چه؟ برای اینکه می گویند امر خدا را اطاعت نکردیم، آخرتمان را خراب کرده ایم و کسانی که از مخالفت با خدا توبه می کنند، برای چه؟ برای اینکه می گویند دنیا و آخرتمان را خراب کردیم. توبه می کنیم از اینکه شعور نداشتیم بفهمم بد خدا بد است و خوب خدا، خوب. توبه من از کدام نوع است؟ توبه از مخالفت با خداوند است یا توبه از بیشعوری است؟ " ولکن لا تَشْعُرون" که قرآن کریم می فرماید چه می گوید؟ می گوید شما حقایق را نمی فهمید، نمی گوید شما مخالفت نمی کنید. "عَسی أنُ تُحبّوا شَیْئاً و عَسی أنْ تَکْرَهوا شَیْئاً" ایراد به گناه کاری ما ندارد. خیلی اوقات می دانیم که خیلی چیزها بد است و انجام می دهیم و پای آن می ایستیم. خیلی راحت می توانیم راجع به رفتارها خط کش بکشیم، اشکال تائبین که جزء این دایره معرفت حساب نمی شوند این است که فکر می کنند فرمان خدا را مخالفت کرده اند در حالیکه تائبین واقعی کسانی هستند که از کم شعوری خود توبه می کنند.

آقای قرائتی زیبا می فرمودند: گنجشکی روی کوهی نشست وقتی خواست پرواز کند به کوه گفت: خودت را بگیر می خواهم بلند شوم! کوه گفت: تو کی نشستی؟! این گونه توبه باعث می شود بعد از توبه طلبکار شویم. می گوییم خدایا فرمانت را گوش نداده ام اما توبه کرده ام، ببین برای یک نافرمانی و گوش نکردن به حرف تو چقدر دارم مایه می گذارم! خداوند به ملائک می گوید یکی به این بنده بگوید مشکل تو مشکل شعور است نه مشکل رفتار. این توبه تو به درد من نمی خورد وقتی به درد خور است که به سمت من بازگشت کنی و اندازه من، عقلت بفهمد. امشب بابت قیامت و دنیایت توبه نکن، بابت این توبه کن که من چقدر انسان کم شعوری بودم که مخالفت با تو کار غیر عقلی است نه غیر شرعی. چقدر روایت داریم که بر عقل سالم تاکید می کند؟ توبه عاقلانه کنید.

پرانتز باز، عده ای از مؤمنان هستند تا آخر عمر می روند و بر می گردند. در آخرت خداوند به گناه کار می گوید بالا بیا، مدت زیادی طول می کشد تا بالا بیاید وقتی آمد می زنند به سرش که پایین برو! دوباره می گویند بالا بیا و همان طور مانند قبل با او برخورد می شود، گناه کار مثل بازی یویو بالا و پایین می شود. به خداوند می گوید أتَسْتَهْزئُنی؟ خدایا من را مسخره کرده ای؟! امام صادق(ع) می فرمایند خداوند می گوید: تو من را مسخره کردی. این روایت با آیات و روایات زیادی تناقض دارد، از چه نظر تناقض دارد؟ از نظر متن اما از نظر مفهوم تناقض ندارد.

این روایت به تائبینی بر می گردد که همزمان با توبه هایشان، رشد عقلی پیدا نمی کنند. عده ای از مؤمنین این گونه اند، گناه کارانی مانند بازی یویو در جهنم هستند.
عده ای دیگر از گناه کاران هستند که خداوند به آن ها لطف می کند در طول زندگیشان همزمان با توبه، عقلشان به این نتیجه می رسد که نباید این راه ادامه دهند، اهل فکرند.

امام سجاد(ع) در ابوحمزه و مناجات تائبین می فرماید: خدایا، گناه لباس ذلت و مسکنت را بر تن من پوشانده است. لباس ذلت و مسکنت مربوط به آخرت نیست که بگوییم خدا ارحم الراحمین است و می بخشد، دنیا را می گوید. "الهی الْبَسَتْنی الخَطایا ثَوْبَ مَذَلّتی"، خدایا این ها مرا در دنیا ذلیل کرده است. این عقل امام سجاد(ع) است نه شرع امام سجاد(ع)، دنیای امام(ع) در خطر افتاده و برای آن اشک می ریزد نه آخرت امام سجاد(ع). برای آخرت می گوید: "إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْكَ فِی الْأُخْرَی". اگر اینجا را پوشاندی، آنجا را هم می پوشانی، اصلا امام سجاد(ع) برای آن گریه نمی کند. "قَدْ سَتَرْتَ عَلَیّ ذُنُوبا فِی الدُّنْيَا": تو پوشاندی من اصلا نگران آن نیستم. وقتی می گوید "أنا أحْوَجُ" یعنی آنجا بیشتر نیاز دارم بپوشانی که حتما می پوشانی. قاعده این است، انکار اثباتی است یعنی واقعا نمی پوشانی؟! در حقیقت یعنی می پوشانی.

آنی که امام سجاد(ع) برای آن گریه می کند اثر گناه در دنیا و زندگی ما است. کسانی که می خواهند به معرفت برسند، با این روش ورود پیدا می کنند. نوع توبه اینان فرق می کند لذا فرمود این تفکری که ما را به این جا می رساند، عبادت بزرگی است. این قدم اول.

»» قدم دوم:
ارزش های اخلاقی و قیامت و خیلی از مباحث دیگر که به عنوان گزینه موثر در اخلاق به آن نگاه می کنیم، خیلی از این ها انسانی است.


اگر دقت کنید قبل از پیامبران، یا کسی مانند افلاطون انسان را دارای سه میل یا فطرت می داند.

◄ فطرت اول: میل به جمال و زیبایی.
◄ فطرت دوم: میل به خیر.
◄ میل به ارتقاء.


بعد می گوید این انسانی که این گونه است خود به خود نسبت به زشتی ها و سیئات و بلاها، فاصله می گیرد. که اتفاقا اخلاق سکولار هم، همین را می گوید. اخلاق سکولار معتقد است که شما نیازی به قرآن ندارید.

دروغ بد یا خوب است؟ بد است، چرا باید پیغمبر بگوید که دروغ بد است؟ یک درصدی از این خوب است چون وقتی دقت می کنی می فهمی که بشریت خودش به این نکته رسیده است و حتی درصدی از آن تایید قرآن است. قرآن می گوید یک قسمتی از دین، فطرت شماست. این سه گزینه ای که افلاطون می گوید درست است. این ها را لازم نبود پیامبری برایش بیاید چون مردم "لکن لا تَشْعُرون و لکن لا یَشْعُرون" هستند، مردم شعور نداشتند پیغمبر آمده است تا دوباره بدیهیات را بگوید، این یک قسمت از آن است. اخلاق سکولار نمی تواند با این اخلاقش، اخلاقی بودن جامعه را تامین کند. ولی واقعیت ماجرا این است که من بچه شیعه مرید امیرالمؤمنین(ع) و مرید پیامبر(ص) درجه یک حزب اللهی فطرتم را هم به گردن پیغمبر(ص) انداخته ام!

یعنی اینکه بدی بد است را پیامبر باید بیاید و بگوید بد است، نمی نشینم برای آن فکر کنم، دنبال تجربه اش هم، نمی گردم! وقتی سمینار آسیب شناسی در مدرسه یا دانشگاهی برگزار می شود انسان ها فکرشان به حرکت در می آید که چه حرف های راستی! قبل از اینکه شبکه های ماهواره بیاید و به سراغش بروی باید راجع به این فکر می کردی که این عمل از نظر خدا بد یا خوب است؟

تائب واقعی بعد از اعتکاف این گونه می گوید: هر عملی سمینار داشته یا نداشته باشد، خدا بگوید یا نگوید، پیغمبر بگوید یا نگوید، من در مرحله اول باید فکر کنم که این عمل خوب است یا بد. اگر به نتیجه رسیدم خوب یا بد است، عمل می کنم اگر به نتیجه نرسیدم بعد سراغ شرع و سنت می روم.

لذا کودکان ما سال هاست می دانند دروغگو دشمن خداست و سال هاست کیلو کیلو، خروار خروار دروغ می گویند! برای اینکه نمی شود فقط با تشریع انسان ها را هدایت کرد. جنبه خیلی زیادی از هدایت ما دست تکوین است یعنی در وجود ما، پیغمبر درون ما باید به حرکت در بیاید.

اگر خدایی نکرده رفقا و وسایل ارتباط جمعی اجازه داد تا با خدا خلوت کنی و فکر کنی، راجع به سیئاتت فکر کن! این گناه چه سودی و چه ضرری برای من داشته؟!

این همه خلاف ها، دروغ ها، عصبیت ها، شهوت ها چه دردی را از "من" دوا کرده است؟! زشت نیست روز قیامت بگویند افلاطون و سقراط از شما متدین تر بودند؟! منی که آنقدر برای امام حسین(ع) گریه کردم!‍ می گویند آن ها اول فکر کردند بعد گریه کردند. از صددرصد دینی که به شما عرضه شد، سی درصدش را گرفتی، آن ها از ده درصد تکوینشان به سی درصد دین رسیده اند، الان سی به سی هستید.

شیعه ای که پا را روی پا انداخته تا همه چیزش را دین و پیغمبر(ص) درست کند! جایگاه عقل و فکر و توبه کجاست؟! جایگاه شعور در توبه کجاست؟! فکر کردن به آیات قرآنی که ایراد می گیرد گناه کاری شما از کم شعوری شماست، کجا قرار دارد؟! جایگاه گریه در توبه شعوری امام سجاد(ع) کجاست؟! نگرانی امام سجاد(ع) از گناه برای چیست؟

امام صادق(ع) فرمود: اگر مردم بدانند تو چقدر کریمی، اصلا عبادت نمی کنند. غصه غصه قیامت نیست، غصه من غصه دنیای تیره و تار مومنین و مومناتی است که نمی فهمند خلاف خداوند رفتار کردن چه به روزگارشان می آورد! غصه من افسردگی جامعه ایمانی است که گمان می کنند خداوند مانند مشرکان و فاسقان و کفار با آن ها کاری ندارد تا برای خود بچرند! " ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ" به پیغمبر(ص) می گوید من با این ها کاری ندارم! بگذار برای خود بچرند! امیرالمومنین(ع) می فرمایند: "کالْبَهیمَةِ المَرْبوطه". خداوند با اینان کاری ندارد، شما آمدی و گفتی من مهمان نزدیک و خاص و خوب خداوندم.

در عمیق ترین لایه ی وجود آدمی، سه عنصر نیاز است:

1- حقیقت.
2- فطرت.
3- عقلانیت.


این گفته ارسطو است که مربوط به چهار هزار سال قبل میلاد در بیابان و عصر حجر زندگی می کرده است!

فرمودند چرا منتظرید ما دین را مانند لقمه جویده شده در دهان شما بگذاریم؟! و شما فقط آن را بخورید! که حتی خیلی از اوقات آن را هم نمی خورید!

»»» شروع توبه:


حضرت رسول اکرم(ص) می فرمایند: " إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْدًا لَمْ يَضُرَّهُ ذَنْبٌ". وقتی خداوند بنده ای را دوست داشت یعنی رابطه عشقی و محبتی بین این بنده و خدا برقرار باشد، هیچ ذنب و گناهی به این بنده ضرر نمی رساند. ضرر یعنی چه؟ یعنی ضرر دنیایی، آخرتی، معرفتی، سلوکی.

قدم اول توبه را باید با این فکر شروع کنیم آیا این خدا، که من از گفتن این جمله عذر می خواهم، لیاقت دوست داشته شدن را دارد؟؟ با خودمان تعارف کنیم؟! یا نه، ما راجع به لیاقت دوست داشته شدن خدا، شک داریم؟!

خودت را جای یک مقام بالاتر از خودت بگذار، فرض کن شما کارمند یک رئیس هستی، می بیند شما به این مشغول هستی که رئیست را از نظر کاری قبول داری یا نه. چقدر این رئیس اذیت می شود؟ می گوید این از من پایین تر است ولی درباره اینکه من رئیسش باشم و کارم را قبول داشته باشد، فکر می کند!

خدایی که مرکز محبت است و محبتی که در قلب من به امانت و ودیعه گذاشته است، این خدا کم شعوری بنده را دیده است بی شعوری اش را هم می بیند.

اصلا مشکل من مشکل جهنم و دنیایی نیست، مشکلم مشکل عشقی است، امشب می خواهم فکر کنم قبل از هر توبه ای رابطه ی محبتی من با خداوند چگونه است؟ فکر کنم که خدا لیاقت دوست داشته شدن را دارد یا نه؟ این بر می گردد به اینکه انسان یک مرور کلی بر روی زندگی اش داشته باشد.

ما انسان ها وقتی خیلی اخلاقی می شویم کنترل می کنیم ولی این گونه هستیم که سیاهی را می بینیم، سفیدی را نمی بینیم، به خدا هم که می رسیم، همین است. فلذا آن هایی که رابطه عشقی شان با خدا درست می شود، نسبت به مردم نظرشان خوب و عوض می شود و مردم را دوست دارند مربوط به همین است، برای اینکه با آن بالا رابطه شان را درست می کنند که من از این به بعد می خواهم سفیدی را ببینم، سیاهی آنقدر کم است که قابل دیدن نیست. لذا وقتی که در بین خلق قرار می گیرند، از سفر من الحق الی الخلق که بر می گردند یکی از اثراتش این است که وقتی می آیند آدم هایی را که تا دیروز بد می دیدند الان خوب می بینند. چشم، چشم خدا بین است.

امشب فقط قدم اول توبه را انجام بدهیم که در طول زندگی 15،20،60،80،90 ساله ام این خدا لیاقت دارد دوستش داشته باشم؟ خیلی ها ممکن است به این نتیجه برسند که نه خدا ما را دوست دارد و نه ما خدا را.

باید به این ها فکر کنم، بنده در مقایسه با خدا، رفتارش با سایر خلق، خیلی از چیزهایی که در وجودم دارم، قدرتم حتی قدرت گناه و...

برادر، خواهر اگر می خواهی توبه ات توبه ی مانا و پایدار و گیرا و با نفوذ و موثر و مصلح دنیا و آخرتت باشد، راجع به رابطه ات با خدا قبل از توبه فکر کن. چرا از سمت خداوند تبارک و تعالی برای من این همه محبت قابل درک نیست و چرا من این همه معصیت را فراموش می کنم و چرا وقتی کوچکترین خوبی را می کنم بلافاصله از خدا طلبکار می شوم؟!

قدر خود را بدانید که ان شاء الله خدا هم قدر ما را بداند که می داند چون ما در آخر الزمان کم هستیم و ان شاء الله این کم، عمیق باشد، زلال باشد. توقع امام زمان(عج) در آخرالزمان این است که بچه شیعه هایش زلال باشند.

سیزده معصوم بر روی کره زمین آمدند، بعضی از کسانی که اطراف امام بودند از ما خیلی داغ تر بودند، اما زلال نبودند، صاف نبودند. معلوم نبود برای چه دور امام را گرفته اند! خیلی از آن ها معرفتی بودند، در روایت داریم امام صادق(ع) 4 تا 6 برخی هم گفته اند 10هزار، که حداقل 2هزار طلبه خارج خوان داشته اند. 2هزار آدم قریب الاجتهاد که یکی از آن ها ابوحنیفه می شود که فقه حنفی را راه می اندازد و می گوید بخاطر دوسال در خدمت امام صادق(ع) بودن، توانستم این کار را انجام بدهم.

در کجا؟ در مدینه ای که شاید در آن زمان زیر پنجاه هزار جمعیت داشته است. تحولی ایجاد نشده، اتفاقی رخ نداده، برای چه؟ برای اینکه زلال نبوده اند.

مومن زلال یعنی کسی که کمی از رفتارها و دنیا و آخرتش بِکَنَد و فعلا ارتباط خود را با خدا اصلاح کند.

خدایا آنقدری که تو با این همه عظمت، من را دوست داری نه تنها نمی توانم تو را دوست داشته باشم، حتی دوستی تو را درک نمی کنم. دائما اهل گله و سر سنگینی هستم. هر جای عالم چرخش برای من بد بچرخد، گردن تو و عبودیت و مومنی خودم می اندازم.
آن دسته از اخلاق مدارهای سکولار که می گویند من به احترام انسانیت این کار را انجام می دهم یا انجام نمی دهم از برخی از ماها بهترند.

پزشکان بدون مرز بی دین از ما بهترند که به خاطر انسانیت از مواهب دنیایی و لذت ها و آرامش ها می گذرند و در مناطق مختلف کار می کنند چون زلالند.

زلال یعنی قبل از اینکه رفتارهای خود را با خدا بسنجیم، رابطه مان را درست کنیم، به یک تفاهمی با خدا برسیم. هیچ راهی ندارد الا خلوت و تاریکی و سر پایین و توسل و مناجات و اشک و لحظه ای تفکر در خلوت خودت.

همین امشب می تواند شروع کننده باشد و راه زلالی را باز کند. مرحوم آقای دولابی زیبا می فرمودند: مردم زلالند. اشکال در این است که سر چشمه را گل آلود کرده اند، سنگی بر سر راه آن گذاشته اند و آبی بیرون نمی زند. آبی که می ماند نمی تواند بشورد، باید این سنگ را برداشت.

آب آن بالاست، اگر جاری شود خودش بدنه کوه را می شوید، این یعنی توسل.


کانال تلگرام رهپویان
 s: سلام اگه زحمتی نیست سخنرانی دکتر رائفی پور رو بذارید

سه‌شنبه 30 اردیبهشت 1393

  پاسخ :  سلام ان شاء الله گذاشته میشه. چشم
 123: الان چند روزه از اعتکاف می گذره دوستان سوار بر لاک پشت با کوله باری از دغدغه های آی تی هنوز دارن متن پیاده می کنند. کسی هم جرات نمیکنه که بهشون انتقاد کنه من نمیدونم آقا سید از اینها راضی هست یا نه باز صد رحمت به سایت احاد الان وجود فردی مثل علی انجوی واقعا احساس میشه که بیاد و دوباره کارها رو دست بگیره اقایون با مدیریت بسته خودشون که را انحصاری کردند اجازه ورود به هیچ احد الناسی رو نمیدند. واقعا متاسفم ....
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

  پاسخ :  سلام
دلیل دیر پیاده شدن سخنرانی دیر رسیدن صوت بوده، نه چیز دیگه.
 خیلی دورخیلی نزدیک: سلام

ببخشید صوت سخنرانی های اعتکاف رو نمیذارید رو سایت ؟
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

  پاسخ :  سلام
ان شاء الله گذاشته میشه.
 کنعان: ممنون از زحمات شما ....عالی بود
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393
 سجاد حکیمی: سلام
خدا قوت خسته نباشید
اگه میشه لطفا سخنرانی حاج حسین یکتا رو. هم بذارید ( فایل صوتیش رو )

یا زهرا.س.
شنبه 27 اردیبهشت 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات