برنامه آينده
شنبه های پاک
وفات حضرت معصومه(س)


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت چهارم
مداح :
حجت الاسلام احمدی
قاری :
مسعود روحی

زمان : شنبه، 16 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی معرفت روحانی - قسمت دوم
اوج زیبایی یک مناجات، زیبایی یک اشک و زیبایی یک سجده در این است که در اوج سرفرازی، شادمانی، عظمت، ابهت و غرور اشک بریزی و شانه هایت بلرزد و سرت را به خاک بگذاری و الا مادر مرده و پدر مریض و شکست خورده، این شخص اصلا نیازی نیست مناجات کند، همین گونه در حال گریه کردن است.

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: معرفت روحانی "2"
اعتکاف 1393 – مسجد جامع شهدا


شور و شوق و نورانیت امشب وضعی است یعنی به انسان می دهند و وقتی به جمعی یک فضایی این نور تزریق می شود آن هایی که در نور دادن به فضا سهیم نبودن هم، از این نور استفاده می کنند. لازم نیست ده هزار آدم معتکف نور بدهند که همه بتوانند استفاده کنند، صدنفر یا ده یا حتی یک نفر هم نور بدهد، نه هزار و نهصد و نود و نه نفر دیگر فضای نورانی تری را می گیرند.

اشاره ای کوتاه به بحث دیشب: آیا کسانی که گناه را خوب می دانند اما بخاطر خدا گناه را ترک می کنند، آیا می توانند ادامه بدهند؟ نه. باید به جایی برسیم که گناه را بد بدانیم نه فقط دنبال ترک آن باشیم.

و آن هایی که خیرات را خوب نمی دانند یعنی صدقه را خوب می داند اما چندان اعتقاد ندارد که بر دنیایش تاثیر دارد و خوشش نمی آید، آیا این افراد می توانند به این مسیر خیرات ادامه دهند؟ نه. قسم دوم ماجرا اخلاق سکولاری است که می گوید شما چند نقطه انسانی داشته باشی سعادتمندید. به خیر یا به حقیقت یا به جمال و زیبایی علاقه داشته باشی، این سه مورد منشأ تمام حسنات عالم است. کسی که فطرتش را مایل به این کند که خیر خواه، حق طلب، عدالت طلب و صلح طلب باشد و کسی که فطرتش را عادت بدهد به اینکه دنبال زیبایی و جمال باشد یعنی دوست داشته باشد که جهان اطرافش جهان زیبا، خوش بیننده، قابل تامل، دلنواز و دلنشین باشد، و سوم کسی که دنبال حقیقت باشد. اگر در تکوین خود این سه مورد را رسیدگی کنی نیاز به هیچ دینی نداری.

این را بررسی کردیم که آیا یک انسان می تواند به تنهایی خوب شود؟ در تاریخ و به تجربه که نگاه می کنیم می بینیم نمی شود. تاریخ را کناری می گذاریم و به خود نگاه می کنیم، حضرت امام(ره) می فرمایند: عقوبت و پاداش اگر از روی دین برداشته شود، انسان ها نمی توانند متدین بمانند.

ممکن است در سنین 14 یا 15 و یا حتی 25 و 30 سالگی بتواند اما بعد متوجه می شود که عمرش در حال تمام شدن است، مانند یک سرازیری است. بالاخره در یک جا ترمز دستی این نوع تفکر انسانی، کشیده می شود.

عدالت، حقیقت، خیر، جمال، زیبایی، مصلحت و صلاح و صلح و آرامش شعارهای بسیار زیبایی است، منتها این شعارها و نهال های زیبا وقتی تبدیل به یک تنه درخت سنگین غیر قابل شکستن می شود و می تواند استوانه ای برای دین ما بشود که در خاک و زمینه شرع و دینی که بر اساس توحید، نبوت و معاد چیده شده باشد، قرار بگیرد، اینجا جواب داده می شود و این نهال رشد می کند.

واقعا جای تعجب دارد که برخی بدون معاد چگونه می توانند انسان های خوبی بمانند؟! زمانی آقای مخملباف که حزب اللهی افراطی بود، که هر افراطی تفریط می آورد، فیلمی ساخته بود به اسم "بایکوت". یک مارکسیست مبارز را در زندان نشان می دهد، این برای عقیده اش بر روی شهواتش پا گذاشته و جنگیده و برای این عقیده اسلحه دست گرفته و حکمش اعدام است. از اینجا تا آخر فیلم دیدنی است که یک انسانی دست و پا می زند بین ارزش های اخلاقی انسانی سکولار یعنی مارکسیستی و قبر و کرم و قیامت. در آخر هم مشخص است که کدام را انتخاب می کند کرم را انتخاب نمی کند. بریدن در سیستم مارکسیست همین است چون کرم را انتخاب نکرد، مگر آدم دیوانه است برای ارزش ها بمیرد؟!

نهایت تا زمانی که دستش را به عنوان قهرمان بلند کنند حاضر است برای ارزش ها قهرمانی کند، اما وقتی به مرگ رسید مقداری گیر می کند و تعجب می کنیم از نوادری که تا آخر این مسیر را سرفرازانه رفته اند!

نمونه دیگری هم داریم، در اسناد ساواک که جناب روحانی مورخ نوشته است، به یک مبارز مارکسیست گفتند شما را اعدام می کنیم، اعتراف نکرد. بازجو گفت: اعدامش نکنید، او را در خرابه ای رها کنید، مدتی هم شایعه کنید که فلانی بریده است و معتاد شده، وقتی خاک آلوده شد مقداری مواد به او بزنید تا بمیرد! مارکسیست کاملا اعتراف می کند! چرا؟ چون اعتقادش این است که برای قهرمان و پهلوان مردن و جاودانگی پای ارزش هایم ایستاده ام. قهرمان مردن یعنی اینکه بعد از مردن من دختر و پسرها عکس من را بر روی پیراهن خود نقش کنند.

ارزش های متعالی انسانی به تنهایی کفایت نمی کند. بعد عرض کردیم دعوای ما و نفس در پیشگاه خدا از این منظر که نگاه می کنیم، دعوای بخشش و قیامت نیست، دعوای دوست داشتن و دوست داشته شدن است. بحث ما راجع به قیامت و بخشش نیست، کمتر شیعه ای وجود دارد که نگرانی این را داشته باشد که ممکن است قیامت ما را نبخشند.

اتفاقا در جایی که دعوای بین خلق و خالق را قیامتی می کنیم اخلاق را لجنمال می کنیم. برای چه؟ برای اینکه اصلا این آدم رسما خود را معرفتی کنترل نمی کند.

اگر دعوا را به سمت عقوبت یعنی قیامت ببریم دعوای معرفتی را خراب کرده ایم و به دعوای تاجرانه تبدیلش کرده ایم. نسل جوان امروز پرسشگر است، کنکاش و جستجو می کند. وقتی گفتی خواهر اگر حجابت را رعایت نکنی روز قیامت با موهایت آویزانت می کنند، این خواهر می گوید اگر با ما این گونه رفتار می شود پس با آن ها که دزدی می کنند چه می کنند؟!

یعنی بالافاصله شیطان گناهان خیلی بزرگ تر را نشان می دهد و وقتی کنار عکس شهید، عکس زن بی حجاب را می گذاری و می گویی از خون شهید خجالت بکش، بی حجاب که مُتنَبّه نمی شود! می گوید دزدها و دزدی های میلیاردی را رها کرده، به چهار نخ موی ما چسبیده است! چون این روش، روش معروفی نیست.

شهدا و مادر شهدای ما را در گور و عرش، بی عدالتی و ظلم و فساد و تبعیض می لرزاند نه گناه چهار جوان. شهدای ما را فرمایشات سنگین مقام معظم رهبری(مد ظله) می لرزاند که فرمودند: آقایان در اداره ها ماشین های عجیبی است که با آن رفت و آمد می کنید. داد ولی ما بیشتر بر سر این مسائل است. صد بار خدمتتان عرض کردم که انقدر منکرات خیابانی، ذهنت را مشغول نکند.
منکرات اساسی منکرات زیر زمینی است، خیابانی ها شعور ندارند که در خیابان منکرات را انجام می دهند!
»» اولین نتیجه این است که این پسر و دختر خوب نمی شوند و رعایت نمی کنند.

»» دومین نتیجه:
می گوید برای همین می خواهد بسوزاند؟! خدایی که آنقدر می گوید دوستت دارم، توبه کن و به سمت من بیا، عاشقت هستم، برای این کار می خواهد من را داخل جهنم ببرد و سرب بر روی من بریزد؟! من اصلا این خدا دوست ندارم. این توطئه دوم شیطان است که قدم به قدم جلو می آید. توبه های عقوبتی اصلا ضمانت ماندن ندارد.

جلوتر که می رود وقتی در اثر تبلیغ بد شما با خدا دچار سوء تفاهم شد، به سمت این می رود که می گوید: اصلا برای چه ما را خلق کرد؟ آخرین قدم یک گناه کار ساده! بهتر بود به او گفته می شد خدا دوستت دارد مقداری رعایت کن، هر وقت هم رعایت نکردی بیا اینجا سرت را به خاک بگذار و الهی العفو بگو و کارت را ردیف کن، یک گناه ساده را به مرز دعوا و محاربه با خدا کشاندی. چه کسی گفته من را خلق کنی؟! پدر من را صبح تا شب در آورده ای و مدام می گویی این کار را بکن و آن کار را نکن، همه را هم روی سر ما ریخته ای و به ما چپ چپ نگاه می کنند!

دقیقا کسانی که ریشه شما را در جامعه اسلامی و حتی جهانی می زنند، به راحتی در جامعه رفت و آمد دارند و همه هم به آن ها سلام می کنند! این توطئه شیطان است.

دومین اشکال توبه های عقوبتی این است که برخی اوقات از سر بیچارگی است. یعنی شخص لطمه و ضربه خورده، از سر بیچارگی مجبور می شود که توبه کند یعنی توبه ی یک انسان ذلیل.

اوج زیبایی یک مناجات، زیبایی یک اشک و زیبایی یک سجده در این است که در اوج سرفرازی، شادمانی، عظمت، ابهت و غرور اشک بریزی و شانه هایت بلرزد و سرت را به خاک بگذاری و الا مادر مرده و پدر مریض و شکست خورده، این شخص اصلا نیازی نیست مناجات کند، همین گونه در حال گریه کردن است.

اوج زیبایی ذلت یا بهتر بگوییم تواضع یا بهتر از آن بگوییم خشوع یک عبد در پیشگاه معبودش این است که در سرفرازی و شادمانی و عزت و بالامرتبگی به خاک بیفتد و گرنه شخصی که مریض شده یا مریض دارد، آدمی که دردمنده یا دردمند دارد، آدمی که مشکل دارد، به خاک افتادنش زیاد سودی ندارد. برای اینکه اگر خدا نباشد این شخص جای دیگری به خاک می افتد، در بیابان فریاد می زند و گریه می کند، چون دلش گرفته است.

توبه از سر اضطرار و بیچارگی حتما قبول است ولی حتما معلوم نیست که بماند، می شکند. لذا پیامبر(ص) فرمودند: من پیغمبر هر جایی می نشینم و بلند می شوم، هفتاد بار استغفار می کنم. این یعنی من دائم در حال توبه هستم.

در این مرتبه توبه برای هر پلکان معرفت یک نمونه توبه دارید. حسنات الابرار سیئات المقربین. یعنی هرچه قدر شما به خدا نزدیک می شوید، برای هر مرحله به مرحله بالا رفتن، یک توبه لازم دارید. لذا توبه های اینجا خیلی متفاوت است. آقا امیرالمومنین(ع) وقتی توبه و گریه می کند، برای مرتبه امامت و امیرالمومنینی اش، اشک می ریزد و توبه می کند.

یکی از اساتید معمم می فرمود وقتی برای جوان ها صحبت می کنم و شروع به گریه کردن می کنم و مناجات می خوانم که خدایا چشمان غیر از گناه کاری نکرده است، زبانم جز به گناه چیزی نگفته است، دست هایم به خطا رفته و... بعد از منبر چند نفر از جوانان می آیند و می گویند حاج آقا شما هم این کاره بوده اید؟! می فرمودند وقتی می گویم چشم هایم برای گناه اشک می ریزد فکر می کند گناه خودش را می گویم!

در حالی که توبه گناه چشم برای هر کدام از پلکان معرفت یک معنا دارد. گناه زبان برای هر کدام از پلکان معرفت یک معنا دارد.
برخی اوقات غمض عین یعنی کنترل چشم یا سکوت یا کنترل زبان کسی در پلکان معرفت یک، گناه کبیره است برای انسانی که در پلکان ده است و بر عکس. حسناتُ الابرار سیئات المقربین؛ نیکی های خوبان گناهان مقربین است این یعنی نشان می دهد پله به پله یک مراتبی دارد که باید رعایت شود و این توبه پلکانی در مسیر معرفت یک محرک است یعنی بالا برنده است. در احوالات اهل بیت(ع) آمده که غیر از روزهایی که برای اعتکاف وارد شده، روزهای دیگری هم اعتکاف می گرفتند. چرا؟ برای اینکه برای پله بالاتر توبه کنند. مانند اردوی آمادگی تیم ملی است، اردوی آمادگی تیم ملی برای بازی های آسیایی و برای جام جهانی با هم متفاوت است.

این گونه توبه غیر از اینکه شما را پاک می کند، اثر وضعی و پاک کنندگی به میزان پله و معرفتی که در آن قرار دارید، برای اطراف شما نیز دارد. ممکن است آدمی در پلکان بالای معرفت توبه کند، یک شهری پاک شود. ممکن است آدمی توبه کند و کشوری پاک شود. برخی اوقات اثرات وضعی اولیای خدا در خیلی از مسائل دیده می شود.

در خاطرات مرحوم حضرت آیت الله بهجت(ره) شاگرد دوم ایشان با یک واسطه نقل می کنم که راهپیمایی بیست و دو بهمن ماه، جمعیت زیادی آمده بودند. به ایشان گفتم چه خبر است؟! این ها که صبح تا شب انتقاد می کنند و ایراد می گیرند! یک سال ایراد می گیرند بعد راهپیمایی بیست و دو بهمن شرکت می کنند! آیت الله بهجت(ره) فرموده بودند نَفْس قوی و روحانی حضرت امام(ره) در عرش، چنان بر نفوس مردم ایران ولایت دارد که ناخودآگاه امام(ره) مردم را به خیابان می کشاند، تصرف آقا روح الله(ره) است. ببینید یک انسان چقدر می تواند موثر باشد؟

نمی شود همچین جمعی تشکیل شود و امام زمان(عج) عنایتی نکند و حداقل دست دو یا سه نفر را نگیرد! خیلی بی معرفتی است و از امام معصوم محال است. یک نفر در این اعتکاف، که حتما وجود دارد این گونه توبه کند، دست همه آن هایی که از خیابان جلوی مسجد رد می شوند یا شاید نصف شیراز را، بخاطر توبه او بگیرند.

حقیر هر چه در زندگی ام دارم از اعتماد به این جمع ها است. وقتی نفوس الهی دور هم جمع می شوند چیزهایی به انسان می رسد. خیلی اوقات هیچ رغبتی به هیچ کاری و زندگی و دنیایی نداشته ام، شب می خواستم به جلسه بروم خیالم راحت بوده است. این گونه آشتی با خدا خیلی ارزشمند است.

چندسال پیش در اعتکاف مسجد وکیل خانم توریستی درب ورودی مسجد نشسته بوده و گریه می کرده. پرسیدن که چرا گریه می کنی؟ گفته بود توریستم و آمدم مسجد وکیل، دیدم این برنامه هست. وقتی به مناجات می رسد و می گویند الهی العفو این گریه می کند. می گوید اینجا بوی خدا می دهد! یعنی وقتی کاری این گونه اتفاق می افتد بوی خدا پخش می شود.

روایتی که مرحوم شیخ شوشتری در خصایص نقل می کند که وقتی شما رفتید، ملائکه ای که موکل این جمع هستند و به عرش می روند، بقیه ملائک در عرش می گویند چه بوی خدایی گرفته اید؟! وقتی متوجه می شوند که جریان از چه قرار است، پایین می آیند ولی کسی در مسجد نیست. پر و بال خود را به در و دیوار می زنند، این اثر توبه است. از عرش ملائک را پایین می کشد که چه بشود؟ که در این جمع یک نفر درست توبه کرده است. خیلی از کسانی که یک بار اعتکاف را تجربه کرده اند بعد از چند سال که به قول خودش در لجنزار گناه گم می شود، اثر توبه یکی از آن ده هزار نفر، او را پای خانه خدا می کشاند.

این توبه هم اثر پاک کنندگی دارد و هم اثر وضعی اطراف و این گونه سالک ناجی جامعه اش است. ضمن اینکه مجاهدات شما را در جهت پاکی نجاسات و کثافات ارج می گذارم، لطف کنید بر این داستان هم حساب باز کنید که سلوک یکی از راه های نجات جامعه است و باید کنار مجاهدت همراه باشد. مجاهدت بدون سلوک جواب نمی دهد ولی ممکن است سلوک بدون مجاهدت جواب بدهد. خانه نشین است و نمی تواند مجاهدت کند اما می تواند با سلوک خود جامعه را نجات دهد. حضرت امام(ره) فرمودند: خیلی از آن دعواها جواب نداد، زمانی که سینه سپر کردیم و مردم را دور خود جمع کردیم جواب نداد اما وقتی که فهمیدیم خدا باید کمک کند، بیشتر جواب داد.
پانزده سال آوارگی در جهان را فقط و فقط عقوبت آن قسمتی می دانستم که فکر می کردم بدون سلوک و خدا می شود با مردم و جهاد کاری کرد.

این گونه توبه باب الابواب، نشان راه و سالار بار، کلید گنج است و شفیع وصال. میانجی بزرگ و شرط قبول و سرّ همه شادی هاست.
باب الابواب یعنی این در که باز می شود سایر درها هم باز می شود. شفاعت می کند، به گنج دنیا یعنی قناعت می رسی، راه را برایت باز می کند، بین شما و خدا و خلق میانجی است، برای بقیه اعمال شرط قبول است و سرّ همه شادی ها یعنی تمام خوشحالی ها از این گونه توبه خودش را نشان می دهد.

توبه، ترک گناهان نیست، این توبه توبه عوام است. توبه، بیداری روح است. توبه با کنترل بر اینکه این لذت را انجام ندهم توبه خاص نیست، توبه با اینکه از این لذت متنفر بشوی توبه درست است. لذا گنه کاری که توبه می کند و صحنه های قبل یادش می آید اذیت می شود برای چه؟ چون باید کاری کند این صحنه ها یادش نیاید و دوباره تحریک نشود که آن کارها را انجام ندهد، اما گنه کار توبه کننده نوع خاص کسی است که وقتی آن صحنه یادش می آید اذیت می شود به چه معنا؟ به این معنا که از گناه متنفر شده است.

» دو روایت متناقض داریم که تناقض آن را برطرف می کنیم:
روایت اول: اگر گناهی کردی و آن را بیادت آوردی، برای این گناه دوباره به خداوند اصرار کردی که خدایا ببخش، خداوند می گوید: مگر نه اینکه بخشیده ام، چرا باز می گویی؟! مگر به کرامت من شک داری؟!
روایت دوم: از خصوصیات سالک و مومن این است که گناهان گذشته خود را فراموش نمی کند، دائم با خاطر آن گناهان در سوز و آه است.

این چه فرقی دارد؟
نوع اول وقتی گناه به یادش می آید، این گناه تحریکش می کند چون به گناه میل دارد خدا می گوید چرا فکر و باز خوانی می کنی؟! اما گناه نوع دوم که یادش می آید، می سوزد چون از این گناه منتفر است. خدا این را دوست دارد.
توبه خاص سوز دارد یعنی انسان وقتی یادش می آید می سوزد حتی از غفلت می سوزد که از توبه های اخص است. از قصور و غفلت هم می سوزد نه فقط از تقصیر.



کانال تلگرام رهپویان
 کنعان: سپاس....عالی بود
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات