برنامه آينده
شنبه های پاک

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت پنجم
مداح :
حجت الاسلام احمدی
قاری :
محمدرضا کرم نژاد


زمان : شنبه، 23 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 نسخه چاپی
متن سخنرانی معرفت روحانی - قسمت سوم
امشب نیت کن، شب تا شیطان از یادت نبرده، عملی اش کن، یک جا چیزی بنویس که یادت باشد؛ من بعد تا آخر عمرت هر جای دنیا بودی، احمد بن موسی(علیه‌السّلام) همسایه ای است که فقط همین همسایه به دردت می خورد.

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: معرفت روحانی "3"
اعتکاف 1393


عرض شد که اگر بنا باشد یک آدمی، آدم و انسان باشد، آیا می‌توانیم بگوییم که سه میل یعنی میل به حقیقت، میل به خیر یا فطرت پاک، میل به پاکی، جمال و زیبایی برای اخلاقی بودن انسان کافی است یا کافی نیست؟ یعنی بگوییم دین باشد یا نباشد سه میل به قول افلاطون در او زنده بشود یکی میل به حقیقت، دوم میل به خیر و خیر خواهی و سوم میل به جمال و زیبایی، افلاطون می گوید انسان ها خوب هستند، هیچ نیازی به دین هم، ندارند. این مقدمه بحث بود یعنی تعریف اخلاق سکولار.

جلوتر آمدیم تجربه‌ها را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اگر این بحث کامل نباشد که نیست، به آن دلایلی که در قسمت اول معرفت روحانی خدمتتان عرض کردیم، این بحث حتماً مفید است یعنی برای اخلاق شیعی حتماً این بحث مفید است گرچه که ممکن است کامل نباشد، چون مباحث زیادی وجود دارد که ما در اخلاق داریم و اینکه بخواهیم فقط بر فطرت تکیه کنیم یا بگوییم از نظر دینی و از نظر اخلاقی و انسانی تکوین کفایت می‌کند، ما نیازی به تشریع نداریم و لازم نیست پیغمبری بیاید، خداوند به صورت تکوینی ما را فطرتاً به گونه ای خلق کرده که می‌توانیم اخلاقی باشیم، این بحث گرچه کافی نیست اما حتماً مفید و لازم است.

بعد به سراغ این سه گذاره آمدیم که چگونه می‌توانیم آن ها را تکمیل کنیم تا به اخلاق برسیم. میل به زیبایی، عشق، جایگاه محبت در دین را عرض کردیم تا به شناخت گذاره‌های اخلاقی رسیدیم.

از نظر اخلاق باید یک شناختی داشته باشیم، افعال بشری یا خوب است یا بد، یا در تعریف دیگر زشت یا زیبا است یعنی غیر از خوب و بد ممکن است یک چیزی بد نباشد ولی زشت باشد و غیر از خوب و بد و زیبا و زشت ممکن است یک چیزی نه بد باشد، نه خوب باشد و نه زشت و نه زیبا باشد، اصلاً تأثیری نداشته باشد.

»»» ‌سه منظر داریم:
- خوبی و بدی.
- زشتی و  زیبایی.
- بود و نبود یعنی مباح.


 اگر ما بتوانیم افعال خود را یکی یکی بررسی کنیم، ببینیم آیا ما در دنیا وظیفه داریم که به بدی‌ها عمل نکنیم یا به زشتی‌ها هم، نباید عمل کنیم؟

اینکه می‌گویند وقتی اخلاق در رساله ممکن است حبس بشود و این انسان رساله مدار، ممکن است انسان اخلاقی نباشد، یکی از دلایلش همین است. برای اینکه وقتی رساله وارد زشتی‌ها می‌شود، به شما اجازه می‌دهد که انجام بدهی.

طلبه‌ای خدمت حضرت آیت العظمی بروجردی(ره) رسید. یک کار زشتی کرده بود، هم شرع اشکال وارد نمی‌کرد هم قانون، کارش زشت بود. گفت: حلال خداوندست، حرام که مرتکب نشده ام. آقای بروجردی فرموده بودند که فضله ی کبوتر هم، حلال است، می‌خوری؟ برو بخور! یعنی الازماً اخلاق به ما چه می گوید؟ می گوید: به غیر از بدی، زشتی هم یکی از چیزهایی است که باید راجع به آن برنامه داشته باشیم و دلیل اینکه در برخی از اوقات یک غربی سکولار، در چشم ما مسلمان‌تر جلوه می‌کند این است که آن ها علاوه بر بدی‌ها برای زشتی‌ها هم برنامه‌ریزی می‌کنند، بعد ما فکر می‌کنیم از نظر دینی از ما جلوتر هستند! گر چه که این صحبت مستشرق از روی کینه نسبت به اسلام است اما قابل تأمل است، می‌گوید: در غرب رفتم اسلام ندیدم، مسلمان دیدم ولی در شرق اسلام دیدم اما مسلمان ندیدم.

بسیاری از مردم خیلی از زشتی‌هایی که اصلاً بد هم نیست را مرتکب می‌شوند و احساس می‌کنند هیچ مشکلی هم برایشان پیش نمی‌آید، عرف جامعه ما بیشتر از اینکه بدی‌ها را بد بداند، زشتی‌ها را بد می‌داند.

بنده ی آخوند روی منبر می نشینم، یک نظری می دهم  که پشت این نظر مطالعه نیست، ممکن است هزار اشکال پیش بیاید، عمیق نیست، کسی کاری ندارد. برخی اوقات در بعضی از مطالبم فحش وجود دارد، کسی کاری ندارد. بعضی وقت‌ها غیبت و تهمت است و باز کسی کاری ندارد!

دلیل اینکه خیلی از ما در جامعه بد جلوه می‌کنیم این است که ما فقط بدی‌ها را انجام نمی‌دهیم، راجع به زشتی‌ها برنامه‌ای نداریم. این را داشتم عرض می کردم که اگر غیبت می‌کنم یا تهمت می‌زنم مردم به من ایراد می‌گیرند اما اگر زمانی با تی شرت در خیابان بگردم، در کل مملکت آبرویم رفته است، بلوتوث می شود، فیلم پخش می‌کنند، صدها هزار نفر، میلیون‌ها نفر می‌بینند، هزاران کامنت ایجاد می شود، چقدر بد و بیراه می گویند. بنده کاری نکرده ام که، با تی شرت راه رفته ام!

در آخرالزمان زشتی‌ها بیشتر از بدی‌ها، بد است و یک مسلمان باید این را درک کند. جمله آقای بروجردی را یک بار دیگر در ذهنت مرور کن. در آخرالزمان زشتی‌ها بیشتر از بدی‌ها، بد است و متخلّق واقعی در آخرالزمان باید نسبت به زشتی‌ها عکس العمل خیلی جدی داشته باشد.

اینکه می گویند "اتّقّوا عَنْ مَواضِع التّهَم"، از تهمت خودتان را دور کنید، یکی از مصادیقش همین است. تهمت یعنی چه؟ یعنی شما کار بدی نکردی، می‌گویند بد است. می‌گویی من کار بدی انجام نداده ام، می‌گویند کار زشتی کرده ای. این موضع تهمت است، حق نداشتی چنین کاری را بکنی.

اینقدر راجع به اخلاق ظاهری مؤمنان توصیه و تأکید دارند در حالی که همه‌ی ما می‌دانیم شب اول قبر و قیامت اخلاق باطنی بررسی می‌شود. ما درون را بنگریم و حال را، کی برون را بنگریم و قال را؟ دلیل اینقدر توصیه چیست؟ برای اینکه اینگونه برداشت و تفسیر می‌کنند که در آخرالزمان کسانی که اخلاق ظاهری را رعایت نمی‌کنند وجه ی دین را خراب می‌کنند. مردم در آخرالزمان نسبت به زشتی‌ها بیشتر از بدی‌ها عکس العمل نشان می‌دهند و این اصلاً با بحث تعویض حُسن و قُبح گناهان آخرالزمان هیچ ربطی ندارد، آن یک بحث دیگری است. این را می خواهیم بگوییم که عمل زشت در آخر الزمان، یک عمل بد محسوب می شود و حق نداریم آن را انجام دهیم.

حالا راجع به خودمان بررسی می‌کنیم؛

بسیاری از اوقات خیلی از کارهای عادی ما زشت است، هیچ بدی هم در آن نیست. این قضیه وهمی که می گویند و در قرآن کریم هم خداوند به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌فرماید: در کلامت رعایت کن، اگر یک جمله‌ای می‌گویی که این جمله دو پهلو برداشت می‌شود، این جمله را اصلاً نگو. اگر کلمه‌ای می‌گویی که عده‌ای این کلمه را بد برداشت می‌کنند یقیناً آن را نگو. این همه تأکید به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) حتی در کلامش چه چیزی را می رساند؟ اینکه شما مراقب زشتی‌های رفتارت باش نه مراقب بدی‌هایت، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) که نمی‌تواند بدی داشته باشد.


بسیاری از پوشاک ما در آخر الزمان زشت است، بد نیست. بسیاری از خوبی‌ها در آخرالزمان زشت است. الان عرف جامعه  شیراز را در نظر بگیر، ما در عرفمان عمل مستحب داریم که زشت است. با دست غذا خوردن مستحب زشت است. یکی از مباحثی که حضرت امام(ره) در تحریر الوسیله خیلی جدی راجع به آن بحث می‌کند، تأثیر عرف در اخلاق ظاهری است. عرف نمی‌تواند حلال را حرام کند اما می‌تواند حلال را زشت کند، این را دقت کنید. خدا رحمت کند همه‌ی مادربزرگ‌ها را. مادربزرگ ما بعضی از اشعار را بیشتر از احادیث اهمیت می‌دهد، مثلاً کاسه را می لیسد، آخر کار وقتی می‌بیند همه دارند نگاهش می‌کنند، می گوید: اگر دانی ثواب کاسه لیسی، این تو و آن تو کنی تهش را بلیسی! این را داریم که برای اسراف نشدن ته کاسه را باید لیس بزنیم، خوب این یک مستحب زشت است.

ببینید عرف در مستحب وارداتی تأثیر می گذارد یعنی مستحبی که ورود پیدا کرده است و در احکام داریم. بعد می بینیم بعضی از مناسک یعنی برای تعظیم شعائر خودمان انتخاب کرده ایم که مناسک را این گونه برگزار ‌کنیم، یا مثلا این کار را انجام بدهیم خوب است. بعنوان مثال در ختم‌ها می ایستی و هر کس آمد دستت را روی سینه‌ات می گذاری یا جلسه هیئت را این گونه می چرخانید، این ها را ما خودمان انتخاب کرده ایم، آن زمان که امام حسین(علیه‌السّلام) شهید نشده بود که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) هیئت داری را جزء سنت وارد کند. شما ببینید در مناسک چقدر باید اهل رعایت باشیم؟ مبادا کاری که ما می‌کنیم یک وقت اسلام را خدایی نکرده زشت جلوه بدهد.

زمانی مثال می زدم خدا رحمت کند همه شهدا و درجاتشان متعالی گرداند، همه اعمال شهید که حجت نیست، هاشم آراسته شهید شد خیلی هم انسان بزرگواری بود. ولی همیشه مشکی می‌پوشید. می‌گفتند برای چه مشکی پوشیدی؟ الان بیست و چهار فروردین، بیست و شش خرداد ماه، امروز روز شهادت کیست؟ کل بچه‌هایی که در این چند سال شهید شده بودند را در تقویم نوشته بود، هر روز یکی شهید شده بود دیگر. این را باید دقت کنیم که زمان جنگ، ادبیات خودش را داشت. آیا الان ما می‌توانیم این گونه با مردم برخورد کنیم؟؟ دقت کنید که مناسک و عرف با هم هماهنگ هستند.

در بقیه مباحث، در اخلاق خانواده، در حقوق زن و شوهر که وارد می‌شویم و جلوتر که می رویم اصلاً دلیل متعالی بودن فقه شیعه پویایی اش است و پویایی اش این است که مراجع به روز تشخیص بدهند یک حکم را چگونه با زمان تطبیق بدهند.

◄ دومین قدم مراقبه:
بررسی زشتی‌های اعمال بعد از بدی‌های اعمال.

◄ قدم بعدی سراغ چه چیزی می آید؟
سراغ مباح‌ها. حلال است نه خوب و نه بدست، نه زشت و نه زیباست. به زیبایی که قدم آخر ماست هم، می‌رسیم که چقدر زیبایی در اخلاق ما تأثیر دارد.

آیا یک انسان، انسان اخلاق مدار چند درصد از زندگی خودش را می‌تواند به اعمالی اختصاص بدهد که این اعمال نه خوبند و نه بدن، نه زشتند و نه زیبا؟ مثلاً یک تفریحی که نه سود دنیا دارد و نه سود آخرت، نه سود روح و روان دارد، نه سود اخلاق، هیچی ضرر هم ندارد. آقای قرائتی می‌فرمودند: یک بنده خدایی را سرچهار راه دیدم که ایستاده بود و تسبیحش را میچرخاند. گفتم: شما چه کار می‌کنی؟ فقط همین یک کار را بلدی؟ گفت: نه از این طرف هم می‌چرخد! این مباح است، حرام که نیست.

یک انسان اخلاق مدار چقدر اجازه دارد در زندگی اش به مباح بپردازد؟ مثل بازی در گوشی همراه که مباح است، بازی که تمام که نمی شود. آیا انسانی که قسمت بیشتر زندگی اش را مباح قرار بدهد، این انسان، انسان اخلاق مداری است؟ دین به ما می گوید برای مباح حد یقف داریم. باید یک برنامه ریزی داشته باشیم که بنده اینقدر احتیاج دارم، اینقدر هم به آن می‌پردازم والسلام،  زیر آن را خط می‌کشیم و تمام.

»»» کمبود زیبایی‌ ها در اخلاق دینی؛

این اتفاقاً قسمت مهم بحث ما است. یک بحث خیلی جدی و زیبایی را استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله حائری ده سال پیش داشتند، خیلی بحث جالبی بود و بنده روی آن خیلی فکر کردم. راجع به جایگاه شادی و زیبایی در اسلام بحث کرده بودند: آن قدری که ما برای قسمت‌های عریان کردن زشتی‌های یک زشتی یا فاش کردن اسرار یک بدی در دین تلاش می‌کنیم و آنقدری که ما در دینمان برای پرهیز تلاش می‌کنیم، آنقدر برای زیبا نشان دادن زیبایی‌های دینی و شاد نشان دادن متون دینی کار نکرده ایم.
شیعه و مسلمان‌ها برای شادی برنامه ای ندارند. در حالی که یکی از قسمت‌های مهم معنویت روحانی، زیبا شناسی است یعنی ما بتوانیم دین را برای خودمان زیبا جلوه بدهیم، اخلاق برای ما زیبا باشد. در تک تک بررسی‌هایی که رسیدیم می‌پردازیم به اینکه چگونه باید کار کنیم. چگونه می‌توانیم هم دیندار باشیم و هم زیبا باشیم؟ چگونه می‌توانیم هم کمال را داشته باشیم و هم جمال را؟ این مقدمه‌ی  قسمت آخر بحث.

+ اصل بحث:

در بررسی اخلاقی ما مؤظف به دو گونه بررسی هستیم؛ یکی بررسی ظاهر و دوم بررسی باطن.

عده‌ای که می‌گویند فقط و فقط باطن ملاک اخلاق است و عده‌ای که می‌گویند فقط و فقط ظاهر ملاک اخلاق است یعنی ظاهریه و باطنیه، هیچ کدام شیعی نیستند.

اخلاق شیعی اصل را بر باطنی می‌داند که دارای یک ظاهر به عنوان 1- محافظ  و 2- مبلغ است.

یعنی شیعه چه می‌گوید؟ شیعه می‌گوید شما باید در اخلاق باطن داشته باشی و موظف به این هستی که ظاهر را هم، رعایت کنی.

1- برای اینکه اگر ظاهر نباشد محافظت از باطن اتفاق نمی‌افتد. 2- شیعه موظف به تظاهرات دینی است.


یعنی باطن زیبا را باید با ظاهر زیبا تبلیغ کنیم، بسط و نشر بدهیم و بر روی آن تظاهر داشته باشیم. این‌که ما به این جلسات تعظیم شعائر می‌گوییم و برخی مراجع ما این تعظیم شعائر را واجب کفایی می‌دانند، در احکامش هم می‌گوید اگر فلان مطلب تعظیم شعائر باشد، واجب کفایی است، این دو را ما مکمل هم می‌دانیم و اتفاقاً این لازم و ملزوم همدیگر را تقویت می‌کنند یعنی هر چقدر ظاهر اخلاقی انسان‌ها بهتر می شود باطنشان قوی تر می‌شود و هر چقدر باطن اخلاقیشان بهتر می شود بر روی ظاهرشان تأثیر می‌گذارد و آن هایی که ظاهر را رها می‌کنند و می‌گویند ما باطنمان باید قوی باشد، باطن خود را به تدریج فاسد شده خواهند یافت، آن هایی که به باطن می‌پردازند و ظاهر را رعایت نمی‌کنند، آن ها هم به تدریج باطن خود را از دست می‌دهند، اصل باطن است.

»» نحوه قضاوت خداوند تبارک و تعالی:

- کسی باطن سالم به قبر و قیامت می‌برد، اما ظاهر ندارد. این حتماً بخشیده است، بالاخره این باطن سالم در قبر است. یک عده اصرار بر این دارند که ظاهر را رعایت نکنند، رعایت نکنند منظور این است که تظاهرات دینی نداشته باشند، یک عده ممکن است بگویند ظاهر را رعایت نمی‌کنم اما دلم با خدا است نه، اعمالش هم با خدا است. مثلاً ملامتیانی که در صدر اسلام بودند اعمالشان نقص نداشت، تظاهر به این خوبی‌ها نمی‌کردند، می‌گفتند می‌خواهیم برویم بازی کنیم، می‌خواهیم مثلاً شراب بخوریم اما در یک خرابه‌ای بطری‌ها را می‌شکستند و نماز شب می‌خواندند، نماز را می‌خواندند.
این باطنیه ای که الان در برخی از فرقه‌های صوفیه و بین برخی از شیعیان داریم این است که این‌ها اصلا کاری نمی‌کنند! می‌گویند دلت پاک باشد.
آن باطنیه ی اصل که باطنش پاک است، سالم است، تظاهرات ظاهری نداشته، این حتماً روز قیامت مأجور است و خدا هم او را می‌بخشد. فقط خدا از او در روز قیامت یک ایراد می گیرد که سهم نشرت در زکات دین و زکات علمت، کجاست؟

- یک عده هستند ظاهر رعایت کرده اما باطن را رعایت، نکرده اند. مشخص است دیگر، جهنم.


- یک عده ظاهر را کمتر از باطن و یک عده هم، باطن را کمتر از ظاهر رعایت می‌کنند. بحث ما بر روی این دو گروه است یعنی من آن چیزی که نشان می‌دهم، در باطن نیستم و یا آن چیزی که من نشان می‌دهم در باطن، بهترم.
اغلب ما جزء این دو گروه هستیم، نه اهل ظاهریه هستیم و نه اهل باطنیه. ما بچه شیعه‌های هیأتی امام حسینی(علیه‌السّلام) هستیم که این ها را فقط برای آگاهی گفتم.

ایراد بنده بر روی این دو گروه است یعنی محل بحث و نزاع ما این دو گروه هستند:

1- کسانی که ظاهرشان از باطنشان بهتر است.
2- کسانی که باطنشان از ظاهرشان بهتر است.


* بنده باطنم از ظاهرم بهتر است، چرا بهتر است؟ به خاطر اینکه معمولاً مسائل باطنی خیلی زود کشف نمی‌شود، این بسیار درجه خوبی است. بسیاری از اولیاء خدا بعد از رحلتشان مردم تازه می‌فهمند که چه کسی بوده اند. ان شاء الله خدا همه‌ی ما را جزء این ها قرار بدهد.

* بنده باطنم از ظاهرم بهتر است برای اینکه من تَعَمُّد دارم که تمام باطن خودم را نمایان نکنم. روی این تَعَمُّد حرف است. اینکه همه باطن را نمایان نکند برای چه؟ مقداری نکته ظریفی است، خیلی دقت کنید. آیا من تَعَمُّد دارم همه باطنم را نمایان نکنم که مردم نگویند ریا می‌کنی؟ حضرت امام(ره) می‌فرمایند: این آدم همین الان ریاکار است چون ریا به معنای این نیست که شما خوبی هایت را به مردم نشان بدهی، ریا به معنای این است که نظر مردم در معنویاتت لحاظ شود. خیلی از مؤمنین ما گرفتار این باطن هستند، بعد روز قیامت می گوید باطن خوب بوده، می پرسند چرا این زیبایی و جمال را عریان نمی‌کردی؟ آیا از ترس اینکه خدایی نکرده ریا بشود یا از ترس اینکه مردم بگویند ریا می‌شود، است؟

اگر از ترس ریا شدن است، این دو قسمت دارد. بعضی وقت‌ها شما موظف به تظاهر ممدوح هستید، بر شما واجب است. لذا در روز قیامت مقداری گیر در ترقیشان دارند.

3- گروه سوم کسانی هستند که باطنشان از ظاهرشان خراب تر است. ظاهر خیلی بهتر جلوه می‌کند و باطن مشکل دارد. این باز کارشناسی می شود.


اینکه این ها در ظاهر خیلی بیشتر رعایت می‌کنند و به باطن خودشان نمی‌اندیشند، صد در صد شعبه ای از نفاق و به شدت خطرناک است.
چگونه شناسایی شود؟ شناسایی اش به این مسیر است که باطن و ظاهر این ها به همدیگر نزدیک نشوند یعنی این سال نود و دو اگر باطنش با ظاهرش سی درجه اختلاف داشته، نود و سه یا همان سی درجه است یا سی و سه درجه شده است. این شخص در دام شیطان افتاده، اینقدر ظاهر خود را آراسته که اصلاً خودش هم فریب خورده است، خودش هم فکر می‌کند آدم خوبی است! باید مراقب باشید، برادرا و خواهرا فکر کنید که در اعتکاف امسال نسبت به اعتکاف پارسال چقدر تأثیر داشته ای؟ بعضی از دوستان که اصلاً هر اعتکافی برایشان فرق نمی‌کند، یعنی برای این‌ها یک اردوی تفریحی شده و خوش می‌گذرد، نه چک می‌کنند، نه تأثیری می‌گذارد.

بعضی وقت‌ها یک صحبت‌هایی در اعتکاف می‌کنم، بعد می‌بینم دقیقاً خلاف آن را یک عده مرتکب می‌شوند، نه به این معنا که بگوییم تعمد دارند نه، یا گوش نمی دهند یا اگر گوش می دهند اصلاً برایشان مهم نیست، اصلا تأثیر نمی گذارد. اگر واقعاً این اعتکاف به شکل اردویی شده است که تأثیر نمی گذارد، به فکر باطنت باش، یک جایی برو که تأثیر بگذارد.

یادم است راجع به سفر عمره صحبت کردم که آدم یک بار عمره می رود، دو بار یا سه بار می رود، ده بار سی بار می رود، چهارصد و پنجاه بار که نمی رود! یکی از دوستانی که سیصد و پنجاه بار رفته بود گفت حاج آقا ان شاءالله فردا سفر عمره مشرف هستیم، نایب الزیاره ایم و آمده ایم خداحافظی! این به چه بر می گردد؟ به این بر می گردد که خیلی از اوقات اصلاً بر روی مواعظ حساب باز نمی‌کنیم. سلیمان(سلام الله و علی نبیّنا) از لاک پشت هم، موعظه می‌گرفت. چرا؟ چون برایش خیلی مهم بود، برایش تأثیر می گذاشت.

اگر امسال باطنت نسبت به پارسال افت داشته است، به شدت بترس.

4- گروه بعدی، ظاهرش از باب "یا مَن اظْهَر الجَمیل و سَتَر القبیح" خوب است. خداوند رعایت کرده، خداوند حفظ کرده و این دارد تمام تلاشش را می‌کند که باطنش به ظاهرش نزدیک بشود.

این شخص مجاهد فی سبیل الله است و امام صادق(علیه‌السّلام) او را مدح می‌کند. وقتی دارد نماز می‌خواند به خدا می‌گوید: خدایا ببین مردم درباره من چه می گویند؟ کمکم کن که نزدیک بشوم. این شخص وجدانش اذیتش می‌کند، نفس لوّامه اش بیچاره اش می‌کند.

در طول تاریخ توبه و توّابین کسی بوده است که مردم گمان می‌کردند نماز شب می‌خواند، این آدم نعوذاً بالله اهل فلان فحشا بوده، نماز که هیچی! توبه کرد خودش را به همان درجه که مردم گمان می‌کردند، رساند. اهل فحشایی که مردم فکر می‌کردند نماز شب می‌خواند توانست کارش را انجام بدهد.

امام صادق(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: در طول تاریخ کسانی که در این مسیر بوده اند، مجاهد فی سبیل الله هستند. خیلی از مردم این گونه هستند، چرا؟ چون صفت "یا مَن اظْهَر الجَمیل و سَتَر القبیح" خداوند تبارک و تعالی خیلی صفت قوی ای است. غفاریت خداوند تبارک و تعالی دائماً در حال تشعشع است، گناهان خلق سیاهی را بر چهره خلق باقی نمی‌گذارد برای اینکه خداوند سریع می‌بخشد، مخصوصاً، شما. اعتکاف است، حرم و مشهد است، گریه، ناراحتی، مشکلات با هر کدام که نشد، امام صادق(علیه‌السّلام) می فرمایند: مؤمن در مسیری که دارد می رود سرش را به سقف یا دیوار می زنیم، درد می‌گیرد. این هم نشد شب که می‌خواهد بخوابد سر درد  می دهیم، نمی گذاریم این مؤمن، اینگونه از بین برود. شماهایی که مناسبتی نیستید و دلتان برای خودتان می‌سوزد، این مسیر، مسیر خیلی خوبی است، یک وقتی نسبت به این مسیر برایتان اشکال ایجاد نشود.

زمان جنگ یکی از دوستان وقتی به او می‌گفتند التماس دعا، می گفت یک بار دیگر التماس دعا بگویید، چهارتا از گناهانم را در جمع ها می گویم! گفتم چرا اینقدر با خودت درگیری؟ این صفت خداست که دارد جاری می‌شود، در مقابل اظْهَر الجَمیل که نمی‌توانی بایستی! موضوع این است که یا مَن اظْهَر الجَمیلی خداوند تبارک و تعالی تو را فریب ندهد، حواست باشد که این باطن با آن چیزی که مردم می‌گویند فرق می‌کند، لذا بزرگان ما در خلوت‌های خودشان سرشان را به سجده می‌گذاشتند و اشک می‌ریختند بابت این که خدایا ما را به آن باطنی که مردم می‌گویند برسان.

یک پرانتز سریع باز کنیم: در اعتکاف عرض کردم هرکسی توبه ی اندازه پلکانی که در آن است، دارد. اگر امیرالمومنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین، استغفرالله امیرالمومنین(علیه‌السّلام) با استغفرالله من فرق دارد. استغفرالله من با شما فرق دارد، شما با برادرت، برادرت با خواهرت. او با بزرگتر، بزرگتر با کوچکتر. هر کسی در یک پلکانی از ایمان قرار دارد، پرانتزی که باز کردیم برای چیست؟ در اعتکاف گفتم یکی از اساتید می‌فرمود: بعضی وقت‌ها در اصفهان بر روی منبر که مناجات می خوانم؛ خدایا من ذلیلم، حقیرم. بعد جلسه یک جوان شانزده، هفده ساله می آید  و می گوید: حاج آقا شما هم که بله! شما که می گویی چشمی که یک عمر گناه کرده، فکر می کردیم فقط خودمان در خیابان راه می رویم! گناه چشم شما با گناه چشم این ولی خدا خیلی فرق دارد، گرچه که هر دو برای گناه چشم توبه می‌کنید. گناه قلبی و گناه چشم امیرالمومنین(علیه‌السّلام) با گناه قلبی و گناه چشم من و شما فرق دارد.

گناه چشم و زبان اولیاء خدا با من و شما فرق دارد. برخی این اشتباه را می‌کنند و بعضی هم فکر می‌کنند اگر همچنین چیزی را به خداوند تبارک و تعالی بگویند، در خانه خدا شکسته نفسی کرده اند. مثلاً برای چشمش  گریه می کند ولی می گوید خدایا می دانی که من چشم هایم پاک پاک است، اصلاً مشکلی ندارم! گفتیم همه دارند گریه می‌کنند، ما هم گریه کنیم تا نعوذاً بالله تو دلت خوش باشد! دقت کنیم.

این به خود شناسی برمی‌گردد، هرکسی از ظن خود شد یار من. هیچ کسی نمی‌تواند تشخیص بدهد سیئه من چیست اما خودم دقیقا می‌توانم. هیچ کسی دقیقاً نمی‌تواند خطوات ذهنی من را بخواند الا خودم. در این معرفت روحانی انسان تمام بدی‌ها و خوبی‌های وجود خودش را، خط به خط ریز به ریز، عمل به عمل در می‌آورد. لذا آن بچه رزمنده که می‌نویسد آنجا که آرپیچی زدم و برجک تانک پرید، وقتی ملت گفتند الله اکبر، یادم رفت که قبلش گفته بودم: "و ما رمیْتَ اذ رمیت و لکنّ الله رَمی"، فکر کردم خودم زده ام، باید یک روز مثلاً نذر کنم که در این گرما روزه بگیرم برای اینکه این مشکل از ذهنم بیرون برود.

در بسیاری از بحث‌های خیلی عمیق اخلاقی که دوستان و خیلی از مردم ادعایشان این است که در این دوره و زمانه‌ای که شتر را با بارش می‌برند، ما خوب هستیم، اگر نسبت به این‌ها سخت گیر نباشیم یقیناً نسبت به خیلی چیزهای دیگر سخت گیر نخواهیم بود. اتفاقاً راجع به این ها باید فکر کنیم، بنده وقتی فکر می‌کنم هیچ وقت یک سر سوزن، یک ارزن نسبت به خداوند تبارک و تعالی احساس طلبکاری ندارم، بدهکار مطلق مطلق مطلق، بعد یک دانش آموز سه روز در اعتکاف می آید و یک لیست برای خداوند تبارک و تعالی می‌نویسد، گمان می‌کند شق القمر کرده است! این به عدم خودشناسی بر می گردد. وقتی روی اعمالمان ریز می‌شویم هیچ گونه ادعایی نخواهیم داشت.

بنده هر جایی می روم حالا چه شهرهای دیگر، چه حتی سفرهای زیارتی کسانی که شیرازی نیستند وقتی ما را می بینند تا بحث شیراز می شود می گویند خدمت آقا احمد بن موسی الکاظم(علیه‌السّلام) سلام برسانید.

قدر شاهچراغ را بیشتر بدانید، از امشب نیت کنید در اعمالتان یک سلام به آقا احمد بن موسی الکاظم(علیه‌السّلام) در شبانه روز که هیچ وقتی هم نمی گیرد، بدهید. از امشب نیت کنید، نذر کنید در اعمالتان تا آخر عمر یک سلام، یک توسل روزانه کوتاه نسبت به آقا احمد بن موسی الکاظم(علیه‌السّلام) داشته باشید.

در مشهد رسم دارند، از در خانه که می خواهند بیرون بیایند رو به حرم امام رضا(علیه‌السّلام) یک سلام می دهند و می روند.  چقدر خوب است که در شیراز ما مردم روزانه یک بار، دو بار به آقا احمد بن موسی الکاظم(علیه‌السّلام) سلام بدهند و  جزء برنامه هایشان باشد.

حالا می توانی چون اولش یادت نمی ماند، با خودت نذر کنی بعد آرام آرام، کاغذ بگذار، قبل هر نماز، بین دو نماز، بعد نماز صبح، قبل از نماز صبح، یک حمد و سه قل هو الله برای احمد بن موسی الکاظم(علیه‌السّلام) تا آخر عمرم. یا هر روز موقع خروج از خانه و ورود به خانه بر روی در بنویسم سلام به شاهچراغ(علیه‌السّلام). هفته ای یک بار زیارت، یک برنامه ای داشته باشید.

در کشور امامزاده خیلی زیاد داریم بحث سر این است که احمد بن موسی الکاظم(علیه‌السّلام) حرم سوم اهل بیت(ع) در کشور ما است و واقعاً آن گونه نسبت به حرم آقا علی بن موسی رضا(علیه‌السّلام) که حرم اول است و حرم خانم حضرت معصومه(س) که حرم دوم است، اینجا حرم سوم نیست.

بسیاری از امامزاده ها در کشور هستند که اهالی آن شهر هم از نظر تبلیغی، هم از نظر احترامی خیلی امام زاده اشان را بزرگ کرده اند درحالی که اینجا حرم سوم است. این را باید داشته باشیم، حرم سوم شیعیان در ایران اسلامی حرم احمدبن موسی(علیه‌السّلام) است، لازمه اش این است که روزانه یک ارتباطی داشته باشیم. حرم اول همه مشهدی ها با امام رضا(علیه‌السّلام) یک ارتباط روزانه دارند، مؤمنانش دیگر، در قم هم همینطور. شما مؤمن های شیراز روزانه ارتباط داریم یا نه؟ یک سلامی، حداقل یادمان باشد زیر سایه این امام بزرگوارمان هستیم.

امشب نیت کن، شب تا شیطان از یادت نبرده، عملی اش کن، یک جا چیزی بنویس که یادت باشد؛ من بعد تا آخر عمرت هر جای دنیا بودی، احمد بن موسی(علیه‌السّلام) همسایه ای است که فقط همین همسایه به دردت می خورد.


این ها بزرگوار و قانع هستند یک سلام، یک فاتحه در شبانه روز خیلی وقت نمی گیرد، زیر یک دقیقه! چقدر زشت است که ارتباط عاشقانه شما را این گونه توصیه می کنم!! ان شاءالله خدا به همه ما توفیق عمل عنایت کند.


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات