برنامه آينده
اطلاعیه

به علت پیشگیری از آسیب های بهداشتی احتمالی جلسات هفتگی، تا اطلاع ثانوی برگزار نمی گردد!
رهپويان



یکشنبه 25 مرداد 1394 نسخه چاپی
متن سخنرانی خود کنترلی - قسمت سوم
امام باقر(علیه‌السّلام) می فرمایند: خود را اصلاح کنید و لغزش های مردم را جستجو نکنید!

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: خود کنترلی - قسمت سوم
1394/5/24  
 

بحث ما در خود کنترلی بود و راجع به قسمتهای مختلف خود کنترلی صحبت کردیم. دیدگاههای مختلف را گفتیم، الان هم به قرآن کریم و دین مبین اسلام رسیدیم.

اولین مقدمه ای که در بحث خود کنترلی در اسلام است، بحث مبنایی و عقلانی راجع به اینکه آیا ما موظف هستیم زمینه و جامعه ای را فراهم کنیم که مردم برای سالم ماندن، هزینه کمتری بدهند؟ یا نه، موظف هستیم جامعه را آزاد بگذاریم و به مردم بگوییم وظیفه ات است که استقامت داشته باشی. این دو، بحث امروزه هم هست که قرآن کریم قبل از ورود به بحث تقوا، ورع، کنترل و خود کنترلی، راجع به زمینه ها بحث میکنید.

مثال خیلی ساده؛
- آیا ما موظفیم از نظر دین، پلیس را از خیابانها ببریم و روی دزد نشدن مردم کار کنیم؟ یا موظفیم پلیس را در خیابانها بگماریم، تا مردم هوس دزدی نکنند؟ این دو نظریه است. طرفداران این مدل نظریه ها وقتی به حقوق و پول میرسد، صددرصد طرفدار پلیس هستند، وقتی به اخلاق میرسد دیگر طرفدار پلیس نیستند! برای دزدی میگویند پلیس بگذار اما برای استعمال مشروبات الکلی، فحشاء میگوید چرا پلیس میگذارید؟! مردم باید آدم باشند! این تناقض در رفتار را کاری نداریم چون روی نیتهایشان هم بحث است.

»» خود ما تکلیف را مشخص کنیم، قرآن چه میگوید:
- اول اینکه بر دینداران واجب است که زمینه هایی را فراهم کنند تا مردم برای گناه نکردن، فشاری روی آنها نباشد. این نظریه قرآن است، چه کسی میخواهد بگوید این نظریه غیر عقلانی است؟! جامعه را طوری بچینید که اگر مردم خواستند گناه نکنند، رویشان فشار نباشد چون آنهایی که میخواهند گناه کنند، بالاخره راهش را پیدا میکنند. مشکل ما در جامعه کسانی هستند که میگوید اینها قدرت تحمل فشار را ندارند. دوست هم ندارند بلغزند، اما قدرت گام نهادن در محیط لغزنده را هم ندارند. آیا لازم نیست انسان برای اینها فکری بکند؟

- دوم میگوید انسانهایی که سست هستند. انسانهایی که اگر خدا به سراغش بیاید، میتواند از او بار بگیرد، اگر شیطان هم بیاید میتواند از او بار بگیرد. وظیفه ما چیست؟ زمینه یا محرکی را فراهم کنیم که به سمت خدا برود.

اغلب دستوراتی دینی که الان داریم عقلی نیست، اغلبشان تلقینی است. آیات قرآن حتی رسماً میگوید نماز هم تلقینی است؛ "فذکر ان الذکری تنفع المومنین"، پشت سر هم تذکر دادن یعنی تلقین کردن، برای مؤمنین نفع دارد.

+ در بحث آزادی و زمینه های تحریک میگوید آزادی در چه چیزی؟ آزادی برای کسانی که بخواهند سمت هر چیزی در جامعه بروند، فراهم است. اینها بالاخره راهش را پیدا میکنند و کاملاً برایشان فراهم است، ما بحثمان سر این است که برای کسانی که نمیخواهند، آزادی زیادی فراهم نکنیم که تحریک بشوند، بروند بلغزند! دستور قرآن چیست؟ قرآن میگوید قبل از اینکه بخواهی روی خودت حساب کنی که چقدر کنترل دارم، روی محرکهای بیرونی کار کن که چقدر میتوانم از جاهایی که روی من محرکند، فاصله بگیرم؟

طبقه طبقه داریم، مثلا یکی از شما دوست ندارد دزد باشد، قرآن میفرماید با دزدها زیاد دوست نباش. دیگری دوست ندارد خشونت در رگ و ریشه اش غلبه پیدا کند و قاتل شود، میگوید سمت بساطهای جنایی و قتل نرو، نمیتوانی مقاومت کنی. بسته به میزان دیانت، همینطوری جلوتر می آییم، مثلا در رده های بالا یکی دوست ندارد ذکر غیر خدا بشنود، جامعه باید برای این هم، یک فکری بکند. یک کسی میخواهد در رده های بالای عرفان باشد، ضمناً میخواهد در جامعه ی ما زندگی کند یعنی میخواهد تاکسی، اتوبوس و مترو سوار شود، مسافرت برود، باغ داشته باشد، گردش بکند و میخواهد مثل بقیه آدمها زندگی بکند. دوست دارد مقداری بالاتر و نزدیکتر به خدا باشد، میگویند باید برای این هم فکری بکنی.

چون به محضی که میگوییم قرآن گفته زمینه های گناه را لغو کنید، سریع سراغ چیزهایی میروند که متاسفانه متدینان ما فقط به آنها حساس هستند، یعنی اگر بخواهی متدین ما را تحریک کنی، داد بزند، وسط خیابان بکشانی، اطلاعیه بدهد و کفن بپوشد، یا باید آواز زنان را نشانش بدهی یا کنسرت مختلط یا بدحجابی، با هیچ چیز دیگری تحریک نمیشود!

در قبال صد هزار بی عدالتی و ظلم درجه یک از فلان اداره، فقط ممکن است دعا کند ولی اگر یک زن که چهار لاخ مویش معلوم است یا لباسش مناسب نیست یا اختلاط دختر و پسر را به او نشان دهی، با کفن وسط خیابان است! به قول شهید مطهری(ره) در آخر الزمان مخالفت با منکرات بی هزینه مد است! یعنی بر سر بی حجاب داد بزنی و فحش بدهی، بی حجاب هم که نمیتواند از خودش دفاع کند، مملکت مال اسلام است، راحت بشوی بعد هم بگویی نهی از منکر کرده ام، اما سر مسئول اداره داد نمیزند چون هزینه دارد!! چون باید جواب بدهد، حراست دارد، پی گیری و پیگرد قانونی دارد. نسبت به فساد و رشوه داد نمیزند!

این بساط، مبناهای ما را خراب کرده یعنی تا حرف از آزادی میزنیم، میگویند لابد میخواهند برای حجاب و محدود کردن دختر و پسر فکری بکنند! از بس که متدینها روی این حساس هستند. از بیست سالگی حساس بودند، الان هشتاد سالشان است فقط همین تحریکشان میکند.

دیدی در فلان سریال خانمی به آقایی گفت عزیزم؟! تمام شد، اسلام سقوط کرد! ده سال است دارم خدمتتان عرض میکنم هر جا دیدید منکرات مبتذل خیابانی خیلی بزرگ میشود و توقع دارند نهیش کنید، بدانید پشت پرده یک دزدی یا جنایتی دارد اتفاق می افتد و میخواهند لاپوشانی اش کنند!

برای جامعه دینی یک کسی میخواهد در بالاترین رده اش با حجاب باشد، نباید به خاطر حجابش اذیت شود! یک کسی میخواهد در جامعه دینی نمازش را به بهترین نحو، در بهترین جا بخواند. یک کسی میخواهد در جامعه دینی دائم الذکر باشد، باید بساطی برایش فراهم باشد که بتواند کارهایش را انجام بدهد.

از اینطرف چه میگوید؟ یک کسی میخواهد عرق بخورد، قرآن میگوید جامعه اجازه ندارد به او کمک کند. سریع هم میگوید مگر عرق خوری با دزدی فرق دارد؟! چطور جلوی دزدی را میگیرید، جلوی این هم باید را بگیرید. فساد، فساد است، چه فساد روحانی، روحی، چه فساد جسمی.

- سومین مطلبی که قرآن کریم میفرماید نقش روحیه ی سالم در این خود کنترلیها است.
برخی از افراد مریض هستند، فرض کنید کسی سرما خورده، ضعف بدنی دارد، میکروب و ویروس در بدنش دارد موج میزند، قوای دفاعی اش که ضعیف است، قوای روحانی اش هم ضعیف است، مریض است دیگر، میگوید از این مریض نباید توقع کنترل اعصابش را داشته باشیم.

قرآن میگوید اول مرض را ببینید و دوا کنید. ما برای اینکه یک انسان قوی و یک مؤمن با استقامت داشته باشیم، نیاز به یک روحیه و یک جسم سالم داریم لذا در خیلی از مواقع قرآن رسماً میگوید از مجانین، دیوانه ها، مریضها، گرفتارها، کسانی که تاب و تحملشان کم است، توقعی نداریم. اول باید آن قسمت را درست کنیم.

روحیه سالم نشان دهنده خود کنترلی است، روحیه یعنی چه؟ توان روحی این را داشته باشم که در مقابل وسوسه‌های شیطان و انسان، از خودم دفاع کنم. عین توان جسمی مثلاً دفاع در مقابل سرما و گرما، بنده باید توانش را داشته باشم. مریض که باشم نمیتوانم به استخر بروم و بگویم آب استخر سرد است، من هم مریض هستم، اتفاقی نمی افتد!

روحیه هم همین است، قرآن کریم میفرماید: روحیه های سالم میتوانند کنترل کامل داشته باشند لذا مراقب روحیه تان باشید. اگر یک جاهایی روی شما فشار است، یا اصلاح کن یا حذف کن. مثلاً بعضیها شغلهایی دارند که رویشان خیلی فشار است.

ان شاء الله خدا کسانی را که برای این مملکت نه، برای همه جهان، برای رفاه و امنیت بقیه، زحمت می‌کشند، الساعه حاجت روا کند. بعضی شغلها خیلی سخت است و این شغل دائم روی اعصابش است. یک کسی مثلاً کارمند است، یکی کارگر است، یکی خیلی خسته میشود، یکی در معدن کار میکند، اما برخی از شغلها روی اعصابند! مخصوصاً شغلهای قضایی، امنیتی و نظامی!

یعنی هشت ساعت کار در روز نیست! بیست و چهار ساعت در ذهن است، در خواب هم میبیند، آدمهای خیلی ایثارگری میخواهد که قبول کنند و معمولاً هم در کشورهای جهان بابت این شغلها امتیازهای جداگانه ای را منظور میکنند که حداقل این شخص خودش زندگی ندارد، اعصاب ندارد، برای خانواده اش بتواند پولی بیاورد تا راحت تر زندگی کنند!

برای بعضی از دوستانی که در این پستها هستند هم دعا میکنم و هم به آنها میگویم که واقعاً تعجب میکنم میتوانید تحمل کنید! بیست، سی سال است، این همه فشار عصبی را چطوری تحمل میکنید؟!

قرآن کریم میفرماید میفرماید: نباید خیلی توقع داشته باشی این روحیه ها اهل تسلط بر خودش باشد، روحیه ضعیف است، ضربه خورده و برایش مشکلی ایجاد شده.

»»» اصل بحث:
ـ سوره مائده آیه 105: "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لایَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ".

اول این را مد نظر داشته باشید که دنیا هر چند روز، هر چند ماه و هر چند سال باشد، خواهد گذشت و به پایان خواهد رسید. و در لحظه ی رویارویی تو و آن حسابگر، خدا یا هر کس که خدا به او اختیار میدهد، تنها چیزی که مسموع است و شنیده میشود، خودت هستی و رفتار خودت! حتی شیطان به قول امام صادق(علیه‌السّلام)، هیچ مسئولیتی را به عهده نمیگیرد که بگوید شیطان من را اغوا کرد، اصلاً زیر بار نمیرود، و این زیر بار نرفتن شیطان در روز قیامت از دیدگاه قاضی قبول میشود.

میگوید راست میگوید، چطور به کناری ات هم گفت و او گوش نداد! میخواستی مثل اون باشی! اطرافیان شما در روز قیامت، سر سوزنی بهانه برای شما نخواهند بود! هیچ کسی شب یا صبح محاسبه در ذهنش هم نمی آید که فرا فکنی کند! برای اینکه آنجا عقلمان کامل شده و توجیه توجیه است یعنی الان نشسته ام و فکر میکنم روز قیامت میتوانم به خداوند تبارک و تعالی بگویم، شیطان، پدر و مادرم، شرایطم، شهرم، قیافه ام و...، اصلاً اینها قبول نیست!

آیه شریفه قرآن میگوید: فقط و فقط خودت هستی. اینقدر روی تو حساب کرده ایم و قشنگ توجیهت میکنیم که فقط مشکل از خودت بوده! هر جا کنترل نبوده از خودت بوده است، لذا ائمه(ع) ما در مناجاتهایشان اصلاً و اصلاً فرافکنی نمیکنند. بدترین و پست ترین کلمات را در پیشگاه خداوند عزّ و جلّ به خودشان نسبت میدهند، باورشان است که این هستند و اصلاً هم تقصیر را گردن کس دیگری نمی اندازند. مثلا بگویند زمانه اینطوری شد یا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) بگوید فشار روحی به من وارد شد، همسرم را در هجده سالگی از دست داده ام و باید درکم کنید!

در حال حاضر به وفور میبینید پدران، مادران یا آدمهایی که به دلیل مشکل، داشتن مریضی که از دنیا رفته، همه چیز را فراموش میکنند، بعد توجیه میکند و میگوید میخواستم آدم خوبی بشوم، اگر آنروز خدا پسر، دختر یا مادرم را شفا میداد، وقتی خدا دعایم را رد کرد، من بُریدم. در حالیکه اصلاً اینطوری نیست، برای اینکه ما در طول تاریخ از این مثالها خیلی داریم و اصلاً قاعده ی زندگی در دنیا این نیست که همه مریضها شفا بگیرند! مریض میشوند، میمیرند، ده سال زودتر از شما! قاعده ی دنیا این نیست که در آن بلا تصادف نباشد. قاعده دنیا این نیست نه برای من، نه برای تو و نه برای هیچ حیوانی، حیوانات هم اینطوری نیستند، هیچ کسی در دنیا از بلا امنیت ندارد لذا نمیتوانی در محاسبه فرافکنی کنی و بگویی تقصیر شیطان، شرایطم، شهرم یا قیافه ام بود! تقصیر داشته ها یا نداشته های زیادی ام بود، تقصیر عقده های درونی ام بود! در زندان همه میگویند عقده های درونی، عقده های کودکی، پدر و مادر نداشتن، فقر، بحث جلسه قبل ذغال خوب، رفیق بد و... که بخواهد توجیه کند، خدا هم میفرماید اینطوری نیست!  

امام باقر(علیه‌السّلام) میفرمایند: خود را اصلاح کنید و لغزشهای مردم را جستجو نکنید! اگر شما صالح باشید، اطرافیان شما صالح خواهند شد. اگر خودت به سمت صلاح بروی، روی جامعه تأثیر می‌گذاری. بسیاری از منتقدین به فساد کسانی هستند که فرصت فساد نداشته اند و به فساد انتقاد میکنند، به او مقام بدهند، خودش اول و آخر مفسدین است!

» قدم بعدی:
- سوره تحریم آیه 6: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ" عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ".
اگر خودت را خوب کنترل کردی، سعی کن اطرافیانت را اهل کنترل بار بیاوری، برای اینکه اینها تو را میلغزانند. بعد قرآن اشاره قشنگی به جهنم میکند؛ میگوید اصلاً جهنمی وجود ندارد. سنگ و آجر و چوب و سقف و زمین و فنداسیون جهنم را اعمال این بدها دارد میسازد و الا اصلاً جهنم وجود ندارد. اینها یک کار زشتی میکنند، قسمتی از جهنم به وجود می آید!

بعد میگوید: "قُوا أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا"، اهلی یعنی کسانی که اطرافت هستند و با هم محیط را میسازید. اگر سرت را پایین بیندازی و فقط راجع به خودسازی و کنترل خودت فکر کنی، حتماً و یقیناً به جایگاهی خواهی رسی، "أَهْلِيكُمْ"، اطرافیانت تو را پایین خواهند آورد!

چقدر پدر داریم که تا شصت سالگی آدم عالی بوده، تا پنجاه سالگی آدم عادی بوده، تا هفتاد سالگی آدم خوبی بوده، در نود سالگی دارد میمیرد، همه چیزش ردیف بوده اما آخر کار به خاطر بچه اش به جهنم میرود. نود سال عبادت، آخر کار به خاطر بچه اش خراب میکند! "أَهْلِيكُمْ"،  زن، بچه، اطرافیان، مریدان، کسانی که دوستش دارند، هم محلی ها، شهر و حتی کشورش! کلی جنایتکار داریم که با انگیزه های ملی جنایت کرده اند. یک عمر آدم سالمی بوده، یک دفعه به خاطر کشورش جنایت میکند.

خصوصاً در توصیه های اخیر مقام معظم رهبری(مد ظله) راجع به تربیت فرزندان خیلی تاکید شده که فرزندانتان را روانشناسانه، دینمدارانه و با اطلاعات کافی بار بیاورید. سعی کنید بچه هایتان بچه هایی باشد که بعداً ستونهایی باشند برای نگه داشتن شما، نه زیرآب ستون خودت را هم بزنند!

اگر زن و بچه نداری، اطرافیانت را مراقبت کن. روی اینها کار کن، سرت را پایین نینداز و بگو همه چیز درست میشود، من خودم خودم را بسازم، میگوید نه! تو را خراب خواهند کرد.

- سوره انعام آیه 164: "لا تکسب کل نفس الاعلیها و لا تزر وازره وزر اخری".

روز قیامت نمیتوانی سر سوزن بار پرونده ات را گردن دیگری بیندازی. میپرسی چرا زندانی؟ مادرم عقده ایم کرد! چرا داری اعدام میشوی؟ بخاطر رفقایم. در دنیا میشود، هر چیزی که الان در دنیا میگویند میشود، مردم میشنوند، بعضیها هم باور میکنند. عقده های درونی، محرومیتها و هزار دلیل دیگر که ردیف میکند.

یکبار در مقابل خداوند تبارک و تعالی بنشین و فرض کن همین آیه 164 سوره انعام است؛" لا تکسب کل نفس الاعلیها و لا تزر وازره وزر اخری". این جمله که قیامت به من و شما میگویند! از خود است، گردن کس دیگری هم حق نداری بیندازی! هر کسی در گرو اعمال خویش است. کسی بدی کرده، آنجا جداگانه با او حساب میکنیم. یکبار اینگونه در جا نماز نشستن و با خدا یکبار همینگونه برخورد کردن که هر چه کرده ام از خودم بوده!

یکبار بنشیند و بنویسد، حساب و کتاب کند، اگر در یک دزدی سهیم بوده، مثالش را جوری میزنم که اصلاً سیاسی، اجتماعی نشود، با چهار نفر دزدی کرده اند، فرض کند آن چهار نفر اصلاً نبوده اند، این سهم خودش را در دزدی در مقابل خدا یادداشت کند. نگوید چون چهار نفر بوده ایم، پایه داشته ام، پس این دزدی از سر ما رفع شد! بدون هیچ فرافکنی بگوید: خدایا اینجا تقصیر من بود، بعضی از شما دارید برای زیارت آماده میشوید، خدمت آقا اباعبدالله(علیه‌السّلام) بنشیند و بگوید: اینجا تقصیر من بود! فقط تقصیرهای خودم را بگویم. و اینگونه است که انسان استوار و محکم میشود و میتواند به خود باوری و خودشناسی برسد.

» قسمت بعدی بحث:
- توطئه نفس.
نفس در این میان بیکار نخواهد نشست و از سه قسمت حمله میکند:
1- اهمیت.
2- مبنا.
3- فراموشی.

- سوره فرقان آیه 43 و 44: "أَرَ‌أَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا". "أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَ‌هُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا".

اگر هوای نفس بر کسی حاکم باشد، خصوصیاتش چیست؟

-گوشش را خواهد بست.
+ دو مدل است:
- مدل اول، مدلی است که شیطان انس میبست که در زمان پیغمبر(ص) این اتفاق افتاد. شیطان انس چه کار میکرد؟ پیغمبر(ص) داشت حرف میزد، مثل بعضی از خواهرهایی که الان حرف میزنند، شیطان انس کنار دست کسی که میخواست گوش بدهد، مینشست و در گوشهای این شخص دست میکرد. با کنار دستی اش حرف میزند، نمیگذارد گوش بدهد، این شیطان انس است. بعد از مدتی میگفتند نمیشود همینجوری دستها در گوشها باشد، با خودشان پنبه می آوردند و میگفتند آنجا یک آدمی دارد حرف میزند، شما گوش ندهید!

این مدل اول نشنیدن کسانی است که هوای نفس بر آنها حاکم است. یعنی سعی میکنند صورت مسئله را پاک کنند و نشنوند. مثلاً نشسته تلویزیون دارد یک چیزی میگوید، وسط این قضیه الان دارد به خودش میخورد، کانال را عوض میکند! یا مثلا کانون آمده، انجوی دارد یک چیزی میگوید که دارد به او میخورد، سریع کانال را عوض میکند و میگوید خوب چه خبر؟!

- مدل دوم، هوای نفس پیچیده است. مدل اول مال گاگولهای گنهکاران است. یعنی با یک کم نشنیدن، نفس کارش را میکند. برخی از گنهکاران پیچیده اند! یعنی گوش میشنود، اینقدر نفس فریبکار و خدعه گر است که نفس حرف را میپیچاند! میگوید از این گوش میشنود، از آن گوش بیرون میکند، بیرون میکند به این معنا نیست که نمیشنود، میشنود اما توجیه میکند!

پیامبر(ص) آیا گمان کرده ای اگر برای کسی که نفس بر او حاکم است صحبت کنی، میشنود؟! در وهله ی اول سعی میکند نشنود، گمان کرده ای که اگر با گوش سر بشنود، به دلش مینشیند و نفسش اجازه میدهد؟! میدانید که آقایان خیلی حرف میزنند، خود من هم همینطوری هستم خیلی حرف میزنم، حالا به این کار نداریم که این حرفها به درد خودمان میخورد یا نمیخورد، به بهشت یا جهنم میرویم ولی وقتی خیلی حرف میزنیم، بعد میبینیم تأثیر خیلی کم است و گوش نمیدهند یا گوش میدهند و میپیچد، مقداری لجمان میگیرد!

حضرت آیت الله بروجردی(ره) در شرح این آیه، لجش گرفته بود و گفته بود: به اینجا میرسد و میگوید: آیا شنیده ای کسانی که هوای نفس بر قلوبشان حاکم است، حرفهای تو را میشنوند و اگر بشنوند گمان میکنید که اینها را نخواهند پیچانید؟! بعد میگوید: "أَنَّ أَکْثَرَ‌هُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ"، آیا فکر کرده ای اینها اصلا عقل دارند؟! عقل ندارند! بعد آقای بروجردی میگوید خدا این قسمت آخر را فقط برای ما مبلغین گفته؛ "إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا، اینها از خر، خرتر هستند!

میگوید آی دلم خنک شد، یک عمر عقده داشتم که به اینها بگویم خیلی"کَالْأَنْعَام" هستید و حرف دین را نمیشنوید، خدا خودش گفت! اگر آیت الله بروجردی(ره) این را نگفته بود، اغلب علما از شدت عصبیت پوکیده بودند!

اینها به حیوانی خو گرفته اند و چون خو گرفته اند، هوای نفس حاکم است. یا صحبت را نمیشنوند یا میپیچانند. قسمت گاگولهایشان که خیلی ساده و شیطان هم خیلی برایشان مایه نمیگذارد، سعی میکنند نشنوند. آنهایی که نفسشان میپیچاند، خیلی دقیق هم میشنوند، نفس قبل از اینکه این صوت به عقل برسد، کانالیزه اش میکند یعنی دقیقاً این صحبت با همین آدم است، داریم به خودت میگوییم، نفس میپیچاند و سریع کانالیزه اش میکند! فلانی را میگوید، خدا لعنتش کند! سریع کانالیزه میکند یعنی فرافکنی یا توجیحش میکند!

کسی میگفت زهد این است، ایثار این است، به اطرافیانتان برسید، مراقب همسایه هایتان باشید، کمتر بخورید، کمتر بیاشامید، ساده تر زندگی کنید، دارد به من مستمع میگوید که کمتر بخور، کمتر بیاشام، مردم فقیر هستند و به آنها رسیدگی کن. نفس میپیچاند، اولش میگوید چه خبر؟ گوش نده! تلویزیون دارد فقر را نشان میدهد، میگوید بزن کانال دیگر و گوش نمیدهد. دوم نفس پیچیده است، با خودش میگوید حالا که خودت داری به زهد توصیه میکنی، چقدر زاهدی؟! صدایش از جای گرم بلند میشود، همین الان از سر سفره جوجه بلند شده!

به قول یکی از اساتید در قم که میفرمود: تعجب است این همه آخوند و روحانی در اقصی نقاط کشور که دارند از زهد کم خوردن میگویند، بعد به اینها میگویند از سر سفره جوجه  بلند شده اند، واقعاً نمیدانم این همه جوجه در مملکت داریم؟! اینها چقدر باید بخورند؟! این پیچاندن است، وگرنه اگر یک نهنگی که در روز مثلاً صد و هشتاد کیلو گوشت میخورد و به زبان ما از زهد بگوید، ما باید کلمه ی نهنگ را قبول کنیم، نهنگ هر چه میخواهد بخورد! حرف، حرف حق است.

شنبه آینده اگر عمری باشد و زنده باشیم، عدالت و تقوا، بحث فراموشی و تقوا را عرض می‌کنیم. بعد هم نتیجه ی دنیا و آخرتی فراموشی، هوا پرستی و شهرت.



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات