برنامه آينده
شنبه های پاک
سالروز تخریب قبور ائمه بقیع

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
عقل و نور - قسمت اول
مداح :
کربلایی محمدحسین پویان فر

شنبه 25 خردادماه، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان




یکشنبه 3 آبان 1394 نسخه چاپی
متن سخنرانی اتحاد عوالم الهی - قسمت چهارم - ارزش های خادم و مخدوم
نسلی بار آمده که حاضرند هر وقت و هر جای عالم که بگویی، بروند بجنگند. به خاطر انسانیت، به خاطر مبارزه با استکبار جهانی و به خاطر ناله ی مظلوم... اما چرا در زندگی ات غیبت میکنی؟! چرا بین مؤمنین کینه ایجاد میکنی؟! چرا تهمت میزنی؟! چرا باید عاشورا باشد تا تو بتوانی مهدوی زندگی کنی؟!

یا لطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: اتحاد عوالم الهی - قسمت چهارم
ارزش های خادم و مخدوم
محرم الحرام 1394

◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده است:
- تعریف ارزش های خادم و مخدوم
- مغلطه ی طرفداران ارزش های خادم!
- آزادی مقدم است یا دین؟
- آزادی فرا دینی است!
- اخلاق و ارزش، فضلیت است.
- معنای فضلیت.
- انواع حجاب کدام است؟
- چرا ضد فضیلت باید محدود شود؟!
- معنای توفیق اجباری.
- انواع آزادی.
- اسلام با رهبانیت مخالف است!
- چرا آزادی استبداد می آورد؟!
- عوامل ضد ارزشی از نظر شهید مطهری:
قدرت، سودجویی، خودپرستی و دنیا محوری
- علت خلقت انسان ها چیست؟
- عدم توجه دینداران به آداب!
- اگر در مملکتی قانون زیاد شود، چه چیزی کاسته شده است؟
- مؤمنین واقعی از نظر امیرالمؤمنین(ع).

» مقدمه:
بحث امشب در ادامه ی بحث اتحاد عوالم الهی راجع به ارزش هاست. این بحث مقدماتی دارد که لازم است گفته شود تا بعد از آن به خود کلمه ی ارزش و انواع آن بپردازیم.

اول، تقسیم بندی را خدمتتان عرض میکنم و بعد متوجه میشوید که چقدر این مقدمه ی تقسیم بندی برای فهم تقسیم بندی ارزش ها واجب است!

+ انواع ارزش ها در فسفه اخلاق:
ارزش ها را در فلسفه اخلاق دو قسمت میدانند: ارزش های خادم و ارزش های مخدوم.

1- ارزش های خادم.
ارزش های خادم یعنی ارزش هایی که به انسان برای زندگی و آخرت کمک میکند. مثل: راستی، صدق، مهربانی.
ارزش هایی که به ما کمک میکنند تا بیشتر و بهتر از زندگی حسن استفاده را بکنیم، جزء ارزش های خادم هستند.
مثال های خیلی زیادی هم دارد، مخصوصا ارزش های اخلاقی اغلب همین مدل ارزش ها هستند. صدق، راستی، صفا، صمیمیت و گذشت که ما اسمش را ارزش های خادم میگذاریم، یعنی خدمتگزار انسان هستند.

2- ارزش های مخدوم.
یعنی انسان خدمتگزار این ارزش هاست و انسان خودش را فدای آن ها میکند. مثلا عدالت یک ارزش مخدوم است، یعنی جا دارد که انسان برای عدالت جان خودش را هم فدا کند، یا همین مواردی که ما تحت عنوان ارزش های انقلابی اسم میبریم و روی آن بحث میکنیم.
مثل عدالت، آزادی، اعتقادات دینی یا به قول ما ارزش ها مخدوم که انسان ها حاضرند نباشند یعنی در مسیر رسیدن به آزادی یا رسیدن به عدالت اجتماعی یا اعتقادات دینی، مثل ارزش عدالت، ظلم ستیزی و اعتقادات دینی، کشته شوند، که آقا ابا عبدالله(ع) خود و خاندانش را فدای این ارزش ها کردند. درحالیکه میتوانستند سمت ارزش های خادم بیایند و زندگی خیلی خوبی هم، داشته باشند.

»»»» مقدمه شهید مطهری درباره ارزش:

+ قسمت اول:
اولین چیزی که در مقدمه باید باز کنیم مقدمه ایست که شهید مطهری دارند. مقدمه شهید مطهری برای بحث ارزش ها و فلسفه اخلاق جزء چیزهایی است که خیلی ها نمیدانند شهید مطهری اینگونه نگاهی هم داشته است! جزء تفکراتی از شهید مطهری است که خیلی زیادی و عمدی فراموشش کرده اند، لذا عده ای امروز بر کرسی های استادی مینشینند و به عنوان یک نظریه پرداز، همین نظریات شهید مطهری را سخنرانی میکنند و همه هم به آن ها بارک الله و اینکه عجب تفکر عمیقی دارند، میگویند!! در حالیکه این مرد بزرگوار در دهه چهل این بحث را به زیبایی باز کرده است.

» دین یا آزادی؟
شهید مطهری بحثی تحت عنوان اینکه آیا ارزش یا حتی دین مقدمه است یا آزادی، دارند؟
نظریه پرداز فلسفه ی اخلاق، شهید مطهری بحث تاریخی مطرح میکنند که آن بحث، علوم دینی را در دهه چهل منفجر کرد! اصلا یک رنسانس و تحول عجیبی در علوم دینی ایجاد کرد! ایشان اعتقاد داشت آزادی باید جلوتر از دین مطرح بشود.

» آزادی فرا دینی است!

ایشان اعتقاد داشت بر طبق آیه ی"لا اکراه فی الدین"، حتی اگر آزادی نباشد، مردم نمیتوانند دیندار باشند. چون "لا اکراه"، بنابرین اگر کسی با اکراه دینی را پیدا کرد، اصلا آن دین ارزش ندارد.

» اخلاق و ارزش یک فضیلت است.
اولا نظر ایشان این است که اخلاق و ارزش فضیلت است! فضیلت، قانونی و اجباری نمیشود.
به عنوان مثال حجاب یک فضیلت است. اگر حجاب اجباری باشد، دیگر فضیلت نیست. (لطف کنید مخصوصا خواهران، فقط این قسمت را بلوتوث و پخش نکنند، بحث را تا آخرش گوش کنید!) عرض میکنم که شهید مطهری کجا را میگوید که اجبار هم لازم است! نظریه ی ایشان را دارم باز میکنم و هیچ کم و زیادی هم به آن اضافه نمیکنم، فقط دارم نظریه را شرح میدهم.
شهید میطهری میفرماید: اگر ارزشی قانون یا اجبار بود، دیگر فضیلت نیست.

» معنای فضیلت:
فضیلت یعنی چه؟ یعنی اگر بنده حجاب داشتم، در جایی که حجاب قانون بود، به خاطر حجابم صاحب فضل نمیشوم، ثواب نمیبرم.

مثالش چیست؟ (حالا بلوتوث دارد کامل میشود)، اگر شما از چراغ قرمز رد بشوی، جریمه میشوی. رد نشوی، به شما پاداش نمیدهند! ولی آیا این دلیل میشود از چراغ قرمز رد شوی؟! چنین حرفی میزنی که چون فضیلت نیست من رد میشوم؟! اینجا حکم است! دقت کنید، این را برای آن دختر یا آقایی میگوید که اگر در یک محیط اجباری، ارزشی را رعایت میکند، برای خودش شأنی قائل نشود و بگوید من دارم این کار را میکنم. برای من فضلی نیست!

اگر من در جمعی که همه حجاب دارند، حجاب داشته باشم، وقتی میخواستم بخوابم، حساب کتاب روزم را که برا خودم محاسبه میکردم، بگویم که من امروز حجاب هم داشته ام، این فضایل مال من است، این قانون بوده، این را که نداشته ای! منظور شهید مطهری از این که میگویند این حجابِ اجباری فضیلت نیست و بعضی ها بد فهمیدند و بد شرح دادند به این بر نمیگردد که حجاب اجباری باشد یا نباشد؟ اصلا شهید مطهری به این بحث ورود پیدا نمیکنند که حجاب اجباری باشد یا نباشد؟
در شرحی که بنده دارم میدهم، میگویند مثل چراغ قرمز!

چراغ قرمز قانون است. اگر شما پشتش ایستادی، کسی تشویقت نمیکند و دلیل اینکه پشت چراغ قرمز ایستادن و یا حجاب در مملکتی که حجاب در آن جامعه اجبار است، فضیلت نیست، این است که انسان ها به خاطر قانون باید رعایت کنند! دلیلش این است که دارد قانون را رعایت میکند! چون فضیلت نیست، نمیشود بگویی قانون را رعایت نکن تا به فضیلت برسی! نباید از مسیر چراغ قرمز رد شدن، به فضیلت برسی. تو باید ببینی "چرا" و به چه "نیتی" پشت چراغ قرمز می ایستی؟ فضیلت مسیر دیگریست که به آن میرسیم.

» حجاب دو مدل است:
- یک مدل حجاب اجباری است که اگر این اجبار نباشد، حجاب را برمیدارند.
- یک مدل دیگر حجاب اجباری است، که اجباری هم نباشد، باز اهل حجاب و عفاف است! این حجاب اجباری، فضیلت است!

ما چون عده ای الکی و به خاطر ترس از جریمه پشت چراغ قرمز می ایستیند که نمیتوانیم بگوییم هر کس دوست داشت چراغ قرمز را رد کند تا ببینیم چه کسانی قشنگ پشت چراغ قرمز می ایستند! خوب صد تصادف میشود!

+ قسمت دوم:
» نقش محدودیت ها.
قسمت دومی که شهید مطهری میفرمایند، نقش محدودیت هاست! بعضی از محدودیت ها، ضد فضیلت است! ضد فضیلت ها اگر محدود نشود، مردم نه تنها فضیلت ندارند، بلکه دیگر قانون هم ندارند.

به چه عنوان ضد فضیلت باید محدود بشود؟

- فرض میکنیم مشروبات الکلی، ضد فضیلت است. امروز هم از نظر پزشکی، هم از نظر دینی ثابت شده. این هایی که مشروب نمیخورند، مثلا بچه های کانون، کار خاصی نکرده اند، گیرشان نمی آید. نمیتوانند روز قیامت بگویند من مشروب نمیخورده ام! به او میگویند شما گیرت نمی آمده، نمیتواند سرش را بالا بگیرد.

» امکان ورود به ضد ارزش را ندهیم!

+ دو نکته وجود دارد:
-  نکته ای که شهید اشاره میفرمایند:
میگویند ما نباید در جامعه به افرادی امکان ورود به ضد ارزش ها را بدهیم. جامعه دینی باید کاری کند که مردم امکان ورود به ضد ارزش ها را پیدا نکنند. شرحش چیست؟ مثلا دزدی را آزاد بگذارید، میگویند دزدی مال غیر است. خیلی چیزهای دیگر مال خودمان است. خودکشی را آزاد بگذارید. یک عده تمام شهر را چوبه ی دار بگذارند و مِنو بزنند: خود کشی با برق، از ارتفاع، باطناب! ما این کار را برایت انجام میدهیم پول هم میگیریم. اگر یک وقت کسی هم اعتراض کرد، میگوییم دارد به خودش لطمه میزند.
آیا هیچ قانونی در جهان هست که این را تصویب کند؟ خود کشی در جهان جرم است. یعنی اگر کسی خودکشی کند او را میگیرند. بعد از اینکه نجاتش دادند، تأدیبش میکنند و به حبس میفرستند یا حداقل طول درمان برایش مینویسند.

» توفیق اجباری.
- نکته ی بعدی که بنده خدمتتان عرض میکنم، تجربه شخصی است:
وقتی در یک جامعه ای تحت محدویت هایی هستم که نمیتوانم ضد ارزش را انجام بدهم و مجبورم ارزش ها را انجام بدهم، مثلا در جامعه ی دهه محرم هستم، مجبورم امام حسینی باشم! شخصا این را یک توفیق اجباری میدانم.

» معنای توفیق اجباری:
توفیق اجباری یعنی دختری با خودش میگوید من به خاطر اینکه همه ی فامیلم محجبه اند، خوشحالم که مجبورم محجبه باشم، این فضیلت میشود. الحمدلله دهه محرم شده. همه حسین، حسین(ع) میگویند، من دیگر رغبتی به غیر حسین(ع) ندارم! این فضیلت است. نمیشود بگویی شهر سیاه پوش شده، این هم مجبور است بیاید. این شخص، این مدل مجبور بودن را دوست دارد. مثل کسی که صبح با زحمت از خواب بیدارش میکنند و میرود میدود. مجبور است، اصلا هم علاقه ای به دویدن ندارد، اما این اجبار را خودش برای خودش تعیین کرده و میپسندد، این فضیلت است.

» هر اجباری فضیلت را برکنار نمیکند.
مثلا شما در فلان شهرستانی که همه حجاب دارند، اگر کسی با مانتو هم باشد به او چپ چپ نگاه میکنند. شما اصلا هنری نکرده ای. از کجا میدانی؟ به نیت برمیگردد. گفتم کسی که پشت چراغ قرمز ایستاده، دوحالت دارد: یکی کسی اگر قانون نباشد، رد میشود. دومی کسی است که میگوید من باید قانون را رعایت کنم، جریمه هم نباشد رد نمیشوم. این دومی، بابت این اجبار پشت چراغ ایستادن، هم مأجور است و هم دارای فضیلت! اما هر اجباری فضیلت را بر کنار نمیکند.

»»» انواع آزادی:
1- یا آزادی هست و ما وقتی به او میپردازیم، به عنوان کمالِ هدفی به او نگاه میکنیم و میگوییم ما خلق شده ایم تا به آزادی برسیم. این را دین قبول ندارد!

2- دین آزادی را به عنوان کمالِ وسیله ای معرفی میکند. یعنی اگر آزادی نباشد، ما هنرمندی ایمانی خودمان را نمیتوانیم نشان بدهیم.


» رهبانیت نداریم!
اگر همیشه دهه محرم باشد، هیچ وقت به نقطه ای نمی رسم که بتوانم خودم را آزمایش کنم.
بابا طاهر که میگوید: "بسازم خنجری نیشش زفولاد، زنم بر دیده تا دل گردد آزاد"، منظورش این نیست که بزنم چشم خودم را کور کنم! منظورش عرفانی است که کاری به معنای عرفانی آن نداریم، ولی منظور ظاهری اش را بخواهیم بگوییم، این میشود: کسی امکانات خطا کاری خودش را در زندگی حذف کند و خودش را در محیطی قرار بدهد که اسمش رهبانیت است! پیامبر(ص) میگوید ما این را اصلا قبول نداریم. باید یک محیط آزاد باشد، بعد نشان بدهی چند مرده حلاج هستی!

» آزادی استبدادی.
نکته دیگری که شهید مطهری به این بحث اضافه میکنند آزادی استبدادی است. بنده گفتم آزادی به عنوان مقدمه ی کمال، نه که به آن رسیدن خودش کمال باشد، اگر به آزادی برسیم همه چیز حل است. آزادی خودش بعدها باعث استبداد میشود. چرا؟ چون آزادی مطلق، آزادی به این معنا که شما هر کاری دوست داری بکنی، بعدها عده ای کاری که تو دوست داری را دوست ندارند، و تو میخواهی انجام بدهی و دعوا میشود.

در جامعه ای که حجاب در آن غالب است، کسانی که حجاب را رعایت نمیکنند، اذیت میشوند، بعد داد میزنند آزادی نیست! از آنطرف در جامعه ای که برای حجاب نداشتن آزادیست، کسانی که میخواهند حجاب را رعایت کنند اذیت میشوند. اذیتشان میکنند چون برای اذیت کردن، آزادند. اگر شما آزادی را باز کردی، همه چیز آزاد میشود، غیر از اینکه برای پوشاک آزاد است، شما به او اجازه داده ای که نسبت به دیگران هم اظهار نظر کند. این آزادی استبدادی میشود! برای عده ای محرومیت ایجاد میشود و آزاد است روی همه ی فضایل فشار بیارود.

مفهوم مخالف اینکه شما به جامعه ای بگویی شما روی ضد ارزش ها نباید فشار بیاورید چون آزادی نقض میشود، چیست؟ این است که اگر آزادی بیاید، شما میتوانی روی ارزش ها فشار بیاوری، کما اینکه دارد فشار می آید. همین الان در جوامعی که ضد ارزش بزرگ شده، دارند روی ارزش فشار می آورند. خیلی عجیب است!

این ها با فریاد آزادی در بعضی جاهایی که ما اجازه میدهیم یک جامعه ای آزاد بشود، یک دفعه شروع میکنند روی ارزش ها فشار می آورند. (کاش از غرب حداقل این را یاد میگرفتند، نه همه ی غرب، بعضی از قسمت های غرب. کاری به کار هم ندارند) قرار شد شما خودت بی قید باشی، چه کار به مردم داری؟! فرض میکنیم به شما اجازه داده ایم که نوای حرام گوش بدهی. چرا اینقدر صدایش را بلند میکنی؟ بغل دستی شما نمیخواهد گوش بدهد. چه کار به مردم داری؟ به شما اجازه میدهیم الکل مصرف کنی، چرا در خیابان می آیی و عربده می کشی؟ ببینید دارد فشار می آورد!

اگر آزادی کامل باز بشود، در همه چیز آزاد میشود! آزادی آخرش این میشود که کسی از دیگری خوشش نمیاید، او را میکشد! برای چه نمیتوانیم این را جزء آزادی بدانیم؟ این را باز میکنند و دوباره قانون می آورند؟ نه! کسی اجازه ندارد روی کسی فشار بیاورد. باز دوباره زندان ها پر میشود. این ها چیزهای عقلی در حکومت است که زودتر میگذریم.

»»» عوامل ضد ارزشی.
عوامل ضد ارزشی که با آزادی مقابله میکنند. در بعضی از آن ها هم آزادی های مشروط کاملا نادیده گرفته میشود، کما اینکه در مملکت ما هم دقیقا اینطوری است که بعضی چیزها را رعایت نمیکنیم که باید رعایت کنیم.

+ شهید مطهری چهار عامل ضد ارزشی را باز میکنند:
1- قدرت
قدرت باعث میشود که قدرت مداران برای نقد نشدن و برای زیر ذره بین قرار نگرفتن و... سعی کنند آزادی را محدود کنند. میگویند شما نباید این کار را بکنی.

2- سود جویی.
وقتی آزادی باشد، طبیعتاً کلمه آزادی به عنوان یک ارزش مخدوم که آدم حاضر است برایش جانش را بدهد، حتما به کلمه عدالت میچسبد. یعنی آزادی بدون عدالت اصلا معنا ندارد. بعد آرام آرام سودها محدود میشود!

3- خود پرستی.

4- دنیا محوری.


+ اصل بحث:

»»» ارزش های خادم و ارزش های مخدوم.

1- ارزش های خادم.
ارزش های خادم ارزش هایی هستند که شما از این ارزش ها در آزادی، برای بهبود زندگی انسان ها استفاده میکنید. مثل ادب، صدق و راستگویی، مهربانی، گذشت و ارزش هایی که الان در زندگیمان داریم. مثل رعایت نظم، ترتیب و...، مخصوصا چیزهایی که در همه جهان خیلی زیاد روی آن تکیه میشود.

2- ارزش های مخدوم.

ارزش های مخدوم ارزش هایی هستند که برعکس، انسان باید جانش را برای آن ها بدهد مثل آزادی، عدالت و اعتقادات دینی. هر کسی دینی دارد که حاضر است برای آن، انسانیت خودش را فدا کند.

+ مغلطه طرفداران ارزش های خادم:

طرفداران ارزش های خادم یک مغلطه راه انداخته اند و آنقدر این مغلطه را بزرگ کرده اند که ارزش های مخدوم یعنی ارزش های بالاتر، آرام آرام دارد فراموش میشود.
میگویند دینداری یعنی رعایت آداب. ببین چقدر مودب است! ببین چقدر مهربان است! ببین چقدر صادق و راستگوست! سریع هم مثال میزنند که به فرانسه، کانادا، سوئیس، نروژ رفتم. همین کشورهایی که ارزش های خادم خیلی رعایت میشود.

ادب، تواضع، گذشت، عدم ورود به زندگی خصوصی دیدم. کسی کار به کار کسی نداشت، غیبت ندیدم، (غیبت نکردن ارزش خادم است، چون زندگی را خراب میکند)، تهمت ندیدم، خیلی جامعه خوبی بود! آمریکا رفتم، همه ی این ها را دیدم، خیلی جامعه ی خوبی است و در جامعه اسلامی برگشتم؛ غیبت، تهمت، دروغ، دیدم! ارزش های خادم را خیلی بد رعایت میکنند.

از اینطرف عَلَم اباعبدالله(ع) بلند شد یعنی یک ارزش مخدوم که انسان ها حاضرند برایش هزینه کنند و جان بدهند. در مکتب اسلامی یا بهتر بگویم در شرق، برای ارزش های مخدوم ولو داعشی یعنی برای اعتقادات، حاضرند جان بدهند، اما ارزش های خادم که میتواند زندگی انسان ها را سالم کند، به فراموشی سپرده شده!

الان جماعتی که اینجا نشسته اند، دو روز یکبار پشت سرهم غیبت میکنند، تهمت میزنند، همدیگر را اذیت میکنند و نیش و کنایه و...( فرض میکنیم که اینطوری باشد)، ولی عَلَم شهادت بلند شود، کوله پشتی را برمیدارند، به خط مقدم میروند و میجنگن، چون انقلاب اسلامی ما را قانع کرده که ارزش های مخدوم را گرامی بداریم، اما باعث فراموشی ارزش های خادم شده! یعنی من به خاطر اینکه آدمی هستم که اگر سال 1398 راه جهاد باز بشود حاضرم جان بدهم، سعی نمیکنم ارزشی زندگی کنم! میگویم این ها که چیزی نیست، ما میخواهیم جان بدهیم.

در غرب آداب را رعایت میکنند، قوانین را رعایت میکنند، ارزش های خادم را رعایت میکنند، ارزش های مخدوم را نادیده میگیرند! میگویند ارزش مدار است، این ها را به عنوان آداب در نظر گرفته، در حالیکه چشمش را بر این بسته که در مملکت آمریکا که دارد ادب را رعایت میکند، صدق را رعایت میکند، دزدی نکردن که جزء ارزش خادم است را رعایت میکند، سلامت زندگی میکند، به محیط خصوصی کسی ورود پیدا نمیکن و فضولی نمیکند، از پولی که دارد مصرف میکند، پول خون جهان سوم است!!! یادش میرود علمی که باعث ترقی در زندگی اش شده، بر گرده ی بردگان آفریقایی ساخته شده!

فیلم سینمایی بود که اسمش یادم رفته ولی جکی جان بازی میکرد. این ها به آمریکا رفته بودند و می خواستند از موزه آمریکا دزدی کنند و به چین برگردانند. محاجّه ای بین آن ها شد و صاحب دزدان که از چین آمده بود، میگفت: شما از موزه ی ما داری پول در می آوری، این مال ماست! تمدن ما را دزدیده ای، به اینجا آورده ای و داری پول در می آوری!! بعد میگویی من مؤدبم؟! سلام علیکم میگویم! من به شما احترام میگذارم! تو داری روی خون ما زندگی میکنی!!

اصلا برایت مهم نیست آسفالت درجه یک، این همه بناهای تفریحی، شصت نوع استخر و پانصد نوع اسباب بازی که کودکانت در اوج لذت در آن غرق هستند و دارند لذت میبرند، با پول مالیات کارخانه های اسلحه سازی که اسلحه ی خاورمیانه را برای به جان هم افتادنشان دارند تأمین میکنند، ساخته میشود!!! تو چه مدل ارزش مداری هستی؟! چرا ادعا داری زندگی سالمی داری؟! چرا تو را به رخ من میکشند؟! مؤدب است، تهمت نمیزند، غیبت نمیکند! بیا همان تهمت را بزن. غیبت کنی از این نوع زندگی، ارزش مدارتر است!

» دعوای ما اینست:

1- دعوای ما با جهان سومی ها و مسلمین این است که چرا ارزش های خادم را رعایت نمیکنید که زندگی بهتری داشته باشید.

2- دعوای ما با مؤدبان عالم است که بچه هایشان با لباس های درجه یک و بهترین پوشاک در بهترین مکان ها دارند زندگی میکنند، که چرا برای ارزش های مخدوم خودتان داد نمیزنید؟!! چرا زندگیتان را فدای ارزش هایتان نمیکنید؟ چرا جلوی کارخانه اسلحه سازی تجمع نمیکنید و بگویید ما نمیخواهیم پول اسلحه ی کشتار در سوریه و یمن را برای ما پارک بسازید؟!

3- دعوای سوم با آدم های وسط است که از اینجا به آنجا میروند و برمیگردند و آن ها را به رخ ما میکشند! انقدر مؤدب بودند! یک دروغ یا یک غیبت ندیدم. این زندگی کلاً بر پایه ی دروغ استوار شده! چرا چشم هایشان را بسته اند؟ این انسان بازی هایی که دارید در می آورید، یک صدم درصد درآمدی که کشورتان از کشتار دارد کسب میکند نیست. یک میلیونیومش نیست!

به فلسفه قیام امام برمیگردیم، لذا اباعبدالله(ع) وقتی محمد حنفیه ایشان را نصیحت کرد و گفت: بنشین نمازت را بخوان، روزه ات را بگیر، نسل را تربیت کن! فرمودند: من نمیتوانم با پول دولتی که بر مبنای ظلم دارد حکومتش را میچرخاند، زندگی کنم!!

انقدر ارزش های مخدوم برای من بزرگ شده که دیگر نمیتوانم به این بپردازم که به مردم بگویم: بسم الله الرحمن الرحیم. زبان هایتان را حفظ کنید، دروغ نگویید، غیبت نکنید، تهمت نزنید، نمازتان را اول وقت بخوانید، روزه هایتان را بگیرید، انفاق کنید و دور فقرا بگردید! اصلا بنا، بنای مشکل داری است!

» انسان ها برای چه خلق شده اند؟

- انسان ها برای این خلق شده اند که:
1- از ارزش ها برای بهبود شرایط زندگی به عنوان خادم استفاده کنند.
2-از ارزش ها برای اینکه باید به آن خدمت کنند به عنوان مخدوم نام ببرند. باید برای این ارزش ها جان بدهند و از زندگی خود بزنند.


سرش را پایین انداخته، همه چیزش ردیف است، سرویس، هوا و فضایش ردیف است، به زیبایی دارد زندگی میکند، بعد به رخ من میکشند که چه مؤدب است! غیبت نمیکند و تهمت نمیزند. برو تهمت بزن، از نظر اباعبدالله(ع) بر زندگی بر خون استوار شده، بهتر است! متاسفانه این مردم فریبی غربی برای بعضی از ما دارد خودش را نشان میدهد.

»»» عدم توجه دینداران به آداب:

بچه رزمنده هایی که الان حاضرند بروند خط مقدم بجنگند، آداب را رعایت نمیکنند! ادب را رعایت نمیکنند! آزادی را رعایت نمیکنند! (آزادی به عنوان یک ارزش مخدوم). حق دادن در تفکرات به دیگران! قرون وسطایی ورود میکنند. تفکر را تخطئه و تکفیر میکنند. همه این ها اشکال جامعه دینی ماست. اگر همه مشکل ها را جمع کنیم، نمی ارزد به اینکه جامعه ای داریم که ارزش مخدوم واقعا برای ما خیلی پر رنگ است! و این از میراث حضرت امام(ره) است!

نسلی بار آمده که حاضرند هر وقت و هر جای عالم که بگویی، بروند بجنگند. در همین شب ها شبی نیست که بنده برای جنگیدن در سوریه، مراجعه نداشته باشم. سوال میکنند باز شد؟ باز نشد؟ تو از شیراز میخواهی به سوریه بروی برای چه بجنگی؟ برا چه کسی بجنگی؟ نه کشور توست، نه مملکتت! میگوید میخواهم به خاطر انسانیت، به خاطر مبارزه با ظلم، به خاطر مبارزه با استکبار جهانی و به خاطر ناله ی مظلوم بروم. این ها ارزش مخدوم است! بارک الله.

اما چرا در زندگی ات غیبت میکنی؟! چرا بین مؤمنین کینه ایجاد میکنی؟! چرا تهمت میزنی؟! چرا نمیتوانی ارزش های خادم را حفظ کنی؟! چرا باید عاشورا باشد تا تو بتوانی مهدوی زندگی کنی؟! برخی اوقات مهدوی زندگی کردن، در غیر عاشورا اتفاق می افتد. بله، عاشورا باشد همه ما پای کار هستیم!

+ آخرین نکته:
اگر دیدید در مملکتی تعداد قانون هایش زیاد شد، بدانید در آن مملکت دارد از فضیلت ارزش ها کاسته میشود.
مثلا قانون گذاشته اند اگر دروغ بگویی، انقدر جریمه دارد. معلوم است در جامعه یک فضیلتی انقدر از بین رفته، که مجبور شده اند برایش قانون وضع کنند! قانون گذاشته اند که حتما باید مراقب دزدی نکردنت باشی، معلوم است که ارزش دزدی نکردن در آن جامعه کمرنگ شده.

دقت کنید، هر چقدر جامعه ای تعداد قانون هایش بیشتر باشد، معلوم است سطح اخلاق در آن جامعه پایین آمده، و الا اگر اخلاق باشد ما انقدر به قانون نیاز نداریم. و هر چقدر در یک جامعه احساس کنی مردم به قانون نگاه نمیکنند و ارزش برایشان فضیلت است، معلوم است که سطح اخلاق آن جامعه بالا رفته. این یکی از روش های کنترل در غرب، قانون است.

نزدیک یک میلیون دوربین مداربسته در لندن دارد کار میکند. اگر این تعداد در شیراز کار میکرد، ما همیشه در صف نماز جماعت بودیم! یعنی فکر کنم یک میلیون رقیب و عتید، فرشتگان مراقب در لندن نداریم! وقتی یک دولتی مجبور میشود سطح نظارت و تعداد قانون ها را بالا ببرد، بدانید سطح اخلاق در آن جامعه دارد پایین می آید.

یکی از حسن های سوریه قبل از جنگ، این بود که در خیابان ها پلیس ندیدم. پلیس که نمیدیدی، جرم هم نمیدیدی. گفتم این جامعه سطح سلامتش بالاست. بعد دقیقا همان سال اینجا صحبتی کردم که چرا ما باید انقدر پلیس در جامعه داشته باشیم؟! روی سطح اخلاق زندگیمان مقداری فکر کنیم که بعد چشم زدیم و دفعه بعد که رفتیم جنگ بود! از قبل فرودگاه پلیس با دوشکا دیدیم، تا وقتی که برگشتیم!

آقا امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه میفرمایند: مومنین واقعی کسانی هستند که خلوت هایشان را طوری مدیریت میکنند و به گونه ای در خلوت تمرین میکنند که، حتما و حتما خلوت و جَلوت برایشان علی السویه میشود.

ارزش، فی نفسه ارزش است. صداقت فی نفسه ارزش است، کنترل زبان، کنترل نفس فی نفسه ارزش است. اصلا از رعایت اخلاق لذت میبرد، وگرنه بقیه اش چیزی نیست الا قانون! و در شرع و اخلاق، قانون فضیلتی نیست که به آن حسنه تعلق بگیرد.
ان شاء الله خدا به همه ما توان عمل به گفته ها را کرامت بفرماید.



کانال تلگرام رهپویان
 چفیه سبز، زهرایی: مگه نگفتن هر کی رو دوست داری بهش بگین.....
سید دوستت دارم......

سخنانت زیباست....انشاء...عمل کنیم زیباتر
یکشنبه 3 آبان 1394
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات