برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




دوشنبه 4 آبان 1394 نسخه چاپی
متن سخنرانی اتحاد عوالم الهی - قسمت پنجم - اسلام رحمانی یا دین دهری شده
بیشترین میزان انفاق، ایثار، شهادت و بالاترین فداکاری ها از بطن دین بیرون می آید.

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: اتحاد عوالم الهی - قسمت پنجم
اسلام رحمانی یا دین دهری شده"1"
محرم الحرام 1394


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده است:
-
دینِ جدید، مکتب انسانیتِ کانت، مکتب انسان مداریِ اِگوست کُنت!
- تعریف پولورالیسم، هِرمِنوتیک، سکولاریسم!
- از نظر خاخام های یهود دین یعنی چه؟
- دین دَهری، دین بشری یا اسلامِ رحمانی چگونه دینی است؟
- تیغ دوم وهابیت تکفیری، شیعه انگلیسی است!
- خصوصیات دین دهریِ غربی!
- دین نمی تواند به شما در دنیا، سبک زندگی را یاد بدهد!
- تعریف ارزش های ثابت و متغیر.
- آیا اخلاق و احکام نشان دهنده ی خوبی انسان است، یا انسانیت؟!
- انسان بودنِ انسان را، چه کسی باید مشخص کند؟
- دین اسلام، دین موازنه است.
-
اسلامی که بگوید عذابی وجود ندارد، میزان چه چیزی را بالا می برد؟
- در چه صورت مردم در مقابل هیچ ظالمی قیام نمی کنند؟


»»» مقدمه:
» دینِ جدید، مکتب انسانیتِ کانت، مکتب انسان مداریِ اِگوست کُنت!
مدت‌های زیادی متفکران جبهه شیطانی، با دین و دینداری مبارزه کرده اند. مثل صدر اسلام، صدر مسیحیت، صدر یهودیت، صدر ابراهیمیت، صدر حتی حضرت آدم(سلام الله علیهم اجمعین). و در قرن‌های اخیر یعنی این دویست سال اخیر به این نتیجه رسیده اند که اگر قرار است دین، خدا و دینداری در کره زمین نابود شود، راهش مبارزه نیست بلکه یک آلترناتیو مناسب است. یعنی یک دین جدید که این دین جایگزین دین قبل شود.

بعد از اجرا شدن این بحث، متوجه شده اند که این دین جدید هم مقبولیت ندارد. مثلا دین‌هایی راه انداخته اند که با مسیحیت مقابله کنند، در غرب، در اروپا و اخیراً در آمریکا یک سری فرقه‌ها راه انداخته اند که با مسیحیت مقابله کنند اما دیده اند این دین‌های جدید مقبولیت یک دینی که پیغمبری مثل مسیح یا موسی یا پیامبر خاتم بالای سرش است را نمی‌تواند کسب کند. مردم نسل در نسل مسیحی و مسلمان بوده و به این سادگی نمی‌شود چنین کاری را رد کرد!

لذا روششان را مقداری تغییر دادند و گفتند همین دین را قبول داریم، منتها اصلاحاتی باید در دین انجام شود و این اصلاحات توسط فلاسفه اخلاق و فلاسفه دینی که برخی اصلاً هم آدم‌های بدی نبوده اند مثل کانت، باید انجام شود! کسی نمی‌تواند بگوید کانت آدم بدی بوده. اتفاقا انسان بسیار مقدسی بوده یا اِگوست کُنت جزء کسانی بوده که بسیار درد داشته است. این افراد از میان دین کاتولیک یا حتی اسلام، قسمت‌هایی را بیرون کشیدند، سپس مکتبی را اضافه کردند. مثلاً گفتند مسیحیت مکتب انسانیتِ کانت. یا مسیحیت مکتب انسان مداریِ اِگوست کُنت!

» پولورالیسم، هِرمِنوتیک، سکولاریسم!
اول از مسیحیت شروع کرده بعد به اسلام رسیدند! بعد جلوتر آمدند و گفتند مسیحیت مکتبِ پولورالیسم(پخش شدن حقیقت بین همه ادیان)، یا اخیرا بحث هِرمِنوتیک را راه انداختند. یعنی چیستی گرایی، به دنبال چیستی می‌گردند. اصلاً یکی از هنرهای هرمنوتیک این است که ذات یک دین را در بیاورد. بعد ذاتی که از دین در می‌آوردند، ذاتی دقیقاً متناسب با شرایط زمان بود. از ذات دین یک چیزی در آوردند و اسمی برایش انتخاب کردند که طرفدار هم دارند! مثلاً الان کلاس‌های اخلاق فلاسفه مسیحی، شلوغ‌تر از کلاس اخلاق علمای مسیحی یا کشیش‌های مسیحی است! چون این ها یک نگاه کوچکی از دین را انتخاب کرده و دارند ارائه می‌دهند.

پس از آن، یک درصد سیاسی هم وارد کار شد! یعنی دوباره یک مکتبی از مسیحیت تحت عنوان سکولاریسم بیرون آمد، که به دین سیاسی هم نگاه می کرد. یعنی برای اینکه بتوانیم دین را از حواشی و زوائد بزداییم، باید سیاست را از دین پالایش کنیم، باید نهادهای دینی را از نهادهای سیاسی جدا کنیم. صد هزار دلیل و تجربه هم دارند که نهادهای حکومتی، نهادهای دینی را خراب کرده اند، راست هم می‌گویند! می‌گویند زمانی که دین حکومتی می‌شود، خراب می‌شود.

در ایران گاهی به سکولارها بی دین می‌گویند! این قضیه را قبلا کامل باز کرده ام که سکولاریسم و بی دینی اصلا هیچ ربطی به هم ندارند، برخی از سکولارها خیلی هم دیندار هستند. منتها نظرشان این است که نهادهای سیاسی و اجرایی باید از نهادهای دینی جدا باشد. این مطلب را هم به فلسفه های پلورالیستی و هرمنوتیکی چسباندند و از درون آن یک دینی را درآوردند و در غرب دارند ارائه می دهند که هیچ حساسیتی بر این دین نیست.

» از نظر خاخام های یهود دین یعنی دولت، یعنی اسرائیل!
این دین نه مزاحم دنیای مردم است، نه مزاحم دولت هاست و نه کسی برای مسیحیت شمشیر می کشد که مثلا جنگ صلیبی راه بیندازد! این دین در بدنه ی یهود اصلاً اجرا نشد! یعنی خاخام های یهود به شدت با سکولاریسم و پلورالیسم و هرمنوتیک و سایر فلسفه ها مخالف هستند. می گویند دین یعنی دولت! دین یعنی اسرائیل! دین یعنی صهیونیسم، یک کلمه سیاسی، و صهیونیسم یعنی یهود! یهودی های دیگری که می بینید اجتماعات ده، پانزده نفری در نیویورک دارند و کلاه می گذارند و مرگ بر صهیونیست می گویند، اصلا در یهود عددی نیستند! ما زیاد بزرگشان می کنیم وگرنه در کل دویست نفر نمی شوند! از نظر خاخام های یهود این دسته از افراد اصلا یهودی نیستند! یهود یعنی صهیونیست، هر کس صهیونیست نیست، یهودی هم نیست! باید برود توبه کند.

» دین دَهری، دین بشری یا اسلامِ رحمانی!
ترجمه فارسی دین ارائه شده در غرب و عموماً در مسیحیان، چون مابقی دین ها این مدل دین را زیاد قبول نکرده اند، دین "دَهری" می شود. یعنی دینی که خودش را با روزگار تنظیم می کند. دینی که از مبناهایش کاملاً مشخص است که این دین الهی نیست، کاملاً بشری است.

دلیل اینکه امشب این بحث را انتخاب کرده ام این است که، دین دَهری _ دین عقیم شده ی غرب _ جدیداً خیلی شیک در ایران دارد به اسم اسلام رحمانی ارائه می شود!! تک تک خصوصیات دین دهری غربی را که بر پایه فلسفه های پلورالیستی و هرمنوتیکی و اگوست کنت و فلسفه های بسیار پاک انسانیت مداری کانت(که بسیار هم قابل احترام است اما خیلی بالاتر از آن را در اسلام و شیعه داریم)، اسلام رحمانی را ساخته اند که از نظر اسمی به شدت زیباست. من خیلی به کانت هم علاقه دارم و هم احترام می گذارم اما ما خیلی بزرگ تر از کانت را در سمت خودمان داریم! اصلاً شما فکر نکن که کانت می تواند شاگردی ملاصدرا را بکند، بین این دو نفر فاصله زیادی است!

» تیغ دوم وهابیت تکفیری، شیعه انگلیسی است!

اسلام رحمانی یک ترکیبِ صفت موصوفیِ به شدت با روانشناسی انتخاب شده است، چون هر کس بشنود گمانش این است که اسلام رحمانی عَلَمی است در مقابل اسلام داعشی! در این زمان بهترین موقعیت برای مطرح شدنش بود. چون در زمانی قرار داریم که وهابیت(لعنت الله علیهم اجمعین) البته وهابیت بدخیم، چون عده ای وهابیت خوش خیم در حجاز و عربستان و جاهای دیگر داریم که از صبح تا شب ذکر می گویند و قرآن می خوانند و گریه می کنند، کاری به این دسته نداریم. منظورمان وهابیت بدخیم، یعنی تکفیری است. آن ها هم علمای خودشان را دارند که هم ساده و صادق هستند و هم کاری به کار کسی ندارند. وهابیت تکفیری که مقام معظم رهبری(مد ظله) هر وقت صحبت می کنند، تاکید دارند که "تکفیری" را بگویند، وهابیت بدخیم یک عَلَمی از اسلام بلند کرد که اگر در جایی کلمه اسلام را بزنی، سر بریدن و آتش زدن و به خاک و خون کشیدن و زن ها را به کنیزی گرفتن می آید، و اگر کلمه ی شیعه را بزنی، قمه می آید!!

آن ها می گویند از نظر شیعیان، اسلام اهل خشونت نیست. دانش آموز و دانشجوی غربی چه می داند که شیعه به چه معناست؟ شنیده است که ظاهراً امامی بوده، اکنون رهبری دارند و جلوی آمریکا ایستاده اند و بروم ببینم این ها چه می گویند؟ شیعه را جست و جو می کند، قمه زنی می آید! از همان اول حالش به هم می خورد!
ان شاء الله خدا هر کس که در این مسیر ها باعث وَهن شیعه می شود، اگر قابل هدایت است هدایت کند، اما اگر مغرض و به قول مقام معظم رهبری(مد ظله) انگلیسی و صهیونیستی است، در همین دهه محرم خار و ذلیل کند که انقدر ما در جهان خفّت نکشیم!! خودشان صد هزار بار قمه زده اند، یک بار به سر تکفیری ها و داعشی ها و صهیونیست ها نزده اند! تیغ دوم وهابیت تکفیری، همین شیعه انگلیسی است.

تا اسمی از اسلام می آید همه این ها را می بینند: تیغ، قمه، شمشیر، بزن، بکش، بِبُر، بدزد، غارت کن، سیاه بپوش، بُرقَع بزن، شلاق بزن! ده سال قبل سایتی بر ضد اسلام در اینترنت به نام اِفشاء بود. می گشت بلوتوثی، چیزی پیدا کند تا بتواند خشونت اسلام را نشان دهد. مثلاً در مالزی پیدا می کرد که زنی را خوابانده اند و دارند به آن شلاق می زنند! یک چادر هم بر رویش کشیده اند که معلوم نیست زن است یا مرد، سیب زمینی است یا گوسفند! یعنی احساسات انسان با دیدن آن صحنه جریحه دار نمی شد! یا دست قطع کردنِ عرب های عربستان را نشان می داد!

ده سال قبل زمانی که در سایت افشاء جست و جو می کردی کلاً حدود چهل کلیپ این مدلی داشت، و صد شعبه قرآنی داشت که نیمی از آن را هم فولادوند(لعنت الله علیه) می نوشت! امروز نیازی نیست سایتی را پیدا کنید، اگر جست و جو را بزنید، از اسلامی که پر از خشونت است، پُر است! بنابراین اگر امروز عَلَمی به نام اسلام رحمانی بلند می شود و همه دست می زنند، برای این است که ما واقعا از نگاه جهان به ما خسته شده ایم، این چیزی که نشان می دهند ما نیستیم!

مقام معظم رهبری(مد ظله)، سال هشتاد و شش، در مقدمه سفر حج، صحبتی راجع به اسلام و رحمت کرده اند. جملاتی بسیار جدی و محکم راجع به اسلام رحمانی گفته اند. اما این اسلامِ رحمانی که جدید آمده، همان دین دَهری غربی هاست. چون تمام یازده بند دین دَهری و عقیم شده ی غرب، در این دین اسلام رحمانی دارد ترویج می شود!

+ برادرها و خواهرها، بحث امشب صددرصد عقیدتی است!
◄ خصوصیات دین دهریِ غربی!
» دین نمی تواند به شما در دنیا، سبک زندگی را یاد بدهد!
1- ادیان به دنبال سعادت اخروی هستند، این قسمت کاملاً درست است. اصلاً خداوند، پیغمبران را فرستاده که ما را به بهشت برسانند. پیامبران، شُفَعا و واسطه ی خداوند برای رساندن انسان ها به بهشت هستند. هیچ حرفی روی این قانون نیست، منتها هر آدم عاقلی می تواند بفهمد که از این مفهوم می شود یک مفهوم مخالف گرفت، که ادیان به سعادت دنیای شما کاری ندارند!

دین به درد دنیا نمی خورد، به همین سادگی! چند سال است که حضرت آقا(حفظه الله) از سبک زندگی اسلامی صحبت می کنند که بگویند مواظب باشید، یک عده می خواهند بگویند دین سبک زندگی نمی دهد. ادیان برای رساندن شما به سعادت اخروی هستند!

2- خصوصیت و اثر دین در دنیا، آرامش بخشیدن به انسان مؤمن است. بسیار بسیار جمله درستی است. یکی از دلایلی که ما دین را پذیرفته ایم و امشب مجلس آمده ایم این است که آرام شویم. اثر دین در دنیا، آرامش بخشیدن به زندگی مؤمنین است. "ألا بِذِکر الله تَطمَئِنّ القلوب"، قرآن هم دارد این را می گوید. مفهوم مخالفش این است که دین فقط به درد آرامش بخشی می خورد. دوباره می خواهد بگوید که دین برای شما سبک زندگی ارائه نمی دهد.

» ارزش های ثابت و متغیر کدامند؟

3- احکام و ارزش ها در دین های مختلف با شرایط و خصوصیات زمان، همگی نسبی اند و هیچ دینی نمی تواند قطعاً حلال و حرام را مشخص کند. مثلاً در یک زمانی هوا سرد بوده، بنابراین یک پوششی را واجب کرده اند، اگر هوا گرم بود این پوشش واجب نمی شد! یا مثلاً در جایی دروغ گفتن حرام است، اما در جایی دیگر، دروغ گفتن حلال است و راست گفتن حرام است، چون فتنه ایجاد می شود! این هم راست می گوید.

ما به این می گوییم نتیجه گیری از مصادیق به سمت هدف بالا، استقراء ناقص، یعنی مغلطه و سفسطه. اما آیا ممکن است وفای به عهد در جایی حرام باشد؟ یا دفاع از خود ممکن است در جایی حرام باشد؟ و بسیاری از موارد دیگر!

ما در دین اسلام ارزش های ثابت و ارزش های متغییر داریم. احکام ثانویه ای که می گوییم فقط به ارزش های متغیر برمی گردد. مثلا اینکه می گویند دروغ در بعضی از مواقع حلال می شود، از نظر ما آن قسمت هایی که حلال می شود دیگر دروغ نیست، در آنجا اگر تو راست بگویی بی شعوری است!

"کُلُّ ما حَکمَ بهِ العَقل حَکمَ بهِ الشَّرع"، این از ارزش های متغیر است. اما برخی از ارزش ها کاملا ثابت اند. مثلاً عدالت از نظر ما اصلاً نسبی نیست. عدالت یعنی خوب و درست تقسیم کردن. چه کسی می تواند آن را نسبی کند؟ اصلاً کلمه عدالت قابل نسبی شدن نیست. ارزش اولِ دین ما که کنترل هوای نفس است، آیا می شود نسبی باشد؟! یک ارزش ثابت محسوب می شود. غضب می تواند نسبی باشد، چون غضب میوه نفس است. شما میوه ها را به عنوان مصداق می توانید بگویید. این استقراء شما ناقص و مغلطه است.

از نظر ما کنترل نفس یک ارزش کاملاً ثابت است و اصلاً نسبی نیست. این نفس است که گاهی بر آن کنترل داری و می گوید غضبت را کنترل کن و گاهی می گوید نه، الان زمانی است که باید غضبت را بیرون بریزی. غضب نسبی است ولی منشاء غضب نفس است و این ثابت است. و صد یا هزار مورد دیگر را می توانم اسم ببرم که از حوصله بحث ما خارج است.

بعضی از ارزش ها مثل صدق، سکوت و غضب از ارزش های ثابت نیستند اما مواردی مثل آزادی، عدالت، اِتّکا و اعتماد به خود و خودباوری از ارزش های ثابت است. در بسیاری از مسائل ما ارزش ثابت داریم. اصلا نمی توانیم این موارد را وارد پلورالیسم و نسبی گرایی کنیم.

4- تکثرگرایی در اخلاق و احکام! احکام زمان خودش را دارد، اخلاق هم زمان خودش را دارد.
و دوباره همان مثال های قبل را می زنند و کسی هم نیست که بیاید مشخص کند، عزیزم شما راجع به متغیرها مثال می زنی، راجع به ثابت ها یک مثال هم نمی توانی بزنی. با مثال زدن راجع به متغیرها قانون را زیر سؤال می برند.

5- قرائت های دین متناسب با شرایط فرهنگی و سیاسی و غیره فرق می کند.
امروز شما یک برداشت از دین می کنی، فردا یک برداشت دیگر!
» آیا اخلاق و احکام نشان دهنده ی خوبی انسان است، یا انسانیت؟!
- احکام و اخلاق در دین ما نشان دهنده خوبی یا بدی افراد نیست، انسانیت نشان دهنده خوبی و بدی افراد است.
دقیقاً دو جمله کاملاً درست!
+ اولین نکته ی درست:
برادرمان یا خواهرمان ظاهرش کاملاً مذهبی است، این از نظر حکم پوشش! نمازهایش را درست می خواند، فقهش را رعایت کرده. سر وقت هم می خواند، پس اخلاق را هم دارد رعایت می کند. حلال می خورد و حرام نمی خورد، از نظر فقهی درست است. آیا از نظر دین اسلام این انسان خوبیست؟ اسلام می گوید چنین فردی احکامش را خوب رعایت می کند، اما از نظر ما رفتارهای اخلاقی نشان می دهد که این فرد آدم خوبی است یا نه!

وگرنه اسلام صد هزار مورد را خودش برای ما از خوارج، امروز وهابیت، دیروز تکفیریون، علما و بزرگان که با سر در جهنم هستند مثال زده است، به دلیل اینکه تمام دین را در احکام می دانستند! اصلاً دین ما نمی گوید هرکس به رساله توضیح المسائل و احکام فقهی عمل کند، انسان خوبیست! بلکه رفتارش را مد نظر می گیرد! ما هم حرف تو را داریم می زنیم، اصلاً راجع به این مطلب بحثی نداریم!

+ دومین نکته ی درست:

انسانیت، آدم خوب را نشان می دهد! در این مورد هم که نظر ما همین است. ما می گوییم کسی که دستورات خدا را اطاعت کند، انسان خوبیست و در رفتار و ارتباطات خودش هم باید انسانیت خویش را نشان دهد.

"مَن لَم یَشکُرِ المَخلوق لَم یَشکُرِ الخالق"، کسی که مردم نگویند انسان است، خدا هیچ وقت اعتقاد ندارد که انسان است. کسی که مردم به او نمره خوب ندهند، خداوند هم هیچگاه نمره خوبی به او نمی دهد. خدا می گوید من اصلاً برایم مهم نیست که تو در جانماز با من چه ارتباطی داری، این نمازی که داری می خوانی چه رفتاری را از تو در جامعه نشان می دهد؟! این ها همه حرف های امام صادق(علیه السلام) و امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) در نهج البلاغه است. منتها مشکل ما با شرح و مفهوم مخالف آن مطلبی است که آن ها می گویند. مفهوم مخالف چنین حرفی این است که احکام و اخلاق مهم نیست، انسانیت مهم است!

» انسان بودنِ انسان را، چه کسی باید مشخص کند؟

انسان موجودیست مرکب از جسم و روح، یک سری وظایف، جسمش دارد و یک سری وظایف روحش. وظایف روح و جسم را چه کسی باید مشخص کند؟ یک سری از وظایفش را باید خدا مشخص کند. همین انسان بودن را باید خدا مشخص کند. باید از دین یاد بگیرد که چگونه انسان باشد، وگرنه مگر خُل است که انفاق کند؟

گاهی می گویند ما یک موجودی می شناسیم، هیچ دینی ندارد اما به شدت رئوف و کریم و رحیم و متین و اهل انفاق و ایثار  است! اولاً این موجود را بیاورید ما هم بشناسیم. در طول این سی، چهل، پنجاه میلیارد سال آدمی که در کره زمین داشته ایم، بیایید این فرد را معرفی کنید. ثانیاً اگر چنین موجودی باشد من هم قبول دارم که آدم خوبی است، خدا هم قبول دارد. اما با یک استثناء که نمی توانیم بگوییم همه دین را رها کنید، انسان باشید!!

» بیشترین میزان ایثار و انفاق و شهادت از کجاست؟!

دلیل اینکه مکتب انسانیت کانت انقدر گرفت، این بود که به شدت ضد انسانی رفتار می کرد. دلیل اینکه این حرف امروزه در جلسات مذهبی می گیرد، این است که مذهبیون ما ضد انسانی رفتار می کنند. چه ربطی به دین دارد؟ چرا شما رفتار غیر انسانی برخی از مذهبیون را به پای دین می گذارید و می گویید پس دین خراب است؟! منصفانه قضاوت کنید، بیشترین میزان ایثار و انفاق و... در همین مذهبی ها اتفاق می افتد!

در یک شهری، در میان افرادی از یک جناحی که اصلاً نمی‌شناسید و من هم اشاره ای نمی کنم، صحبت می کردیم، گفتند ما حاضریم برای ایران جانمان را بدهیم. گفتم عزیزم، شما حاضر نیستی. من را مسخره می کردند که چرا سوریه رفته ای؟ در پازل شوروی قرار گرفته ای. بیچاره روسی شده ای! گفتم چون احساس می کنم که آن خاکریز، خاکریز ایران است. حتی اگر نباشد هم دوست دارم بروم برای سوریه ای ها کشته بشوم، شما مشکلی دارید؟ جدیداً که دوستان داعش داشتند لب مرز تشریف می آوردند، برای آن جمعیت پیغام فرستادم که دارند می آیند، شما که می گفتید جانمان را برای ایران می دهیم، بروید. جان؟! مگر نگفتی انسان و ملیت پرست هستی و حاضری که جانت را برای خاک بدهی، تشریف بیاورید دیگر! باز هم که باید سوت بزنیم تا سردار همدانی به ایران برگردد و به دنبال قاسم سلیمانی برویم تا بیاید دفاع کند! شما نگو نه غزه نه لبنان، بلکه بگو نه غزه نه لبنان نه ایران، فقط خودم!!!

بیشترین میزان انفاق، ایثار، شهادت و بالاترین فداکاری ها از بطن دین بیرون می آید. از یک میلیون و پانصد هزار رزمنده ای که هشت سال رفتند و جنگیدند و همه امروز دارند برایشان دست می زنند، چند درصدشان نماز نمی خواندند؟ چند درصدشان نسبت به حجاب حساس نبودند؟ چند درصدشان اهل روضه و سینه زنی و مسجد و هیئت نبودند؟ بروید آمار بگیرید. شما که می گویید انسانیت برتر از دیانت است، چند درصد از این سیصد و پنجاه هزار شهید دین نداشتند؟ ایثار از حوزه دین بیرون می آید. جلوی من ایستاده اند و شعار انسانیت می دهند! بالاخره ما هم بر روی زمین بوده ایم و دیده ایم که چه کسانی انسان هستند و چه کسانی نیستند.

بنده بچه بالا شهر مشهدم. به محله ما _ سجاد شهر _ می گفتند اسرائیل شهر! از کل آن منطقه ای که چند ده هزار نفر ساکن داشت، فقط پانزده نفر به جبهه رفتیم. از آن پانزده نفر هم دو نفر جانباز هفتاد درصد هستند، دو نفرشان هم نفس های آخرشان است و من هستم و ما بقی هم شهید شده اند.

اما از یک محله دو هزار نفری جنوب شهر مشهد، مرحوم شهید حکمت که خودش هم دانش آموز بود، در یکی از دبیرستان های جنوب شهر رفت سخنرانی کرد، از میان هفتصد و پنجاه نفر، هفتصد و پنجاه نفر به جبهه رفتند. مدرسه تعطیل شد! درحالیکه خودش از مدرسه بالا شهر بود، در آنجا هم سخنرانی کرد اما فقط بیست نفر به جبهه رفتند.

چه کسانی برای ایران می جنگند؟ چه کسانی اهل جهاد و انفاق و انسانیت هستند؟ نهایتا چهار مومن هم پیدا شوند که اخم هایشان درهم باشد، بیخود درهم است! اخم هایت را باز کن! خودشان می روند برای یازده سپتامبر شمع روشن می کنند که انسانیتشان را ثابت کنند و برای سگ های شیراز تابلو می گیرند و می گویند من سگ هستم! تقبل الله اعمالکم ان شاء الله!

بعد گروه گروه حاجی ما زیر دست و پا تکه تکه می شوند، نمی روند تابلو به دست بگیرند که من مِنایی ام و من حاجی ام! شما نه سگ هستی و نه طرفدار کشته شدگان یازده سپتامبر، تو مشکل داری عزیز من! تو در مقابل آمریکا منفعل هستی! تو دلباخته ی غربی! چرا به طرفداری از حاجی ها نیامدی؟ مگر آن ها ایرانی نبودند؟ چرا جلوی سفارت عربستان تجمع نکردید؟ مثل همیشه که همین مسجدی ها تجمع کردند!

6- کارکرد بیش از حد جنبه رحمانی در دین، تا حد تبدیل شدن فساد به یک ارزش، و مبارزه با فساد به یک ضد ارزش.
 یک روز می گویید خدا عذاب نمی کند. راست می گویید خدا عذاب نمی کند، به اینکه واقعاً رحمت در دین ما به چه معناست خواهیم رسید. به حرف این آخوندها اهمیت نده، می گویند خانم ها را در روز قیامت برای یک نخ مو، سی و پنج دور می چرخانند و به دیوار می کوبند، که چرا یک نخ موی تو بیرون بوده است؟!

اولاً این جمله دقیقاً حرف من است و هر کس دارد می گوید از من یاد گرفته. در سال هشتاد گفتم: چه کسی گفته است که زن را برای چند نخ می گیرند و شصت دور می چرخانند و او را به دیوار می چسبانند و سُرب می ریزند؟ چه کسی چنین حرفی زده؟ دین اسلام، دین موازنه است. به قول فرمایش اخیر مقام معظم رهبری(مد ظله) در جریان بجنورد که فرمودند: یک نفر ممکن است حجابش را رعایت نکند، این مشکل را در ظاهرش دارد و به همان اندازه هم آدم بدی است، مشکلاتی را هم ندارد و به همان اندازه آدم خوبی است. بعد ایشان فرمودند بنده هم در ظاهرم همه چیز را رعایت می کنم و در ظاهرم آدم خوبی هستم اما یک سری مشکلاتی را هم رعایت نمی کنم و به همان اندازه آدم بدی هستم.

» دین ما دین موازنه است، یعنی چه؟
دین ما دین موازنه است. اما اینکه ما بگوییم خداوند تبارک و تعالی کلاً دلش نمی آید هیچ عذابی را انجام بدهد، اشتباه است! همین جملات و بلایی که هرمنوتیک بر سر مسیحیت آورده! یکی از اساتید هم می گفت مثلا من دلم نمی آید این کار را بکنم. بعد یکی از دانشجوهایش گفته بود ببخشید آن روز که به ماشینتان زده بودند، می خواستید آن شخص را بکشید!

اگر داعش دخترت را بدزدد و بعد داعش را گیر بیندازی، دلت نمی آید به او سیلی بزنی؟!! دلت نمی آید تکه تکه اش کنی؟ دلت نمی آید شمع را مذاب کنی و قطره قطره روی او بچکانی؟ چرا دروغ می گویی؟ برای قاتلِ دختر دزدیده شده ی مردم دل رحمی نکن، هر وقت دختر خودت را دزدیدند بیا و از رحمت صحبت کن!!

یک سری عذاب ها اگر در قیامت اتفاق نیفتد، خوبان عالم شاکی می شوند! می گویند خدایا در دنیا ما را گیر این مرد و یا زن انداختی و او این همه بلا بر سر ما آورد، بعد می خواهی او را رها کنی و بگویی دلم نمی آید؟! پس چرا گفتی من عادل هستم؟! دلم نمی آید یعنی چه؟ پس چرا گفتی، بگوییم "یا منتقم"؟

برویم در روز قیامت بگوییم خدایا حرمله یک اشتباهی کرد، او را رها کن. آیا رباب هم می گوید خدایا رهایش کن؟ حرمله شاکی خصوصی دارد!

بعضی چیزها اشتباه گفته شده است، این اشتباه ها را می گیرند و قضیه را بزرگ می کنند. کل عذاب ها را زیر سوال می برند! مثلا می گویند فلانی که عالِم بزرگواریست را در عالم رویا دیدند. (این از داستان های موثقِ کتب اخلاقی موثق ماست)، گفت من شش سال است که معطل هستم. چرا؟ یک روز داشتم از داخل یک کوچه رد می شدم، الاغی از کنار من رد می شد، احساس کردم که نیاز به خلال دندان دارم. یک خار از بار این الاغ برداشتم و دندانم را خلال کردم، برای این مال حرام شش سال است که معطل هستم. این داستان صددرصد دروغ است! یعنی یک ولی خدا انقدر بار مثبت ندارد که بتواند در روز قیامت یک خار را جبران کند؟ روز قیامت موازنه است.

یا مثلا طرف می گوید من آقای خمینی(ره) را به دلیل ظلمی که در مملکتشان کرده اند، نمی بخشم. فکر می کند روز قیامت برای حق الناس یقه مرحوم امام را می گیرند و به دست او می دهند و  می گویند برو حق الناس را جبران کن! امام(ره) انقدر حسنات دارد که خدا بگوید از حسنات امام(ره) بردارید و به او بدهید، موازنه می کنند. مثلا اگر شش کیلو به او ظلم شده باشد، امام(ره) شش میلیون تن حسنه دارد، شش کیلو را به او می دهند.

چه کسی می گوید حق الناس به این شکل است؟ کدام کتاب اخلاقی دینی اینطور گفته است؟ خواب که دلیل نمی شود. موازنه است، وزن می کنند. اگر از اصحاب الیمین بودی و پرونده ات را به دست راستت دادند، دیگر رفته ای! گناهانت را آن پشت، فرشته ها جمع می کنند.

ان شاء الله خداوند یک نفرمان را هم جدا نکند و پرونده مان را به دست راستمان بدهند و از زمره ی اصحاب الیمین باشیم و همه با هم مستقیم به سمت بهشت برویم، فرشته ها هم در آن پشت خودشان شاکی ها را جمع کنند و ماهم کلاً متوجه نشویم! به همین سادگی است برادر، این یعنی اسلام رحمانی.

» اسلامی که بگوید عذابی وجود ندارد، میزان چه چیزی را بالا می برد؟
اما اسلامی که بگوید عذاب نیست، میزان فساد جامعه بالا می رود. من اگر بدانم روز قیامت عذاب نیست خدایی از همین شب پنجم استعفاء می دهم. الان اگر کسی بگوید روز قیامت بهشت هست اما جهنمی نیست، اسلام رحمانی است و عذابی در کار نیست، مگر دیوانه هستم که بمانم؟

+ مطلب دوم از بحث اسلام رحمانی:
» در چه صورت مردم در مقابل هیچ ظالمی قیام نمی کنند؟
اگر ما به افراد اجازه بدهیم که بگویند خدا همه را می بخشد، مردم در مقابل هیچ ظالمی قیام نمی کنند و می گویند که خدا او را خواهد بخشید، ما از خدا هم خداتر شده ایم؟ شاه می بخشد شاه قلی نمی بخشد؟

امام محمد غزالی خیلی انسان بزرگی است. کتاب کیمیای سعادت هم کتاب خوبی است اما بعضی قسمت هایش مشکل دارد. در این کتاب گفته شده احتیاط آن است که لعن بر یزید ترک شود! چرا؟ چون ما نمی دانیم یزید در آخر عمر توبه کرد یا نکرد! شاید توبه کرده باشد و اگر توبه واقعی کرده باشد شاید خدا او را بخشیده باشد و زمانی که تو لعن بر یزید می کنی، در واقع به یک تائبی لعن می کنی که خدا او را بخشیده و این گناه بزرگی است!
شاعری در جواب این صحبت خیلی زیبا گفته است:
عزیزم، خدایی که یزید را پس از این همه جنایت می بخشد، من را هم بابت این لعن می بخشد، شما غصه نخور! اگر ما بخشش را به این شکل باز کنیم، دیگر هیچ گونه قیامی اتفاق نمی افتد!






کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات