برنامه آينده
شنبه های پاک
جشن عید غدیر و میلاد امام هادی(ع)

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حجت الاسلام احمدی
کربلایی بهنام زارع
کربلایی میثم مفتاحی

شنبه 26 مردادماه، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




دوشنبه 4 آبان 1394 نسخه چاپی
متن سخنرانی اتحاد عوالم الهی - قسمت ششم - اسلام رحمانی یا دین دهری شده
وقتی بالاتر می آییم و دنیا را می بینیم، خودمان هم تغییــر می کنیم. تغییرات بر مبنای اصول، تغییراتیست که منجر به پختگی می شود، یعنی شخص در رفتار، کردار، اعمال و سکناتش پخته تر می شود.

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: اتحاد عوالم الهی - قسمت ششم
اسلام رحمانی یا دین دهری شده"2"
محرم الحرام 1394

◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده است:
- رفع حساسیت از احکام و رفع تکلیف.
- تغییرات بر مبنای اصول، تغییراتیست که منجر به پختگی میشود.
- فرق پختگی و استحاله در چیست؟
- قداست در رفتار، اعمال و گفتار آدم ها توزیع میشود و موردی است!
- نیاز به مرجعیت، یک امر عقلی است.
- بزرگترین ضعف دموکراسی چیست؟
- ما وقتی یک نتیجه را دوست داریم که رأیِ خودمان باشد!
- اسلام، دین رحمت و تکلیف است.
- چرا ابا عبد الله(ع) به لشکر دشمن شبیخون نزد؟!


+ نگاهی کوتاه به جلسه ی قبل:
در غرب وقتی که فتیله ی دین پایین کشیده شد، از داخل دین مسیحیت گذاره هایی را انتخاب کردند که اسم آن را مکتب گذاشتند، مانند مکتب انسانیت مداریِ کانت یا مکتب های پلوراليسم که در دهه های اخیر تحت علم هرمنوتیک به آن ها نگاه کردند. هرمنوتیک یعنی چیستی گرایی و بررسی حقیقتِ یک مطلب و حقیقتی را که از دین مسیحیت کشف کردند، انسانیت بود.

مذهب علیه مذهبی که در غرب راه افتاد یعنی عقیم کردن مذهب و دلیل آن این بود که اعتقاد داشتند دین را باید با توجه به جامعه و زمان تغییر داد - همه ی دین، از اصول تا فروع - به این دلایل ما به این نوع دین، دینِ دهری میگوییم، دین منطبق بر روزگار! گفتیم که اگر بگوییم اسلام دهری همه آن را برنمیتابند، مخالفت میکنند و معادل آن را اسلام رحمانی به کار بردیم.

حال اگر اسلام بخواهد از آن دین دهری شده الگو بگیرد، انسانیت را از آن بیرون بکشد، باید 11 گزینه را انجام دهد که امروز در غرب این 11 گزینه بر دینشان عملی شده و به همین دلیل الان مکتب های دینی در غرب شلوغتر از کلیسا است. امروز متدینان غرب پای منبرهای فیلسوفان غرب می نشینند، تا روحانیون غربی! یعنی فیلسوفان غربی هستند که دارند دین را در غرب تولیت میکنند و با همین تفکرات دینی، سیاست هم به آن اضافه میکنند.

» گزاره ها:

1- ادیان دنبال سعادت اخروی هستند و به دنیا کاری ندارند.
2- اثر دین در دنیا آرامش بخشی به زندگیست.
3- نسبی اندیشی، ابهام و ایجاد شک در دین و حقیقت را تقسیم کردن.
4- تکثرگرایی در اخلاق و احکام.
5- قرائت های دین متناسب و با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مدرن ایجاد میشود.
6- کارکرد بیش از حد جنبه ی رحمانی دین که این دین دیگر نمیتواند جلوی فساد را بگیرد، چه در دنیا و چه در آخرت. زیرا عقاب را برمیدارد!


+ شروع بحث:
- ادامه ی قانون های دین دهری شده:
7- رفع تکلیف و احکام و اخلاق تکلیفی و دینِ بر مبنای همه پسندی ایجاد کردن.
برخی از مکتب هایی که در غرب ایجاد کردند و شکست هم خورد، اینگونه بود که گفتند ما دین هستیم! نگفتند ما مکتب هستیم. مثل کانت که گفت من مسیحی هستم - این بهترین قسمت جدا شده از مسیحیت به عنوان مکتب همین فلسفه ی کانت است - در این فلسفه گفت: اگر اسم این را دین بگذارید، مردم آن را برنمیتابند باید گفت مسیحیت و یهود و اسلام و ... و بعد آن را کانالیزه کرد و گزاره هایی برای آن قرار داد.

در قبل چه میکردند؟ دین تاسیس میکردند. حتی بهائیت اعتقاد ندارد که ما دین هستیم، میگوید ما شیعه هستیم! وهابیت اعتقاد ندارد که ما دین هستیم، می گوید اهل سنت هستیم! برخی فرقه ها هستند که خدا را هم قبول ندارند، اما میگویند ما مسلمانیم! لذا دین هایی که در غرب تاسیس شد، همه زمین خوردند اما مکتب ها آمدند و موفق شدند.

» رفع حساسیت از احکام و رفع تکلیف.
جوری صحبت کنیم که به هیچکس برنخورد، همه بگویند خیلی خوب بود. میدانید که اگر فردی کمی هوش و قدرت بیان داشته باشد، میتواند طوری صحبت کند که همه لذت ببرند. البته به این برمیگردد که حتما صحبت ها سطحی باشد و چون سطحیست، تمام میشود و باز به شکست منجر میشود و اختلافات شروع میشود.

الان در ادیان میتوانیم به گونه ای صحبت کنیم که همه لذت ببرند و عمیق هم نشویم، منتها چند جلسه؟ چون عمق پیدا نمیکند، زود هم تمام میشود. اگر جنبه های رحمانی را از هر دینی خارج کنید، همه خوششان میآید. خصوصا نزدیک محرم که دین در خیابان دیده می شود، اسلام رحمانی خیلی جلوه میکند و دائم در حال تولید متن برای تعریف انسانیت هستند! هیچکس هم نفی نمیکند که قسمت زیادی از اسلام همین مطالب رحمانی و انسانی است، اما با انسانیت و رحمت، میتوانی مردم را قانع کنی که خودشان را بعنوان "عبــد" مکلف بدانند؟! که فرد به دنبال وظایف عبودیتش بگردد. آیا میتوانی چنین کاری را کنی؟ آیا بعد از به روی کار آمدن هرمنوتیک در غرب، توانستند مردم را به سمت تکلیف مداری ببرند و یا مردم به سمت بی قیدی رفتند؟ تجربه ی پنجاه سال قبل غرب را ما الان تکرار کنیم؟!

» تغییرات بر مبنای اصول، تغییراتیست که منجر به پختگی میشود.

حساسیت نسبت به خیلی از چیزها در این وسط از بین میرود. بنده و شما در یک سنی حال و احوالی داشتیم، بعد کمی سنمان بالاتر می آید و دنیا را میبینیم. امروز خیلی از نقدهایی که بنده به برخی از اطرافیانم میکنم، خودم در زمان جوانی ام این کار را انجام داده ام، حتی در سطح بالاتر، چه عقیدتی، چه سیاسی و بقیه مسائل! وقتی بالاتر می آییم و دنیا را میبینیم، خودمان هم تغییــر میکنیم. تغییرات بر مبنای اصول، تغییراتیست که منجر به پختگی میشود، یعنی شخص در رفتار، کردار، اعمال و سکناتش پخته تر میشود.

این پختگی بر فروع قرار می گیرد، نه بر اصول! یعنی شخص نظرش راجع به توحید، نبوت، امامت، عدل فرقی نمیکند، فقط رفتارهای او تغییر میکند. مثلا اگر دیروز به او میگفتند تو آدم بدی هستی و به طرف پاسخ میداد خودت بدی، که قاعده ی انسانی هم هست، این فرد در اثر پختگی 5 دقیقه سکوت میکند و سعی میکند قلبش را به او نزدیک کند و او را هدایت کند. و یا گفتمان من بدم تو بدی را به یک گفتمان متعادل تر تبدیل کند، این معنای پختگی است.

یا مثلا فردی در زمان جوانی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته و الان به یک پختگی رسیده، حالا که پخته شده، قاعدتا باید سیستم مقابله با امپریالیسم هم پخته تر شود. ما به این میگوییم پختگی چون دیگر قرار نیست از دیوار سفارت آمریکا بالا برود، زیرا انقلاب آن زمان از روی پختگی نبوده. این را ما کامل قبول میکنیم، زیرا هم دینیست و هم شرعی.

بنده در نوجوانی اگر یک گناه از کسی میدیدم کلا از او می بُریدم. مثلا بنده خدایی در زمان جنگ که امام جماعت ما بود، جُکی گفت که در آن یک کلمه زشت بود، از آن زمان من دیگر پشت سر او نماز جماعت نخواندم، از عدالت ساقط شد! و بعد هم شهید شد. من چند ماه نماز جماعت جبهه را از دست دادم چون پخته نبودم، نگاه من به گناه، انجام گناه، فرق گناه و لغزش، فرق لغزش و کبیره و صغیره، اثرات توبه، دیشبش با امشبش فرق دارد، نحوهی نگاه به زندگیِ مومن به دلیل خامی برای من جا نیفتاده بود!

» فرق پختگی و استحاله در چیست؟
امروز که پخته شده ام اگر کسی بدترین گناه را هم بکند اصلا من جا نمیخورم، فردا ان شاء الله توبه میکند و تمام! این پختگی میشود. اما یک معنای دیگری هم وجود دارد که برخی اسم آن را پختگی میگذارند، که در اصل استحاله است! یعنی فرد در زمان خامی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته، الان آمریکا را به عنوان امپریالیسم اصلا قبول ندارد!

طرف بخاطر یک گناه کوچک آبروی دیگری را در کشور برده، امروز اعتقاد دارد که اصلا گناهی وجود ندارد! و پشیمان از گذشته ی خودش که چه کارهایی میکردیم و چقدر حساس بودیم. بین پختگی و استحاله تفاوت است. برخی انسان ها اسم استحاله (انقلاب عقیدتیِ درونی) خودشان را پختگی میگذارند و اسم کسانی که بیست سال است بر روی عقاید خود مانده اند و پخته شده اند را جمود میگذارند!!

ما میگوییم در دهه 60 توحید، نوبت، امامت و معادی داشتیم که امروز هم همان ها را داریم. مخصوصا برادرها و خواهرهایی که تازه به دانشگاه ورود پیدا کرده اند، سریع استحاله خود را به پای علم و باز شدن دیدشان نسبت به دین میگذارند. هرچقدر هم دید ما باز شود، خدا یکی است و حرف خدا حقیقت مطلق است. هرچقدر دید ما باز شود، چارچوب منطقی دین اسلام برای کسی که دیدش حتی 180 درجه هم باز شود، حرف برای گفتن دارد.

8- زدودن حساسیت های فقهی که غرب اسم آن را اتوریتی گذاشته است.
اتوریتی یعنی نفیِ هرگونه قداست از هرچیزی. مقدس، در عالم وجود ندارد. میگویند تجربه ی شخصی عیسی با خدا به صورت نوشتار آمده و انجیل شده است. دلیل هم برای آن می آورند و گاهی دلیل های خیلی زیبایی هم می آورند. اعتقاد دارند که قرآن تجربه شخصیِ پیغمبر است و قداستی ندارد، کلام خدا قداستی ندارد. اصلا از اصول اسلام دهری، قداستی در عالم وجود ندارد. چرا؟ چون برخی از مقدسین، کارشان اشکال دارد.

وقتی میگوییم یک کتاب منطق صوری 60 صفحه ای را مطالعه کنید که بدانید فرق سفسطه و مغلطه چیست؟ صغری، کبری و نتیجه یعنی چه؟ قاعده ی منطقیِ عقیم یعنی چه؟ سوء استفاده از جهل مستمعین یعنی چه؟ به همین خاطر است!

» قداست در رفتار، اعمال و گفتار آدم ها توزیع میشود و موردی است!

مقدسین به اندازه مقدس بودنشان تقدس دارند، به اندازه ای هم که مقدس نیستند، نقد میشوند. آیت الله العظمی فلانی که مرجع تقلید هم هست، فلان حرف را زد که اشکال دارد، فقط به اندازه همان حرف نقدش کن. مگر قداست در رفتار، اعمال و گفتار آدم ها توزیع میشود که شما با یک خطا قداست کسی برایتان از بین برود؟ قداست موردی است. آدمیست که چشمش مقدس است، کس دیگری زبانش مقدس است و دیگری اقتصاد زندگیاش.

مقدسین کسانی هستند که قسمت های مختلفی از زندگیشان، دارای درجاتی از تقدس است. این فرد ممکن است مرجع تقلید هم باشد، عصبانی شود و غضب کند، ما به اندازه ی غضبش او را مقدس نمیدانیم. تقدسش که به طور کلی از بین نمی رود! اشتباهات علماء و مقدسین را بزرگ میکنند و میگویند دیدید دین مقدس نیست؟! در پاسخ باید گفت اگر این فرد فاسد هم باشد، خودش فاسد است نه دین! برخی افراد تمام تلاششان را میکنند که افراد مقدس را زمین بزنند، تا تقدس دینی زمین بخورد.

- اوتوریتی میگوید: عقل بشریت کفایت میکند و به مرجعیت نیازی نداریم! و جالب این است که فقط نیاز مرجعیت را در دین رد میکنند، نه در ریاضی و نجوم و بقیه علوم!

» نیاز به مرجعیت، یک امر عقلی است.
نیاز به مرجعیت یک امر عقلی در همه چیز است! حتی در رانندگی، راه رفتن و ... اگر انسان مادری نداشت که دست او را بگیرد و قدم برداشتن را به او یاد دهد، راه رفتن را یاد نمیگیرد. بعد چه اتفاقی میافتد؟ زیرآبِ رجوع زده میشود. می گویند خودت فکر کن تا به نتیجه برسی. خودت قرآن را بخوان، خودت تصمیم بگیر، رجوع نکن و ...خود قرآن کفایت میکند! درحالیکه خود قرآن گفته است: "اَطيعُوا اللَّهَ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ و اُولی الامْرِ مِنْکُم"، من به تنهایی کفایت نمیکنم، روایات را بخوانید، بعد سراغ اولی الامر و رسول خدا هم بروید! این حرف قرآن است.

» بزرگترین ضعف دموکراسی چیست؟
در اسلام رحمانی به اینجا میرسیم که قانون الهی وجود ندارد و برای اداره حکومت قانون دموکراسی است. یعنی چه؟ یعنی هرچه رأی مردم بود را قبول میکنیم و از نظرش این درست است. چرا؟ چون فکر میکند رأی می آورد، بعد که رأی نمی آورد شاکی میشود که رأی مردم حجت نیست. افراد چون فکر میکنند رأی مردم مانند رأی خودشان است، موافقِ رأی گیری میشوند. مشکل دموکراسی این است که مردم به دموکراسی راضی میشوند، زیرا به آن ها میگوید هرچه تو بگویی میشود و وقتی دموکراسی اتفاق می افتد آنگونه که باید میشد، نمیشود و هرچه مردم بگویند نیست!

» ما وقتی یک نتیجه را دوست داریم که رأیِ خودمان باشد!
وقتی انتخابات در ایتالیا به زیر 22% میرسد و مردم شرکت نمیکنند، نشان میدهد که در این سال ها مردم از دموکراسی خیری ندیده اند و راضی نیستند و در زمان تصویب این دموکراسی فکر میکرده اند که دنیا به کامشان میچرخد. ما وقتی یک نتیجه را دوست داریم که رأیِ خودمان باشد! اسلام دهری میگوید قانون الهی را کنار بگذار و رأی مردم را تمکین کن. ما در این دموکراسی ها همیشه یک اکثریت نیمه راضی داریم و یک اقلیت ناراضی، اما وقتی میگوییم "الله اکبر" یک اکثریت مطلقی داریم که در پیشگاهِ رأی خدا حاضرند هم اطاعت کنند، هم راضی باشند و لذت ببرند، چشمشان هم به آخرت است.

تنها ضعف دموکراسی که در هیچ کجا هم نگفته اند همین توضیحی است که بنده خدمتتان عرض کردم. دموکراسی مردم را راضی میکند به دموکرات بودن چون این توهم را به آن ها میدهد که رأیِ خودت است و بعد، مردم میفهمند که اصلا اینگونه نیست و اختلاف آراء بسیار زیاد است.

ما میگوییم قانون الهی برای حکومت سرجایِ خودش است، اما اسلام دهری میگوید حکومت نباید قوانین الهی را بر مردم تحمیل کند، بگذارید مردم خوشان انتخاب کنند.

+ در ادامه بحث، مقدمه ای برای فردا شب که موضوع آن توبه و کثرت است را خدمتتان عرض میکنم.
» اسلام، دین رحمت و تکلیف است.
- در دین اسلام چندین افتخار خیلی بزرگ داریم، یکی از آن ها این است که معجزه ی ما سخن یعنی قرآن و کلام خداست، که همیشه ماندگارست.

- دیگر اینکه از صدر اسلام تا الان طبق تاریخ اسلام، هیچگاه و برای هیچ جنگی دست به شمشیر نبرده است. در طول تاریخ اسلام هیچگاه، برای عقیده جنگ نکرده است که بگوید شمشیر میکشم که عقیده ی من را قبول کنی! تمام روایت های شیعه و سنی را هم بررسی کنید به این حرف میرسید. البته اسلام واقعی، نه اسلام داعش و صدام و ...

» چرا ابا عبد الله(ع) به لشکر دشمن شبیخون نزد؟!
اگر لشکریان امام حسین(ع) اذن پیدا میکردند که شبانه به لشکر دشمن حمله کنند که تمام آن ها را نابود میکردند، آیه قرآن هم داریم که میگوید: "مکروا و مکرالله "، مکر در جنگ از واجبات است. اما بدلیل اینکه آقا اباعبدالله(ع) بگوید من جنگ را شروع نمیکنم، صبحِ عاشورا هم منتظر اولین تیر عمر سعد(لعنت الله علیه) بود.

حضرت آقا(حفظه الله) هم چند مدت پیش چنین صحبتی داشتند که، ما هیچگاه جنگی را شروع نکرده ایم، ما گزینه اسلحه را روی میز نمیگذاریم و با آن به مذاکره بپردازیم! اما بعد که شروع شد اجازه نمیدهیم به سادگی تمام شود. مسلمان سرش کلاه نمی رود!

اسلام خیلی خیلی بیشتر از دین های الهیِ دیگر، دین رحمت است. نمونه آیات و روایات و کردار بزرگان و ائمه ما در هیچ دین دیگری پیدا نمیشود. پیامبر اکرم(ص) پیامبری است که با بسم الله الرحمن الرحیم رسالت خود را شروع کرده. مبنای تمام روایاتی که اسلام از خدا میگوید، همه رحمت است.

بحث دیگر این است که صحبت های مفصلی راجع به رحمت و عذاب در کتاب های دینی، اخلاقی، کلام و ...  شده که رحمت چیست؟ عذاب چیست؟ همه این ها تعریف شده و هیچ کس نمیتواند بگوید در طول این هزار و چهارصد سال اسلامی را معرفی کرده اید که غضب بر رحمت پیشی گرفته است. و اگر هم کسی چنین حرفی زده، اشتباه کرده است.

قضیه ی شیخ حسن و سید علی را قبلا برایتان گفته ام که این ها هر دو در قم منبر میرفتند و مخالف عقیدتی - کلامی بودند. شیخ حسن بشدت عذابی بود و آیات عذابی را برای مردم شرح میداد، سید علی خیلی رحمتی بود. یک زمانی میزبانی هر دوی این ها را برای منبر دعوت کرد. اول، منبر عذابی بود و مفصل راجع به آیات عذاب برای مردم شرح داد. دید سید علی وارد شد و گفت این میخواهد از رحمت بگوید، والسلام آخر را داد و گفت: مردم بدانید قیامت وجود دارد، جبرئیل می آید، عزرائیل داریم، قیر و عقرب و ... همه را داریم و خداوند قسم خورده که جهنم را از کافر پر میکند اگر بعضی ها این بالا نیایند و صحبت های من را خراب کنند!

هرجا و هرکس خارج از موازنه، عذاب را به رختان کشید، بدانید که اشتباه است. مثلا بگوید صد سال عبادت کرده ای و به خاطر یک گناه به جهنم می روی. تمام عاقبت به شَری ها هم وزن دارد. در شَر عاقبتش تمام شد، اما وزن دارد. جمله ای که مقام معظم رهبری(مد ظله) در رحلت آقای منتظری فرمودند این بود: امیدوارم خداوند این همه مجاهدت را بر این خطوات آخر عمرشان ببخشد( نقل به مضمون). پس همه چیز وزن دارد. باتوجه به صحبت های دیشب، چیزی که درست است این است که اسلام دین رحمت و دین تکلیف است.

- "ما خلقت الجن و الانس الا یعبدون "، دین آمده است که ما را عبد بار بیاورد، یعنی باید یک تکلیفی را بر دوش فرد بگذارد وگرنه اسلام رحمتی، انسان باش و مهربان باش و ... چیز خاصی نیست. به والله ما انسان هستیم و مهر داریم! حتی در اوج جنگیدن هم، عطوفت داشتیم. امیرالمومنین(ع) در بالای سر کشته های خوارج گریه کردند!

» بزرگترین صدمه ای که امام حسین(ع) در روز عاشورا خورد، چه بود؟!
مرحوم شاه آبادی میفرمایند: بزرگترین صدمه ای که امام حسین(ع) خورد این بود که منِ حسین، نوه ی پیغمبر، نوه ی رحمت العالمین، من کسی که اوجِ رأفت هستم، منِ حسین را به جایی رساندند که مجبور شوم شمشیر بکشم و آدم بکشم!
این اسلام است! حالا بروید قهرمانان جنگ های صلیبی را خاطراتشان بخوانید و با خاطرات قهرمانان ما مقایسه کنید.



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات