برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




دوشنبه 11 آبان 1394 نسخه چاپی
متن سخنرانی‌اتحاد عوالم الهی - قسمت نهم - اثرات کثرت بر سبک زندگی ما
اسلام می گوید نان خودت را بخور، حرف خودت را هم بزن. در سیستم اسلامی باید نان خودت را بخوری تا بتوانی حرف خودت را بزنی، اگر نان دیگری را بخوری باید حرف دیگری را بزنی، وگرنه به تو نان نمی دهد!

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: اتحاد عوالم الهی - قسمت نهم
اثرات کثرت بر سبک زندگی ما "1"
محرم الحرام 1394


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده است:
- موحد در مقابل کثرت های دنیا هیچ وقت ناامید نمی شود!
- اثرات کثرت بر سبک زندگی ما.
- اولین مشکل سبک زندگی ما کثرت اعتقادی است.
- هرگاه اختلافات دینی به تنازع تبدیل شد، قرآن کریم چه می فرماید؟
-  دشمن نژاد پرستی راه می اندازد!
- عرب ستیزی به چه معناست؟
- انسان عاقل، انسان ها را چگونه می سنجد؟
- انسان های غایت گرا.
- آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟!
- چرا مسلم بن عقیل با وجود فراهم بودن شرایط، ابن زیاد را نکشت؟!
- پول خواهی، خودخواهی، ظاهری زیبا و متظاهرانه!
- خصوصیات جامعه ی تکثرگرا!
- چرا فرزندان بعد ما یاد می گیرند که دینداری یعنی تظاهر و تذکر؟!
ـ‌ ادب در بحران.
- تجمل گرایی، تبرج و مصرف گرایی.                           
- خود را فدای وسیله ها نکنید!
- سیستم غرب و اسلام در باب مصرف چه می گوید؟
- ضعف سیستم تکثرگرایانه.
- وظیفه تولید کننده داخلی در بحث تولید چیست؟
- وظیفه ما در بحث خرید اجناس چیست؟
- آمار 6 ماه واردات اخیر ما از چین!
- عموی ما عباس(ع) لقب باب الحوائج را دوست داشت!


با توجه به اینکه شب های تاسوعا و عاشورا شلوغ تر هست، مباحث اسن دو شب را مقداری اجتماعی تر بیان می کنیم.

» موحد در مقابل کثرت های دنیا هیچ وقت ناامید نمی شود!

یک مقدمه لازم است که آن را هم عرض کرده ایم، تمام مشکلات بشریت از شرک و دور شدن از توحید است و دعوای بین ما و شیطان، دعوای کثرت و وحدت است. یعنی ما به این قائل هستیم که یک موحد توانی را از خداوند احد می گیرد که در مقابل کثرت های دنیا هیچ وقت نه ناامید می شود، نه اهل طمع، نه اهل خطا و نه اهل یأس! کارش را می کند و زندگی اش را انجام می دهد.
بحث این دو شب اثرات کثرت بر سبک زندگی ماست که این بحث مفهوم مخالف دارد، یعنی وقتی اثرات کثرت را می گوییم، حتماً محسنات وحدت برای انسان کاملاً روشن و آغاز  می شود.

+ اثرات کثرت بر سبک زندگی ما:
» اولین مشکل سبک زندگی ما، کثرت اعتقادی است.
- "قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّه".
قرآن کریم اولین مشکل سبک زندگی ما را کثرت اعتقادی می داند. برخی اوقات، مردم برای اعتقادات خود به جان هم می افتند که در طول تاریخ هم وجود داشته، یعنی از زمان هابیل و قابیل. دعوای اولیه ی هابیل و قابیل اعتقادی بود. چون قربانی هابیل معتقدانه تر بود، قابیل حسادت کرد! یعنی حسادت قابیل به محبوبیت هابیل نزد حضرت آدم(علیه السلام) و  خدا بود.

ما یک سری اعتقادات داریم که پافشاری بر آن هیچ اشکالی ندارد، اشکال اینجاست که اعتقادات ما باعث تکفیر دیگران، لعن، فحش، ناسزا و آخرش جنگ بشود، چون آدم ها در برابر فحش تا یک نقطه ای می توانند مقاومت کنند، بعد به زدن دست می برند. یعنی یک بار، دوبار، سه بار فحش بدهیم، آخرش زد و خورد می شود. این یعنی لطمه! لطمه در رده ی بالا یعنی همین جنایت هایی که در حال اتفاق افتادن است.

یک زمانی فرقی نمی کرد چه کسی شیعه، و چه کسی سنی است. در زمان های اخیر، مثل زمان حافظ، در این خط ها نبودند که یک عده آمدند و بین سنی و شیعه یک خط مرزی پر رنگ کشیدند و شصت کتاب را هم به آن ضمیمه کردند، یک دعوای سنگین انگلیسی را صد سال، دویست سال پیش راه انداختند! حداکثرش بعد از صفویه می شود، اتفاقی که افتاد این بود: ما در این مدت علمدارهای زیادی داشته ایم که وسط دعوا گفته اند: این دعواها شرعی، قرآنی و قانونی نیست!

مشهورترین آن ها حضرت آیت الله عظمی بروجردی(ره)،و بعد شاگرد ایشان حضرت امام(ره) و بعد شاگرد حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری(مد ظله) بوده اند که صحبت های خیلی زیادی کرده اند که دعوای بین شیعه و سنی دیگر مناظره علمی نیست، دارند به هم توهین می کنند و این توهین به جنگ ختم می شود! دشمن یکی از این دو گروه را قانع می کند که بر علیه دیگری شمشیر بکشد، تا جایی که الان به وهابیتِ تکفیریِ بدخیم، داعش و غیره و غیره رسیده است.

اکنون که به این نتیجه رسیده ایم که دعوای بین ما و اهل سنت مناظره ی علمی نیست، یعنی علماء با هم بحث نمی کنند و به فشارهای عصبی و نزاع تبدیل می شود، وظیفه ما چیست؟ این دعوا و لعن ریشه ی صد ساله دارد، باید برای وحدت مبنا سازی بشود، نه اینکه بگوییم لعن نکنید، فحش ندهید.

اگر لعن هم نکنیم، می گویند دارند تقیه می کنند، در دلشان این نیست! هنوز کسی این موضوع را روشن نکرده که قطعاً حرام است. نه اینکه در دلم تقیه می کنم، نظر من این است. ده، دوازده سال قبل در استان ما یک اتفاقی افتاد که برادرهای اهل سنت شاکی شدند. آشیخ حسین انصاریان که خدا حفظشان کند، در یک شهرستان منبر رفتند و گفتند: از نظر دین و فقه ما (یعنی مراجع دارند می گویند)، توهین به بزرگان اهل سنت حرام است! بر علیه ایشان ده هزار شب نامه زدند که کوتاه آمده، عمری شده، قاتل حضرت زهرا(سلام الله علیها) را تعظیم می کند!

اصلاً درک نمی کنند که هر اتفاقی هزار و چهارصد سال پیش افتاد، اکنون وقت بررسی آن نیست، شد شد، نشد نشد، اکنون وقت بررسی نیست. بحث فقهی است، به نظرتان نماز را اینگونه بخوانیم بهتر نیست؟ شما روایتتان چه چیزی است؟ به این نتیجه می رسیم که حکم، فتوای مرجع است. فتوای حضرت امام(ره) این است که پشت سر عالم اهل سنت می توان نماز خواند، در هر مکانی که باشید می توانید بخوانید. در نماز دست خود را می بندند، بسم الله را بلند نمی گویند، آمین می گویند که از نظر فقه ما نمازشان باطل است ولی می گویند در هر مکانی می توانید پشت سر آن ها نماز بخوانید، نه فقط در مکه و مدینه!

خیلی از علمای اهل سنت هم، همین نظریه ی فقهی را دارند. اینکه بعضی مواقع می بینید آن ها نمی آیند، به دلیل اینکه بعضی از علمای ما هم، این فتوا را نمی دهند. جلوتر که می رویم می بینیم بعضی وقت ها اختلافات بین خود شیعه، تکفیری تر از اختلافات بین ما و فرض کنیم اهل سنت و مسیحیت و غیره است، اختلافات خود اهل سنت هم، گاهی تکفیری تر از این حرف هاست.

» هرگاه اختلافات دینی به تنازع تبدیل شد، قرآن کریم چه می فرماید؟

حضرت آقا(حفظه الله) راجع به تکفیری ها فرمودند: دو لبه دارد؛ شیعه تکفیری، سنی تکفیری. شیعیانی که بعضی از شیعیان دیگر را تکفیر می کنند و می گویند این ها کافر، خائن و با قاتل حضرت زهرا(سلام الله علیها) همدست هستند! لذا هرگاه اختلافات دینی به تنازع تبدیل شد، قرآن کریم می فرماید بگویید: شما به دین خودتان، ما هم به دین خودمان، تمام شد رفت. "تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ"، اختلاف ها را رها کن. "سَوَاء بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ"، اگر الله را قبول دارید کنار هم قرار بگیرید. مسیحی، یهودی، زرتشتی اگر خدا را قبول دارید کنار همدیگر قرار بگیرید. اگر در اختلافاتمان، در یک مناظره ی علمی به نتیجه می رسیم، می نشینیم و صحبت می کنیم، اما اگر به نتیجه نمی رسیم، زندگیمان را می کنیم و حق دعوا کردن نداریم!

» دشمن نژاد پرستی راه می اندازد!
گاهی اوقات غیر از اینکه اختلافات بین شیعه و سنی بوجود می آید، دشمن در خلال آن اختلافات نژادی را هم به راه می اندازد. خدا آل سعود را لعنت کند، آل سعود جانی تر از صهیونیست ها هستند! شکنجه هایی که طلبه های مدارس آل سعود در سیستم های النصره و داعش و جیش الاسلام و جیش الفتح دارند می دهند، صهیونیست ها نمی دهند! جنایت هایی که این ها می کنند، صهیونیست ها نمی کنند و همه هم قبول داریم.

اَخبَثُ خَلقِ الله، خبیث ترین خلق الله همین آل سعود و تکفیری ها هستند و در این بحثی نیست. فاجعه ای مثل منا اتفاق می افتد، اما آل سعود به معنای اعراب هستند؟! موج های عرب ستیزی راه می افتد که درد این موج ها را می فهمیم چیست! چرا وقتی که غربی ها جنایت می کنند، از نسل غرب متنفر نمی شوند و اعلام نمی کنند؟! فقط وقتی عرب های آل سعود یک جنایتی می کنند، پای کار می آیند! درد این ها پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است.

» عرب ستیزی به چه معناست؟

عرب ستیزی یعنی پیغمبر ستیزی. عرب ستیزی یعنی اسلام ستیزی. عرب ستیزی یعنی انسان ستیزی چون در قاموس انسانیت، بین انسان ها اختلاف نیست؛ عرب، عجم، ترک، لر، بلوچ، غربی، شرقی، چینی، اروپایی، بین ما هیچ فرقی نیست، چرا که "انَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم"، هر کس سالمتر است، بهتر است. جنایتکارهایی در اعراب پیدا می شود، جنایتکارهایی در فارس ها پیدا می شود، در ترک ها، در اروپایی ها، در چشم بادامی های جنوب شرقی آسیا هم پیدا می شود. همه جا جنایتکار پیدا می شود، آدم خوب هم پیدا می شود، این ها دردشان اسلام است!

» انسان عاقل، انسان ها را چگونه می سنجد؟

چطور وقتی آمریکا جنایت می کند، پای کار نمی آیند و نمی گویند مرده شور هر چه آمریکایی است را ببرند؟! این جمله هم اشتباه است. یعنی چه مرده شور هر چه آمریکایی است را ببرند؟ آمریکا هم "انَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم" دارد. نژاد پرستی و نژاد ستیزی علامت بی عقلی است. انسان عاقل، انسان ها را با رفتارشان می سنجد، نه با نژادشان!

اکنون در قرن بیستم هستیم، اما این حرف ها را قرن دومی ها هم می دانستند. عرب ستیزی، آمریکایی ستیزی، اروپایی ستیزی، فارس ستیزی، ترک ستیزی، لر ستیزی یعنی چه؟ این حرف ها چیست؟ این ها عقلانی نیست! البته  این ها با هیچ کسی (آمریکایی و غربی و چینی و روسی و ژاپنی و فارس) ستیز ندارند، فقط با اعراب ستیز دارند! به عرب که می رسند غیرتی می شوند، چرا؟ چون از امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) و از آقا رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) چوبی خورده اند که نمی توانند سرشان را بالا کنند! این ها ادامه همان صهیونیست های اسرائیل هستند و از اسلام ضربه خورده اند.

» انسان های غایت گرا.
یکی دیگر از اثرات تکثر بر سبک زندگی، این است که انسان ها غایت گرا بشوند. غایت گرایی یک مکتب است که می گویند ما هدف را می بینیم و مجاز هستیم از هر وسیله ای اعم از شرعی و غیر شرعی، انسانی و غیر انسانی را برای رسیدن به هدف استفاده کنیم.

» آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟!

جمله ای که مجاهدین خلق می گفتند این بود: هدف، وسیله را توجیه می کند. این جمله از سخنان مسعود رجوی است که البته این جمله هم از خود او نیست و از ادبیات مارکسیستی گرفته. ما می گوییم این چنین نیست؛ یعنی برای رسیدن به یک هدف، مجاز نیستیم از هر مسیری حرکت کنیم.

اینکه رهبر مملکت فتوا می دهند ما دنبال بمب هسته ای نیستیم یا در خاطرات سردار همدانی در سوریه که می گوید وقتی می خواهید بجنگید، طوری بجنگید که از هر دو طرف کمتر کشته شود، به این مسئله بر می گردد.

» چرا مسلم بن عقیل با وجود فراهم بودن شرایط، ابن زیاد را نکشت؟!
تروریسمی که ما به خاطرش حسین ابن علی(علیه‌السّلام) و هفتاد و دو نفر و هشتاد و چهار زن و بچه را به تیغ دشمن دادیم، به این خاطر بود که مسلم ابن عقیل اعتقاد نداشت که تروریست شرعی است، ابن زیاد را از پشت پرده نزد! امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) اعتقاد نداشت که قبل از جنایت می شود یک جانی را کشت! ابن ملجم خودش به امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) گفت: اگر می بینی من دشمن و قاتل شما می شوم، همین امروز من را بکش، آقا فرمودند: ما نمی توانیم جانی را قبل از جنایت تأدیب کنیم!

هزار و چهارصد سال است که چوب وابستگی به اصول اخلاقی را می خوریم، در بحث تروریست، در بحث هسته ای و...، اخلاقی زیستن اجازه نمی دهد به اهداف نگاه کنیم و وسیله را توجیه کنیم! مثلا بنده امشب یک خاطره از شفا دادن حضرت عباس(علیه‌السّلام) برای شما نقل کنم، ضمناً می توانم این خاطره را از قبل جعل کرده باشم، یعنی بروم بسازم! یک خاطره خیلی قشنگ، کسی هم پیگیری نمی کند که ما از کجا آورده ایم! اصلاً کسی دوست دارد پیگیری کند، برود پیگیری کند، می گویم شنیده ام! نفری نیم لیتر هم گریه کنید.

ما معتقدیم با دروغ به عنوان یک وسیله نمی شود به هدف پاک یعنی اشک ریختن، تحول، توبه و انقلاب رسید. ولو گریه کنند، این گریه به درد نمی خورد و این مجلس هیچ سودی ندارد. چرا؟ چون وسیله، وسیله ی غیر شرعی است. هدف وسیله را توجیه نمی کند و الان هم داستان ما همین است یعنی اصلاً تروریسم را از نظر شرعی، قانونی و اخلاقی قبول نداریم، ما معتقدیم ترور کار زیبایی نیست! هنوز که هنوز است خیلی از علمای اخلاق و حتی رهبران سیاسی ما، برخی از ترورهای قبل از انقلاب را قبول ندارند.

حضرت امام(ره) با سیستم ترور انقلاب نکرد که برود بزرگان مملکت را بزند! با مشت انقلاب فرهنگی کرد، مقابل توپ ایستاد و گفت: باید فرهنگ عوض بشود. ما در مملکت خودمان بدهایمان را ترور نمی کنیم، برویم در جهان بگردیم هر کس با ما مخالف است را ترور کنیم؟! ترور جزء مسائلی نیست که از نظر شرعی برای ما توجیه داشته باشد. ضمن اینکه یک پادشاهی در مملکتی کسی را کشته یا در ایران قبل از انقلاب آدمی را کشته اند، از نظر شرعی اگر حکم شرعی پشت آن باشد، ما اخلاقی نمی دانیم، نه اینکه شرعی ندانیم و برای آن اقدام نمی کنیم، کما اینکه اگر مسلم ابن عقیل هم حمله می کرد و ابن زیاد را می کشت، از نظر اخلاقی اشتباه کرده بود.

» پول خواهی، خودخواهی، ظاهری زیبا و متظاهرانه!

قسمت بعدی، پول خواهی و خودخواهی و ظاهری زیبا و متظاهرانه است، و قصدشان از ایجاد خودخواهی، استتار است.
متکثرگرایان کسانی هستند که به شدت طرفدار خود و پول، پول به عنوان مظهر دنیا هستند. ولی یک ظاهر و رنگ و لعاب متظاهرانه زیبا برای آن می سازند. به عنوان مثال، پول را به منظور توسعه دادن می خواهم. مثلاً طرف یک خانه به قیمت پانزده میلیارد دارد که یک حسینیه هم زیر آن ساخته، بعد فکر می کند چون پانزده میلیارد هزینه کرده، تمام است. به این داستان ورود پیدا نمی کنم، اما شخصاً این حسینیه را  قبول ندارم، حکم شرعی نیست، نه خوب نه بد است، نه مکروه، نه مستحب و نه حرام است، اما این مدل زندگی با زندگی که از امیرالمومنین(علیه‌السّلام) و حسین(علیه‌السّلام) و سیستم ابوذر دیده ایم، همخوانی ندارد!

در این سیستم ظاهر را ردیف می کنند. در بحث خودخواهی، برای خودخواهیِ خود ظواهر را می چیند، چون اهل وحدت نیست و شرک دارد، گمان می برد می تواند نقاط ناپسندِ (نگفتم حرام) زندگیِ خود را با یک رنگ و لعاب متظاهرانه، خوب جلوه بدهد!

» جایگاه ادب.
این قسمت را خیلی بیشتر دقت کنید. ادای ادب را در می آورند. دائماً در حال تذکرات اخلاقی، انسانی، مهر و مهربانی و عطوفت هستند. در یکی از جلسات، فردی که خیلی اهل انسانیتع عطوفت، رحم و مروت بود گفت: اسم مرگ را در برابر من نیاورید، با من فقط از حیات بگویید، مثلا مرگ بر یزید و عمر سعد و آمریکا نگویید.

یکی از دوستان خطاب به ایشان گفت: اگر قاتل پسرت باشد، چنین چیزی می گویی؟! چون از دشمن لطمه نخورده ای، آرزوی مرگ برای هیچ کس نداری. انسانیت ما بیشتر برای بقیه گل می کند، به خودمان که می رسد قواعد انسانی در ما خیلی حاکم نیست، بیشتر برای بقیه منبر می رویم.

» خصوصیات جامعه ی تکثرگرا!

انسان باشید، اهل انسانیت، رحم، عطوفت و مروت باشید، اما به خودمان که می رسد چگونه هستیم؟؟ جامعه ی تکثرگرایانه، جامعه ایست که مملو از ادبیات منظم، تمیز و نظافت ظاهری است اما در افعال و رفتار شخص، کوچکترین نمودی ندارد! آن پدر و مادری که برای "تو" گفتن به فرزند خود تذکر می دهند که: "تو" نه، "شما". خودت همینگونه حرف می زنی؟! چنان در مقابل فرزند خود مقدس بازی در می آورند که تو نه شما، بعد این بچه تا مدتی با خود فکر می کند که پدر و مادرش اسطوره های ادب هستند، اما کم کم که بزرگ می شود می بیند دهن پدر که باز می شود دُرّ و گوهر بیرون می آید!! وقتی مادرم صحبت می کرد آنقدر عفیف بود که فکر می کردم جلد دوم مریم مقدس است! اما وقتی عصبانی می شود، دیگر بحث ادب نیست و متوجه می شود که پدر و مادرش فقط برای او منبر می روند، اما در عمل از ادب خبری نیست!

جامعه ای که در آن تکثرگرایی باشد، انسان ها اصلاً نمی دانند که این همه وعظ، خطابه، منبر و دائم نصیحت کردن و این همه شعارهای متمدنانه که باید فلان بود، به قول امام صادق(علیه‌السّلام) نود درصد خیلی از این موعظه ها در سبک زندگی خودشان تاثیر ندارد!

طرف جیبش را تکان بدهد، یک شهری را نجات داده، اما فقط در حال ریختن اشک تمساح برای فقرا است. این سیستم متظاهرانه ی انسان نما که از بالا در حال نشأت گرفتن است،  یعنی از رأس سازمان ملل شروع می شود که به مردم یاد می دهند ادب، انسانیت و دیانت را توصیه کنید، صد روایت از خدا و پیغمبر برای ساکت کردن و بستن دهان دیگران به یاد داشته باشید، نه برای خودتان!

» اگر یک بار غضبناک بشوم، یک ماه روزه می گیرم!

یک مرجع بزرگوار از غضب روایت می گوید، با خود شرط می کند که یکسال حق ندارم غضبناک بشوم، اگر یک بار غضبناک بشوم، یک ماه روزه می گیرم!

طلبه ایشان می گوید آقای بروجردی را امتحان کردم، مدام گیر دادم و بی ادبی کردم تا ایشان غضبناک شدند، بعد هر چه توضیح دادم که رفتار من عمدی بوده، می خواستم میزان مقاومت شما را ببینم، ایشان نپذیرفتند و گفتند: چه عمدی، چه غیر عمدی، من غضبناک شده ام و باید یک ماه روزه بگیرم! پیرمرد هشتاد ساله یک ماه روز گرفت! بعد میگویند چرا مانند بروجردی در جامعه نیست، باور کنید به علم بروجردی زیاد داریم، به عمل بروجردی کم داریم!!

» چرا فرزندان بعد ما یاد می گیرند که دینداری یعنی تظاهر و تذکر؟
الحمدلله اکنون علم ها  از نظر علمی خیلی بالاست، اما از لحاظ عمل خیلی پایین است! نگاه می کنیم انجوی چهل و پنج دقیقه صحبت می کند، از چهل و پنج دقیقه توقع داریم نیم ساعت از سخنرانی را خودش عمل کند، نه پنج ثانیه از آن را نتواند عمل کند. قرار نیست هر کسی هر صحبتی کرد بتواند صددرصد عمل کند، ولی توقع ما این است: کسی که حرف می زند، مواعظش در زندگی خودش تاثیر بگذارد.

یک درصد زیادی از نگاه بچه ها به پدر و مادرها این است، حتماً بچه درک می کند که پدر و مادر نمی توانند امام معصوم باشند، اما توقع دارند که موعظه هایی که می کنند در زندگی خودشان کاربرد داشته باشد. انیمیشنش را ساخته بودند، بچه در ماشین نشسته بود، مادر رانندگی می کرد، مادر جمله ای به کار برد که به سبب آن، فرزند در ذهن خود گفت عجب مادر مؤدبی. چند دقیقه بعد سر پیچ مادر شیشه را پایین داد و به راننده ی کناری ناسزا گفت! بچه در این تناقض می ماند. فرزندان نسل بعد ما یاد می گیرند که دینداری یعنی تظاهر و تذکر!

خیلی وقت ها ما بخواهیم با هم خوب حرف بزنیم شش، هفت جمله ی خوب هستیم، سلام علیکم، سلام علیکم و رحمة الله، خوب هستید، قربان شما، به کار می بریم. کاش همین جا مکالمه قطع می شد! چون ما بیشتر از این نمی توانیم مؤدب باشیم. بعد شب تاسوعا همه در حسینیه های کشور جمع می شوند و می گویند خدای ادب، اباالفضل(علیه السلام)!

» ادب در بحران.
کاش همیشه ما با کت و شلوار بودیم! کاش همیشه بانوان ما با چادر و مقنعه بودند! کاش همیشه در جمع های غیر رسمی بودیم! کاش هیچ وقت خودمانی نمی شدیم! کاش هیچ وقت نزدیک نمی شدیم! چون در حال ذبح کردن حضرت ابوالفضل عباس(علیه السلام)، برای رفتاری که نمی توانیم بر آن کنترل داشته باشیم هستیم. داستان دوری از توحید همین است. ظاهر را ردیف می کنند، شریف، راستگو و وفادار باشید، درصد این موارد نمی شود صددرصد باشد اما در فرد مسلمان باید بالای شصت، هفتاد درصد باشد. صددرصد که غیر ممکن است!

بنده خدایی که با ما خیلی رفیق است، ناراحت و نگران بود، گفتم چه شده؟ گفت خدمت حضرت آقا(حفظه الله) رفتم، فلان کردم و ایشان بر من عتاب کردند و گفتند شما مقداری کار کنید. می گفت از چشمم افتاد! گفتم بیخود از چشمت افتاد، اگر در مسجد کوفه بودی خطبه امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) را می شنیدی چه اتفاقی می افتاد؟!

چه زود از چشمت افتاد! امام معصوم هم غضب دارد، سر مردم داد می زند، درصد مهم است. هفتاد و پنج درصد از زنان مراجعه کننده به سازمان های خیریه جهانی، مورد سوء استفاده قرار می گیرند! اگر به سینما یا ورزشگاه بروند، هفتاد و پنج درصد مورد سوء استفاده قرار نمی گیرند. خیریه جهانی، مرکز رسیدگی به زنان بی سرپرست و بچه های یتیم، هفتاد و پنج درصدشان شاکی هستند، این بیست و پنج درصد هم فکر کنم شاکی نیستند! چه بحران اخلاقی در جامعه ی ما در حال اتفاق افتادن است؟! چه جنایتی دارد سر انسانیت فرود می آید؟!

یک بازنگری در اخلاق و رفتارمان داشته باشیم، میزان داد من برای انسانیت، با میزان توجه من به انسانیت باید همخوانی داشته باشد. میزان داد من برای فقر، با میزان توجه من به فقر همخوانی دارد؟ چقدر برای فقر داد می زنند؟ خود شما برای فقر چه کار کرده اید؟

چهارسال است می گویم در این شهر کسی بیاید کمک کند تا مکانی برای بچه های یتیم و بی سرپرست بنا کنیم. من خودم می آیم برایشان دلقک بازی در می آورم بخندند، پنج ریال کمک نمی کنند. انسان از دیدن این همه ادعا زجر می کشد. اصلاً حقیقت جامعه ی ما، با میزان فریادهای انسانیت طلبانه ما در سطح جامعه اصلاً همخوانی و توازن ندارد. شب حضرت عباس(علیه‌السّلام) است، همه آمده اند، نشسته اند، انقدر داد نزنند، عمل کنند. به جای داد خدمت و خدمتگزاری، به جای مردم مردم گفتن ها، پای کار بیایند و عمل کنند.
هر که آمد داد و فریادی فراوان کرد و رفت /  زخم هایش را به نان و سکه درمان کرد و رفت 

» تجمل گرایی، تبرج و مصرف گرایی.                           
تجمل گرایی، تبرج و مصرف گرایی در جامعه، جزء اثرات دیگر کثرت بر سبک زندگی ماست. به این معنا که دین توصیه می کند، راحت باش و زندگی راحتی داشته باش. به اندازه درآمدت، از زندگی ات لذت ببر. اگر فردا به شما گفتند تا دیروز همیشه در اواخر ماه پول کم می آوردی، پانصد هزار تومان به حقوق شما اضافه کرده ایم که دیگر کم نیاوری، سریع مبلمان خود را عوض نکن، مقداری طعم راحتی را بچش!

» خود را فدای وسیله ها نکن!

انقدر خود را فدای وسیله ها نکن، بهینه رفتار کن! اگر امکانات زندگی ات بالا رفت، سعی کن از امکانات خود لذت ببری، نه اینکه خود امکانات را ارتقاء بدهی. انقدر هزینه هایت را بالا نبر، راحتی ات را بالا ببر.

» سیستم غرب در مصرف چه می گوید؟
- مارکسیست می گوید:
تا دیروز با پول قسطی به مشهد و شمال می رفتی، اکنون به یک وسعتی رسیده ای که می توانی بدون پول قسطی به مشهد و شمال بروی، چرا قسطی به اروپا می روی؟!! انگار شما به قسط علاقه داری! سیستمی که در جهان حاکم است سیستم مارکسیستی است. لنین می گفت نانت را بخور حرف نزن، ما کار خودمان را می کنیم!

- امپریالیست می گوید:
سیستم سوسیالیستی هم از همین صحبت شکل گرفته است. امپریالیستی می گوید نان ما را بخور سود هم دارد، در ضمن هر نانی که به تو دادیم بخور، چه بیف استراگانوف باشد، چه پیتزا و لازانیا ... نان ما را بخور، کفش و لباس ما را بپوش، چون در خوردن و پوشیدن تو، من باید سود ببرم، در ضمن حرف ما را هم تکرار کن!

- فاشیست می گوید:
فاشیست می گوید: نان نخور، حرف هم نزن! فاشیست اعتقاد دارد که اصلا چرا زنده ای؟

- اسلام می گوید:

اسلام می گوید نان خودت را بخور، حرف خودت را هم بزن. در سیستم اسلامی باید نان خودت را بخوری تا بتوانی حرف خودت را بزنی، اگر نان دیگری را بخوری باید حرف دیگری را بزنی، وگرنه به تو نان نمی دهد! از زمان اصلاح الگوی مصرف و در این چند سال اخیر در هر مناسبتی، قسمتی از صحبت های حضرت آقا(حفظه الله) تکیه بر اقتصاد مقاومتی بوده، یعنی اگر نان خودت را نخوری، نمی توانی حرف خودت رابزنی، مجبور می شوی حرف آن ها را بزنی و حرف آن ها را گوش کنی!

» ضعف سیستم تکثرگرایانه.
سیستم تکثرگرایانه باعث می شود مردم اجتماعی زندگی نکنند و خود محور باشند. خود محوری یعنی حاضر نیست در بحث تولید و خدمت و غیره برای اجتماع و جامعه کار کند.

» وظیفه تولید کننده ی داخلی در بحث تولید و ما در بحث خرید چیست؟
مثلاً عراق در حال بردن واردات از ما می باشد، تاجر عراقی اطلاعیه می دهد که جنس های نامرغوب را می فرستند! این یعنی مغز اقتصادی ندارد، برای ایران و ملیتش هم کار نمی کند و می گوید امروز اجناس را به عراق بدهم و سود کنم! فکر نمی کند که بنیان اقتصاد صادرات مملکت را دارد خراب می کند.

تولید کننده ی ما اول باید خودش را درست کند، یعنی اینکه محصولات داخلی را به سمتی ببرد که مردم به تولیدات داخلی اطمینان کنند، خود محور نباشد، ملیت محور و کشور محور باشد و بداند سود هم در کیفیت است، سود آنی را رها کند، روی کشور خود حساب کند، از این طرف من و شما  هم بخریم.

حالا یک وقتی کیفیت یک جنس داخلی مقداری پایین تر است،  بخاطر ملیت، بخاطر جامعه و اجتماع خود، از یک جایی شروع کنید. مثل همین بسترهای فرهنگی، برای تولیدات داخلی یا علی(علیه السلام) بگویید و اجناس خارجی را تحریم کنید.
تمام جبهه ملی گرای کشور، از کفش و چرم ایتالیایی، کت و ادلکن فرانسوی، ژل آمریکایی و عینک انگلیسی استفاده می کنند!!! ما که اسلام و عرب دوستیم، ملیت گرایی به خرج می دهیم.

» آمار 6 ماه واردات اخیر ما از چین:
1. دانه آفتابگردان، 40 میلیون دلار. کارخانه ما نمی تواند دانه آفتابگردان بزند؟!!
2. دستگاه کارتخوان، 35 میلیون دلار.
3. ماشین غربال، 25میلیون دلار.
4. موز سبز تازه یا خشک کرده، 24 میلیون دلار.
5. تایر خودرو، 24 میلیون دلار.
6. آنتی بیوتیک، 20 میلیون دلار.
7. چوب اره شده، 18 میلیون دلار!! یعنی نمی توانیم خاک اره درست کنیم؟!
8. گوشی تلفن همراه، 17میلیون دلار.
9. بلبیرینگ، 16 میلیون دلار.
10. شیر و لوله، 16 میلیون دلار.
11. واگن قطار، 14 میلیون دلار.
12. مجصولات فولادی، 14 میلیون دلار.
13. ماهی، 13 میلیون دلار.
14. غربیلک فرمان خودرو، 13 میلیون دلار.
15. قطعات موتور، 11 میلیون دلار.
16. قطعات منفصله خودرو، 11 میلیون دلار.
17. قطعات خاص کیسه ایمنی هوا، 11میلیون دلار.
18. فریزر، کابینت، یخجال، 10 میلیون دلار.
آیا واقعا قادر به تولید این اجناس نیستیم؟!! وقتی نخری و ورشکست شود که نمی تواند خوب بشود، باید بخری تا بتوانند جنس خوب تولید کنند.

+ مطلب آخر:
» عموی ما عباس(ع) لقب باب الحوائج را دوست داشت!
از این قبیل صحبت ها زیاد می کنیم؛ ما نباید از اهل بیت(ع) چیزی جزء عشق بخواهیم. برای امام کاری نکرده ایم و نباید توقع داشته باشیم. باید برای قربانی شدن خودمان را آماده کنیم و تلاش کنیم. عاشق نیستیم چون عاشق واقعی آن است که توقع ندارد!
اما یکی از توقعات قمر بنی هاشم(ع) این است که او را باب الحوائج بدانیم. امام صادق(ع) می فرمایند: عموی ما عباس(ع) لقب باب الحوائج را دوست داشت!

باب الحوائج یعنی دربی که برای رسیدن به حاجت می کوبیم. می خواهی توقع امام را برآورده و او را شاد کنی، یکی از خوشحالی های امامان این است که آن ها را باب الحوائج بدانیم.


آقا امام صادق(ع) فرمودند: عموی ما عباس(ع) به دلیل شرایطی که برایش اتفاق افتاد، بالاترین باب الحوائج بین ما بنی هاشم است.

این شرایط می تواند این باشد: کسی که طعم نا امیدی را چشیده، بهتر و بیشتر نا امیدی را درک می کند.

امشب خودت خیلی مشکل داری، خیلی ها مریض دارند، خیلی ها بر دلشان داغ است، حاجات امام زمان(عج)، دردمندان و فقرا و... همه، درنظرت باشد، چون سیستم قمر بنی هاشم(ع) فرق دارد!

در عراق حتی به غیر مسلمانان قسم حضرت عباس(ع) بدهی، جرأت مخالفت ندارند! خیلی روی قمر بنی هاشم(ع) حساسند! بالاخره همسایه های حرم امام علی(ع)، امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع) و عسکریین و ... از این ها تجربیات تاریخی دارند.

اسرا تعریف می کردند زمان صدام که ما را به زیارت می بردند، تنها جایی که در اسارت آزادِ آزاد بودیم این بود که در حرم حضرت عباس(ع) داخل می رفتیم. داخل که می شدیم، جرأت حرف زدن نداشتند. سینه می زدیم و گریه می کردیم ولی جرأت حرف زدن نداشتند.

آقا جان، ما آدمیم. آدم ها اینگونه اند که اگر دری را خیلی بزنند و باز نشود، کسی آن ها را فریب می دهد. امشب شب تاسوعا در کل عالمم است. شیعیان، غیر شیعیان، خیلی از مسیحیان به شما متوسل می شوند. اگر آغوشتان را باز نکنید، بهانه دست شیطان می آید و وسوسه می کند!

دردهای این بچه ها خیلی بزرگ نیست؛ ای که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد / حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد...
بالاتر اینکه، خیلی از این بچه ها، دردهای دنیا برایشان مهم نیست! ولی پول ندارند به کربلا بیایند، دلشان برای حرمت تنگ شده!



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات