برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جنگ روانی

مداح :
کربلایی سید امیر حسینی


 شنبه 4  آبان  ماه ، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




جمعه 15 آبان 1394 نسخه چاپی
متن سخنرانی‌اتحاد عوالم الهی - قسمت دهم - اثرات کثرت بر سبک زندگی ما
حسین و عزای حسین(علیه‌السّلام) آمده اند که تو خود را نبینی و محو در اجتماع شوی. اصلاً تمام این داستان برای همین بود: فدایی مردم شدن، "حَلَّت بِفِنائِک" شدن!

یالطیف
سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: اتحاد عوالم الهی - قسمت دهم
اثرات کثرت بر سبک زندگی "2"
محرم الحرام 1394


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده است:
- اثر توحید در روح و روان انسان.
- انسان مشرک دائم در اضطراب است.
- اضطراب ماحصل چیست؟
- انسان کثرت طلب، اصل را بر خوشگذرانی می گذارد.
- آفت راحت طلبی چیست؟
- نگاه خود محور، و عدم توجه به جامعه و اجتماع!
- تمام داستان این است: فدایی مردم شدن!
- دلایل ناهنجاری های اخلاقی چیست؟
- چرا باید حجاب، به میزان تقوای مردان تنظیم شود؟!
- برآیند محبت های مجازی.
- نفوذ به چه معناست؟
- مستجاب الدعوة واقعی کیست؟

بحث کثرت و وحدت را در هشت شب صحبت کردیم و بحث دیشب که اثرات کثرت بر سبک زندگی بود را به لحاظ عمومیت یافتن جلسه، اجتماعی کردیم و امشب هم همان بحث را ادامه می دهیم. تا اینجا عرض شد که انسان خوشبختی و راحتی را با هم اشتباه می گیرد، زمانی که مادیات به او می رسد به جای بهره برداری و ارتقاء کیفیت زندگی، سبک زندگی اش را تجمل گرایانه تر می کند و لذا دائم زیر بار خرج و قسط می ماند!

» اثر توحید در روح و روان انسان.
اثر توحید در روح و روان، و حتی ظاهر انسان ها مشخص است. یعنی آرامش توحیدی در رفتار، سکنات و حالات شخص مهیاست، ولو اینکه در کربلا و در کرب و بلا باشد!

سپاهیان دشمن نقل می کردند که در روز عاشورا هر چقدر میزان مصیبت وارده بر اباعبدالله الحسین(علیه‌السّلام) بیشتر می شد، ما در چهره او آرامش، خون تازه، بشاشیت و بهجت بیشتری می دیدیم! تا جایی که امام صادق(علیه‌السّلام) در روایت قدسی می فرمایند: "عَجَبَتِ الملائکة". یعنی حتی ملائکه هم متعجب شدند که این چه انسانی است؟ این اثر توحید است!

» انسان مشرک دائم در اضطراب است.
انسان مشرک دائم در اضطراب است. فردا چه می شود؟ درست می شود یا نه؟ می آید یا نمی آید؟ زندگی ام آرام است یا نیست؟ بچه ام چه می شود؟ در این جامعه اسلامی، برخلاف این همه تاکیدات رهبر معظم انقلاب(مد ظله) راجع به فرزند آوری، خیلی از بچه های مؤمن ما به جای اینکه بخواهند پدر و مادر بچه هایشان باشند، گمانشان این است که قرار است خدای بچه هایشان بشوند! برای فرزند آوردن می ترسند!

می گوید چطور روزی اش را برسانم؟ چطور او را تربیت کنم؟ قرآن می فرماید: "یا أیَّتُها المُطمَئِنَّه إرجِعی إلی رَبِّکِ ...". تربیت دست خداست، در آیه آمده: "ربِّکِ" نه "الی خالِقِکِ" و نه "الی الله"! رب به معنای مربی است. روزی هم که همه می دانیم به دست خداست. مؤمن است اما با رنگ و لعاب تقدس مئابانه،  می گوید واقعاً من دختر و پسرم را چطور حفظ کنم؟ این موارد جزء چیزهایی است که گاهی شرک را در ما ایجاد می کند. مثلا راجع به روزی، اقتصاد و سیاست و ... اضطراب دارد!

در شهر شیراز یکی از کاندیداها را می شناسم که هفته قبل از انتخابات به کربلا می رود. می گوید: از این هیاهو خوشم نمی آید، و اصلاً کاری ندارد! در اینجا این همه برای بالا رفتن جدل وجود دارد، اما امثال این فرد انقدر آرامش دارند که از نظر آن ها این چیزها اصلاً در این دنیا مهم نیست.

اغلب برادرها و خواهرهای ما وقتی به حرم امام حسین(علیه‌السّلام) می روند، به این نقطه می رسند که آرامش در اینجاست. به وحدت، عصمت و امامت نزدیک می شوند، لذا آرامش می یابند. اما چرا زمانی که به شهر برمی گردید، فراموش می کنید که مرکز آرامش در توحید است؟ چرا برای بالا و پایین دنیا انقدر خودتان و جسمی که قرار است خیلی خوب به ملک الموت تحویل بدهید را اذیت می کنید؟! این ها اثرات دور شدن از توحید است.

پس، اضطراب و دلخوری کاملا در ظاهر این افراد مشخص است. دائماً برای از دست دادن قسمت کوچکی از دنیا ناراحت می شود. اگر پنجاه هزار تومان را گم کند، به اندازه پنجاه ملیون تومان به روح و روانش ضرر می رساند. دنیا ارزش این چیزها را ندارد! حتی مادی پرستان و دنیا پرستان واقعی هم وقتی که می خواهند از دنیا لذت ببرند، دنیا را گول می زنند، او را نمی پرستند! از او سواری می گیرند، غصه مال دنیا را نمی خورند.

» اضطراب ماحصل چیست؟
اضطراب ماحصل شرک است. خیلی از اضطراب هایی که ما نسبت به مسائل زندگیمان داریم و باعث دغدغه می شوند هم، ماحصل شرک است!

مثلاً برخی برای فردا فکر می کنند، آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) می فرمایند: "عقل انسانی که به دیروز یا فردا فکر می کند کامل نیست". انسان باید به امروزش فکر کند. چون برای فردا حکمت و مصلحتی از خداوند هست که  بسیاری از مسائل را تغییر می دهد. مثلا در همین دهه بعضی از بچه ها می گفتند ان شاء الله تا محرم سال بعد مکانی پیدا خواهیم کرد، اما اگر تا محرم سال بعد مکانی پیدا نشد، می توانیم دوباره در حسینیه عاشقان ثارالله(علیه‌السّلام) مراسم بگیریم؟!! اصلا تا سال بعد چه کسی زنده و چه کسی مرده است؟ تو هستی؟ من هستم؟ امام زمان(عج) آمده؟ اصلاً سال بعد، مملکت سرجایش هست یا نه؟ پرداختن به این مسائل شرک است عزیزم، خودت را در این مسائل دخالت نده!

» انسان کثرت طلب اصل را بر خوشگذرانی می گذارد.
انسان کثرت طلب اصل را بر خوشگذرانی می گذارد، "ألهاکُمُ التّکاثُر". تکاثر، زندگی شما را لغو می کند. حتی در معنویت هم اصل را بر خوش بودن و راحت بودن می گذارد. لذا در مادیات نسلی بار می آیند که متوقع اند همه چیز برایشان ردیف باشد و چون این نسل با قناعت و خرسندی، که سه شب قدر راجع به آن صحبت کردیم، آشنایی ندارد و دهان طَمّاعش را باز کرده، هیچ کس نمی تواند این چاه وِیل را پر کند! چون نمی خواهد زحمت بکشد. اصل خودش را بر راحتی گذاشته و از طرفی هم به قول آقا اباعبدالله(علیه‌السّلام) این دنیا، دنیایی نیست که مؤمن بتواند همیشه توقع راحتی را داشته باشد.

مثلا در مسائل معنوی یک بار اتفاق خوب می افتد و مثلا به کربلا می روی، یک شب هم در موقعیت بدی قرار می گیری. یک شب زیر باران هستی و شب دیگر در سالن هستی! دنیا به همین شکل است! کم کم داریم به جایی می رسیم که برای معنویات هم حاضر نیستیم رنج بکشیم! یعنی خدا ارزش عبادتی را ندارد که آن عبادت با رنج حاصل شده باشد!

جُنِید بغدادی شبی بر در خانه معشوقه ای تا صبح به انتظار ایستاد تا از کنار پنجره یا از بام بگذرد و سایه معشوقه را ببیند، چشم از بام برنداشت، ناگهان سر بالا کرد و دید آفتاب زده و نماز صبحش قضا شده! بر سر کوبید که چقدر برای معشوقه دنیا حاضر به تحمل رنج و تَعَب هستی که خدایت را فراموش کرده ای، گریبان درید و توبه کرد و به بیابان زد!

ما برای عشق های دنیایی هزینه زیادی می دهیم و خودمان را خیلی اذیت می کنیم. برای پول زحمت می کشد، کار می کند و عرق می ریزد. برای زندگی و خانه و ازدواج و بچه و... زحمت می کشد. الحمدلله عبادت کردن خدا که خیلی راحت است، در این وادی اگر ناراحتی پیش آمد سخت نگیر! در سفر کربلا با هر کاروانی که می روی، دیگر از بد بودن هتل صحبتی نکن، زشت است! لااقل در سفر کربلا به دنبال راحتی نباش! آقای انجوی امیری تعریف می کردند که در سفر مکه و مدینه بر سر موز دعوا می شد!! مثلاً طرف با شصت و پنج سال سن بیرون می آمد و از کوچکی موز شکایت می کرد!!

» آفت راحت طلبی چیست؟

به برکت انقلاب اسلامی عبادت راحت شده، اما از طرفی هم انسان ها فراموش کرده اند که باید برای خدا مرارت بکشند! برخی زمانی که به خدا می رسند، خیلی زحمت می کشند! هم تلاش می کنند، هم صفا می کنند و اگر لطمه ای هم بخورند، لذت می برند.

اگر راحت طلبی شعار یک ملت بشود، این ملت گُرده اش کاملاً برای چکمه کسانی مناسب است که دهانش را پر کنند تا حرف نزند! یعنی ارزش های مخدوم را که شب چهارم در موردش صحبت شد، فراموش کند. ملتی که ایثار، عدالت، تواضع، فداکاری، جهاد، شهادت و... را فراموش کند، چنین ملتی آماده است، چون راحت طلب شده اند!

و حسینی کسی نیست که دنبال راحت طلبی باشد، حتی در مادیات! اگر شد الحمدلله، اما اگر هم نشد باز هم الحمدلله! حسینی کسی نیست که شب عاشورا به جای آمدن برای تسلای قلب امام زمان(عج) و عرض تسلیت به مهدی فاطمه و برای تسلای قلب حضرت زهرا و حضرت زینب(سلام الله علیهما)، در مراسم ختم امام حسین(علیه‌السّلام)، به دنبال دنیا بگردد و اگر به دست نیاورد، ناراحت شود! تو در شب عاشورا برای تسلای امام زمان(عج) آمده ای، و یا برای خرید کردن به سوپر مارکت تشریف آورده ای؟! یک شب عاشورا را حرمت بگذاریم و دنیا را فراموش کنیم! بگوییم که برای تسلای قلب مهدی فاطمه(عج) و عرض تسلیت به حضرت زهرا(سلام الله علیها)  آمده ایم! آمده ایم که شریک غم حضرت زینب(سلام الله علیها) باشیم!

زمانی که انسانی راحت طلب شود، در مراسم ختم هم برای درخواست چیزی شرکت می کند!
به قول استاد بزرگوار حضرت آیت الهم فاطمی نیا می فرمودند: باید در تولدها و شادی ها درخواست چیزی داشته باشیم، در شهادت که به قصد سر سلامتی دادن آمده ایم. فرض کنید یک نفر پدرش بمیرد، بعد از تسلیت گفتن، بگوییم در ضمن شما را به حرمت خاک پدرتان قسم می دهم یک چک ده میلیون تومانی هم لطف کنید به ما بدهید!

برادرها و خواهر ها دقت کنید، داریم بی ادبی می کنیم! چرا؟ چون راحت طلب شده ایم! امام حسین(علیه‌السّلام) را به پهلوی شکسته مادرش برای دنیا قسم ندهید، این بی ادبی است!! او را به یاد مادرش می اندازی که دلش به زخم بیفتد، تا به رحم بیفتد؟!! باید خیلی نرم تر با امامانمان برخورد کنیم! با اماممان خیلی مهربان تر باشیم، چرا که امام ما هم، امام بسیار مهربانی است. گاهی اوقات خیلی نسبت به اماممان با خشونت و بی رحمی برخورد می کنیم.

در کربلای دو شاهد بودم که طرف به زمین افتاده بود و سمت راست قلبش با ترکش پاره شده بود، حتی مقداری از قلبش دیده می شد. داشت جان می داد، دستش را به خونش کشید، بلند کرد و حسین(علیه‌السّلام) را به خون خودش قسم داد و درخواست حاجتی کرد. این درخواست درست است، چون یک کاری کرده است.

» کلمه "خود" زمانی می آید که کلمه "الله" کم رنگ شود.
راحت طلبی یعنی نگاه خود محور و عدم توجه به جامعه و اجتماع! در نگاه خود محور، فرد جامعه را برای خود می خواهد نه خود را برای جامعه! کلمه "خود" زمانی می آید که کلمه "الله" کم رنگ شود. لذا در مسائل معنوی که به توحید نزدیک می شوی، خود و منیّتت فراموش می شود. در این جلسه ای که داریم سینه می زنیم، همه دور هم جمع می شوید و حسین، حسین(علیه‌السّلام) می گویید، در حالیکه دانش آموز، دانشجو، پزشک، پروفسور، پیر و جوان هم داریم، همه یادشان می رود که چه کسی هستند. همه سینه زن اباعبدالله(علیه‌السّلام) می شوند. شأن فرو می ریزد و همه چیز درست می شود.

» تمام داستان این است: فدایی مردم شدن!

یکی از مراکز توحیدی، جلسات عزاداری برای اباعبدالله(علیه‌السّلام) است. از در مسجد و یا حسینیه که داخل می شوی شأنت فرو می ریزد. در این شور سینه زنی که همه وسط جمع می شوند، آدم یک لحظه احساس می کند که هیچ چیز نیست. احساس می کند کاملاً می رود و در خدا حل می شود و در نهایت احساس می کند که به وحدت رسیده است و توحید را درک می کند. زندگی باید به این شکل باشد! حسین و عزای حسین(علیه‌السّلام) آمده اند که تو خود را نبینی و محو در اجتماع شوی. اصلاً تمام این داستان برای همین بود: فدایی مردم شدن، "حَلَّت بِفِنائِک" شدن!

» دلایل ناهنجاری های اخلاقی چیست؟

فرد راحت طلب برای هنجارها و ناهنجارها، برای قوانین جامعه و... با کلمه دلم می خواهد و آزادم، هیچ احترامی برای جامعه قائل نیست. اصلاً دلیل ناهنجاری های اخلاقی در سطح جامعه این است که این شخص خودش را می بیند و جامعه را نمی بیند. انسانی که برای اجتماع و برای سایر افراد ارزش قائل نیست، آزادی را در جمله دلم می خواهد تفسیر می کند و حرفشان جملاتی از این قبیل است: "دلم می خواهد، مگر من را در قبر تو می خوابانند؟ موسی به دین خود عیسی به دین خود"، لذا هنجارهای اخلاقی جامعه با این افراد زیر سؤال می رود، بنیان های خانواده فرو می ریزد، بساط های فساد گسترانیده می شود! این انسان فقط یک نفر است که در این قضیه سهم داشته و به بقیه انسان ها نیز یاد داده است.

دلیل ناهنجاری اخلاقی، فقط خودخواهی است. دلیل دومش هم شرک است! ناهنجاری های اخلاقی اتفاق می افتد چون من نمی دانم مرکز دردها، لذت ها و قدرت ها در دست خداست. خودم با هر چیز هنجار یا ناهنجار سعی می کنم که به لذت، محبت و قدرت برسم، این اولین مظهر شرک است. دومین مظهر شرک هم این است که مابقی انسان ها را نمی بینم!

حضرت امام (ره) در نجف به مجلس روضه ای رفته بودند، خم شده بودند و تک تک این کفش ها را کنار می زدند که حین رفتن به داخل مجلس پا بر روی کفش کسی نگذارند. همراهیان ایشان گفتند مردمی که کفش هایشان را اینجا گذاشته اند، خودشان می دانستند که کفششان زیر دست و پا می رود! ایشان فرموده بودند: زمانی که من کفش مردم را نبینم و برای حرکت خودم، لگد کردن کفش مردم را انتخاب کنم، من برای تمام حرکت های دیگرم لگد کردن همه چیز مردم را انتخاب خواهم کرد! من در موقعیتی که رعایت کردنش هم چندان واجب نیست، مو را از ماست بیرون می کشم، تا در آینده اگر به مقامی رسیدم، برای رد شدنم از روی مردم رد نشوم. این نکته اصلی کار است.

زمانی که به خانم یا آقایی گفته می شود که چرا رعایت نمی کنید، و او در جواب می گوید چون  خودم هستم، این عبارت "خودم هستم" به چه معناست؟ یعنی من در جامعه نیستم؟ در کوه یا غار زندگی می کنم؟ یعنی اگر ظاهر، باطن، اعمال و رفتار من بر روی بقیه تأثیر مثبت و منفی بگذارد، به من ربطی ندارد؟ بقیه باید خودشان را درست کنند؟

» چرا باید حجاب، به میزان تقوای مردان تنظیم شود؟!

بنده خدایی می گفت چرا ما زن ها باید حجابمان را به میزان تقوای مردان جامعه تنظیم کنیم؟ مردها تقوا داشته باشند! پارسال محرم در یکی از جلسات در این مورد بحث کردیم. گفتم درست است، حرف خوبی هم هست، اما در ادامه این موارد را هم اضافه کن که چرا ما زن ها باید درهای خانه هایمان را به میزان تقوای دزدان جامعه ببندیم؟ درها را باز می گذاریم! چرا ما زن ها باید ماشین هایمان را به خاطر بی تقوایی مردم قفل کنیم؟ قفل نمی کنیم! چرا ما زن ها نباید کودکانمان را به دلیل خراب بودن وضع جامعه در خیابان ها رها نکنیم؟ رها می کنیم! مشکل شما چیز دیگریست!! روی شهواتت سرپوش نگذار.

جامعه باید به گونه ای باشد که در آن ایمنی اخلاقی وجود داشته باشد. جامعه مهدوی دزد ندارد، به راحتی ماشینت را رها می کنی و می روی! ان شاءالله همه جامعه مهدوی را خواهیم دید! امام صادق (علیه‌السّلام) می فرمایند: در آن زمان اگر دختر جوان از این طرف کره زمین پیاده حرکت کند و دور بزند و از آن طرف کره زمین برگردد، در تمام طول این مدت، یک نفر یک نگاه چپ به او نمی کند! الان جامعه ما به این شکل است؟ ظاهر من در فاسد کردن افرادی که اگر من را نبینند شاید فاسد نشوند، تاثیر ندارد؟ باز گذاشتن در اتوموبیل در مقابل دزدی که حتی توبه کرده، در دوباره دزد شدنش تأثیر ندارد؟ معتادی که شب عاشورا آمده و توبه کرده، اگر مدام مواد مخدر را از مقابل بینی اش رد کنی و بگویی تو باید تقوا داشته باشی، آخرش کم می آورد و مواد را می گیرد.

اگر شوهر شما خوشتیب و خوشکل کند و به وسط استادیوم زنانه برود و برقصد، مشکلی ایجاد نمی شود؟ چرا شوهر من باید آزادی هایش را بر مبنای بی تقوایی زنان تنظیم کند؟ به شوهرش که می رسد غیرتی می شود. شوهرت هم می تواند کارهایش را بکند و بگوید من وظیفه ندارم خودم را تنظیم کنم، زنان باید تقوا داشته باشند!! شعر که نمی گوییم، داریم بحث فلسفی و اخلاقی می کنیم. عزیزم این حرف ها شعر است، باید در کتاب دبستانی ها نوشته شود.

» برآیند محبت های مجازی.

مشکل آخر هم این است که بسیاری از اوقات در جامعه ما زمانی که محبت های مجازی را کنار هم قرار می دهیم، برآیندشان خطا، عصیان و گناه می شود.
مثلا:
- فلان کار اشکال دارد؟
- نه اشکال ندارد، این مورد را سخت نگیریم!
- دومی اشکال دارد؟
- نه این را هم سخت نگیریم!
- جَک استراو با خانواده به شیراز تشریف آورده اند، احتمالا امشب هم قرار است کانون بیایند.
- سخت نگیر دیگر، اشکالی ندارد!

» نفوذ به چه معناست؟

نفوذ شیطان انس و شیطان جن در وجود ما قطعاً قطره ای است! اصلاً معنای نفوذ و معنای سیل با هم فرق دارد. نفوذ، به معنای قطره است. شیطان قطره ای نفوذ می کند. شما انقدر قلب دارید (قلب عقلی منظورم است)، مقداری از آن را به یک نفر می دهی و می گویی  اشکالی ندارد، کم کم قسمت هایی از قلبت را می دهی و در نهایت قلب به دلیل وجود عشق های غیر مجاز و مجازی از معرفت و محبت خدا خالی می شود. ظاهر و باطنت برای قلبت محتوا ایجاد می کنند، و اگر این محتوا نامناسب باشد آرام آرام خدا را بیرون می کند.

شیطان پازلش را کنار هم نمی چیند. از هر طرف یک تکه می گذارد و در نهایت آن تکه اصلی که شرک، کفر و بریدن از خدا است را آخر می گذارد. یعنی آن روزی که قرار است شما را از حسین و حسینیه، پدر حسین و مادر حسین(علیهم السلام) بِبُراند، یک برنامه ریزی پنج ساله کرده است! از همان روز اول نمی گوید این مسخره بازی ها چیست!

در دهه اول محرم مریضی داشتی که شفا نگرفت، این یک قسمت از آن پازل می شود. در دهه دوم ماشینت را دزد می برد، در دهه سوم و چهارم هم فلان اتفاق ها می افتد، شیطان تمام این موارد را کنار هم می گذارد، از شرک و چیزهایی که به آن ها محبت داری استفاده می کند، بعد این ها در زبان تو و در پیشگاه خدا جاری می کند، خدا هم بعضی از حاجت ها را به تو نمی دهد، تمام این موارد را کنار هم می چیند، یک دفعه می بینی بعد از ده سال به تو می گوید اصلاً این دین و خدا به چه دردی می خورد؟ هرچقدر هم توضیح بدهی که قرار نیست ما در اینجا به پادشاهی برسیم و اصلا ما برای این دنیا خلق نشده ایم، فایده ای ندارد. جوابشان این است که این حرف های سالکانه و عارفانه را رها کنید، ما فعلاً در دنیا هستیم و خدا هم کمکی نمی کند!!!

» مستجاب الدعوة واقعی کیست؟

پس چرا خدا به من کمک می کند؟ صد هزار نفر دیگر هم هستند که می گویند خدا کمکشان می کند. برای اینکه ما توقع هایمان را از خدا میزان کرده ایم. مرحوم آقای دولابی فرموده بودند، مستجاب الدعوه کسی است که هم تیر را می شناسد و هم سیبْل را می شناسد. مضمون من از این حرف این است: تیری که قرار است بر سیبْل نخورد را رها نمی کند! مستجاب الدعوه از میان تمام حاجت هایی که به او می گویند، برای دو مورد دعا می کند و پانزده مورد را نمی گوید. به همین دلیل هم هست که مستجاب الدعوه شده است!

و در ادامه می فرمودند: اگر همه شما عقل خدا شناس داشته باشید، همه مستجاب الدعوه هستید. چون تیرهایی که قرار نیست بر سیبْل بخورد را اصلاً رها نمی کنید. 



کانال تلگرام رهپویان
 s.z: سلام خسته نباشید اگه ابن صوت ها رو تبدیل به pdfکنید ممنون میشم.
جمعه 16 بهمن 1394
 کجایید ای شهیدان خدایی: سلام با تبادل لینک موافقین؟
پنجشنبه 28 آبان 1394

  پاسخ :  با سلام. با ایمیل info@rahpouyan.com در تماس باشید.
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات