برنامه آينده
شنبه های پاک
سالروز تخریب قبور ائمه بقیع

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
عقل و نور - قسمت اول
مداح :
کربلایی محمدحسین پویان فر

شنبه 25 خردادماه، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان




جمعه 22 آبان 1394 نسخه چاپی
متن سخنرانی آزادگی، پیام امام - شنبه 1394/8/16
گاندی می گوید: "من درس آزادگی را از حسین بن علی(علیه السلام) شیعیان آموختم".

یا لطیف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: آزادگی، پیام امام
محرم الحرام
شنبه 1394/8/16

◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده است:

- ارتباط با اهل بیت(ع) ولو به اندازه یک سلام، حتما حُسن دارد.
- فرق بین سلطنت و امامت در چیست؟
- اولین و مهمترین توقع امام در زمان زیارتش، چیست؟
- کدام دِین توسط امام پاک نمی شود؟
- امامان ما آمده اند تا ما را به سعادت برسانند.
- در زمان ظهور، امام زمان(عج) با چه کسانی کار می کنند؟
- جمعیت اربعین، بعد از این سفر، چه تصمیمی خواهد گرفت؟؟
- زمانی که سلامت به فقرا و مستضعفان متفاوت باشد، از آزادگی حسین(ع) دوری!
- اصل شعار واقعه ی کربلا: "هیهات مِنَّ الذِّلة ".
- فرهنگِ مردم باید تغییر کند.
- شرط آزادگی چیست؟
- مشکل دینداری مردم چیست؟!
- ممکن است بابت دینداری فحش بخوری!
- راهپیمایی اربعین شروع یک مرام حسینی است.


» ارتباط با اهل بیت(ع) ولو به اندازه یک سلام، حتما حُسن دارد.

همیشه راجع به توقعی که نسبت به اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) داریم، صحبت کرده ایم، اما راجع به اینکه آن ها چه توقعی از ما دارند کمتر صحبت کرده ایم. زمانی که شما جلسات توسل شرکت می کنید، بیشتر راجع به اینکه چگونه با اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) ارتباط برقرار کنیم و بتوانیم از آن ها به عنوان یک وسیله و ابزار توسل، و یک آبرودار نزد خدا برای خودمان حسن استفاده را داشته باشیم، صحبت می شود.

در این قضیه عده ای حسن استفاده را می کنند، عده ای بیشتر استفاده می کنند و عده ای کمتر. اما ارتباط با اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) ولو به اندازه یک سلام از راه دور، حتما برای شما حسن دارد. اما چرا در مورد اینکه امامان از مأمومین چه انتظاری دارند صحبتی نمی شود؟ یعنی بیشتر دغدغه ما این است که من چگونه از معصومین استفاده کنم. کمتر این دغدغه را دارم که من چه استفاده ای می توانم به امامم برسانم؟!

لذا یک عده به طور کلی امام را یک وسیله ی سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و تاریخی می دانند که هرگونه توسل، مهر ورزی و عزا یا جشن برای اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) بیهوده است. در واقع نظرشان این است، به جای اینکه این همه برای چراغانی کردن و مراسم ها خرج کنید، این هزینه ها را برای شادی قلب امام زمان(عج) خرج کنید!

زمانی در یک جلسه ی خیلی جدی که همه کاملا کارشناسانه به فضای اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) نگاه می کردند، من میزان هزینه ای که مردم در دهه محرم 1393 برای امام حسین(علیه السلام) استفاده کرده بودند را گفتم، که حدودا چهار هزار و هشتصد میلیارد تومان خرج کرده بودند! این هزینه ای بود که مردم برای امام حسین(علیه السلام) خرج کرده بودند. یک عده این هزینه ها را زیر سوال می بَرند و می گویند به جای این مخارج، راه امام را ادامه بدهند.

در مقابل عده ای هم هستند که از این طرف بام افتاده اند، اصلا راه و دغدغه امام مدنظرشان نیست و فقط بر این طبل می کوبند که باید هدف امام را شناخت و به سمت امام رفت. یک نگاه مکانیکی به امام دارند، یعنی امام را یک ولی نمی دانند! ولی یعنی کسی که او را دوست داری. رابطه محبتی بین امت و امام را در نظر نمی گیرند، بلکه امام را یک پادشاه مقتدر می دانند که باید فرامینش را گوش داد و اطاعت کرد.

» فرق بین سلطنت و امامت در چیست؟

فرق بین سلطنت و امامت در ارتباط کاریزمایی بین ما و امام است. یعنی غیر از اینکه باید راه امام را ادامه بدهیم، ضمناً باید او را هم دوست داشته باشیم. اعتقاد دسته دوم این است که امام جلد دوم مسیح است، حسین بن علی(علیه السلام) در دنیا آمده که ما گناه کنیم و او ما را ببخشد!

ما می خواهیم ببینیم در فرمایشات و توسل هایی که خود امامان گفته اند، آیا یک راه متعادلی وجود دارد که رابطه امت با امام را به ما نشان دهد؟ به فرازهایی از دعای "عالیة المضامین" نگاهی می اندازیم:

- "اللهم إنّی زُرتُ هذا الامام".

من این امام را زیارت کردم.

- "مُقِرّاً به امامته".
می دانم که امام است، یعنی مقامی بالاتر از این مقام هایی که ما به آن ها محبت می ورزیم دارد. یک مقام حقوقی برای امام در نظر می گیرد.

- "مُعتَقِداً لِفَرضِ طاعته".
معتقدم که امام جایگاهی دارد که بر من واجب است از او اطاعت کنم.

+ بعد از بیان اعتقاداتش می گوید:
- "فَقَصَدتُ مَشهَدهُ بِذنوبی و عیوبی و موبقات آثامی و کثرةِ سیِّئاتی... مستجیراً بِعَفوِکَ، مُستَعیذاً بِحِلمِک".

» اولین و مهمترین توقع امام در زمان زیارتش، چیست؟
اولین و مهمترین توقعی که امام در زمان زیارتش از ما دارد، حتی زمانی که در خانه و یا در ماشین حس توسل به شما دست می دهد، این است که اعتقاد داشته باشی من باید گناهانم را به امام ارائه بدهم و آن را پاک کند!

یعنی یکی از وظایف امام بالا بردن سطح نورانیت کره زمین برای رسیدن به نقطه ظهور است! چون گناهان ما برای کره زمین ظلمت به وجود می آورد. بنابراین یکی از وظایف امام این است که ما به او متوسل شویم، امام هم به دلیل آبرویی که نزد خداوند تبارک و تعالی دارد از خدا بخواهد که ما را ببخشد. این فرازها از مستند ترین زیارت ها گرفته شده است.

- "أوّلُ حاجَتی أن تَغفِرَ لی".

اولین حاجت من این است که من را بیامرزد. در کربلا در این مورد صحبت کردیم که اگر همین اولین حاجت، آخرین حاجت باشد، در کل کره زمین موجودی را نخواهید یافت که انقدر به شما سود برساند! مسئله کمی نیست. هم در دنیای ما اثر می گذارد و هم در آخرتمان موثر است. یعنی اگر فقط همین یک حاجت را برای امام منظور کنیم، به نظر من در همین جا یک زائر می تواند خداحافظی کند و برود و بگوید اگر بخشیدی من بروم.

- "أن تَعصِمنی فیما بقیَ مِن عمری و تُطَهِّرَ دینی".

این قسمت خیلی جالب است، اولاً گناهانی که از قبل داشته ام، ثانیاً زمانی که من به نزد شما می آیم برکتی در زندگی من واقع می شود که اگر من بعداً گناه کردم و فراموش کردم که به شما توسل کنم، تاثیر زیارت امروز من گناهان بعد من را هم پاک خواهد کرد. مفهوم این فراز، این است: زمانی که به نزد امام رفتی و گناه کردی و برای گناهانت استغفار کردی، شاید توبه واقعی هم نکرده باشی، چون پس از توبه واقعی گناه دیگر تکرار نمی شود، اما تاثیر دارد!

» کدام دِین توسط امام پاک نمی شود؟!

- "وَ تُطَهِّرَ دَینی".
البته در اینجا هم می توانیم کلمه آخر را "دَینی" بخوانیم و هم می توانیم "دینی" بخوانیم. هر دو را توضیح می دهیم اما من بیشتر دینی را برای ادامه زیارت می پسندم. "دَینی" یعنی اگر دِینی به گردن من است، آن را پاک کن. دو مدل دِین وجود دارد. یک مدل توسط امام پاک نمی شود چون تو باید پولش را بدهی، دِین مالی است. این دِین مد نظر نیست، چون در این صورت باید به جای اینکه بگوید پاک کن، می گفت ادا کن!

پولی را برای من جور کند و به من بدهد. اما آن دِینی که در اینجا مد نظر است، حق الناس است. مثل دروغ، غیبت، تهمت، دل شکستن، عصبانیت یا هر ناراحتی که حتی خودت هم متوجه آن نشدی و به فرد هم مراجعه کرده ای اما درست نشده، این مسائل برای تو عدم طهارت می آورد، امام بیاید و این دِین را تطهیر کند، که از وظایف امام هم هست.

یا می توانیم کلمه آخر را "دینی" بخوانیم به دلیل ادامه زیارت که می گوید:

- "وَ تُطَهِّرَ دینی ... مِن الرَّیبِ وَ الشَّکِ وَ الفِسادِ وَ الشِّرک".
این سه کلمه قرینه کلمه "دینی" محسوب می شوند. یعنی امام دین من را از شک، فساد و شرک بشوید و پاکیزه کند. این موارد هم جزء وظایف امام به حساب می آیند. در زیارتی که انسان می خواهد بکند، اگر در ذهنش این موارد نباشد، در واقع تیرش را به سیبْلِ حقیقی نزده است.

- "أسئَلُکَ أن لا تَمحُوَ مِن قَلبی مَوَدَّتَهُم وَ مَحَبتَهُم و بُغضَ أعدائِهِم و مُرافَقَة أولیائِهِم".
از امام می خواهم که نوری در قلب من حاکم کند که روز به روز محبتشان، بغض دشمنانشان و دوستی دوستانشان، در قلبم زیاد شود.

- "وَ تُحَبِّبَ إلیَّ عبادَتَک".

امام کاری کند که من عبادت را دوست داشته باشم.

- "وَ تُبَغِّضَ إلیَّ مَعاصیک".
و از معاصی بدم بیاید. زمانی که من از معاصی بدم نمی آید و نفرت به گناه در دل من ایجاد نشده، کار من خیلی سخت می شود. امام می تواند کاری کند که انسان در دلش نفرت به گناه پیدا کند.

+ بعد به سراغ عبادت های اجتماعی می آید:
- "وَ تَشرَحَ صَدری لإیتاءِ الزَّکاة وَ الصَّدَقات، وَ تُهَوِّنَ عَلَیَّ سکَراتِ الموت".
من را برای عبادت های اجتماعی مثل نفاق آماده کند، و سکرات موت را برای من ساده کند.

- "وَ تَصونَنی فی هذِهِ الدُنیا مِن العاهاتِ وَ الافاتِ وَ الأمراضِ الشَّدیدَةِ وَ جَمیعِ أنواعِ البلاءِ وَ الحوادِثِ، وَ تُحَبِّب إلیَّ الحلال، وَ تُغلِقَ اًبوابَ المِحَنِ عَنّی".
در واقع در این دعا همه چیز را تکمیل، از امام خواسته ایم. مریضی هایم را شفا دهد، من را از بلا دور کند، برای من زندگی با سعادت ایجاد کند، مشکلات اقتصادی زندگی ام را رفع کند و به فقر مبتلا نکند، و من را از بلاهایی که حق من نیست، بلاهایی که امتحان نیست و بلاهایی که به دلیل گناهان است، معاف کند.

همه این ها را گفتیم تا بگوییم اگر ما حرف از امامِ دلیرِ شجاعِ فرمانده می زنیم، اعتقاداتمان نسبت به توسل به این شکل است. چون برخی حرف های ما را نیمه می شنوند و بلافاصله می گویند چرا توسل می کنید و گریه می کنید و سینه می زنید؟ چرا به امام می گویید تو مسیح امت هستی و باید گناهان من را پاک کنی؟ برخی اینگونه فکر می کنند.

» امامان ما آمده اند تا ما را به سعادت برسانند.

امامان ما آمده اند تا ما را به سعادت برسانند و سعادت را در بعضی از چیز هایی می بینند که اصلا ربطی به این گزینه هایی که در زیارت گفته شد، ندارد. مثلا آقا اباعبدالله(علیه السلام) زمانی که وارد کربلا شدند، رو به دشمنان خود اینگونه می فرمایند: "یا شیعَةُ آل أبی سفیان إن لم یَکُن لَکُم دینٌ وَ کنتم لا تَخافونَ المَعاد، فَکونوا احراراً فی دنیاکم". ای پیروان آل ابی سفیان، اگر قرار نیست که دین داشته باشید و اگر قرار نیست که از معاد و قیامت بترسید، در دنیای خودتان آزاده باشید!

معمولا این روایت را این گونه نقل می کنند که امام فرموده اگر دین ندارید، "لا اقل" آزاده باشید. در صورتی که در متن عربی اصلا کلمه "لااقل" ندارد، ما فکر می کنیم که یا امام این کلمه را حذف به قرینه معنوی کرده و یا مورخین این کلمه را فراموش کرده اند که بنویسند درحالیکه این گونه نیست. کلمه "لااقل" را خودمان اضافه کرده ایم!

اباعبدالله(علیه السلام) خود را امام دو گروه از مردم معرفی می کنند:
- اولا: کسانی که دین دارند و برای معاد حساب باز می کنند.
- ثانیا: آزادگان.

در واقع امام می فرمایند که اگر دین ندارید، آزادگی هم چیز خوبیست، نه اینکه لااقل آزاده باشید! امام، آزادگان را به عنوان انسان های محترم قبول می کند!

خیلی از مردم در زمان ظهور، ابداً در کنار محمل امام زمان(عج) جا نمی شوند، چون "إنَّ اًمرُنا صَعَبٌ مُستَصعَب"، حکومت ما مشکلات زیادی خواهد داشت. "لا یَحتَملهُ" کسی نمی تواند آن را تحمل کند، "إلّا مَلَکٌ مُقَرَّب" نه هر ملائکه ای بلکه ملائکه مقربی مثل جبرئیل، "أو نَبیٌّ مُرسَل" نه هر پیامبری بلکه تنها پیامبرانی که به رسالت رسیده اند( از 124 هزار پیامبر، کمتر از دویست نفر آن ها مُرسل بوده اند) "أو مُومِنٌ إمتَحَنَ الله قَلبَهُ لِلایمان"، مومنی که امتحاناتی را پس داده باشد. اینکه بگوییم زمانی که امام ظهور کرد، همه توبه کنیم و آزاده بشویم قبول نیست، قبلا باید قلبش امتحان شده باشد.

» در زمان ظهور، امام زمان(عج) با چه کسانی کار می کنند؟

امام زمان(عج) هم اگر ظهور بفرمایند، با دو گروه از مردم برای هر کاری مثل سازندگی، اقتصاد، اجتماع، دین، تبلیغ، جنگ و... کار دارند:
1. آنانکه امتحانات دینی را خوب پس داده اند.
2. آنانکه امتحانات آزادگی را خوب پس داده اند.

آزادگان محترمند. کسانی که ظلم را بر نمی تابند! یقین بدان شیعه، سینه زن، مداح و آخوندی که قلبش برای ظلم موجود در جهان جریحه دار نمی شود و فقط برای ظلم گودی قتلگاه بر سرش می زند، این شخص از کمونیستی که برای آزادگی در جهان یقه می دراند و در خط مقدم مبارزه با ظلم دارد مبارزه می کند، عقب تر است!

- "إن لم یَکُن لَکُم دینٌ وَ کنتم لا تَخافونَ المَعاد فَکونوا احراراً فی دنیاکم".
آزادگی یک ارزش است. تمام این تلاش ها و توسلات ما برای رسیدن به نقطه ی حُریّت است. دین نداری؟ آزاده باش! دو برادر ابن انصاری این جمله اباعبدالله(علیه السلام) را شنیدند، زمانی برگشتند که تمام ماجراها تمام شده بود. امام حسین(علیه السلام) مانده بود و خیمه ها! این دو نفر وقتی سخن امام را شنیدند با خود گفتند ما دین نداریم، از معاد هم نمی ترسیم، اصلا برای پول آمده ایم که سر حسین بن علی(علیه السلام) را ببُریم، اما قرار نیست برای پول آزادگی خودمان را فدا کنیم!

پشت سر امام آمدند و جلوی خیمه ها سینه سپر کردند. این ها جزء کسانی بودند که علی اکبر(علیه السلام) را به خاک انداخته بودند، همان کسانی بودند که اباالفضل(علیه السلام) را دوره کرده بودند، اما زمانی که به خاک افتادند با هم می گفتند: از صبح که یاران حسین(علیه السلام) به خاک افتادند، حسین(علیه السلام) خودش را بر بالین تک تک یاران رساند، اما برای ما نخواهد آمد چون ما بی دین هستیم! فقط یک آزادگی خرج کرده ایم!

در حال همین صحبت ها بودند که معلوم نیست به جهنم برویم و یا بهشت، ما فقط آزادگیمان را به حسین(علیه السلام) نشان داده ایم، نه دینداریمان را، ما قاتل پسر حسین بن علی(علیه السلام) هستیم، احتمالا به جهنم می رویم، اما جهنم را بالاخره باید می رفتیم، یا حال و یا ده سال دیگر، اما آزادگی خود را در دنیا ذبح نکنیم! در آخرین لحظات دیدند که حسین ابن علی(علیه السلام)با بدنی مملو از جراحات خودش را بر خاک می کشد تا به بالای سر این دو نفر برسد و سرهایشان را بر زانوهایش گذاشت تا به شهادت رسیدند!

» جمعیت اربعین، بعد از این سفر، چه تصمیمی خواهد گرفت؟؟

ان شاء الله همه برای راهپیمایی اربعین می رویم، اما این جماعت 20،30 میلیونی اگر راهشان را به سمت اسرائیل کج کنند، چه اتفاقی می افتد؟ جمعیت شیعه بعد از چند بار غربال کردن، شیعه ی اثنی عشری و به زیارت مشهد رفته، حدود 100 ملیون نفر است. اگر انواع مختلف شیعه و امثال علویون هم حساب کنیم، بالاتر از 500 ملیون نفر هستیم. این 100 ملیون نفر بعد از اربعین برای نشان دادن آزادگی و حُریَّت، و مقابله با ظلم چه تصمیمی خواهند گرفت؟؟ ولو یک تصمیم اقتصادی! حتی برای پیاده روی اربعین هم به دنبال شلوار جین آمریکایی می گردند تا راحت باشند، تقبَلَ الله اعمالَکم!

چرا فرهنگ محبت و عزاداری برای اهل بیت(علیهم السلام) انقدر پررنگ می شود که ما یادمان می رود حسین بن علی(علیه السلام) دینداری و آزادگی را در دو کفه ترازو قرار داده است. برای آزادگی و مبارزه با ظلم ارزش زیادی قائل بود. این مدل ارتباطات خیلی عوامانه است! چرا در زندگیتان یک تصمیمی برای مقابله با ظلم نمی گیرید؟! برای ظلم نهادینه شده در جهان، ظلم در ایران، ظلم در شیراز، ظلم در کانون، ظلم در خیابان، ظلم در خانه و...! آزاده باش!

» زمانی که سلامت به فقرا و مستضعفان متفاوت باشد، از آزادگی حسین(ع) دوری!
حتی در برابر ظلمی که گاهی خودم بر سر خودم می آورم! سرِ کُرنشی که در مقابل ثروتمندان، متمولان، زورمداران، مقام داران، اصحاب زر و زور و تزویر به خاطر دنیا خم می کنم. چرا یاد نمی گیرم که نباید خم بشوم؟! چرا یاد نمی گیرم زمانی که سلام من به فقرا و مستضعفان متفاوت باشد و نگاه من به دنیا اینگونه باشد، از آزادگی حسین بن علی(علیه السلام) دور هستم!

اگر مرام اباعبدالله(علیه السلام) که در درجه اول دینداری است و شامل آزادگی هم می شود، و یا حتی دین هم نداشته باشد اما آزاده باشد، در کشور و یا در جهان حاکم باشد، هیچ ظلمی اتفاق نمی افتد، چون مردم در صورتی می توانند ظلم کنند که آزادگان در مقابلشان سینه سپر نکنند!

- "فَکونوا احراراً فی دنیاکم".
در دنیای خودتان آزاده باشید. عزت خودتان را پاس بدارید. در مقابل اصحاب سه گانه سپاه شیطان کوتاه نیایید! از تهدیدها نهراسید. آخرت و آزادی خود را به قیمت دنیا نفروشید.

علی بن حسین(علیه السلام) به خطیبی که بر منبر بود و داشت دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) را مدح می کرد، فرمودند: برای چه چیزی بر بالای این چوب ها خطابه می کنی؟ برای چند کیلو خرما؟ چند کیلو خرما، با چند کیلو طلا هیچ فرقی با هم ندارند! سیستم شیطان این است که با باج دادن و پیش کش کردن و هدیه دادن دنیا به تو، آزادگی تو را محدود کند. و سیستم انسان این است که حتی اگر در واشنگتن و لس آنجلس زندگی کند، باز هم حاضر نیست برای دنیا سر خم کند و از آزادگی خودش خرج کند!

» اصل شعار واقعه ی کربلا: "هیهات مِنَّ الذِّلة "!
گاهی یک بودایی که در جهان زندگی می کند، از پیر غلام 50 ساله اباعبدالله(علیه السلام)، آزاده تر زندگی می کند، چون یاد نگرفته که مرام حسین(علیه السلام) چیست. اصل شعار واقعه ی کربلا "هیهات مِنَّ الذِّلة " است! چنین آدمی از بچگی بر سرش زده اند، چون یاد نگرفته است! از دوره دبستان به نماینده کلاس باج داده، در راهنمایی به نائب رئیس مدرسه باج داده، در دانشگاه به استاد باج داده، در اداره به مدیر کل باج داده، وقتی خودش مدیر کل شد به فرماندار باج داد و ... کلا دارد باج می دهد! فقط برای اینکه لبخندی از اصحاب زر و زور و تزویر ببیند و دلش خوش باشد که فلانی از او خوشش آمده است. آدم انقدر منفعل؟!!

» فرهنگِ مردم باید تغییر کند.
بعضی از افراد به محض اینکه یک چشم آبی، موی بور و یک لهجه ای را می بینند، اخلاقیاتشان عوض می شود! تو که همین الان سر خیابان برای یک متر پیچ زدن، ده بار بوق زدی و به سی نفر از هم وطنانت فحش دادی، چقدر خوشحالی که فلانی تو را دوست دارد و به تو لبخند زده است؟ نکند عادت کرده ایم که در مقابل اصحاب زر و زور تزویر خود را جهان سومی و نوع دوم انسانیت فرض کنیم و نکند اینکه آن ها می گویند ما monkey هستیم درست است؟! اگر فرهنگ عوض شود به راحتی می توان بر آدم ها سوار شد! فرهنگِ مردم باید تغییر کند. خوش آمد ما در چیست؟

» شرط آزادگی چیست؟
شرط آزادگی این است که بدانی که تو کم نیستی! بدانی بین انسان ها هیچ فرقی نیست، "إنَّ أکرَمَکُم عندَ الله اًتقاکُم". هیچ فرقی بین ژن ها، جنس ها و ملیت ها نیست! این ها را باید بفهمی! وقتی بچه شیعه ما افتخار فرزندش را دانستن زبان انگلیسی می داند، انگلوساکسون ها بر کل مملکت ما حاکمند! آنچه که باید به آن افتخار کنی زبانی است که خدا برای من آفریده، یعنی فارسی و ایرانی. این مسائل در رگ ها و ریشه های مملکت ما دیده می شود. و اگر این موارد رعایت نشوند دیگر نمی توانیم دم از آزادگی بزنیم! باید انفعالمان را کنار بگذاریم!

چرا فکر می کنی که غذای خوب، همان غذایی است که آن طرف آب می خورند؟ گاندی دیندار نبود، اما با آزادگی هند را ساخت!! در آن زمان 94% از مردم هند کلا بی سواد بودند. گاندی در آن زمان توانست به ملت بی فرهنگ و بی سواد هند بقبولاند که هند برای خودش یک شخصیتی دارد و اصلا نیازی به تعظیم و تکریم هیچ امیر غیر هندی ندارد و اصلا نیازی به ابزار و خوراک و پوشاک هیچ بنی بشری در خارج از خاک هندوستان نیست. هند امروزه 1.5 ملیارد جمعیتش را دارد اداره می کند و در بسیاری از صنعت ها از همه جهان جلوتر است. گاندی در صحبت هایی که در زمان انقلابش کرده بود می گوید: "من درس آزادگی را از حسین بن علی(علیه السلام) شیعیان آموختم".

دومین سخن اباعبدالله(علیه السلام) در کربلا سخنی بود که دینداران را هم "قید" زدند. 25، 35 ملیون نفر برای اربعین حرکت می کنند و فکر می کنند که اگر قسمتشان نشد گناه اعظم انجام داده اند! من چه کاری کرده ام که حسین بن علی(علیه السلام) از سر بی لیاقتی من را دعوت نکرد! اربعین یک تظاهرات بزرگ شیعی است و ان شاء الله همه با هم برویم اما چندان لیاقتی هم نمی خواهد. می خواهیم راه برویم و بخوریم. انقدر موقعیت هایی هست که لیاقت می خواهد، کاش در آن موقعیت ها آه بکشی که چرا حسین بن علی(علیه السلام) من را دعوت نکرد.

در اربعین که امام می فرمایند: "عَلَیکُم بِالضیوفِ وَ الطَعام" که قرار است تا خرخره بخوری و راه بروی و با دوستانت خوش باشی، نیازی به دعوت نیست. دعوت حسین بن علی(علیه السلام) یک جا بود و آن هم: "هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی" است.

همین الان در صد جای شیراز صدای امام حسین(علیه السلام) شنیده می شود، بروید به آن ها رسیدگی کنید. اربعین هم تظاهراتی مثل راهپیمایی بیست و دو بهمن است، باید برویم. مگر هر کس در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کند یک انقلابی اصیلی است که حق خودش را به نظام و انقلاب ادا کرده؟؟

» مشکل دینداری مردم چیست؟!

امام حسین(علیه السلام) در ابتدا می فرماید:
- "فَکونوا احراراً".
سپس راجع به دنیا صحبت می کند که در اینجا دیگر دینداری را قید می زند. عزاداری های همه شما قبول، نماز جماعت های شما قبول، دهه محرم بسیار کار کردید یا هزینه کردید قبول، برای حسین بن علی(علیه السلام) سیاه می پوشید قبول، همه این دینداری هایتان قبول، اینکه بعد از هزار و چهار صد سال همچنان پای جلسات عزاداری من هستید، که اگر پدرتان بود او را فراموش کرده بودید اما من را فراموش نکردید، این برای من بسیار ارزشمند است و من قدر این دینداری شما را می دانم، اما "النّاس عَبیدُ الدُّنیا"، مشکلی که در دینداری مردم داریم این است که عموم مردم قاعدتاً بنده دنیا هستند! "وَ الدّین لَعِق إلی السِنَتهم"، ایرادی که به این دینداری وارد است این است که دین بر روی زبان شماست.

- " یَحوطونَهُ ما دَرَّت مَعایشِهم".

تا زمانی که دارند زندگیشان را می کنند، دینشان هم دارند. دین تا زمانی که معاش آن ها را تأمین کرده، آن ها را احاطه کرده است، مخصوصا امثال ما که شغلمان دینداری است. اگر حسین بن علی(علیه السلام) نبود چه کسی به ما نگاه می کرد؟ خوب شد امام حسین(علیه السلام) شهید شد، بسیاری از ما به نان رسیده ایم! به طور کلی شب های عاشورا مردم خیلی خوشحالند، غذاهای رایگان به دستشان است و بگو و بخند دارند! دین دارد دنیای ما را مرفه می کند.

» ممکن است بابت دینداری فحش بخوری!

- "فَاِذا مَحَصوا بِالبَلاء".
اما اگر زمانی میان دین و دنیای اینان تناقض و اصطکاکی ایجاد شد، "قَلَّ الدَیّانُون". ملت را باید به دینداری در هنگام تناقض دین با معاش عادت دهیم، نه در هنگام همراهی دین با معاش! الان هیئت داری یک نوع پرستیژ به حساب می آید. فلانی مسئول فلان هیئت است، فلانی میاندار هیئت است، دیگری انتظامات در هیئت است و...! با این تعاریف شارژ می شویم اما گمان این را نکرده ایم که یک روز حسین بن علی(علیه السلام) امتحانمان خواهد کرد. یک روز خواهد آمد که دین دیگر دنیای تو را تأمین نمی کند، تو نباید اینگونه تربیت شوی! ممکن است بابت دینداری فحش بخوری!

زمانی که می بینم کسی در زمان شاه و پدرش طلبه شده، مثلا در سال های 46 و 47، حسرت می خورم که چرا من در این زمان طلبه شده ام! اصلا احساس افتخار نمی کنم بلکه احساس ذلت می کنم، چون الان هیچ فایده ای ندارد. کاش در آن زمان بودیم حداقل اینگونه بود که لباس طلبگی اش را می پوشید و سرباز امام زمان(عج) می شد و یقین داشت که برای دنیایش مضر است.

» راهپیمایی اربعین شروع یک مرام حسینی است.
درد دل اول من این است که خیلی راحت، با آرامش و همراهی دنیا داریم دینداری می کنیم، و درد دل دوم من این است که اینگونه دینداری را برای خود فضیلت می دانیم! راهپیمایی اربعین شرکت می کند و 5 کیلو چاق تر می شود، تو به چه چیزی افتخار می کنی؟!

تظاهرات، شروع یک کار انقلابی است. راهپیمایی اربعین، شروع یک مرام حسینی است. ثبت نام در لشکر امام حسین(علیه السلام) است. خوف من این است که این مدل دینداری باعث فضیلت انگاری کاذبانه ای برای ما بشود که من و شما فراموش کنیم که "فَکونوا احراراً فی دنیاکم"! نان حسین(علیه السلام) را خورده ای، باید آزاده باشی. هرجا احساس ذلت کنی باید سرت را بلند کنی و فریاد بزنی. هرجا احساس کنی که به بهای مادیات و دنیا می خواهند عزت، شهر و مملکت تو را بفروشند و در قبالش به تو سیم و زر بدهند، باید انفجار ایجاد کنی، باید خواهان عزتت باشی.
ان شاء الله خدا به همه ی ما توفیق عمل کرامت بفرماید.


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات