برنامه آينده
شنبه های پاک
جشن عید غدیر و میلاد امام هادی(ع)

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداحان :
حجت الاسلام احمدی
کربلایی بهنام زارع
کربلایی میثم مفتاحی

شنبه 26 مردادماه، همراه با نماز مغرب و عشاء
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان




چهارشنبه 25 آذر 1394 نسخه چاپی
متن سخنرانی نقش همراهی در سلوک
اگر انسانی به درجه متوهمانه ای برسد یعنی گمان کند که دیگر از توصیه و وعظ بی نیاز است، صد در صد آن لحظه، لحظه سقوط انسان است!

یا رئوف
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: نقش همراهی در سلوک - قسمت سوم
صبح شهادت امام رضا(ع)
شنبه 94/9/21

◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده است:
- تأکید خدا و معصومین بر نقش و تأثیر جماعت.
- اخلاق گروه یعنی نحوه ارتباط و تعامل با اطرافیان.
- چرا انسان های موفق و موثر وقتی کنار یکدیگر قرار می گیرند، باعث اختلاف می شوند؟!
- خیلی از وحدت ها اصلاً وحدت نیست!
- وحدتِ هدف چیست؟
- انسان با چه چیزی بیشتر به خدا می رسد؟ ترک یا انجام عمل؟
- اگر انجام ندادن اتفاق بیفتد، تأثیر انجام دادن خیلی عالی است.
- برای برخی خواب، سکوت، نشنیدن، ندیدن و نخورن، عبادت است!
- مجلس باید با توبه همراه باشد!
- برخی اوقات بازگشت فقط با دیدن است.
- انسان جایز الخطا یا ممکن الخطاست؟
- حساسیت نداشتن به گناهان صغیره = دچار شدن به گناهان کبیره!
- چه زمانی انسان ها یقیناً به رکود می رسند؟
- در رفت و آمدها و اجتماعات ما، حُبّ دنیا ترویج می شود!
- اگر راه قدس را فراموش کنیم، ایران را از دست خواهیم داد!!
- از نظر اسلام و اهل بیت(ع) زهد ارزش است، نه تجمل!
- لحظه سقوط انسان، چه لحظه ای است؟
- روایت انسان را تشویق می کند.
- انسان به واعظ درونی و بیرونی نیازمند است.

در بحث همراهی و نقش همراهی در سلوک دیشب تا پایان خصوصیات یک برادر همراه صحبت کردیم و امروز به جماعت ها می پردازیم.

» تأکید خدا و معصومین بر نقش و تأثیر جماعت.

خداوند تبارک و تعالی و معصومین(ع) بر اتفاقاتی که در مباحث اجتماعی، حتی اقتصادی و از همه مهم تر مباحث اخلاقی و دینی می افتد، تاکید دارند. نقش و تاثیر جماعت و جمع، در این مباحث، نقش و تاثیر بسیار بسیار مثبتی است و حتی تاکید دارند وقتی خواستید منِ خدا را صدا بزنید، به صورت دست جمعی وارد شوید!

دستوراتی که حتی برای واجبات داریم و تاکیدی که بر روی آن ها دارند، مثل نماز جماعت،  مهم ترین دلیل نماز جماعت، قطعاً دلیل اجتماعی آن است یعنی جامعه ای که کنار یکدیگر قرار می گیرند و یک جماعت را تشکیل می دهند.

منتهای مراتب بین تجرد(تنها بودن) و جمع بودن یک سری اختلافات است که فردی که می خواهد وارد یک جمع شود، باید از قبل زمینه ذهنی داشته باشد که بتواند در جمع نقش خودش را درست ایفا کند. مثلاً وقتی شما مستقل یا مجرد و یا تنها هستی، خیلی از مباحث شما کاملاً شخصی است، اما وقتی در جمع وارد می شوید دیگر مباحث شما شخصی نیست.

» اخلاق گروه یعنی نحوه ارتباط و تعامل با اطرافیان.
یعنی شما غیر از اینکه مصالح فردی را در نظر می گیرید، از آن لحظه به بعد باید مصالح آن اجتماعی که در آن قرار دارید را هم در نظر بگیرید. در بحث های روانشناسی، جامعه شناسی و مدیریتی به این موارد "اخلاق گروه" می گویند.

اخلاق گروه، با اخلاق فرد فرق دارد. گروه را از دو نفر، مثلا دو دوست یا گروه هایی که ثبات بیشتری دارند مثل گروه خانواده، تا گروه هایی که ما هستیم، تقسیم بندی می کنند. یعنی گروه های موقتی که برای صبح شهادت امام رضا(ع)، به صورت جامعه ای موقت در مسجد تشکیل می شود. این ها یک جمع هستند.

انسان هایی که خیلی مستقل اند یعنی انسان هایی که ذاتاً انسان های مستقلی هستند، دارای اعتماد به نفس و خصوصیات فردی خیلی قوی هستند، این ها باید برای حضور در گروه بیشتر آموزش ببینند تا کسانی که از بچگی به قوانین و قواعد اجتماع و گروه تن می داده اند. اخلاق گروه در رساله حقوقی امام سجاد(ع) یک فصل دارد، اخلاق گروه یعنی نحوه ارتباط و تعامل با اطرافیان.

» چرا انسان های موفق و موثر وقتی کنار یکدیگر قرار می گیرند، باعث اختلاف می شوند؟!

برخی اوقات می بینیم انسان هایی که به صورت فردی انسان های خیلی خوب، آدم های خیلی مؤثر، پر نفوذ و مدیری هستند، وقتی آن ها را از دور می بینیم احساس می کنیم اگر کنار یکدیگر قرار بگیرند، توفیقات بسیار بزرگی ایجاد می شود، وقتی کنار یکدیگر قرارشان می دهیم، چون اصلاً به اخلاق گروهی عادت ندارند و قوانین حضور در گروه را نمی دانند، اتفاقاً منشاء خیلی از اختلافات می شوند!

مثلا تا دیروز 5 انسان موثر در شیراز در نظر داشته ای و گفته ای اگر این ها جمع شوند و کنار یکدیگر باشند، برآوردشان خیلی بالاتر می رود و درجه تأثیرشان 50 برابر می شود. 5 درصد درجه تأثیر داشته اند، جمعاً 25 درصد می شود و شما می خواهی این درصد را به عدد 50 برسانی، آن ها را کنار یکدیگر قرار می دهی. چون نمی توانند اخلاق گروه را رعایت کنند، کلاً تأثیرشان به صفر می رسد!

لذا وقتی به امت حزب الله و جبهه فرهنگی انقلاب نگاه می کنیم، یکی از مهم ترین ضعف ها در جبهه فرهنگی انقلاب این است که نمی توانند گروهی کار کنند! یعنی 5 مدیر می توانند خوب مدیریت کنند، اما 5 مدیر کنار یکدیگر نمی توانند خوب تعامل کنند! 10 نخبه بسیار مؤثرند، اما وقتی این ها را به عنوان یک گروه نخبه معرفی می کنیم، تأثیرشان را از دست می دهند و اختلافات هم شروع می شود. لذا امام صادق(ع) توصیه زیادی دارند به اینکه وقتی وارد گروه می شوید، باید اخلاق گروه را رعایت کنید.

فرض می کنیم زمانی گروه یک جامعه ی مثلا ملی یا مذهبی است. مثلاً ما 5 مرجع با درجه نفوذ خیلی بالا داریم. اگر به این 5 مرجع بگوئیم یک گروه تحت عنوان گروه مرجعیت تشکیل دهید، چه اتفاقی می افتد؟ آیا می توان اطمینان داد که وضعیت خیلی بهتر می شود؟ در وحدت تاثیر دارد؟

» خیلی از وحدت ها اصلاً وحدت نیست!

+ اینجا باید این نکته را در نظر گرفت:
- بعضی از گروه ها دایره نفوذ افراد را کم می کنند، شما اصلا نباید این گروه را تشکیل دهید!
مثلا 5 سخنران خیلی خوب داریم. به این ها بگوئیم شورای سخنرانان تشکیل دهید و برای صبح شهادت امام رضا(ع) یک سخنرانی عالی به مردم تحویل دهید. آیا اطمینان داریم این اتفاق، یک اتفاق مثبت است؟ یا اگر بگوئیم شما 5 نفر بروید 5 جای مختلف سخنرانی کنید، آیا اتفاق مثبتی است؟! اولین بحث این است که خیلی از وحدت ها اصلاً وحدت نیست! خیلی از وحدت ها ایجاد کثرت جدید است! الزامی نداریم تمام استعدادها را یک جا جمع کنیم و بگوئیم شما باید یک کاسه باشید.

شاید ده، پانزده سال پیش، دانشگاه شیراز یک دستورالعمل دادند و گفتند مثلاً در ایام شب های قدر، هیچ جلسه ای در هیچ خوابگاهی، به جز مسجد دانشگاه، نباید تشکیل شود. به چه علت؟ برای تقویت مسجد چون تازه تاسیس شده بود. برای کل خوابگاه ها و جاهای مختلف شهر سرویس می گذاریم تا همه به مسجد دانشگاه بیایند.

بنده هنوز این دستورالعمل ابلاغ نشده بود، با آن مخالفت کردم! گفتم اتفاقاً اگر می خواهید مسجد تقویت شود، باید در خوابگاه ها جلسه بگذارید. شما باید زحمت مردم را برای به خدا رسیدن کم کنید، نه زیاد کنید و اسمش را وحدت بگذارید!!

این اشتباه است، چرا؟ چون غیر از اینکه یک کاسه می کنید و جواب نمی دهد، استعدادهای زیادی را هم می سوزانید! یعنی شخصی این استعداد را دارد که یک جلسه خوب برای خدا در خوابگاه خودش برگزار کند و خوب هم استقبال می شود. دانشجوها از اتاق هایشان، به اندازه 20 قدم تا نمازخانه می آیند. بدون زحمت و پوشیدن لباس رسمی، می خواهند بنشینند و استفاده کنند، شما این را هم کور می کنید!

» وحدتِ هدف چیست؟
خیلی وقت ها کثرت ها نشان دهنده توفیق است! امام صادق(ع) می فرمایند: وحدت هدف ایجاد کنید، نه وحدت رویه.
وحدت هدف یعنی 5 مجموعه هستید و می خواهید برای شهادت امام رضا(ع)با یکدیگر کار کنید، کارهایتان را بگوئید و تعامل ایجاد شود، وحدت رویه ایجاد نکنید. اتفاقاً ما در اینجا قائل به کثرتیم و می گوئیم باید گروه ها زیاد شوند، جامعه باید زیاد شود، باید تقسیم بندی شود تا جای دیگر بروند.

در مباحث اجتماعی و اقتصادی هم همین است، یعنی زمانی که احساس می کنیم جامعه از نظر اقتصادی مشکل دارد، به جای تمرکز روی یک مطلب، آن را تکثیر کنید. در جاهای مختلف بگردید و سعی کنید با نگاه کردن به گروه های مختلف جامعه، خود را از نظر اقتصادی به نقطه اوج برسانید و همه را جمع کنید.

از این بحث چون مدیریتی و اجتماعی است سریع رد می شویم. فقط خواستم بگویم اگر به ایجاد گروه تأکید می کنم، به این معنا نیست که این قسمت را نادیده گرفته ام، این مبحث هم در جای خود مهم است.
جماعتی که دارای وحدت هدف باشد، "یَدُ الله"، دست خدا هم، با همین جماعت همراهی می کند.

» انسان با چه چیزی بیشتر به خدا می رسد؟ ترک یا انجام عمل؟

اولین چیزی که باید به این ها توصیه کنید این است که در مبحث اخلاق و سلوک به مباحث دفعی و رفعی که باعث آفات می شود، توجه کنند. دقت شما را به این نکته جلب می کنم که برای رسیدن و تقرب به خداوند تبارک و تعالی به صورت شخصی، نقش نهی خیلی بیشتر از امر است. یعنی چه؟ یعنی انسان با ترک، خیلی بیشتر به خدا می رسد تا با انجام!

+ مرحوم حاج ملا حسین قلی همدانی در مقدمه کتاب سلوک خود، خط اول می گوید:
بر سالک واجب است:
1- ترک نواهی.
یعنی اگر هیچ کاری نکنید، صبح شهادت امام رضا(ع) برای نماز صبح اول وقت و جماعت نمی خواهد به شاهچراغ بروید و بخوانید. نمی خواهد جلسه هم شرکت کنید، ظهر هم نمی خواهد نماز جماعت بروید، غذای نذری هم که فکر می کنند جزء بالاترین مستحبات است، لازم نیست بخورید! نمی خواهد سخنرانی هم گوش کنید و  سینه  بزنید، هیچ کاری انجام نده، فقط آن روز 17رکعت نمازت را سر وقت بخوان و بگو به خاطر آقا امام رضا(ع) هیچ گناهی انجام نمی دهم. این خیلی اثرش بیشتر است از اینکه یک یا دو گناه انجام دهی و 60 مجلس هم شرکت کنی!!

قبلا بحثی تحت عنوان روز پاک داشته ایم. خدمتتان عرض کرده ام که تاثیر یک روز، یک هفته و یک ماه پاک خیلی بالاتر از روزهای قاطی با عبادات بسیار سنگین است!! این تاثیرش در چیست؟ در بهشت و جهنم رفتن؟ نه، در سلوک و در تقرب! در تقرب تاثیرش خیلی بالاتر است.

چشمی که در روز آلودگی دارد و چهار لیتر هم اشک می ریزد، یقیناً از چشمی که اشک هم نمی ریزد و اصلاخواب است، ولی در روز آلودگی ندارد، عقب تر است، (منظور یک روز است).

» اگر انجام ندادن اتفاق بیفتد، تأثیر انجام دادن خیلی عالی است.
+ اولین نکته با توجه به خطبه نهج البلاغه این است:
1- امور رفعی و دفعی خود را مشخص کنید.
در گروه ها و اجتماعات خودتان اگر اجتماعی تشکیل شود، مثلا جلسه ختم انعام یا ختم صلوات، اگر قبل از اینکه این جلسه تشکیل شود، یک غیبت شود یا دروغی گفته شود یا تهمت یا موارد مشابه کل تأثیر جلسه از بین می رود!! اول امور دفعی.

جلساتی تحت عنوان دفاع از اسلام یا دفاع از ارزش ها گرفته می شود، اما جلسه قاطی است! یعنی 45 دقیقه دفاع است، دو دقیقه توهین، افتراء، دروغ و تهمت! آن 45 دقیقه کلاً از نظر قران کریم "هباءً مَنْثوراً" است. جلسه کلاً بر باد است!
امور رفعی یعنی مراقبت از نکردن ها، مراقبت از انجام ندادن ها.

- تاثیر انجام ندادن ها بر تقرب، تاثیر نگفتن ها بر تقرب:
اگر انسانی بتواند در مسیر سلوک بگوید امروز به حرمت آقا امام رضا(ع) چشم، گوش و زبانم را حفظ می کنم یعنی ندیدن، نشنیدن و نگفتن. تاثیر این در هزار بار دیدن ضریح امام رضا(ع)، سخنرانی و نوحه گوش دادن، سینه زدن، ذکر گفتن، زیارت امین الله خواندن و مدام صلوات فرستادن، بیشتر است. اگر این ها را در کفه ترازو بگذاریم، تأثیر این انجام ندادن، خیلی بیشتر از تأثیر آن انجام دادن است! اگر این انجام ندادن اتفاق بیفتد، آن انجام دادن تاثیرش خیلی عالی است.

شخص را مُخَیِّر می کنند و می گویند یا شما نگویی، نشنوی، نبینی یا بروی تمام عبادات را انجام دهی اما مراقبت هم نکنی، اولی بهتر است.

» برای برخی خواب، سکوت، نشنیدن، ندیدن و نخورن، عبادت است!

لذا خیلی وقت ها برای برخی از ما می فرمایند: خوابش عبادت است. امام صادق(ع) می فرمایند: برخی خوابشان عبادت است، برای اینکه این افراد وقتی می خوابند به خود و به جامعه شَر نمی رسانند. برای برخی می گویند سکوتشان عبادت است. برای من، ما، نه همه! سکوت می کند، ذکر هم نمی گوید، عبادت است. برخی مواقع نشنیدن، ندیدن و نخوردن عبادت است. تأکیدی که قران کریم بر انجام ندادن ها دارد، بیشتر از انجام دادن هاست.

» مجلس باید با توبه همراه باشد!
2- وقتی گروه تشکیل می شود مبنای تشکیل گروه در شما چیست؟
"یدالله"، مع کدام جماعت، خداوند با کدام جماعت است؟؟
پیامبر اکرم(ص) در روایتی می فرمایند: من در هر نشست و برخاست استغفار می کنم.
نشست و برخاستی که پیامبر(ص) می فرمایند کلمه عربی آن جلوس یعنی مجلس است، الزاماً نشست و برخاست تنهایی پیامبر(ص) نیست. احتمال خیلی بالا، منظور پیامبر(ص) در این روایت نبوی، جلسات باشد که خیلی از علماء و مراجع اعتقادشان این بوده که مجلس باید با توبه همراه باشد!

مجلس یعنی هر تجمعِ شما، باید با یک بازگشت و توبه ای همراه باشد، چون "النّاس کُلُّهُم خَطّائون" مردم زیاد خطا می کنند. جلسات ما اگر دو نفره هم باشد، باید در آن یک تنَبّه و بازگشتی باشد.

» برخی اوقات بازگشت فقط با دیدن است.
برخی اوقات بازگشت فقط با دیدن است، انسان یک نفر را می بیند احساس می کند باید به سمت خدا برود. همه بازگشت ها هم الزاماً این نیست که روایت یا حدیث بگوئیم! مثلا برخی اوقات در جمع فامیلی قرار است ناهار بخورند یا ناهار هم خورده اند، می گویند حاج آقا روایتی بگوئید استفاده کنیم.
- الان که وقت استفاده نیست!
چرا فکر می کنیم تمام نشست و برخاست ها باید با موعظه همراه باشد؟!! خیلی از وعظ ها در قول امام صادق(ع) عملی است، "کونوا دُعاةً النّاس بِغَیرِ اَلْسِنَتِکُم".  چرا فکر می کنید حتماً باید یک جمله گفته شود تا استفاده کنید؟!

به این نکته هم می رسیم که بعضی از جملاتی که دارد اشتباه بیان می شود را با هم مرور کنیم.
چون در میان انسان ها میزان خطا بالاست، اگر دو یا چهار نفر با هم بوده اید، باید یک جای این جلسه توبه باشد. در سخنرانی و مداحی که حتماً باید باشد. اول انقلاب رسم بود، الان هم در حوزه علمیه، مخصوصا کلاس های خیلی جدی رسم است که چند دقیقه اول را با هم وعظ می کنند. مثلا اول انقلاب آن هایی که مدیر بودند، توصیه می کردند جلسه که می خواهد تشکیل شود، یک قسمت آن توبه است، هر جلسه ای که بود!

الان تقریبا شعار شده. در این مکان ها چون "النّاس کُلُّهُم خَطّائون"، این جلساتی که تشکیل می شود حتماً باید در آن باشد توبه. بعضاً می بینیم جلسه ای قرار است دینی یا اخلاقی باشد، اینقدر رنگ و بوی روانشناسی و جامعه شناسی و سیاست در آن بالاست که شب قدر صحبتی از توبه نمی شود!

نه اینکه بگوید "تُوبُوا"، توبه کنید، نه! یعنی طوری صحبت شود که مستمعین به این نتیجه برسند در اعمالشان یک اشتباهی وجود دارد که همان لحظه باید با خدا رفع سوء تفاهم کنند. پیامبر(ص) می فرمایند: در هر مجلسی هفتاد بار استغفار دارم یعنی در هر مجلسی هفتاد بار به سمت خدا بازگشت دارم.

» انسان جایز الخطا یا ممکن الخطاست؟
جمله ای که می خواهیم با هم مرور کنیم نه آیه است و نه روایت. یک عبارت مصطلح که نمی دانیم از کجا نشأت گرفته است. می گویند انسان جایز الخطاست. بعد انسان جایز الخطا را خیلی فلسفی می کنند، به قوانین منطقی می کشانند و فکر می کنند صحبت های خیلی عالمانه ای دارد گفته می شود!

مثلا می گویند انسان جایز الخطا نیست، انسان ممکن الخطاست! خوب شد شما فرمودید، ما فکر می کردیم امکان خطا برای انسان وجود ندارد! به جمله انسان جایز الخطاست باید بهتر نگاه کنیم، اینکه انسان ممکن الخطاست که معلوم است لازم نبود روایت بیاورید!

+ جایز الخطا می تواند دو معنا داشته باشد:

1- اصلا خطا به معنای گناه نیست، خطا یعنی اشتباه!
 "النّاس کُلّهُم خَطّائون". وقتی می گوید "النّاس کُلّهُم" تأکید دارد، "خَطّائون"  هم باز تأکید است. یعنی مردم باید خطا کنند، جامعه بدون خطا امکان ندارد. معنای خطا اشتباه است! انسان برای اشتباه کردن جایز است، یعنی شما نمی توانی سر بی دردسر خویش را دستمال نبندی. باید در جامعه بروی، باید هم خطا کنی. اگر بگوئیم انسان جایز الخطا نیست، رهبانیت است! یعنی باید یک گوشه بنشینی و خطا نکنی. آزمون و خطا در جامعه ما جایز است.

2- اگر خطا به معنای گناه باشد، یعنی خداوند تبارک و تعالی اصلا توقع ندارد شما حتی گناه نکنید.

اولا خطا به معنای اشتباه است. فرض می گیریم خطا به معنای گناه باشد، خدا اصلاً توقع ندارد ما گناه نکنیم. خداوند در هیچ جای قرآن توقع عصمت از ما ندارد، حتی در قرآن کریم دستور دارد که اگر شما از کبائر اجتناب کردید، راجع به صغائر می گذریم، این را "لَمَم" حساب می کنیم. یعنی خداوند می فرماید صغائر برای شما جایز است، نه به معنای اینکه بروید صغیره را انجام دهید، یعنی این کار را انجام می دهی و نمی توانی بگویی انجام نمی دهم.

مثلاً در متن زیارت امین الله وقتی شما با امام رضا(ع) صحبت می کنی، نمی گوئی گناهان قبل من را ببخش، می گوئی گناهان بعد من را ببخش! در جای دیگر امام جواد(ع) می فرمایند: کسی که به زیارت پدرم علی بن موسی الرضا(ع) در غربت برود، خداوند گناهان قبل و بعدش را می بخشد.

» حساسیت نداشتن به گناهان صغیره = دچار شدن به گناهان کبیره!

اصلاً معنای توبه این نیست که من بعد از هر توبه ای به نقطه عصمت برسم، به این معناست که خداوند می فرماید:
1- از خطا به معنای اشتباه نترسید، شما جایز هستید.
2- از خطا به معنای گناه صغیره، ادعا نکنید که انجام نمی دهم. توانتان را برای انجام ندادن گناه، ولو صغیره، بگذارید.

کسانیکه نسبت به صغائر(گناهان صغیره)، حساسیت ندارند، مطمئن باشید به کبائر(گناهان کبیره) دچار می شوند، ولی ادعا نکنید.
اگر شما توانتان را بگذارید که خودتان را کنترل کنید، اگر جایی "لَمَم" بود، مطمئن باشید ما از این "لَمَم" می گذریم.


» چه زمانی انسان ها یقیناً به رکود می رسند؟

+ بنابراین دلایل مجالس ما باید:
1- به توبه منجر شود.
توبه یعنی انسان تصمیم بگیرد در هر جلسه ای بهتر شود، هرجلسه ای!
جلسه ی بعدی، زمانیست که می خواهیم به خانه برویم و در تاکسی با دو نفر صحبت می کنیم، تصمیم بگیریم بهتر شویم. جلسه بعد قرار است به مادرت زنگ بزنی و احوالپرسی کنی، تصمیم بگیری بهتر شوی. هر صحبتی! اگر انسان ها به هر چیزی از جامعه به عنوان وسیله ای برای رشد نگاه نکنند، یقیناً به رکود می رسند!

2- "یَدُ الله مَعَ الجَماعَة".

"یَدُ الله"، مع کدام جماعت؟؟

- جماعتی که به امور دفعی می پردازند.
امور دفعی یعنی جماعتی که سعی می کنند مبنای دنیا پرستی را در خودشان هضم کنند و آن هم بحث زهد است.

» در رفت و آمدها و اجتماعات ما، حُبّ دنیا ترویج می شود!
دیشب راجع به حُبّ صحبت کردیم، امروز صبح به زهد رسیدیم. یعنی جماعتی که یکدیگر را به زهد ترغیب و ترویج می کنند. بسیاری از برادران و خواهران مؤمن و مؤمنه مشاوره که می روند و مشاوران به ما منتقل می کنند، گله دارند که ما از رفت و آمد می هراسیم! چون رفت و آمدها باعث می شود که دنیا پرستی ما تقویت شود و دردسرهای اقتصادی شروع شود! البته زیاد نگران دنیا پرستی نیستند، نگران دردسرهای اقتصادی اند. می گوید خدا نکند همسر من بخواهد به خانه دوستش برود، وقتی برگشت من باید مبلمان خانه را با مبلمان دوست ایشان تنظیم کنم، چرا؟ چون در رفت و آمدها و اجتماعات ما، حُبّ دنیا ترویج می شود، نه زهد!!

» اگر راه قدس را فراموش کنیم، ایران را از دست خواهیم داد!!

رزمنده های ما با چفیه هایی که هنوز از گردن مقام معظم رهبری(مد ظله) برداشته نشده، خوشحال و با انگیزه و روحیه به سمت شهرها و شهرستان های خودشان برگشتند که ان شاء الله بتوانیم با همین نگاه عاشقانه، عارفانه، تائبانه و جهادی سنگرها را بچرخانیم و مملکت را به جایی برسانیم که امامی که الان از ما دلخور است، به نقطه ای برسد که باز برگردد و بگوید راه قدس از کربلا می گذرد، که اگر ما راه قدس را فراموش کنیم، ایران را از دست خواهیم داد!! انسانیت و ایمان، عزت، شرافت، استقلال و آزادی را از دست خواهیم داد!! اگر ما به قدس نگاه نکنیم، نمی توانیم خوب زندگی کنیم. یک دفعه شروع کردند به داد و فریاد که بس است مقداری هم به خودتان برسید!!!

بعد از جنگ شش، هفت نفر از رزمنده ها را برای تحقیق در مورد کاخانجات کرم ابریشم و شیر به رشت فرستادند. می خواهیم به شما دو کارخانه شیر و کرم ابریشم بدهیم، سال 69 رفتیم دنبال انواع گاو، نوع شیردهی که مثلا می خواهیم سازندگی کنیم. می گفتند حق شماست که بهتر زندگی کنید، یعنی انسان هایی که می خواستند بهتر زندگی نکنند، می خواستند جامعه ی بهتری بسازند، اجبارشان کردند شما باید بهتر زندگی کنید!

در جمع ها فشار می آورند، حق شماست بهتر زندگی کنید!! چه کسی گفته حق ما نیست بهتر زندگی کنیم؟ لحن شما دارد من را خراب می کند! معلوم است که حق ماست بهتر زندگی کنیم، دستور قرآن است که باید به آبادانی، عمران و سازندگی بپردازید، اما با زهد!

» از نظر اسلام و اهل بیت(ع) زهد ارزش است، نه تجمل!
الان می بینیم که همکاران خود من بارها گفته اند نوکر اهل بیت(ع) باید بهترین زندگی را داشته باشد، بهترین خانه، بهترین ماشین، بهترین عطر! نوکر اهل بیت(ع) باید آقایی خود را نشان دهد! شما این نظریه را از کجای زندگی اهل بیت(ع) درآورده ای؟! چه کسی گفته نوکر اهل بیت(ع) باید بهترین زندگی را داشته باشد؟! امام(ره) به شما یاد داده، یا رهبری(مد ظله) یا شهدا یا معصومین(ع)؟؟! در کل هزار و چهار صد سال، این جمله را از کجا آورده ای؟!!

یک آخوند یا مداح غرق در تجمل و تبرج بوده، می خواسته توجیه کند، این جمله را گفته، همه این جمله غلط را گرفته اند و روی هزار منبر داد می زنند! از نظر اسلام و اهل بیت(ع) زهد ارزش است، نه تجمل! اصرار هم ندارد که همه باید اینگونه باشند، نفیِ نهی ای هم نمی کند، توصیه می کند که به تجمل و تبرج نپردازید. در آخرالزمان برعکس شده، یعنی شما به تجمل و تبرج توصیه می شوی!!
یک زمانی که نوکر اهل بیت(ع) از مستمعین پابرهنه خودش که با موتور گازی، پیاده و... می آمدند، خجالت می کشید با پیکان بیاید، الان افتخار می کند بهترین ماشین را دارم!

هیچ کس در تمام تعالیم اسلامی، در هیچ آیه و روایتی یک مورد توصیه به تجمل و تبرج،  نمی تواند پیدا کند، نمی گویم بروید پیدا کنید و به من نشان دهید، هیچ کس نمی تواند پیدا کند!

توصیه به تجمل نمی شود، اما از ثروتمند خوب که ثروت خود را در راه خیر استفاده می کند، تعریف می کنند. راجع به دست باز بودن تعریف می کند. آنقدر اموال آقا امیرالمؤمنین(ع) در بحث وقف زیاد بود که زمانی بین سادات حسنی و حسینی بر سر موقوفات آقا امیرالمؤمنین(ع) دعوا شد!

تجمل و تبرج را کسی توصیه نمی کند، اکتفای به معونه یعنی حداقل ها، توصیه ی دینی است، این را زهد می گویند. زهد صوفیانه را هم صد در صد رد می کنند. اکتفا به معونه آنچه که صلاح، شرایط و شئونات زندگی است را اعلام می کند.

- جماعتی که اهل مراقبه باشند.

آقا امیرالمؤمنین(ع)  می فرمایند: یکدیگر را به مراقبه توصیه کنید، خیلی وقت ها برای اینکه دوست ما ممکن است ناراحت شود، از توصیه به مراقبه پرهیز می کنیم.

در قم، در جمعی صحبت می کردیم، گفتند مراقبت کن وقتی صحبت می کنی، دوستان بزرگوار اهل فضل ناراحت نشوند! گفتم امیرالمؤمنین(ع) می نشستند و به امام مجتبی(ع) می گفتند من را وعظ کن! به من توصیه کن، من ناراحت نمی شوم. شما می گوئید ایشان چون اهل فضل است، توصیه نکن! به خودم توصیه می کنم. ائمه جمعه وقتی می خواهند توصیه کنند، می گویند توصیه می کنم، نفسم، خودم و شما را به تَقْوَیَ الله.

» لحظه سقوط انسان، چه لحظه ای است؟
در جمع ها توصیه به مراقبه و زهد داشته باشید.
اگر انسانی به درجه متوهمانه ای برسد یعنی گمان کند که دیگر از توصیه و وعظ بی نیاز است، صد در صد آن لحظه، لحظه سقوط انسان است!

مثلا می گویند شما نمی خواهد برای ما منبر بروی، ما خودمان همه این ها را بلدیم. اکثر اوقات معصومین(ع) از کودکان درس می گرفتند. حتی بالاترین معصومین یعنی پیامبر خدا(ص) می فرمودند: من از کودکان درس می گیرم. در جای دیگر امام صادق(ع) می فرمایند: می شود چهار درس از کودکان گرفت. پیامبر(ص) می فرمودند: "عَلَیْکُم بِدینِ العَجائز" بروید از کسانیکه عجز دارند، درس بگیرید! دینداری را از آن ها یاد بگیرید.

قشرهای محروم از نظر فرهنگی، مستضعف فرهنگی، مستضعف توانی، معلول، مستضعف جنسیتی، مستضعف سنی همه این ها را معرفی می کند که بگوید منِ امام هم از این ها درس می گیرم. هیچ وقت خود را از درس گرفتن بی نیاز ندانید.

اگر انسان متوهمانه به نقطه ای برسد که اینجا حق مطلق است، همینجا لحظه ی سقوط است! خداوند برای هیچ انسانی به جز معصومین(ع)، حق مطلق قائل نشده است. حق درصدی است، هر کسی درصدی از حق را دارد. یکی 50، یکی20، یکی مثل بنده 5 درصد از حق را دارد.

» روایت انسان را تشویق می کند.
لذا می فرمایند: "یَدُالله" مَعَ الجَماعتی که احساس بی نیازی و استغنای نسبت به وعظ نکنند! خود بنده برخی اوقات روایتی که خودم پیدا کرده ام، ده بار هم گفته ام را برای بار یازدهم که می بینم و می شنوم، حتی از خودم هم که می شنوم، برای من مایه ی وعظ است. روایت بر انسان تاثیر دارد و انسان را تشویق می کند. جماعت نباید نسبت به وعظ بیگانه باشند.

سال 84 خدمت دوستانی که بودیم گفتم اگر یک وضعیت خوب فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی مبنی و مبتنی بر تقوی داشته باشیم، نیازمند این هستیم که اصناف را در جامعه از یکدیگر جدا کرده و برای هر کدام وعظِ مشخص، تعیین کنیم. مثلا کارمندان، بازاریان، صنعتگران، مدیران، مداحان، هیئتی ها و... را جدا کرده، یک تیم مشخص کنیم تا بنشینند از آیات و روایات، اخلاق این ها را در بیاورند.

در سطح کشور هم نامه ای به کمیسیون فرهنگی مجلس نوشتم. خدمت استاد بزرگوار حاج آقا مرتضی تهرانی هم، همین نامه را دادم و گفتم اگر کمیسیون فرهنگی بخواهد کاری کند. الان ده سال است! هر که آمد داد و فریادی فراوان کرد و رفت / دردهایش را به نان و سکه درمان کرد و رفت! کسی دیگر دنبال فرهنگ و دین در جامعه نیست!! باید فکری به حال کمبود وعظ در جامعه بکنید. گروه های ما با وعظ بیگانه اند. تمام کارها، کارهای فرمالیته ی ظاهری است. مثلا می گویند سوره "و العصر" بخوانید، وقتی می خوانید چه اتفاقی می افتد؟! باید سوره "والعصر" را باز کنید، باید روی خودمان کار کنیم.

» انسان به واعظ درونی و بیرونی نیازمند است.

امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:
اگر انسانی دو واعظ نداشته باشد: 1- واعظ درونی و 2- واعظ بیرونی.*
برخی از ما واقعاً واعظ بیرونی نداریم، درحالیکه این دو لازم است.
1- واعظ درونی. دائم خودش را نصیحت کند، خودش را بسنجد و خودش را وعظ کند.
2- واعظ بیرونی. هر جایی می خواهی باش.

روضه ها و جلسات وعظ و اخلاق منزل مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) ترک نشده، نمی شود و نخواهد شد. با خانواده می نشینند، برخی از کسانی که منزل مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) منبر می روند، دوستان خودتان هستند، اسم بیاورم تعجب می کنید و می گوئید من پای منبر این نمی نشینم، حضرت آقا(حفظه الله) می نشینند!! بعضی از بچه های کانون آنجا منبر می روند!
50، 60 سال از رهبری کوچک ترند، چرا باورتان نمی شود؟ چون به وعظ نیاز است. جلسات مرتب برگزار می شود، جلساتی که تلویزیون نشان می دهد، جلسات عمومی است. خیلی عجیب است که ما احساسِ نیازِ به وعظ نمی کنیم!!! باید در این مسیر باشی، برنامه داشته باشی که یک نفر هفته ای سه یا چهار مرتبه مباحث را برای شما تکرار کند.

آفت بعدی ما این است که به نام انقلاب، فرهنگ، دین، سیاست، جهاد، عدالت، جلسه یا گروه تشکیل می دهیم، اما واعظ نداریم، نه درونی، نه بیرونی!!

امام(ره) فرمودند اسلام بدون آخوند نداریم. آخوند یعنی کسی که تخصص وعظ دارد. ممکن است شخصی لباس پوشیده باشد و آخوند نباشد. حتی فریاد عدالتخواهی، باید واعظ داشته باشد. فریاد جهاد، باید واعظ داشته باشد. زمان جنگ برای یک گردان یا گروه یا حتی گروه چند نفره برای تعمیر موتور، یک آخوند می گذاشتند که وعظشان کند. گروه های اسلامی تشکیل می شود که بدون آخوند و واعظند، در اینجا فاصله ما با مقام آقا امیرالمؤمنین(ع) دارد زیاد می شود.
                                                                                                                                                                                                                                               * متن کامل حدیث:
امیرالمومنین علی(ع) در خطبه 90 می فرماید: "کسی که به او کمک نشود تا از درون، واعظ و بازدارنده ای داشته باشد برای او هیچ واعظ و بازدارنده ای از غیر خودش نخواهد بود".

 


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات