برنامه آينده
"شنبه های پاک"
جلسه هفتگی
به مناسبت سالروز تخریب
قبور ائمه بقیع(ع) و شهدای هفتم تیر

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداح :
سید محسن رسولی

زمان :
شنبه 96/4/10
همزمان با اقامه نماز مغرب و عشاء


خیابان شهیدآقایی، حسینیه سیدالشهداء (ع)

رهپويان






جمعه 22 مرداد 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی اثرات ترک - شب هجدهم ماه رمضان - 95/4/4
مومن واقعی کسی است که اگر ده درصد از گناه و گناهکاری گله می کند، نود درصد از خودش گله دارد.

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: اثرات ترک
شب هجدهم ماه رمضان
95/4/4

◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:
» آمادگی برای ملاقات با خداوند، با بقیه آمادگی ها، تفاوت های اساسی دارد.
»‌ اشتباه اینجاست که خدا را یک انسان فرض می کنیم.
» خداوند برای بخشش، مقدمات لازم ندارد.
» چرا به گریه کردن و سینه زدن و تضرع تأکید می شود؟
» اصرار بر فوران احساسات، برای حرکت دادن و کمک کردن به عقل است.
» چرا برای بازگشت به خدا، از ثروتی که داریم، خرج نمی کنیم؟!
» چه اشتباهاتی در شب های قدر رخ می دهد؟
» یک بار هم که شده برای یک سال، در شب قدر دفتری برنامه ریزی کنیم!
» چه کسانی شاگرد اول های شب های قدر هستند؟!
» احساس منجر به تصمیم نمی شود، بلکه عقل توست که تصمیم می گیرد.
» توبه ناشی از فشار تضرع و اشک باید منجر به برنامه بشود.
» اثری که انجام ندادن ها در ارتقاء معنوی ما دارند، انجام دادن ها ندارند!
» قدم اول عرفان، ترک است!
» ترک کردن باید پروژه بندی شود.
» هنر شب های قدر چیست؟
» یک نگاه تند به مادر، می تواند همه اشک ها را به کوه آتش تبدیل کند!
» کسانی که دائم فرافکنی دارند و حدیث نفس ندارند، بدان که مسئله ای را پنهان می کنند.
» مومن واقعی چه کسی است؟
» مبارزه با نفس چگونه است؟
» روزه باید انسان را به خاک بیندازد و متواضع کند.
» علت خوب شدن خوبان، چیست؟
» مزد کسی که نیتش را چک می کند، چیست؟
» چگونه کارهای بد خود به خود کم رنگ می شود؟!
» هرچه انسان از لحاظ معنوی بالاتر می رود باید اشک، رقّت و تضرعش بیشتر بشود.


» آمادگی برای ملاقات با خداوند، با بقیه آمادگی ها، تفاوت های اساسی دارد.
در خصوص مقدمه شب های قدر چند کلمه ای باهم صحبت می کنیم. امشب بیشتر شب مناجات و توسل و شب جمعه است و از توفیقاتی که امسال نصیبمان شده این است که شب قبل از شب نوزدهم مصادف با شب جمعه و بسیار شب مبارکی است، مخصوصا در ماه مبارک رمضان.

بحث آمادگی برای ملاقات با خداوند تبارک و تعالی با بقیه انواع آمادگی ها، تفاوت های اساسی دارد. زمانی که ما از آمادگی صحبت می کنیم، اولین چیزی که مردم در آن بررسی می کنند شرایط آن محیط است. مثلا زمانی که می گویند برای کوهنوردی آماده باشید، تمام شرایط محیط را بررسی می کند، مثلا شیبش تند است یا کند، هوا گرم است یا سرد، برف هست یا نه!

یا مثلا زمانی که می خواهد برای شنا برود شرایط آن را بررسی می کند، بعد از بررسی شرایط، لوازم آمادگی را تشخیص می دهد. مثلا اگر قرار است در شرایط برفی کوهنوردی برود، نتیجه می گیرد که من باید لباس گرم ببرم، فلان کرم را به صورتم بزنم که ضد اشعه ای که از برف ساطع می شود باشد، کفش مناسب را انتخاب کنم، این غذاها را باید به همراه داشته باشم، چراغ الْکلی را برای فلان موقعیت با خود ببرم و... یعنی تشخیص می دهد!

آمادگی ها بر مبنای شرایط محیطی که می خواهیم برویم تشخیص داده می شود و برخی از اوقات ما در برابر خداوند تبارک و تعالی، آمادگی هایمان را بدون شناخت انجام می دهیم.
شرایطی که ما در شب های قدر خواهیم داشت را طبق آیات و روایات با هم بررسی می کنیم، ببینیم چه چیزهایی از لوازم آمادگیست که در این فرصت باقی مانده راجع به آن فکر کنیم.

»‌ اشتباه اینجاست که خدا را یک انسان فرض می کنیم.
میزبان وجودی است که هیچ گونه شباهت و تناسبی با انسان ها ندارد. در بسیاری از مواقع ما خدا را یک آدم بسیار قوی و قدرتمند فرض می کنیم و خیال می کنیم که درمقابل یک انسان هستیم و از او درخواست می کنیم. لوازمی که لازم است تا دل یک انسان به رحم بیاید و به ما نگاه کند، همان لوازم را هم برای خدا به کار می بریم.

» خداوند برای بخشش، مقدمات لازم ندارد.
یادم است سال ها قبل، در یکی از ایام قدر ساعت چهار بعد از ظهر، یک فیلم سینه زنی یا موزیکی پخش می کردند که غم انگیز بود و جاداشت همان جا حسابی گریه کنم و خودم را خالی کنم و راحت بشوم. اشکم تا بغل مژه ام جمع می شد، سریع کانال را عوض می کردم و بلند می شدم به صورتم آب می زدم و دوری می زدم و با خودم می گفتم که من برای امشب که شب قدر است این اشک را لازم دارم، اگر الآن این اشک بریزد دیگر امشب لوازم ارتباط با خدا را ندارم!

چرا؟! چون گمان می کردم خداوند برای اینکه به من نگاه کند محتاج این است که ذلت و اشک ندامت من را ببیند. در بعضی از آیات و روایات هم که نگاه کنیم، می بینیم که همین مسئله آمده است؛ "أنا عبدکَ الذَلیلُ الضَعیفُ الحَقیرُ المِسکینُ المُستَکین" یا مثلا اینکه خدا را با حال تضرع بخوانید. یعنی در حقیقت خداوند را برای بخشش، به یک مقدمات محتاج کردن! بعد هم در قرآن می خواند "اللهُ الصَمَد"، خدا بی نیاز است!

خواهران و برادران، بی نیاز بودن خداوند به این معنی نیست که خداوند قسط ندارد، خانه و شام و ناهار نمی خواهد، بلکه به این معناست که خدا برای اراده کردن احتیاجی به هیچ مقدماتی ندارد، اگر ما استجابت دعا را به مقدمه ای، ولو به اشک یا تضرع منوط کنیم، به این معنی است که خداوند برای بخشش نیازمند است.

» چرا به گریه کردن و سینه زدن و تضرع تأکید می شود؟
پس چرا در قرآن و دعا این گونه گفته است؟ این بحث دیگریست! بحث این است که فرضا بنده اصلا با خداوند دوستی ندارم و سابقه زشتی هم دارم که بنا ندارم از آن توبه کنم، اما می توانم همین لوازمی که در دعا گفته است را رعایت کنم، یعنی بروم به خاک بیفتم و تضرع کنم و اشک بریزم.

یعنی خداوند فریب می خورد؟ خط مرزی بسیار باریکی است و نیاز به دقت زیاد دارد. مقصود از تضرع و اشک "ندامت" است. زمانی که ندامت اتفاق می افتد، آه بلند می شود و صدای ناله به آسمان می رود. زمانی که پشیمانی اتفاق بیفتد، تضرع به آن سنجاق شده است.

اگر زمانی پشیمانی اتفاق بیفتد که به همراه این موارد هم نباشد، ابداً این پشیمانی مسئله بدی نیست، عده ای این گونه هستند و عقلا به نتیجه می رسند! بسیاری از کسانی که با تضرع توبه می کنند چون "احساس" در آن ها غالب بوده است، توبه شان را می شکنند! عده ای هم هستند که عقلی توبه می کنند، فرصت و مهلت تضرع را هم پیدا نمی کنند، اما عقلا به این نتیجه رسیده که این کار خطا بوده است.

چرا به گریه کردن و سینه زدن و تضرع تأکید می شود؟ برای اینکه جَوی ایجاد می شود که این جو بر روی عقل آدم تأثیر می گذارد. هیچ کس نمی تواند منکر شود که احساسات می تواند عقل را حرکت دهد! اشکال در صورتی به وجود می آید که احساس به حرکت در می آید، اما عقل حرکت نمی کند!

» اصرار بر فوران احساسات، برای حرکت دادن و کمک کردن به عقل است.
امشب برای دعاها و توبه های فردا شبت که شب قدر است، یک برنامه ریزی عقلانی و یک گفتمان خیلی جدی و مبتنی بر منطق باید آماده کنی! اگر فردا شب احساساتمان کمک کرد که این گفتمان عقلانی را به خدا عرضه کنیم، فَبِهَ المُراد، اما اگر کمک نکرد هم ما کار خودمان را کرده ایم! اصرار بر فوران احساسات، برای حرکت دادن و کمک کردن به عقل است. عقل زمانی که در دامنه احساسات قرار می گیرد، تصمیمات زیباتری می گیرد!

مثلا طرف با وجود اینکه پولدار هم هست، اما تا زمانی که فقر را از نزدیک نبیند، دستش در جیبش نمی رود! اگر منطقی به این نتیجه رسیده باشد که پول من برای خودم است و فقر فقرا مشکل خداست، حتما اشتباهی مرتکب شده اند که فقیر شده اند! (برخی از کسانی که در مکاتب مختلف هستند می گویند رزق به جبر تقسیم می شود) این شخص زمانی که عقلا به این نتیجه برسد، حتی اگر صد یتیم را در مقابلش سر ببرند، چون دارد جبری فکر می کند، احساساتش نمی تواند عقلش را حرکت دهد.

اما ممکن است ثروتمندی چون فقر را ندیده، کمک نمی کند و اگر ببیند کمک می کند. اشک و تضرع برای توبه، نقش همان فقیر را برای ثروتمند دارد!

» چرا برای بازگشت به خدا، از ثروتی که داریم، خرج نمی کنیم؟!
ما ثروتی داریم به نام خدای متعال و بزرگواری که برای توبه ثانیه ای برگشت را کاملا قبول می کند، دست در جیب نمی کنیم و از این ثروت برای بازگشت به خدا خرج نمی کنیم به دو دلیل:
◄ دلیل اول: منتظریم که تضرع ما را حرکت دهد.
◄ دلیل دوم: منطقاً به این نتیجه رسیده ایم که خداوند ما را نمی بخشد.

هرچقدر هم که می خواهی تضرع کن! برای شب های قدر باید این دو مورد را حل کنی. اگر می خواهیم فردا شب با خداوند صحبت کنیم، باید از قبل بدانیم که خدا برای بخشیدن و اهدا کردن به ما محتاج به هیچ چیز نیست. و حتی فردا شب هم محتاج آمدن ما نیست. من اگر فردا شب به مجلس شب قدر می آیم، دارم احتیاج روحی و روانی خود را ارضاء می کنم، و کسانی که احتیاج روحی و روانی خود را  ارضاء نمی کنند و عقلانی عقب می نشینند و احساسات خود را در نظر نمی گیرند، پس از چند سال این عقل هم دیگر عقل الهی نخواهد بود، چون از تضرع کمک نگرفته است!

» چه اشتباهاتی در شب های قدر رخ می دهد؟
◄ دو اشتباه در شب های قدر اتفاق می افتد:
+ اشتباه اول، کسانی که می گویند نیازی به گریه و تضرع نیست و خدا می شنود.
+ اشتباه دوم، کسانی که فکر می کنند اگر فردا شب به مجلس بروند، به زور گریه و تضرع می توانند آدم بشوند.

»‌ یک بار هم که شده برای یک سال، در شب قدر دفتری برنامه ریزی کنیم!
هر دوی این افراد دارند اشتباه می کنند. یک بار برای خود جدی برنامه ریزی کنید، به خدا اعلام می کنید که من با این پیشنهادها و پشیمانی ها دارم می آیم، و این ها برنامه من برای سه شب قدر است. هرچند می دانم این صحبت هایی که الآن خدمتتان می گویم، هزاری به یک نفر ممکن است عمل کند، اشکالی ندارد همان یک نفر هم یک نفر است!

من، بسته پیشنهادی و بسته پشیمانی خود را آماده می کنم، بعد به خدا برنامه می دهم، می گویم برای این پیشنهاداتم، این تلاش ها را در مرداد ماه و شهریور ماه و ... انجام می دهم و کمکم کن، انتظار ندارم که به صورت ناگهانی به من بدهی و بروم! برای این پشیمانی ها و برای اینکه دوباره بر نگردم، این مسیر ترقی عبادی را برای خودم یادداشت می کنم. یک بار هم که شده برای یک سال، در شب قدر دفتری برنامه ریزی کنیم! اغلب مردم برای ارتقاء معنوی به دنبال معجزه اند! فردا شب برویم ببینیم چه می شود، خدا نگاه می کند یا نه؟! خدا بدون برنامه نگاه کند؟

ماه رمضان هم اگر بگذرد، خدا بزرگ است، عرفه و ماه محرم را هم به برکت امام حسین(ع) در پیش داریم، یک سفر کربلا و دو سفر مشهد می رویم ان شاءالله خوب می شویم، هیچ برنامه خاصی برای ترقی معنوی وجود ندارد!! یک برنامه ی خاص و دقیق و منظم تنظیم کنید.

امام صادق(ع) فرمودند: (این شیوه ای که امام بیان می کند خیلی عوامانه است، اما در پشت آن یک قانون روانشناسی وجود دارد.)
- می خواهی ذکر بگویی؟ چله زیارت عاشورا بگیری؟
- بله.
- برای خودت مشخص کن چه ساعتی باشد. یک ساعتی در روز که می دانی آن ساعت را می توانی همیشه برای زیارت عاشورا خالی کنی را در نظر بگیر.
امام می گوید مشخص کن که مثلا چهل روز ساعت چهار بعد از ظهر زیارت عاشورا می خوانم. این سخن چندان هم عوامانه نیست، بلکه می گوید ما باید برای ارتقاء معنویت برنامه داشته باشیم، وگرنه بدون برنامه هر بار شب نوزدهم می آیی و بساط اشک و توبه و منبر و مداحی، بعد دوباره می روی سر کار و زندگی ات!

دوباره شب بیست و یکم به همین شکل. خدا را شکر بساط هم فراوان است و خیالمان راحت است، اینجا تمام شد به مشهد می رویم، بعد از آن کربلا و بعد محرم و صفر و بعد هم ان شاءالله سفر جنوب می رویم! برخی از برادران و خواهران ده سال است که خودشان را اینگونه نگه داشته اند! از بالا رفتن خبری نیست!!

» چه کسانی شاگرد اول های شب های قدر هستند؟!
کسانی که برای برنامه ارتقاء معنویشان از عقل و احساس استفاده به جا و مناسب می کنند، در شب قدر شاگرد اول اند! و کسانی که یکی از آن دو را تعطیل می کنند یا کسانی که منتظرند یکی آنان را هُل بدهد؛ مثل من که ساعت چهار بعد از ظهر گریه ام گرفته اما با خودم می گویم این گریه حیف است، می گذارم برای دعای ابوحمزه، چرا که گمان می کنم برای این که دعای ابوحمزه ی من قبول بشود، خدا نیاز دارد که این آب شور از پلک های من جاری شود. این هم اشتباه است!

» احساس منجر به تصمیم نمی شود، بلکه عقل توست که تصمیم می گیرد.
ما باید از احساس برای تصمیم گیری استفاده کنیم، تصمیم کار عقل است! احساس منجر به تصمیم نمی شود، بلکه این عقل توست که تصمیم می گیرد. مثلا شخص ثروتمندی یک صحنه ای از یتیمان می بیند و احساساتش فوران می کند، عقلش تصمیم می گیرد که همین الان دسته چک بنویسد و سرپرستی و هزینه ماهیانه آن ها را بر عهده بگیرد. این می شود برنامه!

»‌ توبه ناشی از فشار تضرع و اشک باید منجر به برنامه بشود.
احساسات فوران می کند، دست در جیب می کند و می گوید ببخشید مقدار زیادی با خود ندارم، دویست و پنجاه هزار تومان را تقدیم می کند، این می شود احساس و حرکت! انگیزه ای که تنها توسط احساس ایجاد می شود، فقط برای همین یک بار است! یک توبه می کند و خیال می کند که دیگر خوب شده است. توبه ناشی از فشار تضرع و اشک باید منجر به برنامه بشود.

» اثری که انجام ندادن ها در ارتقاء معنوی ما دارند، انجام دادن ها ندارند!
آقا امام صادق(ع) برنامه ها را دو قسمت می کنند:
1- انجام دادنی ها.
2- انجام ندادنی ها.

چندین بار راجع به انجام ندادنی ها تذکر داده ام و روایاتش را نقل کرده ام. تمام مراجع ما به تأسی از خدا، قرآن کریم و تمام امامان اعلام کرده اند: اثری که انجام ندادن ها در ارتقاء معنوی ما دارند، ابداً انجام دادن ها ندارند! برنامه بریزد که این کارها را "نکند"! الآن که نام برنامه را آورده ام، یک عده می گویند می روم برنامه هایم را یادداشت می کنم که روزی انقدر قرآن بخوانم، ذکر بگویم، صدقه بدهم و سهم انقلابی خود را اجرا کنم!

»‌ قدم اول عرفان، ترک است!
مرحوم آخوند ملا حسین قلی همدانی در خط اول کتاب عرفانش می نویسد: ترک! قدم اول عرفان ترک است. آنقدری که ترک کردن برای ما اثر معنوی دارد، عبادت کردن ندارد. بسیاری از مواقع زمانی که بیمار هستی و به دکتر می روی، دکتر می گوید اگر می توانی پرهیز کنی به تو نسخه ای نمی دهم! بدنت خود به خود می تواند تو را سالم کند.

چون استراحت نمی کنی و پرهیز نمی کنی، مجبور می شوم به تو نسخه بدهم. در این جمع های ایمانی که ما هستیم و در میانمان گنهکاران پیچیده حرفه ای کمتر پیدا می شود که برای پاک شدن نیازی به حد و حبس و قصاص داشته باشند. گناهانی که امثال ما انجام می دهیم، برای پاک شدن تنها نیاز به ترک دارد. برنامه ریزی کنم برای ترک کردن!

» ترک کردن باید پروژه بندی شود.
علمای اخلاق ما گفته اند که "ترک" را هم پروژه بندی کن! قطعی نگو! دیگر محال است فلان گناه را انجام دهم! زمانی که سیزده، چهارده سال داشتم، تصمیم گرفتم کاری را انجام ندهم، اما نشد! بعد یک نامه به خدا نوشتم.
- از سید محمد انجوی نژاد به خداوند تبارک و تعالی.
- موضوع: تعهد.
شروع به قسم خوردن کردم؛ به محمد (ص)، و علی و فاطمه و حسن  و حسین(ع) و چادر خاکی حضرت زهرا(س) و سر بریده حسین(ع) ... سه صفحه قسم های شدید داده بودم، یعنی اگر آن سه صفحه به عربی ترجمه شده بود، الآن آن را در کتاب مفاتیح چاپ کرده بودند!!

بعد از این همه قسم، برای محکم کاری صیغه نذر را هم به جا آوردم؛ "برای خدا بر من واجب است که دیگر این کار را نکنم" و بعد هم برای محکم کاری بیشتر با همان احوالات چهارده سالگی نامه را با گلاب شستم و در پاکت گذاشتم و آن را در رودخانه انداختم! همزمان هم اشک می ریختم و می گفتم، یا امام زمان(عج) شاهد باش که من دیگر این کار را انجام نمی دهم. هنوز با اجازتان آن کار را انجام می دهم!!!

» هنر شب های قدر چیست؟
به خودت اعتماد نکن که خیلی محکم قول بدهی. ترک، پروژه دارد! برای ترک کردن برنامه ریزی کن. می خواهی ترک کنی؟ برنامه ریزی کن مرداد انقدر کنترل داشته باشم، شهریور 10% بالاتر می برم، مهر 15%، آبان 60%، یک پروژه می گذارم، ان شاءالله تا اول ماه رمضان سال دیگر، اگر هم قبل از پایان پروژه مُرد، اگر اولش را درست جلو رفته باشد، تا آخر پروژه را برایش می نویسند.

یعنی اگر بنده تعهد کردم و مرداد ماه مُردم، اگر خداوند دید که من پروژه ام را طبق برنامه جلو برده ام، پیشرفت این پروژه را تا ده سال دیگر در نظر می گیرد، چون خدا گفته است که یک قدم تو بیا، ده قدم من می آیم. پس تا ده سال بعد از آن را برایش در نظر می گیرند.
مثل این است که مثلا طرف سروان است، می خواهد مسیری را طی کند که در نهایت به سرتیپ می رسد، در میانه راه شهید می شود، اما سریع مقام سرتیپ را به او اهدا می کنند. چون اگر زنده می ماند تا ده سال دیگر به این مقام می رسید. بنابراین تا ده سال دیگر تا پایان پروژه را می بینند و برایش می نویسند. این می شود هنر شب های قدر.

»‌ یک نگاه تند به مادر، می تواند همه اشک ها را به کوه آتش تبدیل کند!
اغلب می پرسید که چه ذکری بگویم؟ شما اول باید بپرسی که چه چیزی را نگویم! به خدا قسم اگر بتوانی چیزهایی که نباید بگویی را نگویی، حتی اگر ذکری را هم نگفته باشی، ارتقاء پیدا می کنی. حرف نزن!

من چه ذکری را می توانم برای شما پیشنهاد کنم؟ مثلا در اعمال شب قدر هزار بار سوره قدر آمده است، حتما هم همه مان می خوانیم، در یک شب هم اگر نتوانستیم سعی می کنیم در سه شب بخوانیم. اما می دانستی که یک جمله می تواند همه را آتش بزند؟ چقدر اشک بریزم؟ هشتصد و پنجاه لیتر! می دانستی یک نگاه تند به مادر، یک نگاه تحقیر آمیز به پدر یا یک گنهکار می تواند همه آن اشک ها را به کوه آتش تبدیل کند؟

امام صادق(ع) در خصوص شب قدر می فرمایند: خدایا مرا جزء کسانی قرار مده که چون عده ای از مردم را ببیند، بگوید الحمدلله، ما همانند آنان نیستیم! می دانی این یک جمله چقدر تأثیر معنوی دارد و تو را صد سال عقب می برد؟ انقدر هم این جمله متداول است!! مملکت پر از دزدی است، خدا را شکر، ما که دزد نیستیم!

» کسانی که دائم فرافکنی دارند و حدیث نفس ندارند، بدان که مسئله ای را پنهان می کنند.
یک جمله خیلی جدی و در عین حال خصوصی مربوط به احیایِ شب جمعه، بین خودمان، یک گفتمان درون مذهبی خدمتتان بگویم، اغلب مذهبی هایی که از فسادها گله می کنند، دارند فساد کوچک خودشان را پنهان می کنند!! هر وقت دیدید که انجوی آمد و گفت که بردند و خوردند و کشتند، بدانید که خودش ده تومانی دزدیده است! البته منظورم در مقام منبر نیست، در مقام صحبت دارم می گویم، وگرنه تمام سخنران هایی که دارند منکرات را می گویند، خودشان مرتکب منکری شده اند! این مسئله در مقام وعظ نیست، بلکه در مقام حرف و صحبت است! خیابان ها را دیده اید؟ اوضاع خیلی خراب است.

یک بحث هم بر روی دقتی که برخی در دیدن خیابان ها دارند، وجود دارد! گاهی آمار هم می دهند، مانتوها چهار سانتی متر بالاتر رفته است! انگار مثلا یک به یک اندازه گرفته است!

امام(ره) می فرماید: کسانی که دائم فرافکنی دارند و حدیث نفس ندارند، مدام راجع به دیگران داد می زنند و بر سر نفس خودشان نمی زنند، بدان که دارند مسئله ای را پنهان می کنند. اشخاصی مثل حضرت امام(ره) بیست کتاب اخلاقی می نویسد و ده صفحه اش را درباره گناه و گناهکاران شکایت می کند و راهکار می دهد، سپس مابقی راجع به نفس خودش داد می زند!

برخی از صحبت هایی که اولیاء خدا می زنند، برای کودکان ذهنی موجب سوء تفاهم می شود! مثلا مقام معظم رهبری(مد ظله) می فرمایند: انقدر نسبت به برخی از مسائل سختگیری می کنند، ممکن است این شخص گناهی داشته باشد که در ظاهرش هم معلوم است و در مقابل من هم گناهان بدتری دارم که در ظاهرم اصلا معلوم نیست!

برخی آمدند و گفتند بفرمایید این هم از رهبرتان!! مگر نگفته اند که ولی فقیه باید عادل باشد؟ خودش دارد اعتراف می کند که گناهانی در باطنم هست که بزرگتر است! چطور پشت سر او نماز می خوانید؟! همان طور که پشت سر امیر المومنین(ع) نمار می خوانیم در صورتی که ایشان در دعای کمیل این گونه تضرع می کند، و همان طور که پشت سر حضرت امام(ره) نماز می خواندیم در حالی که ایشان می گوید، وصیت نامه سیاسی و الهی را رها کنید، اینجا یک عبدِ گنهکارِ به شدت بی انصاف و به شدت بی حیا در مرکز نور و حیا دارد وارد قبر می شود و چاره ای نیست مگر اینکه دعا کنید خدا به او رحم کند.

» مومن واقعی چه کسی است؟
مومن واقعی کسی است که اگر ده درصد از گناه و گناهکاری  گله می کند، نود درصد از خودش گله دارد.
فردا شب صادقانه به خدا بگوییم: خدایا نفس من مشکل دارد! و انقدر مشکلات نفسم مشخص است که مردم فهمیده اند، تعجب می کنم که چرا خودم نمی فهمم! چقدر شیطان کار می کند، نفس مربوط به درون من است. انقدر این نفس درونی فربه شده است که جلوه های بیرونی دارد و مردم به آن پی برده اند، اما خودم نمی فهمم!!! برای همچین انسانی وضعیت خیلی خطرناک است! همه متوجه شده اند، یک نفر می گوید ایشان متکبر است، دیگری می گوید متظاهر است، مومنین عیوبش را می گویند نه کفار! در چشم کفار هیچگاه خوبی های مومنین دیده نمی شود. عیوب او در همه جا پخش شده است، اما خودش نمی فهمد!

» مبارزه با نفس چگونه است؟
برای مبارزه با نفس، برنامه ریزی داشته باشیم. مبارزه با نفس چگونه است؟ بدانم چه گناهانی باعث فربه شدن نفس من می شود و من از آن خیلی لذت می برم! سعی کنم به تدریج آن را ترک کنم! این ها نه برنامه زاهدانه است، نه برنامه عارفانه است و نه الان صحبت عرفانی می کنیم! صحبت اخلاقی و خیلی ساده در مورد این مطلب این است که ما نمی توانیم سیئات و همین گناهان عادیمان مانند غیبت و تهمت و نگاه حرام و ... را ترک کنیم، مگر اینکه نفس را اصلاح کنیم!! تا اسم اصلاح نفس می آید، مردم فکر می کنند در حوزه و کلاس اخلاق قرار گرفته اند!

» روزه باید انسان را به خاک بیندازد و متواضع کند.
حضرت امام(ره) سخنرانی اصلاح نفس را در سخنرانی عمومی برای میلیون ها نفر گفتند که مواظب نفستان باشید، وگرنه کارتان را خراب می کند! ببینم چه گناهانی نفس را فربه می کند و نفس از آن ها لذت می برد، آن موارد را کم کنم! چه مواردی نفس را رام می کند، آن ها را انجام بدهم. روزه ای که نفس را رام نکند و فربه کند که به درد نمی خورد! روزه باید انسان را به خاک بیندازد، روزه باید تواضع بیاورد، زمانی که روزه می گیری باید ضعیف باشی!

یکی از علمای بزرگوار مشهد در سن نود سالگی فوت کردند، خودشان خاطرات سی یا چهل سالگیشان را تعریف می کردند؛ بر روی تخت لباسم را در می آوردم، هیچ کس دیگر نیست و کسی نمی خواهد دستم را ببوسد و التماس دعا بگوید، با زیرپوش و پیژامه روبروی آیینه قدی می ایستادم و به خودم می گفتم: تو این هستی! آن لباس روحانیت به تو خیلی جلوه می داد و همه فکر می کردند که در این لباس خبری است! بعد بر روی تخت دراز می کشیدم و جوراب هایم را در می آوردم و دو انگشست شصت پایم را با یک تکه نخ به هم می بستم و به خودم تذکر می دادم که در آخر این می شوی! مدام از آن بالا به این دو شصت پا که بسته شده بود نگاه می کردم.

» علت خوب شدن خوبان، چیست؟
خوبان ما اگر خوب شدند بخاطر همین کنترل های ساده بود! نفس را سرکوب کردند. زمانی که سرکوب می شود دیگر نمی تواند سرش  را بلند کند، برخی از انسان ها انقدر نفسشان قوی است که نمی توانند از گفتن یک جمله هم صرف نظر کنند!! زود حرفت را بزن، خودت را خالی کن، افتخار هم می کند که من رُک و رو در رو حرفم را می زنم! نمی گذارم چیزی در دلم بماند! نمی تواند در دلش نگه دارد! در دل نگاه داشتن و به قول مولوی اهل سِرّ و اصحاب سِرّ بودن، یک نفس خیلی ضعیف و یک قدرت خیلی قوی می خواهد.

منظور از سِرّ، اسرار بین امیرالمومنین(ع) و کمیل نیست، منظور این است که مثلا اگر به تو گفتند حسن بر سر حسین زده است، تو بتوانی این حرف را نگه داری و در جایی بازگو نکنی! منظور اسرار پنهانی عرشی نیست! این کنترل به تو در موقعیت های دیگر کمک می کند. چرا عاقبت فلانی بد شد؟ چون این کنترل های ساده را نتوانست انجام دهد؛ "نکردن ها"!

الان این صحبت را نکن، الان این متن را ننویس، اینجا صدایت را بلند نکن، اینجا اگر ترسیدی اتفاقا داد بزن، فلان موقعیت نیت خوانی کن! یک جمله ساده هم می تواند از زبان امام حسین(ع) بیان شود و هم می تواند از زبان یزید گفته شود. نیت خوانی کن که من الان چرا این جمله را بیان کردم؟ برخی از کارهای خوبی را که بدون تست نیت انجام می دهی و می گذرد، نفست را قوی می کند، اما زمانی که می خواهی کار خوبی را انجام دهی و نیت خود را بررسی می کنی، اگر دیدی و فهمیدی که نیتت به خوبی کارت نیست، چنان از خودت بدت می آید و احساس لجن بودن پیدا می کنی که دیگر این نیت تکرار نمی شود!

» مزد کسی که نیتش را چک می کند، چیست؟
مزد کسی که نیتش را چک می کند این است؛ حالش از خودش به هم می خورد! دفعه بعد تا بخواهد این نیت دوباره تکرار شود، آن حالت بد دوباره رخ می دهد و به خودت می گویی این مسخره بازی ها را رها کن. اما اگر نیتت را چک نکنی، نفس قدرت تجمل و تبرجی برای همین عمل ظاهرا خوب و باطناً فاسد دارد که تا آخر عمر فکر می کنی داری بهترین کار عالم را انجام می دهی. چک کنید که مثلا الان چرا این حرف را زدم؟ چرا اینگونه نگاه کردم؟ سر خودم را کلاه نمی گذارم.

» چگونه کارهای بد خود به خود کم رنگ می شود؟!
خواهران و برادران، کارهای خوبتان را بیشتر از کارهای بدتان نیت خوانی کنید. برخی در یک دفترچه کارهای خوب و کارهای بد خود را یادداشت می کنند و سریع به خود نمره هم می دهند! مثلا نماز اول وقت 45 نمره، در طرف مقابل نگاه به نامحرم را 10- نمره داده است. اول سلام کردن 10 نمره، جواب سلام ندادن 10- نمره. گوش دادن به قرآن بیست و پنج نمره و ...! این کارها رسما بیهوده کاریست، "اِنّما الاَعمالُ بِنّیات"!

بعد، تمام حواس ما در این محاسبه ها به سمت چپ دفترچه یعنی کارهای بدمان می رود! امروز بیست و پنج نمره منفی داشته ام، خاک بر سرم فردا یکی را کم می کنم، غافل از این که این یک کار بدی که داری کم می کنی، چون در سمت اعمال خوب نیتت را چک نکرده ای، همین یک نمره ای را که کم کرده ای، 10 درجه نفسانیتت را بالاتر برده است! کارهای خوبت را چک کن تا زمانی که فهمیدی چقدر نیت های ما پوچ و خالی است، نفسانیتت ضعیف شود و متقابلا کارهای بد در سمت مقابل، خود به خود کمرنگ می شود.

زمانی که فقط کارهای بدت را چک می کنی که امروز چقدر گناه کرده ام و تمام تلاشت را برای کم کردن گناهانت می گذاری، زمانی که گناهان کم می شود، نفست چاق می شود از این بابت که توانسته ای گناهانت را کم کنی، اما زمانی که اعمال خوبت را چک می کنی و نیت خوانی می کنی و متوجه می شوی که اعمالت به آن خوبی که فکر می کردی نبوده است، نفس خود به خود ضعیف می شود، در نتیجه دیگر نیازی به چک کردن صفحه گناهان نیست، خودش خود به خود کمرنگ می شود.

چقدر اخلاق ساده است و ما چقدر آن را پیچیده می کنیم، اخلاق یک کلمه است. گمان می کنم در این چند سال سخنرانی نزدیک به بیست بار این صحبت از حضرت امام(ره) را گفته ام که می فرمایند: تنها و تنها راه مبارزه با نفس، مبارزه با نفس است. نه زیاد کردن خوبی ها و صدقه و جهاد و ...! این ها معلوم نیست نفس را ضعیف کند.

روایتی است که ملا محسن فیض کاشانی بیان کرده اند، شما هم از همین منظری که اشاره کردم به این روایت نگاه کنید. در اعمال شب نوزدهم رمضان است که نزد امام صادق(ع) آمدند و گفتند ما را نصیحت کنید. امام فرمودند: در سحری، بنده دستش را بالا می آورد و می گوید: "یا الهَ العالمین" ، ندا می رسد: "لَبَیک". هرکس ما را صدا بزند جواب می دهیم.
- یا الهَ العاملین.
- لبیک.
- یا الهَ العارفین.
- لبیک.
در این میان فرشته ها می شنوند که یک نفر می گوید:
- یا الهَ العاصین، ای خدای گنهکاران!
- خداوند سه بار خطاب می کند: لبیک، لبیک، لبیک.
فرشته ها می پرسند خدایا چرا در جواب آن شخص گنهکار سه بار لبیک گفتی؟ خدا می فرماید چون او هیچ چیز ندارد!
می دانید هیچ چیز ندارد یعنی چه؟ یعنی نفس ندارد! نه که خوبی ندارد، عُجب هم ندارد!
حدیث قدسی است، بعد ادامه می دهد: عاملین به اعمالشان می نازند، زاهدین به زهدشان، عارفین به عرفانشان، اما گنهکار هیچ چیز ندارد که به آن بنازد. آمده و مرا صدا می زند، من خدایی هستم که غریب را بیشتر تحویل می گیرم!

» هرچه انسان از لحاظ معنوی بالاتر می رود باید اشک، رقّت و تضرعش بیشتر بشود.
تعجب نمی کنید گاهی اوقات که عبادت هایمان خیلی زیاد می شود، اما چون آن ها را چک نمی کنیم، نیت خوانی نمی کنیم، مراقبت نمی کنیم که نفسمان را چاق و فربه نکند، در مقابل می بینیم که تضرع و اشکتان کم می شود؟ باید برعکس باشد دیگر! هرچه انسان از لحاظ معنوی بالاتر می رود باید اشکش، رقّتش و تضرعش بیشتر بشود. چرا ما هرچه که بیشتر عبادت می کنیم، اشکمان کمتر می شود؟ مثلا در جلسه هفتگی شنبه که می آییم حال معنوی زیادی داریم، اما ماه رمضان دیگر از روز یازدهم و دوازدهم به بعد دیگر حال معنوی نداریم؟ چون نفست را فربه کرده ای!
امشب ببینیم که امیر المومنین(ع) با خداوند در مسجد کوفه چگونه حرف می زند و ما هم یاد بگیریم.



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات