برنامه آينده
شنبه های پاک
جلسه هفتگی


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جوهر هویت مدرن - قسمت ۵

مداح :
حجت الاسلام احمدی

قاری :
سیدمحمدعلی سجادیان

زمان :
شنبه ۹۶/۹/۴
ساعت ۱۹
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی،

حسینیه سیدالشهداء(ع)

رهپويان






پنجشنبه 8 مهر 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی احرام محرم"1" - 95/7/3
سیصد هزار شهید داده ایم، هنوز هم داریم برای عزتمان شهید می دهیم. عزت یک "امانت" است. پیر و از کار افتاده شده، اما دلش خوش است که می گوید بچه ام رفت و خونش را برای عزتش داد. درصدی از عزت دست مسئولین و درصدی هم دست ماست. عزت را با جهاد در جامعه زنده کنید. اگر قومی با عزت مداری خو نگیرد، هر کسی می تواند بر گرده اش سوار شود. مخصوصاً در این برهه ای که در آن قرار داریم.

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: احرام محرم - قسمت اول
95/7/3


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:
» اثر وضعی محرم، نورانیت کره زمین است.
»‌ آیا قیام آقا ابا عبدالله(ع) فقط برای رسیدن به اثرات وضعی بوده؟؟!!
» تفاوت فلسفه قیام امام حسین(ع) با تفکر مسیحی در چیست؟
» اولین و مهم ترین پیام قیام ابا عبدالله(ع)، قیام بر علیه ظلم است.
» اصلاح یعنی چه؟
» دلیل اصلی اینکه مردم به سمت مکتب جهاد نسبت به ظلم، بی عدالتی و ... نمی روند چیست؟
» اولین دلیل عدم رهروی راه ابا عبدالله(ع)، راضی شدن به حیات دنیاست.
» اگر در مسیر حسین(ع) حرکت کنیم، بر ما منّت نهاده شده است.
» خصوصیات مجاهدان کسل چیست؟
» تفکر ناقص و به شدت ضعیف وهابیت، چگونه توانسته بچه هایش را پای کار انتحاری بکشاند؟
» سی سال است سر مسئولین داده زده ای، مقداری زندگی خودت را ساده تر کن و به فقرا برس!
» "صدق حدیث" یعنی پای ارزش هایمان بایستیم ولو تنهای تنها شویم!
» هر کس به اندازه خودش وظیفه دارد.
» عزت یک امانت است.


در بحث احرام محرم نکاتی راجع به قیام آقا ابا عبدالله(ع) و وظایف ما گفته خواهد شد. دهه ای در هفته آینده شروع می شود که در طول این چند هزار سال، اثرات بسیار بسیار زیادی برای کره زمین باعث شده است.

◄ چند مدل اثر وجود دارد:
» اثر وضعی محرم، نورانیت کره زمین است.
اولین اثر، اثر وضعی این قضیه است. یعنی یک دهه، هم شیعیان، هم اهل سنت و حتی خیلی از کسانی که دین خاصی ندارند، توسل می کنند، سیاه می پوشند، سلام می دهند، توبه می کنند و این بر نورانیت کره زمین اثر دارد. یک سال کاری که شیطان بر روی مردم انجام می دهد را پاک می کند و می شورد.

برخی انقدر آلودگیشان زیاد است که پاک پاک نمی شوند، اما بالاخره در بارش رحمت آقا ابا عبدالله(ع) و خداوند تبارک و تعالی، شستشویی داده می شوند. برخی، بعضی از اعمالشان را تعدیل می کنند. اگر هر گناهی مرتکب می شدند، در این دهه تعدیلی ایجاد می کنند و گناهان کمتری را مرتکب می شوند. برخی، مردانه تر وارد می شوند و یک دهه کاملاً ترک می کنند.

همه این ها به قیامی بر می گردد که ابا عبدالله(ع) هزار سال پیش انجام داد که فرمودند خروج من و حرکتم به سمت کربلا، نبوده است الا: "لطلبِ الاصلاح فی اُمةِ جدّی". برای اینکه اصلاحات اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در امت رسول خدا(ص) طلب کنم.

»‌ آیا قیام آقا ابا عبدالله(ع) فقط برای رسیدن به اثرات وضعی بوده؟؟!!
اثرات وضعی سر جای خودش، اما آیا فقط و فقط این دهه و این قیام برای رسیدن به این اثرات وضعی بوده است؟ آیا قیام آقا ابا عبدالله(ع) فقط برای رسیدن به همین حداقل اثرات وضعی بوده است؟ کما اینکه خیلی از ما نه فقط دهه محرم، در طول سال با این مباحث و وعظ و گریه و توبه سر و کار داریم.

ممکن است کسی تمام سیصد و شصت و پنج روز سال را در خانه امام حسین(ع) و یا خادم آنجا باشد، اما اگر به اثرات وضعی اکتفا کنیم، به نظر شما مقداری اسراف نیست که آدم ابا عبدالله(ع) را با این دریای کرم، برای اثرات وضعی اش خرج کند؟!

» تفاوت فلسفه قیام امام حسین(ع) با تفکر مسیحی در چیست؟
مثلاً نیروی انتظامی در ماه محرم آمار می دهد که درصد زیادی از جرایم کاهش پیدا می کند، آیا فلسفه قیام آقا همین بوده؟ این نوع نگاه به قیام امام حسین(ع)، چه فرقی با تفکر مسیحی کاتولیک دارد که آن هم همین نگاه را به مسیح دارد!

یعنی در آن تفکر برای مسیح به کلیسا پول می دهیم، او هم اعانه می دهد و خرج های دیگر می کند و گناهان پاک می شود، اینجا هم برای امام حسین(ع) خرج می کنیم و گناهانمان پاک می شود. در آن نگاه اگر کلیسا پول را خرج صدقات و ... بکند، بعید هم نیست برخی از گناهان پاک شود، گرچه برخی از گناهان این گونه نیست.

◄ در ادامه، به برخی از آیات سوره توبه نگاهی می اندازیم:
» اولین و مهم ترین پیام قیام ابا عبدالله(ع)، قیام بر علیه ظلم است.
اولین و مهم ترین پیام قیام ابا عبدالله(ع)، قیام بر علیه ظلم است. یعنی فلسفه قیام ایشان عدالت خواهی است. قیام بر علیه ظلم، جور،‌ فقر، بی عدالتی، تبعیض و قیام برای عقیده است. قسمتی از قیام توسل به آقاست که "من بکی او ابکی او تباکی وجب له الجنة". قسمتی از قیام این است که گناهان ما پاک می شود، فلسفه قیام ابا عبدالله(ع)، پاک شدن گناهان ما نیست! حاشیه مقدسی است که دارد؛ حاشیه مقدس قیام آقا ابا عبدالله(ع)، پاک شدن گناهان امت، نورانی شدن کره زمین، سر و سامان گرفتن زمین و بالا رفتن نورانیت است.

» اصلاح یعنی چه؟
فلسفه قیام "لطلبِ الاصلاح فی اُمةِ جدّی" است. اصلاح یعنی مبارزه با ظلم، جهاد نظامی، عقیدتی، فکری، سیاسی، اقتصادی، کم کردن فاصله بین فقر و غنا، مبارزه با تجمگرایی و اشرافی گری کاخ سبز معاویه.

وقتی محمد بن حنفیه مشفقانه سوال کرد: آیا ارزشش را دارد که نوه پیغمبر(ص) با زن و بچه برود؟ عاقبتی غیر از شمشیر و خون در این سفر نمی بینم! ابا عبدالله(ع) هم از او به خاطر دلسوزی اش تشکر کرد، اما ببین بر منبر چوبی منبر چه اشراف زادگانی نشسته اند و با پول بیت المال چه هزینه هایی خرج اشرافی گریشان می کنند! حکومت نبوی به حکومت اشرافی تبدیل شده است.

حتماً صحبت های بین ابا عبدالله(ع) و محمد بن حنفیه را بخوانید. گله ابا عبدالله(ع) همین است؛ میمون بازی، سگ بازی و نشستن بر منبرهای مجلل که نشانه اشرافی گری آن زمان بوده،‌ الان ما چه فرقی با شاهان ایران و روم داریم؟! اینان دارند شاهانه حکومت اسلامی را می چرخانند! اسمش حکومت اسلامی و لقبش امیر المؤمنین است، اما حقیقتش این است که الان شاه است!!

فاصله بین فقر و غنا را نمی بینی؟! نمی بینی عده ای شب ها در کوخ ها، گرسنه سر بر بالین می نهند و عده ای، شب ها در کاخ ها با عشرت و با کنیزکان خود می گذرانند؟! این، فلسفه حکومت اسلامی نیست! من و هفتاد و تن و تمام حرم و حریم مان باید فدای این بشویم که مردم به سمت اسلام ناب برگردند. این، اصل کار است.


در حال حاضر برخی هیئت ها اشرافی است! یعنی محل اشراف است، هیئتی که پا برهنه ها در آن بروند نیست. در صورتی که فلسفه قیام ابا عبدالله(ع) مبارزه با این بود. آیا صداهای خفه شده در گلو را نمی بینی؟! فریاد در گلو خفه شده آزادی خواهان را نمی بینی؟! فاصله بین ظالم و مظلوم را نمی بینی؟! نمی بینی که مردم در کاخ های در بسته با صد منشی و واسطه هم نمی توانند حرفشان را به گوش حاکم و امیر مؤمنان برسانند؟! فشار مالیات را بر گرده ضعفا نمی بینی؟! نوه پیغمبر(ص) نمی تواند ظلم را تحمل کند.

آقا ابا عبدالله(ع)، اول از فقر و غنا شروع کرد، بعد از ظلم و مظلوم گفت، سوم مباحث عقیدتی را مطرح کرد که اگر آن روزی که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگر دیدید معاویه بر منبر من نشسته است، شکمش را پاره کنید، مردم حرف می زدند، الان کار به اینجا نمی رسید! شعری که یزید گفته که شاعر خوبی هم بوده! راجع به همین قضیه است که نه خدایی بود نه پیغمبری! فقط آمد برای اینکه حکومت را از دست آل ابوسفیان خارج کند، که خارج کرد! آقا ابا عبدالله(ع) گفتند: اینان هیچ عقیده ای به خدا و اسلام ندارند. اینان می گویند پیغمبر(ص) دوره ای به بهانه خدا حکومت را از ابوسفیان گرفت، حالا هم حق خودمان را از او گرفته ایم! پس فلسفه قیام سه علت داشت که خدمتتان عرض کردم.

» دلیل اصلی اینکه مردم به سمت مکتب جهاد نسبت به ظلم، بی عدالتی و ... نمی روند چیست؟

+ آیه سی و هشت سوره توبه:
- " يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قيلَ لَکُمُ انْفِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَي الْأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليلٌ ".
شأن نزول این سوره برای کسانی بود که از جهاد فرار می کردند. دلیل اصلی اینکه مردم به سمت مکتب جهاد نسبت به ظلم، بی عدالتی، اشرافی گری، فقر، بی عقیدتی، استکبار و مبارزه با آزادی، نمی روند در این آیه گفته شده است.

چه اتفاقی افتاده که وقتی می گویند به سمت مبارزه بروید، قدم هایتان سنگین می شود؟! نمی توانید راه بروید و حرکت کنید. شما به همین دنیای کوچک و سراسر محدود که مانند کرمی در آن بلولید، بخورید، روزی بگیرید، قانع شده اید! یادتان رفته که آخرتی وجود دارد که این آخرت دنیای اصلی شماست.

در شرح این آیه پیامبر(ص) فرمودند: اگر تمام لذت های دنیا را به شما بدهند، مانند این می ماند که کنار دریا قرار بگیری، نوک انگشت صبابه را به آب بزنی و بالا بیاوری، مقداری که نم دارد نسبت به دریا چقدر است؟ کل نعمت های زمین نه، کل نعمت های خلقت نسبت به آخرت، همین قدر است. شما به این راضی شده اید؟!


اگرمی خواهید تاجرانه و طمعکارانه نگاه کنید، این ضرر محض است! شما جهاد را کنار گذاشته اید و می گویید ما به همین دنیای اطراف راضی هستیم! تا می گوییم بجنگ، راه ابا عبدالله(ع) را ادامه بده، قدم هایش در زمین سنگین می شود!

» اولین دلیل عدم رهروی راه ابا عبدالله(ع)، راضی شدن به حیات دنیاست.

اولین دلیل عدم رهروی راه ابا عبدالله(ع)، راضی شدن به حیات دنیاست. خیلی از برادرها و خواهرها در دوران نوجوانی که نه کار دارند، نه خانواده تشکیل داده اند، دیوانه جهادند. مقداری که در زندگی وارد می شود، زندگی او را گیر می اندازد، که این گیر گیرِ وقتی نیست، گیرِ فکری است؛ کلاً در دنیا گیر می کند!

قرآن کریم می گوید این ضعف یک مؤمن است که در دنیا گیر کند. مجموع سفره، غذا، نمای خانه و ... هیچ چیزی نیست، اصلاً دیده نمی شود. اگر می خواهی طمع کارانه و زیوری هم نگاه کنی، این جا با آن جا قابل مقایسه نیست.

» اگر در مسیر حسین(ع) حرکت کنیم، بر ما منّت نهاده شده است.
+ آیه سی و نه:
اگر شما این کار را نکردید و این قسمت از جهاد را به عهده نگرفتید، آیا کار زمین می ماند؟ آیا گمان کرده اید شما دارید برای ما کار می کنید؟! به خدایی ام قسم اگر قدر این جهاد را ندانید،‌ گروه دیگری را جایگزین شما می کنم و فقط توفیق از شما گرفته می شود. خداوند می گوید: کار زمین نمی ماند، خدا قادرِ حکیم است.

اگر می خواهی به عنوان یک شیعه، یک مسمان و یک انسان فلسفه قیام ابا عبدالله(ع) در زندگی ات دیده شود، باید این ها را رعایت کنی. آیه سی و نه آیه عجیبی است چون به ما می گوید اگر در مسیر حسین(ع) حرکت کنیم، بر ما منّت نهاده شده است.

+ آیه پنجاه و چهار:
گروه دوم پای کار امام حسین(ع) و جهاد می آیند، اما وقتی می خواهد برای عبادتش مایه بگذارد، کسل است و رغبت ندارد، و وقتی می خواهد از جان، مال و اعتباریش مایه بگذارد، ناراحت است، انگار دارد از جیب خودش می دهد! فکر می کند زمانی که دست در جیبش کرد، اعتبار، آبرو خرج کرد و هزینه ای را داد، مال خودش بوده است! آیا مالی در جهان وجود دارد که مالکش خدا نباشد؟! به تو توفیق داده ایم که این کار بکنی. چه منّتی بر خدا می گذاری؟!

» مجاهدان کسل چه کسانی هستند؟

نوع دوم مجاهدان، مجاهدان کسل هستند. پای کار می آید، می خواهد کار هم انجام دهد، اما کسل است. در زمان جنگ دهه شصت، بچه هایی که می خواستند در قسمت های حساس جنگ مثل تخریب، اطلاعات عملیات، گردان خط شکن و غواصی بروند، التماس می کردند تا فرمانده هان قبولشان می کردند! در اوج رغبت بودند. برای روی مین غلت زدن گریه می کردند و التماس می کردند. دلیل می آورند که باید خط شکن باشند. فکر می کردند چه دلایلی بیاورم که فرمانده ام قبول کند.

شأن نزولش به جنگ تبوک بر می گردد که عده ای زمان جنگ می گفتند الان وقت درو هست، برویم یا نرویم. مثل الان که طرف پیش مجتهد می رود و برای دادن خمس چانه می زند که خمسش را تخفیف دهد یا قسطی کند! می خواهد آبرو و اعتباری بگذارد، به شدت مردد است! یکی از دلایلی که امام(ره) سال شصت و هفت جنگ را جمع کرد، این بود که مردم برای رفتن به جبهه کسل شده بودند. درصدی هم حق داشتند. همان هایی که پول نداشتند تا آخر ماه را برسانند، بعد از ظهرها در مسجد جمع می شدند و برای رزمنده ها لباس می فرستادند و از غذایشان می زدند. قشر مرفه چندان پای کار نیامد.

الان هم عده زیادی برای دفاع از حریم ولایت، آماده اند. در جلسه ای مطرح کردم که هزار نفر آماده داریم، گفتند درست است، اینکه آخرش چند نفر بمانند معلوم نیست! برای اینکه کار سخت است. با رغبت می آیند،‌ التماس هم می کنند، اما وقتی در کار قرار می گیرند، آرام آرام کسل می شوند. مجاهد کسل به درد نمی خورد. در مباحث اقتصادی، فرهنگی، نظامی هم همین طور است. حتی در جهاد فرهنگی که حضرت آقا(مد ظله) فرمودند بالاترین جهاد است، کسل است و رغبت ندارد.

شما که مدام می گویید امت رسول خداییم و شیعه ایم، از این حرف ها امت ابراهیم هم می زدند، به درد نخوردند، امت موسی را جایگزین کردیم،‌ این ها هم به درد نخوردند امت عیسی را، شما هم به درد نخور باشید، امت دیگری را جایگزین می کنیم، چه فکری کرده اید؟! در کل شیعیان بگردید ببینید چند نفر با انگیزه جهادی داعش پیدا می کنید! مسمانان جهان بخواهند بجنگند، در صف آن ها می جنگند. فکر کرده اید سر قفلی کارم را به یک امت می دهم؟! اسطوره مبارزه جهان جبهة النصره می شود! به رادیو و تلوزیون ایران نگاه نکنید، کل مسلمانان جهان آن طرفند!!! این مال بی عرضگی است. حسین حسین(ع) گفته ای، اما مثل حسین(ع) در صحنه نبوده ای!

+ دعای بیست و هفت صحیفه سجادیه برای مرزداران:

بارالها فکر این دنیای فریبنده را به هنگامی که آنان در برابر دشمن قرار می گیرند، از نظرشان دور فرما.
- "و امحُ عَن قلوبهم خَطراتِ المالِ الفَتون".
در این جمله، بر روی یک مطلب تاکید شده است؛ "المالِ الفَتون".


» تفکر ناقص و به شدت ضعیف وهابیت، چگونه توانسته بچه هایش را پای کار انتحاری بکشاند؟
امروز، تفکرِ منحرفِ داعش روزی سی انتحاری می زند! انتحاری های سال نود و پنجمان کجا هستند؟! تفکر ناقص و به شدت ضعیف وهابیت، توانسته بچه هایش را پای کار انتحاری بکشاند. چگونه توانسته؟! زیبندگی دنیا را از چشمشان برده و زیبندگی آخرت را زیاد کرده است.

مثلاً مسخره می کند که به خودشان قاشق می بندند تا بعد از انتحاری وقتی به بهشت می روند، با قاشق خودشان با رسول الله(ص) غذا بخورند! عزیز من این انگیزه است. با همین تفکر مسخره ابن تمیمی و خیلی ناقص توانسته اند و می شود! خروجی مهد کودک آن ها چیست، خروجی مهد کودک ما چیست!!!

سی سال است فقط داریم هفته دفاع مقدس می گیریم، کرکره را پایین کشیده ایم و فقط به دنیا چسبیده ایم! سی سال است داریم با تمام وجود دنیا را از رسانه هایمان ترویج می کنیم، دلمان خوش است هفته دفاع مقدس داریم!!

- "و امحُ عَن قلوبهم خَطراتِ المالِ الفَتون".

مشکل اصلی مجاهدت پول است! از وقتی مجاهدت، کار فرهنگی، کار اقتصادی و جهاد سازندگی و کار عاشقانه پولی شد، مشکل به وجود آمد. حضرت آقا(حفظه الله) فریاد زدند که گروه های جهادی را تقویت کنید، این ها به درد می خورند. ده وزارت خانه به اندازه یک گروه جهادی پانزده نفره به درد نمی خورد، چون پول نمی گیرند! تمام مشکلات فرهنگ، اقتصاد، سیاست و نظامی پول است! هر کسی هر جا می خواهد خدمت کند، می گوید چقدر می دهند؟! این یعنی مال فتنه گر! امروز اگر بخواهی بچه ات آدم شود، باید پول بدهی! جلد دوم ابوذر غفاری می شود، دو میلیون و نیم خرج دارد! مگر غیر از این است؟!

» سی سال است سر مسئولین داده زده ای، مقداری زندگی خودت را ساده تر کن و به فقرا برس!

کار داوطلبانه، جهادی، عاشقانه و بسیجی مهم است. مدام می گوید چه زمانی می شود مدافع حرم شویم؟ نیّت هایت را چک کرده ای؟! مثلاً برای اینستا سلفی بگیرد تا چند دختر و پسر لایک کنن! خیلی ها این گونه اند. نمی خواهد مدافع حرم شوی! این شیراز و بسم الله...

در همین شیراز ما، بچه ای را سگ برده و خورده! یعنی در کلان شهر سوم مملکت، سگ بچه را می برد و می خورد!!! اگر می خواهی فریاد بر سر شهرداری بزنی بزن، اما یک داد هم بر سر خودت بزن!! کار کن و در همان محله برو، مقداری از خرجت بزن و خانواده ای را سیراب کن. سی سال است سر مسئولین داده زده ای، مقداری زندگی خودت را ساده تر کن و به این ها برس! مگر می توانی شب اول قبر بگویی شهرداری کار نکرد؟! خودت آستینت را بالا بزن. پول که در کار می آید، کار خراب می شود.

+ جلد دو، اصول کافی، صحفه پانزده، در حاشیه آیه سی و نه سوره توبه:
◄ خطر بعدی مجاهدت:
- " لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَيْ‌ءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِيثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ‌".
آخرالزمان، مجاهدت را به عبادت می سنجند. 

» "صدق حدیثه" یعنی پای ارزش هایمان بایستیم ولو تنهای تنها شویم!
+ به طول رکوع یا سجود یک مؤمن ننگرید، بلکه به دو چیز بنگرید:
1- صدق حدیثه.
چقدر صاف است؟ صدق حدیثه یعنی چیزهایی که داریم الان می گوییم، پای کارش برویم و عمل کنیم. صدق حدیثه یعنی پای ارزش هایمان بایستیم ولو تنهای تنها شویم! اگر ابا عبدالله(ع) برای این قیام کرد، من پای آن می ایستم. پای اصلاحات اقتصادی، سیاسی، اعتقادی، جنگ بین فقر و غنا، مبارزه با ظلم، آزادی خواهی می ایستم و هزینه اش را می دهم، این صدق است.

همسایه -چشم بد نرسد- صاحب زر است / چون صاحب زر است، یقیناً ابوذر است
کم کم به دست مرده دلان غصب می شود / باغی که در تصرف گل های پر پر است
صبح از مزار خط شکنان زنده می شود / شاعر هنوز در شکن زلف دلبر است!

» هر کس به اندازه خودش وظیفه دارد.
الان که جلسه عمومی دهه محرم نیست، همه با هم رفیق هستیم و همدیگر را می شناسیم. هر کس صاحب زر بود، ابوذر نمی شود! پول و عشق به پول را بردار و به پای کار بیاور.

یکی از دغدغه های بزرگ این است که هر جا می رویم کار کنیم، می گوید پول هست کار کنیم؟! عجب گیری افتاده ایم! بنده که با پول می توانستم کارگر جمع کنم! مگر دهه شصت، پنجاه، چهل و سی، تیم شهید مطهری که استراتژیست انقلاب اسلامی بود با پول کار کرد؟! مگر مبارزه با فقر در دهه چهل و پنجاه با کمک شهرداری شیراز زمان پهلوی انجام می شد؟؟ "کلکم راع و کلکم مسئول" یعنی همه شما، هر کس به اندازه خودش وظیفه دارد.

» عزت یک امانت است.
2- اداء امانته.
به او امانت بدهی چقدر امانت دار است؟ در امنیت و آرامش هستیم. در امنیت می توانی مسلمان باشی، می توانی هیئت بگیری، می توانی فریاد یا حسین(ع) بزنی، می توانی نماز بخوانی. اگر شما مردم قدر این داستان را ندانستید و با کسالت پای کار جهاد آمدید، خداوند قوم دیگری را جایگزین خواهد کرد، که خداوند حکیم و قادر است.

سیصد هزار شهید داده ایم، هنوز هم داریم برای عزتمان شهید می دهیم. عزت یک امانت است. پیر و از کار افتاده شده، اما دلش خوش است که می گوید بچه ام رفت و خونش را برای عزتش داد. درصدی از عزت دست مسئولین و درصدی هم دست ماست. عزت را با جهاد در جامعه زنده کنید. اگر قومی با عزت مداری خو نگیرد، هر کسی می تواند بر گرده اش سوار شود. مخصوصاً در این برهه ای که در آن قرار داریم.

برخی اوقات از بعضی از سران، هر توقعی می رود، غیر از اینکه قاطع باشد! آدم خنده اش می گیرد، در روز روشن بر گرده ما سوارند، باز می گوید صحبت کرده ایم حقمان را بدهند! خیلی عجیب است! والله العلی العظیم زمانی پیش می آمد که بچه ها برای خوردن نان نداشتند، اما سر خم نمی کردند!

این قضیه را چند بار گفته ام؛ شب عملیات کربلای یک، نیم ساعت بعد می خواستیم به خط بزنیم. به فرمانده گفتند از شهرستان زنت تماس گرفته. وقتی از مخابرات لشکر به قرارگاه وصل کردند، گفتیم چه شده در این وضعیت وصل کرده اند! خانمش جیغ می زد و می گفت: مردک بی حیا! آنجا رفته ای که از ناموس مردم دفاع کنی، صاحبخانه ناموس خودت، من و دو دخترت را در کوچه انداخته! به ما پول می دادی! فرمانده ما سرخ شد! گفت: چشم خانم. صبح ان شاء الله... گوشی را گذاشت، به خط زد و شهید شد! این عزت است.

خدا رحمت کند امامی را که زمانی گفت: بگذار هیچ چیزی برای خوردن نداشته باشیم، امام سرمان را به گونه ای بالا بگیریم که سی، پنجاه سال بعد، مثل امروز که نسلی آمدند، دهه شصت و پنجاه را نگاه کنند و بگویند کسانی بودند که هیچ چیزی برای خوردن نداشتند، اما با دست خالی جنگیدند و سینه شان را سپر کردند.

امروز می گوید: برجام سایه جنگ را از سر ما زدوده!!! سیصد هزار شهید داده ایم، همین الان داریم شهید می دهیم، همین امروز سه ماه پیش بچه های ما پدر داشته اند ولی امروز برای امنیت من و شما یتیم به مدرسه رفته اند، بعد می گوید برجام امنیت ما را حفظ کرده!

زمانی دهه شصت جوان می بردند، الان جوان به سوریه و عراق نمی برند. اغلب کسانی را که می برند، بچه کوچک دارند. جزء خصوصیاتش تأهل است! دارد زن و بچه اش را رها می کند و می رود. توقع از رئیس مملکت این است که از این قضیه دفاع کند. ورزشکار ما عقلش می رسد و می گوید هر چه داریم از مدافعان حرم داریم. یک المپیکی ما نمی گوید خدا پدر برجام را بیامرزد چون توانسته ام مدال بگیرم! می گوید در سایه امنیتی که این ها برایم فراهم کرده اند دارم مدال می گیرم.



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات