برنامه آينده
"شنبه های پاک"
جلسه هفتگی
به مناسبت سالروز تخریب
قبور ائمه بقیع(ع) و شهدای هفتم تیر

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداح :
سید محسن رسولی

زمان :
شنبه 96/4/10
همزمان با اقامه نماز مغرب و عشاء


خیابان شهیدآقایی، حسینیه سیدالشهداء (ع)

رهپويان






سه‌شنبه 13 مهر 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت اول - 95/7/11
دینی که باعث منازعه بشود، دین نیست، دین باید باعث آرامش اجتماعی و اخلاقی و ... شود. اصلاً دین نمی تواند مایه فتنه شود.

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت اول
محرم 1395


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:

» در فقه، برای معصوم سه مطلب قائل هستیم:  قول، فعل، تقریر.
» از پیامبر(ص) تا حضرت حجت(عج)، یک انسان هستند.
» چه برداشت هایی از زندگی اهل بیت(ع) خطرناک است؟!
» امامان و پیغمبران جادو نمی کردند!
» برداشت مقطعی از قرآن و اهل بیت( ع) دو نتیجه بیشتر ندارد؛ اسلام تکفیری و اسلام رحمانی!
» تک تک اعمال و جنایاتی که امروز تکفیریون انجام می دهند، پشتوانه قرآنی و روایی دارد!
» پیامبران و اهل بیت(ع) به ما یاد داده اند که با کدام دوست و دشمن، چگونه رفتار کنیم.
» یکی از فلسفه های نبوت و امامت تشکیل حکومت اسلامی است.
» آیا دین باعث بسیاری از نزاع های جهانی است؟!
» از نظر تاریخی آیا پول و قدرت مایه جنگ نبوده است؟
» نزاع، نفرت و دعوا، جزء دین نیستند.
»‌ مشکلات عقیدتی باید در قالب کرسی های مناظره به نتیجه برسد.


» در فقه، برای معصوم سه مطلب قائل هستیم:  قول، فعل، تقریر.

درصدی از هدایت تشریعی که در قرآن در مورد آن صحبت شده گفتار است، مثلا درصدی از آن، سخنان پیامبر(ص) در نهج الفصاحه است! اما درصد بیشتری از گفتار، مربوط به رفتار پیامبر(ص) است.
لذا در فقه برای معصوم سه مطلب را قائلیم:
1. قول. مثل سخنان پیامبر(ص) و امام حسین(ص) و امام صادق(ع).
2. فعل. یعنی در یک بازه زمانی کاری را انجام داده اند که ما باید این کار را از آن ها یاد بگیریم.
3. تقریر. یعنی در برخی از موقعیت ها، اتفاقاتی در مقابل معصوم افتاده و معصوم نهی از منکر نکرده است؛ پس یعنی این کار خوبی بوده. تقریر یعنی در مقابل یک عملی که انجام شده است سکوت کرده اند!


مثلا در حیطه تقریر ممکن است که سکوت امیرالمومنین(ع) در مقابل یک حاکم باشد! یا سکوت امام صادق(ع) در مقابل یک واقعه! در طرف مقابل هم یک فعل داریم، مثل قیام امام حسین(ع) در مقابل یزید!

کتاب "انسان 250 ساله"، اثر مقام معظم رهبری(مد ظله) کتابی است که از پیامبر(ص) الی الحجة(عج)، با مثال های زیاد و تاریخی بسیاری از نکات حکومت داری، برخورد با مردم و دینداری را از این انسان 250 ساله درآورده است. خواندن این کتاب نه تنها خالی از لطف نیست، بلکه به نوعی حتی واجب هم هست، خصوصاً برای کسانی که می خواهند در آینده داعیه حکومت داشته باشند. ما بنا داریم که نکات اصلی آن را شرح دهیم که با سال نود و پنج هم تناسب داشته باشد، مثال های تاریخی آن را یا خوانده اید و یا خواهید خواند!

» از پیامبر(ص) تا حضرت حجت(عج)، یک انسان هستند.
اولین نکته ای که در این کتاب مشخص شده است این است که اهل بیت(ع) نور واحد هستند، یعنی از پیامبر(ص) تا حضرت حجت(عج)، یک انسان هستند. یعنی اگر امام صادق(ع) در زمان امام حسین(ع) می زیست قیام می کرد و اگر امام حسین(ع) با همین شخصیت در زمان امام صادق(ع) بود، به تدریس می پرداختند و اگر آقا امیرالمومنین(ع) با همین شخصیت در مرو (خراسان) در جایگاه آقا علی بن موسی الرضا(ع) بودند، قطعاً ولیعهد مأمون می شدند. این تفکر که اگر امام حسین(ع) در جایگاه امام باقر(ع) بودند و رفتار دیگری را بروز می دادند، این را نقض می کند، چون رفتار معصوم کاملاً در دایره دوری از خطا و اشتباه است، با هم هیچ تفاوتی ندارند.

حضرت امام خمینی( ره) در جایی راجع به 124 هزار پیامبر فرموده بودند که اگر همه با هم بر روی کره زمین قرار بگیرند، حتی یک اختلاف با هم نخواهند داشت. چرا؟ چون دقیقاً مثل هم می اندیشند. قول و فعل و تقریر معصوم از پیامبر(ص) تا حضرت حجت(عج)، به یک شکل است. مثلاً اگر امام حسین(ع) در جایگاه امام حسن عسکری(ع) بود، همان گونه ای رفتاری می کرد که امام عسکری(ع) رفتار می کرد.

زمانی یک نقل قول دروغی را به مرحوم حضرت امام نسبت داده بودند مبنی بر اینکه مگر شما شاگرد آیت الله بروجردی نیستید؟ ایشان با شاه صلح کردند، شما چرا جنگیدید؟ منتشر شده بود که امام(ره) در پاسخ به این سوال فرموده بودند: آقای بروجردی سید حسنی هستند و من سید حسینی!

امام بعد از این اتفاق ضمن اینکه این صحبت را رد کرده بودند، فرموده بودند: اگر جای حسن(ع) و حسین(ع) عوض می شد، دقیقا همین کاری را می کردند که آن ها کرده بودند! این یک ظلم است در حق امام مجتبی(ع) که بگوییم امام حسن مجتبی(ع) اهل صلح و سازش و ترس بود، اما در مقابل امام حسین(ع) نترس بود و جنگ کرد.

» چه برداشت هایی از زندگی اهل بیت(ع) خطرناک است؟!

مطلبی را که حضرت آقا(حفظه الله) در کتاب انسان 250 ساله مشخص می کنند، شرایط یک حاکم اسلامی در برهه های مختلف زمانی است که برای امثال ما که هیچ کاره هستیم و برای امثال شمایی که بعضاً حتی به سن و سالتان نمی آید که مسئولیتی داشته باشید، چرا که هنوز جوان و نوجوان هستید، به شدت این صحبت ها برای زندگی روزمره مان مفید است. چه کسی گفته که فقط حاکمان ما باید نهج البلاغه را بخوانند؟ چه کسی گفته نهج البلاغه استفاده ای برای زندگی انسان های عادی، مستضعف، کف خیابانی، یا قشر دبیرستانی و دانشجو ندارد؟

اولین نکته ای که حضرت آقا(دامت برکاته) می فرمایند در خصوص یک دام اشتباه و خطرناکی است مبنی بر اینکه؛ کسی که گمان کند معصومین دقیقاً مثل هم نبودند، گرفتار یک دام اشتباه و خطرناکی می شود و من این دام را طبق سال نود و پنج برای شما باز می کنم که منظور از این دام چیست!!

+ از قرآن و زندگی اهل بیت(ع) سه برداشت می توان کرد که هر سه این ها به شدت خطرناک هستند:
1. برداشت سطحی. یعنی امیرالمومنین(ع) در حال رفتن به مسجد هستند و می دانند که در مسجد یک نفر با شمشیر منتظر است و قصد جانش را کرده. امام به مسجد می رود، آن فرد را می بیند در حالیکه شمشیرش هم از زیر لباسش بیرون آمده، اما هیچ برخوردی نمی کند، در صف نماز می ایستد و خود را در اختیار ابن ملجم قرار می دهد که او با شمشیر بر فرق امام بزند و در نهایت امام شهید شود و بگوید "فزت و رب الکعبه"!

» امامان و پیغمبران جادو نمی کردند!

فرموده اند برخی از اعمال ما برای شما جزء مبهمات است و این ها باید روشن شود. نمی توان گفت که چون امیر المومنین(ع) این کار را کرده، پس ما هم باید همین کار را بکنیم. امام صادق(ع) فرمودند: نه، شما حق خودکشی ندارید! آن فرد علی(ع) بود با شرایط خاص خودش که از علم امامت و ولایتش در زندگی عادی استفاده نمی کرد.

امام زمان(عج) هم اگر بیایند چندان استفاده ای نخواهند کرد. مثلاً امام زمان(ع) بخواهند یک وردی را بخوانند که کل سلاح های جهان پیچ بخورند و بر سر صاحبانش فرو بیایند! می توانند، اما این کار را نمی کنند. امامان و پیغمبران جادو نمی کردند! اگر قرار بر جادو بود، پس کلاً انتظاری وجود نداشت که ما بخواهیم درست بشویم تا امام زمان(عج) بیایند و ما بخواهیم به ایشان کمک کنیم!
امام صادق(ع)  فرموده بودند که من برای قیام کردن یار ندارم، وگرنه امام قدرتش را داشت! در شب عاشورا هم سپاه 30 - 40 هزار نفری از جنیان به محضر امام حسین(ع) آمدند و گفتند اگر اجازه دهید ما هم به کمک شما می آییم، حتی تا خود یزید هم پیش می رویم و او را از کاخش بیرون می کشیم. امام فرمودند: نه، من بنا ندارم از این قدرت ها استفاده کنم!

نمونه دیگری از برداشت سطحی این است که گمان کنیم اهل بیت(ع) برای این خلق شده اند که اقامه عزا و توسلی کنیم و پاک شویم تا به بهشت برویم یا حاجاتمان را بگیریم. یعنی برخوردی که مسیحیان کاتولیک با عیسی(ع) می کنند.

2. برداشت مقطعی. مثلاً بگوییم از میان اهل بیت(ع) فقط از اباعبدالله الحسین(ع) پیروی می کنیم، آن هم فقط از قسمت قیامش! با مابقی کاری نداریم. در ارتباط با آقا امیرالمومنین(ع) فقط از سکوتش پیروی می کنیم، در مقابل امام مجتبی(ع) فقط صلح را می آموزیم، از امام عسکری(ع) انزوا و عبادت را می آموزیم، از امام صادق(ع) فقط درس دادن و درس گرفتن را می آموزیم! این ها برداشت های مقطعی هستند.

3. برداشت مفهومی و غیر کلی.
قسمتی از روحیه امام را در نظر می گیریم که کلی نیست، مثلاً برخورد امام با یک واقعه را بخواهیم به عنوان ملاک قطعی زندگی خودمان در نظر بگیریم. در حالیکه امام برخوردهای دیگری هم در موقعیت های دیگر داشته است.

» برداشت مقطعی از قرآن و اهل بیت(ع) دو نتیجه بیشتر ندارد؛ اسلام تکفیری و اسلام رحمانی!
دامی که در این میان پیش می آید این است: "یؤمن ببعض الکتاب و یکفر ببعض"، یعنی برخی به قسمت هایی از قرآن و سخنان پیامبر(ص) به عنوان قرآن ناطق ایمان می آورند و مابقی را فراموش می کنند یا می پوشانند. سرانجام برداشت مقطعی از قرآن و اهل بیت(ع) دو نتیجه بیشتر ندارد؛ یا اسلام تکفیری و یا اسلام رحمانی!

» تک تک اعمال و جنایاتی که امروز تکفیریون انجام می دهند، پشتوانه قرآنی و روایی دارد!
بنده جزوه رسمی داعش در جبهة النصرة که در سوریه و عراق با نام های زاد المجاهدین (توشه مجاهدین) و یا زاد العارفین (توشه عارفین) در حال انتشار است را سه بار خوانده ام. تک تک اعمال و جنایاتی که امروز تکفیریون انجام می دهند، پشتوانه قرآنی و روایی دارد! از کنیز گرفتن گرفته، تا جهاد نکاح و سر بریدن و دست قطع کردن و ...! مثلاً تیتر می زنند: تنوع داعش در اعدام قربانیان! تک تک این تنوع را از آیات قرآن گرفته اند و دقیق خود را یک مسلمان می دانند که به همه این آیاتی که می شنوند، عمل کنند.
 
اسلام تکفیری این است! از زندگی پیامبر(ص) تنها یک قسمتش را نشان می دهد. پشت سر همه محاصره شهرها و بستن آب و آتش زدن، آیات و روایت وجود دارد، منتها یک قسمت از این آیات و روایات هستند، "یؤمن ببعض و یکفر ببعض"! یعنی شما در زاد المجاهدین یک کار را نمی توانی پیدا کنی که مبنای آن را دقیقاً از قبل مشخص نکرده باشد.

در مقابل در مکتب اسلام رحمانی، تمام لاابالی گری ها، بی قیدی ها، بی غیرتی ها، سکوت، انزوا، در خانه نشستن، مبارزه نکردن با ظلم، مبنای آیات و روایات دارند. یعنی ما اگر در زندگی اهل بیت(ع) و قرآن کنکاش کنیم، هم شمشیر تکفیر را می توانیم بیرون بیاوریم و هم نوازش رحمانیت اسلام را!

خدا رحمت کند شهید مطهری را، در آن زمان کتاب جاذبه و دافعه علی(ع)  را نوشت. قرآن، منافقان را نهی می کند از اینکه "یومن ببعض الکتاب و یکفر ببعض" باشند! این ها در کنار هم هستند. اگر در تاریخ اسلام ما یهود بنی قریظه و برخورد پیامبر اسلام(ص) را داریم، یهودیان نجران و بخشش ابوسفیان را هم داریم. و اگر بخشش ابوسفیان را داریم، اعدام رقاصه را هم داریم.

» پیامبران و اهل بیت(ع) به ما یاد داده اند که با کدام دوست و دشمن، چگونه رفتار کنیم.
این پیامبران و اهل بیت(ع) هستند که در طول زندگیشان به ما یاد داده اند که با کدام دشمن به چه گونه ای و با کدام دوست به چه گونه ای رفتار کنیم. "آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا". مرحوم اقبال می گوید: بجز با دشمنان مدارا ( که دیگر نباید اینگونه عمل کنیم). چون برخی از دشمنان هستند زمانی که با آن ها مدارا می کنیم، به دشمنانِ مدارا تبدیل می شوند، بنابراین با دشمنان مدارا هم باید دشمنی کرد. باید سنجید که با کدام دشمنان مدارا کرد؟ با کدام دوستان باید مروت به خرج داد؟ آیا نتیجه مروت با همه دوستان در طول تاریخ، به یک شکل بوده است؟ مثال های تاریخی زیادی که مقام معظم رهبری(حفظه الله) در کتاب "انسان 250 ساله" می زنند را عمداً بیان نمی کنم تا خودتان آن ها را مطالعه کنید، اما از مثال های خودم برایتان می گویم.

زمانی یکی از یاران نزدیک امام صادق(ع) که جزء بردگانی هم بود که مادرش کافر بود، یک فحش ناموسی به ایشان داد، آقا خطاب به آن شخص فرمودند: برو که دیگر تو را نبینم! در جایی دیگر، طرف مست کرده بود، امام صادق(ع) او را می بیند، او رویش را بر می گرداند، امام دست به روی شانه اش می گذارد و می گوید: در هیچ حالی رویت را از ما برمگردان! و او را در آغوش می کشد.

رفتار داریم تا رفتار! شعار "با همه دوستان مروت" با علوم انسانی جور در نمی آید و "با همه دشمنان مدارا" هم اصلاً در علوم انسانی چنین چیزی وجود ندارد. اصلاً عقل هم این رفتار را ایجاب نمی کند. در در این "انسان 250 ساله" باید بگردیم و ببینیم که با کدام دوستان مروت داشته و با کدام دشمنان مدارا. "والذین معه اشداء علی الکفار" که در قرآن کریم آمده تا با دشمنان شدید رفتار کنید، با کدام کفار باید اشداء بود و "رحماءُ بینهم"، با کدام دوستان باید رحماء بود؟ قرآن کلیّت را مشخص می کند و در مواقع دیگر تبصره می زند، مقید می کند و قید می زند.

در علوم انسانی قانون داریم، اما احکام اسلامی چون بر انسان ها جاریست، هیچ حکم یکسانی برای انسان ها وجود ندارد، چون انسان ها کاملاً با هم متفاوتند. حتی یک دوست در اثر مروت ممکن است به دشمن تبدیل شود و یک دشمن ممکن است در اثر مدارا به دوست تبدیل شود. 

» یکی از فلسفه های نبوت و امامت تشکیل حکومت اسلامی است.
نکته دیگری که مقام معظم رهبری(مد ظله) به آن اشاره می کنند این است که اصلاً یکی از فلسفه های نبوت و امامت تشکیل حکومت اسلامی است. طبق آیات و روایات و سیره اهل بیت(ع) می توان ثابت کرد که هدف آن ها تشکیل حکومت بوده است. یک نفر از آن ها توانسته، یک نفرشان مثل آقا امیرالمومنین(ع) دیرتر توانسته. یک نفرشان مثل امام مجتبی(ع) کمی توانسته آن را به دست بگیرد، اما بعد آن را از دست داده است. یکی رفته است و جنگیده تا آن را به دست بیاورد و نتوانسته و...!

» آیا دین باعث بسیاری از نزاع های جهانی است؟!
◄ شبهه ای که الان در ذهن ما وجود دارد این است:
اگر ما کاری به دین نداشته باشیم و دین را یک مقوله شخصی بدانیم و بگوییم که دین برای این است که شما در زندگی شخصی ات انسان متخلق به اخلاق و سعادتمندی باشی، خوب زندگی کنی و خوب هم بمیری و به بهشت بروی، و اگر دین را وارد مقوله حکومت نکنیم، بسیاری از نزاع های جهان اتفاق نمی افتد.

اکثر جنگ های جهان بر سر دین و مذهب و اعتقاد است، مثل داعش و جبهة النصره و یمن و سوریه و شمال آفریقا و سودان شمالی و جنوبی، جنگ های صلیبی که انقدر کشته داد، جنگ های سی ساله ای که آقای عباسی هفته پیش توضیحاتش را عرض کردند و ... همه دعواها بر سر دین است! اگر مردم قبول کنند که حکومت دینی نباشد و دین را در زندگی شخصی خودشان برای تعالی زندگی شخصی و برای قبر و قیامتشان قرار دهند، این خیلی خوب است. پیروان تفکر سکولاریسم هم انسان های بسیار متدینی هستند. اگر مسلمان باشد نماز شبش هم ترک نمی شود، چیزی که بسیاری از ما نمی خوانیم. اگر مسیحی است کاتولیک و یا پروتست بسیار معتقدی است. سکولار که بی دین نیست!

◄ جواب شبهه را خدمتتان عرض می کنم:
البته این صحبت ها پاسخ من نیست، صحبت های یک نحله جدیدی در غرب و سکولاریسم تحت عنوان "پست سکولاریزم" است! مثل مدرن و پست مدرن. در حال حاضر یعنی در سال 1395 پست سکولاریزه روی بورس است. خود سکولارها می گویند: آن مبناهایی که در گذشته مبنی بر جدایی نهادهای دینی از نهادهای حکومتی گذاشته بودیم، به این دلایل آن مبنا را می خواهیم نقد کنیم. بخشی از دلایل مربوط به آن هاست و بخشی هم صحبت های خودم هست، ( البته من پیاز داغ صحبت هایشان را کمی زیاد می کنم، دقیقاً عین صحبت های من را نمی گویند).

» آیا همه جنگ های تاریخ دینی بوده اند؟

1. تاریخ.
آیا همه جنگ های تاریخ دینی بوده اند؟ یعنی اثری که دین بر خونریزی داشته، علم نداشته است؟ این صحبت از اعتراف های پنج روز پیش یکی از پیروان پست سکولاریزم هاست. می گوید من بررسی کرده ام و دیده ام که اتفاقاً علم تاثیر بیشتری بر کشتار داشته. پس بیایید علم را متوقف کنید. کدام دینی می تواند بمب اتم یا سلاح شیمیایی تولید کند؟ و یا کدام دین است که بتواند جنگ را راه بیاندازد؟ این علم است که سلاح های کشتار جمعی را در اختیار آنان قرار داده است.

» از نظر تاریخی آیا پول و قدرت مایه جنگ نبوده است؟

2. از طرفی از نظر تاریخی آیا پول و قدرت مایه جنگ نبوده است؟
اگر ما چند جنگ را می توانیم تحت عنوان جنگ های صلیبی و جنگ سی ساله و جنگ های امروزی تکفیری ها به عنوان جنگ های دینی نام ببریم، پس جنگ ایران و عراق هم که هشت سال طول کشید بر سر دین بود؟ چرا نقش مخرب و بسیار عجیب جنگ جهانی اول و دوم را در نظر نمی گیریم؟ مگر بر سر دین اتفاق افتاد؟ کل زمین داشتند بر سر پول و قدرت می جنگیدند! جنگ مغول بر سر عیاشی بود، جنگ جهانی اول و دوم بر سر قدرت بود. جنگ چنگیز خان برای کشور گشایی، جنگ های روم و یونان و ایران در زمان هایی بوده که هیچکدام دین نداشته اند. در جنگ های بین روم و ایران، جمعیت زمین در آن زمان به یک سوم رسید. این صحبت هایی را که می گویم، حرف من نیست، حرف همان بنده خدا در پنج روز پیش است.

در زمانی که حکمای اسلامی در حال بررسی بودند و ایران امثال ابوریحان را داشت و دانشگاه بغداد را داشتیم و ایران و مصر در رأس بودند، در یک فضای علمی و با آرامش به سر می بردیم، عرفا را داشتیم و بعد از آن صوفیه راه اندازی شد و مولوی و شمس و حافظ و... را داشتیم، در اروپا داشتند یکدیگر را بر سر زن، پول و ... می خوردند.

این فرد بررسی کرده که اگر صد کشته در طول تاریخ انسانیت داشته باشیم، از هر صد نفر سه نفر از آن ها بر سر دعوای دینی کشته شده اند و امروز این فرد پست سکولاریزم می گوید که ما ده سال قبل اشتباه کرده ایم، داستان به این شکل نبوده!

3. سومین دلیلش این است که دین اخلاق انسان را رشد می دهد؛ دروغ نمی گوید، دزدی نمی کند، خیانت نمی کند، دین جلوی جنگ را می گیرد.
اگر هر جنگی مثل تکفیریون، جنگ های صلیبی و... در حال کشتار است، دارد به بهانه دین کشتار می کند، این افراد دیندار نیستند. جنگ های صلیبی و جنگ های بین کاتولیک ها و پروتستان ها و جنگ های بین تکفیریون و مابقی مسلمان ها، جنگ بین دو عقیده نیست، بلکه جنگ های بین یک عقیده دینی و یک بی دین احمق است. این افراد دین ندارند اگر دین داشتند جنگ به پا نمی کردند.

من هرچه فکر کردم که ما آخوندها هم بنشینیم و از طرف حوزه علمیه دلیل چهارم را هم بیاوریم تا بتوانیم سکولاریزم را نقد کنیم، دیدم آن فرد به تنهایی خیلی کامل نقد کرده است.

این جملاتی بود که تا پنج سال پیش می گفتند: اگر ائمه و امام حسین(ع) دنبال حکومت نبودند، نه خونی ریخته می شد و نه جنگی به پا می شد. چرا دین باید به دنبال حکومت کردن برود؟ در نهایت خود سکولارها آمدند و گفتند آن نظریه ای که داده بودیم مبنی بر اینکه دین مایه خونریزی در جهان شده است، سه نقص بزرگ دارد.

◄ چند نکته در بدو ورود به محرم و نقش دین در اخلاقیات:
» نزاع، نفرت و دعوا، جزء دین نیستند.
خبری که همیشه از طریق رسانه ها اعلام می شود این است که در دهه محرم و ماه رمضان میزان جرایم اجتماعی در جامعه ایرانی به شدت پایین می آید. مردم چون به معنویت نزدیک می شوند، از نزاع دور می شوند. اصلا دینی که باعث منازعه بشود، دین نیست، دین باید باعث آرامش اجتماعی و اخلاقی و ... شود. اگر دینی در خانه مایه دعوا بشود، اصلاً دین نیست. دین می تواند بحث ایجاد کند؛ صحبت هایی که مقام معظم رهبری(مد ظله) داشته اند و در اقوال پیامبر(ص) هم داریم که اختلافات عقیدتی رحمت است تا مرز رسیدن به نزاع و نفرت و دعوا! این سه گزینه جزء دین نیست.

»‌ مشکلات عقیدتی باید در قالب کرسی های مناظره به نتیجه برسد.
یکی از مراجعی که اکنون هم زنده هستند، گاهی سرکلاس هایشان در قم اگر شاگردی زیاد بحث کند، در کنار منبر یک جامهری هست، مهر را برمی دارد و به سمت او می زند، اما نه کینه به دل می گیرند و نه دعوا می کنند، بعد از جلسه هم همدیگر را می بوسند و می روند. لذا دین اصلاً نمی تواند مایه فتنه شود. چون از نظر دین، مشکلات عقیدتی باید در قالب کرسی های مناظره به نتیجه برسد، و اگر هم نرسید آن را رها می کنند.

- "قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد، ..... لکم دینکم ولی دین"، آخرش این است که شما خدای من را نمی فهمید و من هم خدای شما را، پس "لکم دینکم ولی دین" و تا شما شمشیر نکشید، ما هیچگاه شمشیر نمی کشیم. این هم که می بینید ابوسفیان و یزید شمشیر می کشند برای خدا نیست، بلکه به دنبال حکومت خودشان هستند. ما هم چون با حکومت ظالمانه آن ها مخالفیم در مقابلشان می ایستیم.

ان شاالله فردا در مورد اینکه چرا دین باید به دنبال حکومت باشد و غرض از حکومت دینی چیست را خدمتتان عرض خواهیم کرد. ان شاء الله در ده شب دهه محرم در مورد کتاب "انسان 250 ساله" بحث خواهیم کرد و چون بحث تمام نمی شود، ما بقی را در جلسات هفتگی ادامه خواهیم داد.




کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
 عمار: اجرتون به حضرت زهرا سلام الله
چهارشنبه 14 مهر 1395
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات