برنامه آينده
"شنبه های پاک"
جلسه هفتگی
به مناسبت سالروز تخریب
قبور ائمه بقیع(ع) و شهدای هفتم تیر

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداح :
سید محسن رسولی

زمان :
شنبه 96/4/10
همزمان با اقامه نماز مغرب و عشاء


خیابان شهیدآقایی، حسینیه سیدالشهداء (ع)

رهپويان






سه‌شنبه 13 مهر 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت دوم - 95/7/12
خیلی ها در انزوا، آدم های خیلی خوبی هستند، اما به یك مقام، كرسی، شهرت و مأموریتی كه می رسند، جنبه اش را ندارند. پیامبر(ص) هر چقدر حكومتش وسیع تر می شد، تواضعش بیشتر می شد.

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت دوم
محرم 1395

◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:
» بالاخره اسلام در کل جهان حاکم می شود!
» خصوصیات حاکم اسلامی چیست؟
» حاكمی كه برای عبادت فرصت نمی گذارد، بعداً نمی تواند خدمت كند.
» آفت نورانیت، عجب است!
» خیلی ها در انزوا، آدم های خیلی خوبی هستند، اما به یك جایی که رسند، جنبه اش را ندارند.
» حتی اگر کل کره زمین را بگیریم، در خلقت خدا اصلاً دیده نمی شود!
» خصوصیات کارگزاران از منظر امیرالمومنین(ع).
» فقط یک برتری وجود دارد؛ "انّ اکرمکم عند الله، اتقاکم".
» سادات، مایه سودند.
» فلسفه نبوت پیامبر(ص) با اشعار "برادری و برابری" شروع شد.

دیشب در شرح "کتاب انسان 250 ساله" عرض کردیم فلسفه امامت یک شخصیتی در چند قالب است که در زمان های مختلف رفتارها و عکس العمل های متفاوت داشته و اگر قرار باشد الگو بگیریم، باید از کل زندگی انسان 250 ساله الگو بگیریم.

» بالاخره اسلام در کل جهان حاکم می شود!

پیامبر(ص)، پیامبر رحمت در كل جهان است، چون پیغمبر(ص) نتوانست در كل جهان، اسلام را حاكم كند، آیه ای نازل شد كه بالاخره این اتفاق خواهد افتاد؛ "وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ"، منظور از امام ارض، امام كره زمین، حاكم است كه آیه قرآن این را بیان می کند.

خصوصیاتی در خلق و خوی پیامبر(ص) بوده كه این خصوصیات، خصوصیات نفسانی یك مسلمان واقعی را باز می كند. در واقع پیامبر(ص) ما در چهل سالگی جزء كسانی بود كه نورانی ترین دل ها، خاضع ترین وجود و خاشع ترین وجودها را در میان خلق دارا بود. یعنی سه صفتی كه برمی شمارم:
١) خضوع و خشوع.
٢) نورانیت.
٣) ظرفیت.


» خصوصیات حاکم اسلامی چیست؟

حتی در قرآن كریم به پیامبر(ص) توصیه شده كه در برخی رفتارهایت، قبلش برای ظرفیتت دعا كن؛ "رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی". یکی از سه خصوصیتی كه یك حاكم باید داشته باشد تا بتواند اسلامی حكومت كند، "نور" است. منظور از نورانیت دوری از گناه است. مرحوم حضرت امام در كتاب ولایت فقیه می فرمایند: اگر ولی فقیه حتی یك گناه كرد، از عدالت خارج می شود. این چیزی است كه جزء شرایط حاكم است. از عدالت كه خارج شد، دیگر نمی تواند حاكم عادلی باشد.

یكی بحث گناه است، دوم بحث توسل و ارتباط با ماوراء، عالم غیب و خداوند تبارك و تعالی است كه جزء وظایف روزانه پیامبر(ص) بود. اگر می خواهی پیامبر امت باشی برخی از مسائل عبادی بر تو واجب است؛ "قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلا. نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلا"، اغلب شب را باید بیدار باشی، باید عبادت كنی باید توسل داشته باشی.

» حاكمی كه برای عبادت فرصت نمی گذارد، بعداً نمی تواند خدمت كند.
وقتی یك حاكم به جایی رسید كه به مردم خدمت می كند و همین خدمت عبادت است، پس كفایت است، نظر دین و اخلاق این است: حاكمی كه فرصت برای عبادت نمی گذارد، بعداً نمی تواند خدمت كند، از پیامبر(ص) كه سرش شلوغ تر نیست! از امیر المؤمنین(ع) كه سرش شلوغ تر نیست! از حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مد ظله) كه سرش شلوغ تر نیست! بعد، اگر این ها یك جلسه ای بگذارند، این جلسه خیلی گره گشا می شود. اما، پیامبر رحمت(ص) به ما آموخت كه خیلی از گره هایی كه قرار است گشوده شود با جلسات گشوده نمی شود، با توسل و عبادت و رسیدن به نورانیت گشوده می شود.

اگر قرار باشد تو برای قانع كردن یك جمعی دو ساعت وقت بگذاری، با عبادت می توانی دو ساعت را به یك دقیقه تبدیل كنی، نفوذ كلامت بیشتر می شود. سه خصوصیات اصلی كه پیغمبر(ص) داشت و به این دلیل پیامبر شد، این بود كه پیامبر در چهل سالگی به نقطه اوج نورانیت رسید.


آفت نورانیت، عجب است! نورانیت یك آفت دارد، آفتش چیست؟ عُجب.

دومین خصوصیت، در نقطه اوج خضوع و خشوع بود. یعنی هم نورانی بود، و هم خضوع و خشوع داشت. هم عابد درجه یكی بود، هم زاهد درجه یك، و هم متواضع درجه یكی بود. اگر دینی برای ما كبر و غرور بیاورد، این دین مشكل دارد. دین باید انسان را به سمت خضوع ببرد. در قرآن كریم، در خصوصیات مصلّین (نماز گزاران)، تنها صفتی كه به كار می برد خاضعون است. نماز باعث گردن فرازی و كبر و عصیان و گردن كشی نمازگزاران نمی شود، نماز مصداق عبادت است.

سومین خصوصیت، جنبه بود. ما مؤمن داریم كه عابد هست، نورانی هم هست، متواضع هم هست اما جنبه ندارد. ابوی ما نقل می كرد اول انقلاب یكی از بزرگان كه منصب های مختلف را در یكی از قوه ها تقسیم می كرد، گفتم: این چه مسخره بازی است؟ این چه انتصابی است؟ این ها كه دارند خراب می كنند! یك آدم درست سركار بگذار.

می گفت ایشان یك قرآن کنار دستش بود، جلویش گذاشت و گفت: به این قرآن می گردم نماز شب خوان، مجاهد فی سبیل الله پیدا می كنم و بر این منصب می گذارم، خراب می شود! یك كسی برسد به یك جایی که جنبه داشته باشد. یكی از دوستان می گفت به یكی از جوانان كه اطرافش خیلی شلوغ بود گفتم خیلی جنبه داری، اگر جای تو بودم ادعای خدایی می كردم!

» خیلی ها در انزوا، آدم های خیلی خوبی هستند، اما به یك جایی كه می رسند، جنبه اش را ندارند.

خیلی ها در انزوا، آدم های خیلی خوبی هستند، اما به یك مقام، كرسی، شهرت و مأموریتی كه می رسند، جنبه اش را ندارند. پیامبر(ص) هر چقدر حكومتش وسیع تر می شد، تواضعش بیشتر می شد.

می گفت: نماز شب خوان گذاشته ام، هنوز هم نماز شبش را می خواند، ولی جنبه ندارد! در طول انقلاب زیاد دیده ایم آدم های خیلی خوبی كه در اثر رسیدن به مسئولیت، محبوبیت و شهرت خراب كرده اند و خراب كردنشان هم فقط یك دلیل داشت، این بود که جنبه نداشتند! لذا امام سجاد(ع) می فرمایند: الهی هیچ قسمتی از دنیا را نصیب من نكن، الا اینكه قبلاً ضمانت كنی فریب آن را نخورم. سلمان فارسی وقتی حاكم مدائن شد، جزء اعمال روزانه اش این بود كه در یك اتاق گِلی می رفت و لباس دوران بردگی و بندگی اش را می پوشید.

یكی از بزرگان كه آدم مهمی هم شده می گفت یك ضعفی، یك دردی در بدنم دارم كه هرچند روز یك بار، من را به شدت زمین می زند. دكتر می گوید بیا درمانش كنیم، من می گویم نه! می روم با همین درد می شینم و می گویم: " يا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَني وَ رِقَّةَ جِلْدي وَ دِقَّةَ عَظْمي و ...". جملات مال امیر المومنین(ع) است، هر شب جمعه می گوید. امیر المومنین هم كه نباشی ولی شهید شده باشی، به حكومت امام زمان(عج) برگردی، امام زمان(عج) را هم كه ببینیی همین است.

یعنی می آید و می نشیند كمیل می خواند و گریه می کند. معلوم نیست چه گناهانی كرده كه اینقدر گریه می كند، جنبه دارد. جنبه اینكه من تقصیر دارم، من كوتاهم، كوچكم، چند بار در روز به خودشان می گویند. یكی از طلبه های مرحوم آیت الله العظمی قمی می گفت: بعضی وقت ها ایشان یك برخوردهایی می كردند که ما تعجب می كردیم. می گفتم ببخشید جلسه شلوغ شده، نماز ملت به خیابان کشیده، دستور بفرمایید كار گزاران مسجد خیابان را فرش كنند. چیزی به این سادگی، یك دفعه عصبانی شدند و گفتند من سگ چه كسی باشم كه بخواهم دستور بدهم، دستور چیست؟؟ یعنی به خودش نهیب می زند كه جنبه اش تقویت و باز شود.

» حتی اگر کل کره زمین را بگیریم، در خلقت خدا اصلاً دیده نمی شود!
آخرِ آخرِ آخرش كه ما كل كره زمین را هم بگیریم، در خلقت خدا اصلاً دیده نمی شود، و این را پیامبر(ص) می دانست. امام سجاد(ع) در صحبتی كه با یزید بن معاویه كرد گفت: برای خرمای بهتر؟ برای گوشت لذیذتر؟ برای همین؟ جنبه داشته باش، چیزی نیست كه! برای چه، جزء چیزهایی است كه اغلب اولیاء خدا هرچند وقت یك بار به خودشان تذكر می دهند.

یك صحبتی حضرت آقا(حفظه الله) برای انتخابات قبلی فرمودند: آن هایی كه نظام را هم قبول ندارند بیایند رأی بدهند. در كل جهان هیچ حكومتی برای حاكمانش بدون فیلتر كار نمی كند. یكی از دانشمندان مصر کتابی نوشته بود، در این كتاب اینكه چرا در مصر دموكراسی مطلق نیست را زیر سوال برده بود؟ چرا من حاكم نمی شوم؟ چرا فلانی نمی تواند حاكم شود؟ برای كتابش در آمریكا به او جایزه دادند. در آمریكا در صحبت هایش گفت: من فكر می كردم كتاب خوبی است، به اینجا آمدم و جایزه گرفتم، اما اینجا كه می گویند مهد دموكراسی است، دیدم خیلی ها نمی توانند وارد حاكمیت بشوند. هر حاكمیتی یك فیلتری دارد.

نگاه دین، آیا خودی و غیر خودی را برمی تابد یا نه؟ این خیلی مهم است. این خیلی مهم است. بحث را در بین شیعه مطرح می کنیم، نه در کرسی آزاد اندیشی. از قبل از پیامبر(ص) باید در جای دیگری بحث شود، از بعد از امیر المومنین(ع) صحبت می کنیم. در سیستم امیر المومنین(ع) و شیعه علوی، خودی و غیر خودی داریم یا نه؟

+ امیر المومنین(ع) دو نگاه در نهج البلاغه دارد:
یکی از نگاه ها، سیستم انسان به ما هو انسان است. یعنی شهروندی. سیستم انسان های مقیم در شیراز. از نظر امیر المومنین(ع) در نوع نگاه اول به انسان، اصلاً خودی و غیر خودی مطرح نیست. در نگاه امیر المومنین(ع)، راجع به حاکمان صدها فیلتر گذاشته شده است.

» خصوصیات کارگزاران از منظر امیرالمومنین(ع).
◄ خصوصیات کارگزاران در نامه پنجاه و سه آقا امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر:

1- کارگزارانی که اهل تجربه هستند.
2- شرم و حیا داشته باشد. دریده نباشد و با مردم با شرم و حیا برخورد کند.
3- از خانواده های صالح که در اسلام پیش ترند انتخاب کن. حزب اللهی دهه های مختلفی داریم. آنی که در اسلام پیشگام تر و اصیل تر است را انتخاب کن. کسی که سابقه اش در اسلام مشخص است.
4- خانه شان پاک تر و شخصاً کم طمع تر باشند و در سنجش عواقب امور بیناترند.

برخی اوقات مباحث سیاسی، اجتماعی و ... را با مباحث انسانی قاطی می کنیم که نتیجه اش این می شود که در مباحث سیاسی و اجتماعی هم نمی توانیم پاسخگو باشیم! انسان ها در هر جای کره زمین باشند، از حقوق یکسانی برخوردارند، که این حقوق یکسان باید توسط مؤمنان، محترم شمرده شود.

+ مالک، قلبت را مالامال از محبت مردم بنما. شیعه، سنی و ...  و نسبت به آنان سخت گیر نباش که مردم دو دسته اند: یا در انسانیت شبیه تو هستند و یا در دین برادر تو هستند. یا برادر دینی ات است و باید دوستش داشته باشی، یا انسان است مثل خودت.

فیلمی نشان می داد که زامبیا آمده بودند و کل کره زمین را خورده بودند! به درجه ای از علم رسیده بودند که عین انسان را تولید می کردند. اگر کسی را می زدی و از او خون بیرون می آمد، انسان بود، اگر نه، انسان نبود. در کل کره زمین سی، چهل انسان بودند که داشتند می گشتند و امتحان می کردند که چه کسی انسان است. با خودم گفتم، هشت میلیارد انسان هستیم ولی قدر همدیگر را نمی دانیم. در همین فیلم خانمی با بچه ای مانده بود، با سیاهی دیگر به هم رسیدند، چون انسان بودند خیلی خوشحال شدند و با هم ازدواج کردند!

در جریان حمله به الانبار، در محله ای زدند و بردند و کشتند و به زنان تعرض کردند! اما آقا امیرالمومنین(ع) فرمودند: شنیده ام که خلال از پای زن یهودیه کشیده اند! اگر مؤمنی این را بشوند و از غصه دق کند و بمیرد، جای تعجب ندارد! جرج جرداق که خدا رحمتش کند، می گوید: در نگاه امیرالمومنین(ع) به عنوان امیرالمومنین در سرویس دادن، سر سوزنی تبعیض وجود ندارد، کما اینکه بین برادرش عقیل با دختر یا پسر بچه کنیز زاده، کوچک ترین تفاوتی قائل نبود.

در حالی که طایفه ای بر سر کار می آیند، سعی می کند هم جنس خودش را در جامعه توانمند کند، بقیه مردم احساس درجه دو بودن، می کنند. دور بعد مردم ناراحت می شوند و به طایفه دیگر رأی می دهند. اگر قرار است کارگزار تربیت کنی، خودی و غیر خودی داریم. اگر می خواهی سرویس بدهی، انسان به ما هو انسان داریم.

پیامبر(ص) فرمودند: "مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی یا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم".  ما به عنوان شیعیان علوی هر جای جهان به کسی ظلم بشود، دست ما برسد، می رویم و دفاع می کنیم. همین الان اگر در خیابان بچه ای در معرض تصادف باشد، قطعاً نجاتش می دهیم، حتی اگر خطر داشته باشد.

در روضه های مراسم فاطمیه(س) عرض کرده ام، آقا امام مجتبی(ع) فرمودند: دیدم مادرم نسبت به دختری حساس است و خیلی او را تیمار می کند. پرسیدم این با بقیه چه فرقی دارد؟ پدرش خیلی بد اخلاق است! به او محبت نمی کند، من به او محبت می کنم. گفتم دختر کیست؟ گفت: دختر مغیره!

دختر مغیره باشد، بچه است، انسان است. اگر دختر مغیره یا دختر پسر یا برادر یا نوه اش، نیاز به کمک داشته باشد، در نگاه انسانی دختر مغیره را انتخاب می کند، اما در نگاه حکومتی فرق می کند.

+ رفتار پیغمبر(ص) را هم بخواهیم بسنجیم، باز در نهج البلاغه شرایط زمانی که پیغمبر(ص) حاکم شد را عرض می کنم:
"در زمانی که از همه طرف فتنه ها مردم را می فشردند، دنیا طلبی در اعماق وجود انسان ها و دست تعدی قدرتمندانی که بدون هیچ مانعی به سوی ضعفا دراز بود".

» فقط یک برتری وجود دارد؛ "انّ اکرمکم عند الله، اتقاکم".
نه کسی دنبال علم بوده، نه کسی دنبال تقوا بوده، کلاً شهوت بر جامعه حاکم بود. سیستم برده داری و دو، سه جنسیتی وجود داشت. الان هم در بعضی قبائل حاکم است. سیستمی که پیغمبر(ص) آمده آن را برطرف کند، هزار و چهار صد سال دارد می گذرد، هنوز در بین مسلمان ها هم این سیستم وجود دارد! دشمن دقیقاً بر همین ضعف ما مسلمانان دست گذاشته! برادری و برابری انسانی را زیر سوال می برند!

وقتی آدم آفریده شد، از زمان به دنیا آمدن هابیل و قابیل، انسان ها هیچ فرقی با هم نداشته اند. آرام آرام، تعصبات و قبیله گری ها در کار آمد؛ چه کسی عرب، چه کسی فارس است؟ چه کسی لر و چه کسی ترک است؟ چه کسی غربی و چه کسی شرقی است؟

آخرش به اینجا می رسیم که فقط من و خانواده ام اصیل هستیم! این نگاه، با نگاه هیتلر هیچ فرقی ندارد، با نگاه اسرائیل هم هیچ فرقی ندارد! مال آن ها جنایت کارانه تر است، مال ما خفیف تر است چون برخی اوقات اهل جنایت نیستیم. و الا از نظر اسلام بلند و کوتاه، ترک و عجم و فارس و لر و عرب هیچ فرقی با هم ندارند. انسان، انسان است. محیط ها، بعضی رفتارها را به انسان تعلیم می دهند، برخی زیر بار می روند، برخی زیر بار نمی روند، همه جا خوب داریم، بد هم داریم.

در غرب، در دهان علمای شیعه و اسلام می گذارند که اینان معتقدند همه مردم به جهنم می روند، الا ما!!! در قرآن و روایات داریم که اصلاً این گونه نیست!!! مگر می توانیم خلاف قرآن و روایات بگوییم؟! فقط یک برتری وجود دارد؛ "انّ اکرمکم عند الله اتقاکم".

من ترک یا عجم یا عرب هستم، بازی است که استعمار انگلیس سیصد، چهار سال پیش برای ما راه انداخت! حتی زن و مرد هیچ فرقی با هم ندارند، از نظر اخلاقی، ایمانی، مدیریتی، ممکن است مردی بهتر از زنی و ممکن است زنی بهتر از مردی شود. اصلاً تبعیضی در خلقت نیست.

» سادات، مایه سودند.
مثلاً در رابطه با احترام به سادات زیاد صحبت شده، احترام به سادات یعنی چه؟ یعنی شما آدمی مانند پیامبر(ص) را خیلی دوست داری، بعد که به فرزندانش محبت می کنی، یعنی به او داری محبت می کنی. محبت است، و الا این ساداتی که رو به روی شما روی منبر نشسته، شاید از نظر اخلاقی خیلی از تو پایین تر باشد. سادات، مایه سودند. می گوید به سادات پایین تر از خودم به خاطر  پیامبر(ص) احترام می گذارم. این همه آوازه ها، از شَه بود!

» فلسفه نبوت پیامبر(ص) با اشعار "برادری و برابری" شروع شد.
فقط،؛ "انّ اکرمکم عند الله اتقاکم"، غیر از این باشد، خدا عادل نیست! هنوز تعصب عرب و عجم را داریم می بینیم. الان، دو هزار و شانزده هستیم، دیگر عقل مردم هم به این رسیده که این چیزها شرافت نمی آورد! وحی هم لازم نیست، انقدر پوپولیستی و عوامی گری از شما بعید است!

در خصوصیات اشراف قریش آمده اگر پولش روی زمین می افتاد، خودش بر نمی داشت، اگر کنیزی یا غلامی بود به او می گفت که بردارد، اگر نبود، می رفت! برخی هم رند بودند و کاری می کردند که پول ها بیفتد و بردارند! همین، در ایران و روم دو حکومت اصلی آن زمان هم بود! در خصوصیات مثلاً عدالت گستر پادشاهان هخامنشی می گوید، وقتی بازاری خواست بچه اش بین اشراف درس بخواند، آنقدر با جوهردان بر سر او زدند که مغزش از دهانش بیرون زد که دیگر هیچ کس از تبعه بازار و کارگران جرات نکند بگوید می خواهم مانند اشراف سواد یاد بگیرم!

همین الان در انگلیس و اعراب حاشیه خلیج فارس و ایران هم هست! کسی که امارات زیاد می رود بیاید خاطراتش را بگوید. پلاک های یک رقمی و دو رقمی و سه رقمی را بگوید. پیامبر(ص) وقتی با این شرایط وارد شد، دید بهترین کاری که یک پیغمبر می تواند بکند، دادن این شعار است: "برادری و برابری". طبیعتاً کسانی که از برادر و برابر نبودن سود می بردند، جناح مخالف پیامبر(ص) شدند، غلامان و کنیزان موافق پیامبر(ص).

کسانی که سلول ها و تار و پود مغزشان در زمان جاهلیت تنیده شده بود و درس آموزیشان از بین رفته بود، بزرگ ترها، با او مخالف کردند. از طرف دیگر، جوانان پشت سر پیغمبر(ص) قرار گرفتند. فطرت باز است، نورانیت وجود دارد و می فهمد که چرا پدرم با کنیز و برده اش متفاوت است؟ هر دو انسانند. لذا فلسفه نبوت پیامبر(ص) با اشعار "برادری و برابری" شروع شد.



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات