برنامه آينده
شنبه های پاک
جلسه هفتگی
شهادت حضرت رقیه(س)

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع :
جوهر هویت مدرن - قسمت اول

مداح :
کربلایی مجتبی رمضانی

قاری :
حسین ابراهیمی

زمان :
شنبه شب ۹۶/۷/۲۹
همراه با اقامه نماز مغرب
و عشاء

بلوار پاسداران
خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان






جمعه 16 مهر 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت سوم - 95/7/13
عصیان و گناه است که میزان اعتماد شما را به غیب، و توکل به خدا و توسل به امام کم می کند، بی اثر می کند یا در چشم شما بی فایده نشان می دهد. چرا؟ چون عصیان کاری کرده که فقط در بحران معنوی می شوید! مریض بشود، بدبخت بشود، پول کم بیاورد، یاد خدا می افتد. و کسانی که عادت کرده اند در بحران با خدا باشند، به درد حکومت نمی خورند!

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت سوم
محرم 1395


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:
» هدف پیامبر(ص)، جزیرة العرب نبود!
» امام(ره): هدف ما نشر اعتقاد توحیدی در سراسر جهان است.
» روند حکومت داری پیامبر(ص) چگونه بود؟
» آسیب شناسی جامعه اسلامی، از تأسیس جامعه اسلامی مهم تر است.
» با هم بحث کنید، اما حق نزاع کردن ندارید!
» سیستم شیطان این است: به بهانه های مختلف در بین مؤمنین نزاع راه می اندازد تا پیروز شود.
» قرآن، مردمی كه از نزاع فراری نیستند را نهی می كند.
» باید خاكریز را به گونه ای بزنی كه بتوانی در مقابل پاتك ایستادگی كنید.
» عصیان و گناه چه اثری در ارتباط ما با غیب، توکل و توسل دارد؟
» منافق، هر چه دوست دارد را انتخاب می کند، مبنایش خود خواهی است.
» توفیق یعنی "هل من ناصر ینصرنی" امام را در شهرت بشنوی و لبیک بگویی.
» هوس رانی و خود خواهی باعث فسق می شود.
» نتیجه "فَشَلْتُم"، "تَنازَعْتُم" و "عَصَیْتُم" چیزی جز نفاق نیست!
» هیچ وقت حساسیتتان را نسبت به گناه از دست ندهید!
» به همان درصدی که قسمتی از دین را زیر سوال برده ای منافق هستی!
» چرا علی(ع) در مراجعه طلحه و زبیر، چراغ کار را عوض کرد؟!
» اصل گناه، مال حرام است!
»‌ اخلاق امت و زمامدار، با هم فرق دارد.
»‌ با هم که گناه می کنیم، جامعه فقیر و ذلیل می شود.
» ترک گناه، مثل گناه، ویروسی عمل می کند.


» هدف پیامبر(ص)، جزیرة العرب نبود!
در ادامه بحث شرحی بر "انسان ٢٥٠ ساله"، به زمان بعثت پیامبر(ص) رسیدیم که نكاتی عرض شد، و به این قسمت رسیدیم كه با توجه به شرایط زمان، پیغمبر(ص) مهم ترین اصل در زمان خودشان برای امر تبلیغ، "برادری و برابری" می دانستند. بعد از آن اتفاقاتی افتاد، جنگ شد، سپس به مدینه مهاجرت كردند و بالاخره مكه فتح شد و نظام اسلامی یا به عبارتی پیامبر(ص) حاكم جزیرة العرب شدند!

یك نکته مهم در این بحث این است كه پیغمبر(ص) فتح جزیرة العرب را وظیفه خود نمی دانستند، از همان روزهای اولی كه حكومت اسلامی در جزیرة العرب برپا شد و پیامبر(ص) توانستند مخالفین را راضی، قانع و یا سركوب كند، همزمان با حکومتداری و زمامداری، پیك هایی را به قسمت های مختلف جهان  ارسال می كردد و قصدش بر این بود كه دین خداوند و شعار "قل هو الله احد" را جهانی كند و با رسیدن به حكومت باز نایستاد!

» امام(ره): هدف ما نشر اعتقاد توحیدی در سراسر جهان است.
یکی از نكته هایی كه در انقلاب اسلامی ایران هم دیده می شود این است که حضرت امام(ره) زمانی که انقلاب را شروع كردند و بوی پیروزی به مشام می رسید، و حتی زمانی که پیروز شدند، هدفشان را رسیدن به حكومت ایران بیان نكردند! هدفشان را یك اعتقاد بیان كردند كه قرار است این اعتقاد در جهان نشر داده شود و آن اعتقاد، عدالت، عدالت خواهی، مبارزه با ظلم و دادرسی به فریاد مظلوم بود.

حضرت امام(ره) فرمودند كه راه قدس از كربلا می گذرد، در حالی كه همه فكر می كردند دلیل جنگ ما با صدام، حفظ كردن ایران است، یا اگر بشود راهی هم در عراق باز شود كه ما در آن جا، جا پا داشته باشیم. امام(ره) تماما ما را متوجه می كردند به مركز ثقلِ تقسیم قدرت در جهان و آن گرانیگاه اصلی ظلم و نقطه مركزی ظلم كه صهیونیسم بود.

در هر موقعیتی امام(ره) یك نگاهی هم به صهیونیسم بین الملل، صهیونیسم جهانی و ... داشتند، و دلیل بسیاری از صحبت هایی كه حضرت امام(ره) بیان می کردند، همین بود كه بگوید هدف ما نشر اعتقاد توحیدی در سراسر جهان است. ما نه می خواهیم به حكومت برسیم، نه می خواهیم ایران از آنِ ما باشد و نه می خواهیم عراق برای ما باشد! به قول عربستانی ها، ما که به دنبال هلال شیعی نیستیم! هدف ما ایجاد پرچم قسط و عدل در كره زمین است. این شعار پیامبر(ص) هم بود.

پیامبر(ص) گفتند من نیامده ام که عربستان را از دست قریش و ابوسفیان بیرون بیاورم و خودم حاكم بشوم! چرا که زین پس خرمای بهتری داشته باشم، گوشت بخورم و پول ها را تقسیم كنم! از همان ابتدای كار و همزمان با اینكه حكومت تازه تأسیس شده را زمامداری می كرد، شعارهای جهانی هم می دادند و آن را به ایران و روم می فرستاد. حتی برخی پیک پیامبر(ص) را مسخره می كردند. مثلا به پادشاه ایران برخورد که یك فرد یک لاقبا آمده و جو را به دست گرفته و به ما می گوید ایمان بیاور!

» روند حکومت داری پیامبر(ص) چگونه بود؟

پیامبر(ص) کارهایی را هم در درون انجام دادند؛ در ابتدا نظام، قوام می خواهد، به رئیس، مرئوس، شورا و شورای مشورتی نیاز دارد. از جمله كارهایی كه پیامبر(ص) در مدینه كرد و حتی در همان ابتدای کار در مکه هم انجام داد. حتی در مکه از جمله سیاست هایی كه پیامبر(ص) داشت این بود که به ابوسفیان هم یك پستی داد و سرش را مشغول كرد.

علاوه بر این کارها، پیامبر(ص) در بین مسلمانان بحث دشمن شناسی را راه انداخت، که بسیار دشمن شناسی ظریفی بود. تصور كنید که اقلیت مسلمانی در كره زمین روییده اند و پیغمبری هم پیدا كرده اند. بنابراین این پیغمبر باید به گونه ای دشمن شناسی را به این اقلیت مسلمان یاد بدهد كه مردم فكر نكنند تمام كره زمین با آن ها دشمنند و هر كه با ما نبود و "اشهد أن لا اله الا الله" نگفت، دشمن است و قرار است سر ما را ببُرد!

لذا باید همیشه شمشیرمان آماده باشد و همه جهان را باید سر ببُریم تا بتوانیم به حكومت برسیم! همان جمله اشتباهی كه در دهان علمای شیعه می گذارند و دیشب هم آن را نقد کردیم مبنی بر اینکه اعتقادشان این است كه فقط شیعیان به بهشت می روند و مابقی به جهنم می روند! ما هم بالاخره نفهمیدیم این علماء شیعه که می گویند منظورشان چه کسانیست؟ اگر منظورتان منبر است، منبر که جایگاه صحبت عالمانه نیست!! اگر مقصودتان از علماء، مراجع و بزرگان و کسانی که اصول تشیع را بنا نهاده اند هست، مدرک بیاورید تا ما هم ببینیم چه کسی این حرف ها را گفته.

اصلا این چنین اعتقادی وجود ندارد. پس پیامبر(ص) در همان ابتدای کار به گونه ای دشمن شناسی را رواج داد تا مردم فکر نکنند همه قبایل و ادیان مهدور الدّم اند و  لایق سر بریده شدن هستند و همه هم در نهایت به جهنم می روند.

دومین کار این بود که پیامبر(ص) اصول و فروع دین را معرفی كرد و گفت ما چند اصل و چند فرع داریم. اگر كسی می خواهد در دین ما باشد، مسلمان باشد، باید به این اصول و فروع پایبند باشد. ما چهار گزینه در دین برای اعمال شما داریم: حرام، حلال، مستحب، مکروه! که همه این مباحث را هم کم کم توضیح دادند.

» آسیب شناسی جامعه اسلامی، از تأسیس جامعه اسلامی مهم تر است.
و در نهایت شروع به آسیب شناسی بعد از پیروزی کرد! آیه "اذا جاءَ نصرالله و الفتح" را قبلا برایتان باز کرده ام که چرا زمانی که پیامبر(ص) مکه را فتح کرد، "وَ رأیتَ الناسَ یدخلونَ فی دین الله أفواجا"، در حالیکه همه دارند به پیامبر(ص) می پیوندند، گفت: "فَسبِّح بِحمد ربِّکَ وَ استَغفِرهُ إنهِ کانَ توّابا". چرا گفت در این موقعیت بیشتر مراقب باش؟ چون پیامبر(ص) بر طبق قرآن کریم آسیب شناسی جامعه اسلامی را از تأسیس جامعه اسلامی مهم تر می داند.

یعنی شروع یک انقلاب اسلامی یک بحث است، بحث مهم ترش این است که این موج اسلامی به گونه ای ادامه بدهد که زمین نخورد و آبروی اسلام برود. چون قبل از اینکه این انقلاب اتفاق بیفتد، اسلام آبرویی داشته است. قبل از اینکه مسلمانان مکه را بگیرند، برای خود اعتباری داشته اند، حال که پیروز شده اند به گونه ای برخورد نکنند که آبرو و اعتبار پیامبر دینش هم از بین برود.

» با هم بحث کنید، اما حق نزاع کردن ندارید!

◄ نکته اول:
از جمله آیاتی که پیامبر برایشان شرح داد، این آیه بود: "تَنازِعَتِم فی الامر". به این معنا که شما بر سر مسائل بسیار ساده با هم دعوا دارید. شب اول هم عرض کردم با هم بحث کنید، اما حق نزاع کردن ندارید!
در جمهوری اسلامی خودمان هم به همین شکل است. از شش ماه قبل از انتخابات دعوا و تا شش ماه بعد از انتخابات با هم قهر هستیم. اگر در هر دو سال یک بار انتخابات داشته باشیم، از هر دو سال نزدیک به یک سال مردم ما با هم در نزاع هستند.

» سیستم شیطان این است: به بهانه های مختلف در بین مؤمنین نزاع راه می اندازد تا پیروز شود.
هر چقدر هم از نظر فرهنگی زحمتی کشیده می شود، در این شش ماه همه از بین می روند. مثلا به من آخوند که کار فرهنگی می کنم، عده ای می گویند تو ضد ولایت فقیه هستی، عده ای می گویند تو تند رو و برخی هم می گویند تو کند رو هستی، فقط بر سر یک رأی دادن! نگاه پیامبر(ص) و امامان(ع) و امام(ره) و رهبری(مد ظله) به این شکل نبوده و نیست! رقابت، باید شور و شوق به ارمغان داشته باشد، انتخابات باید امید به مردم بدهد و خود را دخیل بدانند!

آیا انتخابات دلیل بر این می شود که چشممان را ببندیم و اگر یک نفر رأی مخالف ما را داشت، با او نزاع کنیم و هر چه خواستیم به او بگوییم؟ بعد از انتخابات هم با پر رویی هر چه تمام تر برویم و او را بغل کنیم و بگوییم دیگر تمام شد! این رفتارها کینه ایجاد می کند! بعد از رسیدن به پیروزی و رسیدن به حکومت چرا نزاع می کنید؟! ما یک نزاع قبل از انتخابات داریم، یکی حین انتخابات و یک نزاع هم بعد از انتخابات داریم!! گویی که مردم ما از نزاع خرسند می شوند! این جمله کارشناسی شده نیست، اما سیستم شیطان است که به بهانه های مختلف در بین مؤمنین نزاع راه می اندازد تا بتواند بر جامعه اسلامی پیروز شود.

» قرآن، مردمی كه از نزاع فراری نیستند را نهی می كند.
در خصوص یك مطلب یا حق با من است و یا حق با دیگریست، یا بنده قانع می شوم که حق با اوست و یا قانع نمی شوم، تمام! نمی توان انتظار داشت که در جامعه اسلامی دیگران هم مثل من فکر کنند! یا مثلا می گویند تو باید من را قانع كنی که چرا این گونه فكر می كنی! این حرف ها از زمان هابیل و قابیل هم منطقی نبوده! بعد از اتمام این نزاع ها، مؤمنیم دیگر، نزاع خانوادگی شروع می شود! نزاع خانوادگی تمام شود، نزاع هیئتی شروع می شود! چرا دستت را برای سینه زدن کم بالا می آوری؟ چرا داد می زنی، چرا داد نمی زنی؟ نزاع هیئتی تمام شود، سر غذا و تاکسی و سرویس و... دعوا شروع  می شود. این هم اگر نشد در منزل با زنش دعوا می كند! بالاخره باید یك دعوایی اتفاق بیفتد.

قرآن مردمی كه از نزاع فراری نیستند را نهی می كند. سعی کنید تمام مسیرهای به سمت نزاع را ببندید. امام صادق(ع) و امام باقر(ع) صد و بیست و یک دستورالعمل برای ما می نویسند، تا اجازه ندهند هیچ موضوعی به نزاع كشیده شود.
دستور العمل های اولیه خیلی حكیمانه است، بنشین در دنیا فكر كن و... تا می رسد به آخرین دستورالعمل ها كه می گوید به دستشویی بروید. اگر واقعا با حكمت نمی توانید و باز هم كارتان به نزاع می كشد، به دستشویی برو! ولو شده به تخلّی، جلوی نزاع را بگیرید.

◄ نکته دوم:
قرآن کریم می فرماید که مردم بعد از پیروزی شُل می شوند. "اذا جاءَ نصرُالله وَ الفتح"، زمانی که خدا به ما فتح و پیروزی داد، داده است دیگر! نه دشمن داریم، نه شیطان داریم، نه نفوذ به داخل داریم، زمانی که بالا رفتیم، دیگر بالاییم! در صورتی که مردم بعد از پیروزی كسل می شوند و آن را از دست می دهند.

» باید خاكریز را به گونه ای بزنی كه بتوانی در مقابل پاتك ایستادگی كنید.

چه در زمان جنگ، چه در زمان کنونی و حتی در ورزش هم از مربی های درجه یك شنیده ام كه می گویند، یكی از مواردی كه باید به جوان های تیم فوتبال خیلی جدی تذكر داد این است كه زمانی که گل اول را زدی، ده دقیقه بر خودت مسلط باش! به تیم مقابل هم می گوید گل اول را كه خوردی، در ده دقیقه اول آن ها تمركز ندارند، در باد گلی که زده اند، خوابند! در این ده دقیقه اگر زدید، یك به یك می شوید، اگر نزدید دیگر سخت می شود.

در جنگ حقیقی هم زمان گرفتن خط دشمن، قسمت ساده کار را کرده اید. باید خاكریز را به گونه ای بزنی كه بتوانی در مقابل پاتك ایستادگی كنید. در بسیاری از مواقع شیطان می بیند اصلا برایش نمی ارزد که در مقابل تو مقاومت كند!

الان که دهه محرم است، شیطان بیاید تمام هم و غم و توانش را بگذارد تا مانع از جلسه رفتن مردم بشود. حتما با خودش می گوید من اگر همه تلاشم را هم بكنم، باز هم جواب نمی دهد. در هر صد نفر شاید بتوانم پنج نفرشان را نگه دارم، مابقی می روند. این مردم الان حکم كش تُنبان را دارند، اسم محرم كه بیاید، رها می شوند.

می گوید چه کار کنیم؟ بگذار وقتی به احساس پیروزی ای که من به جلسه امام حسین(ع) رفته ام، مشکی پوشیده ام، الحمدلله در حسینیه نشسته ام، زنجیرم را زده ام، نوحه ام را خوانده ام، منبرم را رفته ام و سینه ام را زده ام، رسید و احساس پیروزی کرد، بعد خدمتش هستم، کاری ندارد.

یک پیروزی و یک انقلاب را به شکست کشاندن، به شدت ساده تر از این است که نگذاری یک انقلاب پیروز شود. بگذار پیروز شود، بگذار به حسینیه برود، مشهد و کربلا برود، روزه اش را کامل بگیرد، صدقه بدهد، بیمارستان بسازد، خیریه بزند، منبر برود. نمی توانی جلویش را بگیری که شب سوم محرم منبر نرو، بگذار برود، "اذا جاء نصر الله و الفتح"، الان وقت چیست؟ "فَشلْتُم"، شل شد، کسل شد، انقلابش را کرد، عقب کشید.

یکی از دلایلی که زمان امیرالمومنین(ع)، فرصت به این گران بهایی برای ادامه امامت را از دست دادیم، این بود که مردم گفتند زمان رسول الله(ص) جنگ هایمان را کرده ایم! شما صبح تا شب دشمن دشمن را بر سر ما می کوبی، بگذار کمی شُل بزنیم، راحت باشیم. این ملت را مدام تحت فشار قرار نده!

◄ نکته سوم:
"عَصَیْتُم". بعد از پیروزی، گناه!

» عصیان و گناه چه اثری در ارتباط ما با غیب، توکل و توسل دارد؟
خیلی از روشن فکری های ما در بحران ها کلا به فراموشی سپرده می شود! این کارها یعنی چه؟ امام یعنی چه؟ توسل یعنی چه؟ گریه یعنی چه؟ بعد، تا بحرانی به وجود آمد، می گوید تو را به امام زمان(عج)، کجا می روی؟ التماس دعا! به قمر بنی هاشم بگو بدبختم، بیچاره ام! وقتی بحران برطرف می شود، دوباره این روشن فکری گل می کند!

این چه ربطی با "عَصَیْتُم" دارد؟ می خواهد بگوید که عصیان و گناه است که میزان اعتماد شما را به غیب، و توکل به خدا و توسل به امام کم می کند، بی اثر می کند یا در چشم شما بی فایده نشان می دهد. چرا؟ چون عصیان کاری کرده که فقط در بحران معنوی می شوید! مریض بشود، بدبخت بشود، پول کم بیاورد، یاد خدا می افتد. و کسانی که عادت کرده اند در بحران با خدا باشند، به درد حکومت نمی خورند!

+ پیغمبر(ص) عاصیان را دو گروه می کند، طبق آیات قران می گویم:

◄ گروه اول: "فی قلوبهم مرضٌ".

» منافق، هر چه دوست دارد را انتخاب می کند، مبنایش خود خواهی است.
منافقند! کسانی که اگر به سمت خدا و معنویت هم می روند، هوس کرده اند، دوست دارند. اینان معنویتی که برایشان اذیت و آزار بیاورد و معنویتی که بخواهند هزینه بدهند، سراغش نمی روند. از خصوصیات منافق، در قرآن کریم این است که هر چه دوست دارند را انتخاب می کنند. مبنایشان خود خواهی است.

یک زمانی معنویتی را دوس دارد، زمانی معنویت را دوست ندارد. با دلش کار می کند. الان چه می گوید؟  کجا برویم؟ می گوید دلم برای خدا تنگ شده. می گوید خدا باید با تو باشد، دلم برای خدا تنگ شده چه صیغه ای است؟! باز که دلت در کار است!! خدا باید با تو باشد، نباید بر مبنای دلت خدا را انتخاب کنی.

» توفیق یعنی "هل من ناصر ینصرنی" امام را در شهرت بشنوی و لبیک بگویی.
مثلا یک جا دلش می کشد، سینه می زند. یک جا می گوید دلم تنگ شده، سینه ای بزنیم. سینه ای که برای دل تنگی می زنی، دو زار نمی ارزد! دلم می خواهد به زیارت بروم، وقتی دلت می خواهد، زیارت رفتنت، برای دلت است. الان، اصلا فایده ای ندارد. یک سری مقدسات در آخر الزمان داریم که من خیلی زیر آب ان ها را برایتان زده ام، مثل همین زیارت ها. مثلا فکر می کند اگر به کربلا نرود، توفیق ندارد. توفیق این است که "هل من ناصر ینصرنی" امام را در شهرت بشنوی و لبیک بگویی. کربلا توفیق نمی خواهد، همه دارند می روند، برو. پول نداریم، پول نداری، نرو. کسی که پول دارد می رود، برای پولش دارد می رود.

ببینید چه می گوید؟ می گوید عبادت هم باید با دلش همراهی کند! این روایت در حقیقت بیان تاریخی است، مال زمانی است که نماز جماعت خیلی طرفدار داشت. گفتند ثواب هر یک رکعت نماز جماعت، ده هزار رکعت است، ملت با سر می دویدند. بعد این روایت گفته شد که اگر بدانی ثواب صف اول نماز جماعت، چقدر است، هیچ وقت صف دوم نمی ایستی و اگر بدانی ثواب صف دوم چقدر است، صف سوم نمی ایستی و اگر مؤمنین می دانستند هر صفی که جلوتر می ایستند چقدر ثوابش بیشتر می شود، امام صادق(ع) می فرماید: بر هم شمشیر می کشیدند، منظور این است که خیلی ثوابش زیاد است.

"حی علی الصلاة" می گفتند، مردم می آمدند. حالا اگر بگویی "حی علی الزکاة"، "حی علی الجهاد"، "حی علی الخمس"، "حی علی الصدقة"، حی علی کمک به کانون، چه می گوید؟ می گوید این هم که باز خراب شد! این را برای چه انجام دادی؟ به عنوانی انجام دادی که چیزی گیرت بیاید، احساس نکردی یک وظیفه است.

◄ گروه دوم: فاسقانند.
» هوس رانی و خود خواهی باعث فسق می شود.
این هوس رانی و خود خواهی باعث می شود که دارای فسق های اخلاقی باشند. فسق!

ما یک گناهکار داریم که هنوز به او نرسیده ایم، یک فاسق داریم. فاسق این نیست که، مثلا بنده دروغ بگویم یا مثلا نگاه بد بکنم یا یک فسق این مدلی مرتکب بشوم، این اسمش گنهکار است. از نظر قرآن کریم فاسق کسی است که در قلبش مرض است. مِن جمله این مرض ها، همین مرض هایی است که بعضی وقت ها اصلا گناه نمی دانیم. مثل بخل، کینه، هوس رانی. خیلی عجیب است قرآن کریم می گوید بخل و کینه، فساد قلبی می آورد و باعث فسق می شود، در حالی که جامعه اسلامی ما بخل و کینه را گناه نمی داند! خیلی عجیب است گناه نمی داند! می گوید بخل گناه نیست که، مال خودم است دیگر. یا راجع به کینه می گوید، می خواست بد نکند، در دلم است این گونه شده! 

» نتیجه "فَشَلْتُم"، "تَنازَعْتُم" و "عَصَیْتُم" چیزی جز نفاق نیست!

عقب تر برمی گردیم؛ نوع دوم گنه کاران، "عَصَیْتُم" است. گناهان عادی ما، همین گناهانی که غیر فاسقین انجام می دهند، فاسق نیست، کافر نیست، ولی گناه می کند هم، جزء چیزایی است که در زمامداری جامعه اسلامی ایجاد خلل می کند.

مردم آرام آرام به گناه خو می گیرند، وقتی خو گرفتند، "فَشَلْتُم"، بعد فَشل و کسل می شوند. وقتی کسل شدند و گناه کردند، "تَنازَعْتُم"، دعوا می کنند. چرا؟ چون هوای نفسشان قوی و خودخواه می شوند. وقتی که "فَشَلْتُم" و "تَنازَعْتُم" و"عَصَیْتُم" شد، آرام آرام به گروه دوم، یعنی منافق تبدیل می شوند!


» هیچ وقت حساسیتتان را نسبت به گناه از دست ندهید!
هیچ وقت زمزمه هایی که بزرگان ما پیش خدا می کردند را فراموش نمی کنیم. بارها و بارها پیامبر(ص)، اهل بیت(ع)، بزرگان ما، تا رسید به آقا اباعبدالله(ع)، خطابه گفتند، حدیث گفتند، اصرار کردند، وعظ کردند، خواهش کردند، التماس کردند، جامعه اسلامی، حساسیتتان را نسبت به گناه از دست ندهید! اگر جامعه ای نسبت به گناه حساسیتش را از دست بدهد، این جامعه آخرش به نفاق می رسد. اولش که نشان نمی دهد، آخرش معلوم می شود.

در اعمال شخصی ما هم، همین است. گناه می کنم، توبه می کنم، باز گناه می کنم، توبه می کنم، باز گناه می کنم، توبه می کنم. آرام آرام گناه می کنم، بعد از هر دو گناه یک بار توبه می کنم. بعد سه گناه یک بار، بعد آرام آرام می گویم اصلا این گناه، توبه می خواهد؟ بعد از مدتی می گویم مگر این گناه در این مملکت، گناه است؟؟
 
» به همان درصدی که قسمتی از دین را زیر سوال برده ای منافق هستی!
به محض این که به این نقطه رسیدی که مگر این گناه است، یعنی اصول، فروع و متن دین زیر سوال رفت، از این جا به بعدش به همان درجه، منافقی! به همان درصدی که قسمتی از دین را زیر سوال برده ای منافق هستی، درحالی که می دانی این گونه نیست. به خاطر تو احکام دینی عوض نمی شود.

» چرا علی(ع) در مراجعه طلحه و زبیر، چراغ کار را عوض کرد؟!

مثالش را در بحث دیگری زده ام، این جا اضافه می کنم: طلحه و زبیر خدمت آقا امیر المومنین(ع) می آیند. وقتی نشستند، آقا می گوید کار اداری است؟ نه، با خودت کار داریم. آقا امیر المومنین(ع)، چراغ را خاموش کرد، رفت چراغ دیگری آورد.

این بی احترامی است، این چه امامی است دیگر؟! داری بی احترامی می کنی! خیلی دلت برای بیت المال می سوزد، بعد که این ها رفتند، پولش را به بیت المال بده. از روغن خودت در چراغ بریز.

چرا علی(ع) چنین کاری می کند؟ برای این که می خواهد بگوید در جامعه اسلامی، زمامداران باید اینقدر حساس باشند! دارد درس می دهد. یا چیزی که از شهید رجایی نقل می کنند که خودکارش را عوض می کرد. خودکار آن زمان مثلا 15 زار بوده. دلت خیلی برا بیت المال می سوزد، به اندازه یک جعبه خودکار بیست تومان رد مظالم بده. این پوپولیست بازی ها و عوام فریبی ها چیست؟

حرف ما این است؛ کسانی که اول انقلاب گفتند ما سعی می کنیم عوام فریب نباشیم، بیخیال، دیگر این چه مسخره بازی ها چیست، مگر یک کیلو میوه چقدر می شود که اسمش را تشریفات می گذارید، بعدها خیلی عادی، نوشتند در جامعه ای که فاصله بین فقر و غنا اینقدر زیاد است و ده ها سال بر روی منابر به ملت گفتیم بروید برای حسین(ع) جان بدهید، ظهر عاشورا با زن و بچه، اسکی رو آب بازی می کنیم. آخر زمامداری اش، این می شود!

چه اشکال دارد؟! نعمت خداست. به یکی از اساتید دانشگاه گفته بودند برای چه دخترهای دانشجو را این گونه نگاه می کنی؟؟ گفته بود نعمت خداست. نگاه می کنم، شکر می کنم. الحمدلله خدا چه آفریده، "فتبارک الله احسن الخالقین"! آخرش این می شود دیگر! مثلا آدمی که ما از او یاد گرفتیم، به جبهه برویم و جان بدهیم و بجنگیم، در خاطرش می نویسد: ظهر عاشورا با زن و بچه تنی به آب زدیم و جت اسکی بازی کردیم! این چه می شود؟ عدم حساسیت جامعه اسلامی به علی(ع). اگر الان علی(ع) این کار را می کرد، به او نمی گفتند پوپولیستی؟؟ این عوام فریبی ها چیست؟ اگر خیلی مقیدی، بعدا روغن چراغ را سر جایش بریز. گفت: نه، می خواهم درس بدهم.

زمان امیرالمومنین(ع) چه کار کردند؟ بیرون آمدند و گفتند: اصلا نمی فهمد! ما جنگیده ایم، ما انقلاب کرده ایم. زبیر گفت: شمشیر من، زمان پیغمبر(ص) غم را از چهره پیغمبر(ص) زدود. به من سیف الاسلام می گویند، به این طلحة الخیر می گویند! ما استوانه های نظام اسلامی هستیم، آقا چراغ را برایمان عوض کرده! خجالت نمی کشد!

آن طعنه های این مدلی و علی(ع) را عوام فریب و پوپولیست خواندن، کارش به جایی رسید که آرام آرام این چراغ های بیت المال یکی یکی روشن شد، درهم درهم، روغن بیت المال خرج کار غیر بیت المال شد، تا به جایی رسید قومی که قرآن می خواندند، نوه پیغمبر(ص) را در روز عاشورا سر بریدند! و وقتی نصیحت کرد دید هلهله می کنند، گفت شکم هایشان از حرام پر شده است، هیچ کاری دیگر نمی شود کرد.

مثلا می گوید طرف جانباز مدافع حرم است یا رفته سوریه یا عراق جنگیده. نسل جوان امروز ما هم بچه اند دیگر! بیست، سی سال است جنگ و جبهه را شنیده، یک دفعه شیفته می شود، وقتی می گویند سوریه بوده، پس این هم چیزش درست است.

کسانی که هشت سال جنگیدند، هفتاد درصد هم جانباز شدند، سی سال هم دارند دردش را می کشند، نه این که حالا یک هفته سوریه رفته، یا در خان طومار دو تا تیر زده، یا در زینبیه هم عکس گرفته، که ملت او را می پرستند و فکر می کنند الان چه شده، کسانی که این گونه بودند، مال حرام و هوس رانی و شهوت به جرثومه فساد تبدیلشان کرده! تو دلت به چه خوش است؟ اگر طلحه و زبیر را می دیدی چه می گفتی؟ سیف الاسلام! پیغمبر(ص) شمشیرش را بوسید! از پیغمبر(ص) خاطره هم نقل نکرده که بگوید من دیدم شمشیرم را بوسید، نه! همه دیدند شمشیرش را بوسید.

» اصل گناه، مال حرام است!
گناه، اصلش مال حرام است. واقعا عذر می خواهم شب سوم و حضرت رقیه(س) و خرابه هست، اما آدم امشب باید یک چیزی بگوید. وضع اقتصادی مردم خوب نیست!! آقای انجوی روز عاشورا هر گورستانی به تفریح می روی، در دلت نگه دار، آبروی ما را نبر! مردم وضعشان خوب نیست.

این مردمی که دارند به حسینیه ها می آیند، از بیست و چهارم، بیست و پنجم برج یا کمتر، به سختی زندگی می کنند.
- چقدر حقوق می گیری؟
- یک و نیم.
- چقدر کرایه می دهی؟
- نهصد و پنجاه.
- چگونه زندگی می کنی؟ از دهم به بعد کم نمی آوری؟
- به برکت این مسئولین، با امدادهای غیبی!
- امداد غیبی؟؟
- روز اول قالی غیب می شود، ماه بعد یخچال، ماه بعد ماشین!

علی(ع) می بود و می دید که نه در آفریقای جنوبی و شمالی، نه در قطب شمال و جنوب بین اسکیموها، نه در کوچه پس کوچه های روستاهای ایران اسلامی، در تهران، شیراز، اصفهان، مشهد، کلان شهرهایمان، عده زیادی بابت اینکه نمی تواند برای بچه اش میوه بخرد، شب ها با اشک و عرق شرم می خوابد و تمام تلاشش این است که در مسیر رفت و آمد بچه اش، میوه فروشی نباشد! علی(ع) می بود و فیش حقوقی یک زمامدار اسلامی را می دید، دق نمی کرد؟؟

اصلا ما سیاسی، آدم های بد، تند رو، علی(ع) می بود و می دید که چند میلیون بابت تفریح بچه اش می گیرد! امام زمان(عج) هست و می بیند! بعد، جلوی علی(ع) هم می توانستیم این گونه سینه سپر کنیم و بگوییم غیر قانونی نبوده؟! فقط نگاهمان می کرد!

الان به امیر المومنین(ع) رسیده ایم. همان علی(ع) که گنه کار درجه یک حرفه ای زانی زنا داده، کسی که شمشیر بر علیه خدا کشیده و با خدا جنگیده سراغش می آمد، زانو می زد و می گفت: یا علی(ع) می شود؟ راه بازگشتی هست؟ آقا آرام، نرم، دستش را می گرفت و می گفت: نرو، گم نکن، قهر نکن، رها نکن، باش. کمکت می کنم، بر می گردی، ردیف می شود. همان علی(ع)، وقتی دید زمامدارش کنار سفره اغنیاء نشسته و فهمید فقرای جامعه فهمیده اند فلانی چرب خورده و آه کشیدند، در جا بر کنارش کرد!

»‌ اخلاق امت و زمامدار، با هم فرق دارد.
به جلسه اول برگردیم؛ از نظر رسول خدا(ص) اخلاق امت و زمامدار، با هم فرق دارد. امت هستی، هر چه می خواهی باشی برا خودت باش. هر کسی هم گیر می دهد بیخود می کند. دوست دارد مرفه زندگی کند، به شما ربطی ندارد. اما وقتی زمام جامعه اسلامی، زمام هم فقط استاندار نیست، بنده که لباس آخوندی پوشیده ام و ادعای تولیت دینی دارم، نمی توانم ادای علی(ع) را در بیاورم، ادعا کرده ام، حداقل باید لباسم را در بیاورم.

- "عَصَیْتُم"، گناه کردید! حساسیتتان را از دست دادید! انواع و اقسام مداحان را دعوت کن. رقیه(س) را تکه پاره کنند، که اشکت در بیاید. رقیه(س) نه، بگو خرابه. این روضه ات به چه دردی می خورد؟؟ این همه رقیه(س)، در مملکت ریخته. یک ریال نمی ارزد!

»‌ با هم که گناه می کنیم، جامعه فقیر و ذلیل می شود.
- "إِلَهِي أَلْبَسَتْنِي الْخَطَايَا ثَوْبَ مَذَلَّتِي وَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِي".
این فقط متکلم وحده نیست که من می گویم خدایا؛ گناهان من را ذلیل و بیچاره کرده، لباس مسکنت پوشانده و من را از نظر مالی هم پایین آورده، ببخش. نه! می گوید ما در کنار همدیگر، جامعه اسلامی هستیم، با هم که گناه می کنیم، جامعه ما فقیر و ذلیل می شود.

» ترک گناه، مثل گناه، ویروسی عمل می کند.

به خاطر حضرت رقیه(س)، تصمیم بگیریم. باور کنید دویست میلیون نفر امشب تصمیم بگیرند، نفری یک گناه در روز کم کنند. فردا چقدر می شود؟ دویست میلیون گناه از جامعه اسلامی کم می شود. وقتی کم شود، نور بالا می رود. نور که بالا رفت، پس فردا با رغبت بیشتری دو تا گناه دیگر کم می کنند.

ترک گناه، مثل گناه، ویروسی عمل می کند. فرقش این است که گناه در زاد و ولد، ویروسی اش یکی دو تا می شود، ترک گناه، یکی ده تا می شود! یک قدم بیا، ده قدم می آيم.

خدایا، به حضرت رقیه(س) امشب به همه ما توفیق توبه عنایت کن.




کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
 عمار: اجرتون باحضرت زهرا سلام الله
سه‌شنبه 9 آذر 1395
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات