برنامه آينده
شنبه های پاک
جشن میلاد جواد الائمه(ع)


سخنران:
سیدمحمد انجوی نژاد
موضوع سخنرانی: اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال


مداحان:
عباس زحمتکشان و
عبدالرحمن دانشجو


قاری:
مهدی روحانی

زمان:
شنبه 96/1/19

همزمان با نماز مغرب و عشاء

مکان:
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)

رهپويان






یکشنبه 18 مهر 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت چهارم - 95/7/14
کسی که بتواند معنویت را، عرش را بر فرش ترجیح دهد، شهادت طلب می شود نه کسی که بهشت را بر جهنم امروز که اسمش را دنیا گذاشته، ترجیح دهد، این را که همه ترجیح می دهند!!

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت چهارم
محرم 1395


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:
» امت اسلامی باید از نظر نظامی قوی باشد.
» پیامبر(ص)، امیرالمومنین(ع)، امام مجتبی(ع) و امام حسین(ع) هیچ کدام آغاز کننده جنگ نبوده اند!
» جهاد دو قسمت است: 1- جهاد نظامی. 2- جهاد روحی.
» دلاوری، نتیجه آموزش نظامی است!
» مملکتی که از نظر نظامی مدافع نداشته باشد، روی هیچ چیز آن نمی شود حساب کرد!
» دل کندن از چیزی که نسبت به آن وابستگی وجود دارد، هنر می خواهد!
» شهادت طلبی با طمّاع پروری که سیستم داعش است، فرق دارد!
» کسی که بتواند عرش را بر فرش ترجیح دهد، شهادت طلب می شود.
» امامت، با پادشاهی و خلافت تفاوت دارد.
» امام باید قدرت رهبری سیاسی، تسلط بر متن اسلام و تهذیب روحی داشته باشد.
» منافق باید از اسم رهبرت سیاه شود.
» وقتی وظایف امام را می گوئیم، یعنی مأمومین باید یاد بگیرند.
» دوره اول امامت، "دوره سکوت و همکاری امام با قدرت ها".

+ دو نکته کوتاه را خدمتتان عرض می کنم:
1- هر شب دقایقی خیلی کوتاه، عرایض شب های قبل را بیان می کنیم تا رشته کلام گم نشود.
2- نکاتی که در کتاب گفته نشده را جمع آوری کرده و به شالوده کتاب اضافه می کنیم، اصل بر این است که مستمعین کتاب را مطالعه کرده باشند.

بحث جلسه قبل آسیب شناسی جامعه اسلامی توسط پیامبر(ص) بود که در کتاب "انسان 250 ساله" این چند مورد را مقام معظم رهبری(حفظه الله) جزء آسیب هایی که پیامبر(ص) از جامعه اسلامی در آورده بود، ذکر کردند که:
1- تَنازَعْتُم. نزاع می کنند.
2- فَشَلْتُم. کسل می شوند.
3- عَصَیْتُم. دو قسمت بود که پیامبر(ص) برای گناه منافقین یعنی نفاق اهمیت زیادی قائل بود.

گزینه های نفاق را هم باز کردیم. قرآن کریم منشاء نفاق را هوس رانی، لغزش ها و فسادهای اخلاقی و خودخواهی برمی شمرد.

» امت اسلامی باید از نظر نظامی قوی باشد.
نکته بعدی که در شالوده سازی و آماده کردن فنداسیون نظام اسلامی پیامبر(ص) خیلی جدی به آن پرداخته اند، که در زمان آقا امیرالمومنین(ع)، امام مجتبی(ع) و آقا امام حسین(ع) به آن پرداخته اند و بقیه پیامبران تا همین نظام فعلی ما جزء گزینه هائی است که خیلی جدی باید به آن نگاه کرد و آیه های قرآن قریب به سی و هفت یا سی و هشت مورد دستور اکید داریم که امت اسلامی باید از نظر نظامی قوی باشد؛ "وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ".

» پیامبر(ص)، امیرالمومنین(ع)، امام مجتبی(ع) و امام حسین(ع) هیچ کدام آغاز کننده جنگ نبوده اند!
یعنی تا جایی که توان دارید قدرت نظامی خود را بالا ببرید، منتهای مراتب پیامبر(ص)، آقا امیرالمومنین(ع)، امام مجتبی(ع) و امام حسین(ع) که جنگ نظامی هم کرده اند، طبق آیه قرآن و طبق روایات و طبق سیره ای که به ما نشان داده اند، هیچ کدام در هیچ جنگی آغاز کننده جنگ نبوده اند!

مثلا در شبهات می زنند کشور گشایی پیامبر(ص) با شمشیر، در حالیکه پیامبر(ص) برای گشودن مرزهای هیچ کشوری از شمشیر استفاده نکرد. در جنگ با ایران بعد از اینکه پیک فرستادند و پیک پیامبر(ص) را کشتند، تمام این ها مقدمه جنگ از طرف دشمن بود، تا رسید به اباعبدالله(ع) که حتی یاران اصلی ایشان به حضرت گفتند: شب ها، لشکر کوفه در خوابند. خیالشان راحت است که جمعیتشان هم ده برابر ما است، اگر شب با بیست نفر از دلاوران شبیخون بزنیم، خیمه ها را آتش بزنیم، تلفات می گیریم. امام حسین (ع) قبول نکردند!

حتی ظهر عاشورا قبل از جنگ فرمودند، اجازه بدهید اولین تیر را دشمن بزند! دشمن محاصره کرده، تهدید هم کرده، بنای کشتن هم دارد، صف هم بسته که حمله کند، اما باز هم امام حسین(ع) برای این که در تاریخ بماند، می گوید: اجازه بدهید اولین تیر را آن ها بزنند که زمانی که ما می گوئیم جهاد، جهاد از نظر اسلام جهاد دلی است. کار به خونریزی نمی کشد، مگر اینکه دشمن شروع کند!

» جهاد دو قسمت است: 1- جهاد نظامی. 2- جهاد روحی.

پیامبر(ص) جهاد را دو قسمت کردند: قسمت اول را که آغاز کننده جهاد بود، جهاد نظامی و قسمت دوم را جهاد روحی گذاشتند.

» دلاوری، نتیجه آموزش نظامی است!
این خاطراتی که ذکر می شود همه شنیده اید، اما می خواهیم ذهنمان منطقی تر به اطلاعاتمان نظم بدهد. راجع به آقا قمر بنی هاشم(س) است که می گویند اعجوبه بود، یعنی کارهایی که امروزه در جلوه های ویژه هالیوود و حتی بالیوود می بینیم، آن زمان حضرت عباس(ع) انجام می داد.

اما به قول شهید مطهری(ره) نه این گونه که نقل کرده اند شخصی می خواست از دلاوری حضرت عباس(ع) تعریف کند، خاطره گفت:
در یکی از نبردها، نوک شمشیر را زیر اسب برد، اسب را با فردی که روی آن نشسته بود به طرف آسمان فرستاد. دومی، سومی، چهارمی و...، به هفتادمین نفر که رسید، تازه اولی به زمین برگشت! دلاوری، با خارق العاده و جلوه های ویژه فرق دارد. دلاوری نتیجه آموزش نظامی است!

» مملکتی که از نظر نظامی مدافع نداشته باشد، روی هیچ چیز آن نمی شود حساب کرد!

قسمت مهمی از جهاد، آموزش نظامی است و مملکتی که از نظر نظامی مدافع نداشته باشد، روی هیچ چیز آن نمی شود حساب کرد! ده، پانزده سال پیش صحبت های ما خریدار نداشت، امروز صفر تا صد مملکت فهمیده اند که دور تا دور ما جنگ است، اما یک ترقه در ایران منفجر نمی شود، در حالیکه در قلب اروپا اینگونه نیست! همه، فهمیده اند چه خبر است!

این به خاطر قدرت نظامی است، اگر همان روحیه ای که نظامیان ما با آن کار می کنند هم در مباحث اقتصادی بود، الان پرادو هم ساخته بودیم! امروزه از نظر نظامی در رده اول جهانیم؛ هم در ساخت، هم در نیروها، هم در تمام زمینه ها.

پارسال داعش تهدید کرده بود که می خواهیم به ایران حمله کنیم و به تهران بیائیم که در جلسه هفتگی متن تحلیل گر نظامی "نیوزویک" را برایتان خواندم که مثلا داعش چهل یا پنجاه هزار نفرند و می خواهند به ایران بروند! ایران یک قدرت نظامی میلیونی دارد که از نظر انگیزه و توانائی از داعش برتر نباشند، پائین تر نیستند!

چند روستا را محاصره کرده اند، فکر می کنند خبری است. جدیدا هم عربستان و بحرین ایران را تهدید کرده اند! ظاهرا همه دارند تهدید می کنند، چون راه تهدید را باز کرده ایم، وقتی شیر دندان نشان نمی دهد برای هر روبَهی توهم ایجاد می کند که یک غرشی بکند، ولی وقتی به اصل کار رسید و قرار شد با هم بجنگند، تازه شیر نشان می دهد یعنی چه!

آن زمان تمام کارشناسان گفته بودند، چون عربستان هواپیما زیاد خریداری کرده، گفته ایران را بمباران می کند. این ها تا ایران را بمباران کنند و برگردند، ایران از کنار خلیج کل عربستان را شخم زده! کجا می خواهند برگردند، مجبورند دوباره به مهرآباد بروند!! این ها هنوز جرات ندارند با پا برهنه های یمن، چشم در چشم شوند! از بالا بمب می ریزد و می رود!

◄ پیامبر(ص) شالوده جهاد را ریختند:

1- آموزش.
2 - شهادت.


شهادت طلبی. در چیدمان نظامی و آرایش و تاکتیک جنگ های نظامی پیامبر(ص) و آقا امیرالمومنین(ع)، امام مجتبی(ع) و امام حسین(ع)، همه در جای خود درست، اما در سخنرانی های اینان و فرمانده هانشان چیزی که عمیق متوجه می شدید، عوض کردن نوع نگاه رزمنده نسبت به دنیا و ایجاد روحیه شهادت طلبی است، در حالی که این روحیه تبدیل به روحیه خودکشی نشود. شهادت طلبی یعنی اگر من تمام توانم را گذاشتم و نشد، تازه شده، به خدا رسیده ام!

» دل کندن از چیزی که نسبت به آن وابستگی وجود دارد، هنر می خواهد!
خیلی ها التماس می کنند می خواهیم به سوریه برویم و شهید شویم. وقتی بررسی می کنیم می بینیم زندگی خانوادگی خوبی نداشته، جواب مثبت نگرفته، قسط های زیادی دارد، بریده و خسته شده، برخی اوقات گناه ذلیلش کرده، انگیزه ای برای ماندن در دنیا ندارد. پیامبر(ص) و امام علی(ع) این مدل را شهادت طلب نمی کردند، می فرمودند: اول خودت را درست کن!

شهادت طلبی امروز که داریم ما می بینیم، به همین سادگی از خانه ای که در آن آرامش دارد و آباد است و مشکل هم ندارد، بتواند دست دختر دو سه ساله اش را که دارد التماس می کند از دست خود در بیاورد و برود! خیلی سخت است انسان یک چیزی با این عمق وابستگی داشته باشد، از این دل کندن هنر می خواهد.

ممکن است من وابسته به منبر نباشم، این خیلی هنر نیست. آن هایی که وابسته به یک منبر و سخنرانی و چند هیئت می شوند، خیلی کلاسشان پائین است! ممکن است وابسته به پول نباشم، خیلی هنر نیست، ولی امروز که رنج سنی مدافعان حرم بین سی تا چهل سال است و تمامشان کودکان خردسال دارند، از این ها دل کندن خیلی هنر می خواهد، این شهادت طلبی است.

» شهادت طلبی با طمّاع پروری که سیستم داعش است، فرق دارد!

آن مدلی که می گویند یک عده ای که به دنیا نرسیده اند و بروند شهید شوند، یا داعشی تبلیغ کنیم که آن جا هفتاد حوری می گیرید، در جیبتان قاشق بگذارید تا آن جا با پیغمبر(ص) غذا بخورید، شهادت طلبی نیست. اسیر داعشی افتخار می کرد که الان من را می کشید، ناهار را با پیغمبر(ص) هستم!

گفته بودند الان تو را نمی کشیم، عصر می کشیم که وقتی رفتی ناهار را خورده باشند، ظرف ها را بشوری. این شهادت طلبی نیست، این طمّاع پروری است. طمع فرد را دارد تقویت می کند، به قول مرحوم آمیز جواد آقای ملکی تبریزی: اگر به فردی یک کیلو طلا تعارف کنند و بگویند این یک کیلو نقره را دور بینداز، یک ماه دیگر این یک کیلو طلا را به تو می دهیم، خیلی هنری نیست که نقره را دور می اندازد. با در باغ سبز نشان دادن شهادت طلب بار نمی آوری، باغ سبز طلب بار می آوری. این سیستم داعش است.

» کسی که بتواند عرش را بر فرش ترجیح دهد، شهادت طلب می شود.

در سیستم ائمه(ع) نگاه و منظری را نسبت به: 1- دنیا (مخلوق) و 2- خالق داشتند که شخص هنگامی که واجب بود، می توانست مخلوق را رها کند و به خالق بپردازد. از کجا معلوم می شد؟ از نماز! آیا برای نماز، دنیا را راحت رها می کند؟ می تواند برای صدقه، به خاطر محرومین کمتر بخورد؟ این فرد شهادت طلب می شود.

کسی که بتواند معنویت را، عرش را بر فرش ترجیح دهد، شهادت طلب می شود نه کسی که بهشت را بر جهنم امروز که اسمش را دنیا گذاشته، ترجیح دهد، این را که همه ترجیح می دهند!!

در جبهه جیش الفتح، پدری می خواست بچه پانزده، شانزده ساله اش را برای انتحاری بفرستد، هر دو خندان بدون هیچ ناراحتی! به پسرش می گفت: در خانه هیچ چیز نداریم، آن جا همه چیز داریم. دلم برایت تنگ نمی شود، چون فردا خودم هم می آیم! برو من هم می آیم!

این که من هم اگر در خانه هیچ چیز نداشته باشیم، پدرم بگوید برو من هم می آیم، من هم می روم و خوشحال می شوم! این، شهادت طلبی نیست، طمّاع پروری است! این، فربه کردن نفس یک نفر برای کولی گرفتن برای مقاصد دنیائیمان است. مثلا می گویند بشتابید حوریان در انتظارند، خیلی معلوم نیست آن جا حوری چیزی باشد که ما در ذهنمان داریم. شاید حوری آن جا یک استاد اخلاق باشد و باید پای منبر بنشینید!

مگر کسی حوری را دیده که حتما زن است یا غلمان که حتما مرد است، ما نمی دانیم آن جا قواعد چگونه است. آن جا عالم مجردات است، شاید حوری یک معرفت یا یک مقام باشد. به هر حال هر چیزی است که از این دنیا بهتر است.

» امامت، با پادشاهی و خلافت تفاوت دارد.
از این جای کار بحث امامت شروع شد. امامتی که آقا امیرالمومنین(ع) تعریف می کند و پیامبر اکرم(ص) بنیان نهادند، قضیه غدیر بود. سه گزینه را کنار هم قرار دادند که امامت، را با پادشاهی و خلافت متفاوت می کند.

» امام باید قدرت رهبری سیاسی، تسلط بر متن اسلام و تهذیب روحی داشته باشد.
1- رهبری سیاسی.
یعنی امام کسی است که بتواند عالم اسلام و کشتی امت اسلامی را با مدیریت، درایت، مصلحت و ...، در این دریای خروشان به سلامت از گرداب ها و موج ها رد کند. اگر برای انتخاب رهبری بگوئیم چه کسی بهتر درس خارج می گوید، این درست نیست! اولین گزینه، قدرت رهبری سیاسی است، نه تسلط بر فقه و اصول.

2- اصول و فروع دین.

یعنی اجتهاد در دین، در تعریفی که امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه ذیل فرمایشات رسول خدا(ص) می فرمایند. برای رد کردن و راهبری و تعیین راهبرد امت اسلامی، اصل ذهن چقدر می تواند این راه ها را با متون اسلامی، صراط مستقیم، آموزه های دینی و غیره تطبیق دهد؟

3- تهذیب روحی.

لازم ترین گزینه که برخی اوقات فراموش می شود، همین تهذیب روحی است.

◄ امام کسی است کسی که:

1- کیاست و فراست و هنرمندی مدیریت جامعه اسلامی را دارد.
2- تسلط بر متن اسلام دارد.
3- "الّذینَ جاهَدُوا فینا"، کسانی که تهذیب می کنند (از جهاد اصغر به جهاد اکبر)، "لَنَهدیَنَّهُم سُبُلَنا"، با چند تاکید می گوید: ما راه ها را روشن می کنیم.


"جاهَدُوا فینا"، برای ما و خیلی از تصمیماتی که می خواهیم بگیریم در این سه گزینه کاملا مشخص می شود: 1- فن و هنر. 2- تسلط بر متن دین. 3- تهذیب. با این سه شرط، امامت شروع شد.

+ امام رضا(ع) در تعریف امامت می فرمایند:
 1- رشته دین.
2- سامان مسلمین.
3- آبادگر جهان.
4- سربلندی مومنان.

عموم مردم جهان درباره زندگیشان حساسیت هایی دارند که نمی شود این حساسیت ها را با توجیهات انتزاعی برطرف کرد. نیازهایی مثل راه، شغل، مسکن، تفریح و ...، با توصیه های عرفانی برطرف نمی شود و مردم امامی را نمی پسندند که فقط توصیه های عرفانی کند.

وقتی دشمن می گوید امامشان این گونه است، مومنان سربلند می شوند. وقتی حضرت امام(ره) از دنیا می رود، معاون وزیر خارجه آن زمان و رئیس سفارت آن زمان آمریکا که در ایران تحقیر شد که در تاریخ چنین تحقیری سابقه نداشت، می گوید: نمی توانم خوشحال باشم که دشمنم از دنیا رفته، اما بزرگ بود! این احساس سربلندی برای مومنان است.

در بی بی سی می گویند: چرا آقای خامنه ای را با قزافی و صدام مقایسه می کنید؟ آن ها زندگیشان پر از قیر است، در حالی که در زندگی این شخص نقطه سیاه که هیچ، نقطه خاکستری هم نمی شود پیدا کرد! شخصی که می خواهد در جایگاه امام باشد، نباید چیزی داشته باشد که دشمن روی آن مانور دهد که مومنان سرافکنده شوند.

» منافق باید از اسم رهبرت سیاه شود.
در صفات امام؛ رتبت پیامبران، میراث جانشینان، خلافت خدا، افزایش دهنده ثروت عمومی، (می خواهد ما خیلی عرشی نباشیم)، اجرا کننده حدود و روابط عمومی، پاسدار مرزها، امین خدا در بین خلق، مدافع حریم خدا، به خشم آورنده منافقان.

رهبر و امامی که همه دوستش داشته باشند، قطعا منافق است. اسم رهبر که آمد باید از عصبانیت سیاه شوند. اگر کسی به امامت، رهبرت فحش ندهد، به رهبری رهبرت شک کن. منافق باید از اسم رهبرت سیاه شود. باید از غضب نتواند خود را کنترل کند و فحش دهد. بعضی از دشمنان خونی پیغمبر(ص) که در جهنم هستند، اگر بنا باشد پیغمبر(ص) این ها را نجات دهد، می گویند ما نجات به دست این را نمی خواهیم! حاضر است از شدت غضب به پیغمبر(ص) بسوزد!

» وقتی وظایف امام را می گوئیم، یعنی مأمومین باید یاد بگیرند.
امیرالمومنین(ص) فرمود: دشمنانی دارم که دستم را با عسل در دهانشان بگذارم، تا آخر عمر به آن ها کمک کنم، روز به روز بغض من را بیشتر در دلشان می کارند، هیچ سودی ندارد. مومن باید طوری زندگی کند که دشمنان خدا، او را دوست نداشته باشند.

سیره اسلام این نیست! چقدر حضرت آقا(مد ظله) راجع به شفافیت تاکید می کنند. شفافیت مالی که همه تاکید می کنند، معلوم نیست که اتفاق بیفتد، مگر زمانی که کلا همه چیز شفاف بشود. اما شفافیت عقیدتی باید باشد. وقتی می گوید امام، منظور امام زمان و ولی فقیه نیست، امام مأموم دارد. وقتی وظایف امام را می گوئیم، یعنی مأمومین باید یاد بگیرند.

امام باید طوری زندگی کند که منافقان نتوانند آن را تحمل کنند. دشمنان خدا از او بدشان بیاید، زیرا شفافِ شفاف است. منظور برخورد بد نیست، منظور این است که برخی از ما کتمان عقاید می کنیم! در حالی که در فتنه دارند شتر را با بارش می برند، کتمان می کنیم که محبوبیت خودمان حفظ شود! این خیلی فرق می کند با این که من طوری زندگی کنم که جذب حداکثری داشته باشم و محبوبیت اسلام بالا رود این یک مقوله است، مقوله دیگر این است که بنده طوری رفتار می کنم که محبوبیت خودم کم نشود، این گونه درست نیست.

می گویند می خواهیم مشتریمان نپرد، مگر ما چقدریم که برای مشتری زندگی کنیم؟! اگر کل دنیا مشتری ما باشند، اصلا در خلقت دیده نمی شویم! دو روز عمر داری، وظیفه ات را انجام می دهی.

دوره اول امامت یک دوره سی ساله است که با امامت امیرالمومنین(ع) شروع می شود و بیست و پنج سال آن سکوت و خانه نشینی امیرالمومنین(ع) و چهار سال و نه ماه حکومت است. بعد قضیه امام حسن(ع) پیش آمد و خلافت به معاویه رسید. شرایط جامعه اسلامی را بیان می کنیم تا ببینید نحوه برخورد امیرالمومنین(ع) با شرایط چگونه بوده است و ما چه درس هایی می توانیم از این قضیه بگیریم.

» دوره اول امامت، "دوره سکوت و همکاری امام با قدرت ها".
حضرت آقا(مد ظله) اسم دوره اول را "دوره سکوت و همکاری امام با قدرت ها" گذاشته اند. آن زمان چه اتفاقات و چه شرایطی داشت؟
1- جامعه اسلامی بعد از پیامبر(ص) نوپا بود. جامعه ای که نبی داشته و امت پیامبر بوده اند، یک مرتبه نبوت به ختم رسیده است.
صد و بیست و چهار هزار بار در کره زمین انسان ها سابقه با نبی بودن و امت پیغمبر بودن را تجربه کرده اند و بعد از صد و بیست و چهار هزار بار تجربه زندگی با نبی و امت پیامبر بودن، یک مرتبه امت امام شوند! این کاملا نوپاست و اگر کسی این مطلب را نگیرد اصلا عجیب نیست.

تا دیروز پیامبر بوده، خدا گذاشته، خدا هم حرف می زده، وحی می رسیده، قطعا در مقابل این باید تمکین کرد. اگر جادوگر هم باشد، جادوگر قوی ای است. جامعه آن زمان نوپاست، هضم این قضیه دشوار است. این که پیشنهاد دهید دموکراسی باشد و رأی بدهید، ببینیم چه کسی بهتر است مردم تشخیص دهند عقل جمعی باشد، این که این پیشنهاد خریدار داشته باشد در این جامعه نوپا اصلا چیز عجیبی نیست!

خیلی هم شعار ندهید، ما اهل سقیفه نیستیم، شرایط آن زمان را در نظر بگیرید. همین الان هم خیلی مواقع پیشنهادات دموکراتیک برای خود ما هم جذاب است، تا این که بگوئیم کسی بیاید بر شما ولایت داشته باشد. کلمه دموکراسی و رأی هم جذابیت دارد و هم هیجان و امید. زیرا ممکن است تو هم در این میان چیزی نصیبت شود، چون یا ممکن است خودت رأی بیاوری یا کسی رأی بیاورد که از قِبَل او چیزی به شما برسد.

این ضمانتی که دنیای من تأمین شود، بیشتر از این است که خدا امام را منصوب کند. امیرالمومنین(ع) این جامعه را می بیند، کف جامعه زندگی می کند و می شنود که اگر در مقابل این حرکت دموکراتیک، شمشیر بکشی معلوم نیست خیلی پشت سرت بایستند! وقتی دید برخی خیلی ادعا دارند، گفتند اگر می خواهید شمشیر بکشید، فردا با شمشیر بیائید چهار نفر آمدند!

اگر به شما بگویند ایران امروز خلیج فارس مانور ایجاد کرده و چند هزار نفر را برای رژه برده، آن را کار بزرگ می دانی. در یک منطقه از ایران هخامنشی، دویست و پنجاه هزار نفر فقط مرزبان داشته است! روم هم این گونه بوده، این ها با عربستان خیلی فرق داشته اند. ایران و روم هزار سال بود که می جنگیدند و قدرتمند بودند. 

بعد از رحلت پیامبر(ص)، امیرالمومنین(ع) شرایط را این گونه دیدند. اگر کوچک ترین شکافی بین جامعه اسلامی بیفتد، قدرت های بزرگ سریع اسلام را از بین می برند.

2- عناصر تازه مسلمان.

خیلی از کسانی که تازه مسلمان شده بودند، هنوز احکام هم بلد نبودند. خیلی از کسانی که در زمان پیامبر(ص) مسلمان شدند و شهادتین گفتند، فقط شهادتین گفتند. نماز را یاد نگرفته بودند و مردند. هنوز اصول و فروع دین جا نیفتاده بود. هنوز توحید کاملا بسط پیدا نکرده بود، دین تبیین نشده بود که این افراد بخواهند قوی پای کار باشند. امروز که هزار و چهار صد سال گذشته، هنوز مردم این مسائل را نمی دانند، توقع دارید آن زمان بلد باشند!

کاریزمای پیغمبر(ص) آن ها را گرفته بود، بعد هم گفتند رأی گیری برای خلیفه اول می کنیم! وقتی سر و صدا بلند شد و حضرت زهرا(س) توضیح می دادند، شخصی گفت: چه فرقی می کند که شما اینقدر اصرار داری؟! جامعه ای که نمی تواند بفهمد فرق می کند اگر علی (ع) خلیفه شود یا ابابکر یا هر کس دیگر، با چه عقلی برای این توضیح دهید و اختلاف راه بیندازید؟!

بیست و پنج سال سکوت و خانه نشینی کلمات دقیقی نیست، کلمه ای که حضرت آقا(حفظه الله) در کتاب به کار بردند خیلی دقیق است و خیلی از ما می ترسیم این کلمه را به کار ببریم! گفتند: دوره سکوت و همکاری با قدرت ها! آقا امیرالمومنین(ع) با خلیفه اول، دوم و سوم به خاطر جامعه همکاری کرد! در بحث های نظامی و مشاوره دادن ها حضور داشت. خلیفه دوم بارها گفته بود اگر علی(ع) نبود، عمر هلاک شده بود، به خاطر مشورت هایی بود که آقا می داد.

به این معنا نبود که این ها را به عنوان امام یا رهبر قبول دارد، شرایط جامعه اقتضا می کرد با همان شرایطی که بعد اقتضا نمی کرد امام مجتبی(ع) همکاری کند. همان شرایطی که بعد اقتضا نمی کرد امام حسین(ع) همکاری کند، ولی آن برهه به خاطر این مسائل این اتفاقات افتاد، نه امروز که به خاطر این مسائل بگوئیم کوتاه بیائیم.
 

کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات