برنامه آينده
شنبه های پاک
جشن میلاد کربلائیان

سخنران:

حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
عنوان سخنرانی:
اصول فلسفه دوستی


مداح:
کربلایی ماجد قیم

قاری:
علیرضا خلیفه

زمان:
شنبه 96/2/9
همزمان با نماز مغرب و عشاء


مکان:
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)


رهپويان






پنجشنبه 22 مهر 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت ششم - 95/7/16
نگاه جهانی چه می گوید؟ ببین جهانت چند درصد سفید و چند درصد سیاه است؟ جهانت را ببین، سعی کن هر طوری شده، سفیدی را بیشتر کنی. و هر کسی، هر طوری، هر کمکی، ولو حداقل، برای سفید کردن جهان، به تو می کند، از او استفاده کن، که دشمن دقیقا برای سیاه کردن جهان همین کار را می کند.

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت ششم
محرم 1395


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:
» آغوش مادرانه یعنی پناهگاهی که هیچ وقت فرزند از این پناهگاه ناامید نمی شود.
»‌ فلسفه خانواده در حضرت زهرا(س) تجلی پیدا می کند.
» خانه، مرکز آرامش و قرار است.
» نقش های حضرت زهرا(س).
» دلیل ضعف های شخصیتی که در بانوان جامعه ظهور و بروز دارد، چیست؟
» بریدن و خیانت یاران و خواص، تلخ است.
» آدمی که رشید است، برای کنترل نفسش باید فشار مضاعفی را تحمل کند.
» دستور العمل معاویه راجع به سود خواهی چه بود؟
» نتیجه فرهنگ تملق چه خواهد بود؟
» با تملق حرف زدن، نه برای گوینده خوب است، نه برای شنونده.
»‌ ادبیات استادیومی، به درد بساط مذهبی نمی خورد.
» کوچک ها به دلیل تملق، توهم بزرگی برمی دارند و کسانی که توهم بزرگی برمی دارند، جامعه را به فساد می کشند.
» معاویه آرام آرام، نظام اسلامی را استحاله کرد.
» بزرگ سازی، جنگ نرم است.
» آیا امروز شیعه ای داریم که بخواهد برای نسل بعدش، کمی تلاش کند؟؟
» سیستم جنگ نرم می گوید از هر کسی برای اهدافت می توانی بازی بگیری.
»‌ مبارزه با جنگ نرم یعنی بدانیم دشمن چه می کند و پاتک بزنیم.
» ذکر میان غافلین، خیلی ارزشمند است.
» نگاه جهانی می گوید: سعی کن هر طوری شده، سفیدی جهانت را بیشتر کنی.
»‌ برای عِدّه و عُدّه جبهه امام زمان(عج) چه کرده ایم؟!
» شیعه انگلیسی فقط و فقط اسمش شیعه است! هیچ چیز نیست، جز مزدور انگلیس و آمریکا و صهیونیست!
» خون مدافعان حرم، عاشورایی ایجاد کرده که ان شاء الله زمینه ساز ظهور امام زمان(عج) خواهد شد.

در سیر نگاهی به کتاب "انسان 250 ساله"، در بررسی سیره آقا امیرالمومنین(ع) بودیم که به حضرت زهرا(س) رسیدیم و اولین خصوصیتی که برای حضرت برشمردیم، پرستار بودن ایشان برای پدر، همسر و فرزندانش بود که آرامش روحی را باعث می شد. این بحث، چند نکته دارد و بعد رد می شویم تا به آقا امام مجتبی(ع) برسیم.

» آغوش مادرانه یعنی پناهگاهی که هیچ وقت فرزند از این پناهگاه ناامید نمی شود.

+ نکته اول:
کلّیت بحث این است که نظر اهل بیت(ع) هم این بوده که در میان ما اهل بیت(ع) و چهارده معصوم(ع)، حضرت زهرا(س) چون زن هستند، نوع دیگری از ولایت بر شیعیان دارند که بر ما هم دارند. یعنی وقتی امام صادق(ع) می فرمایند ما اهل بیت(ع) هر وقت پریشان و مضطرب می شویم، به مادرمان صدیقه کبری(س) پناه می بریم، این فقط نشان دهنده عظمت معنوی حضرت زهرا(س) نیست، چون بالاخره پیامبر(ص) بزرگ تر بودند، پدرشان بودند، پیامبر بودند، و همین طور آقا امیر المومنین(ع)، نمی شود بگوییم حضرت زهرا(س) از این ها بالاتر هستند.

نمی شود قضاوتی کرد، ولی وقتی می گوید پناه می بریم، نشان دهنده آغوش مادرانه یک معصوم است که برای ما هم پیام دارد. این که مادری بدی فرزند را نمی تواند ببیند، نقطه ضعف است. از بیرون که نگاه می کنی نقطه ضعف است.

وقتی درون خانه می آیی، می بینی این نقطه قوت است. چون فرزند یک پناهگاهی دارد که هیچ وقت از این پناهگاه ناامید نمی شود. لذا نگاه مادرانه حضرت زهرا(س) به شیعیان، به مسلمانان، به انسان های جهان که مادر کل خلقت هستند، یک چیز قابل اثبات است، حتی در روایات. در رفتارهای حضرت زهرا(س) که خیلی دیده ایم.

بعد امام می فرمایند: "زَهَرَ نورُها لِملائکةِ السّماء". زهرا را زهرا نامیدیم، چون از نورش ملائکه آسمان هم استفاده می کردند. منظور نور معنوی حضرت زهرا(س) است.

»‌ فلسفه خانواده در حضرت زهرا(س) تجلی پیدا می کند.
مقام معظم رهبری(مد ظله) یکی سری مسائلی را تحت عنوان مسئولیت های بزرگ حضرت زهرا(س)، در کتاب آورده اند که همان جا مراجعه می کنید و می بینید که چه کارهایی کرده اند.

 دو بحثی که در پایان عمر حضرت زهرا(س) باید خیلی جدی به آن اشاره کنیم، یکی مربوط به کتاب است و یکی را هم حاشیه می زنیم. آن چیزی که در متن کتاب است و باید به آن اشاره بشود این است که فلسفه خانواده در حضرت زهرا(س) تجلی پیدا می کند.

» خانه، مرکز آرامش و قرار است.

یعنی خانه، مرکز آرامش و قرار است. لذا اگر آدمی، مسلمان یا غیر مسلمان خانه اش خانه ای باشد که مرکز آرامش است، در این قضیه از حضرت زهرا(س) الگو گرفته، حتی اگر نشناخته باشد. یعنی به دستور حضرت زهرا(س) عمل کرده.

و اگر آدمی ولو شیعه باشد، دهه فاطمیه هم سه دهه را پشت سر هم بگیرد، دو روایت دیگر هم پیدا کند و آن را پنج دهه کند، ولی طوری زندگی کرده باشد که از خانه به خیابان، محل کار، بازار، هیئت، کار اقتصادی، فرهنگی و نظامی فرار می کند، الگو نگرفته است.
یعنی دلیل این که این آدم زیاد وارد کار فرهنگی، نظامی، اعتقادی و... شده و خودش را خیلی درگیر کرده، آرامش ندیده در خانه است! این آدم، خانه اش با فرمایشات اهل بیت(ع) هماهنگ نیست. این خانه، یک مشکلی دارد. مشکلات خانه، مشکلاتی است که بیش تر از آن که در آخرت گریبان ما را بگیرد، در دنیا گریبان ما را می گیرد. یعنی با وجود همسر، بچه، پدر، مادر بد یا کسی که خانه را نا آرام می کند، به قدر کافی عذاب وجود دارد که دیگر نخواهد به قیامت بکشد.

لذا چیزی که خیلی جدی در خاطرات حضرت علی(ع) و پیامبر(ص) بود این است که هر چه قدر در جامعه فشار رویشان می آمد، دلشان خوش بود که وقتی به خانه برگشتم، حضرت زهرا(س) خانه ای را آماده کرده که من آرامش پیدا می کنم. این، اصلی است که در کتاب به آن اشاره می شود.

+ نکته دوم:
نکته دوم، ادامه زندگی آقا امیر المومنین(ع) بعد از رحلت شهادت گونه حضرت زهرا(س) است. چیزی که خیلی شنیده اید و دوباره در نگاهی به متن کتاب هم باید این را خدمتتان عرض کنیم، سن حضرت زهرا(س) است که در نه سالگی ازدواج کردند، به دلیل شرایط فیزیکی آن زمان جزیرة العرب، که دیگر نه ساله به بلوغ کامل فکری جسمی و این ها رسیده بود و الان اینطوری نیست. گرچه همین الان هم در بعضی از قسمت های جهان، دختر نه ساله در همین شرایط پیدا می شود که به این بلوغ جسمی و فکری می رسد.

نه سال با امیر المومنین(ع) زندگی کردند، یعنی 18 ساله از دنیا رفتند. این مطلب چیزی است که متواتر است و همه می گویند 18 سالگی از دنیا رفته اند. اما، سن 20 و 24 هم برای حضرت زهرا(س) ذکر شده که علمای بزرگی هم گفته اند.

کاری که حضرت زهرا(س) کرده و بعضی وقت ها انسان صحبت های ایشان را که می خواند، تازه هنوز حلاوت و طراوت کلامشان را هم نشنیده، این قدرت منطقی، صغری و کبری چیدن را نباید خیلی به عصمت و وحی ربطش بدهیم، قدرتی است که در دامان پیغمبر(ص) آموخته است.

بیشتر می خورد که ایشان بیست و سه چهار سال عمر کرده باشند. صحبت های آخر، به یک خانم بیست و سه، چهار ساله می خورد نه یک دختر مثلا هجده، هفده ساله. خیلی سخت می شود قبول کرد. بله، می گویند این ها امام هستند و از بچگی این گونه اند. این ها، سر جای خودش، اما خیلی از صحبت های امامان در فضای غیر از امامتشان، به اقتضای سنشان بوده است. در بچگی که امام از اول حکمت نمی بافته، بازی هم می کرده است.

انسان هستند، مثل ما هستند. حکمت دارند، ولی این دلیل نمی شود که مثلا بازی نمی کردند. مثلا امام جواد(ع) از بچگی هیچ بازی ای نکرده و فقط سخنرانی کرده است! این گونه نبوده. گمان ما این است که این بیاناتی که حضرت داشته، به همان بیست و سه، چهار سال بیشتر می خورد که مقام معظم رهبری(مد ظله) هم در همین کتاب به این دو روایت بیست و سه و بیست و چهار هم اشاره می کند.

» نقش های حضرت زهرا(س).
وظایف نه گانه ای که در این معجزه رفتاری که در این بانوی 18 یا 24 ساله رخ داده، غیر از مباحث حضور در جامعه و... است. چند نقشی که برای زن، حضرت زهرا(س) دقیق بازی کرده است:

◄ نقش اول:
دختر خیلی خوبی بوده. برای چه کسی؟ برای خانه، برای پدر، برای مادر، بسیار دختر خوبی بوده است. یعنی تمام وظایف یک دختر خوب را انجام داده.

◄ نقش دوم:
همسر خیلی خوبی بوده. برای چه کسی؟ برای امیرالمومنین(ع). تمام وظایف همسری اش را انجام داده.

◄ نقش سوم:
مادر خیلی خوبی بوده. برای حسنین(ع) وظایف تربیتی و وظایف خانه داری اش را انجام داده.

◄ نقش چهارم:
جهادگر خیلی خوبی بوده. یعنی در ارتباط با جهاد با نفس، جزء اسطوره های مبارزه با نفس و عبادت و جزء چند نفر اول عابدهای جهان است.

◄ نقش پنجم:

جهادگر اجتماعی خیلی خوبی بوده. به این معنا که در هر جا مبارزه ای با فقر، مبارزه ای با ظلم، مبارزه ای با بی عدالتی، مبارزه ای با فساد بود، حضرت زهرا(س) خارج از این که من زن هستم، نقشش در تاریخ دیده شده است.

مثال های تک تک نقش ها در تاریخ هست، یعنی کاملا در عرصه اجتماعی ورود پیدا کرده است، حتی در مبارزه نظامی. در مبارزه نظامی هم حضرت زهرا(س) در قرارگاه تاکتیکی جنگ بدر و احد بوده است. قرارگاه تاکتیکی یعنی آن قسمت عقبه ای که یک خط از خط مقدم عقب تر است. تا آن جا ایستاده بود و تیمار می کرد، پرستاری می کرد، می رفت و می آمد.

» دلیل ضعف های شخصیتی که در بانوان جامعه ظهور و بروز دارد، چیست؟
چند نکته ای که به نظر می رسید از این قسمت برای خواهران داشته باشیم این است که، بعضی از بانوان جامعه ما، همسر خیلی خوبی هستند، ولی وقتی نگاه می کنی در خانه دختر خیلی خوبی برای والدینش نبوده است. یا در ارتباط با برادرش خواهر خیلی نبوده است.

بعضی نه، دختر خیلی خوبی در خانه هستند، بعد همسر خیلی خوبی نمی شود. برخی همسر خوبی هم می شود، مادر خوبی نمی شود. این ضعف های شخصیتی که در بانوان جامعه ظهور و بروز دارد، دلیلش این است که راجع به رفتارهایشان چهارگانه نمی اندیشند. یعنی دختر خوب بودن، همسر خوب بودن، خواهر خوب بودن و مادر خوب بودن. 

از این طرف، مردهای جامعه هم همین طورند. پسر خوب بودن، شوهر خوب بودن، برادر خوب بودن و پدرخوب بودن چهار نقشی است که باید ایفا کنند.

» بریدن و خیانت یاران و خواص، تلخ است.
یکی از تلخ ترین دوران های امامت، دوره امام مجتبی(ع) است. حتی عاشورا تلخ نیست. چرا؟ چون شهادت و حماسه است. درس تلخ نیست، ولی عهد مأمون شدن تلخ نیست، در حصار دشمن محاصره شدن تلخ نیست. همه این ها یک شیرینی ای با خودش دارد، غیبت هم خیلی تلخ نیست. آن چیزی که تلخ است، بریدن و خیانت یاران و خواص است. خیانت، تلخ است.

اول شرایط موجود در زمینه و زمانه امام مجتبی(ع) را با هم بررسی می کنیم. شرایط خیلی خیلی پیچیده ای بود. یعنی شرایطی که آن شعار و دستور ابوسفیان مبنی بر اینکه سعی کنید اصلا و اصلا حکومت را از دست ندهید، مثل توپ به هم پاس بدهید، دقیقا در جایی قرار داشت که قرار بود حکومت پاس داده بشود! از امیرالمومنین(ع) گرفته شده، حالا معاویه آمده و می خواهد شرایطی را ایجاد کند که بتواند حکومت را در آل ابی سفیان نگه دارد.

معاویه این گونه که در سریال به ما نشان دادند، ممکن است نباشد که ما فکر کنیم یک نفر چون دشمن اسلام است، پس عقلش حتما ناقص است و صبح تا شب بنشینیم و بگوییم: الحَمدُلله الَذی جَعَل اَعدائِنا مِنَ الحُمَقاء، بعضی از اعداء ما حمقاء نیستند. همین الان هم اعداء ما در آمریکا و اسرائیل و انگلیس حمقاء نیستند، دارند زحمت می کشند، فکر می کنند.

کار به جایی می رسد که قرآن کریم راجع به بعضی از دشمنان با تعجب می گوید، خدا لعنتش کند، عجب فکری کرد! وقتی گفتند پیغمبر(ص) به اصطلاح ساحر است، می گوید عجب فکری کرد! یعنی خدا هم به این قائل است که بعضی وقت ها دشمنان خیلی خوب فکر می کنند.

◄ شرایط شخصی امام مجتبی(ع):
یک نرمش قهرمانانه را دیده ایم از قهرمانی که از نظر فیزیکی، روحی، رشادت، در زمان امیرالمومنین(ع)، در جنگ صفین، در جنگ نهروان، در جنگ های مختلف در کنار امیرالمومنین(ع)، در کنار قمر بنی هاشم(ع)، در کنار حسین بی علی(ع)، رشادت های عجیبی را نشان داده است که برخی اوقات قمر بنی هاشم(س) می ایستاد و تعجب می کرد. یک این چنین آدمی!

» آدمی که رشید است، برای کنترل نفسش باید فشار مضاعفی را تحمل کند.
آدمی که رشید است، برای کنترل نفسش باید دو فشار به خودش بیاورد. آدمی که رشید نیست، یک فشار می آورد. می گوید قرار است، برویم، بزنیم، بخوریم یا نه می زنیم، نه می خوریم، صبر می کنیم. آدمی که می تواند بزند، باید به خودش دو فشار بیاورد. یعنی یک رشید، یک شجاع، برای کنترل نفس باید فشار مضاعفی به خودش بیاورد.

امام مجتبی(ع) این چنین آدمی بود. یعنی کسی که در رشادت با بقیه فرزندان علی(ع) هیچ تفاوتی نداشت، چون سنش بیشتر بود، لذا تمرینش بیشتر بود و آقا امام حسین(ع) و قمر بنی هاشم (ع) شاگردان امام مجتبی(ع) بودند. در کتاب امام حسن مجتبی(ع) با آدرس و تشکیلات می نویسد که وقتی امیرالمومنین(ع) کار داشت، امام مجتبی(ع) قمر بین هاشم(ع) و امام حسین(ع) را  آموزش نظامی می داد.

نرمش، وقتی قهرمانانه است که یک قهرمان نرمش کند، نه یک ناتوان! اسم نرمش ناتوان را نمی شود قهرمانانه گذاشت. قهرمانی که از نظر رشادت و شجاعت هیچ چیز کم نداشته باشد. این از شرایط شخصی آقا امام مجتبی(ع).

◄ شرایط جامعه امام مجتبی(ع):
1- بلندگوهای مذهبی کاملا در اختیار معاویه بود.

در سراسر بلاد اسلامی، منبر و بگیر و ببند و سخنرانی و نماز جمعه و ...، همه در اختیار معاویه بود. رسما لعن امیرالمومنین(ع) تا عمربن عبد العزیز، جزء خطبه امام جمعه بود. قرار شد ما هیچ تطبیقی ندهیم. اگر یک مستمعی، یک کسی دارد کتابی را می خواند، شعور دارد و اینقدر برای شعورش احترام قائل باشیم که تطبیق ندهیم بگوییم مثل الان یا مثل فردا. شرایطی که وجود داشت، شرایطی بود که معاویه با همان عقل شیطانی و سیاستش برای امام مجتبی(ع) ایجاد کرده بود.

2- هزینه های گزاف برای خرید امرا.

وقتی که در جریان فاجعه حج پارسال چند هزار نفر کشته می شوند، وزارت خارجه ما اعلام می کند تنها کشوری که شاکی است ما هستیم، بقیه همه رضایت داده اند و یک نامه مبنی بر اینکه خیلی خوب اجرا می کنید هم برای عربستان نوشته اند! یعنی قدرت دیپلماسی این است دیگر، همه را خریده و پول داده! یعنی امرا رسما از نظر مالی نسبت به سیستم بنی امیه و معاویه، سرسپرده بودند.

3- ایجاد فرهنگ سود محوری که این سود محوری با تملق ارضا می شد.

انتقاد نباشد، تملق باشد. من در حاشیه اش می گویم؛ یک مطلب کوتاهی راجع به تملق می خواستم به یک جمع دیگری در کشور که خودم در آن جمع هستم اشاره کنم که این ادبیات با هم صحبت کردنمان خیلی خوب نیست! راجع به تملق گشت و گذاری کردم و به فرمایشات مقام معظم رهبری(مد ظله) رسیدم.

قسمتی را در کانال تلگرام گذاشتم. در این گشتن، از سایت حضرت آقا(حفظه الله)، بیست صفحه دیگر راجع به تملق پیدا کردم که روی گذاشتن در جایی ندارم! بروید ببینید. آخر، وقتی حضرت آقا(حفظه الله) صحبت می کند، هر کسی از ظن خودش یک تکه اش را بُلد می کند. این یکی چون از ظن هر کسی حساب کنی، یک نیشی به ما می زند، برای هیچ کس سود ندارد بُلد بشود! چون هر جایش را نگاه کنی، بالاخره به یکی از ما می خورد!

» دستور العمل معاویه راجع به سود خواهی چه بود؟

خاطراتی که در کتاب نوشته شده را بروید بخوانید. مثلا می گوید معاویه داشت صحبت می کرد، بعد سنگی به پیشانی کسی خورد و خون بیرون زد. معاویه همین طوری که صحبت می کرد، برگشت دید تمام صورت طرف پر از خون است و روی لباس هایش هم ریخته.
- گفت: سرت سنگ خورده دارد خون می آید.
- گفت خون چه؟
- گفت: سنگ خورده خون می آید.
- گفت: کجا؟ چه؟ من اینقدر مست زیبایی و سحر کلام شما بودم که نفهمیدم سنگ خورد!
- معاویه گفت: احسنت، احسنت، آجرک الله. از بیت المال چقدر می گیری؟
- گفت: اینقدر.
- گفت: خیلی کم است، سه برابرش کنید.
معاویه احمق نیست! معاویه دارد دستورالعمل می دهد که اگر سود می خواهی، باید امیر را تملق کنی، وگرنه خودش می داند که این آدم دارد فیلم بازی می کند!

» نتیجه فرهنگ تملق چه خواهد بود؟

وقتی فرهنگ تملق اتفاق می افتد، کسانی که کوچک ترین ارزشی برای عدالت، انسانیت، دیانت قائل نیستند و از نظر آن ها ارزش، فقط و فقط سود است، این ها توسط امرای متملق پرور، روی بورس می آیند. در تاریخ انقلاب خودمان و قبلش را بررسی کنید، اغلب بزرگانی که خراب کرده اند، به خاطر اطرافیان متملقشان بوده است.

» با تملق حرف زدن، نه برای گوینده خوب است، نه برای شنونده.

جمله ای که شب دوم گفتم را دوباره می گویم؛ در احوالات مرحوم آیت الله العظمی قمّی، می گویند: به ایشان گفتیم نماز جماعت به خیابان کشیده، دستور بفرمایید کارگزارانتان بیرون فرش پهن کنند. خیلی تند، انگار ما فحشش داده ایم، گفت: این چه حرف چرتی است که می زنی؟! من سگ چه کسی باشم دستور بدهم؟!

می دانی یعنی چه؟ این بنده خدا که ادب خرج کرده است! می خواهد بگوید با تملق حرف زدن، به قول مقام معظم رهبری(مد ظله)، نه برای گوینده خوب است، نه برای شنونده.

»‌ ادبیات استادیومی، به درد بساط مذهبی نمی خورد.
حاجی، پرچمت بالاست. مرد حسابی روی کل کره زمین یک پرچم هم بدهند، خیلی بالا نیست، در عالم خلقت پرچم چه بالاست؟؟ این چه ادبیاتی است دیگر؟؟ اینستاگرام هنرپیشه ها هست، آن جا این کارها را بکنید. بساط مذهبی، بساط این ادبیات نیست. ادبیات استادیومی، به درد بساط مذهبی نمی خورد. یک دانه، سوپر استار، ترکاند و... قبلا این ها در بساط های فرهنگی نبود. ترکاندن و پوکاندن جدید آمده! این ها، تملق است!

» کوچک ها به دلیل تملق، توهم بزرگی برمی دارند و کسانی که توهم بزرگی برمی دارند، جامعه را به فساد می کشند.

بعد چه می شود؟ کوچک ها به دلیل تملق، توهم بزرگی برمی دارند و کسانی که توهم بزرگی برمی دارند، جامعه را به فساد و گند می کشند. چون بزرگ نیستند! ادب و تملق دو مقوله جدا هستند. ادب تابلو است، تملق نه.

4- جنگ نرم.

برخی گمان می کنند جنگ نرم، یک استراتژی جدید در جهان قرن بیستم است. جنگ نرم معاویه، یعنی عوض کردن تدریجی خط مستقیم و استحاله نظام اسلامی از پایین، وسط و بالا.

» معاویه آرام آرام، نظام اسلامی را استحاله کرد.

آرام آرام، استحاله کرد. اگر یک راست می گفت رسول خدای چه؟! حرفی که یزید در مستی اش زد؛ پیغمبر چه؟ وحی چه؟ خدای چه؟ محمدی برای بنی هاشم و حکومت آمد، یک مشت دروغ سر هم کرد! الان هم او را کنار گذاشته ایم و ما دوباره حاکم شده ایم. در مستی اش، حرف درستش را زد. ولی اگر این حرف را در منبر می زد، جواب نمی داد یا اگر معاویه می گفت. استحاله آرام آرامِ نظام، با روش های مختلف. دقیقا روش هایی که به کار رفت، در زمان امام مجتبی(ع) روش های جنگ نرم است. یعنی جنگ نرم در اسلام، آن جا تاسیس شد.

5- تاسیس بزرگان اسلامی جدید.

یک دفعه می دیدند، پیرمردی آمد، ریش خیلی مرتب، بزرگ، خیلی خوش فکر، پیشانی پینه بسته، خلیفه مسلمین هم دارد اکرام می کند. این، یک دفعه گُل می کرد. فهمیدی چه شده؟ یکی از یاران رسول الله (ص) آمده. در دروازه شام همه به استقبالش رفته اند، خلیفه هم خودش رفته!

اولا برای خلیفه شرافتی بود که اینقدر متواضع است که برای یک پیرمردی که از صحابه رسول خدا(ص) است، خودش پیاده به آن جا می رود.

ثانیا، توطئه بود. این آدم کلا هنر پیشه بود. این کارها خیلی عجیب بوده! برای صدر اسلام، بزرگ می تراشیدند. چون می دانستند برای این که بتوانند نظام اسلامی را استحاله کنند، نیاز به کسانی دارند که این ها در صدر اسلام، تولیت داشته اند.

حافظه تاریخی مردم ضعیف است. امروز متنی دیدم که زده بود چه کسی گفته خرمشهر را جهان آرا آزاد کرده؟! فلان آدمی که الان دارد کاسبی می کند، یک ارتشی زمان شاه، با 15 سرباز جنگید و آزاد کرد.

- به ملانصرالدین گفتند وسط کره زمین کجاست؟ گفت: این جا.
- گفتند از کجا می گویی؟ گفت: می گویی نه، برو متر کن.
این هم همین طوری است دیگر، همه هم می خوانند. راست می گوید چه کسی گفته جهان آرا بوده است؟ می گویی نه، برو تحقیق کن. چگونه تحقیق کنیم؟ این آدم کجاست؟ یک آدم سیبیلویی را گذاشته اند که ارتشی زمان شاه بوده، با 15 سرباز آموزش دیده، خرمشهر را نگه داشتند. به همین سادگی، جنگ نرم یعنی همین. بزرگ تراشی، کاری ندارد.

» بزرگ سازی، جنگ نرم است.

مثلا اولین کسی که در کره زمین عدالت را حاکم کرد، مثلا خشایار سوم بود. می گویی نه، برو متر کن! کاری ندارد. یا مثلا پروفسور فلان، تاریخ شناس مستشرق، فلان کار را کرد. برخی اختراع می کنند.

پروفسور استانیگ بون گُک، یک عکس خوب هم از او پیدا می کند. از مستشرقین دانشگاه هاوارد که فلان است، در ایالت میشیگان در سمینار فلان، این مطلب را گفت، تمام شد. یک عکس هم کنارش می گذارد و در شبکه های اجتماعی پخش می کند. نه پروفسوری در کار است، نه مطلبی گفته شده، نه می شیگانی وجود دارد، نه دانشگاهی! کاری ندارد برادر، این جنگ نرم است.

بزرگ سازی کاری ندارد، آن هم در آن زمانه. الآن هم در این فناوری اطلاعات نمی شود تحقیق کرد! آن زمانه چه کسی حالش را داشته از شام بلند شود و برود مدینه تحقیق کند؟؟ آن زمان واتس آپ و تلگرام که نبوده عکس بفرستد و بگوید این را می شناسی؟ بگوید نه، نمی شناسم. اگر کسی می خواست برود تحقیق کند و برگردد، می رفت و برمی گشت، کلا در این فاصله نسل عوض شده بود!

6- استفاده از ابزارهای جنگ نرم، مثل هنر، روایت، تاریخ نویس و بازیگر.
استفاده درست از این ابزارها و دادن پول های بسیار بسیار گزاف! یعنی پولی که طرف را کلا سست می کرد. اگر این چنین آدم هایی پیدا بشوند و این چنین پولی بدهند، همین الان پول آن زمان را بدهند، سست می شوی! به یک بازیگر پانصد هزار درهم داد که یک داستانی را بازی کند. پانصد هزار درهم! همین الان هم، در هالیوود به بازیگرها اینقدر نمی دهند! یعنی پول خرج کرد. می دانست اگر همین الان اسلام ریشه کن نشود، تا صد هزار سال دیگر نمی شود.

به قول امیرالمومنین(ع) اینقدر بر اعتقاد باطلش راسخ بود که تمام همّ و غمش را برای این قضیه گذاشت. در حالی که می دانست چند سال دیگر از دنیا می رود! در حالی که ابوسفیان می دانست پایش لب گور است! برای بنی امیه، برای آینده این گونه کار کرد!

» آیا امروز شیعه ای داریم که بخواهد برای نسل بعدش، کمی تلاش کند؟؟
آیا امروز شیعه ای داریم که بخواهد برای نسل بعدش، کمی تلاش کند؟؟ اسرائیل برای آینده تلاش می کند. اصلا به گونه ای برنامه ریزی می کند که آدم واقعا تعجب می کند. الان نود سالت است دیگر، چقدر داری زحمت می کشی؟! می گوید برای آینده یهود! الان، چه کسی در اعتقادش راسخ تر است؟؟

» سیستم جنگ نرم می گوید از هر کسی برای اهدافت می توانی بازی بگیری.

از بازیگران، شعراء، هنر پیشه ها و از هر کسی که می توانست در قلوب مردم نفوذ کند، یاری می گرفت و پول های گزاف خرج می کرد.

یکی از اشتباهاتی که امروز داریم در جنگ نرم می کنیم این است که گمان می کنیم کسانی باید سلاح به دست بگیرند، هر نوع سلاحی و با دشمن ما بجنگند، که دقیقا مثل ما فکر کنند! در صورتی که سیستم جنگ نرم می گوید از هر کسی برای اهدافت می توانی بازی بگیری.

این آدم بازیگر خوبی است، اهل نماز جماعت  نیست. ایرادی ندارد، برای جبهه ما بازی اش را بکند. این شخص ترانه خوبی می خواند، اما مثلا در پایگاه بسیج ثبت نام نمی کند، ترانه اش را برای ما بخواند. این، عالی فیلم نامه می نویسد، ولی خودش عمل نمی کند. برادر، من خودم منبر می روم، خودم عمل نمی کنم، فیلم نامه نویس عمل کند؟ فیلمنامه ات را بنویس بدهیم برود و دیگر تمام شود. این می شود استفاده از ابزارهای جنگ نرم!

از طرفی اگر کسی هم در جنگ نرم امروز در جبهه ما خوب بازی کند، فقط و فقط خودمان می گردیم که پیدا کنیم یک نقشی داشته باشد، خلاصه این را به زمین بزنیم. خوب بازی می کند، ولی باید امام معصوم باشد. مگر تو امام معصوم هستی که داری نقد می کنی؟ مگر تو خدا هستی؟

چندین سال است روال من این است که هر مطلبی از هر کسی، گزارشی، کاری کرده، تقویت می کنم و می گویم این خوب است. بگذار بازی کند برادر، نیرو نداریم. مگر هر کسی صد ساعت سخنرانی می کند، در آن اشکال ندارد؟ مگر هر کسی صد عملیات شرکت می کند، هیچ وقت نمی ترسد؟ مگر کسی که نماز شب می خواند، گناه نمی کند؟ مگر کسی که راهپیمایی شرکت می کند، ممکن نیست یک جایی مشکل مالی داشته باشد؟ هر کسی بالاخره یک اشکالی دارد.

تفکر مارقینی که جلسه قبل خدمتتان گفتم، همین است. یعنی چه؟ یعنی آن ها اعتقاد دارند که کل جهان، همه انسان ها، یا باید دقیق مثل ما فکر کنند یا اصلا آدم نیستند، چه برسد بخواهند در جبهه کنار ما بجنگند!! اصلا آدم نیستند، مهدور الدم هستند.

هر کسی یک نقشی دارد. همه هم نقش هایمان را در پازل جهان اسلام امروز به نسبت، خوب یا بد بازی می کنیم. زمان امام مجتبی(ع)، امام مجتبی (ع) از هیچ کس نتوانست بازی بگیرد، از هیچ کس! تمام بازیگران، امرا، همه را خریده بودند.
- اصلا آدم بدی هستی، گنه کاری، شمشیر خوب می زنی، حاضری برای حسن بن علی(ع) شمشیر بزنی؟
- گفت: بله. ثبت نام کرد، معاویه شب سراغش رفت.
- گفت چقدر می گیری بیایی این طرف شمشیر بزنی؟
به همین سادگی. جنگ نرم!

مثلا می گویند آسیب شناسی هیئت های مذهبی. من می گویم آسیب شناسی هیئت های مذهبی یعنی چه؟ یعنی همه خوب هستند، حالا ببینیم چه کار کنیم خوب تر شوند؟ اگر منظورتان انتقاد و تخریب است، ما نیستیم! در این مملکت و دوره و زمانه، همه خوبند.

روی صندلی نشسته اند و می گویند مستر حسین(ع)! آخرش هم هات داگ می خورند. در این هشت میلیارد آدم، دمشان گرم! در جبهه امام حسین(ع) از او بازی بگیر. الان، این طرف است. دوست داری شب عاشورا کجا برود؟ برود عرق بخورد؟! روی صندلی بنشیند، هر کاری دوست دارد بکند، اصلا گریه نکند، اصلا نگاه کند.

»‌ مبارزه با جنگ نرم یعنی بدانیم دشمن چه می کند و پاتک بزنیم.

لذت ببر، ببین این هم حسینی است. نه که بگویی حسینی یعنی ما، بقیه فیلم هستید!! لذت ببر که کسی برای امام حسین(ع) مشکی پوشیده. اگر کسی فقط روی سینه اش دست بگذارد، لذت ببر. در این دوره و زمانه، اگر کسی اینقدر اعتقاد داشته باشد، باید اینقدر اعتقادش را بگیری و سعی کنی همین را پرورش بدهی. مبارزه با جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی بدانیم دشمن چه می کند و پاتک بزنیم.

» ذکر میان غافلین، خیلی ارزشمند است.

یک چیزی خدمتتان عرض کنم، خودمانی هستیم دیگر، طبق صد روایت و تاکید و سیره، برترین نوع ذکر، ذکر میان غافلین است. حسین حسین گفتن در حسینیه سید الشهدا (ع)، ذکر بین غافلین نیست. همه دارند می گویند حسین، تو هم داری می گویی. پس فردا همه بگویند حسن، تو هم وسط جمع باشی شاید همین را بگویی. بگویند تقی، شاید بگویی. بگویند کِری، شاید این اسم را بگویی. جمع است دیگر!

آن کسی که میان غافلین حسین می گوید، این ذکر میان غافلین است. این خیلی ارزشمند است! مشکی پوشیده و یک جایی رفته که همه دارند چپ چپ نگاهش می کنند. فقط مشکی پوشیده و مسخره اش می کنند. به شما قول می دهم یک بار یک مشکی پوش را مسخره کنند، صبر بر آن تمسخر، ثوابش از کل دهه من و شما بیشتر است.

الان همه چیز ما ردیف است. چرا به خودت می نازی؟ بنده به خودم می نازم! همه می گویند حسین، ما هم می گوییم. اصلا نگوییم حسین، دیگر کسی اطراف ما جمع نمی شود. امام حسین(ع) بهانه ای است که اطرافمان جمع شوند. شاید اگر رقص خیلی خوبی، چیزی بلد بودم که مشتری بیشتری جمع می کرد، می رفتم رقاص می شدم! سر خودمان را کلاه گذاشته ایم. نگاه را بالاتر ببرید!

» نگاه جهانی می گوید: سعی کن هر طوری شده، سفیدی جهانت را بیشتر کنی.

نگاه جهانی چه می گوید؟ ببین جهانت چند درصد سفید و چند درصد سیاه است؟ جهانت را ببین، سعی کن هر طوری شده، سفیدی را بیشتر کنی. و هر کسی، هر طوری، هر کمکی، ولو حداقل، برای سفید کردن جهان، به تو می کند، از او استفاده کن، که دشمن دقیقا برای سیاه کردن جهان همین کار را می کند.

»‌ برای عِدّه و عُدّه جبهه امام زمان(عج) چه کرده ایم؟!

بعد چه می شود؟ مجبور می شود به رئیس جمهور قبلی نامه بنویسد و بگوید هر چه نخبه در هنرمندان و شاعران و ... است، همه آن طرف هستند! آن طرف یعنی دشمنان دارند از آن ها کولی می گیرند. داریم چه کار می کنیم؟! چه کار می کنیم که اینقدر زدگی ایجاد می کند؟! پنج سال است دارم می گویم؛ عمومی گفته ایم، خصوصی هم گفته ایم! این هایی که خیلی آقا آقا می کنید و مدعی هستید، عملکرد سال نود و سه، نود و چهار، نود و پنجتان را برای فرمایش حضرت آقا(حفظه الله)، راجع به جذب حداکثری مکتوب بدهید تا مردم ببینند. ما هم یاد بگیریم، ما جذب حداکثری بلد نیستیم.

شمایی که خیلی ذوب هستید، یادمان بدهید. به قول همان صحبت های حضرت آقا(مد ظله) در همان چیزهایی که گفتم که بروید سرچ کنید، می گوید ذوب در ولایت دیگر یعنی چه؟ این ها چیست که شما می گویید؟ عین جمله حضرت آقا(حفظه الله) است.

یک مقاله ای نوشته ام، چهار نفر به جبهه حزب الله اضافه کرده ام، سه تا و نصفی را اصلاح کرده ام. عملکرد بدهید تا ما یاد بگیریم و ان شاء الله سال نود و شش اجرا کنیم. غیر از توهین به همه، غیر از صبح تا شب بد و بیراه گفتن، غیر از دائم سیاه نمایی، غیر از انتقاد، چیز دیگری هست؟

جبهه اسلام و مسلمین، جبهه خدا، جبهه الهیات، جبهه نور، آدم و عِدّه و عُدّه کم دارد! در هر فضایی برویم، کم دارد! به ایران خودت نگاه نکن! در اسلام، کم دارد! کل کشور های اسلامی پشت سر عربستان هستند. دلت را خوش نکن! مسلمان ما این است! برای جذب چه کرده ایم؟ برای عِدّه و عُدّه جبهه امام زمان(عج) چه کرده ایم؟

این از شرایط جنگ نرم در زمان امام مجتبی(ع)، آن هم تکمله اش بود که حاشیه زدیم.

◄ نتیجه بحث:

رساندن امام به نقطه ای که غیر از صلح با طاغوت چاره ای نیست. ضمانت این که این صلح، صلح خوبی باشد، چند کار دیپلماتیک است:
1- ادبیات امام مجتبی(ع) در برخورد با معاویه و نوشتن صلح نامه به شدت قهرمانانه، غیور مردانه و دلاور مردانه است.
2- بند بند صلح نامه، حساب و کتاب داشت.


یعنی اینکه بخواهد این صلح نامه تبدیل بشود به اینکه حکومت به سمت سپاه بنی امیه و ابوسفیان برود، نبود، که بعد نقض پیمان شد! به نقض پیمانی که اتفاق افتاد و به کلمه حسین(ع) رسید که ان شاء الله اگر عمری باشد فردا شب توضیح می دهیم.

- آیه شریفه "جاهِدِ الکُفارَ و المُنافِقین" را نگاهی می اندازیم.
به جایی رسید که امام حسین(ع) دید از بیرون قدرت های خارجی، از دورن اضمحلال درونی، دارد اتفاق می افتد، بنابراین؛ "جاهِدِ الکُفار"، با بیرونی ها باید جنگید. "و المنافقین"، با درونی ها هم باید جنگید.

» شیعه انگلیسی فقط و فقط اسمش شیعه است! هیچ چیز نیست، جز مزدور انگلیس و آمریکا و صهیونیست!
الان باید درون جامعه اسلامی دعوایی اتفاق بیفتد، جنگی رخ دهد، شمشیری زده شود، خونی ریخته بشود تا بقیه قسمت های امت اسلامی آگاه بشوند که این خون و شمشیر و کربلا و آگاهی ها، در همین مسیر است.

کسانی که کتاب را می خوانند، کامل توضیح داده است، ما هم آرام آرام شرح می دهیم و جلوتر می رویم. کما اینکه امروز هم جهان اسلام دقیقا در همان موقعیت قرار دارد و این خونی که در بحرین و یمن و سوریه و عراق دارد ریخته می شود، دارد زمینه هایی را فراهم می کند که بعد از کربلای سوریه و یمن و بحرین و عراق، اتفاقات امام سجادی و امام باقری و امام صادقی و امام رضایی بیفتد. این می شود آگاه سازی جهان اسلام!

اصلا در طول تاریخ، از زمان ابن تیمیه تا الان اصلا سابقه نداشته که یک زمانی علمای اهل سنت دور همدیگر بنشینند و بگویند اصلا این وهابیت دین ما نیست! اصلا، این ها دین نیستند! یعنی دقیقا وهابیتی که برای ایجاد تنفر بین شیعه و سنی و برای ایجاد جنگ بین شیعه و سنی با یک لبه قیچی، و لبه قیچی دیگر، شیعیان انگلیسی که فقط و فقط اسمشان شیعه است! هیچ چیز نیستند جز مزدور انگلیس و آمریکا و صهیونیست! این شیعه ایجاد شد تا قیچی کند و دعوا راه بیندازد!

» خون مدافعان حرم، عاشورایی ایجاد کرده که ان شاء الله زمینه ساز ظهور امام زمان(عج) خواهد شد.
خون سوریه، خون مدافعان حرم، خون فاطمیون، زینبیون، حیدریون، خون بچه های عراق و بحرین، عاشورایی ایجاد کرده که ان شاء الله روشن گری های بعد از این عاشورا را خواهیم دید و زمینه ساز ظهور امام زمان(عج) خواهد شد.

فردا شب عمری باشد، حکومت زمان امامت آقا امام حسین(ع) را شروع خواهیم کرد.







کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات