برنامه آينده
مراسم دهه اول محرم

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
به سوی بی نهایت

مداح :
حاج مهدی مختاری

سخنران روز تاسوعا :
حاج حسین یکتا

زمان :
پنجشنبه ۹۶/۶/۳۰
به مدت یازده شب
همراه با اقامه نماز مغرب
و عشاء

بلوار پاسداران
خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان






دوشنبه 3 آبان 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت یازدهم - 95/7/24
برخی به زبانشان من اشتباه کردم، من عذر می خواهم، من بدم، من روسیاهم و ... نمی آید! یک بار بگو من هم اشتباه کرده ام! این همه به بقیه میخ طویله می زنی، یک بار به خودت سوزن زده ای؟! ده بار در مناسبت های مختلف این حرف را چون متقن است تکرار کرده ام؛ آن روزی که کسی به نقطه ای برسد که بگوید من خوبم، یعنی اول سقوط!

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت یازدهم
95/7/24


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:

» اصول دین توحید، نبوت و معاد است، عدل و امامت اصول مذهب اند.
» آیا اهل بیت(ع) از ما توحید و اخلاص صد درصد خواسته اند؟
» خیلی از دل بستگی ها، شرک است.
» خصوصیت منافق، تکذیب کردن است.
» حداقل اقرار به شرک این است که گناهِ این گناه، بخشیده می شود.
» شبهه چیست؟
» شبهه افکنی بازی برد برد است.
» اصحاب امام باقر(ع): اصحاب عام، اصحاب خاص، اصحاب سرّ و اصحاب رها شده!
»‌ چرا امام باقر(ع) فرمودند در قبال ضلال بعید، هیچ مسئولیتی قبول نمی کنیم؟!
» نشانه ضلال بعید چیست؟


بحث انسان 250 ساله به امام باقر(ع) رسید. امام باقر(ع) باقر نامیده شده، "بَقْر" به معنای حفر کردن زمین برای کاشت دانه است. دانه ها کاشت شد، تا نهال ها به درخت تبدیل شوند، درخت ها شکوفا شوند و به باروری برسند که اسمش را ظهور حضرت حجت(عج) گذاشته ایم.

◄ روش هایی که امام باقر(ع) اجرا کردند:
1- احکام.
بعد از رحلت پیامبر(ص) خیلی از احکام تغییر کرد و ایشان سعی کرد به عنوان نوه پیامبر(ص) و کسی که مردم به او اطمینان داشتند، احکام دقیق را بگوید. لذا امام باقر(ع) یکی از کارهایی که برای پیروانشان داشتند، بیان احکام بود. از احکام تقلید گرفته، تا نماز و روزه و ... که همه بازخوانی شد.

2- اصول و فروع.
» اصول دین توحید، نبوت و معاد است، عدل و امامت اصول مذهب اند.
در تشیع هم اعتقاد نداریم که اصول دین پنج اصل است. اصول دین توحید، نبوت و معاد است. ما، عدل و امامت را اصول مذهب می دانیم. یعنی این دو مورد را به قدری مهم می دانیم که در کنار اصول دین به آن ها می پردازیم. مانند گفتن "اشهد انّ علیا ولی الله" که هیچ شیعه ای اعتقاد ندارد واجب است، من باب تبرک گفته می شود.

» آیا اهل بیت(ع) از ما توحید و اخلاص صد درصد را خواسته اند؟
یکی از چیزهایی که امام سجاد(ع) روی آن مانور داد شرک بود. امام صادق(ع) هم تایید کرد که امامان قبل از من یعنی امام سجاد(ع) و امام باقر(ع)، سعی بسیازی زیادی داشتند که مردم را با شرک آشنا کنند. امام صادق(ع) می فرمایند: مردم در زمانه ما و زمانه قبل، با ایمان آشنا بودند، اما با شرک آشنا نبودند. لذا ایمانشان با شرک مخلوط می شد و چیزی از آن نمی ماند.

اگر خدای نکرده، روز قیامت خدا بخواهد نسبت به ما نه، بهتر از ما یعنی خوبان جهان، با شرک بسنجد، بهشت مشتری ندارد. شرک، خیلی عجیب است. چیزی که اهل بیت(ع) از ما خواسته اند، اخلاص و توحید صد درصد نیست، خواسته اند شرک را بشناسیم و حتی الامکان از آن دوری کنیم.

» خیلی از دل بستگی ها، شرک است.
مثلا خیلی از محبت های والدین به فرزندان، شرک است. باید به والدین گفته شود این محبت را نداشته باش؟ نه، باید سعی کند دوری کند، این نوع محبت را کم کند. خیلی از دلبستگی ما به برخی چیزها، رسما شرک است. مثلا بنده سخنرانی می کنم، برای این که شما بشنوید و هدایت شوید. برخی از ما توهم داریم که سخنان ما، مردم را هدایت می کند! اگر در حین سخنرانی، بلندگو قطع شود و من ناراحت شوم، این شرک است.

یعنی چه؟ این که بنده بالای منبر بروم و حرف نزنم و بگویم شرک است که حرف بزنم، این درست نیست، وظیفه ما این است که حرف بزنیم، اما چون و چرا کردن در قبال آن قسمتی که بدون اختیار ما در عالم اتفاق می افتد، شرک است. "گفتگو آئین درویشان نبود / ورنه با تو ماجراها داشتیم".

» خصوصیت منافق، تکذیب کردن است.
برخی اوقات آیاتی نازل می شود که پیغمبر(ص) را متنبّه می کند که کاری که انجام می دهی، شرک است. مثلا منافقین پیامبر(ص) را تکذیب می کنند، قرآن می گوید: از تکذیب اینان ناراحت نشو! خصوصیت منافق، تکذیب کردن است. به خدا هم برسد، تکذیبش می کند. منافق، کوچک ترین تاریکی را برای تکذیب کردن می بیند! این که قرآن به پیغمبر(ص) می گوید ناراحت نشو، یعنی پیغمبر(ص) ناراحت می شود یا ممکن است ناراحت بشود. خدا در مخلوق خودش که پیغمبر است، این احتمال را می دهد که مراقب باش.

در مواقعی پیغمبر(ص) می خواست مردم را هدایت کند، هدایت نمی شدند و به مشقّت می افتاد. خدا می فرمود: این همه زحمت برای چیست؟ واقعا فکر کرده ای تو هادی مردم هستی؟ "انّا هدیناه السبیل، امّا شاکرا و امّا کفورا". "امّا" دلالت بر علی السویه بودن می کند، می خواهند بیایند یا نیایند! یا در آیه "ما رمیتَ اذ رمیتَ و لکنّ الله رمی"، وقتی زدی، نگو من زده ام.

بعد از جنگ و زمان صلح و آرامش، در قلاویزان بابت پاک سازی میدان مین ها، زیاد شهید داده ایم! مثلا میدان مینی در میدان مین دیگر قرار داشت! معلوم نبود قبل از مین کاشتن، چه خورده بودند؟! یکی از بچه ها می خواست تیر اندازی کند، بلند شد که بزند، دید نمی تواند! شدت تیر اندازی دشمن خیلی زیاد بود. رو به آسمان کرد و گفت: خدایا، به ترسم اقرار می کنم، اما موحدم! این مدلی می زنم، تو باید بزنی! وقتی زد، عراقی ها فرار کردند! به شرک جلی، آگاهم، به توحید هم اعتقاد دارم که اگر خدا بخواهد، می خورد.

» حداقل اقرار به شرک این است که گناهِ این گناه، بخشیده می شود.
شرک جلی را بشناسیم و وقتی نتواستیم از آن دوری کنیم، اقرار کنیم و بگوییم که مشرک هستیم. حداقل اقرار چیست؟ "فقد جعلت الاقرار بالذنب الیک وسیلتی". حداقل اقرار این است که گناهِ این گناه بخشیده می شود. برخی فکر می کنند اگر گناهی انجام بدهند به خدا بگویند و اقرار کنند، خوب نیست! اقرار یعنی من می دانم، نه این که خدا می گوید باید بگویی تا من خوشحال شوم! خدا می خواهد بداند می دانی یا نه.

وقتی در قضیه ای که مشرک هستم اقرار می کنم، خداوند تبارک و تعالی این گناه را می بخشد و این شرک را نمی نویسد. در جامعه آن روز، شرک در اوج قرار داشته و به شدت نا شناخته بوده است.

3- شبهه.
» شبهه چیست؟
به قول آقا امیر المومنین(ع)، شبهه یعنی مخلوط کردن حق با باطل، یا نشان دادن قسمتی از حق، یا مطلب باطلی را جامه حق پوشاندن.

شبهه انداختن بسیار ساده است، اما چیزی که مشکل است، برطرف کردن آن است. یعنی شیطان تلاشش را می کند تا صاحب شبهه دو جمله بگوید و تمام! بعد، باید لشکری نردبان بگذارند یا با چرثقیل این سنگی را که دیوانه ای در چاه انداخته، بیرون بیاورند. سنگ انداختن چقدر طول کشید؟ یک ثانیه! در آوردن چقدر طول کشید؟ یک روز!

» شبهه افکنی بازی برد برد است.
ملتی که شبهه را می شنوند بابت رفع آن، وقت ندارند، بنابراین شبهه افکنی بازی برد برد است. در دهه محرم، در گروهی زده بودند که فلان آدم در فلان شهر منبر رفته، بر سر مطلبی دعوا شده. مستمعین دو گروه شده، هشتاد و سه نفر مجروح شده اند که دو نفر از مجروحین حالشان خراب است. بیست دقیقه بعد اعلام کردند که از آن دو نفر، یکی فوت کرد! بعد هم گروه را پاک کردند! حالا، خر بیاور و باقالی بار کن!

مثلا می گویند: خسن و خسین، دو برادران یوسف بودند که در راه مصر، در امام زاده یعقوب بالای مناره، گرگ آن ها را درید! اولا این آدم در آن شهر منبر نمی رفته! ثانیا چنین هیئتی وجود نداشته. لذا از جمله مواردی که شیطان روی آن حساب می کند این است که شبهه را از دهان مومن بیرون بکشد. آخرِ جریان، مومن ترین ها می گویند: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها‍!

4- گروه بندی.
» اصحاب امام باقر(ع): اصحاب عام، اصحاب خاص، اصحاب سرّ و اصحاب رها شده!
- اصحاب عام.
اعلام می کردند ما اصحاب و یاران امام باقر(ع) هستیم.

- اصحاب خاص.
اغلب، مردم این ها را نمی شناختند. کسانی بودند که برایشان حرف های خاص می زدند، من جمله برده ها و کنیزها.

- اصحاب سرّ.
این گروه در زمان امام باقر(ع) تاسیس شدند که حتی اصحاب خاص هم، این ها را نمی شناختند. کسانی بودند که وصیت های خیلی کلیدی به آن ها گفته می شد.

- اصحاب رها شده.
"إن ترکناهم لم یهتدوا بغیرنا". پیغمبر، عده ای هستند که وقتت را برای آن ها تلف می کنی! این ها هدایت نمی شوند. امام باقر(ع) این گروه را تاسیس کردند که امام می تواند عده ای را رها کند.

کسی به آقا گفت: سوال دارم. آقا فرمودند: برو از امامت سوال کن! یعنی برو! یعنی من امام تو نیستم و هیچ مسئولیتی نسبت به تو ندارم. امام حتی به برخی اجازه حرف زدن هم نمی داد، چون برخی اگر حرف بزنند، تمام است. این ها چه کسانی هستند که آقا آن ها را رها کرده؟

◄ دو نوع ضلال یعنی گمراهی در قرآن داریم:

1- ضلال مبین.
یعنی گناهی که مشخص است. من، شما و امام می دانیم. اهل اقرار به گناه هستند و توبه هم می کنند. وقتی خدمت امام می رویم، می گوید راه توبه باز است، نا امید نشو! گاهی دیده ایم که امام، آدم خیلی نامناسبی را تحویل می گیرد و به آدم موجهی می گوید حرف نزن!

2- ضلال بعید.
»‌ چرا امام باقر(ع) فرمودند در قبال ضلال بعید، هیچ مسئولیتی قبول نمی کنیم؟!
کسانی هستند که گناه می کنند، اما نمی دانند که دارند گناه می کنند. "آن کس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابد الدهر بماند". در زمان امام باقر(ع) بعد از تلاش های پیامبر(ص) و علی(ع) و حسنین(ع)، این گروه را معرفی کردند و فرمودند: ما اهل بیت(ع) در قبال ضلال بعید، هیچ مسئولیتی قبول نمی کنیم.

می گفتند پشت سر شما نماز می خواند، می گفت بخواند! این آدم قائل به گنه کار بودن خودش نیست! در برخی از آدم ها یک بار این که من بد هستم، از زبانشان شنیده نمی شود! نه از باب تواضع و نه از باب ریا، نمی تواند بگوید! برخی به زبانشان من اشتباه کردم، من عذر می خواهم، من بدم، من روسیاهم و ... نمی آید! یک بار بگو من هم اشتباه کرده ام!


این همه به بقیه میخ طویله می زنی، یک بار به خودت سوزن زده ای؟! از نظر قرآن این ها ضلال بعید هستند، ولو آیت الله العظمی باشند. ده بار در مناسبت های مختلف این حرف را چون متقن است تکرار کرده ام؛ آن روزی که کسی به نقطه ای برسد که بگوید من خوبم، یعنی اول سقوط!

» نشانه ضلال بعید چیست؟
نشانه ضلال بعید این است که دائما بدها را شناسایی می کنند. اصلا، میزان سنجِ خوبی مردم شده اند! بدون این که خدا به آن ها وکالت بدهد، دارند بهشت و جهنم را تقسیم می کنند. امام صادق(ع) می فرماید: روز قیامت، در تقسیم بهشت و جهنم اتفاقاتی می افتد که انسان ها انگشت به دهان می مانند!



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات