برنامه آينده
شنبه های پاک
جلسه هفتگی

سخنران:
سید محمد انجوی نژاد

مداح:
سید ابراهیم طاهریان

قاری:
هادی افخمی

زمان:
شنبه 95/12/07
همراه با نماز مغرب و عشاء


مکان:
خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)


رهپويان






شنبه 15 آبان 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت سیزدهم - 95/8/8
کثیف ترین فرقه های جهان برای با هم خوردن کنار هم جمع می شوند، اما پیروان اسلام ناب کنار هم جمع نمی شوند!! هرکس یک جزیره برای خودش دارد و سعی می کند که اگر سود زیادی به دست نیاورد، سود دیگری را هم خراب کند!! سود زنجیره ای که تو تشکیل می دهی، بر مکنت تشیع می انجامد.

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت سیزدهم
95/8/8


◄ عناوین اصلی که در این سخنرانی به آن پرداخته شده:
» "اقامه صلاة" و "ایتاء زکات" دو پایه تشکیل یک دین یا مکتب.
» یکی از دلایل ظهور نکردن امام زمان(عج) چیست؟
» فقری که باعث از بین رفتن دین می شود، فقری است که شخص را قفل می کند.
» عزت مؤمن باید حفظ شود.
» از نظر دین، تموّل برای دینداری در یک سطحی کاملا لازم است.
» علت زیاد کار کردن و عرق ریختن امام محمد باقر(علیه اسلام)، چه بود؟!
» خمس و زکات، پایه های اقتصادی دین هستند.
» مؤمن واقعی کسی است که عقل معاش و عقل معادش را توأمان به کار گیرد.
» یک قسمت از معاد با دنیای حسنه ساخته می شود.
» امام صادق(علیه السلام) سیستم اقتصادی حکومت اسلامی را، راه انداخت.
» سود زنجیره ای، بر مکنت تشیع می انجامد.
» زنجیره شدن، قدرت ما را بالاتر می برد.
» شروط لازم و کافی برای ایجاد یک فرقه چیست؟
» هر مکتب و فرقه ای، سخنان خوبی دارد.
» برای مراد بودن و پیغمبر شدن، کاریزمای حداکثری لازم است، نه حداقلی.
» الزاما هر زیبایی، آخرین و زیباترین نیست.
» در آخر الزمان، مردم عمق را نمی پسندند!



» "اقامه صلاة" و "ایتاء زکات" دو پایه تشکیل یک دین یا مکتب.
در ابتدای آیه77 سوره نساء آمده: "أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذينَ قيلَ لَهُمْ کُفُّوا أَيْدِيَکُمْ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ".
این قسمت از آیه را مقدمه قرار می دهیم برای نگاهی که می خواهیم در سیزدهمین قسمت از شرح کتاب انسان 250 ساله، به دوران امام صادق (علیه السلام) داشته باشیم.

خداوند تبارک و تعالی دو پایه را جهت ادامه پیدا کردن یک دین یا مکتبی معرفی می کند:
- پایه اول: "اقامه صلاة".
- پایه دوم: "ایتاء زکات".

یعنی هر حکومتی، هر دینی، هر مکتبی برای این که بتواند پایدار بماند، اول باید تکلیف خودش را در ارتباط با خدا مشخص کند، دوم تکلیفش را در ارتباط با خلق!

+ تکلیف در ارتباط با خدا، یعنی خدا را فراموش نکردن، نماز، توکل داشتن و صفات خدا را شناختن.
+ تکلیف در ارتباط با خلق و ایتاء زکات هم به معنای عدالت اقتصادی، تقسیم، رسیدگی به فقرا و مساکین و پول است!


هر دینی پول می خواهد. یکی از دلایلی که حضرت زهرا(س) دنبال فدک می دویدند، ارزش خیلی زیاد فدک بود. زمانی که عمر بن عبدالعزیز فدک را برگرداند، دست اهل بیت(س) برای کارهایی که می خواستند انجام بدهند، باز شد. سوالی که پیش می آید این است که آیا خدا و امام صادق(علیه السلام) نمی توانستند پولی را تأمین کنند؟ خدا نمی توانست به امام صادق(علیه السلام) پول برساند که نخواهد مدام به دنبال زکات و خمس و صدقه بگردد؟

فردی خدمت آمد امام صادق(علیه السلام) و گفت: ما بدبخت، بیچاره شیعه شما هستیم، دویست درهم بدهکاری داریم. اگر این دویست درهم را بپردازم، دیگر می توانم زندگی ام را بچرخانم. شما این بدهکاری را از سر ما باز کن. امام فرمودند: ندارم، فقط دو درهم دارم!

امام دیدند فرد دارد در ذهنش این گونه مرور می کند که امامی که دو درهم دارد، چرا ادعای نیابت خدا را می کند؟ امام با نوک پایشان به دیوار کناری زدند. دید تا جایی که چشم کار می کند، طلا ریخته است! آن فرد هم با عجله خواست به سمت طلاها برود که امام دوباره نوک پایشان را زدند و طلاها به دیوار تبدیل شدند و سر مرد به دیوار خورد! آقا گفتند زمانی که می گویم ندارم، به این معنا نیست که ندارم، ما دارا هستیم، منتها استفاده نمی کنیم و بنا نداریم که استفاده کنیم.

» یکی از دلایل ظهور نکردن امام زمان(عج) چیست؟
دین و پیغمبران نیامده اند که انسان های تن پرور و مفت خوری بار بیاورند که غرق در رفاه و منیات و شهوات دنیا بشوند و چشم هایشان را هم ببندد. مردم هم بگویند وظیفه امام زمان(عج) رسیدگی به فقرا است. یکی از دلایلی که امام زمان(عج) ظهور نمی کند، همین است که فکر می کنیم اگر امام زمان(عج) آمد ما دیگر هیچ تکلیف مالی نداریم، امام با اشاره ای طلا می آورد و نفری صد دلار به فقرا می دهد! در صورتی که این چنین نیست!

آقا امیرالمومنین(علیه اسلام)، امام حسن مجتبی(علیه اسلام)، امام حسین(علیه اسلام)، امام سجاد(علیه اسلام)، امام باقر(علیه السلام) برای تموّل، تلاش جسمی بسیار زیادی کردند تا بتوانند مکنت جامعه اسلامی را تامین کنند و جامعه اسلامی بتواند زنده باشد.

» فقری که باعث از بین رفتن دین می شود، فقری است که شخص را قفل می کند.
در روایت داریم، فقر از یک پنجره که بیاید، دین از پنجره دیگر خارج می شود. در صورتی که اتفاقا فقرا خیلی دیندارتر از ثروتمندان هستند، گویی بر عکس است! ظاهرا زمانی که ثروت از یک پنجره بیاید، دین از پنجره دیگر خارج می شود. حقیقت این است که آن فقری که در روایت از آن اسم برده شده، فقری است که تو را قفل می کند. پدر است، اما شب نان ندارد که به زن و بچه  اش بدهد! و ثروتی که اسلام بدان توصیه می کند، ثروتی است که تو را به این نقطه نرساند. آن ثروتی که اگر بیاید دین خارج می شود، ثروت نیست بلکه تجمل و تبرّج است.

» عزت مؤمن باید حفظ شود.
عزت مؤمن باید حفظ شود. یکی از عزت ها هم همین است؛ مؤمن نباید مشکل خوراک و پوشاک و مسکن داشته باشد وگرنه اذیت می شود، ذلیل می شود. انسانی که ذلیل شود، هیچ گاه مؤمن نخواهد شد! مجبور است دستش را دراز کند. عزتش را از دست می دهد، هیچ وقت هم مؤمن نمی شود.

ما چون می بینیم عده ای بسیار پولدار هستند اما دین ندارند، بنابراین فکر می کنیم این اشکال از پول است که دین را از بین می برد. از طرف دیگر هم زمانی که می بینیم افرادی که هیچ ندارند، دین هم ندارند، تصور می کنیم که بی پولی هم دین را از بین می برد. اصلا پول کلا مشکل دارد. یکی از بزرگان در خصوص این روایت "حُب الدنیا رأسُ کلِّ خطیئة" که ما به معنای "حب دنیا سر تمام گناهان است" می دانیم، این گونه تفسیر کردند که در واقع حب پول، اساس تمام خطاهاست. این هم نیست!

» از نظر دین، تموّل برای دینداری در یک سطحی کاملا لازم است.
از نظر دین، تموّل برای دینداری در یک سطحی کاملا لازم است! ممکن است فردی زاهد باشد و تموّل را نخواهد، ما که نمی توانیم این را یک دستور عمومی کنیم که همه مثل شیخ مرتضی زاهد زندگی کنید!! نمی شود، عوام این گونه نیستند. عموم مردم برای دینداری به حداقل تمولی نیاز دارند، وگرنه عزتشان را از دست می دهند.

» علت زیاد کار کردن و عرق ریختن امام محمد باقر(علیه اسلام)، چه بود؟!
لذا امام صادق(علیه السلام) و امام باقر(علیه السلام) در مورد مباحثی مثل باز پس گیری فدک، ایجاد کارتل های اقتصادی، جدی گرفتن خمس و زکات، مالیات بر درآمد و... کار کردند. امام باقر(علیه السلام) انقدر کار می کردند و عرق می ریختند که برخی از زُهّاد و عرفای زمانه ایراد می گرفتند و می گفتند: پسر رسول خدا، تو نوه پیغمبر هستی، مگر انسان چقدر باید برای دنیا زحمت بکشد؟ مقداری نماز بخوان!

امام هم می فرمودند، فکر می کنید من برای خودم یا برای شکمم کار می کنم؟ دولت و حکومت در دست ما نیست. من باید پایه های اقتصاد جامعه اسلامی را بچینم، وگرنه فردا امام صادق(علیه السلام) نمی تواند کلاس برود، برای کلاس رفتن باید بتواند شهریه بدهد. امام کاظم(علیه السلام) نمی تواند در زندان، شیعه را زنده نگه دارد و امام رضا(علیه السلام) نمی تواند ادامه بدهد!

» خمس و زکات، پایه های اقتصادی دین هستند.
برای رسیدن به این جایگاه، تموّلی لازم است. لذا در دین اسلام بحث خمس و زکات را به عنوان پایه های اقتصادی دین معرفی کرده اند و گفته اند اگر این دو مورد رعایت شوند، هیچ فقیری در عالم باقی نخواهد ماند.

» مؤمن واقعی کسی است که عقل معاش و عقل معادش را توأمان به کار گیرد.

جمله مشهوری که بارها شنیده اید و یا بر در و دیوارها دیده اید را دوباره برایتان تکرار می کنم: "اهل بیت(س) و خداوند تبارک و تعالی دینی را معرفی کرده اند که توأمان هم عقل معاش را به ما آموزش می دهد و هم عقل معاد را"، و مؤمن واقعی کسی است که عقل معاش و عقل معادش را توأمان به کار گیرد و در حاشیه، سعادتش را هم از دست ندهد.

در زمانی که کشور ما بازیچه سیستم های پادشاهی و شاهنشاهی بود و مملکت را به منظور عیش و نوش پادشاهان به ثمن بَخس به شوروی و ترکیه و عراق می دادیم، در اروپا و غرب به شدت سختی کشیدند، نان خالی خوردند و تلاش کردند، لذا عقل معاش غرب صد سال از جامعه اسلامی جلو تر است!!

در زمانی که والیان حکومت اسلامی به دنبال عیش و نوش بودند و کارتل های نفت و اقتصاد و زمین و آذربایجان و عربستان و بلخ و هرات را به راحتی به دولت های بیگانه می دادند تا پول عیششان تامین شود، آن ها داشتند به سختی تلاش می کردند!! ماری کوری می نویسد: یک آزمایش را ده هزار مرتبه تکرار کردم، انقدر کار کرد تا حقیقتا کور شد! ده هزار بار برای یک آزمایش!! حال، عقل معاش آن ها رشد کرده است.

مگر خدا نا عادل است؟ مگر حیوان هستند که تلاش کنند و خدا پاداش تلاش شان را ندهد؟ جامعه اسلامی هم خوابید!!
مؤمنین در قهوه خانه ها در حال قلیان کشیدن بودند!! علما درحال تعیین حکم نجاست موش در چاه آب بودند!! از این طرف هم پادشاهان، مملکت را به حراج گذاشته بودند و پول عیش و نوششان را فراهم می کردند. بزرگ ترین دانشمندان ما هم در غرب، در حال گشت و گذار و لذت بردن، بودند!! مگر خدا به این چنین جامعه ای کمک می کند؟ مگر خدا قرآن را به پیغمبر نازل کرده که عده ای عیاشِ مفت خور در دنیا بچرخند؟؟ حتی بربرها هم به عقلشان رسید که باید بروند و کار کنند، در مقابل ما علاف بودیم!

» یک قسمت از معاد با دنیای حسنه ساخته می شود.
مورد دیگر، عقل معاد است. "رَبّنا آتنا فی الدّنیا حَسنة و فِی الآخرة حسنة".  یک قسمت از معاد، با دنیای حسنه ساخته می شود. زمانی که در روستایی در همین ایران ما مردم در حد صفر دارند زندگی می کنند، نمی توان در آن جا حرفی از دین زد!! زمانی که وضعیت در دنیایشان این گونه است، چگونه ممکن است آخرت حسنه اتفاق بیفتد؟ یا روستایی داریم که سیستماتیک همه در آن قاچاقچی هستند. یعنی بچه که به دنیا می آید، از درون رحم آموزش می بیند که چگونه قاچاقی حرکت کند و بیرون بیاید!! به گونه ای که ماما بچه را گم می کند!! نمی توان آن ها را به دلیل کارشان بازخواست کرد، چرا؟ چون ندارند!!

وسط بیابان چهار کپر زده اند و گفته اند که این جا زندگی کنید! آب که ندارند، خاکشان هم که حاصل خیز نیست، حتی حیوان هم توان زنده ماندن ندارد، این مردم به جز قاچاق چه کار کنند؟! برای دینداری مکنت لازم است. دین با تجمل و تبرج و کاخ نشینی و اشرافیت صد درصد مخالف است، چون اعتقاد دارد این موارد منشاء بی عدالتی هستند، اما برای زندگی حداقلی از مکنت را واجب می داند.

» امام صادق(علیه السلام) سیستم اقتصادی حکومت اسلامی را، راه انداخت.
امام صادق(علیه السلام) تلاش کرد که سیستم اقتصادی حکومت اسلامی را راه بیندازد. امروزه انقدر داد و فریاد بر سر این است که ما در برخی جاها به حداقل تمکنی رسیده ایم، اما خراب کرده ایم! یعنی وارد تجمل و تبرج شده ایم. یادمان رفته که در آیه های قرآن این گونه ذکر شده است: صلاة و زکات خودتان! حرفی از واردات و بیگانه و کمک به کارتل های اقتصادی ممالک دیگر نمی زند!!

در سیستم اقتصاد مقاوتی که صد بار گفته اند منظور اقتصاد مقاومتی است، نه ریاضتی، بنا نیست آن را کم کنیم، قرار است آنچه را که خودمان می توانیم، بسازیم. قرار نیست نسازیم و به جای آن بنشینیم و روزه بگیریم!! در زمان قدیم هم همین روند را پیش می بردند!

امام صادق(علیه السلام) زمانی که می خواستند کار اقتصادی راه بیندازند، در تشکیلات خودشان کار اقتصادی را تقسیم می کردند! کما اینکه بنی امیه و بنی عباس هم، همین کار را می کردند! یعنی سعی می کرد اگر قرار است کسی هزینه کند، به جیبی برود که از تشکیلات خودشان باشد.

خط تولیدی که امروز می شنویم دلیل پیروزی چین است، در آن برهه امام صادق(علیه السلام) در قبایل شیعه و طرفداران اصلی ولایت، به راه انداخته بود. امام مردم را به همدیگر لینک کرده بود.
- شما چه کار می کنید؟
- ریسندگی داریم.
- پشمی که قرار است با آن ریسندگی کنید، از فلان قبیله بگیرید.
در مقابل هم، به فلان قبیله گفته بود که اصلا نگران فروش پشمتان نباشید، پشم را از همان لحظه اول بر روی تن گوسفند می خرد و می زند و می برد. به فلان قبیله هم گفته بود لباس و پارچه و نختان را از کجا می خرید؟ از بازارهای مکه و مدینه! دیگر از آن جا خرید نکنید، سفارش کرده ام که  با قیمت پایین تر از فلان جا برایتان می آورند.

مرکز اسلام در آن زمان 200-300 شهر بزرگ با بازارهایی با جمعیت ده هزار نفری، در عالم اسلامی بودند. در آن زمان، امام سفارش می کردند که در خراسان شیعیان ما، لباس و پارچه هایشان را از فلان قسمت بخرند! بعد هم گاندی به عنوان پدر اقتصاد مقاومتی مشهور می شود!! البته نمی گوییم امام صادق(علیه السلام) هست، این یک مسئله عقلی است، شاید زمان هابیل و قابیل هم بوده باشد، اما اینکه بگویند گاندی پدر اقتصاد مقاومتی است، بی انصافی است.

بخش نفت خیز سوریه علوی است. نفت خیز ایران شیعه است. قطیف عربستان به عنوان مرکز نفت دنیا در دست شیعیان است. در ترکیه، آذربایجان، عراق یا هرجا چاه های نفت وسیعی هست، محل تجمع شیعیان است. فکر کرده اید خداوند ما را دوست داشته یا قصد داشته که به ما برکت بدهد و این مکان ها را مرکز زاد و ولد شیعیان قرار داده باشد؟ این چیدمان شیعیان، در آن زمان توسط امام علی(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)  صورت گرفته بود!! در روایت داریم که امیر المومنین(علیه السلام) می فرمایند: "در این مکان بنا بر پا کنید، زمانه ای می آید که این جا مرکز طلایی می شود به نام نفط". این عین خود کلمه ای است که در روایت آمده: نفط!!

برای اقتصادشان فکر کردند، برنامه ریختند، سیستم تعبیه کردند! حضرت زهرا(س) به خودش بر سر مسئله فدک خِفت داد -خفیف نمی شود چرا که عزیزه است- اما برای فدک دعوا راه انداخت! صدیقهء نفیسهء زکیه به میان مسجد رفت و در مقابل نامحرمان چهارپایه به زیر پا گذاشت و بالا رفت و داد زد که دارند زمین های من را می خورند! چرا؟ این عالمهء زاهدهء معصومه، غصه پول می خورد؟؟ کسی که زمانی که پدرش می گوید گرسنه ام، از بهشت برایش غذا می آورند، آیا غصهء پول می خورد؟؟!

عمری، پادشاهان پهلوی و قاجار و... شیعیان را محبوس کردند که حسین(علیه السلام) را داری پس به دنبال دنیا نرو. در نهایت مردمان هیئتی به جماعتی تبدیل شدند که هیچ ندارند جز این که فقط خوب گریه کردن و خوب سینه زدن را بلد هستند و هیچ هنر اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ندارند! از همان زمان بر روی این مسئله کار کردند تا این که سیستم امام حسین(علیه السلام) تبدیل به سیستمی شد که هرکس وارد آن می شد، بیکار و علاف بود. در مقابل، همزمان وهابیت و ابن تیمیه عقلشان را به کار انداختند و حالا کار به جایی رسیده که نمی توانیم حرف حق را در عالم بزنیم چون پول می دهند و می خرند!!

بان کیمون اعلام می کند چون پول داده اند، حتی اگر بچه هم بکشند، نمی توان کاری کرد!! یهود و ابن تیمیه هم فهمیده اند، اما سیستم اسلام ناب محمدی هنوز مشکل دارد!

» سود زنجیره ای، بر مکنت تشیع می انجامد.
چند ماه است که در جبهه فرهنگی انقلاب می گوییم، دور هم جمع شوید و کارتل اقتصادی راه بیندازید. روی اقتصاد مقاومتی کار کنید و نان یکدیگر را بخورید! دستتان در جیب یکدیگر باشد، شما از جیب او خرید کن و او نیز از جیب شما خرید کند! در حد منفی صفر از این طرح استقبال شد!

ضرب المثل های یک امت حکایت از فرهنگ آن امت دارد، در این فرهنگ، ما به این نتیجه رسیدیم که "دیگی که بنا نیست برای من بجوشد، بهتر است سر سگ در آن دیگ بجوشد"!! کثیف ترین فرقه های جهان هم، به این نتیجه نرسیده اند!! کثیف ترین فرقه های جهان برای با هم خوردن کنار هم جمع می شوند، اما پیروان اسلام ناب کنار هم جمع نمی شوند!! هرکس یک جزیره برای خودش دارد و سعی می کند که اگر سود زیادی به دست نیاورد، سود دیگری را هم خراب کند!! هم در مباحث مادی و هم معنوی. سود زنجیره ای که تو تشکیل می دهی، بر مکنت تشیع می انجامد. با یکدیگر ارتباط  اقتصادی داشته باشید.

یکی از کشورهایی که آمار بی سوادی در آن بالاست، چین است. اگر از بالا به یک روستا در چین نگاه کنی، می بینی که حتی یک فرد باسواد هم در آن جا زندگی نمی کند. زمانی که از میان این روستا رد می شوی، به گونه ای به تو نگاه می کنند که گویا از مریخ آمده ای، در این حد ارتباطاتشان پایین است! چشمانت را که ببینند، فکر می کنند تو مریض هستی که چشمانت انقدر بزرگ شده، در این حد در سطح پایینی زندگی می کنند! اما می بینی که از یک طرف وانت پر از زباله وارد می شود و از طرف دیگر تبلت بیرون می آید! در هر خانه ای یک کاری انجام می دهند و در نهایت یک تبلت ساخته می شود!!

» زنجیره شدن، قدرت ما را بالاتر می برد.

درک مسئله ارتباطات به صورت زنجیره وار، هنوز در اسلام جا نیفتاده است!! کشورهای اسلامی حتی به این فهم نمی رسند که یک واحد پول مشترک انتخاب کنند! می خواهد به زیارت اربعین برود باز هم دلار به همراه خود می برد! نمی فهمد که اگر به جای دلار، دینار بگیرد، مکنت پول جهان تشیع را بالاتر برده است! دردناک تر این است که هتلدار عراقی هم می گوید من فقط دلار را می پذیرم!!
من از عمد از لفظ تشیع استفاده نمی کنم که اثبات کنم ما اعتقاد نداریم که فقط شیعیان جزء مسلمانان هستند، اکثر برادران مسلمان ما انسان های بسیار خوبی هستند.

امام خمینی(ره) می فرمودند: یک میلیارد و پانصد میلیون مسلمان هستیم، اگر هر نفر یک سطل آب بر سر اسرائیل بریزد، اسرائیل را آب خواهد برد!! این دارد به ما یک نقشه راه می دهد که زنجیره شدن، قدرت ما را بالاتر می برد. اتحادیه اروپا و آفریقا و عرب و... این مسئله را فهمیده اند، اما اتحادیه مسلمین نفهمید که ما به یک زنجیرهء واحد نیاز داریم!! تا زمانی که این حرف در شیراز زنده نشود، نمی توانیم در سطح کشوری شعار بدهیم، و تا زمانی که در کشور شکل نگیرد، نمی توانیم برای جهان اسلام شعار بدهیم.

یکدیگر را بشناسید و در کنار هم زنجیره ای تشکیل بدهید. زمانی که یک کارتل اقتصادی ایجاد می شود، حدود چند ماه مقدار کمی از سود شخصی کاهش پیدا می کند، بعد از مدتی زنجیره بازار را کنترل می کند. کم کم دیده می شود که بازار استان و خاورمیانه و جهان اسلام در دستش است. بازار جهان اسلام بسیار بزرگ است و این جهان اسلام در حال حاضر متحدین پر جمعیتی مثل چین و سوریه و روسیه را دارد، چرا ما این کار را نمی کنیم؟!

من اصلا برای رئیس جمهور شعار نمی دهم، خودمان بیاییم یک کاری بکنیم، زمانی که در جبهه فرهنگی انقلاب می گوییم مشاغل در کنار یکدیگر کار کنند، این مسئله را درک کنید! مکنت تشکیلات ما باید بالا برود.

+ مبحث بعد در خصوص تشکیل فرقه ها است.

» شروط لازم و کافی برای ایجاد یک فرقه چیست؟
◄ شروط لازم و کافی برای ایجاد یک فرقه عبارتند از:
1- حُسن.
یعنی یک سخن زیبا برای گفتن، یک وجههء زیبا برای دیده شدن و یک شعار و عَلَم زیبا برای برافراشتن، لازمه یک فرقه است.
نمی توان متصور شد که یک فرقه انحرافی مثل شیطان پرستی راه بیفتد و از همان ابتدا اعلام کند که ما انحرافی هستیم و این موجود کثیف را می پرستیم!! همین شیطان پرستی هم به عنوان یکی از خبیث ترین فرقه ها اگر به سراغش بروی، پشت سر آن یک مانیفست و یک دکترین و معرفی نامه بسیار  قوی خواهی دید که عده ای آن را بسیار دوست دارند!

پشت سر برخی از شیطان پرست ها، عرفان است! نه عرفان کابالایی و یهودی، بلکه عرفان اسلامی است. عرفان اسلامی مقدمه تاسیس برخی از فرقه های شیطان پرستی است. یعنی زمانی که به سراغش بروی می گوید، مشکل تو این است که اصلا نمی دانی چرا شیطان عصیان کرد! اگر مبلغین هر فرقه ای برای شما بیست دقیقه صحبت کنند، در آن بیست دقیقه شما کاملا قانع می شوی که این فرقه خوبی است.

» هر مکتب و فرقه ای، سخنان خوبی دارد.

مثلا این گونه بیان می کنند: شنیده اید که زرتشت چه حرف های خوبی دارد؟ چه کسی می تواند بگوید که یک مکتب، حرف خوب ندارد؟ حتی شیطان پرستی و ضد دین و خدا و ضد انسانیت! مگر می شود که یک مکتب یا یک فرقه حرف خوب نداشته باشد؟؟ مگر می توان گفت که تمام آموزه های مسیحیت یا یهود اشتباه است؟ زمانی که ما می گوییم یک فرقه ای حق است به این معناست که آن فرقه اَحَق است، یعنی کامل ترین است.

فلان عالم یونانی در زمان قبل از میلاد مسیح فلان صحبت ها را کرده، صحبت های خوبی هم داشته، اما حرف ما این است که مسیح آموزه هایی زیباتر و کامل تر از آن را هم داشت!! پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از مسیح کامل تر بود، اهل بیت(علیهم السلام) که آمدند هم از قرآن و پیامبر کامل تر بودند!! سیستم اش این گونه است: "أطیعوا الله و أطیعوا الرَّسول و اولیِ الأمرِ مِنکُم".

همان طور که برای ریاضی، فیزیک، شیمی، پزشکی و فلسفه در طول تاریخ رشد قائل هستیم، دین هم رشد داشته است. نمی توانیم به فیزیکدانی که در اوج و کامل است بگوییم که قواعد پاستور اصلا فایده ای ندارد. ما اگر پاستور را رها کرده ایم و پیرو این فیزیکدان هستیم به این دلیل است که او را کامل می دانیم. اگر می گوییم اسلام بهتر از زرتشت است، به این معنا نیست که زرتشت بد است، بلکه به این معناست که اسلام چون کامل تر است، از آن بهتر است. بنابراین هر دین، مکتب و فرقه ای سخنان خوبی هم دارد.

2- هر فرقه ای نیاز به یک مراد دارد که کاریزما داشته باشد.

» برای مراد بودن و پیغمبر شدن، کاریزمای حداکثری لازم است، نه حداقلی.
یعنی اگر بهترین مکتب را به دست یک انسان نابلد و بی کاریزما بدهید، در نهایت آن فرقه را تعطیل خواهد کرد، و بدترین فرقه را هم به دستان یک انسان هنرمند بدهید، به بهترین نحو ممکن آن را ارائه می دهد. به راحتی می توانند بر عوام تاثیر بگذارند. گاهی مسئول یک فرقه از لحاظ چهره کاریزما دارد، گاهی به لحاظ صدا و... . برای مراد بودن و پیغمبر شدن، یک کاریزمای حداکثری لازم است، نه حداقلی.

3- هر فرقه نیاز به مریدهای سطح پسند دارد.

» الزاما هر زیبایی، آخرین و زیباترین نیست.
از لفظ احمق استفاده نمی کنیم، سطح پسند هستند، یعنی مثلا برایش از "گفتار نیک و پندار نیک و کردار نیک" بگویی، او هم لذت ببرد و پیرو آن شود. عبارت "خورشید در آسمان تلألؤ دارد" جمله زیبایی است، اما از این جمله زیباتر هم می توانیم برای خورشید بگوییم. الزاما هر زیبایی، آخرین و زیباترین نیست.

"گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک"، سخن زیبایی ست، اما آیا کامل تر از آن دیگر پیدا نمی شود؟ در خود زرتشت و مسیحیت و اسلام و یهود و ...، کامل تر از این جمله پیدا نمی شود؟ ما به دنبال بهترین هستیم، نه خوب!

"می بخور منبر بسوزان، مردم آزاری نکن". به به چه عالی، راست می گوید. اگر مردم آزاری نکنی به بهشت خواهی رفت. حال اگر کسی نه مِی بخورد، نه منبری بسوزاند و نه مردم آزاری کند، بهتر نیست؟! چرا برای انجام یک کار خوب، دو کار بد باید انجام دهی؟! کجای این شعر زیباست؟!

در هر بدی، می توانی زیبایی را هم ببینی! ما به دنبال یک زیبایی هستیم که ضعف حداقلی داشته باشد.

داستان، شبیه حکایت خانمی است که نزد مشاور رفت و گفت: شوهرم عرق می خورد، قاچاقچی هم هست، من را هم کتک می زند، گاهی به خانه نمی آید و به فرزندش هم اهمیتی نمی دهد! مشاور پیشنهاد طلاق داد، اما نپذیرفت و گفت: محاسنی هم دارد! غیرتی است، زمانی که می خواهد از خانه بیرون برود درها را قفل می کند!! چنین انسانی سطحی پسند است، یک انسان هر چقدر هم که بد باشد، بالاخره یک خوبی هم خواهد داشت. برخی از ما خیلی زود در برابر یک زیبایی و یک خوبی تعظیم می کنیم. صبر داشته باش!

4- فرقه ها کم حجم هستند.
چرا؟ چون ملت در آخرالزمان، فست فودی بار آمده اند.
» در آخر الزمان، مردم عمق را نمی پسندند!
من برای عبارت "پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک"، سه هزار حدیث و آیه و شرح می آورم، اما مردم می گویند همان سه عبارت کافی است، این همه آیه و حدیث زیاد است!! عمق را نمی پسندند. ما حتی برای سخنرانی های منبری هم مشکل داریم. بسیاری از این سخنرانی ها سبک هستند چون مورد پسند واقع نمی شود. یک سخنرانی اگر لطیفه و پایین و بالا نداشته باشد همه معترض می شوند.

مردم ما در این زمانه با یک ساندویچ دو نوشابه می خورند تا راحت تر بلعیده شود، در قدیم یک ران گاو را به دندان می کشید و اگر یک لیوان آب تعارف می کردی امتناع می کرد که مبادا ترش کند!! در خصوص دین هم مردم به همین شکل برخورد می کنند!! هم زمان که در حال خوردن یک ساندویچ و دو نوشابه است، چند شبکه اجتماعی را هم چک می کند و با یک دستش هم در مقابل آینه به چشم هایش ریمل می کشد!!



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات