برنامه آينده
شنبه های پاک
جلسه هفتگی

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداح :
حجت الاسلام احمدی

قاری :
سیدجواد هاشم زارع

زمان :
شنبه 96/5/21
همزمان با اقامه
نماز مغرب و عشاء

بلوار پاسداران،
خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)


رهپويان






سه‌شنبه 16 آذر 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت هفدهم - 95/9/10
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: حکومت مهدوی، حاکم بر دل ها است. حاکم بر دل ها یک معنی عامیانه اش این است که مردم این حاکم را دوست دارند، اما معنای درستش این است که دلت را حکمرانی می کند. چون دنبال این است که تو به سعادت برسی، نه فقط به رفاه و امنیت برسی!

یا انیس
سخنرانی سید محمد انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت هفدهم
صبح شهادت امام رضا(ع)
95/9/10

◄ عناوین اصلی سخنرانی:
» در بحران از اطلاعات و داده های ذهنی، استفاده نمی شود!‍
» فرق بین حکومت مهدوی و جمهوری اسلامی و حکومت های دیگر چیست؟
» حکومت مهدوی، حاکم بر دل ها است یعنی دلت را حکمرانی می کند.
» بیشترین لطمه در انقلاب را از چه کسانی خورده ایم؟
» قانع شدن مردم، عقلانیت می خواهد.
» چرا باید در دل دشمن رعب ایجاد کرد؟
» در زمان حکومت مهدوی، جهان در یک سطح از رفاه قرار می گیرد.
» هیچ الزامی جز اخلاق، برای انجام کار وجود ندارد.
» قوم و خویش باید انسان را به خدا برسانند.
» حضور شما باید در سنگرهای فقرزدایی، دیده شود.

در بحث غایت حرکت انسان، مقام معظم رهبری(مد ظله) هدف از خلقت را رسیدن به نقطه نهایی یعنی فرج امام زمان(عجل الله) می دانند. معنای فرج را شرح دادیم که بر دو قسمت است: گشایش های موقتی و اولیه، و گشایش نهایی که فرج امام زمان(عجل الله) می شود. معنی انتظار در قدم اول راضی نبودن از وضعیت موجود است، لذا اقدام برای گشایش های اولیه باید انجام شود.

+ خصوصیات جامعه مهدوی را عرض کردیم:
1.اولیاء عزیز، دشمنان ذلیل.
2. بالا رفتن سطح اندیشه در جامعه.
3. استخراج نیروهای طبیعی.
4. استخراج نیروهای انسانی.


5. محور بودن فضیلت و اخلاق.
یعنی در حقیقت هیچ چیزی برای رسیدن به هیچ جایی در جامعه مهدوی برنامه ریزی نمی شود، الا این که دو گزینه فضیلت مداری و اخلاق محوری در آن حاکم باشد.

» در بحران از اطلاعات و داده های ذهنی، استفاده نمی شود!‍
چیزی که خیلی وقت ها ما به عنوان ضعف نفسانی از آن اسم می بریم، همین است؛ فرض می کنیم راجع به کنترل حسادت و غضب اطلاعاتی داریم، یا اطلاعات خیلی مفصلی راجع به توکل و رضا داریم، روایات و احادیث زیادی راجع به صداقت و راستگویی می دانیم، راجع به امانت داری، به وفای به عهد و همه خصوصیات خوب و صفات رذیله اطلاعات داریم، اما  وقتی بحران اتفاق می افتد، یعنی یک دفعه یک شرایط اورژانسی اتفاق می افتد که ما موظفیم فورا عکس العمل نشان بدهیم، معمولا از اطلاعات و داده ها و دیتاهای ذهنی ما استفاده نمی شود!

به عنوان مثال در انتخابات قبلی عرض کردم الان همه مؤدب، خوب، عالی، باکلاس و پاستوریزه دارند تبلیعات می کنند، گفتم عجله نکنید، هفته آخر که نظرسنجی ها بالا آمد و عده ای خود را در وصال رسیدن به کرسی دیدند و عده ای هم خود را در خطر محرومیت، آن وقت می فهمیم که چقدر اخلاق بر این انتخابات حاکم است! یعنی تا قبل از آن همه مؤدب و قانون مدارند، اما کار به بحران که می رسد، بحران یعنی رسیدن یا نرسیدن، بحران یعنی خطر، بعد خودشان را نشان می دهند.

در منزل و در اداره هم، همین است؛ همه مؤدب، خوب و عالی هستند، اما چه زمانی؟ وقتی که شرایط عادی است. وقتی یک بحرانی اتفاق می افتد، یک عصبیتی حاکم می شود، یک حسادتی گل می کند یا خطری برای مقام ایجاد می شود، یک دفعه می بینی پرده ها دریده می شود! غیب و تهمت علنی و رو در رو یا پشت سر اتفاق می افتد.

این ها چیزی است که در زمان حکومت مهدوی، امام زمان(عجل الله) از آن ها نمی گذرد! یعنی آن جا دیگر نمی توانیم بگوییم مثلا شورای نگهبان نظارت استصوابی دارد یا ندارد، کارگزار امام زمان(عجل الله) وسط انتخابات، در خانه آن کاندیدا یا نامزد را می زند و می گوید در خانه ات جلسه گرفته ای و تهمت زده ای، رد صلاحیتی!!

» فرق بین حکومت مهدوی و جمهوری اسلامی و حکومت های دیگر چیست؟
فرق بین حکومت مهدوی و جمهوری اسلامی و حکومت های دیگر این است که جمهوری اسلامی اجازه دخالت در محیط خصوصی تو را ندارد، اما حکومت مهدوی در محیط خصوصی تو دخالت می کند، چرا؟ چون هدف جمهوری اسلامی باید رساندن جامعه به نقطه انتظار باشد، اما هدف حکومت مهدوی رساندن شما به سعادت دنیا و آخرت است. لذا اگر قرار باشد میلیاردها تومان از یک قضیه ای سود ببری، اما بر رفتارت اخلاقیات حاکم نباشد، حکومت مهدوی تو را از آن محروم می کند.

در زمان آقا امیرالمومنین(علیه السلام)، جمله از کجا آورده ای را قاطعانه اجرا می کردند! یعنی در خانه طرف می رفتند و می گفتند: تو چرا اینقدر پول داری؟ چرا خانه ات اینقدر تجملاتی است؟ تازه آن زمان این چیزها خیلی رسم نبوده، یعنی عرب آن زمان خیلی دنبال این چیزها نبود. معاویه و بنی امیه این چیزها را راه انداختند.

در حکومت مهدوی صبح که به اداره می روی، مدیر کلی که کارگزار حکومت امام زمان(عجل الله) است، تو را استنطاق اخلاقی می کند که چرا دیشب در خانه ات آن بساط بود؟ یکی از موانعی که حکومت امام زمان(عجل الله) تشکیل نمی شود این است که ما هنوز تحمل این مدل حکمرانی را نداریم که یک کسی بیاید و بگوید تو که داری بالای منبر حرف می زنی، حرف هایت خیلی خوب است، اما اصلا در دلت به این حرف ها اعتقاد نداری! من اجازه نمی دهم نفاق بورزی، اجازه نمی دهم حرف هایی را بزنی که اعتقاد نداری، برای چه این حرف را زدی؟!

» حکومت مهدوی، حاکم بر دل ها است یعنی دلت را حکمرانی می کند.
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: حکومت مهدوی، حاکم بر دل ها است. حاکم بر دل ها یک معنی عامیانه اش این است که مردم این حاکم را دوست دارند، اما معنای درستش این است که دلت را حکمرانی می کند. چون دنبال این است که تو به سعادت برسی، نه فقط به رفاه و امنیت برسی! هدف جمهوری اسلامی رفاه، امنیت و ارزش های اخلاقی رو است، اگر در پستو باشد دخالت نمی کند، اما در حکومت مهدوی ارزش های اخلاقی باید در قلبت حاکم باشد.

بنابراین فضیلت مداری و اخلاق محوری در حکومت مهدوی دیگر شعار نیست که بسم الله الرحمن الرحیم بگویی و قرآن بخوانی و وسط صحبت هایت به غیبت و پرده دری و آبروریزی بپردازی، نه! اجازه نمی دهد!

» بیشترین لطمه در انقلاب را از چه کسانی خورده ایم؟
یعنی بسم الله الرحمن الرحیم و تیتری که با متنت همخوانی ندارد را اجازه گفتن نمی دهم. فرض کنید امام زمان(عجل الله) بیایند، چقدر تظاهرات علیه اختناق و دیکتاتوری و دخالت در زندگی خصوصی به راه می افتد؟ در حکومت مهدوی حکم به ظاهر نیست، حکم به باطن است. مثال خیلی تکراری عرض می کنم. ابوذر اسطوره است! بعد از فتح مکه خدمت پیامبر اکرم(صلوات الله علیه) آمد، خالصانه گفت: من توانی دارم، اگر می بینید این توان من به درد حکومت می خورد، در خدمتیم. پیامبر(صلوات الله علیه) فرمودند: آدم خوبی هستی، اما به درد مدیریت نمی خوری.

سی و چند سال است که انقلاب کرده ایم، بیشترین لطمه را در انقلاب از آدم های خوبی خورده ایم که کاری به آن ها داده شده که لیاقتش را نداشته اند. یا خراب شده اند یا کار را خراب کرده اند.

معنای فارسی فضیلت یعنی برتری، معنای عربی اش خیلی مفصل است. فضیلت یعنی نگاه می کنند، خوب ها را پیدا نمی کنند، بهترین ها را پیدا می کنند. در حکومت مهدوی انتخابات نداریم، چون خیلی سخت می شود یعنی جهانی را که بر پایه دموکراسی چیده ایم، زیرآب این پایه و مبنا در حکومت مهدوی زده می شود.

+ فضیلت و اخلاق محور است یعنی:
1. آیا این شخص که اطلاعاتی از اخلاق دارد، متخلّق به اخلاق هم هست؟
2. آدم خوبی است، اما از این آدم اصلح پیدا می شود؟


» قانع شدن مردم، عقلانیت می خواهد.
حکومت مهدوی، جمهوریت از بین می رود، حرف حرف امام است. ایران شیعی منتظر امام زمان(عجل الله) هر هفته جمکران برو را نگاه نکنید، جهان هشت میلیاردی را نگاه کنید. آیا جهان هشت میلیاردی ما امروز تاب برچیده شدن نظام جمهوریت و دموکراسی و بنیان شدن حکومت را دارد یا نه؟؟ حکومت یعنی یک آدم حکم می کند.

در روایات داریم مانند زمان رسول خدا(صلوات الله علیه) و امیر المومنین(علیه السلام)، حاکمان خیلی از کشورهای اسلامی و کشورهای دیگر، بومی آن کشور نیست. پیامبر و امیرالمومنین(علیهما السلام) برای حبشه، ایران و روم، از مکه و مدینه حاکم اعزام می کردند. یعنی بومیت از بین می رود. در حکومت امام زمان(عجل الله) تمام مرزها برداشته می شود. اوایل کار هزینه های سنگینی دارد، آیا جهان ما به نقطه ای رسیده است که بگوید آدمی بیاید فقر، فساد، جنایت را از جهان جمع کند، در عوض ما اطاعت می کنیم؟

شاید در ذهنت باشد که آقا با کاریزمایی که دارد و صحبت هایی که می کند، می تواند مردم را قانع کند، همین قانع شدن مردم عقلانیت می خواهد.


6. رعب در دل ظالمان.
وقتی امام تشریف می آورند، اگر ظالم و مستکبری در جهان هست، در دلش رعب حاکم می شود. آقا بنای راضی کردن همه را ندارد. شخصی به رسول خدا(صلوات الله علیه) گفت: فلان قبیله اسلام آورده اند، حاکمی برایشان بگذارید. فرمودند: در قبیله کسی هست که بتواند حکومت کند و مردم دوستش داشته باشند؟ گفت: بله، یک نفر هست که همه دوستش دارند و هیچ کس با او مشکلی ندارد! فرمودند: کسی که هیچ کس با او مشکلی ندارد، قطعا منافق است. نمی شود انسانی دشمن نداشته باشد. جهان، بدون دشمنی جهان غیر قابل تصور است.

عده ای نمی توانند بر نفسشان تسلط داشته باشند، بنای دشمنی ایجاد می کنند، حتی در سال های پس از حکومت مهدوی، قوم هایی داریم که زیر بار نمی روند، اما قیام هم نمی کنند، نا امنی ایجاد نمی کنند، جزیه می دهند و حکومت را تحمل می کنند. این گونه نیست که همان اول کار کل کره زمین پای کار بیایند! عده ای می جنگند، عده ای تسلیم می شوند، بعد کار فرهنگی صورت می گیرد تا به این نقطه می رسد که جهان به جهان آبادی تبدیل بشود.

» چرا باید در دل دشمن رعب ایجاد کرد؟
دیشب گفتیم یک فرج نهایی وجود دارد که داریم تعریف می کنیم، از طرفی فرج و گشایش های اولیه داریم که باید ایجاد شود؛ "وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ"، تمام قدرت خود را جمع کنید که در دل دشمن رعب بیندازید، تا جرات نکنند به شما نزدیک شوند.

خداوند تبارک و تعالی هیچ کرمی، حیوانی، درختی، نبات و انسانی را بدون قوای دفاعی و بدون تسلیح کردن به ابزاری برا نبرد با دشمنان، نیافریده است. به انسان گفته چون مختار هستی و می توانی در جهان و شرایط زندگی خودت تغییر ایجاد کنی، مقداری را به صورت غریزی به تو می دهیم، مقداری خودت باید درست کنی.

- "وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ". هر چه قدر می توانی قوی باش. اگر قوی نباشی، محال است دشمن بخواهد از سر خیر خواهی با تو کنار بیاید!
+ دشمن دو حالت بیشتر ندارد:
- حالت اول: بترسد، عقب بنشیند و کاری به کارت نداشته باشد.
- حالت دوم: استعمار و استثمارت کند.

غیر از این دو حالت گزینه سومی نداریم، یعنی ههمزیستی مسالمت آمیز بدون قوای دفاعی با دشمن سراپا مسلحِ مجهز به هوای نفس و مسلط شده توسط شیطان، محال عقلی است!

7. آبادی ویرانی ها.
سیاست بنی امیه این بود که به شهرهای بزرگ می رسید. از کجا؟ از درآمدی که باید صرف شهرهای کوچک می کرد. یعنی بنی امیه به اهالی شام می رسید، چون پایتخت بود. پایتخت را امن، و مردم راضی می کرد، بقیه را رها می کرد. لذا وقتی حاکم مستبدی بر سر کار می آید، طاغوت ها اولین کاری که می کنند، اطرافیان خودشان را به درجه خیلی قابل توجه و لذت بخشی از رفاه و امنیت می رسانند.

» در زمان حکومت مهدوی، جهان در یک سطح از رفاه قرار می گیرد.

در زمان حکومت مهدوی دهکده ای، قلعه ای، روستایی، پشت کوهی، دامنه ای در هیچ جای جهان یافت نخواهد شد، الا این که سطح رفاهش با نیویورک، لوسانجلس، دانمارک و سوئیس یکی باشد. این کار با استخراج قدرت های طبیعی و کشف استعدادهای انسانی صورت می گیرد. کل جهان در یک سطح از رفاه قرار می گیرد و هیچ تبعیضی وجود ندارد.

حاکمان مستبد به پایتخت ها و کلان شهرها می رسند، چون این ها را مرکز تجمع، هواداری و رأی می دانند. حاکمان مهدوی جامعه محروم را می بینند، لذا وقتی حکومتی به قول حضرت آقا(حفظه الله) شبیه حکومت مهدوی باشد، سرمایه داران و صاحبان زر و زور از این حکومت، ناراضی هستند، قشر سطح پایین راضی هستند و قشر متوسط احساس خاصی ندارند.

وقتی یکسان سازی اتفاق افتاد، همه را با هم بالا می آورند.
آن سطح رفاه و امنیتی که در حکومت امام زمان(عجل الله) ایجاد می شود، مال بعد از مرحله یکسان سازی و همسان سازی است. یعنی ثرتمندان و قشر متوسط باید برهه ای را تحمل کنند، تا پایینی ها به بالا برسند و بالایی ها هم تعدیل شده به وسط برسند، بعد همه با هم به بالا بروند.

8. سلامت نظام اقتصادی و اجتماعی.

» هیچ الزامی جز اخلاق، برای انجام کار وجود ندارد.
کارگزارانی که می خواهند این برنامه را اجرا کنند، باید انسان های سالمی باشند. در حکومت مهدوی بر این موضوع تاکید وجود دارد که اول اخلاق و فضیلت در کارگزاران حاکم شود، بعد کار را به کاردان بسپارند، چون بسیاری از کاردان ها وقتی به کار می رسند، اخلاق و فضیلت را فراموش می کنند. چه الزامی است کسی که کار را بلد است، کار را هم انجام دهد؟؟ هیچ الزامی نداریم، الا اخلاق!

کار را به متخصص بسپاریم، درست است. چه الزامی است که متخصص اسیر هوای نفس و پول نشود؟! الزامش اخلاق است. بحث های جدی که بارها از طرف امام(رحمة الله علیه) و مقام معظم رهبری(مد ظله) مطرح شده این بوده که چرا ارتباط کارگزاران با منابع اخلاقی قطع می شود؟!


چرا بهانه کار برای مردم و خدمت، آن ها را از زیارت و توسل محروم می کند؟؟ آیا گمان می برند که نفس بیکار می نشیند و شیطان به یک کارگزار جمهوری اسلامی طمع نمی ورزد؟ آیا اگر کسی بر کرسی مسئولیتی نشست، این آدم از شیطان مبرا است یا اتفاقا اول بدختی او است؟! یک نماز جماعت هم دیگر نمی آید!

برخی اوقات مدل سازی هایی شده مانند کلاس اخلاق برای هیئت دولت و استانداری و ... ولی به این کلاس ها دل نمی دهند! به یکی از اساتیدی که در یکی از مجموعه های بزرگ استاد بود، گفتم چرا کنار کشیدید؟ فرمودند: چون جزء تشریفات بود!
مانند قرآن صبحگاه مدارس! کسی برای دل دادن نیامده بود، احساس نیاز به این نمی کرد که من کارگزارم و در وسوسه نفس و شیطان قرار دارم! این ها اندازه علی(علیه اسلام) برای خودشان احساس خطر نمی کردند که به امام مجتبی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) می گفت مرا موعظه کنید!

9. حاتم بخشی ها قطع می شود.

» قوم و خویش باید انسان را به خدا برسانند.
حاتم بخشی یعنی کسی در حکومت مهدوی به جایی برسد و به اطرافیانش پر و بال بدهد. حاتم بخشی یعنی فضیلت و اصلح مداری فراموش شود و به اطرافیانش از سفره ای که انداخته طعام بدهد. اتفاقا عکس ماجرا رخ می دهد، یعنی اگر جایی از دوستان، یاران و اقوام کسی همسطح با بقیه بود، سعی می کنند از بقیه انتخاب کنند.

آقا امیرالمومنین(علیه السلام) در مورد اقوام صحبت زیبایی دارند؛ فرمودند: قوم و خویش باید قوم و خویشی باشد که انسان را به خدا برسانند، نه انسان را به دنیا! گفتند: من، یک عموی خوبی به نام حمزه داشتم و یک عموی بد به نام عباس! یک برادر خوب به نام جعفر داشتم و یک برادر بد به نام عقیل! جعفر و حمزه من را به خدا می رساندند، وقتی به آن ها نگاه می کردم، من را بالا می کشیدند، و عقیل و عباس سعی می کردند من را به دنیا آلوده کنند.

امام زمان(عجل الله) اصلا با کسی تعارف ندارد! اگر در شرایط مساوی باشند، قطعا اقوام در درجه دوم نگاه قرار می گیرند. چرا؟ چون مردم عقلشان به چشمشان است و این عرف قابل توجه است. یکی از مصادیق "اجتنبوا من مواضع التّهم" همین است. برادر من و فرد دیگری در سطح مساوی هستند، با این که سطحشان مساوی است، آن یکی افضل است.

10. فقیر وجود ندارد.
» حضور شما باید در سنگرهای فقرزدایی، دیده شود.
یعنی کسی برای معاش اولیه خودش دغدغه نخواهد داشت. بحث فقر خیلی جدی است، هم در جهان و هم در ایران. چند سال است دارم تاکید می کنم که حضور شما باید در سنگرهای فقرزدایی دیده شود.

مقام معظم رهبری(مد ظله) در جلسه ای فرمودند: سهم خدمات اجتماعی جبهه فرهنگی انقلاب کجاست؟؟ این یعنی سهم جدی، ملموس و دیده شده!‍ سهمی که فقرا خودشان را به انقلاب مدیون بدانند.
هیچ مجموعه ای نباید باشد مگر این که گزارش بدهد که برای فقرزدایی این کارها را کرده ایم. دائم فریادمان بر سر مسئولین و مملکت بلند است، آن ها سر جای خودشان، جوابشان را هم باید بدهند، سهم ما که داعیه حزب اللهی گری داریم، چیست؟

در ادامه، مقام معظم رهبری(مد ظله) از انقلاب اسلامی به عنوان فرج ها و گشایش های اولیه یاد می کنند که میلیون ها نفر در جهان چشمشان به این است که چه می شود و میلیون ها نفر از مومنان در طول تاریخ آرزوی رسیدن به چنین موقعیتی داشته اند. حکومتی اسلام ناب باشد و بتواند اهداف اسلام را پیگیری کند. چقدر قدردان این فرصت و صندلی که در اختیار ما داده شده هستم؟؟

یکی از نکاتی که مغفول مانده الا در دهه فجر، نگاه جدی تاریخی و مستند به حکومت های قبل از انقلاب اسلامی است. الان کار به جایی رسیده که در دبیرستان های ما فکر می کنند زمان شاه وضع بهتر بوده است! این غفلت ما است که فکر کرده ایم با چند نمایشگاه و سریال مسخره، وظیفه تمام شده است! بارها گفته ام که از من روحانی نشنوید، نهادهای جهانی داریم که حکومت ها را بررسی می کند، از آن ها وضعیت فقر و غنا در حکومت پهلوی را بیرون بکشید و نشان دهید. کتاب توسعه اقتصادی جهان سوم را بخوانید.

ببینید فاصله فقر و غنا چقدر بوده، از امروز هم دفاع نمی کنیم، اما به نسبت اصلا قابل مقایسه نیست. شاهی که جرات نداشتی زنت را از جلویش عبور دهی! الان هم که ترامپ رهبر جهان شده!! بعد قدر رهبر خودمان را نمی دانیم، هر چقدر هم در ایران ایراد وجود داشته باشد. ما باید نسبی نگاه کنیم. از ترامپشان دفاع می کنند و برایش هاله ای از تقدس قائل شده اند، در حالی که ما سعی می کنیم رهبرانمان را تقدس زدایی کنیم! چون می گوییم اتوریته با مبانی دموکراسی منافات دارد. نباید در حاکم تقدس باشد و باید مادی نقد بشود.

کارگردان های ما کجا هستند؟ نقش صدا و سیما چیست؟ مدارس و دانشگاه ها و خانواده های ما، علمی و فقط از نظر مادی و رفاه نسبی، چقدر کار کرده اند؟ این حکومت سی ساله با آن حکومت چند صد ساله، اصلا قابل قیاس نیست. امروز هم فقر داریم و نفی نمی کنیم! تحت عنوان دستور مستقیم حضرت آقا(حفظه الله) یک سال کار کنید، بزرگان را پیدا کنید و خاطراتشان را بگیرید. اصلا سطح رفاه جهان رو به افزایش است. اگر شاه هم بود، رفاه بالاتری از آن زمان داشتیم. این افزایش در جهان، سیر صعودی دارد. میزان فقیر و گرسنه دو هزار و شانزده، از سال دو هزار کمتر است. سطح تکنولوژی جهان هم رو به افزایش است.



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات