برنامه آينده
کاروان زیارتی مشهد مقدس
نوروز96


سخنران :
سید محمد انجوی نژاد

 مداحان :
مهدی مختاری، مجتبی رمضانی
و علی برادران


زمان :
27 اسفند الی 2 فروردین
رواق دارالهدایة
ساعت : 2 بامداد
رهپويان






دوشنبه 22 آذر 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی انسان 250 ساله - قسمت هجدهم - 95/9/13
معنای حقیقی انتظار یعنی اضطرار. سطح اضطرار حکومتی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و عاطفی به نقطه ای برسد که ما دیگر هر کاری که از دستمان برمی آمد، انجام داده ایم، دیگر فایده ای ندارد و تا امام نیاید درست نمی شود! این نقطه، نقطه ظهور است.

یا انیس
سخنرانی سید محمد انجوی نژاد
موضوع: انسان 250 ساله - قسمت هجدهم
95/9/13

◄ عناوین اصلی سخنرانی:

» خصوصیات جامعه متناسب با جامعه مهدوی.
» آیا ساختار های جهانی قابلیت ظهور امام زمان(عجل الله)را دارند یا خیر؟
» چه کسی می تواند امر سخت ظهور را تحمل کند؟
» برپایی حکومت، نیازمند چه مواردی است؟
» در زمان غیبت، یکی از وظایف شیعیان، آماده کردن ساختار است.
» برای حکومت مهدوی چقدر نیروی توانمند و متعهد داریم؟
» در حکومت مهدوی، هم ارتقاء مادی صورت می گیرد و هم ارتقاء معنوی.
» منظور از ارتقاء معنوی، ارتقاء فرهنگی است.
» سعادت در معنای حکومتی یعنی حقوق شهروندی و حقوق فرهنگی رو به رشد باشند.
» نباید منتظر بنشینیم که جهان پر از ظلم و جور شود، باید زمینه ساز باشیم.
» نگاه خرافی به مهدویت.
» چشم مؤمنان در جهان، به حکومت اسلامی است.
» آیا نارضایتی های موجود در جهان، از سر ناشکری است؟
» خصوصیات منتظر: تعهد، تخصص و فقط برای خدا خدمت کردن!
» آیا خدمت کردن به معنای فراموش کردن زندگی است؟
» آیا در حکومت امام زمان(عجل الله) قربانی داریم؟!
» آیا هر اعتراضی منجر به ظهور می شود؟
» بهترین کلمه ای که معنای انتظار را پوشش می دهد، "اضطرار" است.
» بسیاری از توسلات امروز شما در جهان، مانور اضطرار عاطفی است.
» استحاله انقلاب به چه معناست؟
» اضطرار، ظهور را ضمانت می کند.
» یکی از اصول اساسی ارتباط با امام زمان(عجل الله) علاقه شیعیان به آقاست.
» چه زمانی به نقطه ظهور می رسیم؟

در آخرین قسمت از بحث نگاه و شرحی بر کتاب انسان 250 ساله هستیم، یعنی غایت حرکت که همان حکومت امام زمان(عجل الله) و بحث انتظار است.

نکاتی که دو جلسه قبل راجع به این فصل عرض کردیم: اول معنای فرج، دوم عمومیت اصل فرج و سوم معنای حقیقی انتظار بود. بعد از آن بحث فرج ها و گشایش های اولیه، گشایش نهایی، و بعد خصوصیات جامعه مهدوی که ده مورد بود را عرض کردیم. در نهایت به این نکته رسیدیم که باید در گشایش های اولیه، نظام و حکومت اسلامی تشکیل شود. خصوصیات جامعه متناسب با جامعه مهدوی را هم امشب خدمتتان عرض خواهیم کرد.

» خصوصیات جامعه متناسب با جامعه مهدوی.

در بحث حکومت نهایی امام زمان(عجل الله)، سه قسمت داریم که امام زمان(عجل الله) این سه قسمت را کاملا استوار و قوی پایه ریزی می کنند. لازمه آن حکومت نهایی این است که ما قبل از حکومت امام زمان(عجل الله) بتوانیم نمونه های کوچکی از این سه قسمت را در جامعه اسلامی ارائه کنیم؛ این سه قسمت شامل: ساختارها، سیاست ها و برنامه ها است.

1. ساختارها.

» آیا ساختار های جهانی قابلیت ظهور امام زمان(عجل الله)را دارند یا خیر؟
ساختارها یعنی در جامعه امروز ما، وضعیت به گونه ای باشد که اگر بنا باشد جامعه مهدوی بر این پایه بنا نهاده شود، قدرت و امکانش قبلا ایجاد شده باشد.

مثلا اگر در دوران حکومت امام زمان(عجل الله) قرار باشد یک وزارت کشاورزی قوی جهانی داشته باشیم و بنا باشد زمانی که آقا می آید، برای جهان هشتصد تا هزار نفر وزیر و معاون کشاورزی برای کشورها معرفی کند و هر کدام از این افراد بخواهند حداقل برای هر کشوری ده مدیر برای مدیریت وزرات خانه داشته باشند، به گونه ای که بتوانیم بگوییم این تشکیلات مانند سیستمی است که بر جهان حاکم می شود و این افراد با در دست داشتن این ابزارها، سیستم را اداره می کنند، بنابراین اگر بنا باشد این تعداد آدم وجود داشته باشند، ما باید از این تعداد، عده ای را از قبل آماده داشته باشیم.

نمی توان این انتظار را داشت که امام زمان(عجل الله) دوباره دانشگاه دایر کند و خروجی های این دانشگاه بیایند جهان را اداره کنند!‍ تا به حال سیستم دانشگاه ها سکولار بوده، بعد از آمدن امام زمان(عجل الله)، یک دفعه سیستم دانشگاه عاقبت محور و خدمت گرا و عملیاتی شده، و وارد میدان شود! این گونه نیست!

آیا در حال حاضر، ساختارهای جهانی قابلیت این که امام زمان(عجل الله)  ظهور کند را دارند یا خیر؟ یعنی اگر امام زمان(عجل الله)  ظهور کرد، ما در هر قسمتی به اندازه کافی نیروی کارا، متخصص، کارکُن و تا حدودی پیشرفته داریم که امتحانش را پس داده باشد؟

» چه کسی می تواند امر سخت ظهور را تحمل کند؟
در خصوص شرایط ظهور روایت داریم: "إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعب"، حکومت و کار ما بسیار پیچیده است. "لَا يَحْمِلُه"، اصلا کسی نمی تواند این بار را بردارد، مگر سه گروه:
- "مَلَکُ المُقَرَّب". ملائکه.
- "نَبیُّ المُرسَل". انبیاء.
که اصلا بنا نیست این دو گروه کار کنند!
- "أو مُؤمِنٌ إمتَحَن الله قَلبَهُ لِلإیمان". یا مومنی که قبل از ظهور، امتحاناتی را گذرانده باشد.

مثلا نیاز به نیرو در بخش وزارت کشاورزی است؟ من کارمند جهاد کشاورزی شهرمان بوده ام، لیاقتش را هم داشته ام اما به من پر و بال نداده اند، بها نداده اند در صورتی که من می توانم به اندازه وزیر کشاورزی برایت کار کنم. بار علمی و تجربی به اندازه کافی دارم. در سایر قسمت ها هم به همین شکل است، وزارت علوم، در بخش نظامی، در بحث تشکیلاتی و...

» برپایی حکومت، نیازمند چه مواردی است؟
حکومت نیاز به یک ساختار دارد. در حال حاضر بسیاری از انسان های خوب هستند که قدرت حکومت داری بر مثلا ایران را هم دارند، قدرتش را دارند، فکرشان هم درست است، اما اگر فردا او را به عنوان حاکم ایران منصوب کردی، آیا ساختاری که از قبل آموزش آن را دیده باشند و بتوانند آن ساختار را در کشور پیاده کنند را هم داری یا خیر؟ یعنی سی هزار نیرو و مدیر برای اداره ایران داری؟

علاوه بر یک انسان خوب و شایسته و یا حتی امام معصوم مدیر و مدبّری که بناست حاکم کل کره زمین بشود، ما به حدود ده ملیون کارگزار با همین تفکر و اندیشه و اخلاص و توانایی و تخصص و مدیریت، برای اداره جهان نیاز داریم!

» در زمان غیبت، یکی از وظایف شیعیان، آماده کردن ساختار است.
این افراد باید از کجا آماده شوند؟! فکر می کنید پس از ظهور امام زمان(عجل الله) چه اتفاقی می افتد؟ تصور می کنیم که دانشگاه ها تعطیل می شوند و انقلاب فرهنگی  اتفاق می افتد. دوباره شورای عالی انقلاب فرهنگی راه می اندازیم که سی سال هم این افراد با هم جلسه بگیرند!! درصوتی که این گونه نیست. در زمان غیبت، یکی از وظایف شیعیان، آماده کردن ساختار است.

یکی از زیر مجموعه های این ساختار، کارگزار است. یعنی کارگزاران توانمند! "امتَحَنَ الله قَلبُهُ للإیمان ". قبل از این که ظهور اتفاق بیفتد، امتحانشان را هم پس داده باشند. مگر خدا وعده نکرده که آن دسته از افرادی که در استضعاف نگاه داشته شده اند را در حکومت معنوی و مهدوی بالا می آوریم و در جایگاه اصلیشان می نشانیم؟

من در روستای فلان، به اندازه استاندار فلان قسمت کارایی دارم، درحالی که این جا من را در محرومیت نگه داشته اند. زمانی که شما آمدید، مثلا من را استاندار یمن بگذارید، من می توانم آن را اداره کنم. این تعداد آدم توانمند داریم؟! ما در مملکت شیعه و جمهوری اسلامی انقلاب کرده خودمان، برای چهار پُست قحط الرجال داریم!! بعد ادعا داریم مثلا امام زمان(عجل الله) بیاید و برویم مدیران کل کره زمین را پوشش بدهیم و مدیر توزیع کنیم!!

به روایت ها دقت کنید؛ چه قسمت هایی را نام می برد؟ حکمرانان کره زمین را اعلام می کند. امام زمان(عجل الله) از خراسان و کوفه و... به مناطق دیگر  نیرو اعزام می کند.

» برای حکومت مهدوی چقدر نیروی توانمند و متعهد داریم؟
چقدر نیرو داریم که بتوانیم آن ها را اعزام کنیم؟ از طرفی این افراد چقدر تخصص و تعهد و اخلاص دارند و چقدر برای خدا کار می کنند؟!!
مثلا شما اگر سی مدیر داشته باشید، اول آن ها را به کلان شهرها اعزام می کنی. خیلی تلاش کنی از شهرهای نزدیک به کلان شهرها می فرستید! خیلی سخت است که بتوانی در اقصی نقاط ایران مدیر خوب اعزام کنی، چون مدیران خوب ما هم، جایگاه های خوب می خواهند! مثلا اگر از همان ابتدا به یک نفرشان بگویی رئیس جمهور جیبوتی باش، مخالفت می کند، کشوری که رنگ و اخلاق و غذاهایشان با من همخوانی ندارند!! این اهمیت وجود اخلاص است!

2. سیاست ها.
» در حکومت مهدوی، هم ارتقاء مادی صورت می گیرد و هم ارتقاء معنوی.
سیاست ها نیز باید تا حدی جلو رفته باشد و امام زمان(عجل الله) بیاید آن را ادامه بدهد. وظیفه حکومت و جمهوری اسلامی سیاستگذاری هایی است که بتوانیم آن را به سیاست حکومت نهایی امام زمان(عجل الله) وصل کنیم.

یعنی در حکومت اسلامی، سیاست باید به این سمت برود که اگر عده ای تحت عنوان شهروند هستند که در درجه صفر قرار دارند، برایشان برنامه های حمایتی ریخته شود و امکانات و سرویس به آن ها داده شود. این برنامه باید به گونه ای باشد که افراد در درجه صفر، طی یک برنامه پانزده ساله به درجه ده ارتقاء پیدا کنند. همچنین افراد در درجه دهم، اول حقوق شهروندیشان را باید در نظر گرفت، دوم برنامه ریزی هایی جهت ارتقاء رده های مختلف باید وجود داشته باشد، تا در نهایت به درجه بیست برسند.

افراد در درجه بیست به درجه سی برسند، درجه سی به چهل، درجه چهل به پنجاه برسند و...، این همان سیاستی است که در زمان بنیانگذاری حکومت مهدوی، آن را اعمال می کند. یعنی:
1. حقوق شهروندی را رعایت می کند.
یعنی در حال حاضر برایتان در هر درجه ای که هستید، سرویس، امنیت، رفاه، اقتصاد، نان، کار، خانه، شغل، ازدواج و... را به عنوان حقوق شهروندی تأمین می کند.

2. برای ارتقاء سعادتمندی، برنامه دارد.

یعنی سعی می کند سطح معنوی شما را هم آرام آرام با همین ارتقاء مادی بالا بیاورد. یعنی اگر سال 1394 شما در رتبه پانزده اقتصادی و هجده معنوی هستی، در سال 1395 در رتبه چهارده اقتصادی و هفده معنوی قرار می گیری، یک رتبه پیشرفت می کنی. این سیستم حکومت معنوی امام زمان(عجل الله) است.

آیا سیاست های امروز جمهوری اسلامی این گونه است؟ در خصوص گزینه اول یعنی در حقوق شهروندی، نباید اخلاق و دین و ایمانت در نظر گرفته شود. این را وظیفه یک حکومت بداند که به شما به عنوان یک شهروند، باید سرویس بدهند.

و در خصوص گزینه دوم یعنی ارتقاء معنوی، ضمن این که به شما سرویس می دهم، سعی می کنم در سال 95 از نظر معنوی و ارزشی بهتر از سال 94 باشی. یعنی در حقیقت همان کاری که در نهادهای علمی مثل آموزش و پرورش باید انجام شود، در کل جامعه اجرا می شود.

» منظور از ارتقاء معنوی، ارتقاء فرهنگی است.

زمانی که می گوییم ارتقاء معنوی، منظور این نیست که اگر نماز شب نمی خوانی، ده سال دیگر نماز شب خوان شوی. ارتقاء معنوی یعنی ارتقاء فرهنگی. یعنی اگر زندگی کردن، اقتصاد، فرهنگ شهر نشینی و نحوه تعامل با اطرافیان را نمی دانید، باید به شما بیاموزند. باید بتواند رابطه تو را با طبیعت، خودت، اطرافیانت، خانوده ات و در نهایت رابطه تو را با خدا اصلاح کند. این سه گزینه، قسمت های اصلی ارتباطات در زندگی انسان هستند.

» سعادت در معنای حکومتی یعنی حقوق شهروندی و حقوق فرهنگی رو به رشد باشند.
مثالاً برای نوشتن برنامه ده ساله، باید برنامه ارتقاء وضعیت شهروندی هر یک از افراد به عنوان یک شهروند، از سال 94 تا سال 95 قابل دفاع باشد! مبنی بر این که برنامه وضعیت شهروندی و ارتقاء معنوی و فرهنگی هر یک از افراد به این اندازه پیشرفت می کند. سیاستگذاری ها باید این گونه باشد که اگر امام زمان(عجل الله) آمد، بگوید زمینه سازان حکومت مهدوی از صد درجه ای که قرار بود ما مردم را پیشرفت دهیم، سی درجه جلو آمده اند. سی سال انقلاب کرده اند، به ازای هر سال، من یک درجه  از آن ها قبول می کنم.  ایران و عراق و پاکستان و افغانستان و حتی کشورهای غیر اسلامی!

یعنی عقل معاش و عقل معاد آن ها، توأمان سیاستی را برای حکومت ارائه کرده که این سیاست، حقوق شهروندی انسانی و حقوق معنوی الهی فرهنگی آن ها را سال به سال، نیم الی یک درجه بالاتر می برد.
چیزی که قطعا راجع به عقل معاش در غرب در حال اتفاق افتادن است. یعنی غرب در سال 2016 قطعا چند درجه از نظر شهروندی، از سال 2015 بالاتر است، اصلا مُعطَّل نکرده اند! غیر ممکن است که سه ماه ترمز را بکشند و بگویند به فکر شهروندانمان نبودیم، در نتیجه حقوق شهروندیشان بیشتر نشده است. اشکال کار ما این است که سیاستگذاری هایمان در مسیر عقل معاد و در مسیر سعادت انسان ها نیست.

اگر غرب نتوانسته سیاستی را اعمال کند که باعث سعادت ملت هایش شود، قطعا توانسته است سیاستی را اعمال کند که باعث خوشبختی ملتش شود. البته خوشبختی بنا به تعریف خودشان!

از نظر حکومت معنوی و مهدوی، حکومتی که قرار است زمینه ساز آینده شود، حکومتی که قرار است سیاستی بچیند که حکومت مهدوی آن را ادامه دهد، ما باید زمینه ساز سعادت باشیم! سعادت در معنای حکومتی یعنی حقوق شهروندی و حقوق فرهنگی رو به رشد باشند. این دو گزینه با هم بالا بروند. سرمان را بالا بگیریم و بگوییم ملتمان یک درجه مرفه تر و ایمن تر شده اند، همچنین یک درجه هم از نظر انسانی پیشرفت کرده اند.

ما در سیاست هایمان چقدر این موارد را رعایت می کنیم؟ غرب سرش را بالا می گیرد و می گوید هر چه می خواهید به من غرب فحش بدهید، حتی یک سال هم در رشد انسان ها به سمت خوشبختی توقف نکرده ام و با عقل معاشم با بیشترین توان کار کرده ام. ما هم می توانیم سرمان را بالا بگیریم که الحمدلله رب العالمین، از نظر مادی هر سال یک درجه نزول کرده ایم و حتی از نظر معنوی هم به همین شکل بوده ایم!! این چه سیاستی است که ملت را این گونه رهنمون می شود؟!

سیاستگذاری ها باید چگونه باشند؟ باید عقل معاش و عقل معاد توأمان با هم، این سیاست ها را بچینند تا بتوانیم بگوییم ارتقاء در سطح جامعه دارد اتفاق می افتد.

3. برنامه ها.

بسیاری از مواقع سیاست ها درست هستند، اما برنامه ها سیاست ها را تأمین نمی کنند.
مثلا آموزش و پرورش اساس نامه ای را ارائه می دهد درحالی که آموزش کنونی آموزش به حساب نمی آید، پرورش هم که اصلا وجود ندارد! یا اساس نامه کانون فرهنگی رهپویان وصال ارائه می شود، اما بعد می بینیم همه کار انجام می شود به جز توجه به این اساس نامه! به طور کلی در مملکت ما و بسیاری از کشورهای دیگر، اساس نامه فقط برای به تصویب رساندن و گرفتن یک مجوز است. مجموعه، الزامی برای برنامه ریزی بر مبنای وفاداری به آن اساس نامه ندارد. در حالی که برنامه ریزی ها باید در راستای اساس نامه باشد.

مثلا اگر می گوییم اقتصاد مقاومتی از جمله سیاست هاست و آن را به صورت یک ساختار در می آوریم، پس از آن باید برنامه ها نیز به گونه ای باشد که اقتصاد مقاومتی در آن ها دیده شود. نه این که اقتصاد مقاومتی را تنها به صورت یک شعار مطرح کنیم! برخی مقدمه صحبتشان، با متن و مؤخره و نتیجه گیری اش، هیچ همخوانی و ارتباطی ندارد. مثل کسی می ماند که بگوید: "بسم الله الرحمن الرحیم، إتَّقوا الله"، اما بعد در متن صحبتش شروع کند به غیبت کردن و تهمت زدن! درست است که اساس نامه و سیاستگذاری هایت درست بوده اند، اما برنامه هایت تطابقی با آن دو ندارند! بنابراین برنامه ها هم باید همین سمت و سو را داشته باشند.

» نباید منتظر بنشینیم که جهان پر از ظلم و جور شود، باید زمینه ساز باشیم.
پس، اگر یک حکومت اسلامی بخواهد زمینه ساز حکومت مهدوی باشد، باید این سه ستون را داشته باشد:
1- بتوانیم در این حکومت ارتقاء معنوی و شهروندی ایجاد کنیم.
2- سیاست هایمان همخوانی داشته باشند.
3- بتوانیم در عمل هم نشان بدهیم.


مطلبی را حضرت آقا(حفظه الله) در کتاب، راجع به این روایت نقل می کنند، "یملاء الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما وجورا" عده ای اعتقاد دارند مواردی را که ما راجع به زمینه سازی می گوییم، اشتباه است. خداوند تبارک و تعالی زمانی که زمین پر از ظلم و جور است، امام را می آورد که زمین پر از قسط و عدل شود؛ و این گونه معنا می کنند که خداوند تبارک و تعالی زمین را از ظلم و جوری که پر شده است پاک می کند. این درحالی است که در روایت اصلا عبارت "بَعدَ" وجود ندارد، بلکه عبارت "کَما" به کار رفته است. در روایت نیامده است که خداوند پس از آن که زمین پر از ظلم و جور شد، امام را می آورد که زمین را پر از قسط و عدل کند! خیر، ایشان قسط و عدل را می آورد، کما این که زمانه پر از ظلم و جور بوده است. نباید منتظر بنشینیم که جهان پر از ظلم و جور شود، باید زمینه ساز باشیم.

» نگاه خرافی به مهدویت.

یکی از نگاه های خرافی به مهدویت این است که زمان ظهور آدمی می آید که با معجزه همراه است، ناگهان این آدم، کره زمین پر از ظلم و جور را پر از عدل و قسط می کند! ناگهان از راه می رسد، همه متحول می شوند و توبه می کنند. زمینی که غرق در شهوات و عیاشی و رفاه و اشرافیت هستند، ناگهان همه کفن می پوشند و به خیابان ها می آیند، لبیک یامهدی(عجل الله) می گویند. اصلا چنین اتفاقی غیر ممکن است، عقلانی نیست! اگر بنا به رخ دادن چنین اتفاقی بود، پس چرا ما 1400 سال منتظر هستیم؟ در همان زمان این معجزه اتفاق می افتاد، چرا انقدر زمان برد؟ زمان بنی امیه و بنی عباس می آمد! آن زمانی که کل جهان در دستان حکومت اسلامی بود می آمد. چرا زمان هارون الرشید نیامد؟!

کسی که می تواند کل ملت عیاش و شهوت زده یک جهان را با ظهورش اصلاح کند، آن زمانی که جهان انقدر جمعیت نداشت، می آمد هارون را اصلاح می کرد و حکومت را به دست می گرفت. تنها یک نفر را اصلاح می کرد! چرا در آن زمانی که دو سوم جهان در دستان حکومت اسلام بود، نیامد؟

» چشم مؤمنان در جهان، به حکومت اسلامی است.
اصلا داستان ورود امام زمان(عجل الله) برای ایجاد یک حکومت، همراه با معجزه نیست. داستان، داستان من و تو است که باید در عصر غیبت ساختارهایی را بچینیم، که این ساختارها نیاز به تکمیل داشته باشد و آقا بیاید آن ها را تکمیل کند.

قرار نیست از راه امداد غیبی و فوت و فَن و از درون کوه، صالح و شتری بیرون بیاید و این شتر مثلا معجزه باشد! و قرار نیست موسایی، عصایی بیفکند! و قرار نیست عیسایی، مرده ای را زنده کند! اگر بنا بر معجزه بود، پس چرا انقدر زمان برد؟ بنا، بر این بود که کره زمین به عقلانیتی برسد و تأسیساتی را ایجاد کند که این تأسیسات نیاز به تکمیل ولی خدا داشته باشد، او برای "لأُتَّمِمَ مَکارمَ الأخلاق" بیاید! به هدف تکمیل بیاید.

این جمله ای که حضرت آقا(حفظه الله) می فرمایند: "چشم مؤمنان در جهان، به حکومت اسلامی است"، مربوط به همین موضوع است. بنا، بر این است که او به هدف تکمیل بیاید.

» آیا نارضایتی های موجود در جهان، از سر ناشکری است؟
در ادامه، اشاره ای به زندگی پر از حوادث امروز می کند. آمار جنایت ها، جنایت های قانونی، ظلم و اختلافات در جهان امروز بسیار بالا است. آمار مصرف، تعدّی و تجاوز به حقوق سایر مخلوقات مثل نباتات و حیوانات، کشته ها و بیماری ها وحشتناک است. اگر زمانی طاعون و وبا می آمد و بر اثر آن از صد هزار نفر جمعیت در کل کره زمین، پنج الی ده هزار نفر کشته می شدند، امروز با وجود تکنولوژی و پیشرفت، روزانه همین مقدار کشته می دهیم. آمار 2016 از تصادفات این بوده است، در جهان هر سی ثانیه یک نفر، فقط در جاده ها دارد کشته می شود.

در حالی که اگر بخواهیم این مشکلات را با مثلا یک برهه از هجوم طاعون در آن زمان مقایسه کنیم، اصلا قابل مقایسه نیست! هر بیست سال یک بار مردم دچار طاعون می شدند و مثلا ده هزار نفر در یک شهر کشته می شد. آمار مرگ و میر به شدت بالا است.
از طرفی علاوه بر تمام این موارد، ما هزار مشکل فرهنگی نیز داریم. این موارد جزء مشکلات ساختاری، امنیتی، رفاهی بودند، در کنارشان مشکلات فرهنگی بسیار زیادی نیز داریم.

آمار ارتباطات خلاف شرع، بی تفاهمی ها، سوء تفاهم ها و درگیری ها بسیار بالا است. در مقابل آمار وحدت، هم دلی، رأفت و محبت بسیار پایین است! آمار عشق، وحشتناک و نزدیک به صفر است، در عوض آمار خود خواهی بسیار بالا است!! این آمارها مربوط به جهان است و همه هم آن را تأیید می کنند و تاکنون مخالفی نداشته است.

از دو مسیر تأیید می شود: اول مراکز آماری که همه این موارد را تأیید می کنند، دوم خود مردم! در محیط حقیقی و مجازی همه شکوه و شکایت دارند. یک عده شکایتشان از وضعیت مالی و یک عده از وضعیت روحی است! و این شکوه ها به معنای ناشکری مردم کره زمین است؟!

کسی که مقام دارد، از حواشی آن مقام ناله می کند. کسی که مقام ندارد، از مقام داران شکوه دارد. کسی که عشق دارد از بیچارگی اش و آن کس که عشق ندارد از تنها بودنش شکوه دارد. کسی که از انزوا ارتباط نگرفته است، و کسی که ارتباط گرفته است از بی وفایی در روابط ناله می کند. به طور کلی در کنار هم جمع شده ایم و داریم ناله می کنیم!!

آیا تمام این شکوه و شکایت ها از ناشکری است؟! خیر، زمانه به این سمت و سو رفته است. آمارهای حقیقی و حقوقی بیداد می کنند. به ساختاری نیاز است که بتواند این مشکلات را حل کند. قرار نیست هشت ملیارد نفر، منظم در صف یاران امام زمان(عجل الله) قرار بگیرند. ده ملیون نفر به نقطه و درجه ای از تعهد، تخصص و گذشت برسند. گذشت، بسیار بسیار مهم است.


» خصوصیات منتظر: تعهد، تخصص و فقط برای خدا خدمت کردن!

گذشت برای خدمت! یکی از کلماتی که حدود ده، بیست سال است بر روی آن کار فرهنگی کرده ایم و هر زمان آن را بیان می کنیم همه می خندند، خدمت است!! اگر کسی بگوید برای خدمت آمده ام، همه می خندند. راست هم می گویند، خدمت است اما مشخص نیست این خدمت به چه کسی است!

نیاز است افرادی حقیقتا برای خدمت بیایند و برای خدمت سرباز باشند! این هم از همان کلماتی است که همه به آن می خندند! ما سرباز هستیم، هر کجا که نظام تعیین کند، می رویم. شاید نظام بگوید به خانه هایتان بروید! نباید اعتنا کنیم، ما باید سربازی کنیم!

فردی خاطره ای را تعریف می کرد که به یکی از مسئولین گفتم، عزیزم خراب کردی، این چه افرادی است که منصوب می کنی؟!! در جواب گفته بود قبول، من خراب کردم، شما مگر در بطن حوزه نیستی؟ 15 نفر طلبه برای این پُست ها به من معرفی کن! اولاً نیرویی برای معرفی کردن نداری، چون در حوزه نیرو سازی نکرده اید. ثانیاً هرکس را که معرفی کردی، شش ماه بعد خودت می آیی و شکایت می کنی که این چه مسئولانی هستند که انتخاب می کنی؟ هر که را منصوب می کنم، در نهایت دزد می شود!

دقت کردی چه گفت؟ گفت آدم خوب! اما هر کس را منصوب می کنم، دزد می شود! طلبه ای که درس خارج می خواند و نماز شب خوان بوده است، دزد شده است!! چه کار باید کرد؟ پس، از خصوصیات  منتظر، داشتن تخصص و تعهد است و بعد، فقط برای خدا خدمتگذاری کند.

» آیا خدمت کردن به معنای فراموش کردن زندگی است؟
اشکالی ندارد در حاشیه خدمت کردن، به فکر زندگی اش هم باشد. زن دارد، بچه دارد، زندگی دارد، چه اشکالی دارد؟ مگر آن خدمت نیست؟ مگر از جمله جهادهای مرد در ارتباط با خانواده اش نیست؟ برخی، از این طرف بوم می افتیم!!

 "هر که پا بسته خانه است بِهل تا برود/ هر که با عذر و بهانه است بِهل تا برود"!
شعر زیبایی است، من هم ده بار آن را خوانده ام، اما انسان ها خانه و زندگی هم دارند و این خانه خرج دارد. زن و بچه خرج دارد، هزینه پوشک چقدر است؟ این بچه می خواهد مدرسه برود. منظور ما از خدمت این است که زندگی ات در جایگاه خودش باشد، برای مردم وقت بگذار و حقوقت را هم بگیر! به اندازه خدمتی که می کنی و در شأنت، حقوق بگیر. هم خدمت کن و هم برایش تلاش کن، حقوق هم بگیر.

» آیا در حکومت امام زمان(عجل الله) قربانی داریم؟!

 امروز شرایط به گونه ای شده است که قشری به نام قربانی داریم! قربانیان کسانی هستند که چون بقیه خدمت نمی کنند، مجبور می شوند خدمت کنند و در مقابل از زندگی خودشان عقب می افتند. در زمان امام زمان(عجل الله)، قربانی نداریم! بنا نیست کسی که کارگزار امام زمان(عجل الله) می شود، در جامعه هم قربانی شود! فلانی شبانه روز در رکاب امام می دوید و به زندگی خودش نرسید. امام زمان(عجل الله) هم، این گونه کار نخواهد کرد. در آن زمان تعادل برقرار است.

اما انسان باش و در قبال حقوقی که می گیری، خدمت کن. به اندازه شأنت، خدمت کن. در روایت داریم که امیرالمؤمنین(علیه السلام) حقوق قاضی ها را آنقدر بالا می داد که قاضی اصلا به رشوه احتیاج نداشت. "المُقَسّم مَغبونٌ أو مَلعون"، شغل بسیار خطرناکی داری، یا فحش می خوری، یا ضرر می کنی. شغلت سخت است، من شغلت را درک می کنم! نه شب و روز داری، نه زندگی داری! من درک می کنم و می فهمم که تو حتی توان روحی تیمار کردن بچه ات را هم نداری، حقوق آن را هم به تو می دهم! حقوق پرستارت را هم می دهم. اما خدمت کن!!

+ سال 1382 بحثی تحت عنوان "حقیقت انتظار" داشتیم. در آن بحث من تاریخچه ای را خدمتتان عرض کردم، چند خطی از همان بحث را باز عرض می کنم.

» آیا هر اعتراضی منجر به ظهور می شود؟

زمانی گفته می شد که انتظار به معنای این است که بنشینیم و هیچ کاری نکنیم. این مطلب بسیار مورد توجه دولت ها و استعمارگران و ظالمین و حتی خلفای بنی عباس و بنی امیه و در سلسله پادشاهان قرار گرفت. برای آن ها طرح بسیار خوبی بود که هیچ کاری نکنید، فقط بنشینید و زندگیتان را بکنید، این معنای انتظار است و با این حساب تو قطعا انسان خوبی هستی. افرادی هم که مضامین منبرهایشان در خصوص همین روش انتظار است، قطعا حق الزحمه شان را دریافت می کنند، و به طور کلی اگر در همین راستا باشید، تأمینتان می کنیم. بنشینید و هیچ کاری نکنید تا امام ظهور کند!

کم کم عقل و طرز تفکر مردم پیشرفت کرد و کار به جایی رسید که انتظار به معنای "عدم رضایت از وضع موجود" تلقی شد. این تعریف هم برای آن ها مضر نبود، ایرادی ندارد، شما راضی نباشید، اما کاری هم نکنید!

زمان گذشت تا این که در دهه چهل، چهل و پنج که برخی از روحانیون و روشن فکرانی چون مرحوم شریعتی حضور پیدا کردند، گفتند انتظار به این معنا نیست. "انتظار یعنی اعتراض"! عدم رضایتی که منجر به اعتراض نشود، جواب نمی دهد!  باید داد بزنی؛ مرگ بر شاه!

این طرز تفکر جواب داد و در نهایت به انقلاب منجر شد. به همین دلیل همه باور داشتند که معنای انتظار قطعا همین است. ایران را آزاد کردیم، بعد ان شاء الله به سمت افغانستان و بحرین و... می رویم. انتظار یعنی اعتراض، باید به همه یاد بدهیم که اعتراض کنند.
این تفکر کاملا درست است، نکته ای که حضرت آقا(حفظه الله) در ابتدای بحث عنوان کردند هم همین بود. اعتراض، نتیجه عدم رضایت از وضع موجود است. اگر راضی نیستی، باید اعتراض کنی و اگر اعتراض نمی کنی پس یا راضی هستی و یا ساکت!

ایشان در چند پارگراف آخر از بحث، این مطلب را باز می کنند که این رشد فکری تا دهه شصت و هفتاد یعنی دوران جنگ ادامه پیدا کرد تا به این نتیجه رسیدند که اعتراض خوب است، اما دو سه نکته در آن نیست!

یک نکته این است که ارتباط امام و مأموم در آن مشخص نیست. مثلا ما اعتراض کنیم که رهبرمان فیدل کاسترو باشد یا امام زمان(عجل الله)؟ چه تفاوتی با هم دارند؟ نکته دیگر آن که، آیا هر اعتراضی منجر به ظهور می شود؟

مثلا ما اعتراض کنیم مبنی بر این که یک عده ظالم حقوق مردم را کامل نمی دهند. مگر هر رابین هود بازی، منجر به ظهور امام زمان(عجل الله) می شود؟

» بهترین کلمه ای که معنای انتظار را پوشش می دهد، "اضطرار" است.
در نهایت به این نتیجه رسیدیم که بهترین کلمه ای که معنای انتظار را پوشش می دهد، "اضطرار" است.
◄ اضطرار سه قسمت دارد:
1. تا جایی که امکان داشته اعتراض کرده ایم، دیگر فایده ای ندارد.
2. تا آن جا که امکان داشته، انقلاب کرده ایم.
3. هر کاری می توانستیم در حکومت بکنیم، کرده ایم اما نتیجه نداده است. در نتیجه به نقطه اضطرار رسیده ایم.


که حضرت آقا(حفظه الله) به این قسمت اشاره می کنند و می گویند دلمان برای امام تنگ شده است! این یعنی ارتباط عاطفی! یک قسمت از اضطرار سیاسی، نظامی، اجتماعی است و یک قسمت مهم از آن که رابطه بین امام و مأموم را مشخص می کند، ارتباط عاطفی است.


» بسیاری از توسلات امروز شما در جهان، مانور اضطرار عاطفی است.
مردم امام را دوست دارند و از این منظر هم به نقطه اضطرار برسند. یعنی جداً دلمان تنگ باشد و بخواهیم که امام را ببینیم. بسیاری از توسلات امروز شما در جهان، مانور اضطرار عاطفی است. راهپیمایی اربعین مانور اضطرار عاطفی است و رسماً این اضطرار را نشان می دهد. جمعیتی که دلتنگ امام هستند، هر هفته به جمکران می روند، دعای ندبه، توسل، دعای سلامتی امام زمان(عجل الله) بعد از هر نماز نشان دهنده  اضطرار عاطفی است.

سطح اضطرار حکومتی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی که آمارش را دادم، به نقطه ای برسد که ما دیگر هر کاری که از دستمان برمی آمد، انجام داده ایم، دیگر فایده ای ندارد و تا شما نیایید درست نمی شود! از طرفی هم، سطح دلتنگی و اضطرار عاطفی ما به جایی برسد که ما تا کنون فراق شما را تحمل کرده ایم، زین پس دیگر نمی توانیم تحمل کنیم، این نقطه، نقطه ظهور است.

معنای حقیقی انتظار یعنی اضطرار. وگرنه اعتراض برای چیست؟ مطمع اعتراض چیست؟ مقصد اعتراض چیست؟ هدف من از اعتراض چیست؟ این اعتراض چه زمانی ساکت می شود؟ بسیاری از اعتراض ها ساکت می شوند و حتی بسیاری از اعتراض ها و انقلاب ها استحاله می شوند!


در زمان فتنه 88 کسانی که می خواستند آشوب به پا کنند، در شبکه های مجازی و حقیقی بسیار تبلیغ می کردند که بروید کتاب قلعه حیوانات اثر جرج اورول را بخوانید. من تعجب می کردم، این کتاب که داستان شما آشوبگران را روایت می کند!!

» استحاله انقلاب به چه معناست؟

استحاله انقلاب به این معنا است، آن افرادی که مرگ بر شاه گفته اند پس از مدتی خودشان از نظر اقتصادی، اعتقادی و اجتماعی و سیاسی به شاه تبدیل می شوند!!

کتاب "قلعه حیوانات" جرج اورول را هم حتما بخوانید، خیلی هم کتاب شیرینی است. داستان راجع به حیواناتی است که به صاحبان سفید پوستشان حمله می کنند و آن ها را بیرون می کنند، پس از مدتی این حیوانات هم دقیقا مانند صاحبانشان می شوند و افراد اصلی را بازداشت می کنند!

» اضطرار، ظهور را ضمانت می کند.

آیا هر انقلابی مقدمه ظهور است؟؟ برای مثال در انقلاب فرانسه چه اتفاقی افتاد؟ سران اصلی زحمتکش خادم خدوم و مردمی انقلاب، پس از مدتی توسط برخی از انقلابیون اعدام شدند! این اضطرار است که ظهور را ضمانت می کند. چون ملت با آن رهبری که دارند برایش قیام می کنند، یک پیوند عاطفی و تَقدُسی برقرار می کنند، که با این شرایط استحاله اصلا اتفاق نمی افتد.

» یکی از اصول اساسی ارتباط با امام زمان(عجل الله) علاقه شیعیان به آقاست.
لذا حضرت آقا(حفظه الله) می فرمایند یکی از اصول اساسی ارتباط ما با امام زمان(عجل الله) این است که شیعیان، مهدی فاطمه(عجل الله) را دوست دارند. برای قد و بالایش شعر می گویند. در حسرت نگاه پر از مهرش هستند. دانش آموز دبیرستانی در فراق مهدی فاطمه(عجل الله) شعر می گوید، "کجایی که سرم را بر شانه ات بگذارم و برای دردهایم گریه کنم"، یعنی در ذات این کودک نهادینه شده که این امام، انسانیست که قرار است پناهگاه عاطفی اش باشد.

این علاقه مندی و ارتباط، ضمانت نامه ای است برای این که انقلاب و اعتراض از مسیر امام زمان(عجل الله) خارج نشود.

لذا آخرین صحبت های کتاب انسان 250 ساله به این مطلب برمی گردد که یکی از ارکان، ارتباط عاطفی با امام است. این امام 250 ساله، انسانی که از زمان پیامبر(صلوات الله علیه) حرکت کرد و 250 سال عمر کرد تا به امام زمان(عجل الله) رسید. این امام، به سادگی آن سیزده نفر دیگر وسط جامعه نمی آید. به سادگی سیزده نفر دیگر، در دسترس نیست. سیزده نفر آمدند، ببینند ما انسان ها می توانیم از آن ها حُسن را استفاده ببریم؟ کره زمین را در اختیار عدل و انصاف و خدا و معنویت و ارتقاء حقوق فرهنگی و ارتقاء حقوق شهروندی و مادیات و رفاه قرار دهیم؟ درحالی که نه، بلافاصله او را به دست بنی امیه و بنی عباس سپردیم و بعد هم میان شاهان و پادشاهان و خلفا دست به دست شدند!

» چه زمانی به نقطه ظهور می رسیم؟
◄ سه شرط ظهور امام زمان(عجل الله):
1. نقطه اضطرار حکومتی.
2. نقطه اضطرار اجتماعی.
3. نقطه اضطرار عاطفی.

این امام را دیگر به راحتی در اختیارتان قرار نمی دهند که برود نماز جماعت بخواند، اما چهار نفر پشت سر او نایستند! امام را زمانی به شما می دهند که هزار سال ضجه زده و گریه کرده باشید، نسل اندر نسل پیش برود تا این که امروز بچه دبستانی در فراق او نقاشی بکشد.

باید به این نقطه برسیم، نه این که همسایه اش باشید و زنگ بزنید و بگویید صدای گریه هایش ما را اذیت می کند!! به نقطه ای برسید که آرزو کنید یک بار از کوچه ای گذر کنید که پانصد سال قبل امام از آن جا گذر کرده باشد. برای رسیدن به این نقطه نیاز به کار فرهنگی نسلی است. تا کنون دوازده نسل از زمان غیبت گذشته است، این زمان زیادی نیست! برای ما زیاد به نظر می رسد!!

زمانی که اضطرار حکومتی، اجتماعی و عاطفی با هم اتفاق می افتد، به نقطه ظهور می رسیم. در این مرحله است که ان شاء الله: "و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثین".



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات