برنامه آينده
شنبه های پاک
جلسه هفتگی
گردهمایی زائران پیاده اربعین

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع :
جوهر هویت مدرن - قسمت دوم

مداح :
حاج مهدی رسولی

زمان :
شنبه شب ۹۶/۸/۶
همراه با اقامه نماز مغرب
و عشاء

بلوار پاسداران
خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان






پنجشنبه 7 بهمن 1395 نسخه چاپی
متن سخنرانی کرختی در اخلاق - 95/11/2
رقّت باید منجر به حرکت بشود، رقّت به تنهایی فایده ای ندارد. قضیه ای پیش آمده، اشک هم ریخته ای، اما بعد از این قضیه، چه تغییری برای یک قدم مثبت بخاطر همین قضیه ای که تو را به اشک وادار کرده، انجام داده ای؟؟ اگر بنا به این باشد که فقط عکس العمل های سمبیلک انجام دهیم و هیچ تغییری ایجاد نشود و هیچ تصمیمی نگیریم، این رقّت به درد نخواهد خورد!

یا انیس
سخنرانی سید محمد انجوی نژاد
موضوع: کرختی در اخلاق
95/11/2


◄ عناوین اصلی سخنرانی:
» برخی وقایع وقتی رخ می دهند، روی بورس قرار می گیرند.
» کرختی اخلاقی  یعنی چه؟
» اخلاق ساکت یا صامت چیست؟
» کرختی اخلاقی، فعل اخلاقی را از بین می برد.
» وقتی منیّت قوی شود، دیگران فراموش می شوند.
» اگر دغدغه های بزرگ را نگرفتی، اسیر و درگیر دغدغه های کوچک و مسخره خواهی شد!
» تمرکز بیش از حدّ بر خود و خانواده، باعث کرختی اخلاقی می شود.
» گور خوابی وجدانی یعنی چه؟
»‌ نهج البلاغه چراغ روشن زندگی کردن است.
» ترحم به طبیعت، جزء قدم های آخر انسان های متعالی است.
» مردم ایران رقّت دارند.
» مراحل رسیدن به خدا: کرختی به سمت انسانیت، انسانیت به سمت دیانت و در تفکر خودمان، از دنیانت به سمت ولایت است.
» وقتی انسانی به انسانیت نرسیده، صحبت از دینداری با او بیهوده است.
» خداوند روی بی رحمی، بی شفقتی، بی رقتی، بی تفاوتی و کرختی حساس است.
» نباید یک سال به بهانه کنکور، انسانیت را خاموش کرد!
» فعل اخلاقی یعنی در زمینه کم کردن درد، کاری انجام دهی.
» عکس العمل های سمبلیک هیچ دردی را برطرف نمی کند!
» لاشخوری یعنی انسانی از لاشه ای برای رسیدن به دنیا استفاده کند.
» قانون اخلاقی امام صادق(علیه السلام): هر چه برای خودت می پسندی، برای بقیه هم بپسند.
» چه کسی نزد خدا محبوب تر است؟
» رقّت باید منجر به حرکت بشود.
» در چه صورت اغلب مشکلات جامعه حل می شود؟
» اگر سطح برخورداری متمولین پایین بیاید، سطح فقرا یک درجه بالا می رود.
» برخوردهای قطع نامه ای دردی از ملت ها دوا نمی کند.
» چرا ثروتمندان و مرفهین وارد معضلات اجتماعی نمی شوند؟
» وظیفه دولت و مسئولین در بحث کرختی اخلاقی چیست؟
» یکی از دلایل انقلاب اسلامی اشرافیت حکام پهلوی بود.


◄ مقدمه.
» برخی وقایع وقتی رخ می دهند، روی بورس قرار می گیرند.
بحث امشب، کرختی در اخلاق است. یک سری وقایع در ایران و جهان اتفاق افتاده که همیشه این گونه وقایع وجود دارد. مانند بحث های اخیری که رخ داده؛ گور خواب ها، فاجعه پلاسکو و حقوق حیوانات و ... مواردی از این قبیل که به صورت مصداقی روی بورس قرار می گیرند.

همچنین یک سری بحث ها مانند بی عدالتی، تضییع حقوق، فقر، اعتیاد به مواد مخدر و محیط های اینترنتی و محیط های بد، روابط ناسالم و معضلات اجتماعی دیگری که در جهان امروز ما، رخ می دهد. این مباحث، عکس العمل هایی را در پی دارد. عده ای نسبت به این موارد عکس العمل نشان می دهند که بعضا مفید و بعضا هم مضر است. بحث ما راجع به کسانی است که عکس العمل نشان نمی دهند. این معضلات قسمتی از مقدمه بحث است.

» کرختی اخلاقی  یعنی چه؟

قسمت دوم مقدمه به تعریف کرختی برمی گردد؛ وقتی بدن سرما می خورد، بدنِ سرد آرام آرام حس خودش را از دست می دهد. دست، پا و کل بدن از سرما به نقطه ای می رسد که اگر به آن سوزن بزنی، احساس درد نمی کند، عکس العمل هم نشان نمی دهد! قشری در جامعه جهانی نه فقط در ایران، وجود دارند که دچار کرختی اخلاقی هستند. یعنی هر اتفاقی در اطرافشان بیفتد، عکس العمل خاصی انجام نمی دهند.

جلوتر که می رویم، می بینیم خیلی از مواقع کرختی اخلاقی در ما وجود دارد و از آن بی خبریم. بحث امشب بیشتر به کسانی می پردازد که حساسیت های اخلاقیشان را از دست داده اند، و خودشان هم خبر ندارند و احساس نمی کنند این مدل آدمی هستند! بلکه احساس می کنند حساسند، دغدغه مند و دردمندند!

◄ اصل بحث.
» اخلاق ساکت یا صامت چیست؟
یک سری عوامل وجود دارد که باعث کرختی اخلاق می شوند، در حقیقت اخلاق فعلی اتفاق نمی افتد. اخلاق فعلی چیست؟ یک اخلاق ساکت یا صامت داریم، یعنی شخص ادعاهایی دارد که بابت این ادعا کاری نمی کند. مثلا می گوید آدم خوبی هستم، از او می پرسند خوبی تو از کجا معلوم می شود؟ چون فعلی بابت خوب بودنش ندارد، اخلاق خوب صامت نامیده می شود. مصداق همان هندوانه در بسته ای است که معلوم نیست شیرین، سرخ یا سفید است. برخی مردم این گونه اند، اما در طول زندگی به جایی می رسند که مجبور می شوند یک فعل اخلاقی را انجام بدهند.

» کرختی اخلاقی، فعل اخلاقی را از بین می برد.

کرختی اخلاقی، فعل اخلاقی را از بین می برد. یعنی اگر کسی احساس کند آدم خوبی است، در پرونده خودش، اعمال و افعال خوبی را نمی تواند مثال بزند. آیا این بی تفاوتی و کرختی فقط و فقط در همین حد است؟ خیر، ادامه دارد. این شخص هم به خودش ضربه می زند، هم به جامعه. وقتی به جامعه ضرر می زند، جامعه هم به او ضرر می زند.

خیلی از مردم، فجایع و مصیبت های اطرافشان را یک خبر می بینند! و در مقابل این خبر اگر خوشحال کننده باشد، لبخند می زند، در حالی که هیچ ربطی هم به ما ندارد. مثلا خبردار می شویم فلانی در بانک صد میلیون برنده شده است. ممکن است این خبر برای شما خبر خوشی باشد، اما هیچ ربطی به شما ندارد، یعنی یک ریال از این صد میلیون به شما نمی رسد.

در مقابل فجایع و مصیبت های جامعه، آهی که می کشی یا اشکی که می ریزی، هیچ اتفاق مثبت یا منفی برای شما در برندارد. برخی اوقات ناراحتی های ما در برابر فجایع، تا به فعل اخلاقی منجر نشود، هیچ کاری نکرده ایم! همان کرخت سابقیم. ممکن است انسان کرخت در مقابل مصیبت ها داد بزند، اما کاری نمی کند.

◄ عوامل کرختی اخلاق:

1. توجه بیش از حد به خود و خانواده.
ـ خانواده.
» وقتی منیّت قوی شود، دیگران فراموش می شوند.
برخی انقدر در خود و خانواده شان متمرکز هستند که یادشان می رود در جامعه زندگی می کنند. منیّت برخی انقدر قوی است که یادشان می رود، من های دیگری هم وجود دارد که انسانند. این که شاعر می گوید: "چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار"، قرار یعنی کاری انجام شود.

مثلا کسی ازدواج می کند، چنان بر خانه و مشکلات کوچک خانه اش متمرکز می شود که همه چیز یادش می رود. در یکی از بحث های ازدواج عرض کردم؛ وقتی می خواهم عقد بخوانم، دختر که می خواهد جواب بله بدهد این گونه بله می دهد: بسم الله الرحمن الرحیم. و قاسم الجبارین. انّه خیر ناصر و معین. و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. با آروزی علو درجات برای امام و شهدا، و آرزوی زندگی پر از برکت و صمیمت و زندگی جهادی و سیاست های انقلابی، با اجازه امام(ره) و شهدا و مقام معظم رهبری(مدظله) و امام زمان(عج)، بله! خطبه اول نماز جمعه می خواند تا بله بگوید!

همین زن که فکر می کرد با ازدواجش، در حقیقت باعث و بانی تحول در جهان اسلام خواهد شد، چنان در زندگی کوچکش متمرکز می شود، که همه چیز را از یاد می برد. بالاترین دغدغه اش این می شود که خواهر شوهرم فلان روز، فلان حرف را زد!

» اگر دغدغه های بزرگ را نگرفتی، اسیر و درگیر دغدغه های کوچک و مسخره خواهی شد!

خانواده بسیار مهم است، اما از نظر انسانی و اسلامی و دینی، جامعه خانواده اصلی ما است. از دینی و انسانی کره زمین، وطن اصلی ما است. این را بارها عرض کرده ام؛ در جهان دغدغه وجود دارد، اگر برای خودت دغدغه های بزرگ را گرفتی فَبِها، اگر نگرفتی اسیر و درگیر دغدغه های کوچک و مسخره خواهی شد! هیچ گزینه سومی وجود ندارد که بگوییم در جهانی زندگی خواهیم کرد که دغدغه ای در آن وجود ندارد! شما باید انتخاب کنید! آیا دغدغه های بزرگ در مسیر بزرگ، یا دغدغه های کوچک را انتخاب می کنید؟ کسی که بیش از اندازه بر خانواده تمرکز می کند، وقتی جهان را آب می برد، این شخص را خواب می برد! خواب همین خانه کوچک نُقلی!

- خود(منیّت).
» تمرکز بیش از حدّ بر خود و خانواده، باعث کرختی اخلاقی می شود.
انقدر بر خود، جایگاه، زندگی و درگیری های خودش متمرکز می شود که باز هم، همه چیز را فراموش می کند. خیلی از برادر خواهرهایی که در دوران دانش آموزی و دانشجویی به شدت فعال هستند و دغدغه های امام زمانی دارند، یک دفعه بعد از ازدواج یک خانه صد متری کل زندگی آن ها می شود! جهانش، در خانه ای محبوس می شود!

زمانی کرختی اخلاقی اتفاق می افتد که تمرکز بیش از حدّ بر خود و خانواده وجود داشته باشد. این شخص به نقطه ای می رسد که هر اتفاقی بیرون از خانه بیفتد، می گوید به من ارتباطی ندارد، به من چه! اگر صبحانه، ناهار و شام ردیف باشد، جای خوابش هم گرم باشد، دیگر هیچ تفاوتی نمی کند که در همسایگی اش یا در جای دوره افتاده ای چه اتفاقی می افتد!

» گور خوابی وجدانی یعنی چه؟
"به من چه" یعنی کرخت مطلق! یعنی به طور کامل بی حس شده. وقتی شخص به این حالت می رسد، معضلی بالاتر از گور خوابی به وجود می آید که ما به این معضل، گور خوابی وجدانی می گوییم! یعنی شخص به جایی می رسد که کلا فیتیله وجدان را پایین می کشد و با فوت کردن آن را خاموش می کند!

»‌ نهج البلاغه چراغ روشن زندگی کردن است.
بر همه ما واجب است نهج البلاغه و نامه های امیر المومنین(علیه السلام) را بخوانیم و مرور کنیم. نهج البلاغه چراغ روشن زندگی کردن است. امیر المومنین(علیه السلام) به صورت فلسفی، با نگاه فلسفی و متفکرانه خودش، چراغ هایی را برای زندگی ما روشن کرده است.

+ نامه چهل و پنج نهج البلاغه به عثمان بن حنیف:

- بله، من هم می توانم در برابر سختی های زندگی دیگران، بگویم فقط باید به فکر خود باشی! اما نمی خواهم هوای نفسم بر من غلبه کند و جسم مرا به انتخاب غذاهای لذیذ وادار کند، در حالی که شاید در حجاز و یمامه، کسی زندگی کند که برای او امیدی به یک قرص نان هم نیست و سیری شکم را هیچگاه به یاد نداشته باشد!

امیر المومنین(علیه السلام) می فرماید من اصلا نمی خواهم این گونه زندگی کنم. در جای دیگری از نهج البلاغه می فرمایند می توانم بهترین غذا و پوشاک عالم را به صورت حلال برای خودم فراهم کنم.

- اما به تِمْرَین(دو قرص نان) اکتفا می کنم. لکن شما نمی توانید مانند من باشید، "اعینونی باجتهاد و ورع و عفاف". ولی من را یاری کنید.

نمی خواهد روزی دو قرص نان بخورید، ولی به گونه ای زندگی کنید که احساس کنم شیعه و پیرو من و این انسان، انسان است!

2. آموزه های محیطی از کودکی.

» ترحم به طبیعت، جزء قدم های آخر انسان های متعالی است.
نسبت به کودکانتان خیلی دقت کنید. کودک نباید بی تفاوت باشد. برخی از ما بین کودکانمان و آسیب های اجتماعی، فاصله می اندازیم. نباید اجازه بدهید منیّت در کودک رشد کند. اگر فرزندت پفکش را به بچه دیگر، به راحتی و با آغوش باز تعارف نمی کند، دارد مشکل اخلاقی پیدا می کند. اگر اسباب بازی اش را با بقیه شریک نمی شود، دارد به کرختی اخلاقی دچار می شود. اگر می بینی فرزندت حیوان آزاری دارد، باید با آن برخورد کنی.

راجع به حیوان آزاری نکته ای را می گویم. ترحم به طبیعت، جزء قدم های آخر انسان های متعالی است. در بحث سلوک عرض کردم؛ یکی از اولیای خدا در مشهد، بر درختی دست می کشید و گریه می کرد. پرسیدم چرا گریه می کنید؟ فرمود روی درخت یادگاری نوشته اند. فکر کردم یادگاری گریه داری است. در حالی که جمله عادی بود، گفتم چه چیزی گریه داشت؟! گفت: درخت است، گناه دارد. این ولی خدا بعدا در راه دفاع از مردم و عقیده اش، به شهادت رسید.

برخی فکر می کنند طبیعت دوستی قدم اول و آخر است! قدم اول انسانیت است، بعد به طبیعت می رسیم. عده ای فقط در خط طبیعت دوستی هستند! یعنی برای درخت، محیط و فضای سبز و حیوانات یقه می درانند، غافل از این که چیزهای واجب تری هم هست.

» مردم ایران رقّت دارند.
اعتراف می کنم مردم خوبی داریم. مردم ما زود با مباحث عاطفی درگیر می شوند. مردم ایران رقّت دارند. در برخی از کشورهای همسایه، چیزهایی می بینیم که تعجب می کنیم! نحوه رفتار با طبیعت و کودک و خانواده اش تعجب برانگیز است، در حالی که در ایران رقّت حاکمیت دارد. جمعیتی که سمت پلاسکو می روند، الزاما برای سلفی گرفتن نمی روند، خیلی از این ها به این دلیل می روند که ببینند می توانند کاری کنند. خیلی ها می خواهند به محل فاجعه نزدیک تر باشند. خیلی ها هم از باب این که نمی خواهند بگویند به من چه، می روند. خیلی ها فکر می کنند اگر نروند، از نظر اخلاقی کرخت هستند.

می روند که بگویند کنار فاجعه ایستاده ایم، گرچه نمی توانیم وسط میدان باشیم، اما می توانیم کسانی که وسط میدان هستند را تشویق کنیم. چند نفر آدم هم پیدا می شوند که سلفی مسخره بگیرند! ولی عموم جامعه ما این گونه اند که مدام پیگیر این هستند که ببینند چند نفر دیگر پیدا شده است.

هر کس از کشورهای دیگر به ایران می آید، یکی از مواردی که برایش جالب است، این است که ایرانی ها مهربان هستند. خود ما این اعتقاد را نداریم، اما به نسبت کشورهای دیگر، ایرانی ها خیلی مهربانند.

» مراحل رسیدن به خدا: کرختی به سمت انسانیت، انسانیت به سمت دیانت و در تفکر خودمان، از دیانت به سمت ولایت است.
خیلی از اوقات خیلی از کارهایی که انجام می دهیم، رسما نشان می دهد که داریم معضل اخلاقی پیدا می کنیم. در یکی از بحث ها عرض کردم که اگر از سوسک بدت می آید و در اتاقت هست، می توانی آن را بکشی، اما مگر مریضی که در خیابان دنبال سوسک می دوی و آن را می کشی؟! این معضل اخلاقی است.

باید به بچه کوچک یاد بدهی که همان گونه که تو برای جانت ارزش قائلی، این مورچه و سوسک هم جانش را دوست دارد. خیلی از اوقات آزاری که به طبیعت می دهیم، نیازی به این آزار نیست! حتی الامکان انسان باید با طبیعت همراهی کند. مراحل رسیدن به خدا از این جا شروع می شود: از کرختی به سمت انسانیت و از انسانیت به سمت دیانت بروی. اگر در تفکر خودمان نگاه کنیم، از دیانت به سمت ولایت بروی.

» وقتی انسانی به انسانیت نرسیده، صحبت از دینداری با او بیهوده است.

وقتی انسانی به انسانیت نرسیده، صحبت از دینداری با او بیهوده است. حتی درصد بسیار زیادی از صحبت های بلندگوهای دینی، انسانی نیست، یعنی چه؟ یعنی از قدم بالا شروع می کنند، گویا مردم ما همه انسانیت را پاس کرده اند و حالا باید به مراحل بالاترش برسی. مثلا به آقا یا خانمی می گویند در دبیرستان صحبت کن. دانش آموز دبیرستانی هزار تا معضل انسانی دارد، این آقا یا خانم از مباحث خیلی بالاتر صحبت می کند. تا معضلات انسانی ما حل نشود، معضلات دینی ما حل نمی شود.

در مهدکودک های ما قرآن را حفظ می کنند و احکام یاد می دهند. اما چرا برای بچه ها توضیح نمی دهی که اگر حیوان آزاری داری، معضل اخلاقی داری! اگر الان نسبت به برادر و خواهر کوچکت دست بزن داری، معضل اخلاقی داری! اگر الان نسبت به یتیمی که در مسیر می بینی ، اگر الان اسباب بازی ات را به رخ بچه ای که اسباب بازی ندارد می کشی، اگر الان از این که مادرت لباس نو بپوشد و تو در بین کسانی که لباس نو ندارند فخر کنی و از لحاظ انسانی اذیت نمی شوی ، همین الان مشکل داری ! برای دینداری تو، از چه چیزی صحبت کنم؟

بچه متمولی که لای پر قو بزرگ شده و فقر ندیده، اصلا بچه است. تا چه زمانی بچه است؟ تا چند سالگی بچه است؟ به خانم ها که توضیح می دهیم دخترت را که تا هشت سال و یازده ماهگی بدون هیچ گونه پوششی بیرون می آوری، نمی توانی در نُه سالگی چادری اش کنی. اما این را به او نمی گوییم دخترت که تا هشت سالگی با منیت و تمول و ندیدن فقر و احساس همدردی نکردن با معضلات اجتماعی بار آورده ای، نمی توانی وقتی که بزرگ شد، او را در مسیر دردمندی بیاوری.

در تعالیم محیطی، از همه چیز می گویند اما از بی تفاوتی نسبت به اجتماع و دردمندان نمی گویند! دانش آموز باید از بچگی اخلاقا انسان بار بیاید. خیلی از کسانی که طعم فقر و خیلی از مشکلات اجتماعی را چشیده اند، احساس می کنند کودکشان نباید این طعم را بچشد، یعنی کودکشان را از انسانیت دور می کنند تا نجشد و نبیند.

» خداوند روی بی رحمی، بی شفقتی، بی رقتی، بی تفاوتی و کرختی حساس است.

صدها روایت از امامان ما در مباحث دینداری گفته می شود، اما در مباحث انسانی فراموش می شود. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند‌: عابدی از عابدهای بزرگ زمان و از مقربین مستجاب الدعوه خداوند تبارک و تعالی به نماز ایستاده بود. دو پسر بچه کوچک درحالی که این عابد نماز می خواند خروسی را گرفتند و پرهایش را کندند! خروس هم ضجه می زد! عابد بی تفاوت نمازش را ادامه داد. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند زمین دهن باز کرد عابد را بلعید!

یعنی اینقدر روی مباحث انسانی حساس هستند. زمین دهن باز کرد، عابد را بلعید. یعنی خدا همان کاری که با قارون کرد، با این عابد هم کرد. خداوند تبارک و تعالی مرکز رحمت، شفقت و رقت است، به چیزی که خیلی حساس است بی رحمی، بی شفقتی، بی رقتی، بی تفاوتی و کرختی است.

برخی اوقات سعی می کنیم کرختی خود را با مسکن های خیلی موقتی رفع کنیم. یعنی چه؟ یعنی عکس العمل هایی که نشان می دهیم، به اندازه دردی که می بینیم نیست. مثال سطحی می زنم؛ طرف صد میلیون مشکل دارد، ما می توانیم به او صد هزار تومان کمک کنیم، اما دو هزار تومان کمک می کنیم، این مسکن است. یا کسی ضجه می زند که زندگی اش به هم ریخته است، ما هم کنارش می نشینیم و دو قطره اشک خیلی شیک می ریزیم، این هم مسکن است. فکر می کنیم که وجدانمان گورخواب نشده است و می گوییم عکس العمل نشان داده ایم.

زمانی که سهراب سپهری شعر آب را گل نکنیم را گفته بود، یکی از شعرای انقلابی آن زمان شعرش را خوانده بود و گفته بود که مرد حسابی دارند ملت را کنار باغچه سر می برند، آقا فکر آب را گل نکردن است. این یعنی دردی که درون تو احساس شده، با واقیتی که در جامعه هست، خیلی مطابقت ندارد.

الان، عکس العمل های شیک مد شده، مثل همین حقوق طبیعت و حیوانات. همین الان تا آخر منبر، هزارها نفر در جهان از بی عدالتی، فقر، بی امکاناتی، بمب، جنایت دارند می میرند. منبر که تمام بشود، چند هزار نفر مرده اند، اما عده ای فقط وقتی تحریک می شوند که یک سگی ضجه بزند. این خوب است، ولی با درد موجود جامعه تطبیق ندارد.

اما سربازهای وطن که برای نجات من و شما، انسانیت و مبارزه با مواد مخدر شهید شدند، قابلیت این را نداشتند که تجمعی بشود و برایشان دسته گلی برده شود؟! مانند همین اتفاقی که دارد برای آتش نشان ها می افتد و خیلی خوب است. کسانی که در طول تاریخ مظلوم بودند و الحمدلله امروز از مظلومیت در آمدند! اشک ریختن برای سگ عالی است، اما چرا برخی از فریادهای ما با دردهای ما مطابقت ندارد؟! وقتی دارد سر کسی را می بُرد، شما نباید برای گل آلود شدن آب شعر بگویی!!   

3. بیراهه رفتن.
» نباید یک سال به بهانه کنکور، انسانیت را خاموش کرد!
خودش را به بیراهه می زند. خودش را بیش از اندازه در درس غرق می کند. بارها خدمت دانش آموزان رهپویان عرض کرده ام، کنکور خیلی مهم است، اما اجازه نداری به بهانه کنکور یک سال انسانیتت را خاموش کنی! به پدر و مادرش کمک نمی کند. اگر خبری باشد، می گوید فکر من را مشغول نکن! فقط درس، یعنی فقط انسانیت نه! برای خودش مشغولیت ذهنی ایجاد می کند، تا دردهای جامعه را نبیند!

4. عکس العمل های سمبلیک.

» فعل اخلاقی یعنی در زمینه کم کردن درد، کاری انجام دهی.
در اینستا پست می زند و اشک می ریزد و آه می کشد. چند مدت پیش عکسی مشهور شد؛ کرکسی کنار کودکی استخوانی در آفریقا، منتظر مانده بود تا کودک بمیرد! عکاس اروپایی، این عکس را گرفته بود. صدها جایزه برنده شد.
- کسی از او پرسیده بود: وقتی عکس را گرفتی، بعد چه کار کردی؟؟
- گفت: هیچ!  
- بعد از عکاسی، بچه را بغل نگرفتی و به او غذایی ندادی؟!
- نه، فقط عکس گرفتم!

این یعنی در مواقعی عکس العمل های ما سمبلیک است. پست همدردی در اینستا می زند و خودش را آرام می کند! یا بازدید می کند آن هم به گونه ای که خبرنگاران حضور داشته باشند! باید فعل اخلاقی داشته باشی، یعنی در زمینه کم کردن درد کاری انجام دهی.

» عکس العمل های سمبلیک هیچ دردی را برطرف نمی کند!
قضیه خسیسی است که عبید زاکانی تعریف می کند؛ کسی فقیری را دید، کنارش نشست و گریه کرد. به او گفته شد: تو که پول داری، به جای گریه کردن نان بخر! گفت: آن سخت است! گریه راحت تر است و گریه می کنم. خیلی از مواقع عکس العمل ها کاملا سمبلیک است. عکس العمل های سمبلیک هیچ دردی از جامعه ما برطرف نمی کند!

برخی اوقات مد است! مثلا اگر قضیه ای مانند پلاسکو پیش بیاید و پست نزند، از بورس عقب می افتد، چون مد است! مد شده که ابراز همدردی کنند، این هم ابراز همدردی کند. الان همه در فضای مجازی غرق شده اند و از هر حادثه ای برای جمع کردن "لایک" و "ممبر" حسن استفاده می کنند. چقدر زشت است؟! پستی بزنیم یا شعری بگوییم که همه کف بزنند! چه عمل اخلاقی انجام می دهی؟؟

5. سوء استفاده های سیاسی و دینی از مباحث انسانی.

» لاشخوری یعنی انسانی از لاشه ای برای رسیدن به دنیا استفاده کند.

ما حتی اجازه سوءاستفاده دینی از مباحث انسانی نداریم، چه برسد به سوءاستفاده سیاسی! فاجعه ای اتفاق می افتد و هر کدام از جناح های سیاسی برای خودشان استفاده می کنند. باید فاجعه را حل کنی، نه این که بگردی تا ببینی با این فاجعه چه کسی را می توانی به زمین بزنی یا بالا ببری! هر دوی این کار خیلی زشت است. مصداق بارز لاشخوری همین کار است! که انسانی از لاشه ای برای رسیدن به دنیا استفاده کند.

سیاسی و دینی کردن وقایع انسانی، کاری است که آمریکا دارد انجام می دهد. آمریکا تزی به عنوان تروریست خوب و تروریست بد دارد! تروریست کلمه بدی است که آمریکا آن را ترجمه می کند و می گوید تروریست می تواند خوب هم باشد! ما هم همین کار را می کنیم، چه فرقی با سیاست آمریکا داریم؟! کسی که یک واقعه انسانی را با نگاه و عینک سیاسی بررسی می کند. کار انسانی اگر خوب است، خوب است و باید بالا برود، اگر بد است، بد است و باید تقبیح بشود. این که کار را چه کسی انجام می هد، در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

» قانون اخلاقی امام صادق(علیه السلام): هر چه برای خودت می پسندی، برای بقیه هم بپسند.
+ قانون اخلاقی که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
هر چه برای خودت می پسندی، برای بقیه هم بپسند. خودت را سریع در جای او قرار بده، همان را بپسند. برخی اوقات بعید نیست که سیاسیون ما دعا کنند که جناحی خراب شود، ولو ملتی لطمه بخورد! در جهان سیستم این گونه است.

6. نقش رقّت و حرکت در دینداری و روابط اجتماعی.
» چه کسی نزد خدا محبوب تر است؟
انسان گناهکار نیمه مومن رقیق، از عابد غلیظ و شدید، به شدت نزد خدا محبوب تر است. رقّت قلب دارد و دست و پایش در برابر دیدن معضلات اجتماعی می لرزد و نمی تواند تحمل کند. بالاترین حسن ائمه و اولیای ما رقّت آنان بوده است. در طول تاریخ دینداری با غلظت، شدت، بغض و قبض اصلا مورد نظر اولیای ما نبوده است.

» رقّت باید منجر به حرکت بشود.
فقر را دیدی، اشک هم ریختی، بعد چه کار کردی؟! یعنی چقدر از جیب و زندگی خودت برای این قضیه، تصمیم گرفتی تا برنامه ریزی کنی. برای آتش نشانان قهرمان گریه و همدردی کردید، قبول باشد! این آتش نشانان قهرمان در چهارشنبه سوری از دست شما مردم عاجز می شوند! چهارشنبه سوری امسال کاری بکن! از الان به سمتی بروید که چهارشنبه سوری کاری انجام بدهید!

رقّت باید منجر به حرکت بشود، رقّت به تنهایی فایده ای ندارد. قضیه ای پیش آمده، اشک هم ریخته ای، اما بعد از این قضیه، چه تغییری برای یک قدم مثبت بخاطر همین قضیه ای که تو را به اشک وادار کرده، انجام داده ای؟؟ اگر بنا به این باشد که فقط عکس العمل های سمبیلک انجام دهیم و هیچ تغییری ایجاد نشود و هیچ تصمیمی نگیریم، این رقّت به درد نخواهد خورد!

7. خوشحالی و خوش دلی.
» در چه صورت اغلب مشکلات جامعه حل می شود؟
خوشحالی که در شیراز به برخی آدم ها می گوییم و در شیراز معنای خاص خودش را دارد. خوشحالی و خوش دلی یعنی بیخیالی که در این بیخیالی شخص احساس خوشحالی می کند. اتفاقا این حالت در طبقه مرفه بیشتر است و در کشورهای مرفه هم بیشتر است. یعنی همان هایی که می توانند درمان کنند، دچار این خوشحالی می شوند. اگر این آدم ها تحریک شوند و آن ها را از بیخیالی خارج کنید، از مرفه بی درد به مرفه با درد تبدیل شوند، اغلب مشکلات جامعه حل می شود.

خودشان را در دردهای انتزاعی غرق می کنند، اگر بتوانید آن ها را با دردهای جدّی جامعه مواجه کنید، می توانند بهترین سرویس را به جامعه بدهند. عکس العمل های رمانتیک مربوط به این گروه است. کشورهای این مدلی هم اگر بتوانند مقداری سطح بالای برخورداری خود را از زمین کم کنند، می توانند مشکل کشور همسایه خود را حل کنند.

» اگر سطح برخورداری متمولین پایین بیاید، سطح فقرا یک درجه بالا می رود.
در مملکت خودمان هم همین است؛ اگر متموّلین ما سطح برخورداری خود را پایین بکشند، سطح فقرای ما یک درجه بالا می رود یا کسانی که معضل اجتماعی دارند، یک درجه به سمت مثبت حرکت می کنند. باید بتوانیم به این ها بگوییم این گونه خوشحالی و بیخیالی دنیا، کاذب است! باید به این سمت بیایند که با معضلات آشنا شوند و برای آن ها کاری کنند.

با این کار انگیزه زندگیشان بالا می رود. وقتی پسر و دختری که در اوج شهوت، قدرت طلبی، میل به ریا و رفاه قرار دارد و در پر قو بزرگ شده است را با معضل اجتماعی آشنا کنیم، تا آخر کار را می رود. بعد انگیزه ای پیدا می کند که از آن خوشحالی کاذب فاصله می گیرد و می فهمد که خوشحالی حقیقی این است.

» برخوردهای قطع نامه ای دردی از ملت ها دوا نمی کند.
در کشورهای مرفه برخوردهای قطع نامه ای می کنند! قطع نامه چه دردی را از ملت ها دوا می کند؟ صبح تا شب قطع نامه می دهند، شما باید درمانی برای دردهای جهان داشته باشید. اگر خداوند امکانات بیشتری به شما داده، از هر جا آورده اید ( که ما روی این که از کجا آورده اید بحث داریم) لازمه اش این است که درصدی امکاناتتان را برای جهانیان اختصاص بدهید، وگرنه اگر برکت از زندگی این ها گرفته بشود، به بدبختی های عمیق تری دچار می شوند.

» چرا ثروتمندان و مرفهین وارد معضلات اجتماعی نمی شوند؟
یکی از بحث هایی که متمولین، ثروتمندان و کشورهای مرفه خیلی جدی وارد معضلات ما نمی شوند، ذوق زدگی و انفعال ما است. مثلا برای یک فاجعه جهان سومی، یک ورزشکار جهان اولی پستی می زند، آنقدر از این شخص تشکر می کنیم که خودش هم می گوید این ها همین را می خواهند! یعنی کسی به او نمی گوید تو که درآمد میلیاردی داری، ده دلار برای این معضل می فرستادی! ما نسبت به قشری که خودشان را برتر از ما می بینند، خودمان را پست تر می بینیم، منفعل و ذوق زده ایم!

مثلا فلان هنرمندان در فرانسه با فاجعه پلاسکو اعلام همدردی کرده اند، تمام روزنامه ها تیتر می زنند در شبکه های اجتماعی پخش می کنیم. طرف می گوید این ها چه آدم های منفعل و ذوق زده ای هستند! این ها تمام توقعشان از ما همین است!

یک مثال می زنم که هیچ ربطی به این ندارد، اما خودتان ربطش بدهید:
چند سال پیش در بوشهر منبر داشتم. هفته قبلش رئیس جمهور وقت آقای احمدی نژاد بوشهر بود. گفتم چند سال است به بوشهر می آیم. شهر شما یک کوچه سالم ندارد، یک تفریحگاه خوب ندارد، جوان ها بی کارند، هزار معضل دارید، هزار کیلومتر ساحل بوشهر بی استفاده افتاده در حالی که قابلیت بهره برداری اقتصادی خیلی بالا دارد، اما همه برای آقای احمدی نژاد پلاکارد زدید که شاهین بوشهر را نجات بده!

وقتی دغدغه هایتان را اینقدر منفعلانه تنظیم می کنید، چه توقعی از حکومت دارید؟ شیراز هم همین است، ایران نسبت به جهان اول هم، همین است! جهان سومی ها خیلی زود ذوق زده می شوند. وقتی وزیر مملکت می گوید هواپیما گرفتیم و بوی نویی می دهد، آدم خجالت می کشد!! آدم یاد پادشاهان قاجار غرب ندیده می افتد! آن ها هم می گویند این ها که اینقدر پست و منفعل هستند چرا ما باید به این ها نگاه کنیم؟؟

مثلا یک مسئول به منطقه ای پر از معضل می رود، همه سلفی می گیرند! او هم می گوید این ها همین را می خواستند، برویم ببینیمشان روحیه بگیرند! هر وقت کاری کرد، اعلام کن. خیلی از کسانی که می توانند از ما دردی را درمان کنند، اینقدر ما ذوق زده و منفعل می شویم که طرف با خودش می گوید: همین کافی است!

سرت را بالا بگیر، اینقدر منفعل نباش! آدمی که پشتش به خداست، از هیچ چیزی ذوق نمی کند که بگوید بوی نویی می دهد! اصلا یادم نیست در تاریخ انقلاب کسی چنین حرفی زده باشد! بعد از 37- 38 سال داریم عقب عقب می رویم! الان پهلوی را رد کرده ایم، داریم به دوران قاجار می رسیم! داریم به زمانی می رسیم که به غرب می رفتند با دیدن درشکه، چشمانشان گرد می شد!

8. "الناس علی دین ملوکهم". مردم بر دین ملوکشان هستند.

» وظیفه دولت و مسئولین در بحث کرختی اخلاقی چیست؟
گزینه آخر نقش دولت در بحث کرختی است. یعنی دولت مردان ما نسبت به معضلات اجتماع، عکس العمل های غیر سمبولیک و جدی نشان بدهند. استاندار و مسئول ما وقتی معضل اجتماعی را در جامعه دید، یک درجه ماشینش را سبک کند. اگر بی عدالتی را دید، اگر گور خوابی را دید، استخر و سونایش را تعطیل کند.

امیر المومنین(علیه السلام) معضلات اجتماعی را می دید، می لرزید، خوابش نمی برد! می گفت: شنیدم کسی جایی کتک خورده، خوابش نمی برد! کسی می گوید دیدم امیرالمومنین(علیه السلام) در گرمای کوفه، بعد از ظهر دارد در خیابان ها می چرخد. گفتم: یا علی، هیچکس این ساعت در خیابان نیست، دنبال چه کسی می گردی؟ گفت: دارم می چرخم. گفتم آقا در این گرما؟ کسی نیست، همه جا تعطیل است! گفت من حاکمم، احساس می کنم الان شاید کسی به حاکمش احتیاج داشته باشد، همین حرف تو را بزند یعنی بگوید ساعت سه بعد از ظهر، در این گرما مزاحم علی نشوم! خودم دارم می چرخم، من را ببیند، بیاید حرفش را بزند.

» یکی از دلایل انقلاب اسلامی اشرافیت حکام پهلوی بود.
این که ما از پهلوی فرار کردیم برای اشرافی گری اش بود، یکی از دلایل انقلاب اسلامی اشرافیت حکام پهلوی و آن هزار فامیل بود.
مردم می دیدند این ها از جنسشان نیستند، پیاده روی را درک نکرده اند، گرما نکشیده اند، آفتاب نخورده اند، درد نکشیده اند، در صف بیمارستان نایستاده اند، هر شب بهترین غذا را خورده اند، به همین خاطر انقلاب کردند. همه که برای ارزش های متعالی دینی انقلاب نکردند، یکی از دلایلش بی عدالتی بود.

از سال 57 که انقلاب کردیم، می بینیم مسئولین ما به سمت فاصله گرفتن با زندگی مردم جلو می روند. دهه 60 کمی فاصله گرفتند، دهه 70 بیشتر فاصله گرفتند، دهه 80 باز فاصله گرفتند. تا دهه 90 رسیدیم، الان این ها با آن ها چه فرقی می کنند؟ این جمله را از حضرت امام(ره) نقل می کنند: خدا نیاورد آن روزی که سیاست ما و سیاست مسئولین ما پشت کردن به دفاع از محرومین و روی آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و ثروتمندان از اعتبار بیشتری برخوردار باشند.

من و شما جزء مردم هستیم. آیا در اداره، دولت، مجلس، قوه قضاییه و همه جای مملکت ما، اعتبار ثروتمندان بیشتر از فقرا نیست؟؟ این چه مملکتی است؟ این چه انقلابی است؟ هر جا پول داشته باشی، بیشتر تحویلت می گیرند یا نه؟ این معضل اخلاقی است. وقتی حکام ما به جای خم شدن در مقابل فقرا و بوسیدن دستشان، بیشتر به راضی کردن ثروتمندان می پردازند، یعنی کرختی اخلاقی در جامعه وجود دارد.

این ها که این گونه هستند، چرا ما باید دل بسوزانیم؟! در عمرش یک بار پیاده نرفته، گرسنگی نکشیده، استخرش ترک نشده، سونا و جکوزی اش سر جایش است، بچه اش را با سرویس می برند بر می گردانند، بهترین مدرسه می رود، دخترش هم که دانشجو می شود به آمریکا و اسرائیلی می رود که مرگ بر آن ها می گوییم!

این چه تناسب و سنخیتی بین من و تو است؟ این ها را برای چه کسی داریم می گوییم؟ برای خودمان داریم می گوییم، آن ها که نمی شنوند! اینها اصلا کلا تعطیل هستند، کنار کشیده اند، مسجد و حسینیه نمی آیند. کرختی اخلاقی بیشتر از بالا به پایین سرایت می کند. سخنرانی دیروز ترامپ را ببینید! روی چه چیزی دست گذاشته؟ می گوید امروز مردم حاکمند، روزگاری که حاکمان جشن می گیرند و مردم علتی را برای جشن گرفتن نمی بینند، آن روزگار، روزگار بدبختی آمریکا است. مشخص است طرفدار پیدا می کند.

روزی خواهد رسید که حاکمان ما برای چیزهایی خوشحال می شوند که اصلا ملت خوشحال نمی شوند و برای چیزهایی ناراحت می شوند که ملت ناراحت نمی شوند. بعد، درصد حضور ما در صحنه های انتخاب این حاکمان کم می شود، همان آمریکا می شود، فرقی نمی کند، مسیر همان مسیر است! انقلاب کردیم برای این که، این گونه نباشد!

امروز هیچ کسی از اشرافی گری خجالت نمی کشد! اصلا مد شده از اشرافی گری خجالت نمی کشند، این معضل بزرگی است!
ان شاء الله خدا به ما توفیق عمل کرامت بفرماید و ما را از کرختی اخلاقی دور کند.



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات