برنامه آينده
شنبه های پاک
جلسه هفتگی
گردهمایی زائران پیاده اربعین

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع :
جوهر هویت مدرن - قسمت دوم

مداح :
حاج مهدی رسولی

زمان :
شنبه شب ۹۶/۸/۶
همراه با اقامه نماز مغرب
و عشاء

بلوار پاسداران
خیابان شهید آقایی
حسینیه سیدالشهداء(ع)
رهپويان






چهارشنبه 5 مهر 1396 نسخه چاپی
متن سخنرانی به سوی بی نهایت - قسمت اول / شب اول محرم۹۶
چرا انقدر دغدغه ها و خوشحالی هایمان کوچک شده است؟ چرا برخی رویدادها برایمان بزرگ جلوه می کند؟ من اگر بدانم که می توانم به مرتبه ای برسم که زمان و مکان را در اختیار بگیرم، پشت پرده عالم هستی را ببینم و به جایی برسم که خود را در مقابل خدا احساس کنم و بدانم چه هستم، افکار و رفتارم در زندگی متفاوت خواهد شد!

یا انیس
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع : به سوی بی نهایت - قسمت اول
شب اول محرم - 1396

عناوین اصلی سخنرانی :
» ما باید خدا را به صورت فطری شناسایی کنیم!
» اولین پله در دین، شناخت است.
» اثر ایمان، ایجاد محبت فطری در شماست.
» برای شناخت خدا، اول باید هستی و سپس خودمان را بشناسیم.
» آداب و مناسک، نمای بیرونی دین ما هستند.
» اخلاق و روحیات به منزله تاسیسات دین هستند.
» حب و بغض، ابزارهای حفاظت از دین محسوب می شوند.
» تا زمانی که هستی شناخته نشود، خدا نیز شناخته نمی شود.
» دلیل مشکلات ما در دین، کبر است.
» برای رسیدن به خشوع، باید هستی را ببینی!

دینی که ما به آن معتقدیم، بعضاً تک بعدی است. یعنی به یک قسمت از دین می پردازیم و از قسمت های دیگر آن، غافل هستیم. کمترین ضرر دین تک بعدی، این است که شما از نوع زندگی دنیا و از مواهب دنیا و آخرت، بهره کامل را نمی برید! همچنین بالاترین ضررش این است که در دام التقاط می افتید؛ مثل تکفیریون که در دام التقاط افتادند، چون دینشان تک بعدی است و با این بعد سیاه و سفید مطلق و خط کشی های خیلی قوی بین عقاید خود و مابقی مردم، در دام تفکیر افتادند.

در قرآن کریم عبارت "ألیَوم أکمَلتُ لَکُم دینَکُم"، نشان دهنده ادعای خداست، ادعایی که در طی این مباحث اثبات خواهد شد که این دین، یک دین کامل است! منتها یک نفر باید به این کمال دینی توجه کند که خدا به ما چه دستور داده و چگونه باید به دین وارد شویم. از میان مباحثی که میان ما مطرح می شود، بعضاً مباحث، کلامی هستند! چرا اسلام برتر است؟ چرا شیعه برتر است؟ چرا اهل سنت یا مسیحیت یا یهود و ... برتر هستند؟ عده ای نیز دوره های عقیدتی تحت عنوان خداشناسی، امام شناسی و ... می گذارند و مسیرهایی را شروع می کنند که از هیچ درصد تا صد درصد تاثیرگزار است.

» ما باید خدا را به صورت فطری شناسایی کنیم.
این مبحث چند جلسه ای که خدمتتان ارائه می دهم، تنها راه رسیدن به خدا نیست. شاید راه های دیگری وجود داشته باشد که مستمعین خاص خودشان را دارند! من فکر می کنم که این بحث مستمع بیشتری دارد، یعنی ضمن این که شما راحت تر به خدا می رسید، می توانید دیگران را نیز راحت تر به خدا برسانید، چرا که این بحث تماماً فطری است. دستور خدا در قرآن کریم این بوده است که ما خدا را فطری بشناسیم، یعنی هرآنچه که می گوییم با فطرت شما کاملاً همخوانی دارد. زمانی که فطرت در مقابل عقیده مقاومت نکند و حتی عقیده را همراهی کند، تاثیر بسیار بیشتری برای شما خواهد داشت! لذا این بحث به هر تعداد جلسه ای که باشد، مبحثی از "بای" بسم الله تا "تای" تَمَت است. باید برای آن ده، پانزده ساعت وقت بگذارید و از صفر تا صد این بحث را برای خود مرور کنید.

» اولین پله در دین، شناخت است!
ما یک زیر ساخت داریم که لازمه شروع هر کاریست! مثلاً برای ساخت یک حسینیه قسمت های مختلفی وجود دارد. فرض کنید دین یک حسینیه است که قرار است ساخته شود. اولین قدم بحث زیر ساخت هاست، زمین را بسنجند، فنداسیون آن را بریزند و... زیر ساخت در دین، همان شناخت است! یعنی اولین پله ای که باید از آن گذر کنیم، شناخت است.

شناخت به چه معناست؟ شناخت یعنی هم ایمان بیاوری و هم احساساتتان شما را با این ایمان همراهی کند. مثلاً شما ایمان می آوری که فلان غذا برای خوردن خوب است، باور قطعی داری، اما این غذا را دوست نداری! با وجود این که شناخت کامل است، اما غذا را نمی خوری! برخی از ما شناختمان نسبت به دین کامل است، اما محبتمان نسبت به آن ناقص است، لذا باعث گریز ما از دین می شود.

» اثر ایمان ایجاد محبت فطری در شماست!
شما به فرزندانت می گویی بهترین حالت برای تو این است که معدل دیپلمت را بیست بگیری، اما نمی توانی به او بگویی تحقیق کن چه دروسی در مقطع دیپلم تدریس می شود! اول باید پیش دبستانی و سپس دبستان و مقطع اول و دوم را بگذرانند و کم کم به مقطع دکترا برسند.

آیا خداوند برای شناخت دین در قرآن کریم به ما توصیه ای کرده است؟ چرا توصیه؟ چون شاید یک نفر از مسیر دیگری برود و برسد، اما خدا توصیه کرده است؛ "وَالذّینَ آمنوا أشَّدُ حُبا لِلّه"، کسانی که ایمان دارند، ایمانشان باید باعث تقویت محبتشان شود، نه تقویت قدرت بحث کردنشان و یا حتی تقویت عملشان! یعنی یک نفر می تواند ایمان داشته باشد، صد درصد هم به آن عمل کند، اما محبت نداشته باشد! مثلاً به دلیل بهشت و جهنم و یا با عقل فهمیده است که باید این گونه زندگی کند، درحالی که خدا می فرماید : "وَالذّینَ آمنوا أشَّدُ حُباً لِلّه"، اثر ایمان، حب فطری شماست!

» برای شناخت خدا اول باید هستی، سپس خودمان را بشناسیم.
دومین آیه ای که راه را به ما نشان می دهد، آیه ای است که نشانی آفاق و انفس را به ما می دهد. برای شناخت من، اول باید هستی را بشناسید و دوم خودتان را بشناسید. برای شناخت هستی و خودت نیاز به هیچ کتاب و جزوه ای نیست.

فرض کنید چشم شما را می بندند و شما را در یک مدرسه قرار می دهند. شما نمی دانید به کجا آمده اید! سپس یک نفر شروع به توضیح دادن برای شما می کند. این جا وسط یک حیاط است که چهار دیوار دارد، سمت راست یک ساختمان است و پشت سرش ساختمان دیگریست. این ساختمان دارای دویست اتاق است که سر در هر اتاق یک تابلو نصب شده است. یک اتاق مخصوص مدیریت است و ...! در حقیقت می خواهد با توضیح دادن، شما را قانع کند و بفهماند که در مدرسه هستید! احتمال این که شما متوجه شوید، وجود دارد. اما شما نه به آن ایمان پیدا می کنید و نه به آن بنا محبت پیدا می کنید. بهترین راهی که بتوانید ایمان و محبت و شناخت نسبت به مدرسه پیدا کنید، برای شما که چشم بسته برده اند و وسط یک مدرسه قرار داده اند، این است که چشم هایتان را باز کنید!

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می گوید، برای شناخت من چشمت را باز کن! "سَنُریهم آیاتِنا فی الآفاق وَ فی أنفُسِهِم". آفاق، هستی و خودتان را ببینید! اگر هستی و خودت را خوب ببینی، گویی من را دیده ای و دیگر لازم نیست توحید، معاد، عدل، نبوت و امامت را برایت ثابت کنند، خودت به تمام این موارد خواهی رسید! ما چنین مسیری را، مسیر فطری می نامیم. ایمان به علاوه محبت، باعث شناخت می شود که زیر ساخت به حساب می آید!

» آداب و مناسک، نمای بیرونی دین ما هستند.
قسمت دیگر حسینیه ما، نمای بیرونی آن است و هر کس که آن را از بیرون می بیند، می گوید این بنا حسینیه است! نماز خواندن و حج رفتن نیز به منزله نمای بیرونی دین ماست، یعنی با دیدن آن می گویند او یک مسلمان است! آداب و مناسک نمای بیرونی دین ما هستند. شب اول محرم برای امام حسین(ع) مشکی پوشیده ای، بیانگر این است که تو یک مسلمان شیعه حسینی هستی! زمانی که اشک می ریزی، می گویند این مسلمان شیعه حسینی متوسل است. یعنی نمای بیرونی ما باید زیر ساخت ما را نشان دهد! اگر مثلاً فضای داخل، حسینیه باشد، اما نمای بیرون را به شکل بانک بزنید، مردم هیچگاه برای امام حسین(ع) به این حسینیه  مراجعه نمی کنند، چون نما متناسب با زیر ساخت نیست.

 » اخلاق و روحیات، به منزله تاسیسات دین هستند!
سومین قسمت بحث تاسیسات این حسینیه است که شامل آب، برق، گاز، تلفن و... می شوند؛ یعنی مواردی که کار حسینیه را راه می اندازند. تاسیسات در دین، همان اخلاق و روحیات و ملکاتیست که شما به دست می آورید. مثلاً شما وارد حسینیه می شوید و می بینید صوت و برق و گاز و آب و فرش نداریم، از آن جا می روی!
شناخت شما کامل است، نمای بیرونی شما هم بیانگر یک مسلمان است، آداب و مناسک را نیز انجام می دهی، اما اخلاق و روحیات و ملکات و هر آنچه که به آن مقید هستی، دینی نیستند! چرا مردم دین گریز می شوند؟ چون اخلاق و روحیات شما را می بینند. بنابراین تاسیسات شما، اخلاق و روحیات شما هستند.

» حب و بغض، ابزارهای حفاظت از دین محسوب می شوند.
از طرفی ما نیاز به امکاناتی داریم که این نما را حفظ کند. مثلاً در حسینیه انتظامات و دوربین و دزدگیر و محافظ و بازرسی وجود دارد. این امکانات در دین، همان حب و بغض است، یعنی محبت شما به خوبان و دشمنی شما با دشمنان ابزار ما برای حفاظت از دینمان محسوب می شوند! با این مقدمه، بحث به سوی بی نهایت را شروع می کنیم!

» تا زمانی که هستی شناخته نشود، خدا نیز شناخته نمی شود.
تا زمانی که هستی شناخته نشود، خدا نیز شناخته نمی شود. در میان این هستی شناسی، چند اتفاق خوب رخ می دهد : انسان عظمت خلقت را می بیند، به خدای قادر پی می برد، حکمت را در خدا در می یابد و در نهایت کوچکی خودش را در مقابل خدا احساس می کند! بسیاری از بی دینی های ما به این دلیل است که اولاً : خود را در مقابل خدا بزرگ می بینیم، ثاتیاً : فکر می کنیم که در دنیا، بزرگی وجود دارد! هرکس گمان کند بزرگی به معنای کبر، در دنیا وجود دارد، هیچگاه نمی تواند متدین باشد! چرا که کبر در اخلاق و روحیات و ملکات شما تاثیر می گذارد و مردم این اخلاق و  رفتار را خواهند دید!

زمانی که مردم این اخلاق و رفتار را می بینند، متاسفانه هم خودشان نسبت به دین و خدا مشکل پیدا می کنند و هم خودت پس از مدتی نسبت به خدا و دنیا و دین مشکل پیدا می کنی. تا دو روز پیش من گمان می کردم که فلانی معلم است. زمانی که به او برخورد می کردم و سلام می کردم، در جواب می گفت سلامٌ علیکم، من گمان می کردم چه معلم خوب و مهربانی است و از سلام کردنش لذت می بردم! اما امروز متوجه شدم که او معلم نبوده، بلکه وزیر آموزش و پرورش است و ناگهان لذتی که از "سلامٌ علیکم" می بردم به میزان بزرگ بودن این آدم، بیشتر می شود.

خداوند می گوید : "اُدعونی أستَجِبَ لَکُم". دعا کنید، من استجابت می کنم! اگر خدا را همانند خودم ببینم، انتظار دارم جواب خدا این گونه باشد : بنده من، عزیزم، وظیفه ام است که دعایت را مستجاب کنم، بفرمایید، ببخشید دیر شد! اما اگر به خدای عظیم رسیده باشم، همین که متوجه شوم خدا گفته است : "اگر بنده ای سرش را رو به آسمان بلند کند و صدایم کند، من جوابش را می دهم"، همین جمله بسیار بسیار لذت بخش خواهد بود! حتی اگر به من نگاه نکند، همین که این جمله را گفته، برای من لذت بخش خواهد بود!

» دلیل مشکلات ما در دین، کبر است!
من اگر اسم یک پسر بچه را پشت بلندگو بگویم، برایش بسیار لذت بخش خواهد بود، اما اگر اسم تو را بگویم، برای شما تفاوت چندانی نخواهد داشت! هرچه یک انسان بزرگ، بزرگ تر شود، توجه اش به ما لذت بخش تر می شود! از منظر فطرت دلیل این که برخی از ما در دین مشکل داریم، کبر است و دلیل کبر، نشناختن هستی، خودت و جایگاهت در هستی است. در حال حاضر برهان نظم و ... را فراموش کن و "سَنُریهِم فِی الآفاقِ وَ الأنفس"، به هستی نگاه کن!

در روایت داریم که امام سجاد(ع) قبل از نماز، سرشان را رو به آسمان می کردند و به آن نگاه می کردند و تا مدتی پس از نماز، در آن غرق می شدند! مگر نماز اول وقت انقدر مورد تاکید نیست؟ امامی که به آسمان نگاه می کرد، در حال جست و جوی هستی بود و از بزرگی هستی، به بزرگی بی نهایت خدا پی می برد! "ألذینَهُم عَن صَلاتِهم خاشعون"، در نتیجه این امام در نماز بسیار خاشع بود!

» برای رسیدن به خشوع، باید هستی را ببینی!
گاهی خشوعی که ما داریم، تعریفی است. مرحوم ملا احمد نراقی در جامعة السعاده و معراج السعاده آورده است که برای خشوع باید این کارها را انجام دهی. از نظر من برای رسیدن به خشوع، باید هستی را ببینی! در هر سنی که هستید، زندگی و دغدغه ها و گرفتاری ها و حاجات و آرزوهایتان را با خود یک دور مرور کنید و با این هستی شناسی که به صورت تصویری برایتان ارائه می دهیم، خودتان را تطبیق دهید!

علوم انسانی بر پایه شناخت اطلاعاتی است، اما علوم الهی بر پایه هستی شناسی و خودشناسی است! دلیل این که خواسته های ما هیچگاه انتها ندارد، این است که ما انسان ها تنها موجوداتی هستیم که می توانیم بفهمیم که هستی و بی نهایت به چه معناست؟ اگر از یک گاو بپرسی امروز برای این که سیر شوی، به چه مقدار غذا نیاز داری؟ پاسخشان بیست کیلو یونجه و شبدر و کاه و جو و آب است. اگر این گاو سیصد هزار نسل پیشرفت کند، در حاجاتشان کوچک ترین پیشرفتی از منظر خوراک و پوشاک و آمال و آرزوها نخواهند داشت! اما دامنه حاجات انسان ها روز به روز به سمت بی نهایت بازتر می شود. حضرت امام(ره) در اوایل انقلاب فرمودند : "آقای کارتر - رئیس جمهور آمریکا که به دنبال جهانی سازی و فتح جهان و جنگ ستارگان بود - این همه برای بزرگ شدن ظلم می کند، اشتباه می کند بیچاره! او به دنبال خداست اما خودش نمی فهمد". جمله بسیار عجیبی است!

دلیل این که من و شما سیری ناپذیریم، طمع داریم، دائم درجات بالاتر را می خواهیم این است که ما در خلقت، حقیقتاً استحقاق رسیدن به درجات بالاتر را داریم! دلیل این که من و شما می توانیم راجع به هستی فکر کنیم نیز همین است، تجربه های خود را از کودکی تا به حال ببینید! آیه پنجاه و سوم از سوره فصلت می فرماید : "سَنُریهِم آیاتِنا فی الآفاق وَ فی أنفُسهِم حتی یَتبیَّنَ لَهُم أنَّهُ الحَق"، آیاتمان را در هستی و در خودتان قرار داده ایم که شما آن ها را ببینید و بفهمید که حق چیست و اصلاً خدا چیست؟ بتوانید خداشناسی خود را مرور کنید!

در ابتدا حجم خود و زمین را مقایسه می کنم. من شصت و چهار کیلو هستم و زمین شش هزار میلیارد تُن است! یعنی زمین صد هزار میلیارد میلیارد برابر من است! توصیف ملیون و میلیارد برای ما باز نشده است. شما بر روی یک برگ A4 با عرض سی سانتی متر و طول هفتاد سانتی متر را در نظر بگیرید، بر روی این برگه هزار لکه می توانید بر جای گذارید! با توجه به طول این برگه، شما باید هزار برگ را کنار هم بچینید که هر کدام حاوی هزار نقطه باشد، مجموعاً هفتصد متر می شود! چیزی در حدود مسافت این خیابان تا خیابان باسکول نادر! نسبت عدد یک به عدد یک ملیون، همانند نسبت اولین نقطه در اولین برگ به آخرین نقطه در این مسیر است! زمانی که می گویند بزرگی خورشید یک ملیون و دویست هزار برابر زمین است، همانند نسبت حجم یک نقطه به حجم تمامی این نقاطی که برایتان ترسیم کردم است!

در توصیف عدد میلیارد تصور کنید که سیاره مشتری هزار و چهارصد برابر زمین و خورشید یک میلیون و سیصد و نود و هفت هزار برابر زمین است! اگر کامپیوتری را در نظر بگیریم که در هر ثانیه یک عدد را شمارش کند تا به عدد یک میلیارد برسد، باید سی و یک سال کار کند! یک میلیارد عدد کوچکی نیست، زمانی که می گوییم خورشید یک میلیارد برابر است، عدد بسیار بزرگی است منتها چون ما با واحد پول خودمان آن را در نظر می گیریم، برایمان کوچک به حساب می آیند!

خورشید چگونه ستاره ای است؟ ما پنج نوع ستاره در جهان داریم که ستاره های کوتوله یک نوع از آن هاست! این ستاره های کوتوله نیز چند گونه هستند : کوتوله کوچک، کوتوله متوسط و پس از متوسط، غول پیکر، ابر غول پیکر و در نهایت فرا غول پیکر! خورشید جزء کوتوله های کوچک است. قطر زمین دوازده هزار کیلومتر است، یعنی برای دور زدن زمین با هواپیمایی که سرعت هزار کیلومتر در ساعت را داراست، دوازده روز زمان می برد! قطر یکی از این ابرغول پیکرها فقط در کهکشان راه شیری دو میلیارد و هشتصد ملیون و ششصد و چهل و سه هزار کیلومتر است. با همین هواپیما اگر بخواهی به دور این ستاره بگردی، نهصد و سی و شش سال زمان می برد!

کلیپ ناسا راجع به اندازه و فاصله زمین و اجرام آسمانی را مشاهده کردید! در مقابل چنین عظمتی از خلقت، برخی از حرف هایی که به خدا می زنیم، چقدر مضحک است! این کلیپ تا جایی را توانست به ما نشان دهد که دوربین های ناسا توانسته اند رصد کنند! همچنین اعلام کرده اند که نور این ستاره ها و کهکشان ها به ما رسیده است، اما نور برخی از اجرام آسمانی از اول خلقت زمین تا به حال هنوز به ما نرسیده است و سیصد ملیون سال بعد نورشان خواهد رسید!

یک سال نوری چند کیلومتر است؟ نه تریلیون و چهارصد و شصت میلیارد و هشتصد ملیون کیلومتر است. در حقیقت از کره زمین تا تمام کهکشان هایی که در کلیپ دیده شد، سیصد میلیارد سال نوری فاصله است! تا به حال صد و بیست میلیارد کهکشان دیده شده است که در قسمت آخر کلیپ، کل دنیا را فقط در آسمان اول نشان می داد که مانند یک توپ پینگ پونگ، میان میلیاردها توپ پینگ پونگ دیده می شود! این کلیپ را دوباره با دقت مشاهده کنید! برخی از کهکشان ها صد هزار برابر این کهکشانی است که مشاهده کردید. از طرفی همه آنچه که در این کلیپ به نمایش گذاشته شد، راجع به آسمان اول است، درحالی که ما هفت آسمان داریم.

از امام صادق(ع) پرسیدند، آسمان ها نسبت به هم چگونه اند؟ امام فرمودند : کل بیابان های زمین را در نظر بگیرید، یک حلقه را در آن بیابان بیندازید، نسبت آسمان اول به آسمان دوم مثل این حلقه است به بیابان! همچنین کل بیابان های زمین را در نظر بگیرید، نسبت آسمان دوم به سوم نیز مانند نسبت یک حلقه به بیابان است! آسمان های دیگر نیز به همین شکل هستند یعنی نسبت آسمان ششم به آسمان هفتم همانند یک حلقه است در کل شش آسمان! سپس امام فرموند : همه این موارد مربوط به خلقت ما یعنی خلقت فرش است، سطح بالاتر از آن لوح است، سپس قلم، عرش و در نهایت ملکوت است که جایگاه خدا و بهشت و ... است. نسبت من به عنوان یک انسان با وزن شصت کیلو به آسمان هفتم و ملکوت چگونه است؟ صفر! آدم نمی داند بخندد، گریه کند، سرش را به دیوار بکوبد، دیوانه شود یا ...؟!

طبق نظریه انیشتین، زمان با فاصله ارتباط دارد. یعنی چون من و شما هشت سال نوری با خورشید فاصله داریم، زمانی که با سرعت نور حرکت می کنیم، زمان در اختیار ماست. لذا اگر فرضاً ما شاهد انفجاری در خورشید باشیم، این انفجار هشت دقیقه پیش اتفاق افتاده است. همچنین تصاویری که ناسا جمع آوری می کند، مربوط به صد هزار سال پیش است. ستاره ای که امروز شکل گرفته است، صد هزار سال دیگر نورش به ما می رسد! اگر در حال حاضر در فلان قسمت ستاره ای را نبینیم، این مربوط به دویست ملیون سال پیش است، ممکن است درحال حاضر ستاره ای موجود باشد، اما ما دویست ملیون سال بعد آن را ببینیم!  و اگر کسی برود از خورشید به ما نگاه کند، از آن جا به فاصله هشت دقیقه بعد، صحبت کردن من را می بیند! اگر فاصله یکی از ستاره ها تا زمین، صد سال نوری باشد، در حقیقت آن ستاره را به سال 1296 می بینیم!

اگر شما وسیله ای داشته باشید که بتوانید به وسیله آن با سرعتی بیش از سرعت نور حرکت کنید، مثلاً وسیله ای داشته باشید که بتوانید در مدت زمان ده سال، به فاصله صد سال نوری برسید، شما می توانید از آن بالا کره زمین را در صد سال قبل ببینید.

این که شما در زمان مرگ می توانید از ابتدا زندگیتان تا لحظه مرگ را ببینید به این دلیل است که روح از بالا نگاه می کند! زمانی که روح مجرد شد و بالا رفت، دیگر زمان برای تو وجود نخواهد داشت! امام ما  امام زمان است. امام زمان(عج) چگونه همه زمان را می بیند؟ امام زمان(عج) چون به ملکوت می رود و روحشان مجرد می شود، همه زمان ها را می بیند! انیشتین بُعد دیگر زمان و مکان را نگفته است که می توانید زمان آینده را نیز ببینید. اگر به مثبت بی نهایت، صد سال بالا  بروید، صد سال قبل را خواهید دید و اگر به منفی بی نهایت، صد سال پایین بروید، صد سال بعد را خواهید دید! چگونه برخی از انسان ها می توانند پیش بینی آینده را کنند؟ روحشان را مجرد می کنند!

چرا انقدر دغدغه ها و خوشحالی هایمان کوچک شده است؟ چرا برخی رویدادها برایمان بزرگ جلوه می کند؟ من اگر بدانم که می توانم به مرتبه ای برسم که زمان و مکان را در اختیار بگیرم، پشت پرده عالم هستی را ببینم و به جایی برسم که خود را در مقابل خدا احساس کنم و بدانم چه هستم، افکار و رفتارم در زندگی متفاوت خواهد شد! فردا شب توضیح خواهم داد که ما در این عوالم چگونه هستیم و خدا و بی نهایت چگونه است! هر آنچه که دیگران با ریاضت به آن خواهند رسید، ما با مشاهده عالم هستی می توانیم به آن برسیم. شش ماه است که بر این مباحث کار می کنم و به همه آنچه که می گویم رسیده ام، من تا به چیزی پی نبرم از آن صحبت نمی کنم!

امام زمان (عج) می تواند در زمان حرکت کند و تمام این عوالم تا بهشت در اختیارشان است. ارتباط ما با امام زمان(عج) نیز دقیقاً باید با اندازه های ما متناسب باشد!


کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات