برنامه آينده
شنبه های پاک
جلسه هفتگی


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد

موضوع سخنرانی :
جوهر هویت مدرن - قسمت ۵

مداح :
حجت الاسلام احمدی

قاری :
سیدمحمدعلی سجادیان

زمان :
شنبه ۹۶/۹/۴
ساعت ۱۹
بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی،

حسینیه سیدالشهداء(ع)

رهپويان






یکشنبه 23 مهر 1396 نسخه چاپی
متن سخنرانی - به سوی بی نهایت - قسمت سوم / شب سوم محرم 96
سی سال نوکر ابا عبدالله(ع) بوده اید، حال چقدر بزرگ شده اید؟ چقدر نزدیک شده اید؟ چقدر روحتان به امام نزدیک است؟ چقدر علمت به امام نزدیک است؟ چقدر رفتار و اخلاق و سکناتت به امام نزدیک است؟ چقدر مردم با دیدن شما به یاد امام حسین(ع) می افتند؟

یا انیس
 سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: به سوی بی نهایت - قسمت سوم
دهه اول محرم ۹۶


عناوین اصلی سخنرانی:
» رحمت خدا همانند نور آفتاب بر همگان تجلی می کند.
» دلیل غضب نکردن خدا بر کفار چیست؟
» آدم چگونه خلق شد؟
» خداوند تبارک و تعالی به دنبال نشان دادن بخشش خود است.
» اولین موجودی که به خلقت انسان اشکال وارد کرد، فرشتگان بودند!
» خداوند به انسان عمر جاویدان اعطا کرد!
» دومین معترض به خلقت انسان، شیطان بود.
» انگیزه شیطان از عبادت کردن چه بود؟
» خدا مدیریت عالم را به چه کسی واگذار کرد؟
» آدم از بهشت رانده نشد!
» راه شناخت خدا از مسیر آفاق، چیست؟
» داروین نیز به نظریه خود مبنی بر نبود خدا، مشکوک بود.
» علمای علوم تجربی، خدا شناسی بسیار قوی دارند!
» علم امام زمان(عج) آنقدر بالاست که علم امروز دیگر کاربردی نخواهد داشت.
» اگر به صفات خدا نزدیک شوید، خدا به شما قدرت می دهد.
» خدا اجازه نفوذ به هفت آسمان را به ما می دهد.
» تا زمانی که دیدمان را بالا نبریم، به جایی نمی رسیم.
» به موعظه شنیدن عادت کرده ایم، اما به فکر کردن عادت نکرده ایم!


در دو شب پیش عرض شد که خداوند بی نهایت است و صفاتش نیز بی نهایت است. زمانی که می گوییم صفات خداوند بی نهایت است و همه این صفات خوب هستند، پس چرا در دنیا شر وجود دارد؟ دیشب اشاره ای به برهان شر کردم، اگر کلمه برهان شر را در اینترنت سرچ کنید، تمام استدلال های موافق و مخالف آن را می بینید. موضوع این است که اگر از اهداف خلقت خداوند تبارک و تعالی این بوده که ما به بی نهایت برسیم، این یک مطلب غیر برهانی است. صفات شری که وجود دارد، باعث ایجاد مشکلاتی برای ما می شود، اما می ارزد که فردی این مشکلات را رد کند و به خدا، لقاء الله و بی نهایت برسد! اگر این مشکلات و صفات شر نبود، چون قدرت انتخاب شر را نداشتیم، طبیعتاً مانند همه جامدات، نباتات و حیوانات، ما نیز ذکر می گفتیم.

» رحمت خدا همانند نور آفتاب بر همگان تجلی می کند.
سؤالی که در خصوص بی نهایت بودن صفات خدا پیش می آید این است که چگونه ممکن است هم رحمت و هم غضب خداوند بی نهایت باشد؟ !ما از عبارت "یا من سَبقَت رحمَتهُ غَضبَه"، نتیجه می گیریم که خداوند تبارک و تعالی اول صفت رحمت خود را به کار می برد. اگر بنده ای با رحمت به سمت خدا نرفت و زندگی اش به پایان رسید و مشکلاتی داشت، خداوند در قبال این مشکلات با غضب برخورد می کند. این گونه نیست که خداوند در انتخاب صفاتش، تفاوتی قائل نشود! در خصوص برخی از صفات، خداوند در ابتدا آن صفت مورد نظر را به عنوان زبان خوش، انتخاب می کند. و چون رحمت خدا بسیار زیاد است، صفت غضب خدا حتی شامل حال کافران در دنیا نیز نمی شود. چون خدا دائماً در حال بخشش است!

مرحوم دولابی می فرمودند : رحمت خدا همانند نور آفتاب، در اختیار خودش نیست، برای همگان تجلی می کند و همه از آن استفاده می کنند! هم انسان های بسیار بد و هم انسان های بسیار خوب از آن بهره مند می شوند! همانطور که ما از آفتاب استفاده می کنیم، از رحمت خدا نیز استفاده می کنیم.

» دلیل غضب نکردن خدا به کفار چیست؟
یکی از دلایلی که خداوند به بعضی از کفار، تا انتهای عمر غضب نمی کند این است که تا آخرین نفس به آن ها فرصت می دهد! جبرئیل به پیامبر(ص) فرمود : تا زمانی که جان به حلقومش برسد، به او فرصت داده می شود، در نهایت اگر نتیجه نداشت، خداوند از صفت غضب خود استفاده می کند.

» آدم چگونه خلق شد؟
کسی که کریم و رحیم است، دوست دارد رحمتش را خرج کند. از جمله دلایل خلقت انسان این بود که خداوند قصد داشت موجودی را خلق کند که از هر آنچه که دارد، به او بدهد. مگر دو مورد که از محالات عقلی است و نمی تواند به انسان بدهد :
۱. چون خداوند انسان را خلق می کند، پس انسان نمی تواند ازلی باشد.
۲. چون خداوند این صفات را به آدم می دهد، بنابراین این صفات برای انسان ذاتی نیست.

بنابراین ازلیت و صفات برای خداست. به جز این دو مورد، خدا می تواند هرچه که بخواهد به انسان بدهد. وقایعی که در عالم عرش، برای خلقت آدم اتفاق افتاد را یکی یکی برایتان شرح می دهم.

» خداوند تبارک و تعالی به دنبال نشان دادن بخشش و رحمت خود است.
لازمه داشتن رحمت بی نهایت این است که فضل بی نهایت نیز داشته باشد. بر طبق حدیث امام صادق(ع) : خداوند به پیامبر(ص) وحی کرد که اگر قوم تو گناه نمی کردند، من قوم دیگری خلق می کردم که گناه کنند! پس من بخششم را چگونه نشان دهم؟! خداوند تبارک و تعالی به دنبال نشان دادن بخشش خود است. راجع به هدف خلقت بحث زیاد است که به آن خواهیم پرداخت.

بنابراین خداوند در ابتدا مظاهر خلقت را خلق کرد؛ "إنَّما یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُم الرِّجسَ أَهلَ البیت وَ یُطهِّرَکُم تَطهیرا"، اول نورهایی را خلق کرد که منتهی به بی نهایت هستند و دیگران می توانند از آن ها الگو بگیرند. "لَقد کانَ لَکُم فی رسولِ الله اُسوَةٌ حَسنة"، شما می توانید پیامبر را الگوی خود قرار دهید. گاهی در میان صحبت هایمان می گوییم، ما کجا و پیامبر کجا؟ ما کجا و امام حسین کجا؟! ما کجا و حضرت زینب کجا؟! ما کجا و شیخ مفید کجا؟! ما کجا و مرحوم شاه آبادی کجا؟! و...! شما دقیقاً می خواهید در آینده چقدر رشد کرده باشید؟! نمی خواهید بزرگ شوید؟! در جلسات پیش از محرم در بحث معنویت جدید راجع به این گونه صحبت کردن که من کجا و فلانی کجا، اشاره کردیم و گفته شد که این جملات برخاسته از ضعف انسان هاست!

پس از خلقت انوار مذکور، ما انسان ها به منزله یک بذر آفریده شدیم. این بذر می تواند تا آخر عمر بذر باقی بماند یا خوراک موشی شود یا در گوشه ای بپوسد و یا در زیر خاک به آن آب نرسد و بمیرد! در مقابل این بذر می تواند در یک زمین مناسب، زمینی که به قول قرآن کریم نَکِد نباشد، آبیاری شود و ریشه بزند و ساقه آن رشد کند و گل بدهد و آن گل نیز شروع به خلق گل های دیگری کند! خلق کردن را نیز با آیه قرآن برایتان باز می کنم.

ما بذری هستیم که قرار است تبدیل به گلی شویم که خالق گل های دیگر است و اگر برخی از ما این کار را نمی کنیم، مشکل از ماست چون این ظرفیت در بذر وجود دارد!
درحالی که این بذر همان روز اول می تواند خوراک موش شود و تبدیل به فضله شود!

» اولین موجودی که به خلقت انسان اشکال وارد کرد، فرشتگان بودند!
طبق قرآن کریم خداوند در عالم ذر به ما خطاب می کند : "ألَستُ بِرَبِّکُم، قالوا بَلی". آیا حاضر هستید که در کره زمین جانشین من شوید و به سمت بی نهایت بروید؟ "قالوا بَلی"، همه گفتند : بله! هیچ کس مکث نکرد! زمانی که تصمیم به خلقت انسان  گرفته شد، اولین موجودی که دچار مشکل شد، فرشته ها بودند! فرشته ها گفتند : "نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَک"، ما که تو را تسبیح و تقدیس می کنیم، آیا موجود دیگری را می خواهی؟ در قرآن کریم آمده است که "أنبِئونی بِاَسماء هوُلاءِ إن کُنتُم صادقین"، شما می توانید به من برسید؟ اگر می توانید، این اسامی را بگویید. اسامی همان نورهایی است که من خلق کرده ام و شما باید به آن انوار برسید! بحث ما درون شیعی است و ما از قرآن و روایات شیعی برداشت می کنیم. اگر فردی از فرقه های دیگر بخواهد شبهه وارد کند که این آیات و روایات مستند هستند یا نه، مربوط به جلسه دیگری است!

- "وَعَلَّمَ آدمَ الأسماء کُلها ثُمَ عَرَضَهُم عَلی الملائِکَة"، این اسامی را به آدم یاد داد. من نمی خواهم این موضوع را رویایی کنم، هرچند رویایی نیست و حقیقتی است که بسیاری از ما شیعیان نیز آن را باور نداریم! یعنی در قلبمان نمی پذیریم که خلقت پنج تن آل عبا به گونه خاصی بوده و من هم بر این موضوع متمرکز نمی شوم و از آن گذر می کنم.

پس از آن که خداوند اسماء را به آدم عرضه کرد، از فرشتگان پرسید آیا شما این اسامی را می شناسید؟ "قالوا سُبحانَکَ لاعِلمَ لَنا إلّا ما عَلَّمتَنا إنکَ أنتَ العَلیمُ الحَکیم". فرشته ها گفتند : نه ما نمی شناسیم، فقط خود شما و آدم این اسماء را می شناسید! دستوری که خداوند به ملائکه برای سجده بر آدم می دهد، ملائکه از باب احترام سجده نکردند، بلکه خداوند فرمود زین پس واسطه رسیدن شما به منِ خدا، از طریق آدم هاست، چون شما قدرتش را ندارید! رقیب و عتید که فرشته های موظف ما هستند نیز اگر تو به مقام بالا برسی، در ازای این که اعمال تو را یادداشت کنند، از طریق تو به خدا می رسند! و در روز قیامت به دست بوسی شما می آیند، قدردانی می کنند که باعث شدی ما نیز به خدا برسیم، خود ما نمی توانستیم به این جایگاه برسیم!

» خداوند به آدم عمر جاویدان اعطا کرد.
سپس خدا به آدم این گونه خطاب می کند : "مِنَ الحَیِ القَیّومِ الَّذی لایَموت إلی الحَیِ القَیّومِ الَّذی لایَموت"، از خدای پایدار و زنده ای که نمی میرد، به آدم پایدار و زنده ای که نمی میرد! عمر جاویدان به آدم اعطا شد. اصلاً قرار نیست بمیری، هفت آسمانی که در جلسه اول توضیح داده شد را رد می کنی، لوح و کُرسی و قلم و عرش را رد می کنی و در نهایت به خداوند تبارک و تعالی می رسی.

» دومین معترض به خلقت انسان، شیطان بود!
در این قسمت دو نکته وجود دارد. نکته اول : عُزازیل به معنای عزیز کرده خداست. عُزازیل جنی بود که شش هزار سال در عرش عبادت کرد، شیطان! دومین معترض پس از ملائکه، شیطان بود.

» انگیزه شیطان از عبادت کردن چه بود؟
نکته دوم : سوالی که زیاد پرسیده می شود این است که شیطان شش هزار سال عبادت کرد، چرا خداوند پاداشی به او نداد؟ عبادت باید برای خدا باشد. شیطان با علمی که برایتان خواهم گفت، می دانست که خداوند بنا دارد بی نهایت بودن را از سر فضل به یکی از مخلوقاتش عنایت کند، لذا شیطان آنقدر عبادت کرد تا به این قدرت و لذت بی نهایت بودن به معنای مدیریت عالم هستی برسد! حتی یک ثانیه از شش هزار سال عبادت شیطان، برای خدا نبود. خدا نیز می دانست، لذا زمانی که قصد کرد شیطان را رد کند، در جواب شیطان گفت این شش هزار سال عبادت را برای من به جا نیاوردی!

» خدا مدیریت عالم را به چه کسی واگزار کرد؟
ناگهان شیطان دید موجودی تحت عنوان آدم خلق شده که خدا می خواهد بی نهایت بودن و مدیریت عالم را به او عنایت کند! شیطان نیز شورش کرد، من را از آتش خلق کرده ای و او را از خاک؛ "خَلقتَنی مِن نار وَ خَلقتَهُ مِن طین"، مدیریت عالم باید به دست من باشد. شیطان یک جن بود، "کانَ مِن الجِن"، که با عبادت زیاد خود، فرشته ها را نیز فریب داده بود! شیطان را عُزازیل ملقب کردند، عزیز کرده خدا! سپس شیطان آدم و حوا را وسوسه کرد که برای رسیدن به بی نهایت، یک راه میان بُر نیز وجود دارد و آن راه این است که شما از این میوه ممنوعه بخورید و آدم و حوا نیز فریبش را خوردند و خدا آن ها را از عرش به فرش آورد.

» آدم از بهشت رانده نشد!
تصور اشتباهی که ما داریم این است که گمان می کنیم، آن ها در بهشت بودند! درحالی که آن ها در یک مکان موقتی بودند و برنامه خدا این بود که این دو  به زمین بیایند. در حقیقت قرار بود در آن مکان موقت، آماده ورود به زمین شوند. از جمله تمرین هایشان این بود که اولاً آدم مسائلی را ببیند و در فطرتش قرار بگیرد، ثانیاً شیطان را بشناسد، ثالثاً گناه را بشناسد، رابعاً نعمت را قدر بداند و...!

» آیا انسان می تواند خالق شود؟
گفته شد که انسان می تواند به مقام خدا برسد مگر در دو بعد : ازلیت و این که ذاتاً صفات خدا را نمی تواند داشته باشد! خالقیت چطور؟ بله می شود! آیا انسان می تواند خالق شود؟ بله می تواند! "وَ إذ تَخلُقَ مِنَ الطّینِ کَهَیئَةِ الطَّیرِ بِإذنی فَتَنفُخُ فیها فَتکونُ طَیراً بِإذنی". خداوند به عیسی خطاب کرد : اگر می خواهی خلق کنی، به اجازه من در این موجود بِدَم! خدا قصد داشت که حتی قدرت خلقت را نیز واگذار کند! یکی از مواردی که شیطان به دنبال آن بود، همین قدرت خالقیت بود! چون شیطان به دنبال این است که بتواند قوایش را قوی کند!

در بحث شیطان توضیح خواهیم داد که چه تفاوتی میان شیطان حقیقی و شیطانی که هالیوود بر اساس تعالیم تحریف شده مسیحیت و یهود و عرفان کابالا درست کرده، وجود دارد و توضیح خواهیم داد که مگر شیطان چقدر قدرت دارد؟! آیا واقعاً می تواند کاری را پیش ببرد یا پس از رانده شدن از عرش به طور کلی خلع سلاح شد؟؟

» راه شناخت خدا از مسیر آفاق، چیست؟
در جلسه اول توضیح داده شد که آفاق و انفس، راه های شناخت خدا هستند. و خدا به آدم آموخت که از مسیر آفاق می توانی به موجودات و هم به درون خودت رجوع کنی! زمانی که به کره زمین بروی و به مابقی موجودات نگاه کنی، می توانی شناختی که در عرش برایت کامل نمی شد را از این طریق به دست آوری. امام سجاد(ع) برای نماز شب که می خواستند وضو بگیرند، به اندازه ای به آب خیره می شدند و به عجائب آب فکر می کردند که نماز شبشان قضا می شد! ببینید چقدر اهمیت فکر کردن زیاد است! چرا برخی از ما در عجائب خلقت فکر و دقت نمی کنیم؟! خلقت حقیقتاً چیست؟ هم به درون خودت دقت کن و هم به بیرون!

در کلیپی که ابتدای هر جلسه پخش می شود دقت کنید، گمان نکنید که هیچ موجودی در این کهکشان ها وجود ندارد! اما حتی اگر نخواهید به کهکشان های دیگر فکر کنید، در همین کره زمین عجائبی از خلقت وجود دارد که شما را متحیر می کند. بسیاری از موضوعات هستند که صد سال پیش گمان می کردیم افسانه هستند، مانند بیست هزار فرسنگ زیر دریا، سفر به ماه و ...!

درحالی که هیچکدام افسانه نبودند، بلکه در فطرت کسی که به این موضوعات اشاره کرده بود، وجود داشتند. اگر در مخلوقات کره زمین راجع به موضوعی حدس می زنی، اما گمان می کنی که رویاست، صد سال دیگر به وقوع می پیوندد. چه کسی فکر می کرد انسان بتواند بیست هزار فرسنگ زیر آب برود؟ چه کسی فکر می کند بتوانیم به اعماق زمین سفر کنیم؟ بسیاری از دانشمندان زمین شناس می گویند اگر ما بتوانیم تجهیزاتی اختراع کنیم که بتواند از حرارت اولین لایه زمین گذر کند، می توانیم متوجه شویم که وسط کره زمین چگونه است! ما هنوز نمی دانیم وسط کره زمین چگونه هست!

اگر به اجزاء بدن پشه دقت کنید متوجه می شوید که چه آیرودینامیکی و چه سیستمی در آن نهفته است! سیستم بسیار عجیبی که شاید تا پایان خلقت نیز نتوانیم آن را بسازیم! می توانیم آن را خلق کنیم، اما نمی توانیم بسازیم. خلق هم باید به اذن خدا باشد. خدا می گوید : "کُن فَیکون". تو نیز بگو "کُن" که "فَیکون" شود! نگفت می توانی آن را با علم بسازی!

امروزه نظریه داروین جزء مبانی علوم تجربی ما در دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران است! به روی خودشان نمی آورند، اما نظریه تاریخ خطی و انسان های عصر حجر و عصر فلز و آتش و... همه نظریه داروینی است که آن را خداشناس نمی دانیم.


» داروین نیز به نظریه خود مبنی بر نبود خدا، مشکوک بود!
داروین پس از نظریه ای که داده بود، خاطره ای را نقل می کند که هرگاه پر طاووس می بینم، دچار اختلال روحی می شوم. هر چه فکر می کنم بنا به نظریه من، چگونه ممکن است به طور اتفاقی پر طاووس به این شکل ایجاد شود؟!! داروین در آن زمان فقط با چشم سر این زیبایی ها را می دید، اگر میکروسکوپ های امروزی را داشت و می توانست در خلقت ریز شود، چه می شد؟

یکی از مواردی که به طور کلی نظریه داروین رد شد، در زمان دکتر فرانسیس کولینز، کاشف اسرار DNA بود! خداوند بر چیزی که اصلاً دیده نمی شود، اطلاعاتی ذخیره کرده است که همان اطلاعات باعث خلقت می شود. در خلقت بذر ابراز تعجب می کنیم که چگونه از این بذر، ساقه و ریشه و... ساخته می شود! اما از آن عجیب تر DNA است که اگر شش هزار سال پیش بر DNA اجدادت اطلاعاتی وجود داشته است، همان اطلاعات در DNA تو نیز وجود دارد! و اگر بتوانی DNA اجدادت را به دست آوری، می توانی دوباره آن فرد را بسازی! دکتر فرانسیس کولینز می گوید من سی سال آتئیسم بودم و خدا را قبول نداشتم، پس از این که این اسرار را دیدم، نظرم عوض شد! ماده نمی تواند DNA را بسازد.

» علمای علوم تجربی، خدا شناسی بسیار قوی دارند!
برخی از افرادی که خدا نشناس هستند، می گویند علم ثابت کرده است که خدا وجود ندارد! چند درصد از علمای علوم تجربی چنین علمی را تایید کرده اند؟ در حقیقت این افراد فیلسوف های خدا ناباور هستند که فقط در خانه اش نشسته و فکر کرده است!

عالمان علوم تجربی از بسیاری از حتی روحانیون نیز متدین تر هستند! اتفاقاً پزشکان و منجمان بسیار متدین تر از برخی از روحانیون هستند! یوری گاگارین اولین فضانورد تاریخ بود که در دوران حاکمیت کمونیستی در کشور شوروی می زیست، زمانی که از فضا بازگشت، اولین جمله ای که گفته بود این بود : " فهمیدم خدا هست"! علمای علوم تجربی خداشناسی بسیار قوی دارند، چون کاملاً ابعاد خلقت را متوجه می شوند!

» انسان جز در خصوص خالقیت، در مابقی موارد می تواند تا حد خدا رشد کند!
انسان می تواند به جایگاهی برسد که به قول شاعر؛ "ز احمد تا احد یک میم فرق است". از احمد تا خدای تبارک و تعالی تنها در یک میم تفاوت وجود دارد. این میم به معنای مخلوق بودن است، در مابقی موارد می تواند به اندازه خدا برسد. "جهانی اندر این یک میم غرق است"!

آیا غیر معصومین هم می توانند به این جایگاه برسند؟! به قرآن کریم رجوع می کنیم، داستان حضرت سلیمان و تخت بلقیس را همه می دانید. می خواستند بلقیس را شگفت زده کنند، حضرت سلیمان رو به اطرافیان خود کرد و گفت : کسی هست که بتواند تخت بلقیس را از کاخش با فاصله چند هزار کیلومتری به این جا بیاورد؟ جن و انس و دیو و... در آن جا حاضر بودند. "قالَ عِفریتٌ مِن الجِن إنّی آتیکَ بِه قَبلَ أن تَقومَ عَن مَقامک". یکی از اهالی جن گفت : من می توانم. چگونه؟ تا قبل از این که شما بلند شوی، من تخت را خواهم آورد. سلیمان می دانست چه خبر است، سکوت کرد و سپس پرسید : کس دیگری هم هست؟ می خواست با این پرسش پیامی را از طریق خودش و قرآن به ما برساند؛ "قالَ الذی عِندهُ عِلمٌ مِنَ الکتاب أنا آتیکَ بِه قَبلَ أن یَرتَدَّ إلیکَ طَرفُک". یکی از افرادی که در آن جا حضور داشت، آصِف ابن برخیا خواهرزاده حضرت سلیمان و از وزرای حضرت سلیمان بود، گفت : من می توانم! چگونه؟ بدون زمان!

» علم بی نهایت انسان بر زمان احاطه دارد!
عالم یک متافیزیک ظاهر دارد و یک متافیزیک پنهان! جن به متافیزیک پنهان عالَم، عالِم است و آن را می شناسد! زمانی که نزد فردی می روی که با جن ارتباط دارد و کمی از آینده برایت می گوید و یا مثلاً مکان دقیق اشیاء گمشده را می تواند نشان دهد، اگر واقعاً با جن ارتباط داشته باشد، راست می گوید! چرا؟ چون جن، علم به متافیزیک پنهان خلقت دارد. متافیزیک پنهان شامل کارهای عادی و فیزیکی است، خصوصیتی که دارد این است که اگر مثلاً برای جا به جا کردن یک دستمال ده ثانیه زمان ببرد، جن می تواند این کار را در نیم ثانیه انجام دهد. من اگر بخواهم تخت بلقیس را از فاصله چهار هزار کیلومتری و با هواپیما جا به جا کنم، چهار ساعت زمان می برد، جن می تواند در سه ثانیه جا به جا کند. اما آصف ابن برخیا که قرآن کریم در مورد او می گوید؛ "علمٌ مِنَ الکتاب"، یعنی مقداری از علم کتاب را می دانست، گفت می توانم بدون زمان تخت را بیاورم.

تفاوت علمی که ما می توانیم آن را به بی نهایت برسانیم با علم جن در این است که این علم، بر زمان احاطه دارد! هیچ جنی نمی تواند بدون زمان کار کند، اما این علم زمان ندارد!

- چه می خواهید؟
- تخت بلقیس.
- بفرمایید خدمت شما. فقط اراده کرد!
بنابراین تفاوت میان علم لدنی و قدرت جن در زمان است! قدرت جن، تسلط بر فیزیک پنهان خلقت است که در جلسات بعد شرح خواهیم داد.

امام باقر(ع) می فرمایند : "اسم اعظم الهی هفتاد و سه حرف است که آصف ابن برخیا با داشتن یک حرف از این علم، این قدرت را داشت؛ "عِلمٌ مِن الکتاب"! و در آیه آخر سوره رعد می فرماید : "قُل کَفی بِاللهِ شهیداً بینی و بینکم و مَن عِندَهُ عِلم الکتاب» به مردم بگو من (خدا)، پیغمبر و کسی که تمام علم کتاب را داراست، برای شما کافی هستیم! از نظر وهابیت، مقصود این آیه ابن عباس بوده است که این ادعا مضحک است. ابن عباس بارها گفته بود که من شاگرد امیرالمؤمنین(ع) هستم! اما تمام علمای اهل سنت و شیعه می گویند، مقصود از کسی که در این آیه گفته شده است که دارای علم کتاب است، آقا امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(ع) است!

همین امیرالمؤمنین(ع) در مسجد کوفه، خطابه ایراد می کند : ای مردم من به راه های آسمان ها از راه های زمین آگاه ترم. هر چه می خواهید از من بپرسید! "سَلونی قبل أن تَفقِدونی"! یکی از کسانی که در آن جا نشسته بود، گفت : آقا ریش ما چند دانه مو دارد؟ امیرالمؤمنین(ع) سرشان را پایین آوردند! دیشب از آقا امام باقر(ع) نقل کردیم که در آن زمان مردم اصلاً نتوانستند درک کنند!

یک دانشمند مستشرق سوئیسی که در زمینه علی شناسی تحقیق می کرد، زمانی که به این جمله رسید، متعجب شد که آیا یک انسان در عالم خلقت چنین حرفی زده است؟! بررسی می کند و می بیند که آقا امیرالمومنین(ع) در موقعیت های دیگر نیز سخنانی از غیب گفته است. این دانشمند مسیحی کاتولیک در نهایت به این نتیجه می رسد که علی(ع)، علم عیسی را داشته است. سپس به این نتیجه می رسد که اگر در آن زمان از راه های آسمان، بیماری های ناشناخته، راه های زنده ماندن، حیات جاویدان و .... سوال می پرسیدند، علی(ع) همه را پاسخگو بود!

» علم امام زمان(عج) آنقدر بالاست که علم امروز دیگر کاربردی نخواهد داشت!
در روایت داریم اگر علم بیست و هفت قسمت باشد، تا زمان ظهور امام زمان(عج) تنها یک قسمت از آن کشف شده است، بیست و شش قسمت دیگر آن را امام زمان(عج) خواهند گفت. در یکی از کتاب های مدعیان امام زمان(عج) شناسی، این روایت را این گونه تفسیر کرده بودند : زمانی که امام زمان(عج) می آیند، همه اسلحه ها و تکنولوژی و ... از کار می افتند. موجی می فرستند و تمام ابزارهای الکترونیکی از کار می افتند، برق از بین می رود، تمام اسلحه ها و بمب های هسته ای از کار می افتند و دوباره به سراغ اسب و شمشیر می روند، بنابراین شیعه واقعی کسی است که همیشه شمشیر خود را به همراه داشته باشد و بسیاری از این افراد هنوز شمشیر به همراه دارند و آموزش شمشیر زنی می بینند!

علمی که امام زمان(عج) با خود می آورند، آنقدر بالاست که علم امروز دیگر کاربردی نخواهد داشت! دیگر کسی نیاز ندارد برای رفتن از شیراز به تهران، یک ساعت در هواپیما بگذراند. این که می گویند علم امروز از کار می افتد، به این معناست که دیگر در آن زمان کاربردی نخواهد داشت، نه این که تکنولوژی از بین برود و دوباره اسب و شمشیر بخریم و برای تولید روشنایی در صف پی گوسفند بایستیم!

» اگر به صفات خدا نزدیک شوید، خدا به شما قدرت می دهد!
امام صادق(ع) می فرمایند : "روزی می آید که هر کدام از شما، چون در مسیر درست برود، متصل به خدا می شود و می تواند هفت آسمان را در بازه زمانی یک صبح تا شب طی کند"! چیزی در حدود چند صد هزار میلیارد برابر سرعت نور زمان می برد. گفته شد که بحث ما درون شیعی است، بنابراین اعتقاد داریم که امام صادق(ع) دروغ نمی گویند و سلسله اسناد این روایات را بررسی کرده ایم. متخصصین علم نیز می گویند این روایت صد درصد موثق است.

برخی از مدعیان قصد دارند این گونه احادیث را خراب کنند. یک موسسه خطاب به رئیس جمهور نامه نوشته که ما را به عنوان مسئول مثلاً ایران خودرو منصوب کنید و سرمایه اش را به ما بدهید، ما با این سرمایه علم طی الارض را به مردم می آموزیم که دیگر انقدر تصادفات نداشته باشیم. برادر! این مسئله علم نیست، فن نیست، نیازی به پول ندارد، بلکه نیاز به انسان دارد! اگر به صفات خدا نزدیک شوید، خدا می تواند این قدرت را به شما بدهد. برخی شک دارند، آیا واقعاً کسی به این جایگاه می رسد؟!

- ما در کشورمان چند نفر پروفسور حسابی داریم؟
- یک نفر!
- آیا ممکن است فرد دیگری نیز همانند او وجود داشته باشد؟
- شاید!
- پس آیا نمی توان همانند پروفسور حسابی شد؟؟

- چند نفر امام خمینی(ره) در این کشور داریم؟
- یک نفر!
- فرد دیگری همانند او داریم؟
- شاید!
- پس آیا نمی توان همانند امام خمینی(ره) شد؟!

چند نفر سلمان در خلقت داریم؟ همین که این افراد را داریم، به این معناست که می توان به این جایگاه رسید! حتی اگر نشود، حداقل از جایگاهی که در حال حاضر هستیم، بهتر می شویم! ممکن است آصف ابن برخیا نشویم، شاید هم بشویم! اما حداقل من که می توانم از انجوی موجود، بهتر شوم! اگر من به دانش آموز سال اول دبیرستان نگویم، اگر می خواهی فیزیک بخوانی زندگینامه پروفسور حسابی را بخوان، این دانش آموز دیپلمش را نیز نخواهد گرفت! اما زمانی که پروفسور حسابی را بشناسد، حداقل دکترای فیزیک می گیرد! از کجا می دانید کسی نمی تواند به این جایگاه برسد؟!

یک مسیر برای رسیدن به این جایگاه، از طریق ریاضت و ارتباط با جن و ... است که بسیار سخت است! از هر صد ملیون نفری که ادعا دارند از این طریق توانسته اند به چنین قدرتی برسند، یک نفر راست می گوید! یکی از این افراد در تهران بسیار مشهور بود و یکی از اساتید تعریف می کرد، نزد او رفتم و گفتم من حدود بیست سال هست که مشکلی دارم، از آن ها بپرس آیا این مشکل حل می شود؟ کمی تمرکز کرد و گفت : وَ اللهِ العلی العظیم (قسم جلاله)، در روز بیست و چهارم خرداد ۱۳۶۳ مشکل تو حل خواهد شد. می گفت بیست سال از آن زمان گذشته و این مشکل بدتر شده است! دروغ می گفت.

همین تمرکز کردن آن ها به معنای فیلم بازی کردن است. علم لدُنی این گونه نیست! ارتباط با جن نیز این گونه صورت نمی گیرد! و جالب است که در قبال این کارشان نیز پول می گیرند! شما که همان بیست هزار تومان را می توانی از جن بگیری، چرا از ما می گیری؟ جنیان علم متافیزیک پنهان خلقت را می دانند، به راحتی می توانند به تو بگویند مثلاً کدام قسمت از زمین را حفر کنی و به طلا برسی! پس چرا از ما پول می گیرند؟!!

» خدا اجازه نفوذ به هفت آسمان را به ما می دهد!
سوره الرحمن را بررسی کنیم. زمان جنگ هر صبح همه سوره الرحمن می خواندیم و همه از حفظ بودیم! گاهی با خود می گویم چقدر اشتباه کردم، سی سال پیش این آیه را از حفظ بودی، یک بار به آن فکر می کردی که منظور این آیه چیست؟! در همان زمانی که باب شهادت باز بود، راه حلی پیدا می کردی! "یا مَعشَرَ الجِنِّ وَ الإنس إنِ استَطَعتُم أن تَنفِذوا مِن أقطارِ السّماواتِ وَ الأرض فَانفذوا لاتَنفِذونَ إلّا بِسُلطان". ای اهالی جن و انس، اگر می توانید به هفت آسمان نفوذ کنید، که نمی توانید مگر با اجازه من! یعنی من این اجازه را می دهم که شما به هفت آسمان نفوذ کنید!

» تا زمانی که دیدمان را بالا نبریم، به جایی نمی رسیم.
یکی از شیوه های سخنرانی این است که احادیث را نقل کنیم که آقا امیرالمؤمنین(ع) فرمودند : حسادت بد است، دروغ بد است. اگر دروغ بگویید در دنیا به تو دروغ می گویند. فرمودند اگر می خواهی رزقت زیاد شود در معامله غش نداشته باش و ...! امام حسین(ع) در روز عاشورا برای نماز خواندن وقت گرفتند، در آن ایام به فکر نماز جماعت و اول وقت بودند. هر یک رکعت نماز جماعت هزار رکعت برای شما سود دارد و...! سی سال است به این شیوه سخنرانی کرده ایم.

شیوه دیگر سخنرانی این است که مثلاً بگوییم : بچه ها، امام زمان(عج) غریب است. بیایید کاری کنیم، آدم شویم. امام زمان(عج) منتظر است. امشب گریه کنیم و ...! در این سی سال به این شیوه نیز سخنرانی کرده ایم! دیگر بس است! هر چه قرار بود بشویم، شده ایم! نمی خواهیم کمی بالاتر برویم؟!!

سابقه من در منبرهای نقلی و منبرهای احساساتی از همه بیشتر است. چه شد؟ من به کجا رسیدم و شما به کجا رسیدید؟ در زمانی که رسم نبود به این شیوه سخنرانی کنند، من اجرا می کردم! فهمیدم تا زمانی که دیدمان را بالا نبریم، به جایی نمی رسیم.

صحبتی که در شلوغی محیط شنیده شود، به خوبی درک نمی شود! در خانه و در محیط آرام دوباره گوش کنید! جالب است که از سخنرانی های احساسی استقبال زیادی می کنند، اما این گونه سخنرانی ها چندان مایه ندارند، آن صحبت ها را در قالب روضه خواهیم گفت، باید کمی بالاتر برویم!
در شب قدر منبر عمومی صحبت شد و همه چیز را گفتیم و همه نیز فهمیدند و گفتند چقدر خوب بود! از شب قدر تا به حال چقدر رشد کردی؟ در دهه محرم که منبر چندان عمومی نیست، کمی فکر کنیم و ببینیم در عالم چه خبر است؟ که اگر در شب عاشورا روضه خوانده شد؛ "ما رأیتُ إلا جَمیلا" و "اللهم رضاً بِرضائک"، بتوانید این جملات را درک کنید!  کسی که گفته بود : "رِضاً برضائک"، فیلم بازی نکرده است! عالم خلقت را از چه زاویه ای می بیند؟

» به موعظه شنیدن عادت کرده ایم، اما به فکر کردن عادت نکرده ایم!
تمام بدبختی های دنیای ما، گرفتاری های ما، دردسرهای ما و تمام کوچکی های ما به این دلیل است که وقت نمی گذاریم بزرگ شدن را گوش دهیم! اگر بخواهی تنها یک ربع از این چهل و پنج دقیقه سخنرانی را گوش بدهی، هیچ فایده ای ندارد! من شش ماه برای این سخنرانی کار کرده ام. دقیق گوش بدهید، شش بار گوش بدهید، ده بار گوش بدهید! فرض کنید آخر ترم امتحان دارید! فرض کنید کلاس زمین شناسی است! برای خداشناسی باید بارها و بارها مطلب را مرور کنید. مگر تکنولوژی از بین رفته است؟ مگر کتابت نداریم؟ مگر سواد نداریم؟ کمی وقت بگذاریم!

من در این دهه کوتاه نمی آیم! پایان دهه نیز هر آنچه که می دانسته ام را گفته ام، شاید دیگر اصلاً صحبت نکنم، اما در این دهه کوتاه نمی آیم! دقت کنید، برادر من ضرر می کنید! روزی به سن و سال ما می رسید و متوجه می شوید که باخته اید. چقدر در زندگی اشتباه کرده ایم. به کجا می توانستیم برسیم و حال در چه جایگاهی هستیم!! سی سال نوکر ابا عبدالله(ع) بوده اید، حال چقدر بزرگ شده اید؟ چقدر نزدیک شده اید؟ چقدر روحتان به امام نزدیک است؟ چقدر علمت به امام نزدیک است؟ چقدر رفتار و اخلاق و سکناتت به امام نزدیک است؟ چقدر مردم با دیدن شما به یاد امام حسین(ع) می افتند؟ این که امام می فرمایند : "ز بحث و درس و مدرسه ام حاصلی نشد"، اشاره به همین مضمون است! کمی فکر کنیم.


 کلیپی که ابتدای مراسم پخش می کنند، من دویست بار دیده ام، باز هم هر شب نگاه می کنم و در آن محو می شوم! انسان زمانی که بفهمد چه جایگاهی دارد، بسیاری از دغدغه هایش کم می شود، مشکلات برایش کوچک می شود! اول باید خودش را پیدا کند! من چه کسی هستم؟ نسبت به جهان چند کیلو وزن دارم؟ در این عالم چه خبر ست؟!! در آخر الزمان، زمان گفتن مباحثی چون نماز اول و ... گذشته است، تو دیگر تا به امروز باید به نماز اول وقتت مقید شده باشی! حال زمان آن رسیده که به این فکر کنید، آیا می توانید همانند خدا شوید؟ من تمام سخنرانی ام را بر اساس آیات قرآن ارائه داده ام! فکر کنید، آصف ابن برخیا چه کسی بوده است؟ چه اتفاقاتی رخ داده است؟

در زمان حضرت آیت الله بهجت(ره) در نوجوانی، اشکال می گرفتم که اگر ایشان بیایند و ده دقیقه صحبت کنند، همه متحول خواهند شد، چرا صحبت نمی کنند؟ زمان که گذشت متوجه شدم اگر ایشان هم بخواهند سخنرانی کنند، مردم خواستار آن چه که از آقای بهجت می دانند، نیستند! حتی اگر از میان یک ملیون نفری که این بحث را می شنوند، دو نفر این مباحث را درک کنند، برای آخرت من کافی است! حتی اگر خودم هم نرسم اما آن دو نفر برسند، برای من کافی است! یک نفر از این جمعیت همانند آصف ابن برخیا شود کافی است.

به موعظه شنیدن عادت کرده ایم، اما به فکر کردن عادت نکرده ایم! به تمرین و استمرار و گوش کردن و فکر کردن راجع به هر جمله و بحث کردن پیرامون آن عادت نکرده ایم! عادت کرده ایم که یا موعظه بشنویم و یا یک نفر احساساتمان را تحریک کند که این گونه زندگی کنید، حضرت رقیه(س) چادرش فلان شد، تو هم نسبت به چادرت حساس باش و...! تو باید خیلی رشد کرده باشی که نسبت به چادرت بتوانی حساس شوی! کسی که با هیجان می آید، با هیجان نیز می رود! ان شاء الله خدا به همه ما توفیق عمل کرامت بفرماید!

شب سوم و شب حضرت رقیه (س) است و حال که این بحث را ارائه می دهم، می فهمم که نه فقط حضرت رقیه(س)، حضرت علی اصغر هم می توانست به این مقام رسیده باشد! ما حضرت رقیه(س) را به عنوان طفلی که خدا به واسطه آن به ما رحم کند، نمی بینیم. حضرت رقیه(س) را به عنوان موجودی می بینیم که می تواند ما را تکان دهد! امشب که به حضرت رقیه(س) توسل می کنیم، اطمینان داریم که می تواند ما را رشد دهد.

 یک قسمت از همین مبحث به سوی بی نهایت مربوط به شب عاشوراست که وقایع را از این منظر نگاه می کنیم، در آن زمان شرح کامل خواهم داد. علی اصغر(ع) می تواند، حضرت رقیه(س) می تواند، حضرت قاسم(ع) می تواند، حضرت عبدالله(ع) می تواند ما را رشد دهد! این افراد متفاوت بودند، متصل بودند، حضرت زینب(س) متصل بوده است! همه این روایت امام صادق(ع) را شنیده اید که پرسیدند حضرت عباس(ع) بالاتر است یا سلمان؟ امام صادق(ع) فرمودند : اگر عموی ما عباس به کره زمین نگاه کند، کل کره زمین سلمان می شوند! این قدرت، قدرت خدا نیست؟ حضرت رقیه(س) اگر یک نگاه به ما کند ما سلمان نمی شویم؟ چقدر با این نیت به مراسم آمده ایم؟



کانال تلگرام رهپویان کانال تلگرام حجت الاسلام انجوی نژاد
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات