برنامه آينده
جلسه هفتگی
جشن میلاد امام رضا(ع)

سخنران:
حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

عنوان سخنرانی :
مرام - قسمت دوم

مداح:
کربلایی ماجد قیم

قاری:
محمدرضا کرم نژاد

زمان: 30 تیرماه، همراه با نماز مغرب و عشاء
مکان: خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهدا(ع)

رهپويان




پنجشنبه 21 دی 1396 نسخه چاپی
متن سخنرانی - به سوی بی نهایت - قسمت ششم / شب ششم محرم 96
می شود گره های زمین را در آسمان گشود. ما آمدیم که خلیفه الله شویم!

یا انیس
متن سخنرانی
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع: به سوی بی نهایت – قسمت ششم
تاریخ: 1396/07/04

عناوین اصلی سخنرانی:
» جن به فیزیک پنهان و ظاهر عالم آشناست.
» جن از جانب خداوند چه وظیفه ای دارد؟
» راز مدیریت پنهان عالم خلقت چیست؟
» می شود گره های زمین را در آسمان گشود.
» ترفندهای اجتماعی شیطان.
» شیطان از لشکر پیروز عِده و عُده جمع می کند!
» پس از تثبیت قدرت تکوینی خدا، شیطان جنگ متافیزیکی را آغاز کرد.
» حضرت موسی اولین پایه گذار تمدن الهی شد!
» نقشه جدید شیطان در رابطه با موسی، بحث تمدن بود.
» آخرین حربه شیطان برای مقابله با خدا چه بود؟

» جن به فیزیک پنهان و ظاهر عالم آشناست.
جن به دلیل اینکه از انسان زودتر خلق شده است به فیزیک پنهان و ظاهر عالم آشناست، لذا بسیاری از مباحثی که ما  در علم می آموزیم، مربوط به فیزیک ظاهر و عالم خلقت است، جن علمی بالاتر از این سطح را دارد. حدود هزار سال پیش ما برای مدیریت فیزیک ظاهرعالم، هیچ عالمی نداشتیم! مردم مواردی را به صورت تجربی می دانستند و بعضاً آمیخته با خرافات و ... بود! و همان زمان عده ای مانند برخی از ساحره ها یا جادوگران در قبایل دور افتاده با جادو درمان می کردند. در حقیقت این جادو همان ارتباط با جن است که با گذشت زمان پیشرفت کردیم و به جایگاه کنونی رسیدیم! در آخرالزمان در حیطه فیزیک پنهان نیز باید پیشرفت کنیم. امروزه علم ما در حوزه فیزیک پنهان خلقت همانند سطح علم در حوزه فیزیک ظاهر خلقت در هزار سال پیش است.

» جن از جانب خداوند چه وظیفه ای دارد؟
جن از جانب خداوند چه وظیفه ای دارد؟ کارگزاران معادن و جنگل ها  و رود و آب و... که یونانیان از خدایان آب و آفتاب و... نام می بردند، در حقیقت همین جنیان کارگزاران خلقت هستند. عده ای از لشکریان ابلیس نیز از جن هستند، در حقیقت جن های بد و مخالف خدا در لشکر ابلیس قرار گرفته اند. آیه 64 سوره اسراء در خصوص جنیان به بیان دو مطلب می پردازد؛ مطلب اول " وَ شارِکهُم فِی الاَموالِ وَ الاولاد " با انسان ها در اموال و اولادشان شریک هستند؛ و مطلب دوم اشاره به لشکرکشی ابلیس در مقابل لشکر جبرئیل دارد که پس از ورود آدم به کره زمین، اولین جنگ اتفاق افتاد و لشکریان جن به شدت شکست خوردند، ابلیس بزرگ را گرفتند و دست بسته نزد خدا بردند! سپس آن اتفاقات افتاد که به خدا گفت من از آتش خلق شده ام و آدم از خاک خلق شده است. من مدیریت آدم بر کره زمین و خلیفة الهی آن را قبول نمی کنم، این مدیریت حق من است، شش هزار سال سابقه عبادت دارم و...! در نهایت نیز رانده شد و خداوند تا زمان قیامت به او فرصت ماندن داد.

» راز مدیریت پنهان عالم خلقت چیست؟
آیه 96 سوره اعراف دلالت بر مدیریت پنهان عالم خلقت دارد " لَو أنَّ اَهلَ القُری ءامَنوا وَ اتَّقَوا لَفتَحنا عَلیهِم بَرکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأرض " یعنی اگر " أهلَ القُری " مردم، کشورها، قریه ها و جماعت ها ایمان به خدا داشتند و تقوا می ورزیدند، یعنی خود انسان ها برای رسیدن به فیزیک پنهان خلقت اقدام می کردند و نه اقدام از مسیر جن! مخاطب این آیه مرحوم قاضی نیستند، تو را خطاب قرار داده است! به اندازه ای که به قدرت خدا ایمان دارید و به اندازه ای که تقوا داشته باشید، به معنای فاصله گرفتن از خطا ها، برکاتی از آسمان و زمین برایتان راه می اندازیم.

اواخر سال 95 بود که در کانال رهپویان منتشر کردم که کاندیداهای محترم ریاست جمهوری راجع به این آیه توضیح و شرحی بدهند و هیچ کدام ندادند! همه راه هایی که ارائه می دادند فیزیکی بود. اگر نظام حاکم بر کشورمان جمهوری اسلامی است و اگر معتقد به این قرآن هستیم، راه های متافیزیکی رسیدن به توسعه اقتصادی چیست؟ پاسخ آن در آیه 96 سوره اعراف است که می فرماید، به جز زحمتی که می کشید، اگر می خواهید از علمی که جن بر فیزیک پنهان خلقت دارد یعنی بر معادن و سرچشمه ها و مراکز روزی رسانی شما در زمین و آسمان و دریا آگاه باشید، یکی از سیستم های کارگزاری حکمرانان ممالک اسلامی باید این باشد که مردم را معتقد به " آمنوا و اتقوا " کنند! حرف " ل " که در ابتدای عبارت "لَفَتَحنا" آمده است، نشانه تاکید خداست و این تاکید بی دلیل نبوده است! برای شما معادن و شگفتی های درون زمین ودریاها و... را باز می کنیم!

انسان هایی که تنها از مسیر فیزیک می خواهند به مدیریت عالم برسند، چه ارتباطی با انسان الهی دارند؟ و اگر امام زمان(عج) بیایند، آیا اینگونه برنامه ریزی خواهند کرد؟! گمان می کنیم که با بالا و پایین کردن دلار و ریال و کم و یا زیاد کردن صفرها به رونق اقتصادی می رسیم! درعالم کنونی که عالم ماده است و از مسیر مدرنیته به آن پرداخته می شود،  کوچکترین اعتقادی به آن  ندارند و از مسیر خودشان می روند، در این مسیر نیز یا مدام شکست می خورند و یا پیروز می شوند!

اما ما از آنچه که خداوند در اختیارمان قرار داده است استفاده نمی کنیم! یعنی مثلاً من به عنوان رئیس مملکت در سال 96 تمام تلاشم را می کنم و به آیه 96 سوره اعراف اعتماد می کنم و درجه ایمان و تقوا مردم را یک درجه بالا می برم. همه منتظر هستند که در سطح آقا بهجت رشد کنند در حالیکه " لَفَتحنا " خدا به اندازه همین یک درجه نیز گشایش می دهد. شاید شما در حال حاضر مسئول جمهوری اسلامی ایران نباشید، اما مسئول خانواده خود که هستید! در سال 96 سیاست شما در محیط خانواده، در مجموعه فرهنگی، کانون و تشکیلات و... این باشد که به ازای یک درجه تقویت ایمان و تقوایی که خواهید داشت، خدا نیز به اندازه یک درجه گشایش می دهد!
 
» می شود گره های زمین را در آسمان گشود.
کجایند مردان بی ادعا! در زمان جنگ گاهی کارمان با مشکل مواجه می شد، فرمانده لشکربرای حل مشکل دو رکعت نماز می خواند و مشکل برطرف می شد! خداوند تبارک و تعالی می فرمایند: ای پیامبر تو گمان بردی که تیر را انداختی " وَ ما رَمَیتَ إذ رَمَیت وَلکِن الله رَمی " اما دلیل اینکه تیر تو در تمام مباحث اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، عاطفی و... انقدر دقیق به هدف خورد، به این دلیل است که به من توکل کردی وگرنه تیرانداری آدمیان خطا دارد. تو به من توکل کردی، " لَفَتحنا " قطعاً باز می کنم.

چقدر باور داریم که گره های زمین را می شود با ایمان و تقوا در آسمان باز کرد؟! عده ای از آن طرف بام می افتند و کار نمی کنند؛ شهید مطهری کار نکردن مسلمانان را به عنوان علل عقب ماندگی جهان اسلام مطرح کردند. از زمانی که صوفیه تشکیل شد، مردم کاملاً دست از کار کشیدند و فکر کردند که خدا همه کارها را انجام خواهد داد! عده ای نیز فقط کار می کنند اما ایمان و تقوا ندارند، این افراد با توجه به میزانی که کارکرده اند و آفاتی که در هر کار وجود دارد، از دنیا بهره می برند!

ایمان و تقوا محرم سال 96  را وزن کنید و با محرم سال 95 مقایسه کنید، بعد به خداوند گله کنید! خداوند چه وعده ای برای گشایش و آبادانی در قرآن داده است؟ چه وعده ای برای آرامش و آسایش دنیا داده است؟ گفته است همین که کار کنی، کافی است؟! که می گویی بر هر دری که زدم، بسته بود؟! آیه 96 سوره اعراف را حفظ کنید، صبح که بیدار می شوید گره های اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و... را در نظر بگیرید و سپس بگویید " أعوذُ بِاللهِ مِن الشّیطان الرّجیم، بسم الله الرّحمن الرّحیم لَو أنَّ أهلَ القُری ءامَنوا وَ اتّقوا لَفتحنا علیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأرض " اول به خودت تاکید کن، سپس به خدا بگو " لَفَتحنا " را تو گفته ای.

صد هزار صلوات برای حل فلان مسئله نذر کردم! قرآن گفته است که اگر صد هزار صلوات نذر کنی، برطرف می شود؟ یک دهه به زائران امام حسین(ع) روزی دادم، خدا گفته است اگر روزی بدهی حاجتت را می دهم؟ 65 لیتر برای امام حسین(ع) اشک ریختم، خدا گفته است اگر اشک بریزی حاجتت را می دهم؟ خداوند در قرآن چه گفته است؟ " آمنوا و اتقوا " به قدرت من ایمان بیار، ببین در زندگیت چه تاثیراتی می گذارد!

چندسال پیش در دانشگاه شهرکرد بحثی راجع به خدا ارائه شد، پس از سخنرانی هنگامی که وارد سالن شدم، یک جوان رعنا و چهار شانه نزد من آمد، گفت آمده ام ببینم راجع به خدا چه می گویی و من می توانم امروز با خدا ارتباط برقرار کنم و حاجتم را بگیرم! گفتم ان شاءالله! اتفاقاً بحث در خصوص همین مطلب بود اما این آیه دقیقا نبود. بحث در مورد این بود که اگر می خواهی چیزی از خدا بگیری، چیزی که در قبال آن باید به خدا بدهی، اشک و صلاة و صدقه و روزه نیست! باید به خدا نزدیک شوی! راه نزدیک شدن نیز، ایمان به معنای اعتقاد داشتن به خدا و تقواست!

سپس باید موانع تقوا را بررسی کرد، ببینید چه مواردی با تقوا شما تداخل دارد، آن را حذف کن، خدا نگاهت می کند! یک شب پس از اتمام جلسه می خواستم سوار ماشین شوم، همان جوان آمد و گفت حاج آقا! بله؟ تلفن همراهش را از جیب بیرون آورد و به زمین انداخت و با پا بر روی آن کوبید و گفت من کارم را کردم! گفتم یاخدا، یک گوشی هشتصد هزار تومانی را بر زمین انداخت، فردا فراموش می کند و خسارتش را از من می گیرد! آن شب این جوان را فراموش کردم. فردا زمانی که از ماشین پیاده شدم، دیدم همان جوان ایستاده بود و کاملاً ملتهب بود، نه به دلیل مشکل ازدواجش که به او زنگ زده بودند و گفته بودند که دیگر حل شده است، به این دلیل که فهمیده بود قدرت خدا چقدر زیاد است! اصلاً تشکر نکرد که ممنونم از شما، به من زنگ زدند و همه مشکلات حل شد، نه! فقط می گفت آقا من 24 سالم است، ببین چقدر برای دنیا بیهوده تلاش کردیم و زحمت کشیدیم!!

" امنوا و اتقوا" ببین چه مسائلی مزاحم تقوای تو می شود؟ آن را حذف کن، بسم الله! زمانی که آن را حذف می کنی به خدا نزدیک تر می شوی و زمانی که به خدا نزدیکتر می شوی، مدیریتت بر عالم بیشترمی شود! پس از این مرحله خدا به تو اجازه می دهد آنچه که در ذهنت داری، در دنیا اعمال شود. " عَبدی أطِعنی حَتی أجعَلَکَ مِثلی " تو از من اطاعت کن، ایمان و تقوا داشته باش، من  نیز تو را همانند خودم قرار می دهم. تو چگونه ای؟ " أنا أقولُ کُن فَیکون " اگر من بگویم بشو، می شود! تو هم بگو "کُن فَیکون"! مثلاً از ذهن من می گذرد که چه خوب است اگر فلان اتفاق بیفتد، خداوند می فرمایند این فرد چقدر ایمان و تقوا دارد؟ به همان  اندازه قدرت اعمال به او بدهید.

بسیار متاسف می شوم زمانی که برخی از ما این مباحث را گوش می کنیم اما فکر می کنیم، شرح حال مرحوم قاضی گفته می شود! من این مباحث را برای خودم و برای شما دارم می گویم، هرکس به اندازه خودش بتواند بالا بیاید.

» ترفندهای اجتماعی شیطان.
شیطان یک دسته سیاست های شخصی، انفرادی یا حقیقی دارد و یک دسته سیاست های حقوقی. سیاست های شخصی شیطان همان پانزده مورد شخصی است که دیشب خدمتتان عرض کردم. اما می بیند اگر جامعه را مدیریت نکند، هر چقدر هم برای تو برنامه ریزی کند، جامعه می تواند تو را اصلاح کند! از طرفی شیطان سیاست های اجتماعی و سیاسی نیز دارد که بر اساس آن سیاست ها اعمال نفوذ می کند! پس از جنگ سختی که شیطان با جبرئیل و لشکریانش داشت و شکست خورد، فکر جنگ سخت را از ذهنش بیرون کرده است! از اولین سال خلقت، شیطان پروژه جنگ نرم را چیده است و با خود گفت: زین پس کار من در مباحث مختلف این نیست که لشکرکشی جن کنم، سیاست من این است که اجتماعات را شیطانی کنم! البته در آخر الزمان  لشکرکشی جن نیز اتفاق خواهد افتاد!

برای این که اجتماعات را شیطانی کند؛ چون انسان ها، متقین، علما و امامان دارند کار می کنند، بنابراین نیاز به مبارزه هست! شیطان برای این مبارزه، اصلاً عجله نمی کند. شیطان در سال 1356 شمسی به این نتیجه رسید که اتفاقاتی در مملکت در حال وقوع است و امام خمینی در حال پیروزی است! کاری که شیطان در آن زمان انجام داد، این نبود که به شاه و ساواک کمک کند! چرا؟ چون شیطان عاقل است! با خودش فکر کرد، زمانی که سیستم امنیتی بررسی آمریکا و انگلیس هم به شاه می گویند این مردم از مملکت شاکی هستند، تو را بیرون می کنند، اصلاحات انجام بده. شاه نیز اقدام به انقلاب سفید و اصلاحات ارضی کرد، در حقیقت از توصیه شیطان انس پیروی کرده بود. زمانی که آمریکا و انگلیس فهمیده باشند، شیطان جن که علمش بیشتر هست قطعاً فهمیده است! شیطان در سال 1356 برای اینکه بتواند در ایران حاکم شود " إذا جاءَ نَصرُاللهِ وَالفَتح وَ رَأیتَ النّاسَ یَدخُلون فی دینِ اللهِ أفواجا فَسبِّح بِحَمدِ رَبِّکَ وَ استَغفِرهُ إنّهُ کانَ تَوابا "  شیطان فقط از قبل بر کسانی که می داند پیروز می شوند، حساب باز می کند! از سال 1356 شیطان بر اصحاب خاص انقلاب حساب باز کرد!

قرآن کریم در سوره فتح می فرمایند، زمانی که نصر و فتحی اتفاق افتاد، بدان که " فَسبِّح بِحمدِ رَبکَ وَ استَغفِرهُ إنّهُ کانَ تَوّابا " الان وقت این است که توبه کنی و به خودت نگاه کنی و به سمت خدا بازگردی. شیطان بر لشکر پیروز حساب می کند! اینطور نیست که انقلاب پیروز شود، شیطان بر سلطنت طلب ها حساب باز کند. مدل شیطان این است که یاران خود را دور می ریزد، مانند شاه وآمریکا! بر انسان های شکست خورده حساب باز نمی کند. من بر لشکر پیروز حساب باز می کنم!

به همین دلیل قرآن کریم می فرماید، این محبتی که بین دشمنان است را زیاد جدی نگیرید، زمانی که به خطر بیفتند تو را فدا می کنند! محبت بین اولیای خدا را جدی بگیرید. مولوی شعر زیبایی دارد با این مضمون که شیران خدا با هم هستند. لشکریان شیطان از هم جدا هستند، فعلاً جهت منفعتی دور هم جمع شده اند وگرنه با هم فاصله زیادی دارند.

سیستم شیطان این است، ببیند ابراهیم در حال پیروزی است، از قبل با استفاده از فیزیک پنهان و ظاهر خلقت شناسایی می کند و از همان اول سراغ یاران ابراهیم می رود. دلیل انحراف پیغمبران توسط اصحاب و اولیائشان، این است که شیطان بر افرادی چون حواریون عیسی و یاران موسی و داداش موسی و... حساب باز کرده است، افرادی که نسبت نزدیک به لشکر پیروز دارند.

اتفاقاتی که در طول تاریخ افتاد را مرور می کنیم. پیامبر بعد از فتوحات اسلام فرمودند " من بر شما امتم و مردم، از فتنه ضَرّاء نمی ترسم. زمانی که در موقعیت جنگ و فقر و بدبختی و محرومیت و ... قرار می گیریم، من نمی ترسم که شما در این فتنه مغلوب شوید. با توکل به خدا شما در این فتنه پیروز می شوید. آنچه که برای شما می ترسم از فتنه سَرّاء است، زمانی که پیروز می شوید و به قدرت می رسید ". چرا هر کس به قدرت می رسد، فاسد می شود؟ دلیلش این است.

 یهود نظریه ای در تاریخ تحت عنوان " نظریه هزار ساله در خلقت" دارد و نظرش این است که در خلقت هر هزار سال یک بار، خداوند نسل بشریت را از بین می برد. کما اینکه در هزاره اول، طوفان نوح اتفاق افتاد و یک عده خالص ماندند! و ما یهودیان باید به خدا کمک کنیم که این نژاد خالص بمانند! لذا به مباحثی مثل سال 2000 و فیلم سینمایی هایی که ساختند، رو آوردند؛ مبنی بر اینکه پایان دنیا نزدیک است و نظریه فوکویاما را شرح می دادند. و همه این موارد بر مبنای پروژه یهود بود که می گفت در سال 2000 یک اتفاق بسیار عجیب روی می دهد! چندی بعد گفته شد که این اتفاقات مربوط به سال 2013 است!

متن کتاب تحریف شده یهود، هزار سال را عنوان کرده است. حال ما در 2017 به سر می بریم بنابراین این پروژه الهی نیست و از خودشان در آورده اند. فقط در هزاره اول خلقت یک بار به طور کلی غربال شد و تعداد بسیار کمی باقی ماندند. از سال 800 الی 900 شیطان فهمید که نوح قرار است چه کاری انجام دهد! از زمانی که ساخت کشتی شروع شد و در حدود 150 سال زمان برد، شیطان پیگیر شد که بفهمد نوح این کشتی را برای چه می سازد؟ بلافاصله فهمید که بنا براین است که در این کشتی تعداد خاصی سوار شوند و کل کره زمین را آب ببرد و همه بمیرند! بنابراین مابقی مردم را رها کرد و به سراغ اصحاب نوح رفت! کم کم شیطان به آن ها نزدیک شد، میان آن ها اختلاف ایجاد کرد و قبل از این که سوار بر کشتی شوند، این اختلافات شکل گرفته بود. سپس طوفان نوح اتفاق افتاد و شیطان دید که مردم قدرت خدا را دیدند. آن طوفان، مبین قدرت خدا بود!

» شیطان از لشکر پیروز عِده و عُده جمع می کند!
شیطان با خود فکر کرد حال که همه مبهوت و مغموم قدرت خدا هستند، پس به سراغ اصحاب نوح می روم تا بحث قدرت را جا بیندازم! نمرود از اصحاب نوح بود، در حقیقت جزو انسان هایی بود که پس از طوفان نوح باقی مانده بودند! بحث نمرود، بحث قدرت بود. اعتقاد به این که خدا بسیار قدرتمند است، در میان نمرودیان و حکومت آن زمان در زمین کاملا جا افتاده بود. کاری که نمرود انجام داد، این بود که گفت خدا هست، اما مدیریت عالم را به ما داده است. نمرود نمی گفت من خدا هستم، می گفت من مدیر عالم هستم! سپس بحث مدیریت سیاسی عالم پیش آمد، که خدا خلق کرده است و دیگر کاری ندارد و مدیریت را به ما واگذار کرده است.

لذا زمانی که ابراهیم آمد و بنا بود جنگ نرم بعدی اتفاق بیفتد، کل سیستم ابراهیم این بود که به نمرودیان ثابت کند که مدیریت عالم، تکوینی است و هیچ کس آن را در اختیار شما قرار نمی دهد. بنابراین بت بزرگ را شکست که ببیند چه کار می تواند انجام دهد؟ کار به جایی رسید که نمرود واقعا مستأصل شد، تصمیم گرفت ابراهیم را در آتش بندازد. در روایت است که شیطان به نمرود منجنیق را آموزش داد و روایت هایی که درباره مساحت آتش هست، بسیار وحشتناک است. انقدر مساحت آتش زیاد بود که مجبور شدند از فاصله دور ابراهیم را با منجنیق میان آتش بیاندازد. زمانی که ابراهیم با منجنیق میان آتش افتاد و خطاب به آتش و هیزم رسید که " یا نار کونی بَرداً وَ سلاماً علی ابراهیم " مثل گلستان باش و از میان آتشی که فولاد را ذوب می کرد، ابراهیم سالم بیرون آمد و آتش خاموش شد؛ دختر نمرود که کنارش ایستاده بود، گفت خدا این است، این نشانه ی مدیریت تکوینی خدا بر عالم است. خدا قدرت فیزیکی ندارد، اما می تواند به آتش امر کند که نسوزان! به آب امر کند بسوزان! این نشانه قدرت است.

این اتفاق انتهای بحث نظری نمرود بود، سپس به سراغ بحث عملی رفت. به ابراهیم گفت: صحبت های شما همه بیانگر معجزه است، من قبول ندارم! مدیریت عالم فیزیکی است، تکوینی نیست؛ من با خدا می جنگم! فرشته ای در قالب پیرمردی نزد نمرود آمد و گفت: اینکه گفتی می خواهی با لشکر خدا بجنگی، خداوند تبارک و تعالی قبول کردند. کل عالم در دستان نمرود بود، تعداد بسیار زیادی لشکر چید، سپس همان فرشته در قالب پیرمرد آمد و به نمرود گفت: فلان مکان، وعده جنگ ما! خودشان را با تجهیزات جنگی و زره و منجنیق و... مهیا کردند و به مکان جنگ رسیدند اما کسی در آنجا نبود! نمرود اول فکر کرد که شوخی بوده است، بعد دید از دور یک ابر سیاه نزدیک می شود. خداوند تبارک و تعالی لشکری از پشه برای نمرود فرستاد، کل لشکر نمرود توسط لشکر پشه شکست خورد و ابراهیم حاکم جهان شد! خداوند نشان داد که قدرت فیزیکی شما، به اندازه پشه های من هم نیستند! شیطان در جنگ دوم که بحث قدرت فیزیکی و تکوینی مطرح بود نیز شکست خورد.

زمانی که ابراهیم نزد نمرود رفته بود، گفت خداوند می تواند بمیراند و زنده کند، تو می توانی؟ بله، دو نفر را از زندان آورد، دستور داد یکی را بکشند، سپس گفت او را میراندم؛ و دومی را آزاد کنند، این را نیز زنده کردم! ابراهیم گفت منظور سوال من این نبود، این که در قرآن کریم می فرماید " فَبُهِتَ الّذی کَفَر " نمرود بهت زده شد، مربوط به زمانی می شود که ابراهیم به نمرود گفت، خورشید هر روز از شرق طلوع می کند، کاری کن که فردا از غرب طلوع کند. در آن زمان همه خداوند تبارک و تعالی را قبول داشتند اما مدیریت او را قبول نداشتند! ابراهیم نیز پس از حکومتش سعی کرد، صفات خداوند را اثبات کند.

» پس از تثبیت قدرت تکوینی خدا، شیطان جنگ متافیزیکی را آغاز کرد.
شیطان دید در این مورد هم پیروز نشد، به سراغ یاران ابراهیم رفت چرا که شیطان از لشکر پیروز عِده و عُده جمع می کند! از میان یاران ابراهیم، فرعونیان را جدا کرد. فرعونیان از اصحاب ابراهیم بودند. شیطان با خود اندیشید که مردم در حال حاضر در فکر قدرت تکوینی و آتش نسوزاند و لشکر پشه و... هستند، پس جنگ امروز من با خدا دیگر فیزیکی نیست، متافیزیکی است! اصل ارتباط با جن در این زمان اتفاق افتاد. از میان اصحاب جن، آن دسته که جزء لشکر شیطان بودند به کمک اصحاب فرعون آمدند و بحث سِحر از این جا شروع شد. در تاریخ انبیاء سِحر و جادو از زمان فرعون شروع شد. این شعبده بازی که شما در عروسی و... می بینید، تر دستی است. با کمک متافیزیک پنهان خلقت به سحر واقعی رسیدند. پس از وقایعی که برای موسی اتفاق افتاد و ساحران طناب هایشان را به مار تبدیل کردند، سپس موسی عصا را انداخت و همه متوجه شدند، آنچه می بینند سِحر نیست و همه را بلعید و دوباره به دست موسی بازگشت، اولین کسانی که ایمان آوردند همین سَحَره بودند.

» حضرت موسی اولین پایه گذار تمدن الهی شد!
حضرت آیت الله اراکی که مشهور به شیخ الفقها هستند، می فرمایند زمانی که امام زمان (عج) بیایند، متخصصین علمی آمریکا و غرب، اولین کسانی هستند که به امام زمان ایمان می آورند، چون می فهمند که این فیزیک، فیزیک خلقت نیست، فقط از جانب خداست.

سحره و متخصصین سحر زمان فرعون، زمانی که حرکت موسی را دیدند، اولین یاران حضرت موسی شدند. همانند نمرود، فرعون نیز اعلام کرد، حال که جنگ نرم جواب نمی دهد، جنگ سخت می کنیم. در نهایت ماجرای رود نیل و غرق شدن فرعون و یارانش اتفاق افتاد. موسی به حکومت رسید و اولین پایه گذارتمدن الهی شد، در حقیقت کار سیاسی را شروع کرد! در آیات و روایات ما بیشترین اسم از حضرت موسی برده می شود، چرا؟ چون اولین حکومتی دینی را به پا کرد.

کار حکومت دینی مناقشه بر انگیز است و چالش بسیاری دارد. دائم اسم موسی در بازه زمانی مختلف و اتفاقاتی که رقم زده است، برده می شود. بیشترین روایاتی که امامان ما در ارتباط با خدا و ارتباط معنوی و متافیزیکی می گویند، از حضرت موسی است. لذا ماه رمضان، انقدر که مداحان در مناجات هایشان از حضرت موسی می گویند، بچه ها به شوخی می گویند ماه رمضان، ماه روضه حضرت موسی است! چون بیشترین روایات متافیزیکی ما، راجع به ارتباط با خدا، مربوط به حضرت موسی است. پایه گذار تمدن الهی، با توجه به آیه قرآن  " وَ لَو أنَّ اَهلَ القُری آمَنوا وَ اتَّقوا " موسی هم تمدن را شروع کرد و هم شروع به اصلاح کردن ایمان و تقوا، از طریق ارتباط با خدا کرد. نقشه جدید شیطان در رابطه با موسی، بحث تمدن بود.

» نقشه جدید شیطان در رابطه با موسی، بحث تمدن بود.
تمدن در آن زمان به دو قسمت تقسیم می شد: 1. طب. 2.تکنولوژِی.

اگر دقت کنید، اولین کتاب خاطرات طب را از اطبای فرعونیان می بینید. همچنین اولین مظاهر تکنولوژی در عالم خلقت، اهرام ثلاثه مصر است. مصر اوج طب و تکنولوژی بود. سپس شیطان شروع کرد از یاران موسی که بنی اسرائیل هستند، نیروگیری کرد و بحث طب و تکنولوژی را به گونه ای پیش برد که در نهایت عنوان کردند طب و تکنولوژی می تواند جای خدا را بگیرد. تکنولوژی یعنی مدیریت عالم و طب یعنی مدیریت بدن انسان. روح وجود ندارد، تکنولوژی و طب می تواند جای خدا را بگیرد.

همین جملات را در صحبت های اخیر فلاسفه غربی نیز می بینید، مبنی بر اینکه هر چه دامنه علم گسترده تر می شود، دامنه حضور خدا کم رنگ تر می شود! تا کار به جایی می رسد که برخی از فلاسفه غرب می گویند "امروز خدا مرده است"، این سخن مربوط به سی سال پیش است و هنوز هم خدا نمرده است. یک دفعه جو علمی بهشان دست می دهد و فکر می کنند همه چیز در دستان آن هاست.

در زمان موسی دامنه طب و تکنولوژی را بسیار بالا بردند، کار به جایی رسید که فراعنه زمانی که دیدند می توانند چنین کارهایی انجام دهند؛ دیشب نیز عرض کردم که اهرام ثلاثه مصر با کمک جن و با تکنولوژی پنهان خلقت اتفاق افتاد، ساخت این اهرام، در این زمان نیز سخت است! حتی در زمان حال نیز بیرون کشیدن سنگ به طور یکدست برای بنای تخت جمشید، سخت است! همه این موارد در آن زمان، در ایران و یونان و مصر که سه تمدن بزرگ جهان در آن زمان بودند، با توجه به تکنولوژی پنهان ساخته شد. در این زمان تفکر صهیونیست شکل گرفت که اگر می خواهیم، مدیریت جهان را از خدا بگیریم، باید در علم پیشرفت کنیم و پایه پیشرفت علم، اقتصاد است! بنابراین صهیونیست ها از همان زمان تلاش کردند که قدرت اقتصادی اول جهان شوند.

عیسی علیه سلام ظهور کرد!عیسی چه کار کرد؟ مقابله با لشکر شیطان و طب و تکنولوژی را آغاز کرد، گفت همه این علوم و تکنولوژی ذاتاً از آن خداست، همه قدرت های شما نیز از آن خداست. من بالاتر از طب می آورم، کور مادرزاد را شفا می دهم، صحابه موسی که چند صد سال پیش فوت کرده اند را از قبر بیرون می آورم و در مقابل چشمان شما، آن ها را زنده می کنم.
 
علمای یهود جزء خبیث ترین علمای ادیان هستند، هنوز هم هستند! عیسی در مقابل چشمانشان صحابی را زنده کرد و از قبر بیرون کشید؛ یک نفر گفت عیسی پیغمیر حق است، ایمان بیاورید، اما نپذیرفتند! از همان زمان، یهود لشکر مقابل خدا شد! یهود به اسم یکی از ادیان الهی است، البته منظور یهود صهیونیست است. درحقیقت صهیونیسم ها یهودیان لشکر شیطان هستند! در روایت از امام صادق(ع) نقل است که در آخر الزمان بالاترین درجه پیوستن به امام زمان در مسیحیان است، پس مسیحیان را مهربان بدارید، با آن ها خوب رفتار کنید و بالاترین درجه پیوستن به لشکر شیطان، یهودیان هستند. بنابراین عیسی ظهور کرد و گفت ذات همه افعال از خداست، خدا هست که حیات می بخشد.

امام صادق(ع) می فرمایند: درظهور امام زمان(عج)، حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت عیسی می آیند که کار ناتمامشان را تمام کنند و 27 قسمت علم وتکنولوژی که تا قبل از ظهور تنها یک  قسمت از آن جلوه می کند و پس از ظهور، امام زمان 26 قسمت دیگر آن را تکمیل می کند. موسی را مسئول ایجاد تمدن الهی در زمین می گذارند، قسمت طب را به حضرت عیسی می سپارند، قسمت عبودیت را به حضرت ابراهیم می سپارند " لَو أنَّ اَهلَ القُری آمنوا وَ اتَّقوا " با کمک هم جهان را پیش می برند! ان شاالله آن زمان راببینیم.

» آخرین حربه شیطان برای مقابله با خدا چه بود؟
پس از این اتفاقات شیطان گفت تا الان هر کاری تحت عنوان جنگ نرم انجام دادم، جواب نداد. آخرین حربه شیطان برای مقابله با خدا از این جا شروع شد؛ هنر!

شیطان سراغ سه مطلب رفت: 1. هنر. 2. نژاد و قومیت. 3. معنویت کاذب.

شیطان به این سه مطلب دامن زد. جنسیت نیز زیر مجموعه قومیت محسوب می شود. ما اسم این آخرین توطئه شیطان را جهالت مدرن می گذاریم. این مدرنیته ترین کید شیطان است که در آخرالزمان در حال وقوع است! یعنی کار به جایی رسید که شیطان گفت کار من زین پس باید با زبان هنر، بازیگران، ترانه سرایان، شعرا و هرآنچه که زیر مجموعه هنر است، باشد. همچنین بحث نژاد و قومیت و اختلاف جنسیتی را نیز بالا کشید.

دلیل اعراب برای زنده به گور کردن دختران در زمان پیامبر، محبتشان نسبت به دختران بود! چرا؟ چون در جنگ ها زنان را به اسارت می بردند، بنابراین مرد عرب می میرد و دخترش را می میراند، اما زیر بار اسارت ناموس نمی رود. فکر نکنید این کار یک جهالت بسیار احمقانه بوده است، این جهالت مدرن است، و این جهالت مدرن در حال حاضر نیز در جهان وجود دارد. در زمان پیامبر، دخترانشان را زنده به گور می کردند، احمق ها! این ها احمق نیستند، گونه ای از جهالت مدرن است و در حقیقت این کید شیطان بود. هنر، جهالت مدرن، نژاد، قومیت! من اصلا متوجه نمی شوم تفاوت میان کُرد و بلوچ و عرب و عَجَم چیست؟ من اصلا معنی ناسیونالیسم ایرانی، ناسیونالیسم کردی، ناسیونالیسم ترکی را نمی فهمم. چرا؟ چون انسان هستم و انسان ها فطرتاً همه مثل هم هستند.

پیغمبر چکار کرد؟
1. با کتاب هنر آمد، قرآن! کتابی که 1400 سال است که نتوانسته اند همانند قرآن را بیاورند. بارها در قرآن گقته شده است که اگر می توانید همانند این کتاب را بیاورید.

2. با شعار عدالت جنسیتی و عدالت قومیتی آمد " إنَّ أکرَمَکُم عِندَالله أتقاکُم " مبارزه فرهنگی شروع شد و با اختلافات جنسیتی و قومیتی مقابله کرد، دختر به گور کردن را زیر سوال برد و بحث های بسیار جدی دیگری که پیغمبر در آن زمان مطرح کردند.

سومین حربه شیطان بحث معنویت کاذب بود. برای رسیدن به خدای تبارک و تعالی، به هر طریقی می توان رفت. مؤسس پلورالیسم دینی در آن زمان، شیطان بود که گفت نیاز نیست حتما مسلمان باشید، می توانید پیرو هر آیینی باشید! معنویت یک معنا دارد، آدم خوبی باش! مانند معنویت امروزه که در اصل جهالت مدرن است، می گویند: " آدم خوبی هست"! آدم خوب بودن، کف معنویت است. درحقیقت دارید مردم را قانع می کنید که " خوب باش" ! "مِی بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مکن" یعنی هر کس مردم آزاری نکرد، دیگر خلیفه الله است؟! ایثار، جهاد، شهامت، غیرت و... هزاران صفت خوب از زمان آدم تا کنون بوده، همه را رها کنیم؟! آدم خوب، یعنی چی؟ خوب یعنی یک گاو! آزارش به کسی نمی رسد، " خَیرُ الأنعام البقره " پیغمبر می فرمایند بهترین چهارپایان گاو است! چون به کسی آزار نمی رساند، اگر آن را اذیت کنی، زود عصبانی نمی شود، از تمام اجزایش نیز می توان استفاده کرد، هیچ قسمت از گاو دور ریختنی نیست!

پس آدم خوب یک گاو است که خیرش به همه می رسد و آزارش هم به کسی نمی رسد. خلیفه الله، مدیریت عالم امکان، رسیدن به خدا، لقاءالله، بالا رفتن، آسمان اول، دوم، سوم و... عرش، لوح، قلم، کرسی و سماوات و... هیچ؛ تو فقط آدم خوبی باش! همه هم خوششان می آید، چرا؟ چون  با چنین ترازی همه می توانند خوب باشند.

یکی از روشن فکران اخیر می فرمودند " از نظر من معنویت به معنای شادابی، دوری از غم و آزار نرساندن است "! این که توصیف همان گاو هست! هم شاداب است، هم اصلا ندیده ایم که گاوی غصه بخورد، آزار هم نمی رساند که حتی فایده نیز دارد.

معنویت جدید یا معنویت شیطانی؟ پلورالیسم اعتقادی یا معنویت جدید یا جهالت مدرن؟

در بحث معنویت جدید که نه جلسه برایتان صحبت کردم، من قریب به 200 ساعت مباحث معنویت جدید روشنفکران امروز ایران را گوش کردم، نتیجه نهایی همه آن مباحث این بود: به مردم خیر برسان، آزار نرسان وآدم خوبی باش! هر دینی که می خواهی داشته باش، فرقی نمی کند! ما آمدیم که خلیفه الله شویم! اسم خودشان را نیز روشنفکر دینی می گذارند! خدا پدر برخی را بیامرزد که می گویند من روشنفکر دینی نیستم، تنها روشنفکرم. اگر روشنفکر دینی نیستی، قبول است، معنویت همین است. اما زمانی که روشنفکر دینی شدی، اعم از مسیحی و یهودی و مسلمان، تعریف شما از انسان به عنوان خلیفه الله، همین می شود؟!! انقدر حداقلی؟!! حتی در تعریف این نوع از معنویت جدید که ما به آن جهالت مدرن می گویم، یک فلسفه باز می کنند تحت عنوان دین حداقلی! می گویند خداوند ما را به دین حداقلی مکلف کرده است! این در کدام کتاب آسمانی نقل شده است؟ تورات گفته است؟ انجیل گفته است؟ قرآن گفته است یا روایت داریم که خدا ما را به دین حداقلی مکلف کرده باشد؟

نقشه جدید شیطان برای آخرالزمان، علم و فضیلت یا معنویت جدید است. علم از نظر شیطان یعنی تکنولوژی لاییک، یعنی تکنولوژی بدون دین! تکنولوژی ای که هر چه بیشتر پیشرفت کند، جای خدا را بگیرد!

تا دیروز برای دندان دردت دعا می کردی، امروز باید به پزشک مراجعه کنی، ببین نقش خدا کم شد! نه، نقش خدا کم نشد؛ در زمان قدیم به دلیل نبود امکانات برای دندان درد دعا می کردند، خدا هم مجبور بود نقش بازی کند. امروزه عقل بشر پیشرفت کرده و به دندانپزشکی می رویم. خدا در عالم هستی در جریان است. ارتباط ما با خدا مثل ارتباط موج با آب است. خدا آب است و ما موج هستیم، اگر آب نباشد دیگر موجی وجود ندارد! چرا فکر می کنید نقش خدا کم شده است؟

بنابراین علم از نظر شیطان در آخرالزمان یعنی تکنولوژی لاییک، علمی که جای خدا را می گیرد و فضیلت یا معنویت جدید یا جهالت مدرن در آخر الزمان یعنی بت سازی یا همان سِلِبریتی! در آخرالزمان مردم اعتقاد، لباس، دیانت، خوبی، زشتی و سبک زندگیشان را از بت ها می گیرند! امروزه به بت، سلبریتی می گویند. یعنی از شخصیت های مشهور بت می سازند. به عمق شخصیت نگاه نمی کنند، تنها به شهرتش توجه می کنند. چون دو ملیون فالوور دارد، پس حتما انسان خوبی است. در آخرالزمان و در چنین وضعیتی، کار به جنگ نظامی می کشد. خدا ان شاءالله به همه ما توان و عمر بدهد و اگر عمر نداریم، در رجعت برگردیم و جنگ آخرالزمان را ببینیم و در حکومت مهدوی سهیم باشیم.


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات