برنامه آينده
جلسه هفتگی
مراسم شهادت امام محمدباقر (علیه السلام)

سخنران:
حجت الاسلام انجوی نژاد

مداح:
حاج اکبر افخمی

قاری:
امیررضا مظلومی

زمان: شنبه، 27 مرداد ماه، همراه با نماز مغرب و عشاء
مکان: بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهدا(ع)


رهپويان




سه‌شنبه 1 خرداد 1397 نسخه چاپی
متن سخنرانی - اهل فکر - قسمت دوم - 97/02/01
صد هزار مهندس، غرب زده، آمریکایی، استاد دانشگاه، نانوا، بقال، ویلادار و... مرتکب صد هزار خلاف می شوند، اما هیچکس از هیچ چیز زده نمی شود! اما اگر یک مؤمن، خلافی را انجام دهد، همه از کل اسلام و مؤمنین زده می شوند! اینگونه تفکر غیر عقلانی و غیر منطقی است.

یا انیس
متن سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع : اهل فکر - قسمت دوم
 97/02/01

عناوین اصلی :
» فکر باید تعریف شود!
» موانع فکر کردن مردم چیست؟
» در دنیای امروز عجله حاکم است و عجله مانع فکر کردن است!
» دومین مانع فکر، لجاجت است!
» تاثیرات منفی لجاجت چیست؟
» اگر می خواهی کار اخلاقی کنی، کار اجرایی نباید بکنی!
» یکی از دلایلی که مردم فکر نمی کنند، تنبلی است!
» خودپسندی مانع فکر کردن می شود!

در مبحث اهل فکر، جلسه قبل عرض شد که آخرالزمان خصوصیاتی دارد و راهی جز اینکه انسان ها اهل فکر باشند، باقی نمی ماند!
همچنین گفته شد که در آخرالزمان معانی کلمات حتی کلمات خوبی چون آزادی، قیامت، تقوا، زهد، شهرت، محبوبیت و هنر نیز تغییر می کند. بنابراین باید این واژه ها را بازخوانی کنیم و ببینیم حقیقت لغتی که راجع به آن صحبت می کنیم همین است یا خیر؟

» یکی از مباحثی که در افراد سیاسی دیده می شود این است که وارد مباحث مبنایی و فلسفی می شوند!
یکی از مباحثی که در افراد سیاسی دیده می شود این است که وارد مباحث مبنایی و فلسفی می شوند! برخی از کلماتی که شما می گویید، بارهای معنایی سنگینی دارند. اگر واقعاً اهل فکر هستید، یک کرسی بگذارید و راجع به کلماتی چون آزادی، رفاه، امنیت، عدالت و... صحبت کنید. شاید ذهنیت من راجع به کلمه ای چون عدالت، متفاوت از ذهنیت شما باشد و باید بحث شود که شما دقیقا دارید از چه چیزی دفاع می کنید؟ کلمه را بد متوجه شده اید.

و یا اینکه کلماتی چون حقوق زن و مرد، محیط زیست، حقوق حیوانات و... کلمات علمی و دانشگاهی هستند و لازم است که چند نفر پروفسور و دکتر این کلمات را شرح دهند. گاهی یک مسئول اجرایی این کلمات را به کار می برد، بدون اینکه بداند دقیقاً این کلمه چه معنایی دارد! اغلب مسئولین ما، قبل و بعد از رسیدن به مسئولیت، هیچ صحبت علمی ندارند؛ اما زمانی که مسئول می شوند، تصمیم می گیرند که درباره این مباحث علمی بحث کنند. شما قبل از اینکه به مسئولیت برسی باید این مباحث را شرح می دادی و کتاب می نوشتی و در نهایت به منتقدین خود پاسخ می دادی.

» کلمه فکر باید تعریف شود!
خودِ کلمه فکر نیز باید تعریف شود! در آخرالزمان اهل فکر هم پوزیشنی شده اند! یعنی فکر به جای اینکه یک کلمه عقلی باشد، یک حالت است!

برای مثال در آخرالزمان برخی حالات را به خود گرفتن؛ مثل به افق خیره شدن یا خودکار را بین انگشتان گرفتن، یا به کار بردن برخی کلمات نشان دهنده اهل فکر بودن است! در حالیکه حتی از نظر علم نیز اهل فکر کسی است که عمق ماجرا را فکر و تحلیل کند. بین اهل علم و اهل فکر تفاوت زیادی وجد دارد!

اهل علم یعنی کسی که اطلاعات علمی زیادی دارد و عالِم است، چون سه دکترا دارد و بیست کتاب نوشته و اگر از او راجع به سیر مبانی فلان علم بپرسی، از هشت هزار سال قبل از میلاد مسیح تا به حال را می داند، اما هر عالمی نمی تواند اهل فکر باشد! چرا که ممکن است فردی صد هزار صفحه مطلب حفظ باشد، اما یک خط فکر نداشته باشد و در مقابل فردی تنها دو صفحه مطلب حفظ باشد، اما چهار صفحه فکر داشته باشد. مشکل این است که هرکس به یک علم می رسد فکر می کند که فکور شده، درحالی که فکر مقوله دیگری است.

» فکر به چه معناست؟
فکر یعنی اینکه انسان ها در مباحث علمی، عالِم باشند. یعنی مباحث را عمیق و تحلیلی ببینند، دریچه نگاهشان فرق کند و در اثر رسیدن به اطلاعات عمومی احساس فکور بودن نکنند!

اگر دشمن فکر شما، مثل شبکه های اجتماعی، بدانند که شما در همه موارد فکر می کنید، به همین سادگی هر مطلبی را منتشر نمی کنند! آن ها بر این که تو فکر نمی کنی و فقط می بینی و سپس باور می کنی، حساب باز کرده اند. طبق ضرب المثل صد سال قبل انگلیسی که می گوید : من آنقدر پولدار نیستم که جنس ارزان بخرم! چون جنس ارزان، جنس خوبی ندارد و زود خراب می شود، بنابراین دوباره باید خرید کرد! آن کسی که جنس بد را ارزان می فروشد، روی بی فکری ما حساب باز کرده است.

» در آینده نزدیک، فیلترینگ محال است!
در خصوص بحث فیلترینگ که اخیراً مطرح شده است، باید بگویم که در حال حاضر فیلترینگ غیر قابل اجرا است و در آینده نزدیک، فیلترینگ محال است!

اصراری که برخی از دردمندان جامعه دارند و می گویند نگذارید مردم اطلاعات نامناسب دریافت کنند، ضمن اینکه ما برای اصرارشان ارزش قائلیم و دردمندیشان را درک می کنیم، باید عرض کنم که این اصرار شما در حال حاضر و در آینده بسیار نزدیک مثلاً تا چهار ماه دیگر غیر قابل اجرا و غیر ممکن است!

امروزه اگر فرزندان ما خودشان، دلسوز خود نباشند، هیچ کس هم نمی تواند به جای آن ها دلسوزشان باشد! اگر دلتان برای فرزندانتان می سوزد، باید آن ها را وادار کنید که خودشان، دلسوز خود باشند! و دلسوزی تو هیچ محدودیتی را نمی تواند ایجاد کند. پس باید فرزندان خود را اهل فکر پرورش دهید!

» موانع فکر کردن مردم چیست؟
طبق روایت امیر المومنین(علیه السلام) که می فرمایند چهار مانع وجود دارد که مانع دید و زندگی راحت مردم می شوند این موارد را بیان می کنم. لذا اگر می خواهید زندگی نیک داشته باشید، این چهار مانع را حذف کنید!

» در دنیای امروز عجله حاکم است و عجله مانع فکر کردن است!
1- العجل : عجله!
نسل امروز در مباحث مادی و معنوی دچار شتابزدگی هستند و به شدت عجله دارند که به دنیا برسند! منظور از نسل امروز فقط دانش آموزان یا دانشجویان نیستند، حتی در حوزه ها هم همین گونه است، چون طرف عادت کرده که زود به همه چیز دست یابد.

دنیای امروز، دنیای تکنولوژی و سرعت است، اما مشکل این است که به مقصد نمی رسد! به عنوان مثال در گذشته هر هفته تنها یک قسمت از سریال نمایش داده می شد، امروزه حتی خود من هم اگر بدانم که فیلمی خوب است، وارد یک سایت که کل قسمت های سریال را داشته باشد و تبلیغات را حذف کرده باشد می شوم و کل بیست قسمت را دانلود می کنم و از همان ابتدا قسمت آخر فیلم را می بینم و سپس با خیال راحت از قسمت اول سریال را نگاه می کنم.

در دنیای امروز عجله حاکم است و عجله مانع فکر کردن است! دانشجوی امروزی دیگر کتاب دانشگاه را هم قبول ندارد، جزوه می خواهد! عجله این دانشجو برای رسیدن به علم نیست، بلکه برای رسیدن به مدرک، جایگاه اجتماعی و ازدواج است و در نتیجه جایگاه فکر برای مردم جا نمی افتد.

دلیل اینکه خداوند تبارک و تعالی، پیامبر(صلوات الله علیه) را به نبوت انتخاب کرد این بود که  اهمیت فکر کردن را به همه اثبات کند! زمانی که حلیمه، دایه پیامبر(صلوات الله علیه)، گردنبندی که یک بت کوچک به آن وصل بود را به گردن پیامبر(صلوات الله علیه) انداخت، پیامبر(صلوات الله علیه) پرسید : این چیست؟ حلیمه گفت : این حافظ توست! پیامبر(صلوات الله علیه) که در آن زمان پنج سال داشت، گردنبند را بالا آورد و به آن نگاه کرد و گفت : این چوب، حافظ من است؟ باورم نمی شود! خدا گفت این کودک برای پیغمبری مناسب است، چون فکر می کند و عجله نمی کند!

نسل امروز برای به خدا رسیدن هم، عجله دارند! مثلا طرف می گوید من می خواهم پشت پرده ها را ببینم! در مادیات هم همین گونه است. طرف در 18 سالگی توقع ماشین شخصی دارد. خود من اولین دفعه ای که ماشین کانون را به دست گرفتم، 35 سال داشتم. امیرالمومنین(علیه السلام) می فرمایند : شیطان در آخرالزمان اصرار دارد که مردم عجول بشوند.

شتابزدگی باعث نرسیدن می شود! حتی اگر هم برسد، به موقع نرسیده و برایش سودی ندارد. طرف 17 سالش است و عاشق شده، این فرد بالغ شده، اما کامل نشده است! بنده با ازدواج زود مخالفم! چون می بینم جوان امروزی در 17 سالگی فقط پسر است و فقط بالغ شده، اما مرد نشده است! و یا اینکه دختری که سن کمی دارد، هنوز زن نشده که بتواند یک خانه را مدیریت کند و الان فقط به دنبال یک شانه برای گریه کردن می گردد!

حرف های من خلاف قوانین اسلام نیست، قوانین اسلام باید با زمانه تطابق پیدا کند! امروزه کمتر از 22-23 سال هنوز بچه هستند! چگونه می خواهد مدیریت یک خانه را به عهده بگیرد؟!

» دومین مانع فکر، لجاجت است!
2- اللجاجه : لجاجت!

صد هزار مهندس، غرب زده، آمریکایی، استاد دانشگاه، نانوا، بقال، ویلادار و... مرتکب صد هزار خلاف می شوند، اما هیچکس از هیچ چیز زده نمی شود! اما اگر یک مؤمن، خلافی را انجام دهد، همه از کل اسلام و مؤمنین زده می شوند! اینگونه تفکر غیر عقلانی و غیر منطقی است.

اخیراً وزیر اعلام کرد که یازده میلیون نفر به ترکیه رفته اند، اما هیچکس به یاد محرومین نمی افتد! اما اگر مؤمنی بخواهد، خرجی برای معنویتش کند، یک دفعه همه به یاد فقرا و محرومین می افتند! آیا این مسئله منطقی است؟

هزاران آدم بی دین، مرتکب هزاران خلاف می شوند، اما کسی نسبت به بی دین ها مشکوک نمی شود! کل زندان های کشور را بررسی می کنند و می بینند که زیر نیم درصد زندانی ها، نماز خوان بوده اند و کسی به نماز نخواندن مشکوک نمی شود، اما همین که یک نمازخوان مرتکب خلافی شود، همه به خدا و نماز مشکوک می شوند! آیا منطقی است؟؟

این قضیه سی سال قبل، یعنی در دهه 60 برعکس بود. یعنی اگر صدهزار دیندار مشکل ایجاد می کردند، کسی با دین مشکل پیدا نمی کرد، اما اگر یک فرد بی دین مشکلی ایجاد می کرد، همه راجع به بی دین ها سر و صدا ایجاد می کردند! آن زمان هم منطقی نبود!

بنابراین دلیل اینکه مردم نسبت به دین حساس شده اند این است که مردم ما در موضع لَج هستند! چه کسی مردم را بر موضع لج برده است که اینگونه شده اند؟ یعنی مردم می دانند، اما از عمد، غیرمنطقی برخورد می کنند.

اگر شما فردا از طرف کل نهادهای مملکت اعلام کنید که پوشیدن چادر اجباری است، حجاب خود را بر می دارند! در مقابل اگر اعلام کنید هر کس چادر بپوشد، آویزانش می کنیم، همه با پوشیه به خیابان ها می آیند. مردم در موضع لج هستند! نه بی دین هستند و نه مشکلی با شما و خدا و اسلام دارند. فقط در موضع لج هستند و در موضع لج هر چه شما بیشتر و منطقی تر جلو بروی، کار را خراب تر می کنید!

پس دومین مانع فکر در کلام امیرالمومنین(علیه السلام) لجاجت است! گاهی امیرالمومنین(علیه السلام) می فرمود : فلانی تو برو به جای من صحبت کن! چرا کسی مثل حضرت علی(علیه السلام) که در اوج بیان، زیبایی و در اوج به کار بردن کلماتی است که عرب با شنیدن خطبه مات و مبهوت می شود، قرار دارند، می گفت من حرف نمی زنم؟ چون این جماعت نسبت به ایشان موضع و زاویه داشتند و هرچه که حضرت علی(علیه السلام) می گفت جواب نمی داد!

» تاثیرات منفی لجاجت چیست؟
خواهش من این است که برخی از دوستان دلسوز مملکت جمهوری اسلامی بازنشست شوند. از علی(علیه السلام) که بالاتر نیستید، عزیزم، مردم نسبت به تو به صورت غیر منطقی موضع دارند، پس حرف نزن! آقای انجوی، خودت حرف نزن! مگر تریبون نماز جمعه دست من است؟ این مردم آمده اند گوش بدهند، اگر نمی خواهند، نیایند. چهار نفر دوست دارند من حرف بزنم، من هم سخنرانی می کنم، هر وقت دوست نداشتند، به خدا حرف نمی زنم!

شما حرف نزن، نمی خواهد دفاع کنی، نه از اسلام، نه از انقلاب، نه از نظام، نه از امر به معروف و نه از نهی از منکر! درباره این موارد، صحبت نکن، چرا که مردم با تو در موضع لج هستند. اصلاً تو علی(علیه السلام) هستی، از نظر علم و تقوا عالی هستی، ما حرفی نداریم، اما موضع مردم نسبت به تو موضع لج است و اگر تو  حرفی بزنی، اوضاع بدتر می شود! اگر می بینی از حرفت سوء استفاده می کنند، حرف نزن برادر!

عده ای می گویند نظام باید پوست اندازی کند و افرادی که فاسد هستند را کنار بگذارد، اما طرف صحبت من آدم های خوب و عالی و درجه یک هستند، کسانی که دشمن به غلط یا درست بر آن ها دست گذاشته و یا اینکه یک سوتی داده اند و دشمن از آن ها سوتی گرفته و یا اینکه تخریب شده اند.

مگر امیرالمومنین(علیه السلام) سوتی داده بود؟ خیر! اما برای اهالی شام صحبت نمی کرد، چون تخریب شده بود! به افراد فاسد کاری نداریم، اما تو به عنوان یک انسان صالح، درجه یک، متقی، نورانی و جلد دوم امیرالمومنین(علیه السلام) که قرار است به بهشت بروی و فرض هم می کنیم که سوتی نداده ای و تخریب شده ای، حرف های تو مردم را هدایت نمی کند، بلکه آن ها را تحریک می کند، پس حرف نزن!

در شیراز پیچیده است که آقای انجوی میلیاردر است. آقای انجوی میلیاردر هستی یا خیر؟ به خدا نیستم. قبول! اما چون این حرف پیچیده شده، تو دیگر راجع به فقر و محرومین حرف نزن! چرا که تخریب شده ای و این موضع لجبازی است!

باور کن اگر مردم ببینند که تو حرف نمی زنی از میزان لجاجتشان کم می شود. یک نسلی باید کنار برود، چون مردم به درست یا غلط، با آن ها لج هستند! شما حمایت نکنی، عالی می شود. گاهی مردم منتظر هستند تا یکی از شما، آن ها را لعن کند و طرف سلبریتی می شود! وقتی تو او را لعن می کنی، طرف محبوب می شود و همه با او ارزان حساب می کنند.

جدیداً فردی اعتراف کرده که فلانی به ما پول می داد تا به او فحش بدهیم، چون اگر ما فحش بدهیم، او محبوب می شود! در موضع لج است و لجاجت دارد. از علی(علیه السلام) قبول نمی کنند و موضع دارند، علی تخریب شده، باید کنار برود و فرد دیگری بیاید. هرچه بیشتر برای حقانیت نظام و انقلاب توضیح می دهند، اولاً هیچ نیرویی به انقلاب اضافه نشده، ثانیاً اثر عکس هم داشته است!

» اگر می خواهی کار اخلاقی کنی، نباید کار اجرایی بکنی!
در خانه بچه نسبت به پدر و مادر موضع پیدا کرده، فکر می کند برادر یا خواهرش را بیشتر از او دوست داری. درنتیجه بگو یک نفر دیگر مثلاً عمویش، بیاید برایش توضیح بدهد. گاهی یک روحانی به من مراجعه می کند و می گوید با دختر یا پسرم صحبت کن و این اصلا به این معنا نیست که من با آن روحانی متفاوت هستم، بلکه چون مدیریت خانه به عهده او بوده و امر و نهی کرده، دیگر کار اخلاقی اش برای دختر، پسر یا برادر و خواهرش جواب نمی دهد. در این گونه مواقع، تو دیگر نصیحت نکن، بگذار دیگری نصیحت کند، چون او بالای سرش نبوده و امر و نهی نداشته، در نتیجه کار اخلاقی او بیشتر جواب می دهد!

سال های اول کانون خودم، در اجرا زیاد دخالت داشتم؛ اسم می خواندم، سوار اتوبوس می کردم، مسئول اتوبوس بودم و درنتیجه چون وارد کار اجرایی شده بودم، عده ای ناراحت می شدند و اذیت می شدند! پس از مدتی کلاً خودم را کنار کشیدم. اگر می خواهی کار اخلاقی کنی، نباید کار اجرایی بکنی! کار اجرا امر و نهی دارد. خودت را عقب تر بکش. اخلاق را به کسانی بسپارید که صرفاً کار اخلاقی می کنند!

طرف مدیریت اجرایی دارد، اما مدام ما را نصیحت می کند و می خواهد مبانی دینی را برای ما روشن کند. نصیحت نخواسته ایم، ما به تو رای داده ایم که کار کنی. اگر می خواستم مبانی دینی برای من روشن شود، به حوزه می رفتم و چهار کتاب منطق و فلسفه می خواندم، من به تو رای ندادم که برای من سخنرانی کنی. این سخنرانی، اثر عکس می گذارد و از آن طرف هم این کار اخلاقی تو نیز اثر عکس می گذارد و کار خودت را نیز خراب می کند.

» یکی از دلایلی که مردم فکر نمی کنند، تنبلی است!
3- والتّواني : توانی یعنی سستی، تنبلی!
یکی از دلایلی که مردم فکر نمی کنند، تنبلی است! طرف نه فکر می کند و نه مشورت! طرف می خواهد ازدواج کند، استخاره می گیرد! به او می گویی مشورت کردی؟ می گوید : خیر! همین استخاره کافیست، خدا خودش از آن بالا اشراف دارد و می بیند. فکر و مشورت نمی کند و فقط استخاره می گیرد، بعد از ازدواج هم بدبخت می شود و به منی که استخاره کرده ام و قرآن و خدا فحش می دهد!

مردم تنبل هستند و به جای فکر کردن، می خواهند مطلب را به گونه دیگری حل کنند! این ضرب المثل قطعاً درست است که "نابرده رنج هیچ گنجی در دنیا میسر نمی شود"! در بحث تولید ملی نیز همیشه گفته ایم که حتماً از تولید ملی حمایت می کنیم، اما این قضیه بهانه ای نشود که با این حمایت، توانی و سستی تولید گران ملی را نادیده بگیریم! مطالبه کنید و خوب بخواهید!

در بحث هسته ای بسیاری از مردم می پرسند، نقطه زنی می کنند و پیگیری می کنند که چرا ایران با اینکه فضاپیما و موشک ساخته، نمی تواند یک پراید درست کند؟ چون در بحث هسته ای، مطالبه هست، اما درباره ساخت پراید مطالبه نیست. اگر مطالبه می کردی، تا الان پراید درست شده بود!

دولت باید بازار رقابت را باز کند! ساخت خودرو، به صورت انحصاری به دست ایران خودرو است، معلوم است که هر چه دوست دارد می سازد! دولت باید بازار رقابت را باز کند و به همه امکانات بدهد. اگر آن دسته از مسئولین دولتی که خودشان، آقازاده ها و تمام فامیل و آشنایانشان در صنایع داخلی مشغول هستند را بیرون کنند و چهار نفر آدم حسابی را سر این منصب بگذارند که دلشان بسوزد و رقابت واقعی داشته باشند، در نتیجه رانت هم از بین می رود!

» خودپسندی هم مانع فکر کردن می شود!
4- والعُجب : خودبزرگ بینی!
خودپسندی هم مانع فکر کردن می شود. یکی از موانع فکر این است که شخص گمان کند عالی است و همه چیز را می فهمد!
من یک پیشنهاد دارم و این پیشنهاد را تقریباً ده سال پیش به صورت کتبی به قرارگاه خاتم دادم و این پیشنهادم تا رده های بالا هم رفت و رد شد! اسناد آن موجود است!

اما پس از مدتی پیشنهاد من تعدیل شد و تبدیل به شبکه افق شد. پیشنهاد من این بود که فیلتر غیرممکن است و دشمن از هر گوشه از این دنیا ده نفر را جمع کرده، مردم هم که فکر نمی کنند و دشمن، یک عده را در مباحث اقتصادی، عده ای را در مباحث نظامی و سیاسی و عقیدتی وارد کرده و بر افکار مردم کار می کند.

در مدیریت، به این شیوه کار، گروه های غیر رسمی می گویند و مدیر خوب کسی است که گروه های غیررسمی را تبدیل به رسمی کند، چرا که اگر گروه، غیررسمی بماند، برای آن مدیر قابلیت کنترل ندارد!

این گروه ها چگونه رسمی می شوند؟ باید به این فرد در یک شبکه تلویزیونی تریبون بدهید. یعنی به این گروه ها بگوییم که این تریبون برای شما، این هم تربیون برای فرد مخالف شما، مناظره کنید! اسم کانالش را هم مناظره بگذارید. شهید مطهری نیز همین نظر را داشت!

و درنتیجه مریدان آقای انجوی که فکر می کنند او حق می گوید، از مناظره اش هم استقبال می کنند و به دیگران هم می گویند که مگر نمی گفتید انجوی وضعش خراب است؟ در شبکه تلویزیونی امشب با مخالفینش مناظره گذاشته، مناظره را ببینید! و اتفاقاً اگر انجوی هم وضعش خراب باشد، در آن مناظره در مقابل مریدانش خرد می شود!

برای اهل فکر و اهل سیاست، ممنوع التصویری، ممنوع الصوتی و فیلترینگ هیچگاه سود نداشته و امروزه حتی امکان هم ندارد! باید آن ها را به صورت رسمی به مناظره دعوت کنید. و اگر هم این مناظره را قبول نکند، همین قبول نکردن مناظره، خودش یک جواب است!

همه این فرقه های مارکسیست، اسلامی، سیاسی، غیردینی و... تریبون، کانال، تبلیغات و تشکیلات دارند، با هم در ارتباط هستند و مرید و مراد دارند! در همین شیراز خودمان، بهایی، یهودی، کلیمی و... موردی ندارد! دو حالت دارد، یا مناظره کردن را قبول می کنند و با امنیت کامل به مناظره می آیند و یا اینکه بدون هیچ دلیلی می گویند، نمی آییم که این نیامدن، خودش جواب است! و یا اینکه می گوید، نمی آیم چون می ترسم!

مسئله ای نیست، تکنولوژی پیشرفت کرده، حضوری نیاید، تصویرش را پخش می کنیم و با اینترنت، پخش زنده مناظره برگزار می کنیم. از حیفا با ما در تهران مناظره کنید. و حالت سوم این است که اگر ما باختیم، دیگر این همه ادعا نکنیم که اسلام دین حق هست، ما از همه برتریم، ما در سیاست درست می گوییم، در حقانیت درست می گوییم، ما در همه چیز باید حرف اول و آخر را بزنیم و ما جلد دوم امیرالمومنین(علیه السلام) هستیم! کدام یک از ائمه ما از هر مناظره ای اِبا می کردند؟؟

من ده سال پیش این طرح را دادم و گفتم کانالی در ماهواره بزنید، گفتند نمی شود! این طرح تعدیل شد و به شبکه افق تبدیل شد. یک کانال جنجالی تشکیل بدهید و در مباحث سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، اخلاقی و... کار کنید. درنتیجه مردم با دیدن این مناظره ها اهل فکر می شوند! چرا در مباحث سیاسی، مخالفین ما کرسی سیاسی ندارند؟ صدا و سیما می تواند با هدایت فکری مردم، نظام را نجات بدهد! اما با این وضعیت صدا و سیمای کنونی اصلاً امکان ندارد!

آقای انجوی چه می گویی 50 نفر را جمع کرده ای و حرف می زنی؟ بیا اینجا کرسی به تو می دهیم، برای میلیون ها نفر حرف بزن! یک نفر هم روبه رویت می نشیند که این آدم به تو در مباحث سیاسی و اجتماعی نقد دارد. کانالی باشد که همه بیایند و حرف هایشان را بزنند.

اگر همه بیایند و حرف هایشان را بزنند ضایع نمی شود؟ این مردم دارند حرف هایشان را به طُرُق دیگری می زنند و ضایع شده است! اگر مدیر هستی باید گروه های غیررسمی را به رسمی تبدیل کنی،درغیر اینصورت گروه های غیررسمی در جامعه حکومت می کنند! و در واقع اسم تو حاکم می شود، اما رسماً حکومت در دستان آن هاست! تو نان و آب به آن ها می دهی که برضد تو کار کنند!

حکومتی که گروه های غیررسمی در آن حاکمیت دارند، دارد نان و آب مخالفینش را جور می کند! ما در این بن بست فکری جامعه راه حلی جز یک کانال رسمی در صدا و سیما که وابسته به نظام آزاد و برای کرسی های آزاد اندیشی باشد و مناظره برگزار کنند، نداریم!

و البته ما هم هیچگاه قائل به این نیستیم که ما حق مطلقیم! شاید بسیاری از حرف های مخالفین ما درست باشد و از این طریق بفهمیم که چه می گویند. چه کسی گفته که ما حق صد درصد هستیم؟ چه کسی جرأت دارد که این را ادعا کند؟



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات