برنامه آينده
شنبه های پاک
وفات حضرت معصومه(س)


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت چهارم
مداح :
حجت الاسلام احمدی
قاری :
مسعود روحی

زمان : شنبه، 16 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



جمعه 17 آبان 1398 نسخه چاپی
متن سخنرانی - بیداری اجتماعی - قسمت اول - 98/08/11


یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: بیداری اجتماعی – قسمت اول
تاریخ: 1398/08/11


عناوین اصلی سخنرانی:
» چرا آسیب های اجتماعی مورد توجه واقع شده اند؟
» آسیب های اجتماعی تهدید به حساب می آیند یا فرصت؟
» اولین قدم در بیداری اجتماعی چیست؟
» راه حل رفع بحران آسیب های اجتماعی چیست؟
» یک اتاق فکر رایگان و مردمی باید تشکیل شود!
» وابستگی، به معنای فروش درصدی از اراده شخص است.
» نسل امروز ما در مسیر انفعال پیش می روند!



امروزه در جامعه جهانی آسیب های اجتماعی زیادی دیده می شوند و عناوینی چون ستاد مبارزه با آسیب های اجتماعی بسیار مطرح است. تقریبا تمام نهادها اعم از دولتی و غیردولتی و با گرایش های مختلفی از مسلمان گرفته تا سکولار و سیاسی و غیرسیاسی، همه ستاد مبارزه با آسیب های اجتماعی را برپا کرده اند!

» چرا آسیب های اجتماعی مورد توجه واقع شده اند؟
اولین سوالی که مطرح است، این است که چرا؟ مثلا نهادهای انقلابی بنا به فرمان حضرت اقا،  گوش به  فرمان بوده اند و عمل کرده اند.
غیرانقلابی ها چرا؟ آن دسته از افرادی که به دنبال پول هستند چرا؟ پیروان ادیان دیگر چرا؟ افرادی که با همه چیز مخالف هستند چرا؟

فرض کنید کنار دریا می خواهید زندگی کنید؛ دو مورد به ذهن شما می رسد:
1. از این دریا چه استفاده ای می توانم کنم؟
2. کسانی که کنار دریا می آیند، چه استفاده ای برای من دارند؟

چرا چنین ذهنیتی برای شما ایجاد شده است؟ چون واقعا عظمت دریا را دیده اید و گمان می کنید که من می توانم کنار این دریا هزار سال بدون هیچ مشکلی زندگی کنم. یکی از دلایلی که باعث شده است بحث آسیب های اجتماعی خیلی باز شود و همه احساس می کنند که باید در این موضوع ورود پیدا کنند و حتی می توانند از آن کسب درامد کنند، این است که واقعا امروزه آسیب های اجتماعی بسیار گسترده شده است.

» آسیب های اجتماعی تهدید به حساب می آیند یا فرصت؟
این موضوع از دو منظر سیاسی و اجتماعی قابل بررسی است. تعریف بنده از نگاه سیاسی، حاکمی است که در حال حاضر در مسند قدرت قرار دارد. از نظر حاکمی که در حال حاضر در مسند قدرت قرار دارد، آسیب های اجتماعی هم تهدید است و هم فرصت!

چرا تهدید؟ چون بالاخره آسیب های اجتماعی به جامعه آسیب می رسانند.

چرا فرصت؟ چون آسیب های اجتماعی انقدر مردم را به خود مشغول می کنند که مردم از فکر شکایت کردن از حاکم بیرون می آیند.
ممکن است زمانی برسد که مردم انقلاب کنند، این تهدید به حساب می آید. اما اگر بتوانند یک آسیب اجتماعی را تبدیل به یک سرگرمی خوب کنند، فرصت محسوب می شود!

مثلا همه می دانند که الکل به مغز آسیب می رساند و بی شک یک آسیب اجتماعی به حساب می آید. حتی افرادی هم که مشروبات الکلی را حرام نمی دانند، باز هم می گویند اگر به میزان کم مصرف شود ایرادی ندارد؛ هیچ کس در جهان مصرف  بی رویه مشروبات الکلی را مجاز نمی داند! ممکن است بگویند سود پزشکی دارد، یا اینکه بگویند اگر به میزان کم مصرف شود ضرر ندارد!
چرا بسیاری از کشورهای نئولیبرال در جهان قیمت مشروبات الکلی را پایین می آورند؟! چرا ساده ترین تفریح برای جوانان را مشروبات الکلی قرار می دهند؟ چرا مالیاتی که در دیسکوها و... پرداخته می شود کمتر است؟!

چون حاکم می داند که می تواند بر این آسیب اجتماعی سوار شود! اگر قرار باشد همه جوانان فکر کنند، مدام اعتراض خواهند کرد.  باید فرصتی فراهم شود که بتوانند خوش بگذرانند! این مدل تفکر فقط در آمریکا نیست، در ایران هم دیده می شود. اگر نمی توانم به این جوان شغل، علم، مسکن، همسر و... بدهم، او را باید با چنین چیزی مشغول کنم! چه بسا خوشحال هم می شود، حاکم را هم بابت این آزادی تشویق خواهد کرد! اگر به او بگویند که خانه و زن و زندگی و امکانات نداری، در جواب خواهد گفت: مهم این است که خوش می گذرانم! در حقیقت قرار بود با خوردن الکل به همین نقطه برسد؛ خوش باشد!

امروزه "خوش بودن"  به یک مکتب در جهان تبدیل شده است! در ایران نیز آثار ترجمه شده اش در حال انتشار است که دائم می گوید: در لحظه باش، به آینده و گذشته فکر نکن!

"خوش بودن" در حال حاضر یک مکتب است. مردم هزینه می کنند و در این کلاس ها  شرکت می کنند که یاد بگیرند چگونه در لحظه خوش باشند!
این مکتب بر چه سوار است؟ بر آسیب های اجتماعی!

آیا مواد مخدر یک آسیب اجتماعی و یک تهدید است؟ بله! چگونه آن را تبدیل به فرصت کنیم؟ به شخص آموزش دهیم چگونه از مواد مخدر استفاده کند که بدنش کِرم نزند! این شخص نه خانه می خواهد و نه حقوق، فقط قیمت مواد را باید برایش کاهش داد! زودتر از دیگران هم فوت خواهد کرد.

» چرا همه به طور جدی جهت اصلاح آسیب های اجتماعی ورود پیدا نمی کنند؟
آیا همه به طور جدی جهت تصحیح اجتماع وارد می شویم؟ یکی از یاران امام صادق(ع) یا به روایتی دیگر یکی از یاران حضرت موسی(ع) وارد یک دهکده شد و متوجه شد که در آن یک آسیب پزشکی وجود دارد؛ در روایت آمده است که این شخص میوه ای به همراه داشت (سیب یا ...) و گفت اگر مردم هر صبح یکی از آن را بخورند، این بیماری ریشه کن خواهد شد! به او اعتراض کردند!

حاکم گفت اگر بنا باشد مردم نمیرند و به مرور زمان زیادتر شوند، نان آن ها را از کجا باید بیاورم؟ من تا حد مشخصی از جمعیت را می توانم  کنترل کنم! پزشکان اعتصاب کردند که بازار ما را کساد کرده ای! کفن فروش ها و قبرفروش ها و مرده شورها و... همه اعتراض کردند! چون به ازای برطرف شدن این آسیب اجتماعی، صد هزار شاغل بی کار می شدند! آسیب های اجتماعی برای برخی فرصت محسوب می شود و حتی اگر آن آسیب اجتماعی نباشد، تلاش می کنند که ان را ایجاد کنند.

در تفکر لیبرال جدیدی که امروز بر دولت ما حاکم است و خودشان به آن اقرار کرده اند، مردم را به دو قشر تبدیل می کنند! این یک مکتب است و نمی توانی مشتت را گره کنی و مرگ بر لیبرال بگویی، نیاز به جوابیه دارد. به قول مقام معظم رهبری کار فرهنگی را باید با کار فرهنگی جواب داد.

این مکتب معتقد است که به طور کلی قشری از مردم همیشه در جامعه ضعیف هستند و حق بهره برداری این قشر محدود است. مثلا در تفکری که آقای هاشمی داشتند و در ادامه کارگزاران و آقای مرعشی و زمانی که اقای کرباسچی شهردار تهران بود، به آن معتقد بودند؛ می گفتند ما باید تهران را آنقدر گران کنیم که حقوق مردم عادی کفاف مخارج زندگی کردن در تهران را ندهد تا مجبور شوند که به شهرهای خودشان بازگردند. راه حل تمرکز زدایی از پایتخت را گران کردن پایتخت می دانند. همین تفکر بر سئول، پایتخت کره جنوبی و اوکراین و نیویورک نیز حاکم است. طبق این تفکر اصلا شما حق ندارید انتخاب کنید که در کجا زندگی کنید. ما مطابق با سطح زندگیت به تو می گوییم چکار کنی! شیراز مرکز استان فارس است، کسانی قابلیت و لیاقت زندگی در شیراز را دارند، که بتوانند هزینه  زندگی در شیراز را تأمین کنند. اگر نمی توانی باید از مرکز استان خارج شوی!

بنابراین آسیب های اجتماعی برای برخی جزئی از تفکراتشان محسوب می شود و حذف آن برایشان ضرر دارد!  به عنوان مثال ما طرحی داریم که در آن بررسی می کنیم چرا در آموزش و پرورش ورود جدی به مباحث آسیب های اجتماعی نمی شود؟ مثلا چرا کنکور با وجود اینکه در سال 90 در مجلس تصویب شده است و جایگزین آن نیز معرفی شده است، حذف نمی شود؟ چون اگر حذف شود عده ای از ناشرین و معلمان خصوصی و دبیرستان های غیر انتفاعی و متخصصین تست زنی و مشاوران و... متضرر می شوند. می دانید چند میلیون نفر از بحرانی که برای جوانان کنکوری ما وجود دارد، کسب درآمد می کنند؟!

چرا در مدارس به طور جدی به آسیب های اجتماعی ورود پیدا نمی کنند؟ یک روحانی یا یک نفر از پلیس فتا می آوردند نیم ساعت برای دانش آموزان سخنرانی کند. باید به طور جدی برای تصحیح اجتماع برنامه ریزی شود و جزو دروس دانش آموزان قرار بگیرد. پس نیروی انتظامی از کجا نان بخورد؟! اگر بچه ها با  پدر و مادرشان دعوا نکنند، مشاورها از کجا نان  بخورند؟ اگر یاد بگیرند چگونه با همسرشان زندگی کنند، کلاس های مشاوره تعطیل می شوند و کاسبی بسیاری از NGOها کساد می شود. ورود به بحث آسیب های اجتماعی منبع درآمد برخی محسوب می شود! مشکل اصلی ما این است که نه تنها اراده ای برای تصحیح آسیب های اجتماعی نداریم، بلکه اراده ای برای توسعه آن داریم؛ چون منبع درامد است.

یکی دیگر از آسیب های اجتماعی بحث مسکن است که طرح برای اصلاح آن بسیار وجود دارد. این همه زمین خالی در ایران داریم، یک طرح کوچکی احمدی نژاد داد، با همه ضعف هایی که داشت اما چقدر مسکن مهر به نفع مردم پیش رفت! برای قدرتمندان مسکن نداشتن مردم بهتر است یا مسکن داشتن آن ها؟ اما اگر فرضا بانک ها بخواهند وارد مقوله مسکن شوند، تولیدات داخلی فروش می رود، برای ساخت هر ساختمان هشتاد نوع شغل سهیم می شود، بازار کار بالا می رود و بیکاری کاهش می یابد، قیمت مسکن نیز کاهش می یابد. تا این جا همه چیز خوب بود اما زمین دارها به کاهش قیمت زمین معترض می شوند! زمانی که زمین دارها و مسکن دارها متولی مسکن می شوند، از بحرانی بودن وضعیت مسکن سود می برند و اگر مسکن از بحران بیرون بیاید، متضرر می شوند. به همین علت وزیر مسکن افتخار می کند که حتی یک مسکن نساخته است. از نظر من و شما احمق است که به چنین حرفی افتخار می کند! در حقیقت احمق نیست، چون گِرا می دهد به صاحبان قدرت و ثروت که من را حمایت کنید؛ ببینید چقدر از مردم فحش خورده ام اما حتی یک مسکن هم نساخته ام! جبران این مسئله چیست؟ قطعا حمایت خواهد شد!

» اولین قدم در بیداری اجتماعی چیست؟
نتایج آماری سال به سال بدتر هستند. در بحث بیداری اجتماعی، ابتدا مردم باید بحران را درک کنند و متوجه شوند که بحران وجود دارد. میزان آسیب های اجتماعی در قشر نوجوان بیش از قشر جوان است و نسل بعد بیش از این نسل در آسیب های اجتماعی فرو خواهند رفت. آمار بحران بی هویتی کاملا مشخص است. مراکز آماری که بنده با ان ها در تماس هستم و از آن ها اطلاعات می گیرم و حتی برخی از آن اطلاعات محرمانه هستند، از موثق ترین مراکز اماری کشور هستند! بعید است که این مراکز بخواهند آمار را به دروغ منتشر کنند! حتی در بررسی امار خودکشی متوجه شدیم که آمار را دست پایین می گیرند!

حال به بررسی برخی از آمارهای داخلی موجود می پردازیم:
1. امید به زندگی! زمانی که بخواهند یک اجتماع را بسنجند، بررسی می کنند که مردم این جامعه چند درصد امید به زندگی دارند؟

2. خشونت! آمار جهانی نشان داده است که ایرانی ها پرخاشگرترین امت جهان از نظر کلامی هستند! مربی تیم ملی فوتبال ما پرتقالی است؛ مردانه در مقابل کشور خودش ایستاده است و 1-1 گرفته است، شما حتی یک کامنت از مردم پرتقال نمی بینید که او را نامرد خطاب قرار دهند! در مقابل کمک مربی بدن ساز تیم ملی والیبال ژاپن، ایرانی است؛ در کامنت هایش آماجی از فحش های ایرانی ها دیده می شود! کجای جهان چنین رفتارهایی دیده می شود؟ برای برخی از مردم ما اعم از زن و مرد و مذهبی و غیر مذهبی، بددهنی افتخار شده است؛ فکر می کنند علامت مردانگی است!!

3. رضایت از وضع موجود! در این خصوص 3 آیتم بررسی می شود:
- درصد رضایت مندی از وضع موجود چقدر است؟
- درصد ناسازگاری نسبت به وضع موجود چقدر است؟
- درصد سازگاری نسبت به وضع موجود چقدر است؟ یعنی راضی نیست اما توانسته است خود را با آن سازگار کند!
آیا درصد بالای سازگاری در یک جامعه علامت خوبی است؟ مثلا مردم برخی از کشورهای آفریقایی به قحطی سازگار شده اند. در قحطی به دنیا می آیند و بزرگ می شوند و در همان قحطی می میرند!

4. اعتیاد! امروزه تعریف اعتیاد نیز مدرن شده است. ما دو دسته معتاد داریم: دسته ای که متجاهر هستند و دسته دیگر متجاهر نیستند. آمار معتادان غیر متجاهری که هنوز اعتیاد خود را علنی نشان نداده اند، چقدر است؟ آمار 23 درصدی سال 92 در دبیرستان های تهران از دانش آموزانی که مواد می کشند، امسال چقدر است؟ آمار 32 درصدی استفاده از مشروبات الکلی در مدارس تهران در سال 92، امسال چند درصد شده است؟ امروزه در بازار مواد مخدر از سیگار هم ارزان تر شده است! این ها افرادی نیستند که در ظاهر خود نشان دهند، افرادی هستند که سلول های مغزی شان آرام آرام در حال سوختن هستند. شما حساب کنید در سال 1415 به چه آماری در مملکت خواهیم رسید؟

مردم نسبت به این آمارها کرخت شده اند! جامعه بی حس شده است، نمی فهمند چه اتفاقی دارد می افتد. اولین قدم در بیداری اجتماعی این است که مردم بخواهند بیدار شوند!

5. هویت! اعم از هویت علمی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و ملی و سیاسی!

برخی از ما گمان می کنیم همه مردم عادی همانند گروه های کوچک خودمان فکر می کنند. آماری در بدنه مردم دارد رشد می کند که هیچ کدام از این مطالب را نه دیده اند و نه شنیده اند و نه دوست دارند بشنوند و حتی اگر بشنوند هم آن را نمی پذیرند! هندزفری که درگوش گذاشته اند را بردارید ببنید چه گوش می دهند؟ اصلا ببینید چرا این هندزفری را در گوش خود گذاشته اند؟ چند درصد از نوجوانان ما اینگونه هستند؟

انقدر در خودشان فرو رفته اند و وازده از اجتماع هستند که اصلا خود را یکی از واحدهای این اجتماع نمی بینند! در کلاس هایی شرکت می کنند که به آن ها مدام القا می کنند، فقط مهم این است که تو خوش باشی وگرنه هیچ اهمیتی ندارد در کجا و یا کدام کشور زندگی کنی! اولین قدم برای خوش بودن این است که تو هویت خود را فراموش کنی! حتی باید فراموش کنی که زن هستی یا مرد!

» راه حل رفع بحران آسیب های اجتماعی چیست؟
1. مردم باید متوجه شوند که بحران وجود دارد! مسئولین متوجه هستند که بحرانی وجود دارد اما برخی از این بحران به عنوان فرصت استفاده می کنند؛ خود مردم باید بدانند که بحران وجود دارد! و کسانی که منبع درآمدشان از طریق این آسیب هاست، مروج آن خواهند بود، اگرچه خودشان هم متوجه نشوند! متولی بیداری اجتماع نباید مجموعه هایی باشند که با این آسیب های اجتماعی دارند زندگی می کنند. اجتماع باید بیدار شود و بداند که متولی برخورد با آسیب های اجتماعی خودش است!

2. خدمات باید رایگان انجام شود.  کسانی که می خواهند برای رفع آسیب های اجتماعی کار کنند، ابداً نباید از موسسات و ادارات و وزارت خانه ها باشند.

در تبلیغات فروش پژو 405 در سال های 1976 تا 1980 نوشته شده بود که این ماشین تا 10 سال هیچ مشکلی نخواهد داشت و بدنه تا 45 سال ضمانت دارد! روزنامه اطلاعات همان سال را سرچ کنید آگهی آن را خواهید دید. سپس متوجه شدند که فروش ماشین هایی با این سطح از ضمانت، رونق فروش خودشان را کاهش می دهد چون فرد با خرید این ماشین تا 40 سال دیگر نیازی به خرید مجدد ندارد! بنابراین ساختار را عوض کردند و اعلام کردند حداقل عمر بدنه ماشین 5 سال است! اگر بعد از این 5 سال اتفاقی افتاد که جان شما را تهدید می کرد، ما از همین الان اعلام کرده ایم و مسئولیتش با خودت است. زمانی که متولی امنیت خودرو به دست کسانی است که تامین امنیت خودروها برایشان ضرر مالی دارد، مشخص است که درست کار نخواهد کرد.

آموزش و پرورش و دانشگاه ها و آموزش های عمومی در سطح شهر که مشاوران برگزار می کنند همه باید رایگان باشد. ادب، ارتباطات، روابط خانوادگی، اعتیاد، مواد مخدر، الکل ، بیماری های جسمی و ... باید حتما جزو آموزش های عمومی و رایگان در سطح جامعه وجود داشته باشد.

در بسیاری از کشورهایی که ما به عنوان جوامع پیشرفته به آن ها نگاه می کنیم، مردم رغبت نمی کنند در مسائل آسیب های اجتماعی ورود پیدا کنند، چون سود مالی ندارد! هر کس وارد می شود باید عاشق باشد. یونسکو سازمانی هست که به صورت رایگان کار می کند و مخارج خود را از جای دیگری تامین می کنند، وگرنه برای عموم مردم وارد شدن به این مسئله هیچ سودی ندارد!

آموزش های عمومی باید رایگان باشد، در مدارس و دانشگاه ها باید کار شود، مردم با آسیب های اجتماعی آشنا شوند و همه ابعاد آن ها را بشناسند، آسیب ها برایشان آنالیز شده باشد و بدانند چه خبر است! به گونه ای باشد که زندگی من به آسیب های اجتماعی وابسته نباشد! یکی از محاسنی که من در کار خودم می بینم این است که هرگاه منبری نبود، من خوشحال تر هستم چون استراحت خواهم کرد. اگر منبر برای من تعطیل شود، خوشحال خواهم شد! اما زمانی که قرار باشد مثلا 5 هزار تومان بابت این منبر پول دریافت کنم، زندگی من به این منبر وابسته می شود! ما در حال حاضر رسماَ تمام آسیب های اجتماعی را تبدیل به منابع درآمد زایی تبدیل کرده ایم! آسیب های اجتماعی را در مناقصه و مزایده گذاشته اند.

احتمالا اگر ما در زمان امام حسین(ع) می بودیم، اگر کسی هم می خواست به یاری امام بیاید، ما مخالفت می کردیم! می گفتیم تمام درآمد زایی ما در آخرالزمان وابسته به شهادت این آقاست! همه مواردی که گفته شد از عوارض شغل است! بیداری اجتماعی باید توسط خود مردم و با انگیزه ریشه کن کردن شکل بگیرد.

» یک اتاق فکر رایگان و مردمی باید تشکیل شود!
آیا آنچه که ما از قرآن و اهل بیت می گوییم، کفایت خواهد کرد؟ قطعا نه! خود قرآن و اهل بیت ما را به سمت عقل و اجماع نیز سوق داده اند. گفتند شما باید از علم موجود در اجتماع استفاده کنید و برای مردم تشریح کنید. یک آسیب را باید از چهار منظر بررسی کرد. اینکه قرآن می فرماید " اِنَّما الخَمرُ وَ المَیسِر" یک منظر است؛ بیان روایات در خصوص آسیب های اجتماعی منظر دیگری است؛ اما هیچکدام کافی نیستند، یک آسیب اجتماعی باید از چهار منظر بررسی شود. نقش عقل و اجماع درباره این موضوع چیست؟ آیا در جهان برای آسیب های اجتماعی هیچ کاری صورت نگرفته است؟ آیا همه سخنان عُقلای عالم گزافه هست چون قرآن نخوانده اند؟! هیچ معظل اجتماعی در هیچ کشور غیر مسلمان و غیر قرآنی برطرف نشده است؟ هیچ تجربه موفقی از ریشه کن کردن یک آسیب اجتماعی در جهان وجود نداشته است؟

این بیداری باید ایجاد شود که یک اتاق فکر رایگان و مردمی پای کار بیاید و شغل آن ها محسوب نشود، سپس از چهار قسمت و چهار منظر به هر آسیبی حمله کنند و آن را ریشه کن کنند. وگرنه اگر تخصص من این باشد که احکام بگویم و این بیان احکام شغل من محسوب شود، خودم اولین مخالف در مقابل ریشه کن شدن جهل در احکام می شوم و در مقابل آن مقاومت خواهم کرد.

زمان جنگ برخی از ما فقط جنگیدن بلد بودم، یکی از بچه ها به خاستگاری رفته بود، پدر عروس گفته بود:
- تخصص شما چیست؟
- تخریب!
- تخریب یعنی چه؟
- میدان مین اگر داشته باشید، می توانم باز کنم؛ کنار زدن سیم خاردار و جهت یابی و گرا گرفتن تخصص من است.

آدمی که کاری به جز جنگیدن بلد نیست مجبور است جنگیدن را ادامه بدهد. اگر جنگ هم نبود مجبور است جنگ بسازد. نباید ریشه کن کردن جنگ را به کسی بسپارید که خودش جنگ آور است. چون با ریشه کن شدن آن، فلسفه وجودی خودش زیر سوال می رود.

ما این بحث را در مدرسه رهپویان خودمان از همان چهار منظر آغاز کرده ایم. یک قسمت را من صحبت می کنم، یک قسمت در برنامه های "خانواده رهپویانی" کار می شود، یک قسمت را متخصصین برنامه ریزی در مدارسمان صحبت می کنند و یک قسمت هم اساتید برای والدین، اخلاق خانه و محل کار و ... را توضیح می دهند! حداقل در مدارسی که دست خودمان هست، این آموزش عمومی شود! یعنی به سمتی بیاید که مردم واقعا با این مسئله درگیر شوند نه اینکه بی خیال باشند.

» وابستگی، به معنای فروش درصدی از اراده شخص است!
نسل جدید ما انقدر فیلم دیده است و با موبایل بازی کرده است که به هم ریخته است! اختیار و اراده اش در دست خودش نیست. شما به هر آنچه که در زندگی وابسته شده باشید، در حقیقت درصدی از اراده ات را به آن فروخته ای! وابسته بودن به این معناست که مثلا صبح از خواب که بیدار می شوی اول موبایلت را چک می کنی! پس این موبایل درصدی از ارده تو را گرفته است. وابستگی به هرچیزی می تواند ایجاد شود، حتی موسیقی و مداحی و ...! خدا به ما اجازه نداده است حتی وابسته به نماز شویم.

» نسل امروز ما در مسیر انفعال پیش می روند!
نسل امروز از بچگی به ابزارها وابسته هستند و به مرور زمان اراده اش کمتر می شود تا جایی که کاملا منفعل می شود، مثل یک مومی که می تواند در اختیار هر کسی بیفتد و او را به هر شکلی که دوست داشته باشد، در آورد! بنابراین این بیداری باید ایجاد شود.

بعضی مواردی که ما داریم با آن ها مبارزه می کنیم، درحقیقت مبارزه نمی کنیم بلکه هَرَس می کنیم. به اسم مبارزه است اما درحقیقت داریم ریشه و بدنه را تقویت می کنیم. شاخ و برگ ها را می زند اما نمی داند با زدن این شاخ و برگ ها، آبی که به این درخت می رسد دیگر برای آبرسانی به این زوائد هدر نمی رود و کم کم تنه را قوی تر می کند.

اسمش مبارزه با اعتیاد است اما زمانی که شما یک مرکز ترک اعتیاد را تبدیل به دو مرکز رفاهی می کنید، این پیام را منتشر می کنید که زیاد نگران اعتیادت نباش، تو معتاد بشو ما اینجا به تو رسیدگی خواهیم کرد. هم من درآمد زایی می کنم و هم تو خوشی هایت را کرده ای. نسل امروز انقدر منفعل شده است که نمی بیند در اطرافش چه اتفاقی در حال رخ دادن است. درحالیکه ما فقط برای هرس کردن و زدن شاخ و برگ های اضافه و نما دادن به وضعیت ظاهری آن ها داریم تلاش می کنیم؛ درنتیجه این تنه مدام رشد می کند و درنهایت دیگر نیاز به هیچ انقلابی ندارد چون حال دیگر یک تنه تنومند است!

زمانی که فدراسیون و باشگاه ورزشی با تعداد بسیار زیادی مخاطب چندین بار در قسمت های مختلف خبری و در برنامه های پر بیننده گفته اند که ما عذرخواهی می کنیم که به مادر آقای خطیبی فحش داده اند چون ایشان مادر دو شهید هستند، پیام این سخن این است که فحش مادر دادن هیچ مشکلی ندارد فقط دقت کنید که مادر شهید نباشد. این مبارزه با بد دهنی نیست! بلکه ایجاد یک دو قطبی است که مابقی مادرها و پسرها را شاکی می کند. چرا فحش به مادر من ایرادی ندارد و فدراسیون بابت آن بیانیه نداد؟ این کار اسمش مبارزه بود اما درحقیقت شما فحش دادن را تایید کردید و تنه قطورتر شد. چرا فکر نمی کنید این مدل کار کردن، یک برنامه و یک سیاست است؟ کار به جایی می رسد که حتی بچه های مذهبی ما هم بی ادب و فحاش هستند و به آن افتخار هم می کنند!

زمانی که بدنه هتک حرمت قوی می شود، شما دیگر نمی توانید ایراد بگیرید که چرا احترام ولی و مرجعیت را نگه نداشته اید! می دانید که اعراب به صورت قبیله ای زندگی می کنند. برای این اعراب چند مورد بسیار حائز اهمیت است، از جمله شیخ، قطب، پیر، مراد، مرجع و ... برایشان بسیار مهم و محترم است.

15 سال پیش در عراق به وضوح دیده می شد که مردم قطعا زیر عَلَم یک طایفه ای بودند. همه دعواها بین دو شیخ بود که به بدنه کشیده می شد. چرا امروز نسل جدید عراق را بسیار متفاوت می بینید؟ رسماً سوال می پرسد: چرا من باید مطابق حرف شما عمل کنم؟ یک بدنه ای درحال رشد بوده که عراق متوجه آن نبوده است. شیوخ عراق گمان می کردند مردم همه به گوش هستند که آن ها اطلاعیه بدهند! حال اطلاعیه می دهند اما مورد تمسخر قرار می گیرند. دیر متوجه شدند! از جمله مواردی که در این بدنه رشد کرده، بی ادبی و خشونت است.


» نکات پایانی سخنرانی راجع به دهه محسنیه:
در خصوص این ایام که زمان سقط حضرت محسن است، هیچ اشکالی ندارد که مثلا یک شب از عزاداری ها به این موضوع پرداخته شود، اما برگزاری دهه محسنیه را قبول نداریم، حتی چندین سال است که فاطمیه را هم به عنوان یک دهه قبول نداریم، فقط شب و روز شهادت باید به آن پرداخته شود و رعایت شود!

شما هر روزی از سال که بخواهید می توانید عزاداری کنید و خوب هم هست اما نمی توانید به آن رسمیت بدهید و روال زندگی مردم را تحت الشعاع قرار بدهید. طرف می خواهد ازدواج کند می گویند الان در دهه محسنیه هستیم! دهه باقریه و صادقیه و ... نیز ساخته شده است! چهلم امیرالمومنین و عاشورا به تاریخ شمسی و ... اشتباه است. داستان اربعین داستان دیگریست.

کسی که دوست دارد عزاداری بگیرد هیچ اشکالی ندارد می توانی هر روزی که بخواهی عزاداری برپا کنی، اما نهادینه کردن و رسمیت بخشیدن به آن ایراد دارد. برای فاطمیه هم می گویند شب و روز شهادت را احترام کنید وگرنه گرفتن مراسم ازدواج در مابقی ایام ایرادی ندارد. اخیراً شنیده شد که در قم اعلام کرده بودند که در فلان ایام به مدت دو روز جهت همدردی آب نخورید! این ها از کجا آمده است؟ امام صادق(ع) اینگونه رفتار می کرده؟ از آل بویه این آداب نقل شده؟ از کجا آمده است؟

نهادینه کردن این کارها به شدت به اصل موضوع آسیب می زند. فرقه های خاصی هستند که آداب به خصوصی دارند و دشمن هم آن ها را بزرگ می کند و دیده می شوند.

مولوی عبدالحمید در زاهدان درسال 79 صحبتی داشتند تحت عنوان "افسانه شهادت". من هم در سال 80 در این باره صحبتی کردم و درخصوص وقایع این سه روز فقط سند از کتب اهل سنت آوردم. لذا در این ایام یک روز را به برگزاری عزاداری می پردازند و اتفاقا سیاسی ترین عزاداری کل تاریخ شیعه همین ایام است. چون به خیانت خواص و جا زدن دموکراسی و غصب خلافت و انحراف اساسی در مسیر پیغمبر(ص) و رودخانه اسلام را در مسیر اشتباهی زدن و از ان نقد گرفتن و ... مربوط می شود. بنابراین سیاسی ترین مراسم ها همین ایام هستند که باید برگزار شوند! 



کانال تلگرام رهپویان
 محمد: سلام آیا پیاده سازی متن مابقی جلسات بیداری اجتماعی انجام خواهد شد ؟ من متن جلسات رو پرینت میگیرم و همراه با صوت روی سخنان استاد انجوی نژاد کار میکنم خدا به همگی شما خیر فراوان بدهد
یکشنبه 10 آذر 1398

  پاسخ :  سلام بله انشاالله
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات