برنامه آينده
شنبه های پاک

سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد
موضوع سخنرانی :
بیداری اجتماعی - قسمت پنجم
مداح :
حجت الاسلام احمدی
قاری :
محمدرضا کرم نژاد


زمان : شنبه، 23 آذر ماه
مکان : بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهداء
ساعت 19
رهپويان



سه‌شنبه 12 آذر 1398 نسخه چاپی
متن سخنرانی - بیداری اجتماعی - قسمت دوم - 98/08/18

موضوع سخنرانی : بیداری اجتماعی، قسمت دوم
سخنران : حجت الاسلام انجوی نژاد
تاریخ : 98/08/18


عناوین اصلی سخنرانی:
» توجه به نتایج آماری برای متولیان یک جامعه حیاتی است.
» مردم باید برای وعده هایی که مسئولین می دهند، راهکار بخواهند!
» در بیداری اجتماعی باید به ریشه معضلات اجتماعی دقت شود.
»اصلاح روح مقدم بر اصلاح رفتار است!
» بیداری اجتماعی را باید از خانه شروع کرد.
» محیط برای خلاف های اجتماعی باید ناامن شود.
» راه حل ایجاد یک جامعه آرام چیست؟
» دلیل همه کم آوردن ها ضیق صدر است و راه حل همه کم آوردن ها، شرح صدر!
» بیداری اجتماعی چه زمانی حاصل می شود؟
» زندگی در این دنیا نیاز به مطالعات عمیق و فلسفی ندارد!
» کسی که جنبه نداشته باشد، زمین می خورد؛ اگرچه آموزش زیادی هم دیده باشد.



» توجه به نتایج آماری برای متولیان یک جامعه حیاتی است!
اگر متولیان یک اجتماع دائم در حال گرفتن آمار دقیق و موثق نباشند و شیب برای آن ها مشخص نباشد، تصمیماتی که برای سال های بعد می گیرند، تصمیمات نابجایی خواهد بود. به عنوان مثال اگر در سال آخر از دوره اول ریاست جمهوری اقای روحانی، ایشان آمار و شیب مباحث مختلف را دریافت می کرد و به آمار اعتماد می کرد؛ بسیار آبرومندانه اعلام می کرد که من در انتخابات بعد شرکت نخواهم کرد و میدان را به جوان ترها می دهم، چهار سال توان داشتیم خدمتی کنیم و خدانگهدار! امروز هم انسان بسیار آبرومندی بود.

متولیان ما به آمار توجه نمی کنند و زمانی هم که به آمار توجه می کنند، به شیب توجه نمی کنند. زمانی که مثلا در خصوص یک موضوع ما یک شیب 20 درصد رو به پایین یا بالا داریم، نمی توانیم به مردم قول بدهیم که کاری را درست می کنیم. فقط می توانیم بگوییم که ما می توانیم کمی این مشکل را کنترل کنیم! در حال حاضر آمارهای مربوط به سنجش میزان بیداری و رشد جامعه مانند امید به زندگی، رضایت از زندگی، علم، ادب، اعتیاد و... که در جلسه قبل توضیح داده شد، شیب کاملا نزولی دارند و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که این شیب 20 درصد نزولی را در طول چهار سال به سمت مثبت 10 درصد رشد خواهم داد. این جمله غیر ممکن و حتی غیر عقلانی است! زمانی که ما در جامعه تورم داریم، اصلا نمی توانیم بگوییم که قیمت کالا ارزان خواهد شد؛ فقط می توانیم بگوییم که زین پس کمتر گران خواهد شد!

» مردم باید برای وعده هایی که مسئولین می دهند، راهکار بخواهند!
در حال حاضر شیب آمارهای خشونت و خودکشی و... کاملا مشخص است. نهادهایی مثل مرکز پژوهش های مجلس، صدا و سیما، گروه علوم اجتماعی دانشگاه و نهادهای امنیتی و اجتماعی و... تخصص شان به دست آوردن همین آمارهاست! در نهایت مرکز بین المللی آمار، این آمارها را از نهادهای ذکر شده می گیرد و بدترین و بهترین آمار را با هم تلفیق می کند و شیب را به دست می آورد. بنابراین اگر کسی به شما وعده داد که فلان معضل را حل خواهم کرد، باید از او راهکار بخواهید! مثلا کسی که می گوید من مشکل مسکن را به عنوان یکی از معضلات اجتماعی حل خواهم کرد، باید پرسید راه کار شما چیست؟ مشکل مسکن را نمی توان حل کرد، مشکل مسکن فقط می تواند کنترل و کم شود. چون شیبی که مثلا 10 درجه رو به پایین است، ده سال زمان می برد تا مستقیم شود! مستقیم به چه معناست؟ یعنی تازه حساب سال های قبل صاف می شود؛ اما اگر امسال هم مسکن نسازیم، دوباره بدهکار می شویم. زمانی که شیب به مثبت یک درجه رسید، یعنی شما برای جوانانی که امسال ازدواج می کنند، مسکن آماده دارید. مثلا در بعضی از کشورهای جهان که فرض می کنیم رده یک هستند، به همین صورت است! برای افرادی که تازه ازدواج می کنند، مسکن آماده دارند و حتی برای تشویق به فرزند آوری و ازدیاد جمعیت، امتیاز می گذارند که اگر یک فرزند داشته باشید، خانه یک خواب به شما تعلق می گیرد اما اگر دو فرزند داشته باشید، خانه سه خواب متعلق به شماست. 

» در بیداری اجتماعی باید به ریشه معضلات اجتماعی دقت شود!  
فرض کنید یک نفر طرح مثلا مسکن مهر را ارائه می دهد و می گوید با این طرح می توانم شیب را بشکنم؛ حال سوال این است که بودجه این طرح از کجا تامین می شود؟ یک طرح باید کامل ارائه شود! زمانی که می خواهیم برای بیداری اجتماعی طرح بدهیم، نکته اول این است که طرح باید علمی باشد؛ سپس یک سری مباحث ریشه ای وجود دارد که اگر بنا باشد بیداری در اجتماع اتفاق بیفتد، این ریشه ها باید اصلاح شوند.

مثلا "طمع" یک بحث ریشه ای است؛ در موضوع طمع، سطح رضایت از زندگی مطرح است. یک انسان طمع کار هیچگاه از زندگی خود راضی نمی شود! جامعه طمع کار هیچگاه راضی نیست. باید یک قدم عقب تر برویم، برای اصلاح این قسمت از اجتماع، اول باید یک خصیصه را اصلاح کنیم، سپس یک فرآیند اجتماعی را رفع کنیم. این اصطلاح را شنیده اید که می گویند فلانی دستش کج است؛ نیاز داشته باشد یا نداشته باشد دزدی می کند! به قول فلان هنرپیشه، حرام خواری خوشمزه تر است! برای حل اینگونه معضلات باید از یک پله عقب تر شروع کنیم و راه حل بیاندیشیم!

آماری ارائه داده بودند که خشونت در استان های مختلف در چه سطحی است، اول گمان کردم که اینگونه آمار دادن و مثلا اسم فلان استان را در سطح بالای خشونت مطرح می کنند، آبروریزی است! اما بعد دیدم مردم همان استان ها این آمار را به عنوان پرچم افتخار بلند کرده اند! در جامعه ای که خشونت ارزش است، چگونه می توانید آن را کاهش دهید که آمار خشونت کاهش پیدا کند و آمار سلامت اجتماعی بالا بیاید؟ در اغلب فیلم های هالیودی، دزد به عنوان یک انسان باارزش دیده می شود و درمقابل پلیس یک فرد ضد ارزش نمایش داده می شود؛ یعنی میان جوانان و نوجوانان منفور می شود! در بخش هایی از آمریکا مثل منهتن و کالیفورنیای جنوبی که جوانان با این ارزش ها رشد می کنند، خلاف کاری یک ارزش به حساب می آید! در این جامعه اگر بخواهی خلاف را از بین ببری، نمی توانی! ابتدا باید یک پله عقب برگردی و ارزش ها را عوض کنی! بسیاری از ارزش های مثبت و بسیاری از ضد ارزش ها و هنجارهای منفی در جامعه وجود دارند که به هیچ وجه نمی توان آن ها را اصلاح کرد.

امروزه اسباب بازی مورد علاقه پسر بچه های ما تفنگ است! این فرهنگ در جامعه رواج دارد که هر بازی که بتوانی در آن آدم بکشی، بسیار جذاب می شود. اگر فرضاً به کودکان این جامه یک بازی بدهید که در آن هدف، رفع مشکل فلان خانواده محروم باشد، آن بازی را از تو نخواهند پذیرفت. بنابراین باید یک قدم به عقب بازگردیم و در مبانی که به آن ها اعتقاد داریم، فرهنگ سازی کنیم.

» اصلاح روح مقدم بر اصلاح رفتار است!
فرهنگ سازی چیست؟ مثلا برگزاری کلاس هایی با محوریت ادب و...؛ که کاملا لازم و نیاز جامعه است؛ اما باز هم اصلاح روح مقدم بر اصلاح رفتار است! ادب رفتار است. مثلا شما به یک شخص بی ادب می گویی ادب داشته باش، لازم بود این تذکر داده شود و از شما باید بابت این تذکر، تشکر کرد! مثلا اگر به این شخص بگویی که اگر بخواهی در جامعه خودت و فرزندانت و کشورت پیشرفت داشته باشید، باید ادب داشته باشید! اوهم کاملا توجیه می شود و می پذیرد. اما یک مشکل پیش می آید، زمانی که یک نفر عصبانی می شود، اختیارش دیگر در دست خودش نیست!

این را بارها خدمتتان عرض کرده ام، زمانی که ما به بحران می رسیم، غریزه برعقل غالب می شود. زمانی که شما عصبانی می شوید، دیگر اختیار شما به دست عقل نیست، اختیار به دست هورمونی است که وارد خون شما می شود. در این موقعیت مشکل شما دیگر رفتاری نیست، مشکل هورمونی است! بنابراین اگر صد تا کلاس با محوریت ادب هم برگزار کنیم، مردم زمانی که عصبانی می شوند، بی ادب می شوند. باید باز هم یک قدم عقب تر برویم. برای این که عصبانی نشود باید چکار کرد؟

راه اول این است که چیدمان جامعه باید به گونه ای باشد که مردم را تا جایی که امکان دارد، عصبانی نکند. مثلا در ترافیک شهرهایی مثل تهران، به راننده هایی که با موبایل صحبت می کنند نگاه کنید، اغلب یا داد می زنند و یا فحش می دهند. دلیلش چیست؟ بی ادب است؟ نه، بی ادب نیست. عصبانی شده؟ عصبانی هم نیست. به علت ترافیک و استنشاق مونوکسید کربن است!

تاثیر شهر سازی بر نزاع! ما دائم باید یک پله قبل تر را ببینیم. یک قوه عاقله رایگان باید بیاید و این آسیب های اجتماعی را بررسی کند. گاهی ساختار جامعه مردم را به سمت عصبانی شدن سوق می دهد! باید بررسی کرد که در شهر و کشور ما، چه چیزهایی مردم را عصبی می کند؟ گاهی مردم در اثر یک اتفاق ناخوشایند، آنقدر عصبانی نمی شوند که شرایط جامعه آن ها را عصبانی می کند! 

» بیداری اجتماعی را باید از خانه شروع کرد!
بیداری اجتماعی را باید از خانه شروع کرد! بررسی کنیم که چه مواردی اعضای خانواده را عصبانی می کند؟ سپس می توانیم به بررسی کانون و محله و شهر و... بپردازیم. اگر ما یاد بگیریم، عوامل فیزیکی که علت عصبانی شدنمان هست را به عواملی که برای ما آرامش ایجاد می کنند، تبدیل کنیم؛ بسیاری از مشکلات حل می شوند! چون منشاء بسیاری از مشکلات اجتماعی، غضب است!
پس از برطرف شدن عوامل فردی، می توانیم به بررسی محیط بپردازیم! گاهی ما محیط را برای ایجاد غضب، امن می کنیم! در صورتی که شاید اگر محیط امن نباشد، من بتوانم خودم را کنترل کنم. چرا در شهرهای کوچک معضلات کمتری دیده می شوند؟ چون محیط آماده نیست! آماری که هفته قبل ارائه شد که ایرانی ها خشن ترین ملت جهان هستند، فقط از شبکه های مجازی گرفته بودند وگرنه ایرانی ها اینگونه نیستند! شبکه مجازی کجاست؟ جایی است که تو با نام حقیقی خودت حضور نداری. شبکه مجازی محیط  امنی است که مثلا استاد دانشگاهی که در کلاس " صَبَّحَکَمُ الله بِالخِیر وَ العافیه " می گوید، می تواند در آن فضا فحش ناموسی بدهد، کسی هم متوجه نمی شود. البته اگر بخواهند، می توانند این افراد را شناسایی کنند، اما اگر قرار باشد اداره ای تاسیس شود که شبانه روز برای شناسایی هویت حقیقی کاربران فضای مجازی وقت بگذارند، به اندازه کل کشور باید بودجه به آن تعلق بگیرد. جامعه برای بروز غضب امنیت ایجاد می کند! بنابراین اول عوامل فیزیکی و دوم محیط را باید اصلاح کنیم. محیطی ایجاد شود که امنیت روانی، امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی و ... برای خلاف وجود نداشته باشد.

» محیط برای خلاف های اجتماعی باید ناامن شود!
برای اینکه بتوان به یک نفر مسئولیت جدی با درآمد بالا داد، باید روی تقوای او حسابی بازنکرد. نگویید فلانی یک فرد متقی است! بازرسی بگذارید و مثلا او را در یک اتاق شیشه ای قرار دهید. حتی اگر این فرد، آدم خوبی هم باشد باز هم به او خیانت نکنید. انسان های خوب نیز زمانی که در محیط امن قرار بگیرند، می توانند خلاف کنند. " إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ " در این آیه شش عبارت تأکیدی وجود دارد! اگر دوربینی باشد که شبانه روز همراه من باشد، برای خودم هم بهتر است! در حقیقت یک توفیق اجباری است. باید محیط را برای خلاف های اجتماعی ناامن کرد. خلاف کار در همه مباحث اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... نباید احساس امنیت کند! و این شفافیت برای خود افراد نیز بهتر است. ممکن است امروز من به دلیل نفس و شهوتم از نبود شفافیت لذتی ببرم اما چهار روز بعد خواهم فهمید که اگر شفافیت می بود، من حتی در دنیا هم عاقبت بهتری داشتم.

» راه حل ایجاد یک جامعه آرام چیست؟
قرآن کریم در دو جا به صراحت خطاب به پیامبر می فرماید، اگر دوست دارید یک اجتماع خوب داشته باشید، جامعه ای که به یکدیگر آسان بگیرند، یکدیگر را یاری کنند، گفت وگوهایشان برای دیگری مفید باشد، امنیت اخلاقی و روانی بر آن اجتماع حاکم باشد؛ اگر دوست دارید در جامعه ای زندگی کنید که حالتان خوب باشد و از زندگی کردن در آن خسته نشوید، روز به روز احساس بهتر شدن و مفید بودن داشته باشید؛ راه حلش این است که سه قدم به عقب تر بازگردیم و به این آیه از قرآن کریم برسیم "بسم الله الرحمن الرحیم رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی" پروردگارا سینه ام را گشاده گردان و کار را برای من آسان ساز و از زبانم گره بگشای تا سخنم را بفهمند. طبق این آیه از قرآن کریم، کارها برای من آسان می شود، ارتباطات بهتر انجام می شود، حکمت بر جامعه غلبه می کند و در نهایت این جامعه، جامعه ای با منطق و حکیمانه می شود!

چقدر در خصوص شرح صدر کار شده است؟ شرح صدر به چه معناست؟ شأن نزول  سوره انشراح چیست؟ چرا جامعه ما به سمت مواد مخدر می رود؟ درصدی از مردم تنها به قصد لذت سراغ مواد مخدر می روند که آسیب چندانی هم به جامعه نخواهند زد و در آخر یک گوشه خواهند مرد! اما اغلب کسانی که به سمت اعتیاد می روند، در یک قسمت از زندگی شان کم آورده اند!

» دلیل همه کم آوردن ها ضیق صدر است و راه حل همه کم آوردن ها، شرح صدر!
چرا جامعه خشونت طلب شده است؟ چرا دزدی می شود؟ چرا به دنبال علم نمی روند؟ چرا از خدا بریده اند؟ اغلب کسانی که از خدا می بُرّند و به دنبال هزار توجیه علمی، اعتقادی و فلسفی هستند تا خدا را محدود یا زیر سوال ببرند؛ در یک بازه زمانی بحرانی داشته اند و کم آورده اند! در شرایط معمولی مردم هیچ شکایتی ندارند. چرا یک نفر با یک بحران ده دقیقه ای منکر خدا می شود، اما فرد دیگری 35 سال است که در بحران های عمیق قرار گرفته است اما هیچ مشکلی با خدا ندارد! چرا میان این دو تفاوت زیادی وجود دارد؟ انسان، انسان است دیگر! دلیل این تفاوت ها کم آوردن است، و دلیل همه کم آوردن ها ضیق صدر است چون ظرفیتش کم است، و راه حل همه کم آوردن ها شرح صدر است؛ چون ظرفیتش را بالا می برد! همه ی ما اعم از دانش آموز و دانشجو و .... باید روی شرح صدر کار کنیم. در جامعه باید جایگاه هایی وجود داشته باشد که مردم در آن جایگاه ها شرح صدر را به صورت عملی آموزش ببینند.

افرادی که توانسته اند بر مشکلاتشان غلبه کنند، باید به عنوان الگویی برای مردم ارائه شوند، باید از آن ها سریال  بسازند! با رسانه هایی چون فیلم و سریال و داستان و تلوزیون و... با حجم بالا، امثال این افراد را معرفی کنیم. در صورتی که امروزه الگوهایی معرفی می شوند که تفنگ به دست دارند.

شرح صدر چه تاثیری دارد؟ شرح صدر حتی می تواند ناو جنگی را هم برایت حذف کند! دیگر محتاج به چیزی نخواهی بود!
خداوند تبارک وتعالی می فرماید "اگر بخواهید و از من بخواهید، تمام وجودم را در قلب مؤمن قرار می دهم". انقدر به قلب تو قابلیت گسترش داده ام که تمام وجود من می تواند در آن جا بگیرد. منظور از قلب همان سینه و شرح صدراست. اغلب کسانی که در دنیا آرام زندگی کردند و آرام رفتند، کسانی نبوده اند که تنها در دوره ای آرام زندگی کرده باشند.

آرام بخش ترین اشعار قطعا متعلق به حافظ می باشد. تحیق کنید و ببینید حافظ در چه دورانی زندگی می کرده است؟! در اوج جنگ و آتش و خونریزی! میان آن همه آتش و دود شعر می گوید "اَلا یا ایها الساقی اَدِر کاَساً و ناوِلها"؛ آب برای خوردن نداشتند، اما حافظ از "مِی" سخن گفته است! کسانی که سینه ای فراخ دارند، اگر دنیا را هم آب ببرد، ناآرام نمی شوند. یک شعر از حافظ بیاورید که از سیاهی و خشونت زمان خود گله کرده باشد! آن موضوع برای خود را به راحتی هضم کرده است.

تمام بزرگان عالم در سخت ترین شرایط، عمیق ترین کارها را می کنند و سختی ها هیچ تاثیری بر آن ها ندارند. نه تنها در میان ایرانی ها و مسلمان ها، در همه دنیا چنین افرادی را می توانید ببینید! شرح حال افرادی چون ادیسون و پاستور و... را بخوانید. هیچ کدام زندگی مرفهی نداشتند و اتفاقا در فقر و کمترین امکانات زندگی می کرده اند. اما کسانی بودند که به راحتی شرایط موجود را هضم می کردند. درحالی که در جامعه امروز، تصادف فیزیکی دو ماشین تبدیل به  تصادف دوانسان می شود! درست است که مشکلاتی مثل مونواکسید کربن، ندیدن آموزش و ... که گفته شد وجود دارد، اما مشکل اصلی نداشتن شرح صدر است!

" وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی " دنیا برای ما ساده نیست! دنیا را بسیار سخت گرفته ایم! دائم در حال اشکال گرفتن از یکدیگر هستیم، مو را از ماست بیرون می کشیم! " وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی " یعنی جامعه ای که به یکدیگر ساده می گیرند. چرا ساده می گیرند؟ چون اصلا برایشان مهم نیست!  قرار است دو روز در این دنیا با بهترین و یا بدترین شرایط زندگی کنیم.

اگر در بهترین شرایط هستیم، الحمدالله! چرا این شرایط خوب را خراب می کنیم؟ و اگر در بدترین شرایط هستیم، چرا اوضاع را خراب تر می کنیم؟ حساسیت ها و وسواس به خرج دادن ها و نکته سنجی هایی که گاهی علامتی از کیاست و تیز بینی و جزئی بینی خود می دانیم! من انسان بسیار دقیقی هستم! دقیق نیستید، احمقید که انقدر دقت می کنید!

» بیداری اجتماعی چه زمانی حاصل می شود؟
بیداری اجتماعی چه زمانی حاصل می شود؟ زمانی که بر شرح صدر مردم جامعه کار کنیم. بنابراین غضب و دروغ و غیبت از بین می روند، کسی زیرآب دیگری را نمی زند، اهمیت مردم برای یکدیگر بالا می رود و از خودخواهی شان کاسته می شود!

" وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ " وای بر کسانی که دائم در حال شمارش دنیا و حساب و کتاب هستند! با این همه حساب و کتاب، کجای دنیا را گرفتید؟ مردم نسبت به دنیا بسیار حساس شده اند! جلسه قبل خدمتتان عرض کردم، مؤسساتی که به شما سبک زندگی را یاد می دهند و راجع به آسیب های اجتماعی صحبت می کنند و مشاوره می دهند، فقط برای کسب درآمد و امرار معاش خودشان است!

» زندگی در این دنیا نیاز به مطالعات عمیق و فلسفی ندارد!
باورکنید که برای ازدواج نیاز به این همه سوال و سخت گیری نیست! برای استخدام رئیس سازمان انرژی اتمی هم انقدر سؤال نمی پرسند! اگر همسر شما شرح صدر داشته باشد، زندگی آرامی خواهید داشت اما اگر شرح صدر نداشته باشد، عصبانی می شود و هر آنچه که گفته است را انکار می کند!

انسان ها خارج از بحران ادعا زیاد دارند، در زمان بحران است که بهم می ریزند. هفتاد هزار تومان بدهید جهت آموزش اینکه چه سوالاتی در خواستگاری پرسیده شود! هفتاد هزار تومان دیگر جهت آموزش تحلیل رفتار مخاطب و...! به ازدواج جوانان به عنوان یک فرصت اقتصادی نگاه می شود! جامعه را با نکته سنجی های بیهوده به وسواس کشانده ایم؛ دائماً توهم تیزبینی در مردم ایجاد می کنیم!

انسان ها به طور کلی خوب هستند، زمانی که عصبانی شوند بد می شوند و ممکن است حرف های خود را انکار کنند، مجدد بعد از عصبانیت خوب می شوند! 5 سال زندگی می کنند، 5 سال بعد را نوستالژی زندگی اش را بررسی می کند، 5 سال سوم آسیب شناسی می کند که من چه کردم که این اتفاقات رخ داد؟ و در نهایت 5 سال آخر را در بیمارستان به سر خواهد کرد! به مردم آموزش دهید زندگی را انقدر سخت نگیرند. گمان نکنند که برای بودن در این دنیا نیاز به مطالعات عمیق دارند. تنها کافی است مردم بیاموزند که باید شرح صدر داشته باشند، جنبه داشته باشند، "وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی" در نتیجه دنیا برایشان آسان می شود!

" وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی" به راحتی می توانید با مردم ارتباط بر قرار کنید و حرف هایتان مفید خواهد شد. به جای این همه کلاس و مطالعه، کمی فکر کنید! چقدر سریال داریم که شرح صدر را به مردم یاد بدهد؟ مدام در حال افراط و تفریط هستیم؛ یا انقدر عارف هستیم که خاطره از ابراهیم ادهم می گوییم که پسرش را پس از چهل سال دید و پرسیدند چرا با پسرت احوال پرسی نمی کنی؟ می گوید، می ترسم جای خدا را برایم بگیرد! یا انقدر وسواس به خرج می دهیم که می خواهیم رنگ مورد علاقه نامزدش را هم تحلیل کنیم. دائم به دنبال درد سر می گردیم! کمی ساده و راحت بگیرید.

" وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی" در نتیجه راحت تر با مردم ارتباط بر قرار می کنید. بسیاری از جملاتی که به اجبار در گوش شما فرو می کنند، ارتباط گرفتن شما را سخت می کند.

در پایان جلسه ای بودم، یک نفر آمد و از من مشاوره خواست - البته بنده مشاور نیستم، مشاوره یک اعصاب آهنین می خواهد - گفت دو سال است که ازدواج کرده ام، تازه متوجه شده ام که اشتباه کرده ام. من شخص دیگری را دوست داشتم، عشق اول، عشق حقیقی است! ببینید این جمله چقدر بی پایه و اساس است!! 99 درصد کسانی که می بینیم مشکلات حاد دارند، با عشق اولشان ازدواج کرده اند! از عشق اول خود یک رویا ساخته است، چون هیچگاه به آن نرسیده است، اگر رسیده بود متوجه می شد که تفاوتی با دومی ندارد!

» کسی که جنبه نداشته باشد، زمین می خورد؛ اگرچه آموزش زیادی هم دیده باشد.
در جامعه شرح صدر باید از کانال های مختلف فیلم و سریال و سلبریتی و روحانی و ... نشر داده شود. مردم باید به سمت مرزهای گسترش و فراخی سینه و با جنبه شدن پیش بروند. کسی که جنبه نداشته باشد، زمین می خورد؛ اگرچه آموزش زیادی هم دیده باشد.

بحث را با شرح صدر شروع کردیم، ان شاالله در جلسات آینده در خصوص صفات عالیه، مهارت های گفت و گو، شناخت، جست و جو و... صحبت خواهیم کرد.



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات