برنامه آينده
شنبه های پاک


سخنران :
حجت الاسلام انجوی نژاد


زمان : شنبه 3 اسفندماه ساعت 19
شیراز، بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سیدالشهداء

رهپويان



شنبه 7 دی 1398 نسخه چاپی
متن سخنرانی - بیداری اجتماعی - قسمت چهارم - 98/09/16

یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: بیداری اجتماعی – قسمت چهارم
تاریخ: 98/09/1
6

عناوین اصلی سخنرانی:
» اصل در بیداری اجتماعی این است که صفات عالیه انسان ها شکوفا شده باشد!
» صفات عالیه چیست؟
» هدف از بعثت پیامبر چه بوده است؟
» اهمیت حفظ حریم شخصی در جامعه چیست؟
» صفات عالیه امنیت در جامعه را تقویت می کنند!
» چگونه عظمت را درون خود پرورش دهیم؟

پیرامون مبحث بیداری اجتماعی گفته شد که مقام معظم رهبری راه رسیدن به سرمایه های اجتماعی را در پنج فصل عنوان کرده اند: اعتماد، همبستگی، مشارکت، حمایت و سپس بیداری که مقدمه تمدن اسلامی است! نکته ای توضیح داده شد مبنی بر اینکه برخی اصول اولیه را خود انسان ها باید داشته باشند. بسیاری از اوقات امکانات، برنامه، عِده و عُده درست است و تخصص لازم وجود دارد اما کار درست پیش نمی رود. مثلا یک بیمارستان با تجهیزات کامل و افراد بسیار عالم در علم پزشکی وجود دارند اما این بیمارستان به خوبی اداره نمی شود. در حقیقت تنه باید درست باشد، آن خصوصیاتی که گفته شد همه شاخ و برگ هایی هستند که اگر تنه درست نباشد، می ریزند! خصوصیاتی که گفته شد عدم انفعال، اعتماد به خدا، اعتماد به نفس ملی و ملیت، اعتماد دولت به مردم، اعتماد مردم به نظام و انتخابات بود؛ همچنین توضیح داده شد که گنج اصلی کجاست!  

» اصل در بیداری اجتماعی این است که صفات عالیه انسان ها شکوفا شده باشد!
امشب به مبحث نفسانیت و تهذیب و یا تعلیم و تربیت نفس که بسیار مهم است، می پردازیم. نود در صد برنامه های تهذیبی که در طول تاریخ علم اخلاق دیده می شوند، شروع مناسبی نداشته اند. برای شروع برنامه های تهذیبی نظریه های مختلفی مطرح شده است، مانند:

1. در مقدمه کتب اخلاق و حتی عرفان عنوان شده است که اولین گام برای خوب شدن و تبدیل شدن به یک انسان مستعد، ترک گناهان است و اگر گناهی پیش آمد، توبه کردن است.

2. گروه دوم معتقدند اولین و مهم ترین گام نماز است. " إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ" اگر نماز درست باشد، خود نماز گناهان را از بین می برد.

3. گروه سوم اولین گام را اطاعت می دانند و اعتقادشان بر این است که باید عبودیت را تقویت کنیم " اًطیعو الله ًو اًطیعو الرًسول و اولِی الاَمرِ مِنکُم " تو عبد باش، خدا خودش خدایی می کند.

4. گروه چهارم اولین گام را محبت می دانند چون معتقدند اگر معشوقی وجود داشته باشد، فرد حاضر است هم شکل او شود؛ و این اتفاق اولین گام است!

5. گروه پنجم می گویند تنها عشق به اهل بیت(ع) و روضه می تواند اولین گام باشد. سال ها همه راه ها را بررسی کرده ایم و درنهایت به این نتیجه رسیده ایم که یک " یا حسین(ع) " از ته قلب، می تواند انسان را بسیار تغییر دهد!

6. عده ای دیگر می گفتند اصل این است که اطلاعات دینی بالا برود؛ مثل آشنایی با تفسیر قرآن و روایات! آیت الله بهجت توصیه کرده بودند روزی یک روایت را بخوانید و عمل کنید.

7. گروه کوچکی هم هستند که متفاوت تر از سایرین فکر می کنند و معتقدند مواردی که ذکر شد نیز تنه محسوب نمی شوند بلکه شاخ و برگ هستند. درست است که گفته شده است " الصلاة عمود الدين " اما باز هم جزو شاخ و برگ محسوب می شود. قبل ازگفتن " الصلاة عماد الدين " ابتدا راجع به یک انسان صحبت شده است، بنابراین خدا فرض را بر این گذاشته است که شخص تمام ویژگی های انسانی را داراست، سپس برای شروع اعمال دینی توصیه می کند که " الصلاة عمود الدين "! یا ممکن است در آیات دیگری اشاره به محبت شده باشد اما باز هم فرض بر این بوده است که فرد تمام ویژگی های انسانیت را دارد، حال اگر از مسیر محبت جلو برود، بسیار مؤثر خواهد بود.

اگر بخواهیم جمع بندی کنیم، به نظر بنده تمام راه های گفته شده، راه های خوبی هستند و به تناسب نوع آدمی که هستید، باید یکی از این راه ها را انتخاب کنید. ممکن است کسی از مسیر محبت اهل بیت و دیگری از مسیر قرآن، روایات، نماز و ... خود را تقویت کند؛ اما اینطور نیست که اگر کسی مثلا خود را با نماز تقویت کرد و متوجه شد که نماز بیشترین تاثیر را بر وی دارد، نسبت به سایر گزینه ها بی تفاوت باشد!

اصل در بیداری اجتماعی این است که صفات عالیه انسان ها شکوفا شده باشد، سایر موارد شاخ و برگ هستند. از جمله افرادی که به این تفکر اعتقاد داشتند، علامه طباطبایی و شاگردان و اساتید ایشان هستند؛ همچنین در معرفی این راه امثال مرحوم حضرت امام (ره) را نیز می بینیم. ایشان معتقد بودند که پیامبر(ص) ابتدا فرض را بر این گذاشته اند که مردم صفات عالیه انسانی خود را شکوفا کرده اند، زین پس ما باید به او راهکار ارائه دهیم.

بحث ما راجع به اجتماع است و در اجتماع ما برخی نه تنها شیعه که حتی مسلمان نیز نیستند، پس قرآن و اهل بیت و قانون اساسی جمهوری اسلامی را قبول ندارند، آیا چنین فردی زائد است و باید دور انداخته شود؟ بنابراین اصل در بیداری اجتماعی این است که بتوانیم صفات عالیه را در میان تک تک افراد جامعه شکوفا کنیم! این برنامه باید در تمام سیستم ما از جمله آموزش و پرورش، اصناف، دانشگاه، کوچه و بازار و... ظهور کند و در همه افرادی که در اجتماع هستند، شکوفا شود.

» صفات عالیه چیست؟
یکی از صفات عالیه، رحم است. خداوند تبارک وتعالی مهم ترین صفتی را که برای خود می شمارد " بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ " است. رحمانیت و رحیمیت جزء صفات عالیه هستند. از دیگر صفات عالیه ایثار و ادب است. انسان مؤدب در جامعه، عنصر مثبت است؛ چه مسلمان باشد و یا گبر باشد! انسان بی ادب حتی اگر آیت الله العظمی نیز باشد، باز هم در جامعه مقبولیت ندارد و برای جامعه مضر است. روایاتی که در رابطه با اذکار دینی و عبادات گفته می شوند، بستگی به شخص کننده کار دارد! مثلا مرحوم بهاالدینی فرمودند یک " یا زهرا " می تواند کوه را تکان دهد! قبول، اما مهم این است که این " یا زهرا " را چه کسی بگوید. همه می توانند حروف " یا زهرا " را تلفظ کنند، اما آیا کوه تکان می خورد؟! گاهی هیچ اتفاقی نمی افتد. گفتن " بسم الله الرحمن الرحیم " قفل ها را باز می کند، قبول، اما مهم این است چه کسی " بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ "را بگوید! در همه این موارد فرض بر این است که شخص صفات انسانی را داراست، زین پس گفتن این اذکار نتیجه می دهد! میوه و برگ زمانی نتیجه می دهد که بر یک تنه درست قرار بگیرد. اگر صفات عالیه انسانی ضعیف باشد، هر ذکری با هر تعدادی، هیچ اثری نخواهد داشت. اما اگر یک انسان به آن درجه از شکوفایی که خداوند می خواهد رسیده باشد، گفتن این اذکار جواب می دهد.

» هدف از بعثت پیامبر چه بوده است؟
پيامبر(ص) می فرمایند " إِنَّی بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ ". من مبعوث نشده ام که چگونه ذکر گفتن را به شما بیاموزم، من مبعوث شده ام که شما را با مکارم اخلاقی آشنا کنم. ترجمه دعای مکارم الاخلاق در صحیفه سجادیه که کوتاه است را همگی مرور بفرمایید! اگر شخص صفات عالیه داشته باشد، میوه گناه به او می چسبد اما می ریزد. انسانی که صفات عالیه داشته باشد، گناه در پرونده اش نمی ماند؛ به محض این که صفت عالیه خود را نشان دهد، همه گناهان می ریزند!

در روایات داریم که گفتن فلان ذکر به این تعداد نتیجه می دهد؛ آیا این درست است؟ بله، اما به شرط داشتن صفات عالیه! اگر صفات عالیه نباشد معلوم نیست جواب بدهد یا نه. مثلا در روایت داریم اگر پس از نماز صبح هفتاد مرتبه " اًستغفرالله رًبی وً اًتوب الیه " بگویید سی هزار گناه پاک می شود؛ اولا انقدر زمان نداریم که سی هزار گناه کنیم، مگر این که گناهی تساعدی باشد، مثلا بگویی همه مردم شیراز فاسدند یا همه آخوندها فلان هستند، از اولین عبا و عمامه ای که اختراع شد تا قیامت گناه تو تکثیر می شود! اما زمانی که گناهان ما شخصی است و عمومی نیست، زمان به اندازه سی هزار گناه نداریم. پس چرا این گونه روایت شده است؟ که تاکید کند اگر انسانی صفات عالیه داشته باشد، تا سی هزار گناه هم بخشیده می شود، یعنی در اولین فرصتی که صفات عالیه خود را نشان دهد، فوراً گناهان پاک می شوند.

کل کل کردن در اغلب اوقات بسیار بد است، تنها جایی که خوب است، زمان صحبت کردن با خداست! امروز که گذشت، شب به خدا بگویی من کریم تر هستم یا تو؟! مثلا کار خیری را در آن روز انجام داده باشی که به خدا بگویی هیچ انسانی این کار را نمی کند، من کریم تر هستم یا تو؟! چون خداوند غیور است، در این مواقع سریع جواب می دهد؛ با من کل کل نکن، به تو نشان خواهم داد " کریم " چه کسی است! در مقابل ممکن است شما راجع به یک کار بسیار کوچک، کرامت به خرج نداده باشید و شب مجبور شوید با شیطان کل کل کنید، من بخیل تر هستم یا تو؟!

صفات عالیه در دامنه صفات خدا قرار می گیرند و دیگر ارتباطی با صفات انسانی ندارند. انسان ها حتی می توانند با خداوند تبارک وتعالی از این مسیر معامله کنند. قرآن کریم توصیه می کند که بیایید با خدا معامله کنید. مثلا ما چهارکیلو نماز برای خداوند می بریم، در مقابل چه چیزی به دست می آوریم؟ یا تجلی یک صفت الهی را نزد خدا می بریم، چقدر عایدمان می شود؟! وزن نماز به اندازه بطری آب است، درحالیکه صفت الهی، به اندازه دریاست! در جامعه ای که صفات الهی حاکم باشد؛ رحم، عفو، ایثار و... دیده می شود.

» اهمیت حفظ حریم شخصی در جامعه چیست؟
یکی از مشکلات اجتماعی که مانند موج بر آن سوار می شوند و رأی جمع می کنند، بحث حریم شخصی است. دلیل این که انسان ها برای حریم شخصی خود در جامعه احساس امنیت نمی کنند این است که افراد فضول در امور مربوط به دیگران کنکاش می کنند. " تجسس " از شیطان است و در مقابل " صفح " به معنای " اصلا ندیدن " از صفات خداست. انسانی که صفح داشته باشد، شما مطمئن خواهید بود اگر کاغذ محرمانه ای داشته باشید، حتی اگر باز هم باشد چنین فردی به آن نگاه نخواهد کرد! در جامعه ای که " صفح " حاکم است، انسان ها از مسیری که احتمال بدهند در آن تجسس و کنکاش وجود دارد، نه اینکه تجسس نکنند بلکه حتی از آن مسیر گذر نمی کنند؛ چون تجسس حرام است! بنابراین امنیت حریم شخصی و امنیت اجتماعی در چنین جامعه ای بالا می رود.

» صفات عالیه امنیت در جامعه را تقویت می کنند!
صفات عالیه، اجتماع را لذت بخش می کند. امام رضا(ع) می فرمایند: " اگر می خواهی برادر مؤمنت را بشناسی، به رکعات نماز، زیارت، قرائت، تهجد، صدقات و زیارتش نگاه نکن؛ اول به «صدق» و دوم به «امانتداری» فرد نگاه کن! " این اولین دستور است که رهبر می فرمایند، اگر می خواهید به جامعه از نظر اخلاقی نمره بدهید، نباید تعداد دفعات زیارت رفتن و تعداد افرادی که به حسینیه و اعتکاف می آیند و... را بشمارید؛ گرچه تمام این موارد بسیار خوب است اما اگر بخواهید نمره بدهید، به فرموده امام رضا(ع) به میزان صدق و امانتداری افراد نگاه کنید! صدق به این معناست که خیالتان راحت است اگر راست بگویید کارتان پیش می رود و خیالتان راحت است که راست می شنوید و همه با تو رو راست هستند. ای شیخ من آنچه که می نمایم هستم، تو آنچه که می نمایی هستی؟! امانتداری نیز به این معناست که حریم شخصی افراد برای سایرین محترم است. وجود امنیت در یک جامعه بسیار مهم است.

امنیت چگونه تقویت می شود؟ با وجود صفات عالیه! 1- صدق ، 2- امانتداری. امانتداری به این معنا نیست که کسی چیزی به شما بدهد و شما آن را به او برگردانید، بلکه به این معناست که مردم نسبت به یکدیگر " امین " هستند. در روانشناسی آمده است که سِرّ خود را به نزدیک ترین رفیقتان هم نگویید، زمانی که شما سِر خود را برای دیگری فاش می کنید، چگونه توقع دارید که او سِر شما را فاش نکند؟ این بحث از روانشناسی مورد تایید است، اما انسان امین حقیقتا چنین شخصیتی دارد؛ کاملا این اطمینان وجود دارد که حتی زیر شنکجه هم سِر تو را فاش نمی کند.

خاطرات شهید رضایی را من از بچه هایی که در زندان های بعثی نزد ایشان بودند، شنیدم و جنازه ایشان هم پس از چندین سال سالم به ایران بازگردانده شد. با چه وضعیتی بعثی ها می خواستند از ایشان دو کلمه حرف بکشند اما نتوانستند؛ ایشان حدودا 18 یا 19 سال سن داشت! برخی حتی اگر از دور ببینند که برای کتک زدن دارند به او نزدیک می شوند، از همان فاصله دور می گوید چه می خواهید؟ هرچه بخواهید به شما می گویم! شهید رضایی شخصیت بسیار ساکتی داشت، آن زمان ما حدودا 15 ساله بودیم و ایشان فرمانده ما بود و به ما آموزش غواصی می داد! تمام هم بندی ها و حتی کسانی که شکنجه می دادند نیز از سکوت او تعجب می کردند. انسانی که زیاد صحبت می کند تنها درمورد خودش صحبت نمی کند، درمورد دیگران نیز سخن می گوید.

امروزه در بسیاری از موارد حتی به مادر خودمان هم اعتماد نداریم که در حضورشان صحبت کنیم، چون به خاله منتقل خواهد کرد! چنین جامعه ای بیمار است. اعتماد نداریم که در هیچ تعاونی مسکنی پول بگذاریم! راه و رسم امانت در جامعه از کجا خراب شد؟! زمانی که به نقطه ای برسی که حتی به برادر خودت هم اعتماد نداشته باشی، به قول قرآن کریم این جامعه، جامعه گرگ هاست نه انسان ها! در سیاست ماکیاولی نیز اشاره شده است که شما باید همه را گرگ فرض کنید. بنابراین شما باید مدام مواظب باشید چون همه به دنبال این هستند که تو را بدرند و پا بر شانه هایت بگذارند و از تو به عنوان یک نردبان استفاده کنند که خودشان پیشرفت کنند. زمانی که جامعه اینگونه باشد، کدام رئیس جمهور، کدام مجلس و کدام انتخاباتی می تواند وضعیت ما را درست کند؟!

ما در تاریخ انقلاب چند شخصیت عجیب داریم که یکی از آن ها شهید مطهری است. 50 سال پیش یعنی حدود 9 سال قبل از انقلاب، ازجمله صحبت هایی که شهید مطهری درخصوص حکومت داری و حکومت اسلامی داشتند، همین مسئله بود. ایشان فکر کردند و با فکر این سخنان را بیان کردند. شهید مطهری سیاست غرب را دیده، لیبرال را دیده، سوسیال را دیده، سوسیال دموکرات را دیده سپس به یک الگو رسیده است. مثلا می گفتند " ما برای اداره کردن نظام ها در جست و جوی افراد هستیم، درحالیکه باید در جست و جوی سیستم باشیم و سیستم را به گونه ای بسازیم که اگر یزید هم بر سر کار آمد، این سیستم نتواند کاری بجز صلاح ملت انجام دهد! "

ما فکر می کنیم افرادی که در جست و جوی آن ها هستیم، سوپرمن هایی هستند که می توانند سیستم را تغییر دهند! چه اتفاقی می افتد که هر شخصی وارد این پست و جایگاه می شود، درنهایت دزد می شود؟! هر هشت سال یکبار یک تیم قوه مجریه را به دست می گیرد و پس از گذشت هشت سال دستگیر می شوند! چرا؟ چون سیستم مشکل دارد! شهید مطهری به طور جدی می گوید به آدم ها اعتماد نکنید، آدم ها تغییر می کنند. بر سیاست و کیاست و تقوا و دیانت افراد حساب باز نکنید، سیستم را به گونه ای تنظیم کنید که هیچ کس نتواند خلاف کند. زمانی که فردی را در یک اتاق شیشه ای می گذارید، این فرد تحت نظارت است. اگر یک قسمت از این دیوار را ببندید، ممکن است از همان قسمت خلاف اتفاق بیفتد! امانتداری یک سیستم است، نباید بر اینکه ان شاءالله این شخص همیشه امین می ماند، حساب باز کنیم. زمانی که حول محور امانت کار می کنیم، باید سیستم را به گونه ای تنظیم کنیم که افراد بتوانند امین باشند. طی صحبتی که با بچه های تربیت معلم در خصوص کار در مدارس، چندین سال پیش داشتم؛ می گفتند ما عاشقانه میان دانش آموزها می رویم که بچه ها را دوست داشته باشیم و برای رشد دینی و اخلاقی و انسانی و علمی آن ها تلاش کنیم، منتها انقدر این دانش آموزها لوده و بی ادب و بداخلاق هستند که تمام روحیه ما را می گیرند، بنابراین تنها هدف ما این می شود که 2 ساعت این بچه ها ساکت باشند تا زمان بگذرد و کلاس تمام شود! به همین علت است که تاکید دارم صفات عالیه انسانی مهم است! زمانی که یک استاندار می خواهد بر استانی حکمرانی کند که سیستم، سیستم غیر اخلاقی است و انسان ها به جای رحم و امانت، بی رحم و گرگ و خائن هستند، استاندار نیز نمی تواند کاری کند. مگر سلمان توانست مدائن را اصلاح کند؟!

زمانی که داشتند خلافت را به زور به امام علی(ع) می دادند، ایشان نگفتند من نمی توانم بلکه گفتند " آیا شما توانایی دارید که با عدالت من و با شیوه ی فرمانروایی که من می خواهم، همراهی کنید؟! " اگر ما تلاش کنیم که صفات عالیه مثل رحم، صدق، امانت، ایثار، عاقبت بینی و فرار از دنیا محوری و ... را در خود شکوفا کنیم، چون اکثر صفات عالیه از آن خداست، بنابراین من در یک  بازی برد برد شرکت کرده ام! هم خودم آرامش دارم، هم جامعه ام را سالم می کنم و هم برای قبر و قیامتم می توانم بحث و محاجه کنم. حتما سیاحت غرب یا شرق آقای قوچانی را خوانده اید، ایشان خواب می بینند و یا به نقل از بزرگان، حالت مکاشفه ای برای ایشان اتفاق می افتد که وارد قبر می شوند و در آنجا با فرشته ها چانه می زنند! روایت صد در صدی داریم که می فرمایند فقرا یعنی افرادی که در دنیا مشکلات مالی داشته اند و خودشان نیز مقصر نبوده اند، مثلا معتاد نبوده اند اما در فقر به دنیا آمده اند و تلاش کرده اند اما پیشرفتی نکرده اند، در روز قیامت از خدا طلبکار هستند! از همه مردم سوال می شود که تو چرا انقدر را دزدی کردی و بردی، سوال ما فقرا این است که چرا به ما هیچ ندادی که نه بخوریم و نه ببریم! از جمله مواردی که می توانی با خداوند محاجه و جدال داشته باشی، صفات عالیه است! به محض اینکه خدا عذر تو را بخواهد، می توانی رحم خود را به رخ خدا بکشی. ادعا نمی کنیم که می توانیم تمام جهان را درست کنیم اما جامعه کوچک خودمان را که می توانیم اصلاح کنیم؛ جامعه کوچک خانواده و کانون و محله و ... را می توانیم اصلاح کنیم. با رفتار و اعمالمان صفات عالیه را به اطرافیان آموزش دهیم.

» چگونه عظمت را درون خود پرورش دهیم؟
یکی دیگر از صفات عالیه عظمت است. عظمت داشتن به این معناست که  انسان انقدر برای خود بزرگی قائل باشد که تلاطم ها و پستی و بلندی های کوچک دنیا، نه تنها او را اذیت نکند که اصلا برایش مهم نباشد. تنها مسیری که ما را به سمت عظمت می برد، نگاه به دنیا و فناست. یکی از دلایلی که ما انسان ها ارزشمند هستیم این است که تمام دنیا از بین می رود اما ما باقی می مانیم! " اِذا الشَّمسُ کُوِّرَت وَ اِذا النُّجومُ اِنکَدَزت... " نه تنها جاه و مقام و میز و صندلی رفتنی است بلکه انقدر باید خود را بزرگ ببینیم که بدانیم تمام دنیا رفتنی است و ما باقی هستیم! بنابراین دنیای فانی اصلا به چشم یک انسان باقی نمی گنجد. چرا خدا عظمت دارد؟ چون خدا فانی نیست.

در کره ی زمین تنها موجود باقی انسان است و سایر موجودات همه فانی هستند، ازلی نیست اما ابدی است! از لحظه ای که نطفه تشکیل می شود و روح دمیده می شود و قلب جنین شروع به تپیدن می کند، دیگر نمی میرد! این صفتی است که خدا فقط به انسان داده است و فرموده است که من بقای خود را به این نطفه منتقل کرده ام! بنابراین تنها موجودی که عظیم است، ما هستیم.

عجیب نیست که به این 50 یا 60 سال دنیا دل نبندیم، بلکه عجیب این است که انسان باقی به این دنیای فانی دل ببندد. بله، ناراحتی پیش می آید، حتی گاهی پیامبران نیز از چیزی ناراحت یا عصبانی می شدند! " ما اَنزلنا عَلیکَ القرآنَ لِتَشقی " ما قرآن را نازل نکردیم که تو به مشقت بیفتی! در زمان عصبانیت ممکن است ناراحت باشند اما زمانی که این عصبانیت فروکش کند، یعنی سطح عملکرد هورمون کاهش پیدا کند و عقل فعال شود، متوجه می شوند که دنیا ارزش غصه خوردن ندارد.

جامعه در حال پرورش انسان های کوچک است! سپر دو ماشین با هم برخورد می کند، چه دعوایی راه می اندازند! به دلیل دو متر از یک مغازه یا قسمت کوچکی از یک خیابان، میان برادر با برادر، پدر با مادر دعوا هست! هرچه انسان ها برای دنیا جوش می زنند و برای دنیا با یکدیگر درگیر می شوند، به همان اندازه کوچک هستند. منظور از جوش زدن تلاش کردن نیست. گاهی یک انسان یک روز در هفته بهم می ریزد و شور می زند، چنین فردی یک انسان کوچک نیست، از نظر قرآن این نوع از بهم ریختن ها لمم است، لغزش است. اما کسی که تمام ایام هفته عصبانی و بهم ریخته است، انسان کوچکی است!

زمانی از آیت الله فلسفی پرسیدیم، حاج آقا شما هیچوقت عصبانی نمی شوید؟! گفتند " همه انسان ها عصبانی می شوند، تنها کسی که هیچگاه عصبانی نمی شود احتمالا گاو است؛ موضوع این نیست که شورشی در وجود شما شکل نگیرد، موضوع این است زمانی که این شورش پس از چند دقیقه از وجودت گذشت، به شورش خودت بخندی یا نخندی؟! " اگر بخندی معلوم است رفتار نبوده، حماقت بوده است!

مردم به اندازه ای که برای دنیا تلاش می کنند، به آن می رسند! اما افرادی که برای دنیا تلاش های مذبوحانه می کنند، کوچک اند. زمان انتخابات کاندیداها را ببینید، دنیا انقدر ارزش ندارد! در تاریخ انقلاب یک الی دو نفر پیدا می شوند که نسبت به جریان انتخابات بی تفاوت باشند! زمان انتخابات باید بگردیم بین کوچک ها یک نفر را پیدا کنیم که کمتر کوچک باشد!! اما به طور کلی کوچک بودن سیستم شده است. انسانی که انقدر به دنیا توجه می کند و رصد می کند، بسیار کوچک است.

اوایل زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، آیت الله حائری می رفتند برای هیئت دولت کلاس اخلاق برگزار می کردند. پس از مدتی از ایشان پرسیدم چرا دیگر نمی روید؟! گفتند: سیستم برنمی تابد. ما می خواهیم از عظمت صحبت کنیم، اما این سیستم انسان ها را کوچک می کند. احساس کاذبی از بزرگی به آن ها دست می دهد که این احساس بزرگی دارد آن ها را کوچک می کند! مثلا کسی که تا دیروز خودش در ماشین را باز می کرد، امروز می نشیند تا راننده در را باز کند. این به معنای بزرگ شدن نیست بلکه یک احساس کاذب بزرگی به او دست می دهد که کوچکش می کند. یا کسی که در بالای پله های هواپیما صبر می کند تا فرش قرمز را پهن کنند، سپس حرکت کند؛ این مفهوم را می رساند که من انقدر کوچک هستم که برای بزرگ شدن نیاز دارم یک نفر فرش قرمز پهن کند و درحقیقت این فرش قرمز است که به من بزرگی می بخشد!  


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات