برنامه آينده
اطلاعیه

مراسم احیای شب بیست سوم ماه رمضان در باغ جنت برگزاری می گردد.
رهپويان



پنجشنبه 14 فروردین 1399 نسخه چاپی
متن سخنرانی - شرح مناجات مطیعین - قسمت دوم - 96/03/19

یا انیس
سخنرانی سید محمد انجوی نژاد
موضوع: شرح مناجات مطیعین – قسمت دوم
تاریخ: 96/03/19


عناوین اصلی سخنرانی:
» برای عبد و مطیع بودن به چه لوازمی نیاز است؟
» دنیای حسنه شرط رسیدن به آخرت حسنه است.
» لذت معنوی و لذت مادی، دارای دوظرف جدا هستند.
» عصیان آدمیان موجب برآشفته شدن خدا نمی شود.
»عرفان غیر منطقی خود را به زور به مردم القاء نکنیم.
» با خدا منطقی صحبت کنیم.
» چگونه می توان مرتکب گناه نشد؟
» عواملی که موجب خدشه در عبودیت ما می شود چیست؟
» " سَحابَ الإرتیابِ " به چه معناست؟
» راه های شیطان برای کم کردن نور در جامعه کدامند؟
» تفاوت " سَحابَ الإرتیابِ " و " أغشِیةَ المَریةِ " در چیست؟
» " سَحابَ الإرتیابِ " در آخرالزمان به چه شکل است؟
» شنیدن اخبار معنوی خوب و زیاد مانع از تلاش ما برای خوب شدن است.
» راه رسیدن به بصیرت کدام است؟
» اخبار خوب اما زیاد، خود حجاب نورانی اند.
» تاریکی در آخرالزمان به دو شکل است.
» شک های فلسفی زیر مجموعه " أغشِیةَ المَریةِ " نیستند.
» شک حقیقی، شک بر صفات خداست.
» راز نبریدن از خدا در سختی ها چیست؟
» شک به صفات خدا می تواند منجر به کفر شود.
» راه آرامش در سختی ها متوسل شدن به فضل و رحمت خداست.
» کلید قفل سوء تفاهم های ما با خدا چیست؟


جلسه قبل بحث مناجات مطیعین را آغاز کردیم، دو فراز از این مناجات " ألهِمنا طاعَتَک و جَنِّبنا مَعصیَتک " را شرح دادیم.
در خصوصیات کسی که به مقام عبودیت می رسد و عبد و مطیع می شود، لوازمی دارد که امام سجاد (ع) این لوازم را در قالب دعا از خداوند درخواست می کند. یعنی دعاهایی که در مناجات مطیعین خوانده می شود، شما را به سمت عبد بهتر شدن سوق می دهد و شرایط برای مطیع بودن و اطاعت از رَب فراهم  می شود.

» برای عبد و مطیع بودن به چه لوازمی نیاز است؟
" وَ یَسِّرنا بلوغَ ما یَتَمَنّا " یکی از مواردی که هم ما و هم خدا می دانیم، این است که دنیا در عبودیت ما تاثیر دارد. بسیاری از قهرهایی که بنده با رب می کند، به دلیل نرسیدن به حاجات دنیایی است.

اگر بخواهیم شبیه به اولیا خدا صحبت کنیم و یک سری عبارت هایی را به کار ببریم که من چون خودم هیچگاه به آن نرسیده ام، هیچگاه هم بر زبان نمی آورم مثل " اگر لذت ترک لذت بدانی ، دگر لذت نفس لذت ندانی " این یک بحث است، و بعد هم می توان کل دنیا را تحت عنوان نفس معرفی کرد و بگوییم عبودیت به معنای این است که بر سر دنیا بزنیم و فقط خدا را اطاعت کنیم و راضی باشیم!!

» دنیای حسنه شرط رسیدن به آخرت حسنه است.
 پس امام سجاد (ع) چرا در اول مناجات مطیعین می فرمایند " راه های رسیدن به آرزوهای دنیایی و آخرتی را برای من باز کن. " پس چرا در آیه شریفه قرآن شرط حسنه بودن در آخرت را دنیای حسنه می داند " رَبَّنا آتنا فِی الدُّنیا حَسَنة وَ فِی الآخِرَةِ حَسنة " که در این عبارت حرف "واو " ، حرف معیت است. پس چرا ما صدها و هزاران روایت داریم برای بهتر زندگی کردن در دنیا؟

بله، عده ای هستند که پسندشان این است که دنیا را دوست ندارند و این دوست نداشتن دنیا برای آن ها جزو فضائلشان محسوب نمی شود، بلکه پسندشان است. عقلاً یا برحسب تجربه به این نتیجه رسیده اند که دنیا قابلیت دوست داشته شدن را ندارد. حال در هر سنی، ممکن است در پانزده سالگی و یا حتی در هفتاد سالگی به این نتیجه رسیده باشد. برای او نیز اجباری وجود ندارد که تو باید دنیا را دوست نداشته باشی.

» لذت معنوی و لذت مادی، دارای دوظرف جدا هستند.
برخی از ما گاهی از خود پیامبر هم ضد دنیا تر می شویم! افرادی که تمام مشکلات بشر را می خواستند با معنا درمانی آسمانی حل کنند و قائل بر این سخنان هستند که " رها کنید این لذت ها ی دنیایی را و بروید ببینید نماز شب خواندن چه لذتی دارد". مسلم است که این دو لذت با هم کاملاً متفاوتند و جایگزین هم نمی توانند بشوند. لذت معنوی و لذت مادی دو ظرف دارد، شما هرچقدر که لذت معنوی ببری در ظرف لذت مادی نمی ریزد که پُر شود! و هرچقدر که لذت مادی ببرید هم به لذت معنوی نمی رسید! من تعجب می کنم که چرا برخی اصرار دارند که لذت معنوی را جایگزین لذت مادی کنند. یک نفر ممکن است شخصاً لذت مادی را نپسندد، چرا اصرار دارید که به مردم القاء کنید که این مدل درست است.

اگر لذت ترک لذت بدانی ، مفهوم این مصرع چیست؟ یعنی اگر شما لذت ترک یک کیک خامه ای را بفهمی، به لذتی می رسی که شیرین تر از کیک خامه ای است؟ خیر چون این لذت معنوی است و آن یکی مادی است. لذت معنوی و مادی با هم قابل مقایسه نیستند.

هرچقدر که صدا را لطیف کنیم و با بغض و ملایمت بگوییم که عزیزم اگر بدانی که نماز شب با تو چه می کند، دیگر به دنبال شهوات نمی روی! لذت شهوات مادی است و نماز شب یک لذت معنوی است، یک نفر ممکن است نماز شب بخواند اما شهوترانی نیز بکند. ظرف این دو با هم متفاوت است. نماز شب می تواند تو را از حرام باز بدارد، اما به مردم اینگونه معرفی نکنید که لذت کار حرام را می توانید در نماز شب هم به دست آورید. این دو با هم متفاوتند.

» عصیان آدمیان موجب برآشفته شدن خدا نمی شود.
در خصوص اطاعت، یک بخش این است که خدایا اگر گاهی یک قسمت از این دنیا را به من ندهی تو مالک هستی، زمانی که یک مستاجر از مالک چیزی را بخواهد و او ندهد، مستاجر دچار سوءتفاهم می شود که چرا نمی دهد؟ آن هم مالکی مثل خدا که همه چیز در دستان توست، کم نمی آوری، هرچقدر هم بدهی باز هم نقصی بر اموال و شرایطت وارد نمی شود، من در مقابل تو عددی نیستم و نمی فهمم که چرا به من توجه نمی کنی!! عصیان یک موجود حقیر برای یک موجود عظیم اصلاً ارزش منفی ندارد.

 مثلاً اگر مورچه ای در مقابلت به تو فحش دهد، برایت بار منفی ندارد. هرچند قیاس مورچه و ما ، در مقابل ما و خدا قیاس بسیار باطلی است، اینگونه می گویم تا متوجه شوید. لذا عصیان نمی تواند تو را به نقطه برنتافتن برساند. ممکن است به نقطه ادب و تادیب تو برسد اما خدا برآشفته نمی شود.

فردی با زبان خودش طنزآمیز مناجات می کرد و می گفت: داستان چیست که مهمانی می آییم می گویی نخور! می گوییم دوستت داریم می گویی پس شهید شو! گندم می خوریم، ما را از بهشت بیرون می کنی! داستان چیست؟ می خواهی مدتی با هم قطع رابطه داشته باشیم ببینیم چه می شود؟ زمانی که خدا را آنگونه معرفی می کنیم، مناجات ها هم اینگونه می شوند!!

»عرفان غیر منطقی خود را به زور به مردم القاء نکنیم.
هزار سال است که عرفان و معرفتی که خودمان هم نمی توانیم به آن چهارچوب منطقی بدهیم را به زور می خواهیم در سر مردم بنشانیم. در حالی که امام در ابتدای مناجات مطیعین می فرمایند واقعا از من توقع داری که عقلم به اندازه تو کار کند؟ من مدام در دنیا گیر می کنم و مدام خودم را سرزنش می کنم که مصلحت است، بفهم! چگونه توقع داری که من همانند خودت بفهمم؟ مگر نگفتی که " تَکلیفٍ مالا یُطاق " کار هرکسی نیست؟ مگر نگفتی که حکیم در خارج از توان، تکلیف نمی کند؟ مگر نگفتی " لا یُکَلِّفُ اللهَ نَفسً إلّا وُسعَها " . خدا هم می گوید نه!

پس اگر در جایی با هم دچار سوء تفاهم شدیم، من با تو مخالفت کردم و برای رسیدن به یکی از قسمت های دنیا و لذت های دنیا معصیت کردم، این را به پای عصیان من نگذار بلکه به پای نفهمی من بگذار. امام نیز می فرمایند " یَسِّر لَنا بُلوغَ ما نَتمَنّی " مرا به چیزهایی که می خواهم ساده برسان. 

» با خدا منطقی صحبت کنیم.
داریم به شب های قدر نزدیک می شویم، این خیلی خوب است که احساسی حرف می زنید و اشک می ریزید و تضرع می کنید، همه این موارد عالی هستند. حداقل خیلی سبک می شوید. اما گاهی با خدا منطقی نیز صحبت کن. خدایا چه توقعی از من داری؟ شب بیست و یکم که انقدر اوضاع داغ است و امام زمان (عج) و اهل بیت (علیهم السلام ) مسجد کوفه را می بینند.

» چگونه می توان مرتکب گناه نشد؟
امام سجاد (ع) می فرمایند: دیگر از من نخواه که گناه نکنم، دنیا با این همه وسوسه دورم است، شیطان به گفته خودت در قرآن از شش جهت _ چپ و راست، بالا و پایین، جلو و عقب _ حمله ور است، " إنَّ النَّفسَ لَأمّارَةٌ بِالسوء " نفس نیز به شدت دارد من را به سمت بدی می کشاند، بعد شما از من می خواهی که گناه نکم؟ با کدام توان؟

اما ما داریم می بینیم که امام سجاد (ع) گناه نمی کنند، چرا؟ " إلّا بِفَضلِکَ وَ عَونِکَ وَ رَحمَتِکَ " در آن لحظاتی که من گناه نمی کنم، در حقیقت تو نمی گذاری که من گناه کنم. هرجا هم که گناه کرده ام تو اجازه داده ای. خودت ما را کنترل کن.

» عواملی که موجب خدشه در عبودیت ما می شود چیست؟
" وَ اقشَع عَن بَصائِرِنا سَحابَ الإرتیابِ، وَاکشِف عَن قلوبِنا أغشِیةَ المَریةِ وَ الحِجابِ " دو عامل باعث می شود عبودیت و اطاعت من و شما خدشه دار شود " سَحابَ الإرتیابِ " و " أغشِیةَ المَریةِ " . " ابرهای تاریک " و " ظلمتی که پر از شک است" .

» " سَحابَ الإرتیابِ " به چه معناست؟
ابرهای تاریک نمی گذارند انسان خوب ببیند، نور را کم می کنند. مخصوصاً در جامعه فعلی! در جامعه فعلی نور بسیار کم است. چرا بصیرت خیلی کم شده است؟ چون نور خیلی کم شده است، کم شدن نور هم دلایل مختلفی دارد که اصلی ترین دلیل آن این است که ظلمت زیاد شده است.

» راه های شیطان برای کم کردن نور در جامعه کدامند؟

دو راه برای شیطان وجود دارد، راه اول این است که نور دیده و بصیرت شخص را کم کند و او را به گناه و معصیت بیاندازد تا از درون تاریک شود. اما در این دوره ای که داریم زندگی می کنیم شیطان راه دیگری هم پیدا کرده است و آن کم کردن نور اجتماع است.

» تفاوت " سَحابَ الإرتیابِ " و " أغشِیةَ المَریةِ " در چیست؟
فرق " سَحابَ الإرتیابِ " با " أغشِیةَ المَریةِ " این است که ، " أغشِیةَ المَریةِ " تاریکی درونی است، اما " سَحابَ الإرتیابِ " تاریکی بیرونی جامعه است. دنیا را تاریک کنیم تا خواص و اهالی بصیرت هم درست نبینند.

» " سَحابَ الإرتیابِ " در آخرالزمان به چه شکل است؟
منظور از تاریک کردن دنیا چیست؟ پیامبر اکرم (ص) دو مورد را در آخرالزمان پیش بینی کرده اند:
1.    دروغ آنقدر زیاد می شود که راستی در میان دروغ گم می شود. این می شود " سَحابَ الإرتیابِ " ! دروغ زیاد می شود و نه دروغ گو! یعنی مثلاً یک نفر سیصد هزار دروغ را درجامعه پخش می کند. امروزه با تحقیقات در حوزه جنگ روانی، به موضوع اثر شایعه در سیاه سازی جامعه رسیده اند! هزار و چهارصد سال پیش امیرالمومنین (ع) فرمودند " در آخرالزمان دروغ آنقدر زیاد می شود که راستی در میان آن ها گم می شود " دروغ به تواتر می رسد و راستی دیگر دیده نمی شود.

حال می گویند این ها دسیسه های قرن بیستم آمریکا و اسرائیل است، نه این دسیسه ی شیطان است و هزار و چهارصد سال پیش امیرالمومنین (ع) در خطبه قاصعه این دسیسه را معرفی کرده است.

2. نمونه دیگری از " سَحابَ الإرتیابِ " نیز این است که " آنقدر اخبار زیاد می شود که اخبار حقیقی دیگر دیده نمی شوند ". یعنی روزی شما این بوده است که فردا در روز فلان از ماه رمضان یک جمله، زندگیت را زیر و رو کند، صد و سی کانال تلگرام داشتی، این یک جمله در هزار و هشتصد و پنجاه خبر نخوانده ات آمد اما تو آن را ندیدی و گم شد.

در قدیم هزار کیلومتر راه می رفتی که نزد بزرگی برسی و او یک جمله بگوید و این جمله را بگیری و بروی و یک سال با همین یک جمله ارتقاء معنوی داشته باشی. حال یک کانال داری تحت عنوان بیانات عرفا، روزی هشتصد و پنجاه جمله برای تو ارسال می کند.
زمانی می گشتیم که شب قدر جایی را پیدا کنیم که صوت داشته باشد و بنشینی با خدا صحبت کنی، حال در مقابل تلوزیون می نشینی و هفده کانال جمهوری اسلامی با هم برای شب قدر پخش مستقیم دارند، مدام این کانال ها را عوض می کنی و در نهایت سر یک کانال هم نمی نشینی.

» شنیدن اخبار معنوی خوب و زیاد مانع از تلاش ما برای خوب شدن است.
تعداد اخبار معنوی خوب و زیاد باعث این می شود که ما به شنیدن اخبار معنوی خوب قانع شویم و دیگر به دنبال خوب شدن در پی یک خبر واحد نباشیم. کانال های تلگرام و شبکه های تلوزیونت را کم کن. من در این سال های اخیر نه رادیو معارف گوش می دهم, نه شبکه معارف نگاه می کنم. در خانه اگر تلوزیون روشن باشد یا شبکه ورزش است و یا شبکه نمایش. چون به این نتیجه رسیده ام که برای خوب شدن باید مطلب معنوی هضم بشود و تلوزیون به قول شهید آوینی بیشتر فراغت است. تلگرام باید اوقات فراغت تو را پر کند. معنویت باید به گونه ای باشد که هضم شود.

» راه رسیدن به بصیرت کدام است؟
چرا بصیرت کم شده است؟ به دلیل " سَحابَ الإرتیابِ " ! این به چه معناست؟
" الَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَیْکَ" »» برای رسیدن به تو،
" وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ " »» برای رسیدن به نور تو و بصیرت داشتن،
 چه زمانی؟ " حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ" »» ما زمانی به بصیرت می رسیم که حجاب های نورانی کنار بروند.

» اخبار خوب اما زیاد، خود حجاب نورانی اند.
حجاب های نورانی چیست؟ خبرهای خوب زیاد! زمانی که زیاد بحث های معنوی بشنوی، برای تو حجاب می آورد. مدام می پرسند که چه کتابی بخوانیم؟ آقای بهجت می فرمودند به آنچه که می دانید عمل کنید.

» تاریکی در آخرالزمان به دو شکل است.
بنابراین دو مدل تاریکی خواهیم داشت :
1. " سَحابَ الإرتیابِ " :
آنقدر دروغ فراوان می شود که راستی گم می شود. یعنی مثلاً فردی می خواهد از زهد بگوید، آنقدر اشراف از زهد گفته اند که صحبت زُهاد از زهد باور نمی شود. یک نفر می خواهد از صداقت و عشق واقعی بگوید، آنقدر بی وفایی و عشق کاذب در جامعه زیاد شده است که عشق واقعی باور نمی شود. فردی می خواهد از مردانگی حقیقی بگوید، انقدر نامردی و خودخواهی در جامعه زیاد شده است که مردانگی حقیقی دیگر باور نمی شود. یک نفر می خواهد از حقیقت ایثار بگوید، حتی به سوریه رفته است و دارد جان می دهد اما آنقدر پول پرستی و دنیا پرستی زیاد شده است که می گویند او برای پول رفته است!! مردم باور نمی کنند، مگر می شود بچه اش را رها کند و برود؟ تو ساده هستی که باور می کنی. برای پول رفته اند، ماهیانه شصت ملیون تومان پول می گیرند!!!

و اگر یک خوبی دیده شود، مردم حتماً گمان می کنند که کیسه ای دوخته شده است. چرا فلانی به ما کمک کرد؟ وارد خیریه می شود، می پرسند حاجی شما در انتخابات هم می خواهی کاندیدا شوی؟ هرکاری کند می گویند، به دنبال رای و پول و مقام است. چرا؟ چون انقدر از این موارد وجود دارد که دیگر مردم خوبی ها را باور نمی کنند.


هزار سال پیش امام صادق (ع) فرمودند " آنقدر بدها و بدی ها بزرگ می شوند که خوبی ها یا دیده نمی شوند و یا باور نمی شوند. مردم به این نقطه می رسند که همه شان مثل هم هستند!!

شما فکر می کنید در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا زمانی که ترامپ رای می آورد، نمی دانستند که او چه فردی است؟ نه، به قول رهبری که فرمودند ترامپ هر چه هست، رو هست. آن ها هم همین هستند، با این تفاوت که آن ها در خلوت این کارها را انجام می دهند و ترامپ رو کار می کند. مرد تر هم هست. بنابراین مردم از میان دو خبیث به کسی رای می دهند که خبیث اما مرد است. به نامرد رای نمی دهند. با همین استدلال و به همین سادگی! این همان اخرالزمان است.

مردم به نتیجه ای رسیده اند که هیچ خوبی وجود ندارد و این را فلسفه کرده اند. درحال حاضر شکاکیت، یک مطلب فلسفی است. دکارت به همین دلایل مشهور شد، چون می گفت همه دارند دروغ می گویند! و همه می دیدند که دکارت راست می گوید و حرف دلشان را می زند.

امام صادق (ع) فرمودند انقدر دروغ زیاد می شود که راستی دیگر باور پذیر نیست. مردم شک می کنند. 
 
2. " أغشِیةَ المَریةِ " :
تاریکی درونی نیز با شک ایجاد می شود. شک در اینجا یک شک اعتقادی و درونی است. خدایا میان من و عبودیت تو برای مطیع بودن من و اطاعت تو ...؟... برای اینکه تو را رها نکنم این است که گاهی شما زیاد بر نفس و عقل من حساب باز می کنی و گاهی به گونه ای با من رفتار می کنی که گویا یکی از خواص کلیم تو هستم، که گویی امام معصوم تو هستم. در این مواقع من نسبت به برخی از صفات تو مشکوک می شوم! واقعاً خدا کریم است؟

» شک های فلسفی زیر مجموعه " أغشِیةَ المَریةِ " نیستند.
خودت را در یمن تصور کن که یکی از فرزندانت وبا گرفته است، صدای غرش هواپیما می آید، دیروز جنازه یکی دیگر از فرزندانت را در بمباران از زیر خاک بیرون کشیده ای، خودت را به جای او تصور کن، آیا این مادر حق ندارد که در به اجابت نرسیدن دعایش شک کند و بگوید که اصلاً خدا صدای من را می شنود؟ شکست عشقی خودت را رها کن، خودت را در جایگاه او تصور کن، یک درد جدی! خدا صدای من را می شنود؟ اصلاً خدا هست؟ این شک به حساب می آید وگرنه شک های فلسفی زیر مجموعه " أغشِیةَ المَریةِ " قرار نمی گیرند.

فلانی فلسفه خوانده است و زیر نظر اساتید پیرو نظریه های داروین و.... بوده است و حال به هم ریخته است و در نتیجه در خلقت شک می کند. این موارد شک محسوب نمی شود.

» شک حقیقی، شک بر صفات خداست.
 شک یعنی فردی به دلیل شرایط جامعه بر صفات خدا مشکوک شود. چه راهی داریم برای اینکه این شخص از شک خارج شود؟ چه می شود که آن زن یمنی نبُرید و بیرون آمد و الله اکبر گفت؟ چرا تو بریدی چون فلانی گفته است که تو را کمتر دوست دارم و یا در فلان امتحان نمره ات کم شده است؟!! چرا تو از خدا بریدی اما آن زن نبرید؟!!

خدایا چه به قلبش تاباندی که او نبرید؟ خدا قدرت دارد. نیازی نیست آن زن را تشویق کنید، بلکه در حقیقت باید خدا را تشویق کرد که توانست این زن را اینگونه به دنیا برگرداند. آن فرد زن و مادر بود، مگر می شود انسانی انقدر قوی شود؟ غیر ممکن است.

اگر در مقابل سگ هم فرزندش را بکشی دق می کند و درجا می میرد. در جنگل، یک شیر گوزنی را زمین زد و شکمش را پاره کرد تا آن را بخورد، زمانی که فرزندش از شکم بیرون آمد و دید که او بچه داشته است، جنازه را رها کرد و چند قدم تلو تلو خورد و در نهایت سکته کرد و مرد !!! آدم نمی رد؟

» راز نبریدن از خدا در سختی ها چیست؟
چه چیزی باعث این مقاومت می شود؟ عنایت !! دلیل بریدن تو این است که تو تصور می کردی خودت باید حریف دنیا شوی و سعی می کردی هرطور شده است خودت مشکلاتت را حل کنی، اما آن زن از همان ابتدا لُنگ انداخت و گفت الله اکبر و تا انتها بر این باور ماند. در نتیجه خدا توانی به او می دهد که تو متعجب شوی.

در سوریه سر دختر سه ساله ای را بریده بودند، یک لباس عروسکی به تن داشت و عروسکش در دستانش بود، پدر بچه را به سمت آسمان بلند کرد و گفت " ألهُمَّ تَقَبل مِنّا هذا القُربان " کلام حضرت زینب در کربلا! آیا این مرد پدر نبود؟ خدا به او قدرت داده است.

» شک به صفات خدا می تواند منجر به کفر شود.
در جایی که شک نسبت به صفات خدا می آید می تواند تو را تا حد کفر جلو ببرد. مگر اینکه از قبل بگویی، خدایا این بچه ای که به من داده ای، اگر دست به آن بزنی کافر می شوم! اگر قرار است اتفاقی برای آن بیفتد، تو باید به من کمک کنی. " إلّا بِعَونِکَ وَ فَضلِکَ وَ رَحمَتِک ".

» راه آرامش در سختی ها متوسل شدن به فضل و رحمت خداست.
خدایا اگر خانه من آتش بگیرد من کافر خواهم شد. اگر در ورزش بعد از تلاش بسیار در تیم ملی پایم بشکند، من کافر خواهم شد چون زندگی و جوانی ام را در این راه گذاشته ام. این همه سال برای فلان مجموعه نهایت تلاشم را بکنم و در نهایت بعد از گذشت 20 – 30 سال فرو بپاشد، من کافر خواهم شد. از الان به خدا بگو اگر قرار است چنین اتفاقی برای من بیفتد که بالاخره هم خواهد افتاد، کمک و فضل و رحمتت را بر من بباران تا بتوانم آرام شوم.

حضرت زینب (سلام الله علیها ) در عاشورا زمانی که در مقابل آقا امام حسین (ع) قرار گرفت، داشت قالب تهی می کرد، دست و پایش می لرزید، همان زینبی که در قتلگاه و شام آن دلاوری ها را از خود نشان داده بود، داشت می مرد. امام حسین (ع) دست بر سینه اش گذاشت و گفت " إلّا بِعَونِکَ وَ فَضلِکَ وَ رَحمَتِک ". بعد از آن حضرت زینب (س) کاملاً متحول شد.

مدام از خدا می خواهیم که فلان مورد را به من بده و فلان مورد را به من نده! از خدا چیز دیگری طلب کنید. " رَبِّ الشرَح لی وَ یَسِّرلی امری وَحلُل عُقدةً مِن لِسانی یَفقَهوا قولی " تو باید با فضل و عنایتت به من ظرفیت و قدرت بدهی تا بتوانم در قبال وقایع ساده بگذرانم.

حضرت زهرا (س) کسی که ملقب است بر فاطمه، صدیقه، انسیه، سیدة نساءِ العالمین بر بالای بستر رسول خدا نشسته بود، شانه های حضرت داشت می لرزید، رنگش پریده بود و داشت قالب تهی می کرد. چرا که هم پدرش بود و هم رسول خدا بود و هم می دانست که با رفتن پیامبر چه اتفاقی برای اسلام می افتد. هم درد دنیایی داشتند و هم درد آخرتی!  پیامبر دست بر سینه اش نگذاشت بلکه چیزی در گوش خانم حضرت زهرا (س) گفتند که خانم خندیدند و آرام شدند. گفتند خیلی زود فقط چهل روز دیگر تحمل کن بعد از آن وارد بهشت می شوی. اولین فرد بعد از من هستی. حتی در ارتباط با حضرت زهرا (س) هم پیامبر اینگونه او را آرام کرد.

» کلید قفل سوء تفاهم های ما با خدا چیست؟
بنابراین " إلّا بِعَونِکَ وَ فَضلِکَ وَ رَحمَتِک " کلید قفل سوء تفاهم های ما با خداست. قبل از شب های قدر این قفل را باز کن، منطقی با خدا صحبت کن. هرگاه قسمتی از دنیا را نخواستی به من بدهی، با عَون و فضل  رحمتت من را قانع کن. امام سجاد (ع) نیز در مناجات شب بیست و یکم می فرمایند: خدایا اگر می خواهی آنچه را که من نمی پسندم اما خودت می پسندی را برای سال بعد مقدر کنی و آنچه را که من می پسندم و تو نمی پسندی را برای سال بعد مقدر نکنی، همزمان با آن رضایتش را نیز به من بده.



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات