برنامه آينده
به دلیل رعایت اصول بهداشتی و پیشگیری از آسیب های احتمالی
جلسات هفتگی تا اطلاع ثانوی
برگزار نمی گردد!
رهپويان



جمعه 28 شهریور 1399 نسخه چاپی
متن سخنرانی - آرامش - قسمت سوم - شب سوم محرم99

یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: آرامش – قسمت سوم
محرم 1399
تاریخ  99/06/01


عناوین اصلی سخنرانی:
» آیا خدا در خلقت دنیا بهترین نوع خلقت را انتخاب کرده است؟
» درد یک مخلوق است اما خدا جبران کننده است
» توقعات انسان ها انتهایی ندارد؛ بنابراین باعث درد می‌شود
» رویا عامل دیگری در تسکین درد
» دردهای زندگی‌تان را مرتب با خود مرور نکنید
» یک راه حل برای دفن دردهای اندک

» آیا خدا در خلقت دنیا بهترین نوع خلقت را انتخاب کرده است؟
بحث ما راجع به این بود که آیا خلقت دنیا بهترین نوع خلقت خداست؟ کلامیون معتقدند که دنیا چه بهترین مکان باشد و چه بدترین مکان، همین است! ما خدا بودن و حکیم بودن و مصلحت اندیش بودن خدا را ثابت می‌کنیم چون این سه مورد اثبات عقلی دارند، مابقی مسائل را نمی‌توانیم ثابت کنیم؛ دنیا همین است.

در کف شیر نر خونخواره‌ای   غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟

جواب‌هایی که فلاسفه می‌دهند این است که این دنیا بهترین دنیایی است که خدا خلق کرده است و از این بهتر نمی‌توانست وجود داشته باشد و بحث را تمام می‌کنند! درحالیکه عرض کردم باید گفت این دنیا به نسبت این جهان از این بهتر نمی‌شود! خدا نخواسته است که از این بهتر شود چون اگر بگوییم خدا نمی‌تواند از این بهتر خلق کند؛ یعنی خداوند تبارک و تعالی قادر نیست درحالیکه قدرت خدا بی‌نهایت است؛ بنابراین از این بهتر می‌توانست خلق کند اما نخواست!

علی رغم همه کج فهمی‌هایی که گاهی در مباحث اشاعره دیده می‌شود و یا در مباحث اخباریون و ...، در این یک نکته که می‌گویند ما متوجه نمی‌شویم، همدل هستیم. خدا چرا زلزله را خلق کرده است؟ صد دلیل بیاوریم که طبیعت دنیا این است و دیشب توضیح دادم که گازها باید از جایی خارج شود؛ درنتیجه این خروج گازها منجر به زلزله می‌شود. آیا خدا نمی‌توانست کاری کند که گازها از جای دیگری خارج شوند و زلزله ایجاد نشود؟ بله می‌توانست؛ بنابراین خدا صلاح می‌دانست که زلزله وجود داشته باشد.

» درد یک مخلوق است اما خدا جبران کننده است.
همچنین فلاسفه معتقدند که درد و رنج اصلا در دنیا وجود ندارد؛ درد عَدَمی است. عدمی بودن به چه معناست؟ مثلا دست شما خشک است چون آب وجود ندارد؛ بنابراین خشکی وجود ندارد، آب که نباشد خشکی به وجود می‌آید. شما سالم هستی؛ پس دردی وجود ندارد. دلیل اینکه بیمار می‌شوی این است که نکات سلامتی را رعایت نمی‌کنی. اگر سلامت را رعایت کنی درد به دلیل عدمی بودنش اصلا به وجود نمی‌آید.  این استدلال هم اشتباه است! درد نیز فی نفسه وجود دارد. خدا دوست داشته است که درد را در دنیا خلق کند؛ درد یک مخلوق است. آیا در کل تاریخ چند میلیارد ساله می‌توانیم یک نفر را به عنوان نمونه معرفی کنیم که سلامتش را آنقدر رعایت کرده باشد که هیچگاه بیمار نشود؟ زمانی‌که هیچ مثالی برای آن نداریم چرا بحث عدمی وجودی را پیش می‌کشیم؟ فردی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت من هیچگاه بیمار نمی‌شوم. پیامبر(ص) فرمودند: خدا تو را دوست ندارد که اصلا بیمار نمی‌شوی! مگر می‌شود کسی اصلا بیمار نشود؟

دردهایی در دنیا وجود دارد و من این دردها را جزو مخلوقات خدا و روزی خدا می‌دانم. ما برای خوردن و خوابیدن و پوشاک و سایر نعمت‌ها روزی داریم، همچنین برای درد نیز هرکدام روزی مجزایی داریم. درد جزو روزی انسان‌هاست. روزی برخی از درد بسیار زیاد است؛ چرا؟ نمی‌دانم. چرا اصرار دارید که همه کارهای خدا را عقلانی توجیه کنیم؟ کودکی که از ابتدا معلول به دنیا می‌آید، در مدرسه او را تمسخر و اذیت می‌کنند و در فامیل او را جدی نمی‌گیرند و تا زمانی‌ که بزرگ شود سختی بسیاری را تحمل می‌کند؛ روزی او در درد بسیار بیشتر از من است. تفاوت میان سلیمان و ایوب چیست؟ روزی درد سلیمان بسیار کمتر از روزی درد ایوب بوده است.

بنابراین درد وجود دارد و میان همه انسان‌ها تقسیم می‌شود؛ اما عادلانه تقسیم نشده است! البته این بدان معنا نیست که خدا عادل نیست؛ بلکه خدا بنابر مصلحت خود روزی درد را تقسیم کرده است. مصلحت آن کودک معلول در چیست؟ مگر قرار است چقدر عمر کنیم؟

هرکس از تریبون روشن‌فکری یا دانشگاهی یا روحانیت گفته باشد و شنیده باشید که «تو خواهی توانست مصالح خدا را دریابی» باید این پنبه را از گوشت خارج کنی. ده سال دیگر می‌میری و در قبر متوجه می‌شوی که عمر خود را صرف کشف مصالح خدا کرده‌ای و به وظایف خودت نرسیده‌ای. من به اندازه آن کودک درد ندارم اما از صبح تا شب به خدا بد و بیراه گفته‌ام؛ درحالیکه آن کودک دارد به بهشت می‌رود و من به جهنم می‌روم. روزی غم و شادی همانند تقسیم میان موسی و عیسی و ابراهیم و ایوب و سلیمان کاملا متفاوت و مصلحت اندیشانه بوده است و ابدا عادلانه نیست. دلیل اینکه می‌گویم عادلانه نیست از این جهت است که عدل در جامعه ما به غلط و اصطلاحا به معنای تساوی بوده است؛ درصورتی که این تقسیم درد میان همه انسان‌ها عادلانه است اگرچه مساوی نیست. اگر درد تو از دوستت بیشتر و یا کمتر بود سکوت کن و زندگیت را ادامه بده و در هر دو حال شکر خدا را به جا آور. بارها شنیده‌اید که گفته می‌شود از دنیا چیزی به من نرسیده است و نمی‌توانم به دنیا برسم، اگرچه زحمت هم زیاد کشیده‌ام؛ بله ممکن است من در این قسمت از عمر ۶۰ یا ۷۰ ساله نمی‌توانم به جایگاهی برسم اما یک قسمت جاودان و بی‌نهایت داریم که من می‌توانم در آنجا به مراتب بالایی برسم. برای این ۴۰_۵۰ سال زندگی در این دنیا بیخیال آن زندگی بی‌نهایت نشویم! حتی اگر در اوج درد بودی و گمان می‌کردی بدبخت عالم هستی، بگو الحمدلله. جوری نگویی  الحمدلله که اگر خدا به معنایش توجه کند از صد فحش بدتر باشد. حقیقتا خداروشکر کن از این بابت که من در یک مورد شکی ندارم که تو جبران خواهی کرد؛ یا در این دنیا، یا در آن دنیا و یا در هر دو دنیا! تو قطعا جبران خواهی کرد.

» توقعات انسان ها انتهایی ندارد؛ بنابراین باعث درد می شود.
بنابراین درد یک مخلوق است و وجود دارد و برای مبارزه با درد تا جایی که در توانم باشد انجام می‌دهم و اگر در توانم نبود انجام نمی‌دهم. سکوت می‌کنم، مصلحت الهی است و نمی‌شود کاری کرد. شما همه دردهای یک انسان را لیست کنید؛ همه مشکلات او از جمله مالی، ارتباطی و... را برایش رفع کنید، آیا فکر می‌کنید لیست دردهای یک انسان انتهایی دارد؟  سیستم انسان‌ها اینگونه است، به ازای آنکه با رشد قانع و شاکر بشوند، توقعاتشان هم رشد می‌کند. کودک یتیمی که تا به حال کسی دست به سرش نکشیده است را درنظر بگیرید، روز اول دست به سرش بکشید، روز دوم بجز این محبت چیز دیگری هم طلب می‌کند و به مرور زمان خواسته‌هایش انتهایی نخواهد داشت. ته نداشتن توقعات درد دارد. به هر چیزی که برسی بازهم خواسته دیگری خواهی داشت. بنابراین درد یک موجود، روزی و مخلوق است و به هیچ عنوان میان انسان‌ها مساوی تقسیم نشده است و من نمی‌دانم چرا؟!

روایت هست از امام صادق(ع) که فرمودند: سردرد مؤمن کفاره گناهان اوست. این روایت برای مؤمن گناهکاری که سردرد گرفته است و دقیقا می‌داند که این سردرد مربوط به فلان گناه است، صدق می‌کند که امام صادق(ع) این موضوع را به آن مؤمن یادآوری کرد و او با خوشحالی این درد را گذراند! اما مؤمن بی‌گناهی را می‌شناسم که صدبرابر آن مؤمن گناهکار درد می‌کشد؛ به چنین فردی نمی‌دانیم چه بگوییم اما خدا قطعا جبران می‌کند. آن روایت مربوط به مؤمن گناهکاری است که دقیقا می‌داند چرا دچار این درد شده است.

» رویا عامل دیگری در تسکین درد .
در دو جلسه قبل شش مورد از راه های تسکین درد گفته شد؛ عامل دیگرتسکین درد عبارت است از:
۷. رویا

یکی از قوه های بسیار قوی انسان که اصلا قابل کنترل نیست، رویا است. از مواردی که علمای مسیحی زیاد به آن استدلال می‌کنند، بحث خواب و رویا است. شما که عالم دیگر را قبول ندارید، خواب را تفسیر کنید؛ مخصوصا خواب‌هایی که مربوط به زمان آینده است. برای همه اتفاق افتاده است که مثلا منظره‌ای را می‌بینید یا اتفاقی رُخ می‌دهد و شما احساس می‌کنید قبلا آن صحنه را دیده‌اید.

خواب و رویا تحت کنترل ما نیستند، ذهن انسان بسیار پیچیده است. گاهی داستان یا فیلمی بر اساس رویاهای ما خلق می‌شوند و نام آن‌ها را افسانه می‌گذاریم؛ اما آن خواب یا رویا آینده را دیده است منتها چون من آن را لمس نکرده‌ام نامش را افسانه می‌گذارم؛ مثلا کتاب‌های ژولورن مثل سفر به زیر دریا و ... که زمانی افسانه بود امروزه تبدیل به واقعیت شده است.

گاهی رویا با شیطان هم‌خانه می‌شود. یعنی شیطان رویاهایی را برای تو تعریف می‌کند که این رویاها هیچگاه به این اندازه سفید برایت اتفاق نمی‌افتد و انسان رویاپرداز درنهایت تبدیل می‌شود به انسانی که کفر می‌گوید، از شکر فاصله می‌گیرد و ناراضی است، دائم درحال اضطراب و ناآرامی است!

کودکی را در نظر بگیرید که می‌خواهید او را به مهدکودک ببرید؛ اما وابسته به توست و تو از این وابستگی بسیار خرسند هستی. اگر ناراحت شود او را به آغوش می‌کشی و اگر تو ناراحت شوی، او تو را به آغوش خواهد کشید. حرف شنو است و تو از این کودک لذت می‌بری. اما همین کودک کم‌کم بزرگ خواهد شد و بیش از آنچه که تو فکر می‌کنی خواهد فهمید. کم‌کم انتخاب‌هایش با آنچه تو انتخاب می‌کنی متفاوت خواهد بود. اگر نتوانی این کودک را مدیریت کنی، در ۲۰ سال آینده هرشب به این فکر می‌کنی که کاش امروز می‌مُرد! این رویای شیرین بچه‌دار شدن را برایت خراب می‌کنم و احساس مسئولیتت را تقویت می‌کنم. امروز مامان و بابا و دَدَ می‌گوید و تو ذوق می‌کنی؛ فردا ممکن است چیزی بگوید که تا مغز استخوانت احساس درد کنی.

به همان اندازه که برای خوراک و پوشاک و تحصیل و شغل او دغدغه داری، برای تربیتش هم دغدغه داشته باش. اگر چگونگی روند تربیت را می‌دانی که خودت او را تربیت کن و اگر نمی‌دانی مربی خوب یا دوستان خوب برایش پیدا کن.

» دردهای زندگی تان را مرتب با خود مرور نکنید.
بخشی از رویاهای ما مربوط به زندگی است. زندگی هیچگاه کاملا شیرین نیست؛ همیشه درصدی از شیرینی را دارد. فرض کنید شما ۷۰ سال می‌خواهید زندگی کنید و ۵۰ سال آن مفید است، در طول یک سال چند روز را بیمار هستی؟ اگر بدترین حالت را تصور کنیم، نهایتا به مدت چهار ماه درد وجود خواهد داشت و هشت ماه سالم هستید. همیشه دردهای عالم کمتر از خوشی‌هاست؛ اما دردها به دو دلیل آزاردهنده می‌شوند و ما را ناآرام می‌کنند. در توزیع روزی درد برای عموم مردم همیشه میزان درد بسیار کمتر از خوشی بوده است؛ مثل یک گاو نه مَن شیرده که نه مَن شیر می‌دهد و یک لگد ممکن است بزند. نه مَن شیر دوشیدن زمان زیادی می‌برد اما آن لگد یک ثانیه زده می‌شود! اثر درد عمیق است.

از طرفی ما ایرانی‌ها دردهایمان را در دفترچه یا اینستاگرام و ... ثبت می‌کنیم! امروز فلانی دل من را شکست؛ ثبت می‌کنیم و هرچند وقت یکبار آن را مرور می‌کنیم!

به یکی از دوستان گفتم چرا آنقدر فیلم‌های غمگین نگاه می‌کنی؟ گفت: حاجی با این فیلم‌ها سیگار خیلی می‌چسبد. درد را برای خود تمدید ذهنی می‌کنیم و دائم آن را مرور می‌کنیم. در اوقات بیکاری به یاد خوشی‌ها نمی‌افتیم بلکه غم را برای خود یادآوری می‌کنیم.

هرگاه خواستی دردی را تمدید کنی بلافاصله شادی را جایگزینش کن؛ مثلا من با فلانی پنج سال رفیق هستیم و در طول این مدت سه بار دل من را شکسته است اما سی‌وسه‌هزاروسیصدوسی‌وسه بار هم مرا شاد کرده! بجای اینکه اون سه بار را مدام تمدید کنی، آن سی‌وسه‌هرار بار را بر سر این سه بار بکوب.

» شُکرنعمت عامل فراموشی ناراحتی ها
امام سجاد(ع) در مناجات خمس عشر می‌فرمایند: آنقدر شکر می‌کنم که یادم می‌رود گاهی با من راه نیامدی! مثلا برای یک استکان چای اینگونه شکر می‌کنند: خدایا تشکر می‌کنم که این همه مخلوقات را خلق کرده‌ای؛ بابت یک استکان چای از سه‌هزار نعمت تشکر می‌کند.

شهید شیبانی در سنگر و در وضعیتی که غذا نان خشک و آب بود، جای خواب پر از خاک و جانورهایی مثل سوسک و عقرب و پشه، از چهل و هشت ساعت فقط دو ساعت خوابیده‌ بود و خودش را با سِروم سرپا نگه داشته و به عملیات رسانده بود؛ اما چه زیبا به شکر خداوند می‌پرداخت: خدا را شکر می‌کنم که در میان هشت‌هزار سال خلقت، من را در دهه شصت و سال هزار‌وسیصدوشصت‌وپنج آفرید و خدا را شکر می‌کنم که در میان همه مخلوقات من در این سن «هفده سالگی» قرار گرفته‌ام و خدا را شکر می‌کنم که در میان این همه خلقت، مرا در زمین آفرید و خدا را شکر می‌کنم که مرا در ایران آفرید و شُکر می‌کنم که خدا مرا در زمان خمینی(ره) آفرید! خدا را شاکرم که من را در زمان جنگ آفرید و شاکرم که مرا جزو رزمنده‌ها قرار داد و شاکرم که مرا جزو رزمنده‌هایی آفرید که امشب می‌توانند در خط مقدم حضور پیدا کنند. بطور کلی فراموش کرد که مادر و پدر و خواهر و برادری دارد که پس از شهادتش ممکن است برایشان مشکلاتی ایجاد شود. با روحیه بسیار بالایی به خط می‌زند.

» یک راه حل برای دفن دردهای اندک
«لَئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکُم» آیه قرآن است که می‌فرماید: اگر شکر کنید خدا بر شما می‌افزاید. چرا ما هرچه شکر می‌کنیم پولمان کمتر می‌شود؟ آیه را درست نخوانده‌اید! نگفته لَازیدَ اموالکم؛ بلکه فرموده شما را بزرگ می‌کنیم. گاهی آنقدر شکر می‌کنیم که فراموش می‌کنیم چه مقدار پول داریم!

«وَ لَئِن کَفَرتُم اِنَّ عَذابی لَشدید» اگر کفران نعمت کنید، عذاب من بسیار شدید است. عذاب خدا چیست؟ چنان ناآرامی در وجودت قرار می‌گیرد که اول به زمین و زمان فُحش می‌دهی و بعد به خدا و آخرت و در نهایت می‌میری.

راه حل انسان برای دفن درد‌های اندک این است که مقدار زیادی خاک شادی و شادمانی را بر سر این دردها بریزد و آن‌ها را دفن کند. همه چیز به نگرش تو بستگی دارد؛ تو اگر کلی‌نگر باشی، فی الجمله دنیا را برای زندگی کردن خوب می‌بینی و اگر جزئی‌نگر باشی دنیا حتی به اندازه یک ثانیه زندگی کردن ارزش ندارد. اما آنقدر شادابی‌ها و خوبی‌های دنیا زیاد است که اگر خودت را به آن‌ها مشغول کنی، از کثافات دنیا مغفول می‌شوی و می‌توانی آرام‌تر زندگی کنی.


کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات