برنامه آينده
گفت و گو برای شیراز

گفتگوی 30 نفر از کاندیداهای شاخص انتخابات شورای شهر شیراز

23 و 24 و 25 خردادماه

رهپويان



یکشنبه 5 بهمن 1399 نسخه چاپی
متن سخنرانی - آرمان‌شهر - قسمت هشتم - شب هشتم محرم97

یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: آرمان‌شهر – قسمت هشتم
تاریخ: 97/06/26

عناوین اصلی سخنرانی:
» بررسی بخش‌هایی از کنوانسیون حقوق بشر برگرفته از نامه آقا امیرالمؤمنین(ع)
» تواضع و فروتنی رمز رسیدن به توفیقات اجتماعی
» توجه به معاد، وسواس‌ها را برطرف می‌کند
» نماز کلید ورود به محاسبه سایر اعمال
» گاهی مرتکب خطاهایی می‌شویم که دیگر راه برگشتی وجود ندارد
» بخشی از ساعات شبانه‌روز باید به پرستش خدا اختصاص داده شود، اگرچه با خستگی جسمی باشد
» هر چقدر مسئولیتت بیشتر شد، میزان عبادتت هم باید بیشتر شود
» لازمه هر مسئول وجود افرادیست که حقایق تلخ را بر زبان می‌آورند
» سخن‌چین وحدت جامعه را خراب می‌کند
» ریاضت برای مسئولین آرمان‌شهر اسلامی چیست؟
» امروز بیش از همیشه به نهج‌البلاغه محتاجیم
» تبعیت از قانون الزامیست؛ اگرچه خلاف میل ما باشد
» اگر دیدید در جایی مردم را از اسلام می‌ترسانند، آن اسلام نیست!


» بررسی بخش‌هایی از کنوانسیون حقوق بشر برگرفته از نامه آقا امیرالمؤمنین(ع)
بحثمان در رابطه با خصوصیات اخلاقی افراد و کارگزاران آرمان‌شهر دینی بود و مروری بر نامه آقا امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر و توصیه‌هایی که به ایشان داشتند، کردیم. دو جلسه قبل خدمتتان عرض کردم مرحوم علامه جعفری در شرح این نامه می‌فرمایند: اگر به کنوانسیون حقوق بشر دقت کنید خواهید دید که خیلی از بندهای آن از همین نامه گرفته شده است و به طور دقیق از بند بند این نامه و همچنین رساله حقوق امام سجاد(ع) استفاده شده است. خصوصیات و توصیه‌های اخلاقی امیرالمؤمنین که در این نامه برای کارگزاران و همه مردم مفید است را بررسی خواهیم کرد.

» تواضع و فروتنی رمز رسیدن به توفیقات اجتماعی
امام علی(ع) در یکی از قسمت‌های نامه به مالک اشتر، دلیل توفیقات اجتماعی و بالا رفتن سطح جامعه را تواضع و فروتنی در مقابل خدا می‌دانند. روایتی که امام صادق(ع) می‌فرمایند: «من تواضع للّه رفعهُ اللّه» هر کس در مقابل خدا کوچکی کند خداوند او را بالا می‌برد، از همین نامه امیرالمؤمنین(ع) گرفته شده است. ایشان می‌فرمایند: مردم به دنبال دیده‌شدن، بزرگ و بزرگوار شدن، محبوبیت، شهرت و... هستند. انسان‌ها ذاتا این‌گونه خلق شده‌اند. هم شما که در جامعه کوچک یا بزرگ خودت مسئولیتی داری و هم حاکمی که مسئولیتی کوچک الی بزرگ دارد، از جمله چیزهایی که در ذات بشر می‌باشد این است که توفیقات او توسط مردم دیده و قدردانی شود؛ یعنی مردم از او تشکر کنند. تشکرکردن از من، تو و حاکمی که کارش را خوب انجام می‌دهد اتفاقا دستور دین هم است. وقتی دین دستور می‌دهد که باید به خدمت‌گزار خودتان احترام بگذارید و تشکر کنید یعنی اشکالی ندارد که حاکم منتظر این تشکر و احترام باشد و هیچ منافاتی هم با اخلاص ندارد. نمی‌توان گفت من می‌خواهم برای ده نفر صحبت کنم و اصلا برایم مهم نیست که آن ده نفر صحبت من را بپسندند و از من تشکر کنند یا نه! چه ربطی به اخلاص دارد؟ اگر شما کاری کنید که دیگران بپسندند تشکر خواهند کرد؛ مردم به دنبال این هستند. امیرالمؤمنین(ع) در ادامه می‌فرمایند: برخی مسیر منتظر احترام‌بودن را اشتباه می‌گیرند؛ یعنی چه؟

وقتی آقا امیرالمؤمنین(ع) می‌خواستند وارد شهر کوفه شوند عده‌ای از مردم به استقبال آمدند و از جلو و پشت سر اسب شروع به دویدن، بازکردن راه و... کردند. آقا امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
-    این چه رسمی است که شما دارید؟
-    ما در ایران و دیگر نقاط جهان دیده‌ایم که در مقابل رئیس و مجری خود می‌دوند و ادای احترام می‌کنند؛ مردم می‌دوند و او سواره است.
-    ما نیامده‌ایم که رسوم پادشاهان را زنده کنیم!
آقا برخورد تندی کردند و گفتند: این کار را نکنید. امام(ع) می‌خواستند به مردم بفهمانند کار یک پادشاه، زحمت یک کارگزار، خدمت تو که همین جمع کوچک در اختیارت است، باید مردم را به حرکت و برکت انگیزه بدهد نه اینکه جزء آداب باشد. با آداب نمی‌توانی در دل مردم جا باز کنی!

 در احوالات قذافی این بود که هر کجای جهان می‌رفت یک هواپیمای باربری داشت که با آن خیمه و شترهایش را با خودش می‌برد؛ درِ خیمه آن‌قدر کوتاه بود که هر کس می‌خواست وارد شود لاجرم ناچار بود خم شود و با تعظیم خدمت آقای قذافی برسد! این آداب است، اگر مردم تو را دوست داشته باشند به تو احترام می‌گذارند. پایین آوردن سقف و این نوع احترام‌گرفتن از مردم یعنی تو آدابی را مشخص می‌کنی که به تو شأن اجباری بدهد! در خاطرات محسن رفیق‌دوست آمده است که در زمان جنگ برای خرید اسلحه قاچاق با قذافی ارتباط داشت چون تحریم بودیم و این در حالی بود که همه جهان با ما می‌جنگیدند اما ما را به جرم دفاع‌کردن تحریم کرده بودند! وقتی آقای رفیق‌دوست می‌خواستند داخل شوند، برگشتند و از عقب وارد شدند! آن زمان مسئولین ما خیلی به عزت دقت داشتند؛ یادش بخیر!

من باید یک راننده داشته باشم که زمان پیاده‌شدن در را برایم باز کند! خودم نباید در را باز کنم تا مردم ببینند من چه آدم محترمی هستم که راننده پیاده می‌شود و در را باز می‌کند! این آداب پادشاهی که از چند هزار سال پیش در کره زمین حاکم بود الان در برخی از ما حاکم است؛ باز کردن در توسط راننده به من احترام می‌دهد، خودم نباید در را باز کنم  و خیلی موارد دیگر. حضرت امام(ره) خادم نمی‌گرفت، خادمی داشتند که می‌گفت من در خانه امام خدمت نمی‌کردم پادشاهی می‌کردم! یک‌دفعه می‌بینید که امام(ره) در آشپزخانه در حال شستن ظرف‌هاست! وقتی می‌خواهیم با آداب احترامات را جور کنیم این‌گونه است که مثلا بنده اصلا آدم محترمی نیستم و اگر مردم به من نزدیک ‌شوند هیچ اتفاقی نمی‌افتد، پس در اینجا نرده‌ای بکشم و با این آداب نرده‌کشی به مردم بفهمانم که من آدم بسیار مهمی هستم! لذا بین من و عوام‌الناس و کالانعام باید نرده‌ای باشد تا خدایی ناکرده تنه انعام و چهارپایان به تنه من نخورد و من بَرَس بگیرم! این را خدمتتان عرض کنم معمولا آدم‌های عقده‌ای آداب دارند چون چیزی ندارند که باعث احترام و جلب محبت مردم بشوند؛ در نتیجه سعی می‌کنند با آداب این کار را انجام دهند.  وقتی در خلوت خودشان می‌نشینند، می‌دانند که مردم برای‌ چه به آن‌ها احترام می‌گذارند.

اگر می‌خواهید جانشین خدا در زمین باشید؛ حال چه انسانی عادی و چه مسئول هستید، برای اینکه خدا شما را آفریده است فروتنی کنید. شما در مقابل خدا فروتن باش؛ فروتنی در مقابل خداوند یعنی چه؟ آیا به این معناست که رکوع‌ها و سجودهایمان را در مقابل خدا طولانی‌ کنیم؟ این هم آداب است. فروتنی در مقابل خداوند یعنی خودت را در مقابل خدا آن‌قدر کوچک ببینی که احساس کنی هر چقدر هم بزرگ شوی، عددی نیستی و کوچک هستی. به حضرت امام(ره) گفتند: در تهران ده میلیون نفر منتظر آمدن شما هستند و به استقبالتان آمده‌اند! امام(ره) فرمودند: یک طلبه دارد می‌آید شلوغش نکنید! حرف امام شعار نبود، اعتقاد بود. حالا بنده آدمی می‌شوم که چهار نفر من را می‌شناسند، دیگر خجالت می‌کشم که تنهایی در جلسه بنشینم؛ وقتی وارد می‌شوم، باید متوجه شوند که من وارد شده‌ام! برای خودم وی‌آی‌پی می‌سازم! بعضی از سیاسیون تیم دارند؛ مثلا می‌گویند آقای فلانی می‌خواهد به راه‌پیمایی روز قدس بیاید، دویست نفر از طرف خودشان جمع می‌شوند و وقتی آمد اطراف او جمع می‌شوند و از او عکس می‌گیرند و...! برخی آن‌قدر خوب کار کرده‌اند که همان دویست نفر را هم ندارند و برای مردم خیالی دست تکان می‌دهند! آقا سلام، مخلصیم و ...! کسی به ایشان کاری ندارد، برای چه کسی دست تکان می‌دهد؟ چقدر خنده‌دار هستند آدم‌هایی که این‌قدر اسیر محبوب‌شدن در برابر مردم هستند! چقدر بدبختند! این خاطره را ده سال پیش خدمتتان عرض کردم؛ یک بنده خدایی به دلیل اشکالاتی که نسبت به پیغمبر(ص) می‌گرفت، بسیار روی بورس بود. آدم یک روز روی بورس است، همه او را می‌شناسند، کلیپش همه جا پخش می‌شود و...؛ یک روز هم کنار می‌رود و مردم شخص دیگری را می‌شناسند؛ همین است دیگر! آن زمان که بلیط هواپیما ارزان بود، سوار هواپیما شدم (البته الان که هواپیما برای از ما بهتران است)، دیدم که صندلی کنار من آقای دکتر نشسته است.
-   آقای دکتر فلانی؟ (می‌دانستم خودش است اما می‌خواستم خوشحال شود از اینکه من شناختمش!)
-    بله بله بله!
-    یادتان می‌آید در دانشگاه همدان چه سر و صدایی به راه انداختید و همه برای شما دست زدند؟! هیچ‌کس در هواپیما شما را نمی‌شناسد! آدم با مسخره کردن پیغمبر(ص) دو روز مشهور می‌شود!

اول پرواز این حرف را به ایشان گفتم. مهماندار گفت: آقا غذا! این شخص همچنان در فکر بود! آقا امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «مالک اگر به دنبال محبوبیت هم هستی که من تائید نمی‌کنم، آداب نچین! نزد خدا فروتنی کن، خداوند خودش کارش را می‌کند.» لازم نیست جلوی چشمان مردم کاری انجام بدهی؛ در خلوتت با خدا باش، جلوت را خدا می‌رساند.

» توجه به معاد، وسواس‌ها را برطرف می‌کند

توصیه بعدی امیرالمؤمنین(ع): «بر شما باد نماز، معاد و محاسبه» آقا امیرالمؤمنین(ع) دو تا از فروعات و یکی از اصول دین را بزرگ می‌کند و می‌فرماید: این سه مورد از بقیه مهم‌تر است. یکی از آن‌ها نماز است که سعی کنیم آن را اول وقت بخوانیم؛ دیگری معاد، یعنی بدانیم رفتنی وجود دارد. متنی را دیدم که فکر می‌کنم مربوط به گورستانی در لندن بود، روی سنگ قبر فردی نوشته بود: من فلانی هستم متولد 1405 میلادی و مرده‌ام، دنیا ارزش خیلی چیزها را نداشت. الان در سال2018 هستیم، پانصد‌ششصد سال پیش چنین حرفی زده است. چه غصه‌هایی می‌خوردم! چه خوشحالی‌هایی داشتم! چه آدابی می‌چیدم! چه بی‌ادبی‌هایی می‌کردم! به چه چیزهایی حساس بودم! به چه چیزهایی حساس نبودم! چه شئوناتی برای خودم قائل بودم! خیلی خوب است که آدم‌ها لباس خود را اتو کنند و مرتب بیرون بروند؛ اصلا نظم و زیبایی ظاهری واجب است اما فردی می‌گوید: اگر خط اتوی لباسم خربزه را قاچ نکند نمی‌توانم بیرون بروم! این بنده خدا فکر می‌کند هشت میلیارد آدم منتظرند ببینند که خط اتوی لباس او خربزه را قاچ می‌کند یا نه؟! دیشب دوستان برایم کلیپی از آرایشگاهی در تهران فرستادند، خیلی از رفقای بنده به آنجا می‌روند و ریش خود را مرتب می‌کنند؛ پاتوق بچه مذهبی‌هاست. من فکر می‌کردم آن‌ها هم مثل من جلو آینه ریش خود را مرتب می‌کنند، دیدم که این‌طور نیست؛ اگر می‌دانستم این‌قدر روی ریششان کار می‌شود در این بیست سالی که با هم رفیق هستیم دقت بیشتری به چهره‌ آن‌ها می‌کردم! در اینترنت سرچ کنید و ببیند گرفتار چه مسائلی شده‌ایم! واقعا فکر می‌کنید مدل‌ موی شما برای مردم مهم است و به آن نگاه می‌کنند؟! آن مردمی که برایشان مهم است خودشان آدم‌های مهمی هستند که این چیزها برایشان مهم است؟ برای آن‌ها چه مایه‌ای می‌گذاری؟

معاد می‌گوید: نگاه به خاکِ گور خیلی از وسواس‌های تو را درمان می‌کند! نگاه‌کردن به فردی که در سال 1405 میلادی فوت کرده است و به ما می‌گوید: ای کسانی که در سال2018 و 2020 زندگی می‌کنید، خیلی از چیزها بود که ارزشش را نداشت و علاف شدم. این موضوع خیلی به شما کمک خواهد کرد. وقتی امام سجاد(ع) به خلیفه غاصب که روی منبر نشسته بود رسید، منبرش را تکه چوبی خطاب کرد! امام (ع) نگفتند منبر! در حقیقت می‌خواستند بفهمانند که این چوب است چیز خاصی نیست! چقدر بنی‌امیه جلسه گرفتند تا بتوانند بعد از فوت پیغمبر(ص) حکومت را از دست امام علی(ع) دربیاورند و توانستند! و بعد بنی‌عباس چقدر جلسه گرفتند و بزرگان و عقلای خود را جمع کردند که چگونه حکومت را از دست بنی‌امیه دربیاورند که این کار را کردند! پادشاهان و... به همین صورت بودند! همه شما نیستید که! برای چه این همه فکر می‌کردید؟ هیچ‌کدامتان نیستید! امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: اگر کارگزاران و خود شما واقعا معاد اندیش باشید؛ بیمه و ضمانت‌نامه وجود دارد که این فرصت را فقط برای خدمت استفاده می‌کنید. چند نفر از من و شمایی که شعار می‌دهیم این‌گونه هستیم؟ بابت اینکه شهرداری به تو اجازه نیم متر پیشرفت خانه صدو بیست متری را نداد تا به خانه صدوبیست‌و‌نیم متری تبدیل شود، یک هفته خوابت نمی‌برد.

مسئله توجه و دقت راجع‌به برنامه‌ریزی برای زندگی را انکار نمی‌کنیم؛ اما توجه به معاد به ما می‌فهماند همه این‌ مسائل بهانه است تا ما به آنجا برسیم. آقا چهار سال از عمرم تباه شد! چرا تباه شد؟! چون سربازی افتادم فلان جا، می‌خواستم کاری انجام بدهم گیر افتادم و به زندان رفتم، بعد که از زندان بیرون می‌آید حسرت می‌خورد که این چند سال زندگی من به هدر رفت! حالا ما که بیرون بوده‌ایم کجا را گرفته‌ایم؟! هدر آن است که هیچ چیز برای معادت نفرستی وگرنه اگر شبانه روزت را بیست‌و‌هشت ساعت هم بکنند و در طول روز طلا بخوری و طلا پس بدهی اما به معاد فکر نکنی، این هدر رفتن است. شهید دستغیب می‌فرمود: وقتی از معاد و مرگ می‌گوییم من خوب می‌گویم و شما خوب گوش می‌دهید؛ اما نه منِ پیرمرد می‌فهمم و نه شما که سر تکان می‌دهید، می‌فهمید که چه می‌گویم!  وقتی چشمانمان باز ‌شود، می‌فهمیم که چقدر در دنیا علافی داشته‌ایم.

» نماز کلید ورود به محاسبه سایر اعمال
سوم: محاسبه
کسی که نماز می‌خواند یعنی امضاء می‌کند که من عبد خدا هستم. «الصلاة عمود الدين ان قبلت قبل ما سواها و اِنْ رُدّت ردَّ ما سَواها»؛ نماز را که خواندی از این به بعد بقیه کارهای خوب تو محاسبه می‌شود. «و اِنْ رُدّت ردَّ ما سَواها» اگر نیامدی برو و در جای دیگر با کس دیگری محاسبه کن. امیرالمؤمنین(ع) سه چیز را رکن قرار می‌دهد؛ در اصول دین «معاد»، در فروع دین «نماز» و در اخلاق «محاسبه». امام(ع) این سه مورد را اصول اساسی تدین می‌داند. آقا دیروز چه کارهایی انجام دادی؟ یادم نیست! چقدر در مغازه سود کردی؟ دویست‌وهفتاد‌وچهار هزار و هفتادو‌پنج تومان و سه زار ! مغازه‌ تو از خودت برایت مهم‌تر است؟ حساب آن را می‌کنی اما حساب خودت را نمی‌کنی!

» گاهی مرتکب خطاهایی می‌شویم که دیگر راه برگشتی وجود ندارد
 شکرالله امسال هم به محرم رسیدیم. محرم پارسال چگونه بودی و امسال چگونه هستی؟! محاسبه‌اش را داری؟ برای چه شکر می‌کنی؟ آیا فکر می‌کنی محرم معجزه است و باعث رخ دادن اتفاقی عجیب و غریبی در تو  می‌شود که شکر می‌کنی؟! معجزه را در خودت ببین و بعد برای محرم، زمان و مکان شکر کن. الحمدالله خدا توفیق داده است به حج برویم؛ حج چه دردی را از تو دوا کرد؟! در محاسبه راجع به زمان و مکان از تو سؤال نمی‌کنند، به آن فکر نکن. به خودت فکرکن که این زیارت عاشورا، اربعین و... با من چه کرد؟ اگر در روز اولی که کمی پایم را کج گذاشته بودم محاسبه ‌کرده بودم، می‌فهمیدم که کج رفته‌ام. الان که صد کیلومتر کج رفته‌ام و اصلا حواسم نیست، اگر روز اول راجع به صد تا تک تومانی احساس می‌کردم که در حال انجام خلاف هستم و محاسبه می‌کردم، امروز گیر صد میلیارد نمی‌افتادم. بعضی از انسان‌ها، هم‌نوعان و هم‌وطنان ما خلاف‌هایی را مرتکب شده‌اند که دیگر نمی‌توانند برگردند. شکر می‌کنیم که با وجود اینکه مرتکب خطاهای زیادی شده‌ایم، اما خطایی نکرده‌ایم که نتوانیم برگردیم. این شب‌ها گریه می‌کند، نمی‌تواند حتی به جلسه امام‌حسین(ع) بیاید چون فکر می‌کند فایده‌ای ندارد؛ البته اشتباه می‌کند اما زیاد هم اشتباه نمی‌کند چون خلاف آن حق‌الناس است. شخصی که صد میلیاد را بالا کشیده است دیگر نمی‌تواند برگردد؛ یا باید صدمیلیارد را برگرداند و یا باید طرفین را راضی کند که هیچ‌کدام را نمی‌تواند انجام دهد، فقط منتظر نشسته است که چه زمانی می‌میرد تا عذابش کنند! طرف آدم کشته، البته آدم‌کشی راه‌حلی دارد تا عذاب نشود. بعضی اوقات مرتکب خطاهایی می‌شویم که دیگر راه برگشتی وجود ندارد. دلیلش این است که همان خطای کوچک اولی را محاسبه نکردیم.

کسی که زمانی بابت انجام‌ندادن یک واجب سه روز تب می‌کرد الان در هر روز به اندازه سه روز حرام مرتکب می‌شود؛ عرق هم نمی‌کند! اگر حواست به خودت نباشد، شیطان از این فرصت نهایت سوء استفاده را می‌کند و کاملا تو را می‌پیچاند! برادارن و خواهران ما تا زمانی که دانش‌آموز و دانشجو هستند، وقت زیادی دارند و از صبح تا شب آویزانِ خدا هستند بعد که وارد مباحث اجتماعی و... می‌شوند، نمی‌دانم چه می‌شود که احساس می‌کنند به عبادت و آداب نیاز ندارند!

» بخشی از ساعات شبانه‌روز باید به پرستش خدا اختصاص داده شود، اگرچه با خستگی جسمی باشد
«از کارهایی که به خدا اختصاص دارد و باید با اخلاص انجام دهی، انجام واجباتی است که ویژه پروردگار است پس در بخشی از شب و روز وجود خود را به پرستش اختصاص ده، اگرچه دچار خستگی جسمی شوی.» پیغمبر(ص) تا زمانی که هنوز پیغمبر نبود یک نوع پرستشی داشت؛ اما زمانی که به پیامبری مبعوث شد، باید ساعات عبادات و تهجد ایشان بیشتر می‌شد «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‌ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »، «یا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ  ﴿۱﴾ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۲﴾ نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿۳﴾» باید ساعاتی را به عبادت، ذکر، تهجد، زیارت، نماز، جلسه وعظ، اخلاق و.... اختصاص دهد.

این‌قدر درگیر مسئولیت‌هایشان می‌شوند که سال به سال آنان را وعظ نمی‌کنند! بنده خودم واعظ هستم و تقریبا در طول سال حداقل هفتصد ساعت حرف می‌زنم؛ اما اگر دو روز در معرض وعظ نباشم رسما احساس می‌کنم در حال خراب‌شدن هستم! و تعجب می‌کنم برخی این‌گونه مانده‌اند و احساس هم نمی‌کنند دارند خراب می‌شوند!

» هر چقدر مسئولیتت بیشتر شد، میزان عبادتت هم باید بیشتر شود
امیرالمؤمنین(ع) که واعظ نبودند و خودشان تجلی صفات الهی و امام معصوم بودند، غیر از اینکه خطبه می‌خواندند در خانه هم پای خطبه امام مجتبی(ع) می‌نشستند! می‌گفتند اثری که وعظ‌شنیدن دارد حتی وعظ دانستن ندارد «فَإِنَّ الذِّكْرى‌ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ». تذکر یعنی حرف‌هایی که شما بلد هستید. این حرف‌هایی که راجع‌به قبر و قیامت گفته می‌شود را همه ما بلدیم. طرف یک بار تصادف می‌کند تا دو سال مانند آدم رانندگی می‌کند. بعد از دو سال باید دوباره تصادف کند تا آپدیت شود وگرنه دوباره مثل غیر آدم رانندگی می‌کند! امام(ع) به مالک می‌گوید: ساعاتی از شبانه‌روز را به پرستش اختصاص بده؛ هر چقدر مسئولیتت بیشتر شد میزان عبادتت هم باید بیشتر شود. از اعمال واجب سلمان فارسی در زمان استانداری مدائن این بود که در اتاقکی خلوت می‌کرد، ذکر می‌گفت، به خودش تذکر می‌داد که چه بوده‌ام؟ چه هستم؟ چه خواهم شد؟ به کجا خواهم رفت؟ وگرنه نمی‌توانست خودش را حفظ کند. پیغمبری که تا معراج رفته است اجازه ندارد شب را بخوابد «اِلا قلیلا» یعنی مقدار کمی از شب را حق داری بخوابی و بقیه شب را اجازه نداری بخوابی. «اگرچه دچار خستگی جسمی شوی» یعنی مالک! من می‌فهمم که حجم کار، فشار جسمی و روحی و وظایفی که بر دوش استاندار می‌باشد زیاد است و حال عبادت، پرستش و اختصاص‌دادن ساعاتی برای اطاعت خداوند بسیار سخت پیش خواهد آمد و برایت مشکل خواهد بود اما با این حال انجام بده؛ من برایت صلاح می‌دانم.

بنده کارشناسی نمی‌کنم خودتان آمار بگیرید، اول راجع‌به خودتان و بعد راجع‌به کارگزاران آرمان‌شهرمان که چقدر به سه توصیه‌ای که امام(ع) به مالک کردند، شامل نماز، معاد و محاسبه اهتمام دارند؟ بیهوده داد نزنیم زیرا اگر این سه کار را انجام ندهند، نمی‌توانند خودشان را حفظ کنند. من هم نمی‌توانم، تو هم نمی‌توانی؛ هیچ‌کس نمی‌تواند.

» لازمه هر مسئول وجود افرادیست که حقایق تلخ را بر زبان می‌آورند
«مالک بپرهیز از خودپسندی و از شگفتی در خویش و درباره صفتی از صفاتت که خوشایند تو است، باید کسانی نزد تو برگزیده‌تر باشند که بیش از همه در روی تو سخن تلخ بر زبان می‌آورند.» چون مسئول هستی به قدر کافی همه برایت چاکرم و نوکرم می‌کنند؛ باید کسانی را در کنار خود بگذاری تا چیزهایی را که  لازم است به تو گفته شود را بگویند. یک، دو، سه، چهار مرتبه و... به تو بگویند: خوب هستی! در نهایت وهم تو را بر می‌دارد! بعضی از اطرافیان از اینکه آقای متولی ناراحت شود نانشان مشکل پیدا می‌کند! مثلا ایشان را مسئول رسیدگی به منطقه سه گذاشته‌اند، اگر کسی از منطقه سه به این آقا گزارش بد بدهد و او را سرزنش کند که خاک بر سرت که در منطقه سه این مشکل به وجود آمده است، آن مسئول منطقه سه مشکل پیدا خواهد کرد. بهانه‌اش هم جمله‌ای است که گاهی آدم از شنیدن آن خنده‌اش می‌گیرد؛ خاطر آقا مکدر نشود! اما دلیل اصلی این است که او در جلوی مسئولش خراب نشود! به آقا رأی داده‌ایم بالا برود تا خاطرش مکدر نشود! خاطر مکدر را در زمان ناصرالدین شاه شنیده بودیم، اخیرا نشنیده‌ایم! آدم گاهی اوقات که اخبار نگاه می‌کند فکر می‌کند اشتباهی در حال تماشای شبکه خانگی و سریال قهوه تلخ است!

» سخن‌چین وحدت جامعه را خراب می‌کند
«در قبول سخن بدگویان شتاب نکن که سخن‌چین فریبنده است گرچه در جامه خیرخواهان درآید.» برادران و خواهران به آقا علی اکبر(ع) برای وحدت، محبت، دوری از وسواس خناس و دوری از شیطان قول بدهید که اگر کسی برای بدگویی نزد تو آمد رودربایستی نکن و خرابش کن.
-    شنیده‌ای فلانی پشت سرت چه گفته؟
-    به تو چه؟!
-    فلانی هم رد می‌شد به تو لبخند می‌زد.
-    به تو چه؟!
-    فلانی پشت سرت....
-   به تو چه؟!
سخن‌چینی در حال خراب‌کردن جامعه ماست. ارتباطِ رساندن خبر بد از دیگران را به خودت با ادبیات تند و بدون رودربایستی قطع کن؛ این برای وحدت جامعه لازم است. الحمدالله سخن‌چینی در برادران خیلی کم است؛ در خواهران کمتر! اصلا خواهران سخن می‌گویند که بخواهند سخن‌چینی کنند؟ همه در سکوت مطلق و در حال منبر گوش‌دادن هستند. البته گوش دادن‌شان مقداری بلند است که اشکالی ندارد. مخصوصا خواهران جلوی سخن‌چین را بگیرند!

مالک در حال رفتن به مصر است وقتی به مقصد می‌رسد بلافاصله عده‌ای احساس تکلیف می‌کنند که اوضاع مصر را برای مالک اشتر شفاف و روشن کنند تا حاکم اسلامی فریب خناسان را نخورد! امیرالمؤمنین(ع): «گرچه در جامه خیرخواهان درآیند اما در قبول سخن بدگویان شتاب نکن.» به نظر بنده سیاست خوب برای یک حاکم اسلامی این است که موضع‌گیری‌هایش را کسی نفهمد. به طور کلی رسم است تا به جایی می‌رسی عده‌ای با تیم، لپ‌تاب و اسناد و مدارک و... می‌آیند. در نهایت نتیجه‌ای که حاکم بعد از ورود به آن شهر می‌گیرد این است که کلا همه خراب هستند! بعد هم توقع داریم به آرمان‌شهرمان برسیم! تا سخن‌چینانِ منافق و وسواس خناس در جامعه ریشه‌کن نشوند ما به هیچ خیری نخواهیم رسید!

» ریاضت برای مسئولین آرمان‌شهر اسلامی چیست؟
قسمتی از آن زهد است، به عنوان نمونه برای جای خواب، صبحانه، ناهار، شام و... چند صد میلیون‌ خرج نمی‌کند، لباس برند و چندمیلیونی نمی‌پوشد؛ اما قسمت دیگری تحت عنوان ریاضت وجود دارد. حاکم اسلامی غیر از زهد که آدم با آن خو می‌گیرد، باید ریاضت و درد بکشد؛ مثلا اگر گرسنه است نان و پنیر خالی با چای بدون قند بخورد که کمی اذیت شود، کفشی بپوشد که پایش را بزند، روی سنگ بخوابد و از این مدل کارهای پوپولیستی انجام بدهد. امیرالمؤمنین(ع) ریاضت را برای مالک این‌گونه بیان می‌کند: «ریاضت برای حاکم و خودسازی برای تو عذرخواهی از مردم و پاسخ‌گویی به مردم است». پاسخ‌گویی به مردم سخت است چون مردم به همه چیز گیر می‌دهند، ریاضت در این‌جا یعنی حوصله پاسخ‌گویی را داشته باشد. درد دادن به جسم زهد است، منظور امیرالمؤمنین(ع) ریاضت روحی است. مسئول باید جلوی تلویزیون بیاید عذرخواهی کند و به خودش خفت بدهد و برای نجات مردم از بدگمانی‌ها، به آنان پاسخ‌گو باشد. در جامعه شایعه پیچیده است؛ اصلا محل نمی‌گذارند!
-    آقا شایعه پیچیده است که این کار را تو کرده‌ای، بیا جواب بده!
-    بی‌خیال آقا! همین الان آقای انجوی‌نژاد گفتند به وسواس خناس اهمیت ندهید!
-    وسواس خناس چیست؟ این موضوع راجع‌به شما پیچیده، بیا جواب بده!
به او می‌گویند: بچه‌ات کجاست؟ پدرت کجاست؟ خانه‌ات کجاست؟ چه غذایی می‌خوری؟ و... بیا و جواب بده، چرا؟ چون پیچیده است که تو نان و طلا می‌خوری! اگر ما اشتباه کردیم و به شما رأی دادیم تا چهار سال دیگر هیچ پاسخ‌گویی در کار نیست؟ می‌خواستید رأی ندهید! اصلا من رأی دادم و دو ماه بعد پشیمان شدم. چرا؟ به این دلایل. بیا و جواب بده. ما به نمایندگان رأی می‌دهیم می‌روند و چهار سال دیگر پیدایشان می‌شود! حداقل بیایید شما را ببینیم! ما رأی دادیم چون کارت داشته‌ایم، رأی نداده‌ایم که کارت نداشته باشیم و به دنبال کار و زندگی خودت بروی! نمی‌خواهد نان و پنیر بخوری، سلفی بگیری و آن را در صفحه اینستاگرامت بگذاری! نمی‌خواهد با پای برهنه در اربعین راه بروی.

ریاضت در نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک این‌گونه معنا می‌شود:
1.    عذرخواهی از مردم بابت اشتباهاتت (این برای خودسازی خوب است).
2.    پاسخ‌گویی به مردم.
3.    نجات مردم از بدگمانی‌ها.
4.    مهربانی‌کردن نسبت به مردم.
گاهی اوقات مهربانی را باید ترجمه کنیم، مردم باید مهربانی را ببینند؛ دستی بدهید، روبوسی کنید، صحبتی با یکدیگر داشته باشیم. یک عزیزمی، گلم، چیزی بفرست. اصلا کجا هستی؟ رأی نمی‌دهیم که غیب شوی! قبل از انتخابات خدا نکند که اتفاقی برای ما بیفتد؛ آقا فهمیده‌ایم کفش پایتان را می‌زند، آقا ما شرمنده‌ایم و خیلی متأثر شدیم از اینکه کفشتان پایتان را زده است! در ضمن انتخابات هم ما هستیم! مردم چرا اجازه می‌دهید این موضوع روال بشود؟

» امروز بیش از همیشه به نهج‌البلاغه محتاجیم
توصیه حضرت آقا خامنه‌ای: «امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله بخشی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته شده‌است. امروز همان شرایط حکومت امیرالمؤمنین(ع) و همان ایام است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت متغایر است.» همه می‌گویند «لا الله الا الله» اما منظور یکی شیطان و یکی خداست! عربستان از تو بیشتر «لا الله الا الله» می‌گوید. همه «الله اکبر»، مرگ بر دشمنان اسلام، کفار را باید از کره زمین ریشه‌کن کرد را می‌گویند؛ اما اینکه چه کسی، چه کسی را می‌کشد و چه کسی کافر است به شدت مغایر است؛ اصلا متضاد همدیگر است! یعنی طرف به جای کافر کشتن، مؤمن را می‌کشد! از نظر رهبر انقلاب چاره چیست؟ امروز روزگار، روزگار نهج‌البلاغه است لذا امروز از همیشه بیشتر به نهج‌البلاغه محتاجیم. محتاج هستیم بدانیم یک نفر از میان چهارده معصوم که مدتی حکومت کرده است؛ آن‌هم نه حکومت پیغمبری بلکه حکومت امام‌امتی؛ برای حاکمان چه گفته است؟ نهج‌البلاغه را باید بازخوانی کنیم؛ برای زندگی‌ات، اخلاقت، شناخت روابط اجتماعی اسلامی، برای دانستن رابطه امام و امت، برای اینکه بدانی مسئولین را با چه معیار و چه انگیزه‌ای چک کنی. طرح خواندن نهج‌البلاغه تحت  عنوان نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی شامل این موارد است: 1- ترجمه بخوانید. 2- ترجمه مرحوم دشتی را بخوانید. 3- با روزی ده دقیقه شروع کنید. 4- حکمت‌ها را دو مرتبه از اول به آخر بخوانید. 5- نامه‌ها را از آخر به اول بخوانید. 6- خطبه‌ها را از آخر به اول بخوانید و ... .

» تبعیت از قانون الزامیست؛ اگرچه خلاف میل ما باشد
امام(ره) در آن مانیفستی که برای آرمان‌شهر با زبانی صریح و بی‌پرده بیان می‌کنند اولین تأکیدشان به قانون و مردم بدین شرح است: «من هم که یک طلبه هستم ممکن است با بسیاری از چیزها مخالف باشم ولی وقتی قانون شد ما هم می‌پذیریم.» خواهش می‌کنم که دوستان اهل فکر بعدا این جمله را در ذهنشان آنالیز کنند. من از چه بُعدی با این قانون مخالف هستم؟ از بُعدی که یک طلبه هستم. وقتی اکثریت شد همه چیز را قبول می‌کنیم. «این مردم بیچاره قبول دارند این من و شما هستیم که هر جا بر خلاف مصلحت ما باشد اساسا می‌گوییم: قبول نداریم هر کس خلاف من است، اصلا مسلمان نیست و هر کس بر وفق نظر من است اگر شمر هم باشد این ابوذر است.» مگر معیار خوبی و بدی غیر از نهج‌البلاغه و صحبت‌های امام(ره) است؟ با دلت تطبیق می‌دهی؟! این‌ها مسلمان نیستند! این‌ها مسلمانند! «جمهوری اسلامی را تضعیفش نکنید.» این متن آیین یهود است که اگر حکومتی در جهان توانست چهل سال دوام بیاورد، این حکومت مانا، پایدار و همیشگی خواهد بود و تمام تلاش خود را از الان تا بیست‌‌و‌دوم بهمن خواهند کرد که جمهوری اسلامی آن روز را نبیند. اگر به بیست‌وسوم بهمن برسیم یهود کاملا ناامید می‌شود چون آن‌ها برخلاف ما به شدت ایدئولوژیک هستند یعنی اگر ببینند در متنشان چنین چیزی آمده است، بر این باورند که دیگر این حکومت را هیچ کارش نمی‌توان کرد و از فکر برهم‌زدن نظام جمهوری اسلامی در روز بیست‌وسوم بهمن منصرف خواهد شد!

«بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و انفجاری حاصل بشود و از آن روز بترسید که ممکن است یکی از ایام‌الله خدایی ناخواسته باز پیدا شود و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به بیست‌ودوم بهمن؛ قضیه این است که فاتحه همه ما را می‌خوانند. پیامبر اسلام(ص) و ائمه اسلام(ع) و خلفای اسلام تماما برای قانون خاضع بودند و تسلیم قانون بودند، ما هم باید تبعیت کنیم از پیامبر(ص) و از ائمه هدی.» اگر قانون مشکل دارد از طریق راهکار عمل کنیم و قانون را عوض کنیم؛ باید موظف باشیم و تبعیت کنیم. این جملاتی که امام(ره) گفته‌اند انگار سال 1396 و 1397 را می‌دیده‌اند!

» اگر دیدید در جایی مردم را از اسلام می‌ترسانند، آن اسلام نیست!
«من باز هم به همه این آقایان که می‌خواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نامه سرگشاده بفرستند و از این مزخرفات؛ به همه این‌ها اعلام می‌کنم برگردید به اسلام و برگردید به قانون.» کدام اسلام؟ اسلام واقعی. همه ما اسلام شیطانی، اسلام ناب محمدی و اسلام‌های مختلفی که امام(ره) معرفی می‌کنند را شنیده‌اید اما نمی‌دانم چرا به مقدمه‌اش دقت نکرده‌ایم که می‌فرمایند:«مردم! از اسلام نترسید و مردم را از اسلام نترسانید.» اگر دیدید در جایی اسلام، مردم را می‌ترساند این اسلام نیست!
-    چرا به آقای فلانی رأی ندادی؟
-   معلوم نیست این مسلمان‌ها دوباره سر کار بیایند، به چه چیزمان گیر بدهند! من گرسنگی را تحمل می‌کنم اما گیر دادن را تحمل نمی‌کنم!
واقعا هم درست می‌گوید! من هم حاضرم گرسنگی بکشم اما کسی به من گیر ندهد؛ روحم آزاد باشد و به راحتی تصمیم بگیرم. نهج‌البلاغه را بخوانید و نامه مالک را ده مرتبه بخوانید. به مسئولی که خلاف نامه مالک رفتار می‌کند اعتراض کنید. در جلسات آینده به این مطلب خواهیم رسید که در آرمان‌شهر چگونه باید مطالبه کنیم.

یکی از وظایف مهم علمای اسلام این است جلوی کسانی که اسلام  خشن، اسلام تجسس، اسلامی که خلاف آیین اسلام را معرفی می‌کند، اسلامی که رعب ایجاد می‌کند، اسلامی که اول از اعتقاد تو می‌پرسد و بعد سراغ انسانیت تو می‌آید و اسلامی که از انسانیت شروع نمی‌کند را بگیرند؛ از این اسلام مردم خواهند ترسید. «مردم! از اسلام نترسید و مردم را از اسلام نترسانید.» به خدا برای دنیایتان هم بهتر است. این جمله حضرت امام(ره) به عنوان پدر انقلاب و الگو را در مهدکودک، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و... ببرید، آن را به متد اصلی تبدیل کنید و بر طبق آن علوم تربیت اسلامی را بنویسید. نه اینکه در دبستان فیلم سیاحت قبر را پخش کنید، دختر دبستانی رعشه بگیرد و بیرون برود! یا در همین شیراز دختر دبیرستانی را به دارالرحمه ببرید در قبر بخوابانید و بالای سرش بایستید و بگویید: من ربک با آن حجابت؟! ما روی این شعار پیغمبر(ص) بعد از فتح مکه و تسلط بر قریش جنایت‌کاری که چنان جنایاتی را در حق پیغمبر(ص) کردند، خیلی بحث داریم. هند جگرخوار حتی قوانین عرب را هم رعایت نکرد؛ قلب حمزه در آورد و گاز زد، خورد! تا پرچم‌های قریش پایین آمد و پرچم اسلام بلند شد عده‌ای از مسلمانان افراطی و از اسلام بترسان در اطراف پیغمبر اکرم(ص) شعار می‌دادند: «أَلْیوْمُ یوْمُ الْمَلْحَمَةِ» امروز، روز انتقام است! ولی پیغمبر اکرم(ص) فرمود: بگویید «أَلْیوْمُ یوْمُ الْمَرْحَمَةِ» امروز، روز مهربانی و ترحم است!
همه را ببخشید!... این‌گونه و با شعار «أَلْیوْمُ یوْمُ الْمَلْحَمَةِ» دیگر وارد شهرها نشوید!



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات