برنامه آينده
گفت و گو برای شیراز

گفتگوی 30 نفر از کاندیداهای شاخص انتخابات شورای شهر شیراز

23 و 24 و 25 خردادماه

رهپويان



پنجشنبه 30 بهمن 1399 نسخه چاپی
متن سخنرانی - آرمان‌شهر - قسمت دهم - شب دهم محرم97

یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: آرمان‌شهر – قسمت دهم
تاریخ: 97/06/28


عناوین اصلی سخنرانی:
» آداب حضور در گروه‌های اجتماعی
» در ادبیات گروه، حق مطلقی وجود ندارد
» هرکس متناسب با جایگاهی که دارد، اصول آرمان‌شهر را پیش بگیرد
» قانون باید به‌گونه‌ای باشد که مردم حق خود را از طریق قانون بگیرند
» از نمایندگان خود در مجلس مطالبه کنید
» زمانی از وحدت صحبت می‌کنیم که در موضع ضعف قرار گرفته باشیم!
» تا به اشتباهات علنی خود اعتراف و عذرخواهی نکنید، خوب نمی‌شوید
» مصافحه یعنی من از خطای تو گذشتم!
» همه گره‌ها به دستان امام حسین(ع) باز می‌شود
» جمهوری اسلامی یا جمهوری انسانی؟
» از خودمان شروع کنیم
» اثری که در اطاعت واجبات وجود دارد، در مستحبات وجود ندارد
» مادامی که حجابت را رعایت کرده‌ای در طول واجب قرار گرفته‌ای و هر ثانیه حسنه محسوب می‌شود



در آخرین قسمت از بحث آرمان‌شهر، چهارده راهکار برای مطالبه و محقق شدن آرمان‌شهر وجود دارد ولو آرمان‌شهری کوچک در اطراف خودمان که این آرمان‌شهرهای کوچک بهم بپیوندند و مسیری را به سمت آرمان‌شهر مهدوی تشکیل دهند که ما جز با ظهور آقا صاحب‌الزمان(عج) به آن نخواهیم رسید. «اللهم عجل لولیک الفرج وَجعَلنا مِن اَعوانِه و اَنصاره»
چند راهکاری را که دیشب خدمتتان عرض کردیم؛ شامل:
1.    شروع از آرمان‌شهر درون
2.    ادامه دادن در بیت
3.    ادامه در محیط کار و تحصیل
4.    شناخت خصوصیات آرمان‌شهر اسلامی بر مبنای تعالیم مستند
5.    ناگزیر بودن از دموکراسی و قانون و شیوه‌های اغنایی
6.    برخورد جدی با فساد از بالا
7.    اصلاح از خود و خودی‌ها

» آداب حضور در گروه‌های اجتماعی
8.    راهکار هشتم: گروه!
گروه یکی از مواردی است که ما خیلی زیاد بر آن تکیه می‌کنیم و بسیار موثر است. گروه به چه معناست؟ یکی از مشکلاتی که بچه‌های مذهبی و عقیدتی دارند و دوست دارند به آرمان‌هایشان برسند این است که ادبیات و فرهنگِ بودن در گروه را بلد نیستند. چیزی که اتفاقا دشمنان ما نزدیک به سیصدچهارصد سال است روی آن کار کرده‌اند. کتاب روان‌شناسی مدیریت که روزی جزو رفرنس‌های اصلی دانشگاهی بود، مربوط به سال ۱۹۲۲ یعنی تقریبا نودوهشت سال پیش می‌باشد و می‌‌بینید که تازه کتاب شده است. وقتی مطلبی کتاب می‌شود یعنی سی‌چهل سال پیش از آن کار شده تا کتاب و مدون شود و توجه کنید به تأکید آن راجع‌به گروه و ادبیات و فرهنگِ در گروه قرارگرفتن.

» در ادبیات گروه، حق مطلقی وجود ندارد
مشکل اصلی ما در اینکه نمی‌توانیم در گروه‌های بزرگ همراه باشیم چیست؟ مثلا گروهی صد نفره این‌قدر تقسیم می‌شود که آخرش به صد تا تک نفر تبدیل می‌شود. مشکل اصلی نگاه عقیدتی ما به گروه است. یعنی چه؟ مثلا ما می‌گوییم: گروه خوب، گروهی است که از نظر عقیدتی صددرصد درست باشد. نگاه عقیدتی یعنی چه؟ نگاه عقیدتی یعنی نگاه من! ما عقیده‌ای نداریم که با آن رفتار گروه را بسنجیم بلکه می‌گویم: من حق مطلق هستم! مثل فضای مجازی که اگر در آن حرفی بزنی که خوششان بیاید می‌گویند: ای ول این حرف حق است! نگو این حرف حق است؛ حق کلمه‌ای است که گاهی اوقات با تو هست و گاهی اوقات با تو نیست. کسی که همیشه حق با اوست، امام معصوم است؛ «علیُ مَعَ اَلحَق». ای ول فلانی حرف درست را زد. دیگری می‌گوید: اتفاقا اصلا این حرف درست نبود. هر دو حق مطلقی در ذهنشان دارند که با آن حق مطلق خودشان فکر می‌کنند مابقی هم باید به همین صورت وزن و مقایسه شوند.

در ادبیات گروه، حق مطلقی وجود ندارد، حقیقت بین ما تقسیم شده است. یک نفر  فلان رفتارش خوب است و قسمت دیگری از رفتارش بد است. دیگری فلان رفتار بد و فلان رفتار خوب را دارد. قرآن کریم می‌فرماید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» گروه باید به‌دنبال این باشد که به بهترین حرف برسد، حتی حرف حق اولیه هم حق مطلق نیست. جنگیدن و شهادت عالیست؟ بله عالی است. حق مطلق است؟ نه، حق مطلق نیست. اگر بگوییم وظیفه همه مؤمنین جنگیدن و شهادت است، فقط یک امام پیدا می‌کنیم که به این وظیفه عمل کرده است. امام مجتبی(ع) را چگونه می‌خواهیم توجیه کنیم؟ پس حتی کلمه‌ای مانند جهاد و شهادت هم حق مطلق نیست؛ حق است. حق مطلق آن است که «أَحْسَنَهُ» بهترین وظیفه را بتوانیم تشخیص بدهیم. گروه نباید به‌دنبال حق مطلق باشد بلکه باید به‌دنبال این باشد که اکثریت گروه به بهترین قول برسند، همان را به عنوان هدف گرفته و دنبال کنند. در روان‌شناسی گروه خیلی وقت‌ها ما با سی درصد حق و نظرات خودمان عضو گروه هستیم. شما چرا در فلان مدرسه هستی؟ آیا تمام مدیران، ناظمان، معلمان، دانش‌آموزان و سرایدار مدرسه را قبول دارید؟ نه، من مدرسه را اجمالی انتخاب می‌کنم، این مدرسه به صلاح من نزدیک‌تر است؛ همین. به گروه مدرسه می‌پیوندد و چهار سال هم در آن می‌ماند اما به گروه مذهبی که می‌رسد از همان اول اما و اگرهایش شروع می‌شود! چرا؟ چون ما در گروه‌هایمان به‌دنبال حق مطلق هستیم، چنین چیزی نیست و در حقیقت وجود ندارد. امام معصوم بیاید؛ چشم.

پارسال جلسه‌ای میان جمعی از برادران اهل کار و فکر و فرهنگ در قم بود؛ بحثی بین آن‌ها شد و بنده به آن‌ها پیشنهاد دادم که اگر می‌خواهید با هم کار کنید یک ماه به سوریه بروید؛ سوریه در آن زمان! بروید و ببینید چه کسانی چه از این‌طرف و چه از آن‌طرف با درصد تفاهم بسیار پایینی کنار هم ایستاده‌اند! مثلا آیت‌الله مجتهد مرجع عارف فاضل فیلسوف و علامه دینی با هفتاد سال سن و اهل کشوری از این‌طرف کره زمین در کنار آدمی با بیست سال سن و اهل کشوری از آن‌طرف کره زمین که هیچ دینی ندارد مگر «مرام مبارزه با ظالم» که یک کلیپ از داعش دیده و به آنجا آمده است، کنار یکدیگر در حال کار کردن هستند. شما یک نمونه از آن را در ایران بیاورید؛ چرا این‌طور نیست؟ با درصدی از مصالح در گروه قرار می‌گیریم. هیچ‌وقت آن آرمانی که در ذهن تو هست، حق مطلق نیست.

» هرکس متناسب با جایگاهی که دارد، اصول آرمان‌شهر را پیش بگیرد
مثلا در همین بحث آرمان‌شهر بنده دو ماه پیش فراخوانی زدم، مبنی براینکه: برادران و خواهرانی که شناخت دارند، اگر احیانا مطلبی هست که باید در این بحث گفته شود را بفرستند! کارمند شهرداری پیغام می‌فرستاد: «از نظر من آرمان‌شهر شهری است که مردم آشغال‌ها را در سطل بریزند، دیوارها را کثیف نکنند، حق سپورها را رعایت کنند، اخلاق داشته باشند، در ترافیک این‌گونه رفتار کنند، معماری و شهرسازی و فرهنگ آپارتمان‌نشینی و... باید این‌گونه باشد؛ والسلام ‌علیکم و رحمت‌الله و برکاته». دقیقا آدم را به یاد داستان مولوی راجع‌به پادشاه و فیل می‌اندازد. هر کس از منظر خودش نگاه می‌کند، تماما هم درست می‌گفت. شخص دیگری که در اداره نظامی کار می‌کرد نوشته بود: «از نظر ما آرمان‌شهر جایی است که بچه‌ها با فرهنگ جهاد و شهادت بار بیایند». این شخص نگاه عملیاتی دارد و معتقد است که کتب مدارس برای من مجاهد پرورش نمی‌دهد، ایشان هم درست می‌گوید. دیگری از اداره امور مساجد می‌گوید: «باید مساجد و... این‌گونه باشند». دیگری می‌گوید: «آرمان‌شهر همان مدینه‌الاربعین است» تمام ذهنیت این شخص راهپیمایی اربعین است که البته اربعین خود بحثی مفصل و در حقیقت یکی از آرمان‌شهرهای کوچکی است که در کره زمین پیاده شده است. اغلب مردم در راهپیمایی اربعین به شصت‌هفتاد درصد آرمان‌هایشان می‌رسند؛ از جمله: لبخند، مهربانی، ایثار، خواب راحت، ورزش، خنده، گریه و هر چه که انسان فکرش را بکند چه از لحاظ روحی و چه از لحاظ جسمی را در این چند روز می‌بینند. ذهنیت این شخص این است و برای من پیغام فرستاده است که شما در این ده شب مدینه‌الاربعین را توصیف کنید.

همه این افراد درست می‌گویند؛ اما آن مطلب درستی که در آخر به آن خواهیم رسید، این است که همه این‌ اشخاص درمسیر آرمان‌های خود باید حرکت کنند. یکی با فرهنگ شهر نشینی، دیگری با جهاد، با اقتصاد (آرمان‌شهر اقتصادی)، فرهنگ، آموزش و پرورش ( آرمان‌شهر آموزشی) و...! همه این‌ موارد در کنار یکدیگر مردم را به سمت یک آرمان پیش می‌برند درحالی‌که هرکدام از منظری کاملا متفاوت به این قضیه نگاه می‌کنند. حالا از شما سؤال می‌شود، اگر سخنرانی بخواهد در شب عاشورا صحبت کند، مهم‌ترین چیزی که باید بگوید چیست؟ تقریبا به تعداد جمعیت حاضر مهم‌ترین موضوع داریم، چون در ذهن هر کس یک مهم‌ترین وجود دارد.
یکی می‌گوید:
- شهری است که در آن مردها خوش‌اخلاق باشند و همسران خود را نزنند. معلوم است گوینده این جمله زن است و کتک خورده است‌!
- آرمان‌شهر جایی است که بچه‌ها به والدینشان احترام بگذارند، چرا از حقوق والدین نمی‌گویید؟ این شخص بچه‌اش بی‌ادب است.  
- آرمان‌شهر جایی است که والدین نسل جدید را درک کنند و مزاحم آزادی و انتخابشان نشوند. این فرد در خانه‌ای پدرسالار بوده است و او را اذیت کرده‌اند.

هر کسی از ظن خود شد یار من؛ اما وقتی از بالا به آرمان‌شهر نگاه می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که تمام این گروه‌ها لازم است. مثلا به کانون رهپویان وصال دقت کنید. وظیفه اصلی کانون چیست؟ گرفتن مراسم، سخنرانی، مداحی و تمام؛ مثل تمام هیئت‌های دیگر. وظیفه اصلی و ذاتی هیئت این است. اگر می‌بینید گروه‌های مختلف تشکیل می‌شود و کارهای خیریه، بسیج، رزمی و مدارس و... انجام می‌شود، در جهت تشکیل آرمان‌شهری نسبی، کوچک و ضعیف به اندازه توان خودشان است. دیگران هم باید همین کار را انجام دهند. یعنی گروه‌ها در کنار یکدیگر مهندسی شوند؛ اگر مدرسه‌ای داشته باشی که در کنار آن امام‌حسین(ع) نباشد هم کار آموزشی سخت است و هم کار امام حسینی. اگر خیریه نیز نباشد کار هر سه سخت می‌شود. بنده در شب سوم و چهارم در رابطه با طرح «باران سخاوت» خدمتتان عرض کردم، مردم دائم در حال فرستادن اجناس خوب و درجه یک هستند تا به دست محرومین برسد. به نظر شما چرا مردم اعتماد می‌کنند و کمک‌های خود را می‌فرستند؟ چون می‌دانند این مجموعه هیئت دارد، برای امام‌حسین(ع) صحبت می‌شود و ان‌شالله آدم‌های خوبی هستند. اگر امام‌حسین(ع) نبود اعتماد نمی‌کردند. من در سرپل‌ذهاب بودم، از داراب تماس گرفتند و گفتند:
-    می‌خواهیم سه تُن پرتقال برایتان بفرستیم و فقط باید به دست خودتان برسد.
-    با سه تن پرتقال چه کار کنم؟ به کس دیگری بدهید و آن را در کرمانشاه پخش کنید.
-    نه، فقط باید به دست خودتان برسد.
دلیلش چیست؟ دلیلش بعد معنوی‌مذهبی اینجاست که فردی از داراب اعتماد می‌کند. خدا خیرش بدهد پرتقال‌هایی فرستاد که در شمال شهر شیراز هم دیده نمی‌شد. حال فرض کنید همین دایره دائم گسترده‌تر شود و به محله، بخش، روستا، شهر و یا استان تبدیل شود.

در شب‌های گذشته مثالی برایتان آوردم که تبریزی‌ها تلاش کردند و باعث شدند که یک نفر گدا هم در شهر وجود نداشته باشد. چه کسی کار کرده است؟ مسجد، مدرسه، هنر، انسانیت و خیریه‌ها همه با هم کار کرده‌اند و گدا در تبریز وجود ندارد. تبریز تنها شهر بی‌گدا در جهان است. یعنی توانسته است ثابت کند که ما شهری داریم که در آن فرهنگ تکدی‌گری از بین رفته است؛ اگرچه هنوز فقیر در شهر وجود دارد. از این آرمانی‌تر؟ چگونه توانسته‌اند؟ فکر می‌کنید در مدرسه، دانشگاه و یا هیئت درس داده شده است؟ نه این یک مهندسی است و همه دست به دست هم داده‌اند. تک تک مشکلات شهر با یک مهندسی که آدم‌ها در آن مهندسی، ادبیات و فرهنگِ حضور در گروه را بلد باشند و به‌دنبال صددرصد نباشند؛ بلکه به‌دنبال درصدی از تفاهم باشند، برطرف می‌شود. مثلا می‌خواهیم خیابان‌ها را تمیز کنیم؛ به چهار نفر می‌گوییم خیابان‌ها را جارو بکشند، این‌ها از چه قشری هستند؟ آیا می‌توان به این چهار نفر گفت دیوارها را هم رنگ کنید؟ قشر دیگری لازم داریم. نقاش و جاروکش شاید زمین تا آسمان با یکدیگر اختلاف سلیقه داشته باشند اما وقتی به هدف آرایش دادن به این خیابان می‌رسند هر کس باید کار خودش را انجام دهد. هیچ‌گونه کوتاه آمدنی در کارهای ما نیست و این خیلی بد است! بنابراین فرهنگ حضور در گروه بسیار مهم است.

این مسئله هم در فضای مجازی و هم در فضای حقیقی صدق می‌کند. منظور بنده از صحبت‌های دیشب این نیست که با فضای مجازی مخالف هستم. از فرمایشات آقا این است که اگر من رهبر نبودم رهبر فضای مجازی می‌شدم. اما آن زمین مال دشمن است، هرگاه احساس کند به ضررش است جلوی تو را خواهد گرفت؛ این را مطمئن باش و شک نکن! اگر ما هم بودیم همین کار را می‌کردیم. آیا ما می‌آییم زمینی به آمریکا بدهیم که در آن بازی کند و ببرد؟ نه، این‌گونه نیست.

» قانون باید به‌گونه‌ای باشد که مردم حق خود را از طریق قانون بگیرند
۹. قانون‌های مناسب
بنده دیشب تأکید کردم که چاره‌ای غیر از قانون‌گذاری نداریم. امام(ره) فرمودند: قانون اساسی وحی نیست. هر چند وقت یکبار باید به روز شود. قانون‌های مناسب یعنی مطالبه کردن مصداقی. مجلس محترم جمهوری اسلامی! مشکلی که ما کامیون‌داران فارس داریم به این نقص قانونی برمی‌گردد، این قانون را اصلاح کنید که ما هر سه ماه یکبار نخواهیم اعتراض کنیم، راه‌ها را ببندیم و بگوییم حق ما را بدهید. مطالبات کامیون‌داران باید از مجلس باشد. اغلب مشکلات ما مربوط به نقص قوانین است. حق تو باید از طریق قانون داده شود و قانون باید به‌گونه‌ای باشد که کسی نتواند جلوی دادن حق تو را بگیرد. معلمان فلان مشکل را دارند، این مشکل به قانون برمی‌گردد. دانش‌آموزان با درس‌هایشان مشکل دارند، من هم با درس‌های دانش‌آموزان و دانشگاهی‌ها به شدت مشکل دارم؛ اما کجا مطالبه کردیم که اگر بنده می‌خواهم فلان رشته را انتخاب کنم چرا باید این درس را بخوانم؟ چرا وقت من را به هدر می‌دهید؟ معلمان و اساتید می‌دانند که سیستم آموزشی مشکل دارد؛ مثلا می‌گویند کنکور مشکل دارد. چقدر ما برای کنکور داد زدیم. کنکور مشکل دارد، هیچ مملکت متمدنی این‌طور دانشجو نمی‌پذیرد! مگر نمی‌خواهیم به توسعه برسیم؟ سال ۱۳۸۸ اعلام کردند که از سال ۱۳۹۰ کنکور برداشته می‌شود، من هم در مدارس رهپویان گفتم: الحمدالله از سال ۹۰ کنکور نیست و این‌طوری درس بخوانید! کنکور 90 برگزار شد! از سال ۹۱ نیست، سال ۹۲ نیست و... باز هم برگزار شد. جدیدا اعلام کرده‌اند از سال ۹۸! مشکل کجاست؟ مشکل قانون است. چه کسی جلوی این قانون می‌ایستد؟

» از نمایندگان خود در مجلس مطالبه کنید
صدها هزار مؤسسه شخصی، غیر شخصی، دولتی و غیر دولتی که دارند از این بدبختی و استرسی که به دانش‌آموز وارد می‌شود و روزگارش یک سال سیاه می‌شود نان می‌خورند! جزوه، سی دی، کلاس‌هایی با هزینه بالا و... . هیچ استاد دانشگاه و متخصص علومی اعتقاد ندارد  کسی که تست می‌زند عالم است. هیچ‌کس! سال ۸۸ گفته‌اند ۹۰ تمام است، چرا این‌طور می‌شود؟ مطالبه تو کجاست؟ مطالبه معلمان و دانش‌آموزان کجاست؟ مطالبه انجمن اولیاء مدارس کجاست؟ ما نقص‌های قانونی بسیاری داریم که آن‌ها را رها کرده‌ایم و دائم هم به حاشیه مشغول هستیم. کامیون داران فارس! شما را به خدا به خانه‌هایتان بروید، ضایع است؛ منافقان دارند سوء استفاده می‌کنند! یکی از دوستان می‌گفت در جایی رفته بودم و به آن‌ها گفتم: من نماینده مجلس را می‌آورم که مشکلتان را حل کند! گفت: نه من راضی نمی‌شوم. کدام کامیون مال توست؟ اصلا کامیونی نداشت و هیچ‌کس او را نمی‌شناخت! از طرف منافقین بود. تا کی مشکلات را این‌طور حل کنیم؟ مشکل قانونی در کار است. نمایندگان مردم کجا هستند؟ مردم شما کجا هستید؟ میزان مطالبات و شناختتان راجع‌به قانون و نقص‌های قانونی و قانون‌هایی که کم است چقدر است؟ مگر نمایندگانتان را  برای قانون‌گذاری به مجلس نفرستاده‌اید؟ دائم از او نامه می‌گیرد که دستور بدهید شهرداری منطقه دو کوچه ما را آسفالت کند. نامه را می‌گیرد او هم امضاء می‌کند. امضاء کردن که کاری ندارد، شهرداری هم مجبور است یا مجبور نیست آن کار را انجام دهد! داری مشکلاتت را این‌طور حل می‌کنی! برو و ببین چه مشکلی در قانون وجود دارد که تا به حال کوچه تو را آسفالت نکرده‌اند؟ و بخواهید که این قانون را تصویب کنند.

تا به حال چند طومار برای مشکلات شما از شیراز به نمایندگان مجلس داشته‌ایم که در زیر آن ده هزار یا سی هزار امضاء بخورد؟ واقعا در این صورت پیگیری خواهند کرد. وقتی می‌بینند شما بی‌خیال هستید، کار انجام نمی‌شود. بوشهر مشکلات زیادی دارد مِن جمله اینکه ساحل بسیار بزرگی دارد که هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شود درحالی‌که می‌توان از آن درآمد کلانی به دست آورد؛مثلا در فصل‌ سردسیر توریست جمع کند و ...! اصلا کسی به آسفالت کوچه‌ها، محرومیت و خیلی چیزهای دیگر کاری ندارد! من بوشهر زیاد می‌روم. در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد شب‌ها در مهدیه بوشهر برنامه داشتیم، صبح یکی از روزها که ایشان به بوشهر آمد و با مردم دیدار داشت ما هم به آنجا رفتیم تا ببینیم مطالبات مردم چیست؟ همه داد می‌زدند: احمدی‌نژاد شاهین بوشهر را نجات بده! چقدر می‌خواهد؟ سه میلیارد! بدهید برود دیگر. همه شادی کردند، صل علی محمد .... و تمام. رئیس‌جمهور را کشانده‌اند به شهرشان به جای اینکه سه هزار میلیارد بودجه بگیرند و کل شهرشان را تکان بدهند، برای شاهین بوشهر مطالبه کردند، سه میلیارد گرفتند و خوشحال به خانه‌هایشان بازگشتند. این مشکل رئیس‌جمهور است یا مشکل ما؟ بلد نیستیم مطالبه کنیم. حق شیراز، بوشهر و... از سهمیه کشوری چقدر است؟ قانون آن چیست؟ ده سال است داد می‌زنیم عسلویه گاز ندارد، هنوز هم ندارد. عسلویه که به ایران و جهان گاز می‌فرستد خودش و شهرهای اطرافش گاز ندارند. این مشکل مطالبه است یا قانون؟ چرا ما قانونی نداریم که اگر منطقه‌ای دارای معدن و منابعی است، اول باید به خود آن منطقه برسد. این مردم هستند که بوی بد، آلودگی هوا، رفت‌وآمد غیر بومی‌ها و... را تحمل می‌کنند. قانونش کجاست؟ باید عقلی وجود داشته باشد که کل قوانین مجلس را بررسی کند. البته این کار وظیفه کمیسیون‌های مجلس است که الحمدالله هفته‌ای دو سه تا قانون خوب دارند اجرا می‌کنند!! بالاخره ما مردم هم باید کاری کنیم!

» زمانی از وحدت صحبت می‌کنیم که در موضع ضعف قرار گرفته باشیم!

۱۰. وحدت
ما در وحدت دو مشکل داریم که البته این دو مشکل از بالاست، سپس مشکلات بطن جامعه را نیز بررسی خواهیم کرد.
-   مشکل اول این است که وقتی می‌گویند وحدت، یعنی وحدت با من و نه وحدت با هم. بیایید وحدت داشته باشیم. یعنی چه کار کنیم؟ یعنی بیا زیر پرچم من، حرف هم نزن و هر چه من می‌گویم تو بگو چشم! وحدت در چشم گفتن به من!
-   مشکل دوم این است که ما زمانی به‌دنبال وحدت و اتحاد می‌آییم که در موضع انفعال و ضعف قرار می‌گیریم. در موضع قدرت که مستی می‌کنیم. ال و بل می‌کنم و...، هر توهینی به طرف مقابل می‌کنیم.

طرف مقابل ما انسان است! هر تهمتی دلمان بخواهد می‌زنیم اما تا کار بیخ پیدا می‌کند می‌گوییم: «وحدت ملی! الان دیگر مشکل ما مشکل مملکت است!» مشکل مملکت است؟ باشد اما بدان الان دیگر کسی از تو این حرف را نمی‌شنود، حداقل آن‌هایی که فحش خورده‌اند می‌گویند: اول بیا از ما عذرخواهی کن، بعد بگو وحدت ملی!بگو من که در سال ۷۵ گفته‌ام بیشعوری، بی‌سوادی و... عذرخواهی  می‌کنم. اول عذرخواهی کن، بعد از وحدت صحبت کن. وقتی این‌طور فراخوان وحدت می‌زنیم، مردم می‌گویند در موضع ضعف است؛ اگر باز به موضع قدرت برود دوباره همان داستان را خواهیم داشت. خدا نکند آدم جوگیر بشود، خود من هم همین‌طور. جمعیت جلوی آدم می‌نشیند، آدم جوگیر می‌شود. کم که می‌شوند به مردم احترام می‌گذاریم، لبخند می‌زنیم، روابط عمومی بالا می‌رود و... . خدا نکند اطراف آدم شلوغ شود، تا شلوغ می‌شود جوگیر می‌شویم. زمانی که در موضع ضعف قرار گرفتیم، دیگر مردم از بحث وحدتی که تو مطرح می‌کنی برداشت مثبت و اخلاقی نمی‌کنند، این‌گونه برداشت خواهند کرد که ضعف در کار است. پس این دو مشکل باید از بالا حل شود.

» تا به اشتباهات علنی خود اعتراف و عذرخواهی نکنید، خوب نمی‌شوید

هروقت مسئولین محترم خواستند مثلا فراخوان وحدت بدهند، اول باید بابت تهمت‌ها و فحش‌هایی که به آن شخص داده‌اند، از او عذرخواهی کنند. اگر در استادیوم، در تلویزیون و ... جلوی مردم فحش داده‌اند، همان‌جا عذرخواهی کنند. نه اینکه فحش‌ها را جلوی مردم بدهند و عذرخواهی‌ها را یواشکی در خانه! قانون شرع چنین است. بنده سال92، 85، 96 و... جوگیر شدم و بی‌انصافی کردم و فلان حرف را زدم. برادران و خواهران اگر می‌خواهید خوب بشوید، اگر به اشتباهات علنی خود اعتراف و عذرخواهی نکنید، نمی‌توانید خوب بشوید؛ اخلاق این را می‌گوید. در کل این ده پانزده سالی که در ذهنم هست سه‌چهارتا از مسئولین را دیده‌ام که عذرخواهی کرده‌اند. یا این آقایان عصمت دارند و اشتباه نمی‌کنند و یا اصلا عذرخواهی بلد نیستند. متدین و غیرمتدین! همین امروز داشتم به یکی از متدین‌ترین‌هایشان فکر می‌کردم که علنی ظلمی را در حق مجموعه و شهدای ما علنی کرده که هنوز عذرخواهی نکرده است! این شخص را هم باید ببخشیم دیگر، چون اصلا چنین افرادی عذرخواهی بلد نیستند.

در شب عاشورا کسانی که به بنده تهمت می‌زنند نه تنها آن‌ها را می‌بخشم بلکه در حقشان دعا می‌کنم؛ چون از این رفیق بهتر نداریم که هر چه خطا کنیم، وارد پرونده او بشود، از این رفیق ایثارگرتر! حق رفاقت را مردانه به جا می‌آورند. گاهی طرف از کنار شما رد می‌شود و تنه‌ای هم می‌زند و عصبانی‌ هم هست که چرا نگاهش کردی؟ ببخشید لگد شما رد می‌شد و خورد در پوز ما! باعث شرمندگی است از این به بعد پوزم را سر راه زانوی شما نمی‌گذارم. این چه تَفَرعُنی است که هر کس روی صندلی ریاست می‌نشیند، عذرخواهی کردن را فراموش می‌کند؟ جالب است چند وقت پیش به مسئولی گفتند: عذرخواهی کن. در جواب گفت: عذرخواهی که مشکلی ندارد اما از چه چیزی باید عذرخواهی کنم؟! من مشکلی ایجاد نکرده‌ام! این تفرعن است، یعنی مثل فرعون‌ها رفتار کردن، مثل پادشاهانی که خودشان را در جایگاه خدا می‌دیدند! هیچ‌وقت عذرخواهی نمی‌کردند. چرا؟ چون خدا اصلا ظلم نمی‌کند. اگر عذرخواهی‌کردن فرهنگ بشود، وحدت بسیار لذت‌بخش است. ذاتا کسی که عذرخواهی می‌کند، در میان انسان‌ها محبوب می‌شود. طرف رد می‌شود و زانویش به صورت تو می‌خورد، درحالی‌که فک بالا و پایینت جا‌به‌جا می‌شود، می‌گوید: ببخشید شرمنده. احساس می‌کنی دوستش داری! یکی از راه‌های نفوذ در قلوب، عذرخواهی کردن است؛ حتی بابت کارهایی که شاید تو نکرده‌ای.

استغفار، عذرخواهی و العفو گفتن اگر در مقابل خدا حسنه و نیکوست، در مقابل خلق هم همین‌گونه است؛ برایت اعتبار می‌آورد؛ مردم روی تو حساب می‌کنند. اگر مردم ببینند انسانی به اشتباهش اعتراف می‌کند بیشتر روی او حساب می‌کنند؛ محبوب‌تر می‌شود. خودم را نمی‌شکنم! این شکستن نیست روی تو حساب می‌کنند. وحدت باید این مدلی باشد وگرنه نمی‌توانی شنبه فحش بدهی و یکشنبه از موضع ضعف بگویی: نه دیگر الان باید وحدت ملی برقرار شود، هر کس به این وحدت خیانت کند، خائن است و در خط آمریکاست! نه این‌طور نیست، شما فرهنگ وحدت بخشی نداری و عذرخواهی کردن را بلد نیستی.

» مصافحه یعنی من از خطای تو گذشتم!

وقتی مصافحه می‌کنید تمام گناهان هر دو شما بر زمین می‌ریزد. یکی از معانی مصافحه دست دادن (به معنای صفحه به صفحه) است، معنای دیگر آن «صفح» است. وقتی به یکدیگر دست می‌دهید، یعنی «از تو گذشتم»! بنده در این شب عاشورا اعلام می‌کنم اگر حرف بدی زدم و صحبتی کردم که به سلیقه اجتماعی و سیاسیتان نمی‌خورد و ناراحت شدید یا بی‌انصافی از بنده دیده‌اید و... بنده غلط کردم و دیگر از این غلط‌ها نمی‌کنم. کاری ندارد! خدا رحمت کند آقاشیخ عباس حجتی، شب قدر در بالاشهر مشهد، محله‌ای به نام سجادشهر سخنرانی می‌کردند و همه کسانی که آمده بودند دکتر،مهندس، پروفسور و ... بودند، ایشان گفتند: بلد نیستید از خدا عذرخواهی کنید، بگویید: الهی العفو! همه آرام گفتند الهی العفو. بگویید غلط کردم! و همین‌طور ادامه داد، به سجده بروید و بیست بار ذکر ‌خوردن را بگویید! متفرعنین محترم بخدا عذرخواهی کردن سخت نیست. مردم کسی که اشتباهاتش را قبول می‌کند، دوست دارند. بیا و بگو من اشتباه کردم. «الناس علی دین ملوکهم» چند وقت است شما دو مسئول را ندیده‌اید که بهم برسند، یکدیگر را در آغوش بکشند و از بابت حرف‌هایی که به یکدیگر زده‌اند حلال بودی بطلبند؟ اصلا دیده‌اید؟ یکی از چیزهایی که باعث می‌شود اشک در چشمانم جمع شود این است که می‌بینم  آدمی که نسبت به برادر و یا خواهرش خطا کرده است، جلو آمد و او را در آغوش کشید و بوسید، اشک ریخت و گفت: من را ببخش. امام ‌زمان(عج) چنین کسی را دوست دارد. وحدت نباید به دلیل سیاست‌ها و مصلحت‌ها باشد، وحدت باید به‌خاطر انسانیت باشد.

» همه گره‌ها به دستان امام حسین(ع) باز می‌شود
11. امام‌حسین(ع).
این بحث مال شب عاشورایی‌هاست. برادران و خواهران بنده از قول خودم، کسی که جنگیدن را با امام‌حسین(ع) تجربه کرده، تحمل درد را با امام حسین(ع) تجربه کرده و با امام‌حسین(ع) به‌دنبال راه‌حل فقر بوده است و... و از قول شهید مطهری می‌گویم که من بعد از یک دور کامل مطالعه در علوم اسلامی فهمیدم که همه گره‌ها به دست امام‌حسین(ع) است. این خواست خدا و اهل بیت(علیهم السلام) است. صبح امروز آقای یکتا به نکته‌ای اشاره کردند و این مطلب به ذهن بنده آمد که اصلا اربعین و بحث امام‌حسین(ع) و مقدمه بودن آن ان‌شالله برای جهانی شدن نهضت اسلام و ظهور آقا، نشان می‌دهد ظهور هم دست امام‌حسین(ع) است. یعنی اگر قرار باشد امام زمان(عج) هم ظهور کند، به‌خاطر وحدت بین این ملت‌ها، محبت و آرمان‌شهر سه‌چهار روزه‌ای مدینه‌الاربعین ممکن است ظهور کند. همه چیز دست امام‌حسین(ع) است.

بارها گفته‌ام تعجب می‌کنم از کسانی‌ که ماه به ماه یاد توسل می‌کنند! چقدر آدم‌های قوی هستند که خودشان را نگه می‌دارند. من اگر دو شب هیئت نروم و یاد امام‌حسین(ع) نکنم، روز سوم فاسدم. خیلی آن‌ها قوی هستند. خدا شاهده دست ما را هم بگیرند. وقتی امام‌حسین(ع) را بگذاری برای دهه محرم و شب عاشورا، اتفاقی که می‌افتد این است که آن شب خیلی به تو عنایت خواهند کرد اما «کُلّ یَوم عاشورا». آیا حضرت امام(ره) فرمود: ما هر چه داریم از فقه جعفری داریم؟ یا ما هر چه داریم از بعثت پیامبر(ص) داریم؟ و یا هر چه داریم از شیخ مفید، سید رضی و... داریم که اسلام را به ما رساندند؟ ما هر چه داریم از فقه و اصول و فلسفه اسلامی است؟ این را هم نگفتند. هر چه داریم از طرح بصیرت، دوره مطالعاتی و فلان داریم؟  ما هر چه داریم از مکتب امام‌حسین(ع) داریم؟ ایشان فرمودند: «ما هر چه داریم از محرم و صفر داریم» محرم و صفر به معنای عزاداری است. وقتی امام(ره) این را می‌گوید حتما چیزی را می‌فهمد. مگر حتما من هم باید این حرف را بفهمم؟ به آن اعتماد می‌کنم. امروز صبح در این فکر بودم که دیشب این همه گریه کردیم دوباره برویم و گریه کنیم؟ چه کاری است؟ آمدم و دیدم چه روزی است و چقدر آدم سبک می‌شود. باز صبح در این فکر بودم که شب چه می‌شود؟ حال خواهیم دید چه می‌شود. فردا صبح هم می‌بینیم، هر هفته را هم خواهیم دید چه می‌شود! از نظر بنده به نقل از تجربه افرادی چون شهید مطهری، علامه طباطبایی، علامه امینی، مقام معظم رهبری، حضرت امام(ره)، آیت‌الله بهجت، آیت‌الله بهاءالدینی، آیت‌الله قاضی از حاضرین و هر چه آدم حسابی در تشیع داریم و حتی در تسنن و مسیحیت و گاندی‌ها توصیه کرده‌ است که امام‌حسین(ع) را یک روز هم از زندگیتان حذف نکنید. بنده می‌گویم آرمان‌شهر واقعی وقتی ایجاد خواهد شد که هر هفته در نقطه نقطه شهرهای ایران توسل جدی به امام‌حسین(ع) اتفاق بیفتد؛ مردم اشک بریرند، پاک شوند و صاف شوند، بیرون بروند.

هیئتی هم برای مسئولین گرفته شود که کت خود را بیرون بیاورند و با پیراهن دو زانو در کنار یکدیگر وسط مجلس بنشینند، گریه کنند و به سرشان بزنند. گاهی وقت‌ها حرکتی از شخصی می‌بینم که از او بسیار بدم می‌آید، وقتی می‌بینم در جلسه امام‌حسین(ع) اشک می‌ریزد، آن محبت کاملا برمی‌گردد. مسئولین کنار یکدیگر بنشینند و گریه کنند، سینه بزنند، دست یکدیگر را بگیرند و... . نه، ما دیگر میان‌سال هستیم! مگر امام‌حسین(ع) مال جوان‌هاست؟ محبت‌ها زیاد می‌شود. در یکی از بحث‌هایی که برای مقدمه اربعین در تهران بود گفتم: شما را به خدا اربعین را پاویونی نکنید دیگر! مداح، سخنران، مسئول یا هر کس دیگری که هستی مثل بقیه مردم حضور پیدا کن؛ نرو در هتل بنشین و بعد به مجلس سخنرانی بیایی و افاده فیض کنی و دوباره به هتل برگردی! مثل بقیه مردم برو دیگر. چقدر اثر دارد؟
در پیاده‌روی اربعین شخص سن بالایی را دیدم که پایش درد می‌کرد و آن را دراز کرده بود، موبایلش زنگ خورد و جواب داد، دیدم انگلیسی صحبت می‌کند. اصلا به ظاهرش نمی‌خورد که انگلیسی صحبت کند. درحالی‌که پایش را مالش می‌داد، به او گفتم:
-    از کجا می‌آیید؟
-    نروژ
-    چه کاره هستید؟
-    استاد دانشگاه، شیمی درس می‌دهم.
-    چرا مسلمان شده‌ای؟
-    اصلیتم لبنانی است.
می‌دانید که نروژ جزو متمول‌ترین کشورهای جهان است؛ یکی از بهشت‌های روی زمین که غربی‌ها درست کرده‌اند، نروژ است. استاد دانشگاهی که شیمی درس می‌دهد دارد از نروژ پابرهنه  و با لباسی عجیب به اربعین می‌آید! ما که سردمدار شیعه هستیم و ایرانی هستیم این‌طور شرکت نمی‌کنیم! برادران مداح، روحانی و مسئولین! دیگر اربعین را پاویونی نروید. دیده‌ام که می‌گویم. امام‌حسین(ع) پاویونی دوست ندارد. یکی باشد که پیر و مریض است، متفاوت است. بنده خودم مقداری مشکل ریوی دارم، در یکی از شهرهای شمالی هیئت بودم و معمولا عادت دارم موقع سینه‌زنی وسط مجلس می‌روم، هوا بسیار دم و سقف هیئت بسیار پایین بود، سقف پایین و سونایی بود. کمی سینه زدم، دیدم چشمانم خوب نمی‌بیند و یکدفعه به دلیل کمبود اکسیژن به زمین افتادم، مهدی مختاری هم در حال خواندن بود و دائم می‌گفت فدای امام‌حسین(ع). نگفتیم که دیگر ملت را بکشید! هیچ‌کس ما را نمی‌برد، همه در اطراف من نشسته بودند و هروله می‌کردند و گریه می‌کردند. ان‌شالله زودتر جان بدهد، چه جلسه‌ای خواهد شد!! فیلم‌بردار هم فیلم می‌گرفت، آخرین لحظات حاج‌آقا انجوی‌نژاد! ما این را نگفتیم اما پاویونی نیایید. به اندازه ظرفیتتان برای امام‌حسین(ع) مایه بگذارید. این حرف‌ها به درد محیط مجازی نمی‌خورد، مسخره‌ات می‌کنند؛ این صحبت‌‌ها را ما می‌فهمیم یعنی چه؟

» جمهوری اسلامی یا جمهوری انسانی؟
12. دغدغه داشتن برای جمهوری انسانی ایران
در جلسات اول خدمتتان عرض کردم؛ اشتباه ما این بود که از جمهوری اسلامی شروع کردیم درحالی‌که باید از جمهوری انسانی شروع می‌کردیم و به جمهوری اسلامی می‌رسیدیم. یعنی اول باید انسانیت را جا می‌انداختیم بعد دیانت را. از خودت و اطرافیانت از همین الان شروع کن. انصاف داشته باش، ایثار داشته باش، رحم داشته باش شفقت داشته باش. من همیشه می‌گفتم دلیل اشک برای امام‌حسین(ع) این است که در تو رِقَّت ایجاد شود و نسبت به خلق عطوفت داشته باشی. بعد در صحبت‌های سال ۵۱ مقام معظم رهبری دیدم که ایشان هم این مطلب را در آن زمان گفته بودند و جدیدا چاپ شده است. احتمالا ایشان در سال 1351 از من یاد گرفته‌اند! به شخصی گفتند شعری بخوان. گفت:
-    «الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها»
-    این شعر حافظ است!
-    نه این شعر من است، حافظ دزدیده است!
-    حافظ 500 سال پیش بوده است، تو در آن زمان نبوده‌ای!
-    نبودم دیگر؛ اگر بودم نمی‌گذاشتم بدزدد!

» عدالت‌خواهی بدون اشک ریختن برای امام حسین(ع) نتیجه‌ای ندارد
اصلا امام‌حسینی‌ها خیلی بیشتر به درد جامعه می‌خورند چون رقت قلب دارند. بچه‌های کوچکی که از الان یاد می‌گیرند باید برای دردهای مردم اشک ریخت، در آینده هم یاد می‌گیرند که بعد از اشک‌ریختن باید اقدام کرد. همچنین آقا ‌فرمودند: به این معنا نیست که شکم گنده، مفت‌خور، رباخور بیاید و بنشیند، چهار قطره اشک بریزد و به بهشت برود! این اشک در زندگی این شخص تاثیر نداشته است، اما در زندگی این بچه تاثیر دارد. آن شبی که برای حضرت رقیه(س) می‌خوانی و وقتی دختر چهارپنج ساله به خانه می‌رود و کفش‌های کوچکش را در می‌آورد و می‌گوید: آن را به خیریه بده برای رقیه‌های امروز! امام‌حسین(ع) این است. با امام‌حسین(ع) می‌شود با فقر مبارزه کرد، شجاع شد، مسئول خوبی شد، به مردم خدمت کرد، رأفت داشت، عدالت‌خواه شد. آخر عدالت‌خواه بودن بدون امام‌حسین(ع) هیچ چیز نیست. به شما قول می‌دهم، بچه‌هایی که در عدالت‌خواهی کار می‌کنید و هیئت را فراموش کرده‌اید، هیچ چیز نمی‌شوید. با امام‌حسین(ع) می‌شود همه کار کرد. «کلّنا سُفُن النجاه و سفینة الحسین اسرع.» همه ما کشتی نجات هستیم اما کشتی امام‌حسین(ع) اسرع، سریع‌ترین است. امام‌صادق(ع) می‌گوید از کشتی من پیاده شو و به کشتی امام‌حسین(ع) سوار شو! علی(ع) و پیغمبر(ص) می‌گویند از کشتی من پیاده شو و به کشتی امام‌حسین(ع) سوار شو، آن کشتی تندتر می‌رساند. در کشتی ما جا هست اما اصل امام‌حسین(ع) است؛ در کشتی امام‌صادق(ع) سرت کلاه نرود. خود امام صادق(ع) می‌گوید.

بر هر چیز خواستی رقت بورزی، فراموشش کن و سراغ امام‌حسین(ع) برو. این صحبت در ذهن بنده بود و گفتم اگر بگویم ضایع است اما دیدم در جایی آقای دولابی گفته‌اند که امام‌حسین(ع) از خداوند بیشتر طرفدار دارد. طرف در عمرش دو رکعت نماز نخوانده است اما تمام دهه محرم‌ها برای امام‌حسین(ع) پای کار است؛ نمی‌دانم خدا با این آدم چه برخوردی کند! همان نمازی که گفته‌اند اساس دین است آقای دولابی راجع‌به آن مشکوک شده بود. کسی که در عمرش نماز نخوانده دهه محرم همه چیز را کنار می‌گذارد و می‌آید پای کار امام‌حسین(ع)! یعنی از خدا بیشتر طرفدار دارد. خود خدا هم همین‌طور می‌خواهد. مگر می‌شود کسی بیشتر از خدا طرفدار داشته باشد ولی خود خدا نخواهد؟ این وسیله خیلی سریع‌تر است.

» از خودمان شروع کنیم
این صحبت‌ها مال ماست، شب عاشورا دور هم نشسته‌ایم و داریم راجع‌به این موضوع صحبت می‌کنیم. در اصول انسانی از کانال امام‌حسین(ع) وارد شو؛ برای رأفتت، ایثارت، انصافت و... . امشب با امام حسین(ع) بیعت کن. این‌قدر حرف نزن، بدبین نباش، خودخواه نباش. کاسب‌ها رعایت کنید، دانش‌آموزان، دانشجوها، والدین رعایت بچه‌هایتان را بکنید. چه کسی گفته است عاق بچه نداریم؟ پدر شوهرها، مادر شوهرها، پدرزن‌ها، مادرزن‌ها رعایت عروس‌ها و دامادهایتان را بکنید انصاف داشته باشید. بچه‌ها خیلی زیاد رعایت پدر و مادرهایتان را بکنید. فردا شب می‌خواهید برای امام ‌سجاد(ع) گریه کنید که فرمودند: «خدایا من را نسبت به پدر و مادرم طوری قرار بده مانند غلامی در مقابل سلطان زورگو»! که اگر زور هم گفتند مثل غلام اطاعت کنم. حقوق والدین را در صحیفه سجادیه بخوانید؛ خیلی کوتاه است. چرا منتظری حتما از بالا یک اتفاق مثبتی بیفتد؟ خودت در قوانین رانندگی، شهری، در رابطه با همکارانت رعایت کن. عزت دست خداست. برای عزت کاذب زیرآب کسی را نزن، رشوه نگیر، رشوه نده، بی‌عدالتی نکن؛ قاضی‌ها، نظامی‌ها، آخوندها رعایت کنید، رعایت مردم را بکنید. معلم‌ها و اساتید دانشگاه رعایت کنید؛ شما بابت درس دادنتان دارید پول می‌گیرید، باید وقت بگذارید.

زمانی نسلی در این مملکت مسئول بود که طرف بیست دقیقه، نیم ساعت بعد از ساعت دو به خانه می‌رفت! وقتی از آن‌ها می‌پرسیدند چرا؟ می‌گفتند ممکن است در این مدت هفتصدهشتصد ساعته چایی خورده باشم و ... پول مردم و بیت‌المال است. شهید ردانی‌پور از مرخصی‌هایش استفاده نمی‌کرد. به او گفتند چرا به مرخصی نمی‌روی؟ در طول روز گاهی یک ساعتی را برای خودم کار کرده‌ام، مرخصی‌هایم را نمی‌روم که از این طریق جبران کنم. روز قیامت نمی‌توانم حتی برای یک ثانیه‌اش جواب خدا را بدهم. دائم در حال رد کردن اضافه کاری هستی! کجایی؟ مردم به خدا حساب و کتاب راست است، قیامت هست. «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏» هست. آیا کسی که جنس هشت هزار تومانی را نگه داشته تا هشتصد هزار تومان بفروشد از بدنه دولت است؟ مگر ما مردم به خودمان رحم می‌کنیم؟ بله حرف پریشب هم درست است، وقتی از آن بالا نگاه می‌کنند وقتی خودشان رحم نمی‌کنند، چرا من باید رحم کنم؟ بسیار خوب اما حق با تو نیست چون آن بالایی را در قبر تو نمی‌خوابانند. استدلالت درست است اما حق با تو نیست. اینکه مبارزه با فساد باید از بالا شروع بشود حرف درستی است اما به تو حق نمی‌دهد که  فساد و ظلم کنی.

در آخر به دو نکته اشاره خواهم کرد.
نکته اول: بحث «سرّاء و ضرّاء» که در محرم پارسال گفته‌ام را دوباره تکرار می‌کنم. در بدی‌ها و سختی‌ها همه خوب و با خدا می‌شویم. پیامبر(ص) فرمودند: من از فتنه ضرّاء بر امتم نمی‌ترسم، امت من تا شعب ابوطالب هم که بروند پای کارند. از فتنه سرّاء می‌ترسم. آن‌ وقتی که نعمت به سراغشان می‌آید مست می‌شوند و همه چیز را فراموش می‌کنند و وقتی به امتی نعمت دادم و مست شد، آنان را به ضراء بازمی‌گردانم.

» اثری که در اطاعت واجبات وجود دارد، در مستحبات وجود ندارد
نکته دوم: تذکری است که می‌خواهم به خواهران بگویم. همه این حرف‌ها درست است که باید از بالا اصلاح صورت بگیرد، وقتی با منکرات بزرگ برخورد نمی‌شود نمی‌توان با منکرات کوچک برخورد کرد چون مضحکه می‌شویم و... همه‌اش درست است. اما خواهران بدانید حجاب شما میزان دین‌داری جامعه را به صورت چشمی و ظاهری نشان می‌دهد. یکی از چیزهایی که خداوند برای زنان فرستاده و نعمت است و به همین دلیل بدون تعارف در مذهبی‌ها زنان از مردان بهترند. دلیلش این است که خداوند تبارک و تعالی اثری که در اطاعت واجب قرار داده به هیچ وجه در مستحب قرار نداده است چون در واجب اطاعت است. یعنی شما اگر دو رکعت نماز واجب را درست بخوانید اثر آن صدها هزار برابر صدها هزار رکعت نماز مستحب است. فایل مستحب کلا جداست. اگر شما در این مکان تا صبح مستحبات انجام بدهید و در بیرون کسی به شما سلام کرد و جواب او را ندادید، ممکن است ثواب تمام مستحبات را خراب کند. «ممکن است» را هم برای این آوردم که کرم خداوند است. یکی از چیزهایی که در واجبات بسیار مؤثر است، طول واجب است! مثلا همه ما امشب نیت کنیم یک ذکر به رکوع و سجودمان اضافه کنیم، آن مدتی که در طول واجب قرار داری، در لحظه گناهانت پاک می‌شود و به حسناتت اضافه می‌شود. در زمان جنگ می‌گفتند رزمندگان برای هر ثانیه از حضورشان در جبهه حتی اگر خواب باشند، غذا بخورند و... حسنات نوشته می‌شود. چرا این حکم برای روزه هم صدق می‌کند؟ ثانیه به ثانیه‌اش برایت حسنه است. چرا ماه رمضان این‌قدر خوب می‌شوی؟ چون واجبات در ماه رمضان طول می‌کشد و طول‌کشیدن واجب در روح ما تاثیر دارد.

» مادامی که حجابت را رعایت کرده‌ای در طول واجب قرار گرفته‌ای و هر ثانیه حسنه محسوب می‌شود
واجبی که زن‌ها دارند و مردان ندارند و بنده به حال آن غبطه می‌خورم، حجاب است. وقتی حجابش را درست کرده است از لحظه‌ای که خانه بیرون می‌رود تا لحظه‌ای که بر می‌گردد در طول واجب قرار دارد هر ثانیه ده حسنه برای او می‌نویسند و ده گناه نیز پاک می‌شود. زنان روزی هفت‌هشت ساعت در واجب و اطاعت قرار دارند و این غبطه دارد. در طول این مدت چرت‌و پرت می‌گوید، بازار می‌رود، بگو و بخند دارد، بستنی می‌خورد و... و حجابش را رعایت کرده است، در طول واجب است. بحث عفاف را هنوز نگفته‌ام این فقط مربوط به حجاب است. آیا اگر شما نماز واجب بخوانید و حواستان به آن نباشد این نماز اثر ندارد؟ اثر دارد و قضاء هم ندارد. طول واجب بر روح و روان و جسم زنان جامعه ما اثر دارد به همین دلیل زنان مذهبی ما از مردان بهترند چون واجباتشان خیلی طول می‌کشد. جهاد، جنگ، اردوی جهادی و ماه رمضان تو را در طول واجب قرار می‌دهد اما زنان کاملا در دسترسشان است. بنده اگر جای زن‌ها باشم از پنج صبح تا دوازده شب با چادر در خیابان راه می‌روم و بعد به خانه برمی‌گردم. این هیچ ربطی به بقیه حرف‌ها ندارد، برای خودت می‌گویم. حسنه مفت و مجانی برای زن‌ها ریخته است. ان‌شالله خداوند همه زن‌ها و مادران ما را حفظ کند. وگرنه من هیچ‌وقت از آن بُعد سیاسی و اجتماعی راجع‌به این موضوع صحبت نکرده‌ام، این صحبت‌ها را برای خودت گفتم. در روز حساب و کتاب با خود فکر می‌کنی هزار حسنه و هفتصدوپنجاه گناه داری، با دلهره وارد قبر می‌شوی؛ یکدفعه می‌بینی شش میلیارد حسنه و دویست‌وپنجاه گناه داری. ثانیه به ثانیه طول واجبات حساب می‌شوند.



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات