برنامه آينده
تا اطلاع ثانوی بدلیل پیشگیری از آسیب‌های بهداشتی احتمالی
جلسات هفتگی برگزار نمی‌گردد!

رهپويان



یکشنبه 15 فروردین 1400 نسخه چاپی
متن سخنرانی - مترفین - قسمت اول - شب میلاد امام علی (ع)



یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: مترفین – قسمت اول
شب میلاد حضرت علی(ع)
تاریخ: 99/12/06


عناوین اصلی سخنرانی:
» مترفین چه خصوصیاتی دارند؟
» در قیامت نسبت به امام و الگویی که از او اطاعت کردیم هم باز‌خواست می‌شویم
» قرآن قشر خاکستری را چه می‌نامد؟
» آنچه در لذت‌جویی مذموم است
» عامل طغیان انسان‌ها


بحث مترفین که خدمت‌تان ارائه می‌دهم در دو جلسه ان‌شاالله تمام می‌شود. امشب خیلی مختصرتر می‌پردازیم و در قسمت دوم یعنی شب وفات حضرت زینب(س)‌ که جمعه شب می‌شود، بحث را تکمیل می‌کنیم.

در روایتی که با مضمون‌های مختلف در کتب روایی ما هست «مَن اَصبَحَ لا یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم» معنی‌اش این است که اگر کسی روزی را بگذراند یا بهتر بگوییم روزگار بگذراند و امور مسلمین برایش مهم نباشد، مسلمان نیست. برداشت علمای ما در تفسیر و ترجمه این روایت این بوده که این روایت در شرح آیاتی از قرآن راجع‌به مترفین است و مترفین گروهی از مسلمین هستند؛ یعنی الآن بحث ما درون‌دینی و درون‌اسلامی است. اگر بخواهیم این کلمه مترفین را مثلاً جهانی نگاه کنیم شاید جهانیان به دلایل مختلف قانع نشوند؛ من‌جمله اینکه اصلاً فلسفه زندگی برای آن‌ها فرق می‌کند. یعنی آن جمله‌ای که حضرت امام(ره) فرمود اگر مسلمین یک‌دست باشند این اتفاق و آن اتفاق می‌افتد فقط یک‌دستی سیاسی نبوده، بحث سر این بوده که خیلی از مسلمین گرفتار اتراف‌اند. خود کلمه اتراف یعنی «افراط در لذت‌جویی» که البته این فقط لغتش است. طبیعتاً در قرآن و در روایات ما، مترفین خصوصیاتی دارند که با همدیگر بررسی می‌کنیم.

» مترفین چه خصوصیاتی دارند؟
ترجمه‌های دیگر که برای مترفین هست از این قرار است:
  •     خودمحوری یا بهتر بگوییم زندگی‌کردن برای خود، هیچ کاری به هیچ‌کسی ندارد، هرگونه تعاملی هم با مردم، اطراف، محیط و طبیعت دارد برای این است که سودی برای خودش دارد.
  •     ترجمه لغتی بعدی برای مترفین بحث بی‌تفاوتی است یعنی این آدم نسبت به جهان خودش کاملاً بی‌تفاوت است، همین جمله‌ای که گفتیم «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ». دارد زندگی خودش را با مرکزیت آنچه به من برسد مهم است پیش می‌برد.
  •     تعریفی که ما داریم «دنیامحوری» است! از خصوصیات مترف این است که اگر به دنیا برسد به‌شدت شاد می‌شود و اگر به دنیا نرسد به‌شدت حسرت‌زده و غمگین می‌شود.

» در قیامت نسبت به امام و الگویی که از او اطاعت کردیم هم باز‌خواست می‌شویم
سوره اسراء آیه۷۱ می‌فرماید: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِم». ببینید عموم مردم جامعه معمولاً دنبال یک الگو می‌گردند. حوصله اینکه خودشان تحقیق کنند ندارند. کدام رستوران غذایش خوب است؟ می‌رود می‌گردد، نظرات مردم راجع‌به رستوران را بررسی می‌کند، هرچه در عموم مردم مد باشد می‌گوید خوب است. عموم مردم این‌طوری‌اند. قرآن در این آیه می‌گوید -خیلی آیه مهمی است- «يَوْمَ نَدْعُو» روز قیامت همه مردم را دعوت می‌کنیم، چگونه؟ حسن بیا، حسین بیا! نه! با امام‌شان. الگو را در نظر می‌گیریم هر کس از این الگو پیروی کرده، می‌گوییم بیا اینجا؛ حساب‌کتاب شما با هم است. برداشتی که از این آیه از قرآن می‌شود این است که الزاماً در روز قیامت این‌ نیست که من و تو را شخصاً بازخواست کنند، ما نسبت به گروهی که در آن قرار داریم هم باز‌خواست می‌شویم. نسبت به امامی که از او اطاعت کردیم باز‌خواست می‌شویم، نسبت به الگویی که از او تقلید کرده‌ایم هم باز‌خواست می‌شویم، نسبت به مدی که رفتارمان را با آن تنظیم کردیم هم بازخواست می‌شویم و سؤال می‌شود؛ حالا خوب باشد یا بد باشد.

خصوصیت بعدی: عاقبت‌فراموشی!
در بعضی از بحث‌ها هم خدمت‌تان عرض کرده‌ام که یک روش روان‌شناختی امروزه پیش آمده است که برای افراد، خوش‌بودن و در آن و در لحظه زندگی‌کردن را ترویج می‌کنند. به او می‌گوید گذشته هیچ، آینده هم هیچ، تو کاری کن و جوری زندگی کن که الآن خوش باشی. نیمی از این صحبت قابل قبول است؛ آن نیمی که امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید: «حسرت گذشته و بیم از آینده مخرب است؛ حالت را دریاب، خوب زندگی کن». خوب زندگی کن، به‌معنای «خوش باشی» نیست. «خوش باشی» یعنی چه؟ یعنی عاقبت را رها کن، حال را بچسب. سیلی نقد را بگیر، حلوای نسیه را ول کن. این می‌شود «خوش باشی». این هم یکی دیگر از خصوصیات مترفین است.

» قرآن قشر خاکستری را چه می‌نامد؟
ما امروزه به قشری که تحت آیات قرآن قرار می‌گیرند، قشر خاکستری می‌گوییم. قشر خاکستری یعنی چه؟ یعنی کسانی که عموماً کاری به کار کسی ندارند مثلاً یک بحث انتخاباتی پیش می‌آید، می‌آیند شرکت می‌کنند و دوباره سر زندگی‌شان می‌روند. سی‌سخت زلزله شده چهارتا کلیپ و فیلم دیدند، تلویزیون گفت، چهارتا الگو آنجا رفتند و گفتند کمک کنید، کمک می‌کنند. «وَفي أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَالمَحرومِ» مهم نیست که کمک به محرومین یک چیز عمری و طولانی و مستمر است؛ الآن روی مد است، روی موج است، کمک می‌کنند و دوباره سر زندگی‌شان می‌روند. امشب شب قدر است، همه می‌آیند باز فردا سر زندگی‌شان می‌روند. پس‌فردا مد است که به خیابان بروی و کارناوال راه بیندازی همه می‌آیند، آن روز چهارشنبه‌سوری است همه می‌آیند، هر چیزی که باشد. ما به این افراد قشر خاکستری می‌گوییم و قرآن به این افراد مترفین می‌گوید. یعنی کسانی که این خصوصیات را دارند که داریم می‌گوییم و اصل برای‌شان عافیت جسمی و روحی است. یعنی الآن می‌خواهد یک غذای خیلی خوب بخورد بعد قضیه سی‌سخت، محرومین و... پیش می‌آید؛ اگر آن کمک را انجام  می‌دهد برای خاموش‌کردن آتش روحش و نفس لوامه‌اش است که بتواند بگوید: بیا کمک کردم! و بتواند غذا را با لذت بیشتری بخورد؛ مثال است. مثلاً زمان جنگ روی یکی از دوستان خودمان خیلی فشار بود، یک سر به جبهه می‌آمد یک دور می‌زد و برمی‌گشت! نه برای اینکه به مردم بگوید من جبهه رفته ام ولی جبهه هم نرفته‌ باشد! فقط برای اینکه بتواند راحت‌تر زندگی کند. نفس لوامه‌ بر او فشار می‌آورد. به  این افرادی که ما قشر خاکستری می‌نامیم که با هیجانات بالا می‌آیند و بلافاصله هم فروکش می‌کنند، قرآن مترفین می‌نامد؛ کسانی که با موج‌ها حرکت می‌کنند.

» آنچه در لذت‌جویی مذموم است
سوره محمد آیه12 «وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ» در این آیه گفته شده است که ما با خوردن و آشامیدن و لذت‌‌بردن که مخالفت نداریم؛ اما مدل این افراد، مدل خوردن حیوانی است. خصوصیات خوردن حیوانی چیست؟ البته جدیداً و مخصوصاً در قرن بیستم در میان حیوان‌ها هم حیوان با‌معرفت پیدا می‌شود که ایثار می‌کند و... . خصوصیات خوردن حیوانات این است که اصل بر این است که من بخورم. نمی‌خورد که سیر بشود یا قوت بگیرد، می‌خورد که تمام شود. مثلاً من بعضی‌وقت‌ها حیوانات را می‌بینم، از اینکه این حیوانات این‌طور هستند، به جای آن‌ها خجالت می‌کشم. از زمانی که چشمش را باز می‌کند سرش روی زمین است که چیزی گیر بیاورد و بخورد تا زمانی که می‌خواهد بخوابد. به او می‌گویم: ای مرغ! زندگی جنبه‌های دیگری هم دارد، درصدی از آن عشق و حال و تفریح است؛ فقط می‌خورد! یعنی اگر جلویش بگذاری به حدی که سیر بشود، سیر نمی‌شود تا تهش را می‌خورد. «وَ يَتَمَتَّعُونَ» و لذت می‌برد از دنیا مثل حیوانات. حیوان به بغل‌دستی‌اش کار ندارد، به جهان حیوانات کار ندارد، به کشورهای همسایه کار ندارد، به زن و بچه‌اش و شوهرش کاری ندارد، حیوان دنبال این است که تمتع کند و بخورد، لذا در اشعار «خور و خواب و خشم و شهوت» را از خصوصیات حیوان می‌دانند. آیا این چهارتا را ما نداریم؟ داریم؛ اما کل زندگی حیوان همین است. یعنی اگر خور و خواب و خشم و شهوت را از حیوان بگیری دیگر اصلاً زندگی را از او گرفته‌ای.

قرآن می‌گوید مترفین کسانی هستند که اگر یک وقت ایثار، جهاد، جنگ یا انقلاب‌ می‌کنند، با ظلم مبارزه می‌کنند و کنار مستضعفین می‌نشینند باز هم می‌خواهند به این چهارتا یعنی خور و خواب و خشم و شهوت برسند. حتی اگر سراغ زهد می‌روند می‌خواهند به این چهار گزینه برسند. حتی اگر سراغ زهد می‌روند! یعنی زهد در حقیقت نقطه مقابل این چهارتا است دیگر. می‌گوید اگر سراغ زهد هم می‌رود، دارد شهوت شهرتش را ارضاء می‌کند. دوست دارد مردم بگویند زاهد است. بعضی از زاهدان ما که قلابی هستند هیچ هنری غیر از زهد ندارند؛ یعنی زهد را از او بگیری ایشان دیگر هیچ چیز ندارد. الآن زهد نان‌دانی‌اش است، هیچ هنر دیگری ندارد؛ بنابراین در قرآن می‌گوید اصل این است که ببینی نیت کارهای دنیایی برای چیست؟ اگر برای تمتع و خوردن مثل حیوانات است، تو مترف هستی.

سوره زخرف آیه ۲۳ «قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ» می‌گوید به‌صورت بسیار بی‌منطق و بسیار افراطی از سنت‌های گذشتگان پیروی می‌کنند چون به آن‌ها می‌چسبد. خیلی بی‌منطق! آقا فلان کار را چرا انجام می‌دهی؟  سنت است، آباء ما این‌طوری بودند. بعد همین‌ افراد جایی که سنت به نفع‌شان نباشد جبهه می‌گیرند.  به‌صورت بی‌منطق از دین دفاع می‌کنند در جایی که آن‌ها را به شهوت‌شان برساند. مثلاً می‌گویند پیغمبر خدا هم فرموده...، طرف از کل دین سه‌تا روایت را یاد گرفته، می‌گوید «مَن حَرَّمَ زینتَ الله...» چه کسی زینت را حرام کرده؟ خدا گفته «کُلُوا وَاشرَبوا»! همان تکه‌هایی از قرآن و روایات که آن‌ها را به امیال‌شان، شهوات‌شان، لذت‌های‌شان و حال‌کردن‌شان می‌رسانند بلدند؛ فقط همان افراد از دین هم به‌صورت سنتی و افراطی دفاع می‌کنند. و اما پدر گرامی! سه‌تا روایت و دوتا آیه برداشته‌ای صبح تا شب به سر زن و بچه‌ات می‌کوبانی، قرآن باز هم آیه دارد.

تفسیر به رأی یعنی همین. تفسیر به رأی الزاماً این نیست که شما قرآن یا روایت را جور دیگری معنا کنی. تفسیر به رأی یعنی از قرآن و روایت در جهت امیال نفسانی‌ات سوءاستفاده کنی. زیرآب این قضیه را هم خواهیم زد که لذت‌گرایی، رفاه، اشرافیت در دین چه حد و حدودی دارد! من‌جمله اینکه به سنت‌ها به‌صورت افراطی اصرار می‌ورزند چون به آن‌ها حال می‌دهد! اگر جایی این سنت مخالف او بود، دیگر آن‌ها را اصلاً نمی‌بیند. سوره اسراء آیه ۱۶«مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا» می‌گوید یکی از شرایط اتراف این است که در لذت‌جویی و در استفاده از نعمت‌ها اسراف و تبذیر می‌کنند. اگر شما زمانی در مملکت شیعه امام‌زمان(عج) چک کنی، می‌ببینی در خانه‌های‌مان، در مراکز تفریحی‌مان، در رستوران‌های‌مان گناه کبیره اسراف چقدر اتفاق می‌افتد! بعد ما اسراف را جزء گناهان کبیره نمی‌دانیم! اصلاً نمی‌دانیم! آن‌قدر که  قرآن‌کریم به تبذیر و اسراف حساسیت دارد، اصلاً آن را جزء گناهان کبیره نمی‌دانیم. اسراف یعنی چه؟ می‌گوید «ففسقوا» فسق در اینجا به چه معناست؟ یعنی شما می‌توانید حد لذت معمولی‌ات را از زندگی ببری و به بقیه هم برسی. به‌دنبال حد لذت بیشتر هستند! آخر بابا فرض می‌کنیم یک سفره برای اینکه تو سیر بشوی سی نوع غذای یک کیلو و یک کیلو و نیم دارد. شما داری از غذا هم مثل معاویه لذت می‌بری که یک دور سفره را نگاه می‌کرد -لذت بصر- بعد یک دور می‌نشست می‌خورد. این اسراف در لذت است، تو داری یک عده را از خیلی چیزها محروم می‌کنی.

سوره مؤمنون آیه ۶۴ می‌گوید: مترفین اعتماد و اطمینان بسیار زیاد به خود و اموال و اعتبارشان و نعمت‌هایی که در اختیارشان است دارند و این اطمینان باعث شده است که آن‌قدر وابسته بشوند که اگر بخواهیم آن‌ها را از این مرحله دنیا به آن مرحله عبور بدهیم، کلاً گارد می‌گیرند و مقاومت می‌کنند. سال‌ها پیش مثالش را زدم گفتم یک برگه کاغذ توزیع می‌کنیم و می‌گوییم: برادر و خواهر عزرائیل دم در آماده است، می‌روی یا نمی‌روی؟ ممکن است یک عده از ما نرویم. دلیلی که نمی‌روی چیست؟ این را باید در بیاوریم. یک وقت هست دلیلش یک قاعده انسانی، ‌اخلاقی،‌ ایمانی، وجدانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، بله! اما اگر دلیلش این باشد که تو آن‌قدر برای خودت انباشته‌ای که فرصتی می‌خواهی از این انباشته‌ها برای لذت خودت استفاده کنی، طبق این آیه تو مترف هستی. آقا این خانه‌هایی که ما ساختیم بعد کی برویم بنشینیم! لباس جدیده را کی بپوشم! آدم‌هایی که مترف نیستند تکلیف‌شان با خودشان مشخص است. اگر در دنیا زندگی می‌کنند لذت هم دارند می‌برند؛ اما آماده هستند که این لذت‌های شخصی، آن‌ها را از عاقبت محروم نکند.

» عامل طغیان انسان‌ها
آیه ۶۴ سوره مؤمنون «إِنَّ الاْءِنسَانَ لَیطْغَی أَن رَآهُ اسْتَغْنَی» مترفین «أَن رَآهُ اسْتَغْنَی» فکر می‌کنند به غِنا رسیده‌اند. فکر می‌کنند! آقا ما دیگر آخرش هستیم! ما دیگر همه چیز داریم! طرف هشتاد سالش است دارد برای چهل سال آینده برنامه‌ریزی می‌کند! دوستی به او گفته بود:
- برای چهل سال آینده برنامه‌ریزی می‌کنی، ان‌شاالله ۱۲۰ سال عمر کنی؛ ولی معمولاً آدم‌ها ۱۲۰ سال عمر نمی‌کنند! این برنامه‌ای که شما برای چهل سال آینده ریخته ای که جواب بدهد اگر برای اطرافیانت باشد خیلی خوب است؛ اما برای خودت دلیل عقلی پیدا نمی‌کنم.
- باید پیدا کنی.
- چی؟
- با رشد علم پزشکی، تا ده‌بیست سال دیگر تمام سلول‌های پیری را تغییر می‌دهند و پیرها جوان می‌شوند.

قرآن می‌گوید«کلا إِنَّ الاْءِنسَانَ لَیطْغَی أَن رَآهُ اسْتَغْنَی» اصلاً ما اجازه نمی‌دهیم این اتفاق بیفتد. اگر انسان بوی جاودانگی به مشامش برسد طغیان می‌کند. بوی جاودانگی! خیلی از ما که مسلمانیم و به اسلام‌ مقیدیم و اهل تقیدیم برای این است که نمی‌دانیم امشب می‌میریم یا نه. اگر به من بگویند تو تا دو روز دیگر قطعاً زنده‌ای من در این دو روز قطعاً غلطی می‌کنم. قرآن دارد می‌گوید. می‌گوید مترف احساس استغنا می‌کند، چون احساس استغنا می‌کند لذا خیلی جاها می‌بینی که به طغیان می‌کشد و طغیان می‌کند. سه گزینه دیگر ماند و بعد می‌آییم سراغ اثرات اجتماعی اتراف که جمعه شب قسمت دوم مترفین را خواهیم گفت. همچنین به این شبهه‌ خواهیم پرداخت که بالأخره بچه‌مؤمن‌ها باید لذت ببرند یا نبرند؟! حد لذت چیست؟! حد تجمل، تبرج و اشرافی‌گری چیست؟ با آیه و روایت برایتان خواهم گفت. ان‌شاالله ما هیچ‌وقت جزء مترفین نباشیم.



کانال تلگرام رهپویان
* نام شما : 
پست الکترونيک : 
وب سايت : 
* نظر شما : 
 
تبليغات