شنبه 28 بهمن 1391
 » خلاصه سخنرانی | عقل در زندگی [عقل، درد و آرامش «2»]
یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
21 / 11 / 1391

موضوع : عقل در زندگی [عقل، درد و آرامش «2»]

 

جهان خلقت سیستمی دارد که حکما آن را نظم می نامند. نظم جهان خلقت قوانینی دارد که اگر رعایت نشود، جهان به مقابله با شخص بر می خیزد.

قسمت اصلی بیماری و دردی که بخاطر بیماری می کشیم - غیر از قسمت ژنتیک - بخاطر رعایت نکردن قوانین طبیعی خلقت است. دلیل خیلی از دردهای جامعه ی جهانی ما بیماری است، ولی اسمش را بلا و آزمایش خدا می گذارند!
در قدیم مردم فقط به دلیل اینکه نام بیماری را بلد نبودند و شناختی نسبت به آن نداشتند، اسم تمام مشکلات را بلا و مصلحت می گذاشتند. دوای درد طاعون را نمی دانستند، نامش را عذاب الهی می گذاشتند. بسیاری از بیماری هایی که در طول تاریخ مردم را می کشت، امروزه درمان دارد و شناخته شده است.
بسیاری از خرافات حتی در کتب دینی قدیمی خود ما، به دلیل نبود علم نسبت به یک مسئله بوده که خرافه ایجاد می شده و آن را گردن خدا می انداخته اند!

در صورتی که قوانین خلقت باید بر هم زده شود تا عذاب ایجاد شود. برای مثال، خورشید باید گرم کند، اگر بسوزاند یا اگر نتابد، این می شود عذاب. در غیر این صورت وقتی قوانین خلقت اجرا می شود، نامش عذاب نیست.
خودت درد را ایجاد کرده ای. بیماری که اختراع نمی شود. اظهار می شود، ظهور پیدا نمی کند.

یک سری قوانین طبیعی داریم که درد ایجاد می کند، ولی طبیعی بودنش را ما درک نمی کنیم. قانون عمل و عکس العمل در رفتارها یک قانون کاملا طبیعی است.
خداوند تبارک و تعالی نظم طبیعت را به گونه ای چیده است که اگر شما رفتار خوبی به خرج دهی، بازتاب و بازتاب خوبی دریافت خواهی کرد. اگر رفتار بدی به خرج دهی، بازتاب بدی دریافت خواهی کرد.
به هر دین و آئینی باشید، این قانون طبیعی وجود دارد. رفتارهای مثبت در دنیا بازتاب های مثبت دارد و رفتارهای منفی، بازتاب های منفی.

بر هم زدن نظام خلقت
یکی دیگر از خاستگاه های درد، بر هم زدن نظم طبیعی خلقت است.
در چند سال اخیر دیده ایم که در حیوانات و انسان ها دستکاری های ژنتیک می کنند، دست بردن در خلقت موجودات. این امر در انسان ها درد می آورد. ممکن است در این نسل خودش را نشان ندهد، ولی در نسل های آینده حتما اثرات بد و مضراتش را نشان خواهد داد.
دلیل حرام اعلام کردن تغییرات ژنتیک در انسان ها توسط علما، همین دردی است که بعدا ایجاد می شود.

نظم بعدی در عالم خلقت، نظم نسبت به طبیعت است. خداوند یک قسمت را به حیوانات و گیاهان اختصاص داده، یک قسمت را به انسان ها.
اگر زمانی در اکوسیستم خلقت دست بردیم، حق حیوانات و گیاهان را گرفتیم و به حق خودمان اضافه کردیم، درد می آورد.
نظم خلقت به هم خورده. با فعالیت های انسانی لایه ی اوزون سوراخ شده، حالا باید عوارض ناشی از این موضوع را به جان بخرید! بیماری های جدید پوست و چشم و چندین نوع درد دیگر. چون به حق خودمان قانع نبودیم و در اکوسیستم خلقت دست بردیم.

عدم مدیریت بر ذهن
قسمتی از مغز ما مرکز احساسات و خوشی ها و ناخوشی ها و علاقه و نفرت و حب و دشمنی است. این مرکز نیاز به مدیریت دارد. گاهی اوقات ما مدیریت این قسمت را به این بهانه که این‌ها کار دل است و ربطی به عقل ندارد، رها می کنیم!

برای علاقه‌مند شدن به دنیا بهانه زیاد است. بطور عام دنیا پر است از شهوات. به فرموده ی قرآن کریم «زُیّن للناس حُب الشهوات» از زینت های معنوی گرفته تا مادی.

وقتی احساسات را آزاد می گذارید و مدیریت نمی کنید، این احساسات در بازار جهانی که پر از زیور است، می چرخد و دائم انتخاب می کند. میزان آرزوها و علاقه‌مندی ها زیاد می شود، ولی میزان وصال‌هایتان کم می شود.
کسی ذهن را رها می کند که بداند به وصال می رسد!

یکی از دردهای اساسی در جهان امروز، این درد است. در دیدگاه پزشکی به آن افسردگی می گویند و در نگاه دینی و اجتماعی، به آن انزوا، غم و .. می گویند.
اگر ما نتوانیم ذهن خودمان را مدیریت کنیم، آیا اجازه داریم آن را آزاد بگذاریم؟ روانشناسی و فلسفه ی غرب هم امروز این اجازه را به ما نمی دهد، چه برسد به دین.
وقتی من قدرت کنترل بر ذهنم را ندارم، وقتی نمی توانم مدیریت کنم، وقتی در برابر اعتبارات کوچک دنیایی ضعیف و ذلیلم، آیا اجازه دارم جایی بروم که اعتبارات بر سر من بریزد !؟

بی جنبه کسی است که بدون اینکه ذهنش را نسبت به شهوات مدیریت کند، به قلب دنیا بزند.
دیدن دنیا و نچشیدنش درد می آورد.

قرآن کریم فرموده کسانی هستند که غمض عین می کنند نسبت به چیزهایی که متعلق به آن ها نیست، از کنار شهوات دنیا کریمانه می گذرند.
کسانی که مقام های دنیایی آن ها را نمی لرزاند، شهرت اذیت‌شان می کند.
وقتی رعایت نکنی، درد می کشی.

ز دست دیده و دل هردو فریاد / که هرچه دیده بیند دل کند یاد

نبین! اگر می دانی می توانی به وصال برسی تا آخرش برو. ولی هرزه گردی های چشم و دل ما به وصال نخواهد رسید و اتفاقا فراق های متعددی برای ما ایجاد خواهد کرد.
احساسات‌تان را مدیریت کنید.

برآورده نشدن نیازهایی که به مدیریت جهانی بر می گردد 
یک درد فریادی داریم. اگر فریاد زدی دردت درمان می شود و اگر نزدی یعنی قرار است با این درد بسازی؛ پس اعتراض هم نکن! «إن الله لایغیرُ ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم»

مدیریت جهانی امروز، اجازه ی امنیت، رفاه و بسیاری از بهره وری ها از دنیا را به انسان ها نمی دهد. نظم نوین استعمارگر حاکمان امروز جهان، حتی به بسیاری از دولت های جهان اجازه نمی دهد که مردمشان را از نعمت های خداوند بهره ور کنند.
نظم حاکم بر مدیریت بسیاری از کشورهای جهان، بر استان های جهان، بر شهرهای جهان.
 
ملتی که حاضر می شود زورگویی حاکمان را قبول کند، باید بابت دردی که می کشد اعتراض هم نکند.
وقتی در مدیریت جهانی دخالت نمی کنند، وقتی عدالت را مطالبه نمی کنند، حق اعتراض هم ندارند.

خداوند تبارک و تعالی برای رفاه همه افراد بشر همه چیز آفریده، ولی این رفاه توسط مدیریت حاکم خوب توزیع نمی شود.
وقتی ما علیه این مدیریت حاکم بر جهان، در عرصه ی نظامی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و .. تلاش و حرکت و جهادی به خرج نمی دهیم، باید دردش را هم بکشیم.

درد کوچک ِ تولید ملی خودمان را بپذیر، تا به درد بزرگ تاریخی استعمارگری دچار نشوی.
با لباس و پوشاک آمریکایی و جنس اسرائیلی که نمی شود برویم فریاد مرگ برآمریکا و اسرائیل سر بدهیم!
باید هزینه بپردازیم.

 پشتوانه ی این نظم نوین جهانی که اینهمه درد را برای دنیا باعث شده است، اقتصاد نوین جهانی است و اقتصاد نوین جهانی یعنی کارتل های سرمایه گذاری، که پول این زورمداران را تأمین می کنند. چون ما از آن ها خرید می کنیم! بزرگترین مصرف کننده ی محصولات غربی، ما جهان سومی ها هستیم.

مدیریت درد - نگرش عارفانه
آقا امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : «انسان تو بین دو عدم قرار داری؛ یکی آنچه که نیامده و یکی آنچه که گذشته است. حال را دریاب.»
بسیاری از ما دردهایمان به اندازه ی شادی هایمان زیاد نیست. در 60 سال عمر ، 40 سالش خوب بوده و اگر خیلی دردمند بوده باشد، 20 سال درد داشته است.
عارفان می گویند مشکل بزرگ دردهای دنیا، تمدید ذهنی است.
شادی هایمان را با خاطره ی درد قبلی و بعدی نقض نکنیم. مگر دور گردون دست ماست !؟ شاید دنیا عوض شد! مدام درد را تمدید نکنیم.

دیدگاه عارفانه می گوید اگر به درد رسیدی، سعی کن آن را فراموش کنی، نه تمدید. و زمانی که از درد گذشتی، نسیاً منسیا؛ انگار اصلا وجود نداشته. و دردهایی که احتمال می دهی بعدا بیایند، یقین بدان باید فراموش شوند.

در نهایت، بچه مسلمان و شیعه ای که با عرفان آشناست، می گوید در مسیری قرار دارم که خدایی وجود دارد. خداوند ناممکن را ممکن می کند. اصلا می بینی امام زمان (عج) آمد و همه چیز درست شد. آخرین راه حل شیعه این است.

خیام شعر زیبایی دارد :
از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده ست، فریاد مکن
بر نآمده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن


دقیقا عین روایت امیرالمؤمینن (ع) که می فرمایند حال را دریابید.

مدیریت درد - تحمل دردهای گریزناپذیر
یک سری دردها روزی ِ ماست.
اگر می خواهی لذت بالا بودن در مقام ها و شئونات علمی را بچشی، باید درد کم خوابی ها و درس خواندن و حذف تفریحات را بچشی.
برای رسیدن به قسمت هایی از دنیا، باید یک دردهایی را داشته باشی.

کسی که از بدو تولد همه چیز داشته و کمبودی احساس نکرده، چون از دردهای گریزناپذیرش محروم شده است، دردهای دیگری را باید در دنیا بکشد؛ افسردگی، ناراحتی، دغدغه ی پولی که بی زحمت به دستش رسیده، بالاخره برایش دردی می فرستند. نمی گذارند بدون درد دنیا را رد کند.

دردهای انسانی
یک سری دردها هست که به غلط اسمش را درد گذاشته اند. این ها ارزش های یک انسان هستند.
کسی بابت دفاع از یک هنجار یا ارزش اخلاقی، دردی می کشد و شخص دیگری این درد را انتخاب نمی کند و بی تفاوت از کنارش می گذرد.
در اوج راحتی و لذت و بهره مندی از دنیاست، ولی به سمت فقر می رود، فقر را می بیند و ورود پیدا می کند تا درد به او تزریق شود.
این یک هنجار و ارزش انسانی است و به غلط نامش را درد گذاشته اند؛ سهیم کردن خود در دردهای عالم خلقت.

حداقلش این است که اگر نمی توانیم گامی برداریم - که باید بتوانیم - بابت این درد عیش خودم را نقض می کنم، اشکی می ریزم، ناراحتی می کشم.
جای خوابش راحت است، ولی بخاطر کسانی که جای خواب ندارند درد می کشد. از درد ِ دردمندان درد می کشد.

در درد منفی که اسلام رد می کند، شخص احساس نا امیدی از زندگی و افسردگی و دلزدگی و انزوا دارد، ولی در این نوع درد کشیدن، با وجود اینکه با همان ادبیات اشک و ناراحتی ورود پیدا می کند، احساس ارزشمندی انسانی می کند.

این دردمندی ِ ارزشی بابت هنجارهای انسانی - اخلاقی - ارزشی و ایمانی، انسان را منزوی نمی کند، بلکه نزد خودش با ارزش می کند، از انسان بودن خودش لذت می برد.
این درد لذت دارد.


دانلود صوت سخنرانی