سه‌شنبه 11 تیر 1392
 » متن سخنرانی | شرح اوصاف الاشراف «قسمت 3»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
چهارمین جلسه تشکل عقیدتی - سیاسی «آحاد حزب الله»
12 / 03 / 1392 - حسینیه سیدالشهدا (ع)
موضوع : اوصاف الاشراف «قسمت سوم»



انابه کلمه ای‌ست به معنای بازگشت. ترجمه تحت اللفظی اش یعنی روی آوردن به قبله. در نماز، اهدنا الصراط المستقیم را داریم؛ یعنی باید در مسیری حرکت کنیم که قبله ی رو به روی ما، یک قبله ی الهی باشد. ممکن است سالک در مسیر سلوک، برخی از اوقات در جاده خاکی هایی حرکت کند که گمان می برد این مسیر، مسیر واقعی است.

انابه یعنی چک کردن تمام روز و شب خودت، اینکه در مسیر صراط مستقیم و رو به قبله باشی. رو به قبله بودن، یک چک‌آپ درونی و روحی است؛ در تک تک رفتار و گفتارت. سوره ق خیلی زیبا می فرماید : ما یلفظ من قولٍ الا لدیه رقیب عتید. دو فرشته بالانس می کنند که ما از مسیر قبله، از صراط مستقیم خارج نشویم.
انابه یعنی تمام گفتار و رفتارت، تک تک جملات، تک تک نگاه ها، تک تک حرکات، تک تک محبت ها یا نفرت هایت، حب ها یا بغض ها، را چک کنی که رو به قبله باشی. این چک کردن دو حسن دارد : اول اینکه مراقبه می کنی. خود مراقبه کردن یکی از مبانی سلوک است. و حسن دوم این که که اگر یک وقتی رو به قبله نبودی می فهمی که باید توبه کنی.
آن کس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند

بسیاری از گفتارها و صحبت ها و رفتارها و حب و بغض های ما رو به قبله نیست و ما بابت این، توبه نمی کنیم؛ چون چک نمی کنیم. انابه یعنی هر لحظه انسان چک کند. سر خودمان را که نمی توانیم کلاه بگذاریم؛ این حرفی که زدم دقیقا رو به قبله بود یا رو به دل بود؟ اگر رو به قبله باشد، انابه اتفاق افتاده. اگر رو به دل باشد، إنّ النفس لامارةٌ بالسوء. یعنی کار دل و نفس فقط این است که ما را از مسیر صراط مستقیم خارج کند. انابه یعنی چک کردن. ما یلفظ من قول؛ قول این جا یعنی رفتار. فقط به این بر نمی گردد شما مراقب زبانت باشی. دو فرشته مراقب رفتار ما هستند، نه مراقب اقوال ما.

کنترل زبان یک بحث است، یک قسمتی از رفتار است. اتفاقا خیلی نیت مهم تر از قول است. ممکن است شما به کسی توهینی کنی، ناسزایی بگویی، اما جزء مراتب تربیتی باشد. ممکن است حتی رفتار خیلی خشونت آمیزی با فرزندت بکنی که اگر کسی ببیند، این رفتار را برنتابد. اما وقتی نگاه می کنیم می بینیم نیت این جا رفتار را تصحیح می کند.  
خیلی از کسانی که در زندگی خودشان عادت نکرده اند اقوال و اعمال و رفتار خودشان را هر لحظه و هر ثانیه چک کنند، آرام آرام از صراط مستقیم خارج شده اند.

اولین چیزی که در بحث انابه مطرح خواهد شد، آگاهی و تسلط ما به احکام الهی است. یعنی فقه در رفتار ما یک مبناست؛ آگاهی و تسلط به احکام الهی.
پس قسمت اول، تسلط بر فقه. جزء برنامه های روزانه ی یک سال‌تان بگذارید که رساله احکام مثلا حضرت آقا یا حضرت امام را با استفتائات، کامل مطالعه کنید و چیزهایی را که می بینید در رفتار و زندگی مبتلابه هست، یادداشت کنید.

در بحث های سلوکی و معرفتی، انابه سه مرحله دارد :
1. انابه به دل
باید دلت قانع شود که من باید در مسیر فقاهت حرکت کنم. باید رو به قبله حرکت کنم. «استقبال» از واجبات ایمان است؛ یعنی طلب رو به قبله کردن. إهدنا الصراط المستقیم که شما می گویی، استقبال است. یعنی من دائم باید در این طلب باشم که آیا من رو به قبله هستم یا نه.
طلب یک درصدش دعاست. چقدر دغدغه داریم که الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابداً ؟ - یک لحظه به خودم واگذار نشوم - ؟

2. انابه به زبان
باید زبانت در حال انابه باشد. اعوذ بالله، نعوذ بالله، جزء کلماتی هستن که دائم باید بگویید. یعنی خدا باید ببیند که شما نسبت به رو به قبله نبودن، حساسید. جزء کلماتی که شبانه روز باید روی زبانتان باشد، نعوذ بالله است. تمام معارف معرفتی و سلوکی نیست، یک قسمتش توسلی است. یعنی باید دعایت این باشد که خدا تو را حفظ کند. اعوذ بالله من نفسی. دائم باید این را بگویی.
 
یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم؛ این یعنی قبله.
شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم؛ خداوند تبارک و تعالی به کسانی که در مسیر قبله هستند، نگاه می کند.

چه بسا کسانی که 70 سال در مسیر قبله بوده اند، 10 دقیقه راهشان را کج کردند، تعمد داشتند این راه را ادامه بدهند، خداوند همان جا مرگ‌شان را رساند. و این از محبت خداست. الزاما کسانی که در گناه می میرند انسان های عاقبت به شری نیستند. خیلی هایشان به موقع می میرند! خداوند می گوید بار خوب حسناتش را می خواهد خراب کند، الان مرگش را برسانید. مطلبی که مقام معظم رهبری در مورد آیت الله منتظری فرمودند در پیامی که در وصیت نامه شان دادند، خیلی پیام عجیبی بود. یکی از جملاتی که آقا فرمودند این بود که "امیدواریم خداوند تبارک و تعالی باقی این اواخر شما را به یک عمر مبارزه ببخشد". [نقل به مضمون]
به یک عمر مبارزه ببخشد. در یک نوع نگاه، احتمال دارد خیلی از مرگ هایی که در سیئات اتفاق می افتد، برای این باشد که سیئات ادامه داده نشود و این انسان به هر حال چیزی برای ارائه داشته باشد.

3. انابه به عمل
باید کاملا آگاه باشید که در مسیر پشت به قبله یا انحراف از قبله، هیچ توفیق مادی و معنوی وجود ندارد.
وقتی به خدا به عنوان مالک و قدرتمند و رازق هستی، پشت می کنید، نه توفیق مادی برای شما خواهد داشت نه توفیق معنوی. در خیلی از آیات و روایات خداوند تبارک و تعالی با کسانی که پشت می کنند، خیلی راحت برخورد می کند : و لا تکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم. می فرماید این هایی که به ما پشت می کنند، به خودشان پشت می کنند. هیچ توفیق مادی و معنوی در پشت کردن به خداوند تبارک و تعالی وجود ندارد. بسیاری از مردم، خدا را دوست دارند برای اینکه دنیا را دوست دارند. یعنی دلیل سلوک‌شان این است که فکر می کنند توفیقات مادی در آن هست. و درست هم فکر می کنند.
"تلک عبادة التجار". آقا امیرالمؤمنین (ع) فرمود یک عده می خواهند تجارت هم کنند، بیایید؛ تجارتش هم خوب است. دنیایش هم خوب است.

دائما انسان در این مسیر باشد که این قبله را چک کند. آیا در این مسیر قرار دارم؟ اعتقاد دارم اگر بیرون بروم ضرر می کنم؟ اعتقاد دارم از هر چه بگذرم می بازم؟ اعتقاد دارم  اگر تقلب کنم، روسیاه می شوم؟ اعتقاد دارم اگر معصیت کنم، این معصیت باعث بی توفیقی و بی آبرویی می شود؟

مثلا می گوییم خورشید در آسمان است. مفهوم موافقش چیست؟ "هوا روشن است." مفهوم مخالفش چیست؟ "شب نیست - هوا تاریک نیست." بحثی که گفتیم استقبالتان را چک کنید و ببینید از دایره خط مستقیم خارج نشده باشید، مفهوم موافقش این است که برای ما توفیقات دارد. مفهوم مخالفش چیست اگر به خدا پشت کنیم؟ دنیا را نداریم، آخرت را هم نداریم؛ خسر الدنیا و الآخرة.
در جایی که نمی توانی عصبیت خودت را کنترل کنی، برای آرامش خودت دستور قرآن این است : "و استعینوا بالصبر و الصلوة" حالا شما چه کار کردی؟ داد زدی. توهین کردی.
خیلی از کنترل ها فقط به دلیل انابه اتفاق می افتد. یعنی بدانیم که رو به قبله، کارهای خدایی جواب می دهد. کارهای غیر خدایی اثر عکس دارد.

در بحث انابه یکی از چیزهایی که خیلی برای ما قابل توجه خواهد بود، آرامش بعد از انابه است. یک وقت هست شما امتحان می کنی انابه خودت را ببینی که آیا به آرامش می رسی یا نه. من اصلا ضمانت نمی کنم به آرامش برسد کسی که انابه و استقبال خدا را تست کند. اما یک وقت هست اعتقاد داری. چند بار آزمایش می کنی، جواب داد. حالا بعد از سه بار که اعتقاد پیدا می کنی، بنده ضمانت می دهم، امضاء می گذارم از طرف دین، از طرف امام صادق (ع)، از طرف قرآن، که انسان هایی که خودشان را در مسیر قبله کنترل می کنند، بر خشم و غضب و شهوت خودشان غلبه می کنند، خداوند تبارک و تعالی در جا آرامش می دهد.

√ پاسخ به سوال ها :

»»» توبه عملی است که باید بعد از انابه انجام بدهی. وقتی شما رو به قبله بودنت را چک کردی و رو به قبله نبودی، باید توبه کنی. انابه حالت توجه هست نسبت به استقبال، طلب رو به قبله بودن.
وقتی هر کلام مفهومی دینی، آیات و روایات را وقتی می خواهید بررسی کنید، دو بار باید چک کنید. یک بار باید مفهوم موافقش را چک کنید، یک بار مفهوم مخالفش را.

»»» مفهوم مخالفش می شود این که اگر در مسیر قبله نباشید، هر چقدر تلاش کنید، به آرامش نمی رسید. هر چقدر در مسیر خارج از قبله تلاش کنید، آرامشی توزیع نمی شود.

»»» می پرسند فرق انابه و مراقبه چیست؟ مراقبه به اعمال و رفتار بر می گردد، انابه به مسیر. مسیر من کجاست؟ خیلی از اعمال و رفتار ما ممکن است بد باشد. کار بدی می کنی، ولی در مسیر درست داری این کار بد را می کنی. یک اشتباهی کردی این جا توبه می کنی و جاده کج نشده. انابه چک می کند جاده کج نشده باشد.

»»» به اندازه ای که در نیت‌تان خلل ایجاد می شود، کار خوبتان اثرات وضعی خودش را از دست می دهد.  
دلیل اینکه بعضی اوقات از خیلی کارهایی که انجام می دهیم، استقبال نمی شود، اثر وضعی نداشتن این کار است. اگر به اثر وضعی خیلی دقت کنید، در نیت‌تان خیلی دقیق می شوید. همین یک جمله ای که بنده می گویم، می تواند کمی اثر داشته باشد، می تواند اصلا اثر نداشته باشد، می تواند زیاد اثر داشته باشد. اینجا اگر من خودم رو به قبله باشم و نیتم صاف باشد، اثر دارد.
خفته را خفته کی کند بیدار؟ ممکن است کسی حرفی بزند، من و شما بگیریم. قابلیت پذیرش بالا باشد. فرستنده مشکل داشته باشد ولی گیرنده گیرایی اش بالا باشد. به لقمان گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان. گیرندگی لقمان بالا بود. ولی اگر هم فرستنده و هم گیرنده سالم باشند، امواج خیلی درست تر به هدف می خورد. ولی وقتی جایی گیرندگی مشکل دارد، هر چقدر فرستنده بگوید گیرنده نمی گیرد. یک جایی فرستنده مشکل دارد، گیرنده خوب است. می شود. جایی که هم فرستنده مشکل دارد هم گیرنده، دیگر آب در هاون کوبیدن است.

»»» می پرسند از کجا تشخیص بدهیم رو به قبله هستیم یا نه؟ گفتیم مبنای رفتار دینی فقه است. هر شغلی داری باید مسلط باشی بر رساله. مرحوم آیت الله بهاءالدینی می گفت زمان جوانی ما کاسب های قم همه لمعه را هم درس می دادند! جزء تفریحاتشان بوده. بنده در زمان دانش آموزی ام رساله را چندین بار خواندم؛ با استفتائات. علاقه داشتم. لمعه یک کتاب فقهی است که مقداری بالاتر از رساله است. تسلط. برای اینکه بدانیم رو به قبله ایم یا نه، باید با فقه چک شود.
رفتار متدینان ما در جامعه دینی باید با فقه چک بشود. اول با فقه. یعنی با رساله حضرت امام.
 انابه یک بحث کاملا قلبی است. عمل، منظور کارهایی است که باید با قلب انجام بشود. مثلا اینکه همیشه رو به قبله باشیم.

»»» می پرسند آرامش کلی است یا ممکن است بر بعضی از اعضاء و جوارح حاکم باشد و بر بعضی نه؟
مطلب خیلی مهمی مرحوم آقا میرزا مهدی دارند که می فرمایند انَّ اخلاق المذمومة فی القلب، هی مغارس المعاصی. چیز های مذموم در قلب، مزرعه ی پرورش معاصی است.

مثلا می گوید من اعصابم ناراحت است و این را نمی توانم کنترل کنم. عصبیت ها و عدم کنترل، مزرعه معصیت های دیگر است. ممکن است شخص مریض باشد، بحثی نیست. ولی اگر عصبیت از غریزه شهویه نشأت می گیرد، منجر به گناهان دیگر می شود. نمی شود بگوییم این آدم مؤمن است و هیچ گناهی نمی کند، فقط عصبی است! مؤمن اگه در مسیر ایمان باشد باید روز به روز میزان تسلطش بر اعصابش بیشتر باشد.
عصبی بودن ضعف است. آرامش از خصوصیات مؤمن است. باید این خلق را خارج کنیم. ولی اگر زمانی عصبی شدی فکر نکن خیلی آدم بی ایمانی هستی. یک جاهایی پیش می آید. ولی عصبی بودن به این عنوان که بگویند فلانی عصبی است، خیلی ضعف بزرگی است.

»»» نفس و دل را  تسامحا مترادف کرده اند. ولی مترادف نیستند. تسامحا مترادف شده اند.
آرامش به چه معناست؟ آرامشی که در بحث سلوک در موردش صحبت می کنیم "رضی الله عنهم و رضوا عنه" است. احساس کند خدا از او راضی است و او هم از خدا راضی باشد. قسمت دوم مهم تر است. خیلی از مردم به مادیات پناه می برند و آرامشی هم دارند. ما اصلا دنبال این آرامش نیستیم. ما با یک دیدگاه ایمانی دنبال آرامشی هستیم که بگوییم ما از خدا راضی هستیم و خدا هم از ما.

+ اخلاص :
معنای اخلاص : پالایش هر گفتار و کردار برای قرب الهی.
حتما به خاطر خصوصیات نفسانی در وجود ما یک آلاینده هایی هست که باعث ظلمات و نگرانی های معنوی می شوند. اول باید این ها را بشناسیم و دوم بزدائیم. پالایش بدون شناخت اصلا معنا ندارد. شناخت را از کجا باید بگیریم؟  
مبنای اخلاص هم فقه است. مشکل بزرگ صوفیه این است که عرفان را بدون فقه، طریقت را بدون فقه و فقاهت تدریس می کنند.
شناخت یعنی چه؟ یعنی فقاهت. کتاب اخلاص حضرت امام بی نظیر است. یک کتاب 40 صفحه ای. دیگر از این کتاب بهتر در بحث اخلاص پیدا نمی کنید.

اول شناخت. بسیاری از اوقات بنده اخلاص ندارم، گمان می کنم اخلاص دارم. چرا؟ چون شناختم کافی نیست. در نتیجه پالایش نمی کنم. از رفتار خیلی از مؤمنان ما در جامعه، مشخص است که از نظر فقهی روی اخلاص اصلا شناخت ندارند. اخلاص یک تعریف خیلی وسیع دارد، خیلی کار دارد. حضرت امام (ره) فرق بین اخلاص و سادگی را باز می کند، فرق بین اخلاص و توکل را باز می کند، فرق بین اخلاص و ندانم کاری ها را گردن خدا انداختن را باز می کند. فرق بین اخلاص و ریاکاری را باز می کند.
حضزت امام (ره) در تعریف اخلاص می فرمایند : ترک هر کاری یا انجام هر کاری برای خدا.
امام در مثال خیلی زیبا می فرمایند : مثلا شخص می خواهد نماز بخواند، احساس می کند اگر الان نماز بخواند ریا می شود. می فرماید این نخواندن ریاست. چرا؟ برای اینکه این می خواست مردم نگویند ریا می کند. می فرماید دخیل کردن نظر مردم در اعمال و رفتارت، به معنی ریاست.

جلوتر می گوید هر گفتار و کردار. یعنی اخلاص هم در گفتار باید باشد، هم در کردار. توضیحی که امام برای نظر مردم می دهد توضیح زیبا و جامعی است. می فرمایند الزاما نظر مردم را دخالت دادن به این معنا نیست که یک جاهایی انسان راجع به نظر مردم اهمیت قائل نباشد. نظر مردم اهمیت دارد؛ دخالت ندارد. یعنی در تصمیم گیری تو، نظر مردم اهمیت دارد.

ما برای چه اخلاص داریم؟ برای اینکه مردم بگویند اخلاص داری؟ خیر. برای قرب الهی. باید برای نزدیک شدن به خدا باشد. الزاما مزد اخلاص شما را نقداً در دنیا نمی دهند. می گوید یک عمر برای خدا کار کردیم چه شد؟ چه می خواستی بشود !؟ یعنی اگر شما برای خدا کار کنی الزاما در دنیا مزد اخلاصت را می دهند؟ یعنی مردم می آیند کف می زنند می گویند بارک الله چه آدم مخلصی؟ یا اگر جایی با اخلاص کار کردی و به شما گفتند ریاکار، چقدر اذیت می شوی؟
اگر برای قرب الهی بوده، الان باید به خدا نزدیک شده باشی. امام می فرمایند : "مخلص بودن بسیار آسان تر است از مخلص ماندن". برا اینکه ممکن است 20 سال بعد، در جایی 20 سال عملت را کسی بیاید زیر سؤال ببرد، شما برنتابی. خدا می گوید شما اخلاص داشتی برای قرب الهی. الان به من نزدیک هستی. بگذار بگویند ریاکاری.
اگر ناراحت می شوی، مفهوم موافقش این است که اخلاص نداری. مفهوم مخالفش این است که شما ریاکار بوده ای! 15 سال فکر می کردی اخلاص داشتی. ریاکار بودی. پس یک توبه اینجا لازم است برای ناراحت شدن ات. این دیگر ضعف نفس نیست؛ ضعف عمل است. ما در جلسات‌مان، در مسائل معنوی ریزش داریم. طرف می گوید قدر من را نمی دانند! چقدر بابت قدرناشناسی مردم در جلسات معنوی مان ریزش داریم؟

وقتی که ما شخصیت حقیقی‌مان را در مسائل عبادی دخالت می دهیم، این دقیقا ریاست. توبه لازم دارد. باید به خاک بیفتیم، توبه کنیم بایت اینکه خدایا 10 سال، 20 سال، 30 سال گمان می کردم که در مسیر قرب به تو هستم. فکر می کردم دارم برا قیامتم کار می کنم، حالا فهمیدم نه اصلا این نبوده. من داشتم برای محبت کار می کردم.
حضرت امام (ره) فرمودند چگونه باور کنیم از کسی که زیارت عاشورا می خواند، بأبی انت و امی و نفسی و مالی و أُسرتی می گوید، ولی به خاطر اسلام حاضر نیست یک سیلی بخورد. سر سوزنی با آبرویش بازی شود، کنار می کشد. ریزش در مسیر سلوک به خاطر نبودن اخلاص است. وقتی اخلاص درست باشد، انسان ها می توانند مسیر سلوک و قرب را تا رسیدن به فناء فی الله ادامه بدهند. 

قسمت دومی که شیخ طوسی می فرمایند : برطرف شدن حجاب های نورانی.
یعنی اخلاص به جایی می رسد که شما فقط و فقط برای قرب تلاش می کنید و نه حتی برای بهشت و جهنم.

+ برطرف شدن شرک خفی؛ اخلاص، شرک خفی را برطرف می کند.
علائم شرک خفی :
1. مزد گرایی
2. سبب دانی

1. مزد گرایی : یعنی این که شما بابت کارهایی که انجام می دهی، از خداوند تبارک و تعالی طلب پاداشی دنیایی یا اخروی بکنی. بهشت و جهنم را ما نمی توانیم از ذهن‌مان حذف کنیم. اگر بهشت و جهنم نباشد، ماها به این سادگی پای کار خدا نمی ایستیم!
بسیاری از اعمالی که ما انجام می دهیم، حالا خدا بهشت ببرد یا نبرد؛ واقعا آنقدر برایش ارزش قائلیم که مزد از خدا طلب کنیم؟ این که من فکر می کنم عملم در مقابل خداوند تبارک و تعالی شایسته مزد است، نشانه کبر و غرور است. واقعا این کار شایسته مزد است؟ یعنی در مقابل خداوند تبارک و تعالی این عمل ارزش داشت که بگوییم مزد این عمل را به ما بده؟

مثلا تلی از خاک ریخته، کوچه را بسته. مورچه ای بیاید با دهان خودش یک دانه از این خاک ها را بردارد به این نیت که لطف کند تا کوچه تمیز شود. ما - با این قیاس مع الفارق - خنده‌مان نمی گیرد این مورچه بیاید بگوید این همه برایت کار کردم، بیا مزد ما را بده؟
کارهای ما در مقابل خداوند چقدر عظمت دارد؟ مزدگرایی یعنی من قائل به این باشم که کارم ارزش دارد. این ضعف است. بنده قائل به این نیستم بدون بهشت و بدون جهنم بتوانم آدم خوبی باشم؛ ولی قائل به این هم نیستم که این کاری که برای خدا می کنم ارزشی دارد. هیچ ارزشی ندارد. آنقدر عظمت خدا و کارهایی که خدا برای ما می کند زیاد است، که اصلا در مقابل این کارها، کار ما هیچ هم نیست.

2. سبب دانی : یعنی اخلاص و رابطه علّی و معلولی زیاد با هم جور در نمی آید؛ الذین یؤمنون بالغیب. سبب دانی یعنی فکر کنیم دلیل اینکه کاری را برای خداوند تبارک و تعالی انجام می دهیم، روابط و قوانین علّی و معلولی است. بنده این کار را می کنم، اثرش این خواهد شد. خدا یک کاری می کند که اثرش آن خواهد شد! سبب دانی، از ضعف سلوک است. مرحوم شاه آبادی این را این گونه باز می کند : «ضعف تدبیر و تعقل و استدلالات عقلیه را با سبب دانی تکفیر نکنید.» تکفیر یعنی پوشاندن.
گرچه سبب قبول شدن در دانشگاه درس خواندن است، نمی خواند. توکل به خدا می کند و می زند به خط؛ ضعف تدبیر. عقلانیت خودتان را با این مدل نفی سبب دانی تکفیر نکنید؛ نپوشانید.

سبب دانی بعد از مبانی و استدلالات عقلیه است. یعنی مثلا سال 59 شده، بنده هر کاری بکنم از این اسلحه بیشتر به من نمی دهند. تدبیر هایم را به خرج دادم، لابی هایم را با اسلحه فروش ها بستم، به این نتیجه رسیدیم که این یک اسلحه دیگر آخرش است! حالا اگر اعتقاد داشته باشی یک تیر من به اندازه 10 تیر مشرکین می ارزد، بابت این اعتقادت تیرت بسیار ارزش پیدا می کند. سبب دانی بعد از استدلالات عقلیه، ضعف سلوک است. و قبل از استدلالات عقلیه، باز هم ضعف سلوک است.

کسانی که رابطه علّی و معلولی را قبل از اینکه عقلشان را به کار ببرند، نفی می کنند، ضعیف اند. وقتی رسیدیم به این جا و دیگر چاره ای نیست و من دیگر نمی توانم از استدلالات عقلیه ام استفاده کنم، حالا دیگر بحث توکل است.
اول استدلالات عقلیه. خداوند تبارک و تعالی به کسانی که غیر عقلانی به مسائل عبادی و مباحث دیگر نگاه می کنند برکت نمی دهد. اول باید استدلالات عقلی چک شود. یکی از بحث های خیلی جدی اصول فقه تشیع، این است که اول عقل را بتوانی راضی کنی؛ کلّ ما حکم به العقل، حکم به الشرع و کلّ ما حکم به الشرع، حکم به العقل. 

اول می گوید عقل، بعد می گوید شرع. هزار و هفتصد و خورده ای روایت راجع به تدبیر از امام صادق (ع) داریم که مطمئنا جمع های مذهبی ما دو تایش را بلد نیستند! وقتی این ها را به کار بستی، حالا رسیدی به جایی که می بینی الان علت و معلول جواب نمی دهد. ولی چاره ای نیست. اینجا اگر سبب دان بودی، ضعف است. آقا امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند اعرالله جمجمتک؛ این جا باید سرت را به خدا بسپاری. با 50 نفر 30 روز می توانی خرمشهر را در مقابل 4 لشکر مکانیزه نگه داری.

+ رفع موانع سلوک

نقش سن و سال و تجربه در بحث شرک برای مردم مؤمن خیلی نقش مؤثری است. هر چقدر سن شما بالاتر می رود، نقش این گزینه در زندگی شما ملموس تر خودش را نشون می دهد. و تجربیات. بسیاری از مسیر ها را جلو می روی، زمین می خوری، بالا می آیی، پایین می روی. هر چه جلوتر می روید، این بحث ها در ذهن شما پخته تر خواهد شد و این پختگی لازمه ی سلوک است. اجازه نمی دهند به این سادگی افراد مثلا در 17 - 18 سالگی یه دفعه به قرب برسند. کسانی که در 17 - 18 سالگی به قرب می رسند، استثنائات تاریخ هستند. مثلا همین شیخ انصاری. یا مثلا کتابی که حضرت امام در 23 سالگی نوشته که شرح جمود عقل است، کتابی است که 80 ساله ها هم نمی توانند بفهمند! این ها استثنائات هستند. این استثنائات در هر بیست سالی، پنجاه سالی یک دانه اش شاید متولد بشود.
نباید عجله کنید راجع به این مباحث، که کاملا برایتان ملموس باشد. همین که در مسیر باشید و آرام آرام سعی کنید این چیزها را در زندگی‌تان پیاده کنید کفایت می کند.


√ پاسخ به سوال ها :

- شهدایی که با سن های پایین به این درجه رسیدند که کتاب های اخلاقی نخونده اند، دوره ای نگذرانده اند، این چطور بوده؟
پاسخ : شانس آوردند! ما نمی توانیم استثنائات تاریخ را برای 8 میلیارد نفر آدم به عنوان الگو معرفی کنیم. در شهادت بعضی از اوقات باز است، بعضی اوقات باز نیست. و نمی شود این را قانون معرفی کرد. شما چرا می گویید 13 - 14 ساله؟ چرا نمی گویید علی اصغر 6 ماهه؟ چرا نمی گویید عبدالله بن حسن؟ چرا نمی گویید قاسم بن الحسن؟ یک سری چیزها در مصلحت خداوند تبارک و تعالی هست، ما برایش توضیح خاصی نداریم. و شهید با شهید خیلی فرق دارد. و روایت هایی داریم از جمله «مداد العلماء افضل من دماء الشهدا».

- بحث اخلاص که شد برای من مشکلی ایجاد شد، احساس کردم بیشتر اخلاص بر می گردد به نیت. یعنی آن لحظه چه نیتی کنیم؟ چطوری می شود که به آن درجه اخلاص می رسد؟ اخلاص بر می گردد به نیت؟
پاسخ : بیشترش به نیت بر نمی گردد. نیت ها خیلی وقت ها صاف است، در وادی عمل که می رویم، خیلی از نیت هایی که صاف است کج می شود و چون دائم در حال انابه و چک کردن رو به قبله بودن نیستیم، خراب می کنیم.

- در بحث انابه می توانیم به وسیله ی عقل بفهمیم در مسیر هستیم یا نه؟
پاسخ : خیر. به وسیله ی فقه می توانیم. بعد در مبانی فقه، استدلالات عقلیه هم داریم.

»»» فقاهت و تسلط مراجع تقلید ما بر فقه، بالا و پایین دارد. مثلا یکی خیلی وقت است خارج درس می دهد، یکی کمتر، یکی خیلی مسلط است. کلا در بحث اجتهاد مراجع ما مقداری بالا و پایین هستند. این یک گزینه است. گزینه بعدی در مرجعیت، آگاهی از شرایط زمانه و تطبیق دادن مسائل فقهی با زمان حاضر است. در این گزینه، اطلاع مراجع ما از شرایط زمانه، با مقام معظم رهبری، زمین تا آسمان فرق دارد. یعنی شما دو گزینه دارید : یکی اجتهاد داشته باشد، یکی هم آگاهی نسبت به شرایط زمانه. آگاهی ایشان نسبت به شرایط زمانه را اصلا نمی شود با هیچ مرجعی مقایسه کرد. جهان اسلام را رهبری می کند، مشخص است آگاهی اش خیلی فاصله دارد. بنابراین از نظر من با این دو استدلال، مرجع اصلح و اعلم مقام معظم رهبری هستند. خیلی هم فاصله زیاد است.

»»» اخلاص عام و خاص جلسه قبل را حتما گوش بدهید. وقتی کاری برای خدا می کنی، اگر توبیخ ات کند و ناراحت شوی، اخلاص خاص نداری. اخلاص عام ممکن است داشته باشی. ثانیا آیا جای بازگشت هست؟ بله. اگر انسان دوبار بنشیند فکر کند که چرا ناراحت شدم؟ نباید ناراحت می شدم، بعد به نتیجه برسی که اشتباه کردی، اخلاص ات هم سر جایش برمی گردد.

- آیا قضا شدن نماز صبح ما را از مسیر سیر و سلوک خارج می کند؟
پاسخ : اگر تعمدی باشد، بله حتما تأثیر دارد. بعضی وقت ها ممکن است نماز صبح قضا شود، ولی کسانی که برنامه زندگی‌شان طوری‌ست که عبادت برایشان خیلی مهم است، معمولا این اتفاق ها برایشان نمی افتد.

- ربط آیه «من أعرض عن ذکری فانّ له معیشةً ضنکا» با بحثی که الان داشتیم چیست؟
پاسخ : کاملا ربط دارد. ذکر به معنای در مسیر قبله بودن، انابه و اخلاص است و کسی که از این مسیر فاصله بگیرد، زندگی مشکلی خواهد داشت.

- چرا در مفاتیح برای اعمال این اندازه ثواب نوشته شده است؟
پاسخ : مفاتیح یک مسیر عمومی است دیگر. باید به محتوای دعا خیلی فکر کنیم.

- در بحران، همه چیزهایی را که اشاره کردید، فراموش می کنیم.
پاسخ : خیلی ها این گونه اند. باید تمرین کنیم. بتدریج درست می شود ان‌شاءلله.

- منظور از فقه، فقط رساله است؟
پاسخ : بله. فقه در معنای حوزوی اش، اول حتما رساله می خوانند، بعد لمعتین، بعد مکاسب. این مسیری است که شناخت‌تان خیلی قوی تر می شود؛ ولی برای غیر حوزوی ها فعلا همان رساله و استفتائات کافی است.

- فرق اخلاص و تواضع؟
پاسخ : خیلی فرق دارد. اصلا ربطی ندارند به هم.

- گفتید 4 صفت برای قرب اتفاق می افتد : کرامت، غفاریت، رزاقیت. چهارمی اش؟
پاسخ : چهارمی اش ستاریت است. چهار صفت الهی که اگر در ما جلوه کند، در مسیر قرب به شدت مؤثر است. حتی از سفر حج مؤثرتر! کرامت یعنی بزرگواری. رزاقیت یعنی روزی را از خدا دانستن و مثل خداوند تبارک و تعالی روزی‌رسان بودن. غفاریت یعنی بخشیدن قبل از اینکه برای عذرخواهی به سراغ شما بیایند. و ستاریت یعنی عیب خلق را پوشاندن. این چهار صفت تأثیرش از صد هزار حج عمره در مسیر قرب بیشتر است.
 
- جلسه قبل در مورد تمرکز حواس فرمودید، آقای بهجت گفته بودند اگر کسی درک کند در محضر خداست، نیاز به تمرکز حواس روی یک سری حرکات نیست. حالا این دو با هم جمع می شود؟
پاسخ : تمرکز به معنی مراقبه است. یک مراقبه داریم که مراقبه تمرکزی است. در عرفان های وارداتی دارند روی این کار می کنند. حالا چه عرفان های غربی، چه عرفان های اروپایی، آفریقایی، سرخ پوستی و حتی هندی و دالایی لامیایی و .. همه در بحث تمرکز کار می کنند.
من تمرکز را به معنای مراقبه گفتم. مراقبه به این معناست که شما باید دقت داشته باشی همیشه در مسیر خداوند تبارک و تعالی قرار داشته باشی. خودت و نفس ات را به فراموشی نسپاری. بنده یک کتاب کامل 400 صفحه ای از وین دایر خوندم ببینم تمرکز یعنی چه. 400 صفحه وقت گذاشتم روی اندیشه های این مرد. شاید الان علمی ترین و منصفانه ترین و صادقانه ترین عرفان وارداتی، همین وین دایر است. هر چقدر فکر کردم که ببینم این مراقبه که می گوید، چیست و باید چه کار کنم، نفهمیدم!

در دین‌ ما تمرکز و مراقبه در یک مسیر معرفی شده است. یعنی شما وقتی خلوت می کنی و تمرکز می گیری، در این مسیر باید دقیق فکر کنی راجع به این چیزهایی که خدا به شما می گوید. یک خط قرمز دارد. یک تفکر معمولی که اصلا نباید به این ها تمرکز کنیم، یک تفکر واجبه داریم که راجع به این باید تمرکز کنیم. یک تفکر مباح داریم، یک تفکر مستحب داریم. ولی تمرکز به این معنایی که بنده در خودم فرو برم و یوگایی فکر کنم و این مدلی باشم، این ها وارداتی است! اصلا ما به این ها توجهی نداریم؛ لذا از کلمه تمرکز هم زیاد استفاده نمی کنیم. همان مراقبه را می گوییم. همان گونه که علما و بزرگان دینی ما دستور داده اند.
ولی تمرکز به معنای مدیتیشن، یک سری چیزهای مادی دارد. روی یک چیزهایی می توانی تمرکز داشته باشی. در مراحل بالاتر، شما حتی می توانی با مدیتیشن درد را هم از بدنت خارج کنی. مثلا می توانی خستگی و خواب را فراموش کنی. این ها استفاده های صحیح از مدیتیشن است. ولی اصلا نمی شود استفاده ی بصیرتی و عرفانی و قربی از مدیتیشن کرد. مدیتیشن یک فن مادی است. مثل اینکه شما می توانی با دویدن، با دوچرخه سواری، پاهایت را ورزیده کنی. قاطی کردن مباحث مادی با مباحث عرفانی در عرفان های وارداتی غربی، خطرات خیلی بزرگی برای ما دارد. نباید به آن سمت ها برویم. اصلا هم توصیه نمی کنم برادرها خواهرها - مخصوصا کسانی که طلبه هم نیستند - به دنبال این مباحث بروند؛ چون  قدرت تمیز لازم دارد.

- راه کنترل عصبیت؟
پاسخ : کنترل عصبیت، "واستعینوا بالصبر و الصلوة". اولا هر باری که شما در مقابل عصبی شدن ات صبر می کنی، برای دفعه بعد یک درجه جلوتری. بالاخره به جایی می رسی که اصلا عصبی نمی شوی.
 "والصلوة"؛ و دوم اینکه یک وقت هایی عصبیت شما موردی نیست. یک اتفاقی افتاده. یک موردی، یک برهه ای، یک بحرانی اتفاق افتاده، این بحران چند روز به اعصاب شما فشار می آورد. "نماز". پشت سر هم نماز بخوان. کاملا صبرت در مقابل آن بحران بالا می رود.
گفتیم از مبناهای سلوک دو تا مطلب است :
1. فقه
2. استدلالات عقلیه
ترک عادات مألوفه یکی از بحث هایی هست که در جلسه بعد راجع به توبه، ان‌شاءالله به آن خواهیم پرداخت.


دانلود صوت سخنرانی