شنبه 22 تیر 1392
 » متن سخنرانی | شرح اوصاف الاشراف «قسمت 5»

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
ششمین جلسه تشکل عقیدتی - سیاسی «آحاد حزب الله»
16 / 04 / 1392 - حسینیه سیدالشهدا (ع)
موضوع : اوصاف الاشراف «قسمت پنجم»


5 . ممانعت

منع نفس حیوانی از اطاعت دو قوه شهوت و غضب.

اولین قسمت ممانعت بحث به خود نفس بر می گردد. نفسی که حیوانی است و دو خصوصیت دارد؛ غضبناک و شهوت‌ناک می شود.

وقتی می گوید نفس حیوانی، یعنی نفس حیوان بر دو گزینه غضب و شهوت استوار شده است.

وقتی می گوید ممانعت یعنی منع نفس حیوانی از اطاعت ِ دو قوه غضب و شهوت. دو قوه غضب و شهوت دو قوه مفیدی هستند؛ به شرطی که فرمان‌بُردار باشند نه فرمانده!

اگر غضب و شهوت انسان فرمانبردارش باشند بهترین وسیله برای زندگی کردن است، اما اگر فرمانده باشند - که بررسی می کنیم - همان خصوصیات حیوانی است.

قسمتی از وجود ما را خداوند برای استفاده درست خلق کرده و حیوانی بودن یعنی استفاده ی غلط. فرض کنیم حیوانی، گاوی یا الاغی ایستاده باشد و شما با وسیله ی تیزی مثل سوزن به این حیوان بزنید، چه کار می کند؟ بلافاصله و بدون مکث عکس العمل نشان می دهد.

این را غضب حیوانی می گویند؛ غضب حیوانی غضبی است که وقتی این شخص اعصابش تحریک شد بلافاصله عکس العمل نشان می دهد.

غضب حیوانی دقیقاً قوانین فیزیکی را رعایت می کند مثل قانون نیوتن. هر عملی عکس العملی دارد؛ دقیقاً در خلاف جهتش و با همان قدرت. وقتی شما توپی را به دیوار می زنید دیوار برای بازگرداندن توپ تأمل نمی کند که یک استراتژی داشته باشد. دیوار همان طوری که شما توپ را می زنید همان طور بر می گرداند.

منع نفس ناطقه از اطاعت نفس حیوانی.

اولین کاری که نفس حیوانی بعد از تحریک شدن انجام می دهد، این است که شروع به تحریک زبان می کند.

بعضی وقت ها زبان قلم است، یعنی بلافاصله یک گفتاری ایجاد می شود. غضب غیر قابل کنترل و فرمانده [نه غضب فرمانبَر]، سریع یک گفتار ایجاد می کند که این گفتار می تواند یک نطق باشد، می تواند یک نوشته باشد، یک تلفن یا یک پیام باشد.

اولین کاری که در بحث منع انجام می دهیم این است که اجازه ندهیم تحریک غضب به گفتار بکشد.

حتی در دعواها هم همینطور است که طرف می گوید اگر فحش بدهی فحش می دهم! این فحش دادن نفس غضبیه ی حیوانی است.

در برخورد با اینکه غضب به گفتار کشیده نشود، ممکن هست ما مُحق باشیم و تأمل کنیم ولی در بعضی مواقع ممکن هم هست محق نباشیم، اگر جواب بدهیم اشتباه هم کرده ایم. در قسمت دوم اگر اشتباه کنی دقیقاً نفس را پروار کردی، یعنی اگر در جایی که محق نیستی جواب بدهی، حتی در مقابله با جاهلان، "اذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالوا سَلاما"، دستور قران "قالوا سلاما" است، اگر جاهل با شما بحث کرد سکوت و صبر کن.

اما جاهایی که ما محق هستیم، باید هم جواب بدهیم، گرچه منشأش غضب است، اینجا اگر جواب بدهی نفس تکان نمی خورد، اخلالی ایجاد نمی شود، اگر جواب ندهی نفس ضعیف می شود و چون نفس ضعیف می شود آن جاهایی که شما محق نیستی، بهتر می توانی نفس را کنترل کنی.

بنابراین جواب ندادن در مواقعی که حق هم با ما است باعث کنترل و ضعیف شدن نفس می شود، که در جاهایی که حق با ما نیست راحت تر بتوانیم کنترل کنیم.

به عنوان مثال در فشارهایی که اطراف شما اعم از خواهر، برادر، پدر، مادر و دوستان بر شما می آورند، در این جور مواقع و در جاهایی که محق هستی، یک بار دو بار ده بار بیست بار، کنترل کن، بهترین زمینه و آزمایش است برای زمانی که شما محق نیستی تا بتوانی نفست را کنترل کنی.

پس سکوت یعنی نرساندن تحریک قوه غضبیه به نطق، باعث می شود که من و شما نفس را ضعیف کنیم.

سوال : اثر تربیتی در این بحث چیست؟

جواب : مثلا ترحم بر پلنگ تیز دندان، ستم کاری بود بر گوسفندان. کسی می تواند مربی باشد که خودش را ساخته باشد. آقا امیرالمؤمنین(علیه السلام)غضبناک می شدند اما غضب تحت کنترل آقا بود.

بعضی مواقع ما معلّم تربیتی نیستیم و نقش معلّم را بازی می کنیم!

اول باید بتوانیم خودمان را بسازیم. هر وقت نفس به آن لاغری مورد نظر رسید و احساس نکردید که برای شما خطرناک است، می توانی در علوم تربیتی وارد بشوید.

اینکه من و شما بعضی اوقات بخاطر تربیت شخص عکس العمل نشان می دهیم، اگر واقعاً بخاطر تربیت شخص است که هیچ، ولی اگر فریب دادن خودمان است و بخاطر تحریک عصبی داریم واکنش نشان می دهیم، نباید پای تربیت شخص نوشته شود، اینجا هدف تربیتی نبوده!

بحث الان ما اصلاً تربیتی نیست، بحث سر این است که اول باید خود را ساخت و بعد این انسان خود ساخته در محیط خانواده، باید چه عکس العمل هایی نشان دهد. فعلاً بحث ما خود سازی است.

سؤال: غضب مثبت چیست؟

جواب: اگر غضب فرمانبَر انسان باشد، مثبت است. فرمانبَر یعنی شما از قوه غضب برای کارهای مثبت استفاده می کنی.

پس ممانعت سه مطلب شد : 1/ کنترل غضب و شهوت. 2/ برخورد با این دو قوه 3/ نکشاندن بحث غضب و شهوت به قوه ناطقه. یعنی گفتار ایجاد نشود، سکوت مطلق، نفس آرام آرام رام می شود.

 

6 . ممارست

 اطاعت نفس حیوانی از عقل عملی.

بعد از ممانعت، یعنی در جریانی که شما اجازه نخواهید داد غضب به رفتار بکشد و فرمانبَر است، به ممارست می رسید. ممارست یعنی غضب و شهوت را با عقل فرماندهی کردن.

اطاعت به این معنا که هر جا بحثی بین شما و نفس پیش آمد، لازم نیست برای نفس شرح بدهی، یا نفس امّاره در برابر شما مقابله یا مقاومت کند و توجیه کند. در جا اطاعت می کند.

اصلا توضیح نمی دهد و توجیه هم نمی شود. مواقعی که شما برای غضب و شهوت خودتان در حال توجیه کردن هستید معلوم می شود که این نفس هنوز فربه است و آن ضعفی که شما لازم دارید را ندارد و توجیه می کند.

دین یعنی باید نباید، بله و نه. چشم نکته اساسی بحث اطاعت است.

پس توجیه نشان دهنده این است که به ممارست نرسیده اید.

نکته بعد ملکه ساختن فضایل الهی در نفس انسانی. بعد از اینکه شما آرام آرام مقاومت کردی و اذیت شدی و به خودت فشار آوردی، تبدیل به فضایل می شود.

حالا از کجا باید بفهمیم تبدیل به فضائل شده؟ فضیلت نفسانی از کجا تشخیص داده می شود؟ الان می توانم غضبم را کنترل کنم، آیا الان که می توانم، این کنترل تبدیل به فضیلت شده یا نه؟

- احساس خشنودی کردن از این کار. این جواب درست است.

احساس خشنودی از کنترل معلوم می شود که به فضیلت تبدیل شده است.

دیگر تحمل نمی کنی، خشنود هستی. بابت کنترل غضب و شهوت و این که نفس حیوانی را مهار کردی، کیف می کنی. صبر و سکوت نمی کنی، در خودت نمی ریزی. بلکه لذت می بری.

مقام بالای کنترل مقامی است که انسان ها از کنترل غضب خود لذت می برند. و خیلی مقام بالایی‌ست.

ما خیلی اوقات در درون خودمان می ریزیم! مهم ترین قهرمانان کنترل نفس ما کسانی هستند که سکوت می کنند. در ورای این سکوت آیا لذت می برند یا درد می کشند؟ این وجه تمایز سلوک با عرفان و عبادت است.

ممکن هست که شما دو تا پنج درصد به فضیلت رسیده باشید، همین را قدر بدانید و شکر کنید تا تکثیر شود. "لئن شکرتم لازیدنّکم"  تا ان شاء الله برسد به بیست تا سی درصد.

خدا رحمت کند مرحوم مدرس افغانی که بهترین مدرس صرف و نحو تاریخ حوزه هستند، ایشان همیشه تکیه کلامشان این بود «ان شاءالله بعد نود و پنج سال که مجتهد شدید» یعنی از همان ابتدایی که ما تبصرةُ المتعلّمین و شرح امْثَله می خواندیم می گفتند بعد از نود و پنج سال که مجتهد شدید، این قسمت به درد شما می خورد. مسیر را طولانی نشان می دادند.

پس ممارست بعد از ممانعت، انسان ها به نقطه ای می رسند که از کنترل غضب خود لذت می برند.

اینجا بحث "عموم و خصوص" مطرح می شود. رابطه غضب و شهوت کدام یک از "عموم و خصوص" است ؟ کدام یک زیر مجموعه قرار می گیرد؟

عموم خصوص مطلق است و من وجه نیست . چرا؟ چون شهوت جزء غضب است.

منشأ تمام مشکلات بشریت غضب است. شهوت در غضب کاملا حل است. یعنی انسانی که نمی تواند غضبش را کنترل کند حتماً نمی تواند شهوتش را کنترل کند.

{اصطلاح} "عموم و خصوص" مثل "مجموعه و زیر مجموعه" در ریاضی است.

من وجه یعنی این قدر با هم وجه اشتراک دارند، مطلق یعنی داخل غضب است.

الغضبُ مِفتاحُ کلّ شرّ. غضب کلید است یعنی باید در باز شود بعد شهوت را از اتاق بیرون بیاوری.

سؤال: غضب به سراغمان می آید احساس هم می کنیم به هم می ریزیم اما ابراز نمی کنیم. این کدام مرتبه است؟

جواب: شما در مرحله ممانعت هستید یعنی نکشاندن بحث قوه غضبیه به قوای ناطقه.

سؤال: در مواقعی که طرف بزرگتر یا بالاتر هست اگر کوتاه بیاییم این کنترل است؟

جواب: این ربطی به نفس ندارد، شما به دلیل احترام و ترس کوتاه می آیید. کوتاه آمدن ربطی به کنترل ندارد.

شاگردهای مرحوم آیت الله تبریزی تعریف می کردند ایشان وقتی بر روی منبر می نشستند، کنار منبر جامهری بوده که در آن سنگ وجود داشته، طلبه ای که "اِن قُلت" می آورده توضیح می داده و قانع نمی شده، مثلا دفعه چهارم سنگ بر می داشته و به طلبه می زده. می گفتند که من غضبم را در این سنگ کنترل می کنم.

سوال : اگر کسی غضب و شهوتش را کنترل کند فطرتاً احساس لذت می کند؟

جواب : اصلا این گونه نیست! خیلی از آدم ها با کنترل غضب زجر می کشند و تحمل می کنند.

اگر شما در این نقطه هستید حتماً ممانعت را رد کرده اید.

 

7 . محاسبه

 بعد از اینکه شما ریاضت را رد کردید و به ممانعت و ممارست رسیدید، از الان وقت محاسبه است.

اولین کار در محاسبه سنجش است. سنجش یعنی میزان کارهایی که انجام دادید.

خواجه نصیر قبل از محاسبه از کلمه سنجش استفاده کرده و خیلی نکته ظریفی دارد که اصلا سنجش و میزان محاسبه به چه دردی می خورد؟

مثلا من امروز شش بار غضبم را کنترل کردم، دو بار کنترل نکردم، اینجا باید قبل از اینکه محاسبه کنی یک سنجشی داشته باشی.

 حالا کسی می تواند بگوید این سنجش چه سودی در مسیر سلوکی و عرفانی ما دارد؟

- باعث می شود نقص هایمان را بشناسیم؟

نه، سنجش یعنی وزن کردن عملی که انجام دادیم.

موازنه ی قبل از محاسبه یک نکته ظریفی دارد. موازنه یعنی چه چیزی به دست آوردم چه چیزی از دست دادم، این معنای موازنه است.

با موازنه انسان راغب تر می شود. مثلا می گوید من امروز دو تا داد زدم چه چیزی دستم را گرفت؟! به چه دردم خورد؟!

دو تا داد هم نزدم. دو تا دادی که زدم و نزدم هر دو گذشت الان چه چیزی دست من را گرفت؟ اول انسان به نقطه رغبت می رسد.

سلوک و عرفان بدون راغب بودن و میل قلبی خیلی سخت است. لذا اینجا خواجه نصیر به آن چهار مرحله موازنه و سنجش را اضافه می کند، برای اینکه ما راغب باشیم.

بعد از سنجش و محاسبه سراغ مراقبه می آید. یعنی بتوانیم حتماً و حتماً در برنامه ریزی شخصی مراقبه داشته باشیم.

دو دستور العمل خدمت شما عرض می کنم، هر کس علاقه داشت انجام دهد، برای این دو چلّه بگیرید.

دستور العمل اول: داشتن یک برگه ی محاسبه ی اعمال به صورت چلّه ای.
هم گناهان و هم حسنات را داشته باشید.

نمونه ای از برنامه های چلّه ای حضرت آیت الله مظاهری را اِن شاء الله در اختیار شما قرار می دهم. مثلا یکی از مواردی که آیت الله مظاهری خیلی جدّی بر روی آن کار می کردند بحث نماز اول وقت بود، بعد جماعت خواندن نماز باز هم نمره داشت.

بحث کنترل غضب خیلی جدی گرفته می شد و همچنین بحث چشم، زبان و ...
یک محاسبه فنی بود که به بچه های جنگ می دادند. این دفترچه به صورت رمزی بود بنابراین هر چه نوشته شود هیچ کس متوجه نمی شود.
نمره ای که شما در پایان این محاسبه در شبانه روز می گیرید، برای شما ایجاد رغبت یا ایجاد خوف می کند.

متوجه می شوید که الان بالا رفته اید یا نه. چون در مسیر عرفانی جلو می رویم حتماً به کبر نمی رسیم، اگر در مسیر بی خودی بود این محاسبه دستش را نمی گیرد.

زمان جنگ شب هایی که خیلی خسته بودیم و چون این محاسبه ده دقیقه تا یک ربع طول می کشید، با بدبختی زیر نور فانوس بررسی می کردیم. با وجود خستگی وقتی نمره ی بدی می گرفتیم از ناراحتی خوابمان نمی برد و وقتی هم که نمره خوبی می گرفتیم از خوشحالی نمی خوابیدیم. کلاً این محاسبه خواب را از چشم انسان می برد.

اگر این چلّه در ماه مبارک رمضان باشد چون شما خوب خواهید بود و این محاسبه آنقدر رغبت ایجاد می کند که بعد از ماه رمضان دلت نمی آید آن را خراب کنی، به همین دلیل این چلّه را قبل از ماه رمضان گذاشتم.

در حین محاسبه نقاط استراتژیک هم وجود دارد، هر چقدر خلوت  آدم ها بیشتر باشد، نمره ی بالاتری دارند. مراقب باشیم فریب نخوریم. محاسبه در ماه رمضان یا در کربلا شما را فریب ندهد! برای ایجاد رغبت خوب است.

بعد از اینکه از اینجا گذشتید باید به سه نوع تقوای خود نمره بدهید.  سه تقوای مشهور کدام است؟ تقوای پرهیز، تقوای گریز، تقوای ستیز.

شما باید این سه تقوا را پروار و قوی کنید.

تقوای گریز : مواردی در زندگی ما وجود دراد که اصلاً نیازی به نزدیک شدن نیست و به این خاطر قرار داده شده که ما از این ها گریز داشته باشیم.

باید در زندگی شناخته شود و شروع به حذف کنیم.

مثلا فلان خیابان اصلا نیازی نیست که رد بشوم، در این شغل نیازی نیست که باشم، نیازی نیست که این لباس را بپوشم و ... همه ی این ها را باید شروع به حذف کردن کنیم.

وقتی به تقوای گریز می رسیم اولین کار حذف است یعنی حذف مباحث و مسائلی که در زندگی ما نیازی نیست و اتفاقا فکر می کنیم خیلی از این موارد را نمی شود حذف کرد. مثلا طرف فکر می کند که نمی تواند شغلش را عوض کند در صورتی که "مَن یَتّقِ الله یَجْعَل لَه مَخرجاً و یَرزُقهُ مِن حیثُ لا یَحْتَسِب. می شود این کار را کرد شما نیت بفرمایید خدا می رساند.

پس اول باید تقوای گریز خود را چک کنیم، آیا گریز لازم را از چیزهایی که زندگی ما را آلوده کرده انجام داده ایم یا نه؟ اگر گریز را چک نکنید برای مابقی تقواها بی خیال شوید، اصلا نیازی نیست بقیه را هم چک کنید.

کسی که نمی تواند تقوای گریز داشته باشد اصلا بی خیال تقوای پرهیز و ستیز باشد.

تقوای پرهیز : فرق تقوای گریز و پرهیز چیست؟

جواب : نمی توانیم فرار کنیم ولی باید پرهیز کنیم.

مثال - در مهمانی ای شرکت کنی که فضای مناسبی ندارد ولی اجباراً هستی و پرهیز می کنی. گریز این قضیه چیست؟ اول باید گریز را چک کنی، اگر می توانی نروی نباید بروی ولی وقتی برای تقوای گریز راه حلی نداریم نوبت به تقوای پرهیز می رسد.

در همین تقوای پرهیز در این مهمانی مثلا پانزده تا گناه پیش می آید شما باید چند تا گناه انجام ندهی؟

جواب: پانزده تا را.

بحث در تقوای پرهیز این است که ممکنه دو تا گناه را انجام بدهی. موضوع این است که شما تقوای پرهیز داشته باشید.

یعنی شما با نیت بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیم که من می خواهم پرهیز کنم باید وارد شوی.

اگر شما با این نیت وارد شدی، دو تا گناه هم انجام دادی، خداوند تبارک و تعالی در مسیر شما نقص ایجاد نمی کند.

ولی اگر بدون نیت تقوای پرهیز وارد شدی، یک گناه انجام بدهی کار را خراب می کند.

یعنی در این مکانی که می خواهی بروی اول باید ببینی که چقدر حواست به خدا هست؟ وقتی شما با بسم الله و تقوای پرهیز می روی یعنی خدایا در این مهمانی با حواسی که به تو جمع است می روم.

"اعوذُ بالله مِن نَفسی، اَعوذُ بالله مِن الشَیْطان الرّجیم ، اُفوضُ اَمری اِلی الله" این ها اذکار تقوای پرهیز است.

تقوای ستیز : این را تعریف کنید و مثال بزنید.

- به معنای جنگیدن است.

کجا تقوای ستیز پیش می آید؟ جایی که قصد اصلاح داشته باشیم. با قصد اصلاح، بنده وظیفه ام هست که حمله کنم.

تقوای ستیز می شود امر به معروف و نهی از منکر لطلب الاصلاح.

آقا امام حسین(علیه السلام) فرمودند: لِطَلب الاصلاحِ فی امّتِ جَدّی، نگفتند اصلاح فی امت جدی.

چرا؟ طلب را برای چه به کار بردند؟

اول اینکه که من با نیت تقوای ستیز وارد شدم دوم برای چه؟
وظیفه، طلب اصلاح است. ما وظیفه مان طلب اصلاح است. آقا هم وارد شدند گفتند من نمی خواهم اصلاح کنم من می خواهم طلب اصلاح کنم، ممکن است که نشود.

 

+ مقامات سلوک

 6 مقام را خواجه نصیر عنوان کرده است.

خلوت، تفکر، خوف، حزن، رجاء، صبر و شکر.

خلوت : ازالة افکار مجازی و افکار حیوانی، ازالة دغدغه  های مادی، ترقی فکر از دغدغه های مادی به دغدغه های معنوی، راهنمایی فکر به خود نگری، مبارزه با دیگر نگری. این ها مراتب خلوت است.

اول اینکه خلوت برای چه؟ چون در بعضی روایات داریم که خلوت نباشد، دو تا باشید. یک نفر که باشید شما و شیطان هستید دو تا که باشید شما دو نفر هستید و شیطان و اما سه نفر که باشید  - البته سه نفر مؤمن - دیگر شیطان نیست.

منظور از خلوت یقیناً خلوت جسمی نیست. ممکن است بعضی آدم های ضعیف تا از نظر جسمی خلوت نداشته باشند نتوانند از نظر فکری هم خلوت داشته باشند.

خلوت به معنای یک حالت در خود بودن است که بعضی اوقات ممکن است این حالت مثلا برای منی که الان در حال صحبت کردن هستم هم، اتفاق بیفتد.

یعنی آدم ها با ممارست و تمرین می توانند یک جور مدیتیشین (meditation) داشته باشند که هر وقت خواستند در خودشان فکر کنند.

این حالت ممکن است جلوی تلویزیون یا در ورزشگاه یا در جمع و جلسه یا هر جایی که شما فکر کنید، اتفاق بیفتد.

خلوت یک ممارست فکری برای تمرکز است. آن کس که خلوت ندارد جلوت ندارد؛ منظور این خلوت است.

پس انسان ها می توانند در خود بروند، این قدرت در خود رفتن بستگی به تحلیل مغزی شما دارد که مثلا چقدر طول می کشد این مشکل را در خلوت خود حل کنید.
ممکن است با چند ثانیه بتوانی با ممارست مغزی مشکل را در خلوت خودت حل کنی.

در این فصل هایی که بر می شمرد، یقیناً این مدل خلوت باید در مسیر ترقی و تعالی باشد. غیر از این باشد خلوت شما مشکل دارد، عموم مردم خلوت برای آن ها مُضِر است.

برای چه؟ برای اینکه فکر، چارچوب و مبنای عقیدتی، سلوکی و عرفانی ندارد. خلوت باید در مسیر ترقی روحی و روانی شما انجام بگیرد. خیلی از مردم بیشتر نیاز به واعظ دارند تا خلوت.

لذا وقتی می گویند فلسفه اصلی اعتکاف خلوت است، چرا ما فلسفه اصلی را رعایت نی کنیم؟ برای اینکه مردم با خلوت به جایی نمی رسند. مردم یاد نگرفته اند از خلوت استفاده کنند.

 

چارچوب های خلوت: 

- اِزالة افکار مجازی و افکار حیوانی. یعنی در خلوت باید هر چیزی که سودی برای دنیا و آخرتت ندارد از فکر خود خارج کنی.

هر چیزی که در ذهن ما وجود دارد یا باید برای دنیای ما یا برای آخرت ما سود داشته باشد.

ممکن است شما خلوت مادی داشته باشی و تصمیم خوبی هم بگیری برای اینکه دنیای آبادی داشته باشی که این دستور قرآن است. بر شما واجب است دنیای خود را آباد کنید.

افکار مجازی یعنی فکرهایی که هیچ سودی برای دنیا و آخرت ما ندارد، خلوت با اوقات فراغت فرق دارد. مثلا بعضی اوقات خوابم نمی برد اگر خلوت کنم بدتر است، باید با چیزی که ذهن تو را درگیر می کند خلوت کنی.

بنابراین افکار مجازی اسمش خلوت نیست مثل آمال، آرزوها و رؤیاها. باید سعی کنی این موارد را از خلوتت خارج کنی.

چرا؟ حضرت امام(ره)خیلی جالب می فرمایند : افکار مجازی مانند پشه است که در اطراف سر تو می چرخد.

پشه ای که کنار گوش ما ویز ویز می کند ما را از کار و زندگی می اندازد!

یعنی دائم دنبالش می گردی که کجا نشست؟ کجا را می خواهد نیش بزند؟

پس یکی از تمرین های خلوت این است که وقتی می خواهم خلوت داشته باشم این قدرت را داشته باشم که در خلوت یک دقیقه ای تا یک ساعته ی خود افکار مجازی را به ذهنم راه ندهم، اِزالة کنم؛ اِزالة یعنی پاک کردن.

و افکار حیوانی. سود دارد ولی حیوانی است. مثلاً نقشه کشی برای غضب و شهوت که دو گزینه اصلی حیوانیت است. این نقشه کشی را هم باید از ذهن خود خارج کنی.

جلوتر که می آیی؛ ازالة دغدغه  های مادی.

یعنی در این خلوت سلوکی باید یک مقدار جلوتر بروی. وقتی قسمت اول را به ممارست رسیدی حالا باید بتوانی دغدغه های مادی را از ذهنت خارج کنی. باید بدن از زمین کاملاً رها باشد.

در مناجات شعبانیه مثال خلوت را برای رهایی از دغدغه های مادی داریم؛ و تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ. یعنی روح های ما در خلوت حرکت می کند، در هوا معلق می شود یعنی پا از زمین کنده می شود.

این یعنی رفتن در فضای کاملاً عرفانی که انسان دغدغه ی مادی ندارد.

بیشترین چیزی که کمک می کند تا ما دغدغه های مادی را از ذهن خود خارج کنیم بحث مرگ و رفتن است.

این دستور العمل برای یک دقیقه تا یک ساعت خلوت در روز است.

در همین یک دقیقه هم باید بتوانی این کارها را بکنی. کسی که نتواند ولو پنج دقیقه خلوت داشته باشد، این شخص حتماً در مسیر دچار مشکل می شود.

نکته بعد؛ ترقی فکر از دغدغه های مادی به دغدغه های معنوی. وقتی شما به مرگ فکر می کنید دغدغه های مادی به دغدغه های معنوی تبدیل می شود چون احساس می کنی آن چیزی که آنجا دست تو را خواهد گرفت، هیچ کدام از این دغدغه های مادی دنیا آن چیز را به تو نخواهد داد.

لذا اینجا احساس می کند که دغدغه های معنوی اش بیشتر می شود و می گوید ای کاش بتوانم کاری بکنم که برایم سودی داشته باشد.

قدم بعدی؛ راهنمایی فکر به خود نگری.

کسانی که خودشان را زیاد می بینند معمولاً دیگران را کم می بینند و در نتیجه به جایی می رسند که اصلا نمی بینند.

سال 68 مسجد حاج حکیم، خدمت مرحوم حضرت آیت الله حیکم سبزواری رسیدیم، از بی حجابی و بد حجابی در مشهد خیلی شکایت داشتیم، حدود بیست دقیقه ای بنده با لحن قاطعانه با ایشان صحبت کردم، بعد گفتند که اتفاقاً من شب ها وکیل آباد منبر می روم، از همان منطقه ای که شما می فرمایید رد می شوم، در مسیر بد حجابی ندیدم!

اولیای خدا وقتی به جایی می رسند آنقدر به خوشان توجه می کنند که چیزی نمی بینند.

اولیای خدا همیشه نسبت به جامعه خوش بین هستند، چرا؟ چون نمی بینند. و آدم هایی که مشکل دارند همیشه نسبت به جامعه بدبین، هتاک و تهمت زن اند، چون دائم دارند جامعه را می بینند.

باید در این خلوت یک ساعته یاد بگیریم فقط به خودمان فکر کنیم. من چه هستم؟؟ دیگران چه هستند فرافکنی است.

آخرش به این نتیجه می رسی که در این اوضاع نابسامان جهان، باز ما آدم خوبی هستیم. تا اوضاع نا بسامان جهان در ذهن می آید یعنی شیطان!

دقیقا من چه موجودی هستم؟ در خلوت باید به نقطه "من چه هستم" برسیم.

خلوت های ما بیشتر به فکر کردن درباه دیگران می گذرد!

در ادامه؛ مبارزه با دیگر نگری. اصلا به دیگران کاری نداشته باشد، دائم به این فکر کند که من چه طور آدمی هستم؟

من چه کار می کنم؟ مبارزه یعنی خارج کردن دیگری از ذهن.

وقتی انسان به این نقطه برسد تازه خلوت خودش را ایجاد می کند.

 در ماه رمضان به دلیل اینکه روزه هستید و ضعف وجودتان را می گیرد، ناخودآگاه سکوت می کنید و چون سکوت می کنید ناخودآگاه خلوت ایجاد می شود.
در همین خلوت به دلیل ماه رمضان و روزه که معمولاً خلوت های پاکی هم هست، برای پیاده کردن مراتب خلوت در وجودمان تمرین مناسبی است.

دستور اول محاسبه و سنجش، دستور دوم تمرین خلوت.

از سی ثانیه شروع کنید و ادامه بدهید در کلاس های یوگا و مدیتیشین هم همین گونه یاد می دهند، این ها دستورات دینی ما است که خرابش کردند.

سی ثانیه وقت بگیرید تک تک مراتب را انجام دهید، این جور جاها خیلی از مسائل برای انسان مکشوف می شود.

بعضی از کسانی که خدا خیلی دوستشان دارد وقتی خلوت ها قوی می شود، در خواب خودشان را می بینند که دقیقاً من چه هستم.

مرحوم حضرت آیت الله خویی در تفسیر "و تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ" می فرمایند: دیدن خود در دنیا و برزخ.

کار خلوت که خیلی بالا می کشد می تواند برزخ خود را با این خود نگری دقیق ببیند. این که حضرت آقای خویی می فرمایند می تواند ببیند در بیداری است ولی امکان دارد ما اگر خلوت قوی ای داشته باشیم بتوانیم در خواب، برزخ خود را ببینیم.

سؤال : در جامعه ای که خراب است خوش بین بودن حماقت است.

جواب : این مربوط به سادگی آدم هایی است که در جامعه می روند و ربطی به بحث ما ندارد. این یک بحث اجتماعی است و بحث ورود به تقوای گریز و ستیز را می گوید. بحث این سخن عرفانی نیست.

+ نکته : نگفتیم دیگر نگری نداشته باشید. آداب خلوت را گفتیم نه  آداب زندگی را. گفتیم در این یک ساعت خلوت باید این گونه باشیم.

سؤال : خلوت اگر خوب رعایت نشود، می تواند از آسیب های آن وسواس فکری باشد؟

جواب : بله حتماً همینطور است. اگر این مراتب در خلوت رعایت نشود، می تواند مُضر باشد و انسان را به جهنم ببرد. لذا مدیتیشن فی نفسه معلوم نیست خوب باشد، خلوت باید آداب و مراتب داشته باشد.

سؤال : از کجا بفهمیم وظیفه ما تقوای پرهیز یا ستیز است؟

جواب : از آنجایی که شما بتوانید کاری کنید که آن سیئه یا گناه از بین برود، شما باید به سراغ تقوای ستیز بروید. بدون اینکه تأثیر منفی بر شما بگذارد و احتمال خطر داشته باشد.

اگر تأثیر منفی می گذارد و احتمال خطر دارد یا احتمال داشته باشد که نتوانید آن سیئه را از بین ببرید شما موظف به تقوای پرهیز هستید.

 


دانلود صوت سخنرانی